←واکنشهای اهل سنت در مواجهه با حدیث مباهله
(←منابع) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۶۵: | خط ۲۶۵: | ||
[[محمد بن طلحه شافعی]] نیز میگوید: امّا درباره [[آیه مباهله]]، پس به تحقیق [[راویان]] مورد [[اعتماد]] و ناقلان دقیق آن را نقل نمودهاند که [[سبب نزول آیه]] {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا...}}... این بود که صبحگاهان ایشان با [[رسول خدا]] از [[منزل]] خارج شدند درحالیکه [[رسول الله]]{{صل}} حسین را به آغوش کشیده و دست حسن را گرفته بود فاطمه پشت سر آن حضرت و علی پشت هر دو ایشان میفرمود: «خدایا، ایشان [[اهل]] من هستند»<ref>{{عربی|أَمَّا آيَةُ الْمُبَاهَلَةِ: فَقَدْ نَقَلَ الرُّوَاةُ الثِّقَاتُ وَ النُّقَلَةُ الْأَثْبَاتُ، أَنَّ سَبَبَ نُزُولِ آيَةِ الْمُبَاهَلَةِ، هِيَ قَوْلُهُ تَعَالَى: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا...}}... فَلَمَّا أَصْبَحُوا، جَاؤُوا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ، فَخَرَجَ إِلَيْهِمْ مُحْتَضِنُ الْحُسَيْنِ آخِذاً بِيَدِ الْحَسَنِ وَ فَاطِمَةُ خَلْفَهُ وَ عَلِيٌّ خَلْفَهُمَا وَ يَقُولُ: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِي}}}}؛ مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، ص۳۷-۳۸.</ref>. | [[محمد بن طلحه شافعی]] نیز میگوید: امّا درباره [[آیه مباهله]]، پس به تحقیق [[راویان]] مورد [[اعتماد]] و ناقلان دقیق آن را نقل نمودهاند که [[سبب نزول آیه]] {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا...}}... این بود که صبحگاهان ایشان با [[رسول خدا]] از [[منزل]] خارج شدند درحالیکه [[رسول الله]]{{صل}} حسین را به آغوش کشیده و دست حسن را گرفته بود فاطمه پشت سر آن حضرت و علی پشت هر دو ایشان میفرمود: «خدایا، ایشان [[اهل]] من هستند»<ref>{{عربی|أَمَّا آيَةُ الْمُبَاهَلَةِ: فَقَدْ نَقَلَ الرُّوَاةُ الثِّقَاتُ وَ النُّقَلَةُ الْأَثْبَاتُ، أَنَّ سَبَبَ نُزُولِ آيَةِ الْمُبَاهَلَةِ، هِيَ قَوْلُهُ تَعَالَى: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا...}}... فَلَمَّا أَصْبَحُوا، جَاؤُوا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ، فَخَرَجَ إِلَيْهِمْ مُحْتَضِنُ الْحُسَيْنِ آخِذاً بِيَدِ الْحَسَنِ وَ فَاطِمَةُ خَلْفَهُ وَ عَلِيٌّ خَلْفَهُمَا وَ يَقُولُ: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِي}}}}؛ مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، ص۳۷-۳۸.</ref>. | ||
و بالاخره از میان [[متکلّمان]] نیز [[قاضی]] إیجی و [[شریف]] [[جرجانی]] آشکارا [[اعتراف]] کردهاند که از دیدگاه [[اهل حدیث]]، [[اخبار صحیح]] و [[روایات]] محکم دلالت دارند که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} برای مباهله با اهل نجران فقط [[امیرالمؤمنین]]، [[حضرت فاطمه زهرا]]، [[امام مجتبی]] و [[حضرت سیدالشهداء]]{{عم}} را فراخواندند<ref>المواقف، ج۳، ص۶۳۲-۶۳۳؛ شرح المواقف، ج۸، ص۳۶۷.</ref> که عبارات متکلّمان [[سنی]] در بررسی [[دلالت احادیث]] مطرح خواهد شد. روشن است که [[اقرار]] و اعتراف [[محدّثان]]، مفسّران و متکلّمان [[اهل تسنن]] به ثبوت [[داستان مباهله]] و [[تواتر احادیث]] آن، ما را از بررسی اسانید روایات [[بینیاز]] میکند؛ زیرا [[خبر متواتر]] مفید قطع و [[یقین]] است و دقت در اسانید آن از نظر [[علمی]] هیچ ضرورتی ندارد. در ادامه، متن این [[حدیث]] را از منابع معتبر [[اهل]] [[سنّت]] را مطرح میکنیم.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۵۸.</ref> | و بالاخره از میان [[متکلّمان]] نیز [[قاضی]] إیجی و [[شریف]] [[جرجانی]] آشکارا [[اعتراف]] کردهاند که از دیدگاه [[اهل حدیث]]، [[اخبار صحیح]] و [[روایات]] محکم دلالت دارند که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} برای مباهله با اهل نجران فقط [[امیرالمؤمنین]]، [[حضرت فاطمه زهرا]]، [[امام مجتبی]] و [[حضرت سیدالشهداء]]{{عم}} را فراخواندند<ref>المواقف، ج۳، ص۶۳۲-۶۳۳؛ شرح المواقف، ج۸، ص۳۶۷.</ref> که عبارات متکلّمان [[سنی]] در بررسی [[دلالت احادیث]] مطرح خواهد شد. روشن است که [[اقرار]] و اعتراف [[محدّثان]]، مفسّران و متکلّمان [[اهل تسنن]] به ثبوت [[داستان مباهله]] و [[تواتر احادیث]] آن، ما را از بررسی اسانید روایات [[بینیاز]] میکند؛ زیرا [[خبر متواتر]] مفید قطع و [[یقین]] است و دقت در اسانید آن از نظر [[علمی]] هیچ ضرورتی ندارد. در ادامه، متن این [[حدیث]] را از منابع معتبر [[اهل]] [[سنّت]] را مطرح میکنیم.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۵۸.</ref> | ||
== دلالت آیه مباهله == | |||
== نتایج استدلال به آیه مباهله == | |||
'''نتیجه نخست''': استدلال ما به آیه مباهله و گفتار و [[رفتار رسول خدا]]{{صل}} آن شد که [[خداوند متعال]] به [[رسول]] خویش امر کرد که علی{{ع}} را نفس خویش بنامد تا برای مسلمانان به وضوح روشن گردد که او پس از رسول خدا{{صل}} میآید و مقام [[امامت کبرا]] و [[ولایت عام]] پس از ایشان از آن اوست؛ چراکه [[خداوند]] هرگز به رسول خود امر نمیکند که فاقد این [[مناصب]] را نفس خویش بنامد<ref>ر.ک: سنن الکبری، ج۱۰، ص۱۲۰؛ تاریخ بغداد، ج۶، ص۱۸۳، ش ۳۲۴۰؛ معجم البلدان، ج۵، ص۲۶۹؛ کنز العمال، ج۴، ص۵۰۷، ش ۱۱۵۰۰؛ ج۱۲، ص۶۰۱، ش ۳۵۸۷۹؛ فتوح البلدان، ج۱، ص۷۹-۸۰، ش ۲۰۵؛ الکامل (ابن اثیر)، ج۲، ص۲۹۴؛ المصنّف (ابن أبی شیبة)، ج۷، ص۴۸۳، ش ۳۷؛ ج۸، ص۵۶۴؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۴، ص۳۶۴.</ref>. | |||
'''نتیجه دوم''': آیه مباهله همچنین به روشنی بر [[مساوات]] میان رسول خدا{{صل}} با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد که در این زمینه [[روایات]] بسیاری [[مؤیّد]] آن است که از جمله میتوان به روایات زیر اشاره نمود: | |||
۱. آنگاه که [[بریدة بن حصیب]] نزد رسول خدا{{صل}} از امیرالمؤمنین{{ع}} [[شکایت]] کرد، حضرتش به وی فرمود: | |||
{{متن حدیث|لَا تَقَعْ فِي عَلِيٍّ فَإِنَّهُ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ}}<ref>مسند أحمد، ج۵، ص۳۵۶؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۲۸؛ البدایة والنهایة، ج۷، ص۳۸۰؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۱۸۹ و منابع دیگر.</ref>؛ | |||
ای بریده، [[بغض]] علی را به [[دل]] نداشته باش؛ چراکه او از من و من از اویم. | |||
و یا در عبارتی دیگر فرمود: | |||
{{متن حدیث|يَا بُرَيْدَةُ! لاَ تَقَعَنَّ فِي عَلِيٍّ، فَإِنَّهُ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ، وَ هُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدِي}}<ref>تاریخ الإسلام، ج۳، ص۶۲۹؛ خصائص أمیرالمؤمنین{{ع}} (نسائی)، ص۹۹ (با اندکی اختلاف) و منابع دیگر.</ref>؛ | |||
ای بریده، نسبت به علی{{ع}} [[کینهتوزی]] نکن؛ چراکه او از من و من از او هستم و او پس از من ولی شماست. | |||
۲. رسول خدا{{صل}} در [[حدیث ولایت]] فرمود: | |||
عَلِيٌّ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ عَلِيٍّ، وَ عَلِيٌّ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي}}<ref>المصنّف (ابن أبی شیبة)، ج۷، ص۵۰۴، ح۵۰۸؛ کنزالعمال، ج۱۱، ص۶۰۸، ح۳۲۹۴۱؛ ج۱۱، ص۱۴۲، ح۳۶۴۴۴.</ref>؛ | |||
علی از من است و من از علیام و او پس از من [[سرپرست]] و [[صاحب اختیار]] شماست. | |||
۳. از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره برخی از [[اصحاب]] حضرتش سؤال شد، پس به آن حضرت عرض کردند که درباره علی{{ع}} چه میفرمایید؟ رسول خدا{{صل}} در پاسخ فرمودند: | |||
{{متن حدیث|إِنَّمَا سَأَلْتَنِي عَنِ النَّاسِ وَ لَمْ تَسْأَلْنِي عَنْ نَفْسِي}}<ref>کفایة الطالب فی مناقب علیّ بن أبی طالب، ص۱۵۵؛ نهج الإیمان، ص۳۵۱؛ مناقب آل أبی طالب، ج۲، ص۵۸.</ref>؛ | |||
همانا درباره [[مردم]] از من سؤال کنید و درباره نفس من از من نپرسید. | |||
۴. رسول خدا{{صل}} درباره [[خلقت]] خود و امیرالمؤمنین{{ع}} فرمودند: | |||
{{متن حدیث|خُلِقْتُ أَنَا وَ عَلِيٌّ مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ}}<ref>تفسیر الآلوسی، ج۶، ص۱۸۶؛ الفردوس بمأثور الخطاب، ج۲، ص۱۹۱، ش ۲۹۵۲.</ref>؛ | |||
من و علی از یک [[نور]] [[خلق]] شدهایم. | |||
۵. در [[روایت]] دیگری آمده است: | |||
{{متن حدیث|خُلِقْتُ أَنَا وَ عَلِيٌّ مِنْ شَجَرَةٍ وَاحِدَةٍ}}<ref>این فرمایش پیامبر{{صل}} را با الفاظ مختلفی نقل کردهاند، با همین الفاظ رجوع شود به: شواهد التنزیل، ج۱، ص۳۷۷، ح۳۹۶؛ ج۲۶، ص۲۰۳، ح۸۳۷؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۶۵؛ ینابیع المودّة، ج۲، ص۳۰۷، ح۸۷۷.</ref>؛ | |||
من و علی از یک [[درخت]] [[خلق]] شدهایم. | |||
و یا [[پیامبر]] فرمود: | |||
{{متن حدیث|النَّاسُ مِنْ شَجَرٍ شَتَّى، وَ أَنَا وَ عَلِيٌّ مِنْ شَجَرَةٍ وَاحِدَةٍ}}<ref>مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۰۰؛ المعجم الأوسط، ج۴، ص۲۶۳؛ المناقب (خوارزمی)، ص۱۴۳.</ref>. | |||
۶. بر اساس روایتی، [[جبرئیل]] در [[جنگ احد]] درباره [[مساوات]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[رسول خدا]]{{صل}} پرسید که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[جواب]] فرمودند: | |||
{{متن حدیث|يَا جَبْرَئِيلُ، إِنَّهُ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ. فَقَالَ جَبْرَئِيلُ: وَ أَنَا مِنْكُمَا}}<ref>مجمع الزوائد، ج۶، ص۱۱۴؛ المعجم الکبیر، ج۱، ص۳۱۸، ش ۹۴۱؛ شرح نهج البلاغة، ج۱۳، ص۲۶۱؛ ج۱۴، ص۲۵۱؛ نظم دررالسمطین، ص۱۲۰؛ کنزالعمال، ج۱۳، ص۴۳-۱۴۴، ح۳۶۴۴۹؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۷۶؛ ج۶۰، ص۱۶۸؛ العثمانیة، ص۳۲۴؛ الکامل (ابن اثیر)، ج۲، ص۱۵۴؛ تاریخ الطبری، ج۲، ص۱۹۷؛ الإکمال فی أسماء الرجال، ص۶۷.</ref>؛ | |||
ای جبرئیل، همانا او از من است و من از اویم. پس جبرئیل عرضه داشت: «و من از شما دو نفرم». | |||
[[روایات]] در این زمینه فراوان است که به جهت [[رعایت]] اختصار به همین مقدار بسنده میکنیم. | |||
'''نتیجه سوم''': از سویی از [[آیه مباهله]] و [[قول و فعل]] رسول خدا{{صل}} این نتیجه بهدست میآید که [[حضرت صدیقه طاهره]]{{س}} از همه [[مسلمانان]] و [[صحابه]] بافضیلتتر است، چنانکه جمعی از [[عالمان]] [[سنی]] با استناد به [[حدیث شریف]] {{متن حدیث|فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي...}}، بر [[برتری]] و [[افضلیت]] حضرت صدیقه طاهره{{س}} بر [[ابوبکر]] و عمر تصریح کردهاند<ref>ر.ک: فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج۳، ص۱۳۸، ذیل شماره ۲۸۶۸؛ ج۴، ص۵۴۴، ش ۵۸۳۳. ابن حجر عسقلانی نیز در کتاب الإصابة (ج۸، ص۲۶۴) مینویسد: {{متن حدیث|قَالَتْ عَائِشَةُ: مَا رَأَيْتُ قَطُّ أَحَداً أَفْضَلَ مِنْ فَاطِمَةَ غَيْرَ أَبِيهَا. أَخْرَجَهُ الطَّبَرَانِيُّ فِي تَرْجَمَةِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ مِنَ الْمُعْجَمِ الْأَوْسَطِ، وَ سَنَدُهُ صَحِيحٌ عَلَى شَرْطِ الشَّيْخَيْنِ إِلَى عُمَرَ}}.</ref>. از سویی دیگر به [[اجماع]] تمامی مسلمانان امیرالمؤمنین{{ع}} از [[حضرت فاطمه]]{{س}} [[افضل]] است، از اینرو امیرالمؤمنین{{ع}} افضل از ابوبکر و عمر میباشد و [[خلافت بلافصل]] رسول خدا{{صل}} و [[امامت]]، [[حق]] مسلّم آن حضرت است. با این حال [[ابن روزبهان]] میگوید: | |||
{{عربی|لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ{{ع}} فِي هَذِهِ الْآيَةِ فَضِيلَةٌ عَظِيمَةٌ، وَ هِيَ مُسَلَّمَةٌ، وَ لَكِنْ لَا تَصِيرُ دَالَّةً عَلَى النَّصِّ بِإِمَامَتِهِ}}<ref>دلائل الصدق، ج۴، ص۴۰۱.</ref>؛ | |||
برای امیرالمؤمنین علی{{ع}} در این [[آیه]] [[فضیلت]] بزرگی وجود دارد و این امر مسلّم است، لیکن این آیه بر [[نصّ]] به امامت ایشان دلالت ندارد! | |||
اما وی به این نکته تفطّن ندارد که آیه بر [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد؛ زیرا فضیلتی که براساس آیه برای امیرالمؤمنین{{ع}} [[اثبات]] میشود، برای غیر او حاصل نیست. پس آن حضرت با فضیلتترین [[صحابه]] است<ref>ر.ک: تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۵۳۱؛ البدایة والنهایة، ج۸، ص۱۳.</ref> و [[افضلیت]] نیز لزوماً اثبات کننده امامت است. | |||
[[فخر رازی]] به دلالت آیه بر افضلیت امیرالمؤمنین{{ع}} از سایر مسلمانان توجه دارد، از اینرو در این زمینه خدشه نمیکند. اما اشکال وی در استدلال مرحوم [[حمصی رازی]] به [[آیه شریفه]] است که با توجه به این آیه، [[برتری]] [[حضرت امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} را بر سایر [[انبیاء]] اثبات کرده است که در مباحث بعدی به این موضوع بیشتر خواهیم پرداخت، اما [[شاهد]] ما در اینجا [[اعتراف]] [[اهل]] [[سنّت]] به دلالت آیه بر افضلیت امیرالمؤمنین{{ع}} از سایر صحابه و مسلمانان است، چنانکه [[زمخشری]] نیز به این [[حقیقت]] اعتراف کرده و مینویسد: | |||
{{عربی|وَ فِيهِ دَلِيلٌ لَا شَيْءَ أَقْوَى مِنْهُ عَلَى فَضْلِ أَصْحَابِ الْكِسَاءِ{{عم}}}}<ref>الکشاف عن حقائق التنزیل، ج۱، ص۴۳۷. همچنین ر.ک: تفسیر البحر المحیط، ج۲، ص۵۰۳.</ref>؛ | |||
در این آیه دلیلی وجود دارد بر اینکه هیچ چیزی محکمتر از اثبات فضل و برتری [[اصحاب کساء]]{{عم}} بر دیگران وجود ندارد. | |||
'''نتیجه چهارم''': از [[آیه مباهله]] و [[رفتار]] و [[گفتار رسول خدا]]{{صل}} پس از [[نزول]] آن نتیجه میگیریم که براساس دلالت آیه، [[حسنین]]{{ع}} [[فرزندان رسول خدا]]{{صل}} به شمار میروند و این حقیقتی است که بسیاری از بزرگان [[اهل تسنن]] به آن تصریح کردهاند. | |||
پس از بررسی دلالت آیه مباهله، نوبت به نقد و بررسی اشکالات و [[شبهات]] مخالفان میرسد. در ادامه با طرح مناقشات وارد شده بر دلالت آیه مباهله و ارائه پاسخ مناسب به این مناقشات، بحث را پی میگیریم.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۳۳۲.</ref> | |||
== واکنشهای اهل سنت در مواجهه با حدیث مباهله == | == واکنشهای اهل سنت در مواجهه با حدیث مباهله == | ||