آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخهها
←اهل بیت {{عم}}
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
روایاتی که در [[شأن نزول آیه]] شریفه [[مباهله]] وارد شده، به روشنی از [[نزول]] آن درباره [[امیرالمؤمنین]]، [[حضرت فاطمه]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} حکایت دارند. | روایاتی که در [[شأن نزول آیه]] شریفه [[مباهله]] وارد شده، به روشنی از [[نزول]] آن درباره [[امیرالمؤمنین]]، [[حضرت فاطمه]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} حکایت دارند. | ||
==== روایت ابن عساکر از امیرالمومنین {{ع}} ==== | |||
[[ابن عساکر]] به سند خود و [[ابن حجر]] از طریق [[دارقطنی]] از [[ابوالطفیل]] نقل میکنند که [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} با اعضای [[شورای شش نفره]] عمر [[مناشده]] و با یادآوری برخی از [[فضائل]] و [[مناقب]] خویش با آنان [[احتجاج]] کرد و از جمله به آنان فرمود: | [[ابن عساکر]] به سند خود و [[ابن حجر]] از طریق [[دارقطنی]] از [[ابوالطفیل]] نقل میکنند که [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} با اعضای [[شورای شش نفره]] عمر [[مناشده]] و با یادآوری برخی از [[فضائل]] و [[مناقب]] خویش با آنان [[احتجاج]] کرد و از جمله به آنان فرمود: | ||
{{متن حدیث|نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ، هَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ أَقْرَبُ إِلَى رَسُولِ اللّٰهِ{{صل}} فِي الرَّحِمِ، وَ مَن جَعَلَهُ رَسُولُ اللّٰهِ{{صل}} نَفْسَهُ، وَ ابنَاهُ أَبْنَاءَهُ، وَ نِسَاءَهُ نِسَاءَهُ غَيْرِي؟ قَالُوا: اللّٰهُمَّ لاَ}}<ref>تاریخ مدینه دمشق، ج۴۲، ص۴۳۲؛ الصواعق المحرقة، ج۲، ص۴۵۴.</ref>؛ | {{متن حدیث|نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ، هَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ أَقْرَبُ إِلَى رَسُولِ اللّٰهِ{{صل}} فِي الرَّحِمِ، وَ مَن جَعَلَهُ رَسُولُ اللّٰهِ{{صل}} نَفْسَهُ، وَ ابنَاهُ أَبْنَاءَهُ، وَ نِسَاءَهُ نِسَاءَهُ غَيْرِي؟ قَالُوا: اللّٰهُمَّ لاَ}}<ref>تاریخ مدینه دمشق، ج۴۲، ص۴۳۲؛ الصواعق المحرقة، ج۲، ص۴۵۴.</ref>؛ | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۳: | ||
[[قتیبه بن سعید]]، از [[حاتم بن اسماعیل]]، از [[بکیر بن مسمار]]، از [[عامر بن سعد]]، از پدرش نقل کرد که گفت:... و چون [[آیه مباهله]] {{متن قرآن|نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ}} نازل شد، [[رسول خدا]]{{صل}} علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} را فرا خواند و عرضه داشت: «بارالها، اینان [[أهل]] من هستند»<ref>ممکن است این سؤال مطرح شود که چرا پیامبر{{صل}} در اینجا با تعبیر «اهل»، از اهل بیت{{عم}} یاد میکند؟ در پاسخ باید گفت: اوّلاً به کار بردن تعبیر اهل با اختصاص عنوان «اهل بیت» به پنج تن آل عبا{{عم}} منافات ندارد، و ثانیاً در برخی نقلها تعبیر «اهل بیت» به کار رفته است.</ref>. | [[قتیبه بن سعید]]، از [[حاتم بن اسماعیل]]، از [[بکیر بن مسمار]]، از [[عامر بن سعد]]، از پدرش نقل کرد که گفت:... و چون [[آیه مباهله]] {{متن قرآن|نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ}} نازل شد، [[رسول خدا]]{{صل}} علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} را فرا خواند و عرضه داشت: «بارالها، اینان [[أهل]] من هستند»<ref>ممکن است این سؤال مطرح شود که چرا پیامبر{{صل}} در اینجا با تعبیر «اهل»، از اهل بیت{{عم}} یاد میکند؟ در پاسخ باید گفت: اوّلاً به کار بردن تعبیر اهل با اختصاص عنوان «اهل بیت» به پنج تن آل عبا{{عم}} منافات ندارد، و ثانیاً در برخی نقلها تعبیر «اهل بیت» به کار رفته است.</ref>. | ||
==== روایت احمد بن حنبل و ترمذی از سعد بن ابی وقاص ==== | |||
احمد در [[مسند]] این [[حدیث]] را از [[سعد بن ابیوقاص]] نقل کرده و سند آن نیز صحیح است. در این حدیث سه [[فضیلت]] برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} ذکرشده است، یعنی صدور [[حدیث منزلت]]، [[حدیث رایت]] ([[پرچم]]) در [[جنگ خیبر]] و [[حدیث مباهله]]. | احمد در [[مسند]] این [[حدیث]] را از [[سعد بن ابیوقاص]] نقل کرده و سند آن نیز صحیح است. در این حدیث سه [[فضیلت]] برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} ذکرشده است، یعنی صدور [[حدیث منزلت]]، [[حدیث رایت]] ([[پرچم]]) در [[جنگ خیبر]] و [[حدیث مباهله]]. | ||
مسلم نیز در صحیح خود از سعد بن ابیوقاص [[روایت]] را به صورت دیگری نقل میکند. وی مینویسد: | مسلم نیز در صحیح خود از سعد بن ابیوقاص [[روایت]] را به صورت دیگری نقل میکند. وی مینویسد: | ||
| خط ۶۴: | خط ۶۲: | ||
این [[حدیث حسن]] و صحیح و با این سند [[غریب]] است. | این [[حدیث حسن]] و صحیح و با این سند [[غریب]] است. | ||
[[نسائی]] نیز این [[حدیث]] را با همین سند و همین متن آورده است، البته با این تفاوت که در منقبت سوم [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، از نظر [[سعد بن ابیوقاص]] به جای [[آیه مباهله]]، [[آیه شریفه تطهیر]] و [[حدیث کساء]] آمده است<ref>خصائص أمیرالمؤمنین{{ع}} (نسائی)، ص۴۸-۴۹؛ السنن الکبری (نسائی)، ج۵، ص۱۰۷-۱۰۸، ش ۸۳۹۹.</ref>. | [[نسائی]] نیز این [[حدیث]] را با همین سند و همین متن آورده است، البته با این تفاوت که در منقبت سوم [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، از نظر [[سعد بن ابیوقاص]] به جای [[آیه مباهله]]، [[آیه شریفه تطهیر]] و [[حدیث کساء]] آمده است<ref>خصائص أمیرالمؤمنین{{ع}} (نسائی)، ص۴۸-۴۹؛ السنن الکبری (نسائی)، ج۵، ص۱۰۷-۱۰۸، ش ۸۳۹۹.</ref>. | ||
'''نکاتی درباره حدیث [[سعد بن ابی وقّاص]]''' | '''نکاتی درباره حدیث [[سعد بن ابی وقّاص]]''' | ||
| خط ۱۲۰: | خط ۱۰۱: | ||
در پاسخ نووی باید گفت: | در پاسخ نووی باید گفت: | ||
اولاً: اگر بتوان کلام کسی را حمل بر [[صحت]] کرد و امکان تأویل آن به وجه درست و قابل قبولی وجود داشته باشد، این امر تنها به [[صحابه]] اختصاص ندارد. | #اولاً: اگر بتوان کلام کسی را حمل بر [[صحت]] کرد و امکان تأویل آن به وجه درست و قابل قبولی وجود داشته باشد، این امر تنها به [[صحابه]] اختصاص ندارد. | ||
ثانیاً: اگر این قاعده نسبت به گفتار صحابه جاری است، پس به چه روی آن را نسبت به تمامی صحابه جاری نمیدانید؟ | #ثانیاً: اگر این قاعده نسبت به گفتار صحابه جاری است، پس به چه روی آن را نسبت به تمامی صحابه جاری نمیدانید؟ | ||
ثالثاً: اگر این قاعده تنها درباره احادیثی است که به ظاهر عیبی بر یک [[صحابی]] وارد میکند، پس به چه دلیل آن را به [[احادیث]] مربوط به [[فضائل امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز سرایت میدهید؟ چرا به ظاهر آنها اخذ نمیکنید، بلکه از صراحت و [[نصوص]] آنها نیز [[اعراض]] میکنید؟ همانطور که در [[حدیث مباهله]] که تنها به [[تأویل]] آن اکتفا نکرده، بلکه به القای شمول و [[تحریف]] آن اقدام میکنید؟! - در مباحث بعدی با تفصیل بیشتری به این موضوع خواهیم پرداخت -: | #ثالثاً: اگر این قاعده تنها درباره احادیثی است که به ظاهر عیبی بر یک [[صحابی]] وارد میکند، پس به چه دلیل آن را به [[احادیث]] مربوط به [[فضائل امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز سرایت میدهید؟ چرا به ظاهر آنها اخذ نمیکنید، بلکه از صراحت و [[نصوص]] آنها نیز [[اعراض]] میکنید؟ همانطور که در [[حدیث مباهله]] که تنها به [[تأویل]] آن اکتفا نکرده، بلکه به القای شمول و [[تحریف]] آن اقدام میکنید؟! - در مباحث بعدی با تفصیل بیشتری به این موضوع خواهیم پرداخت -: | ||
رابعاً: تأویل و حمل بر صحت در جایی است که ممکن باشد، اما ادعای عدم تصریح حدیث به دستور معاویه به سعد بر [[سبّ امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[توهّم]] است؛ زیرا - چنانکه گذشت - همانطور که در برخی نصوص به آن تصریح شده بود، معاویه دستور صریح بر [[سبّ]] حضرت [[امیر مؤمنان]]{{ع}} داده است، و در برخی نصوص دیگر، آشکارا بیانگر [[عیبجویی]] و تنقیص معاویه نسبت به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است. این تصریحات در حالی به دست ما رسیده که [[عالمان]] [[سنی]] تمام تلاش خود را جهت [[تهذیب]] و پالایش عبارات به کار بستهاند. با این همه سانسور و پالایش، میبینیم که [[ابن تیمیه]] [[متعصّب]] دستور معاویه مبنی بر سبّ امیرالمؤمنین{{ع}} را مطرح کرده است<ref>منهاج السنّة، ج۴، ص۲۷۳-۲۷۴.</ref>. | #رابعاً: تأویل و حمل بر صحت در جایی است که ممکن باشد، اما ادعای عدم تصریح حدیث به دستور معاویه به سعد بر [[سبّ امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[توهّم]] است؛ زیرا - چنانکه گذشت - همانطور که در برخی نصوص به آن تصریح شده بود، معاویه دستور صریح بر [[سبّ]] حضرت [[امیر مؤمنان]]{{ع}} داده است، و در برخی نصوص دیگر، آشکارا بیانگر [[عیبجویی]] و تنقیص معاویه نسبت به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است. این تصریحات در حالی به دست ما رسیده که [[عالمان]] [[سنی]] تمام تلاش خود را جهت [[تهذیب]] و پالایش عبارات به کار بستهاند. با این همه سانسور و پالایش، میبینیم که [[ابن تیمیه]] [[متعصّب]] دستور معاویه مبنی بر سبّ امیرالمؤمنین{{ع}} را مطرح کرده است<ref>منهاج السنّة، ج۴، ص۲۷۳-۲۷۴.</ref>. | ||
خامساً: [[نووی]] میگوید: «مانند آنکه معاویه گفته باشد... اگر از روی [[ورع]] بوده... تو مصیب و [[نیکوکار]] هستی». امّا متن برخی از نقلها، این ادعا را به طور کامل ردّ میکند؛ زیرا در آنها تصریح شده که سعد با حالت [[غضب]] از مجلس معاویه خارج شد و [[سوگند]] خورد که دیگر باز نگردد. | #خامساً: [[نووی]] میگوید: «مانند آنکه معاویه گفته باشد... اگر از روی [[ورع]] بوده... تو مصیب و [[نیکوکار]] هستی». امّا متن برخی از نقلها، این ادعا را به طور کامل ردّ میکند؛ زیرا در آنها تصریح شده که سعد با حالت [[غضب]] از مجلس معاویه خارج شد و [[سوگند]] خورد که دیگر باز نگردد. | ||
به هر روی این تنها نمونهای از بازیگری [[اهل تسنن]] جهت [[پردهپوشی]] بدیهای بزرگان خویش است، چنانکه آنها با [[احادیث]] [[فضائل امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز همین کار را میکنند و این خود نوعی روش و متد [[علمی]] در نزد آنان است.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۶۷.</ref> | به هر روی این تنها نمونهای از بازیگری [[اهل تسنن]] جهت [[پردهپوشی]] بدیهای بزرگان خویش است، چنانکه آنها با [[احادیث]] [[فضائل امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز همین کار را میکنند و این خود نوعی روش و متد [[علمی]] در نزد آنان است.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۶۷.</ref> | ||
==== روایت حاکم نیشابوری ==== | |||
[[حاکم]] نیز در کتاب مستدرک در این باره مینویسد: | |||
{{متن حدیث|أَخْبَرَنِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ الْخُلْدِيُّ بِبَغْدَادَ، حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ هَارُونَ، حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ، حَدَّثَنَا حَاتِمُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ، عَنْ بُكَيْرِ بْنِ مِسْمَارٍ، عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعِيد، عَنْ أَبِيهِ قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ {{متن قرآن|نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ}}، دَعَا رَسُولُ اللهِ{{صل}} عَلِيًّا و فَاطِمَةَ و حَسَنًا و حُسَيْنًا رَضِيَ اللهُ عَنْهُمْ، فَقَالَ: «اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِي»}}؛ | |||
جعفر بن محمّد بن [[نصیر]] [[خلدی]]، از [[موسی]] بن [[هارون]]، از [[قتیبة بن سعید]]، از [[حاتم بن اسماعیل]]، از [[بکیر]] بن مسمار، از [[عامر بن سعد]]، از پدرش نقل کرده است که گفت: وقتی آیه مباهله {{متن قرآن|نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ}} نازل شد، [[رسول خدا]]{{صل}} علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} را فرا خواند و عرضه داشت: «بارالها، اینان [[اهل]] من هستند». | |||
وی پس از [[نقل حدیث]] به اعتبار آن اشاره کرده و مینویسد: | |||
{{عربی|هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ عَلَى شَرْطِ الشَّيْخَيْنِ، وَ لَمْ يُخَرِّجَاهُ}}<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۵۰.</ref>؛ | |||
این حدیث بنابر شرط مسلم و [[بخاری]] صحیح است، ولی آن را نقل نکردهاند. | |||
گفتنی است که [[ذهبی]] نیز در تلخیص مستدرک، در صحیح بودن حدیث به شرط مسلم و بخاری با حاکم موافقت کرده است<ref>المستدرک علی الصحیحین للحاکم مع تعلیقات الذهبی فی التخلیص، ج۳، ص۱۶۳، ش ۴۷۱۹.</ref>. | |||
حاکم در کتاب دیگر خود، [[حدیث مباهله]] را در فصل مربوط به [[معرفت]] [[اولاد]] [[صحابه]] به نقل از [[ابن عباس]] ذکر کرده است. از نظر وی [[شناخت]] اولاد صحابه در [[علم حدیث]] [[ضرورت]] دارد. وی مینویسد: بیان نوع هفدهم از [[علوم]] [[حدیث]]. این نوع از علم حدیث مربوط به شناخت [[فرزندان]] صحابه است. پس اگر کسی به این [[علم]] [[آگاه]] نباشد، [[روایات]] بسیاری بر او مشتبه خواهد شد. نخستین مطلبی که شناخت آن برای [[محدث]] لازم است، شناخت فرزندان سیّد [[بشر]] محمّد [[مصطفی]]{{صل}} است. از جمله [[علی بن عبدالرحمن بن عیسی دهقان]] در [[کوفه]] از [[حسین بن حکم حبری]]، از [[حسن بن حسین عرنی]]، از [[حبان بن علی عنزی]]، از کلبی، از [[ابوصالح]]، از ابن عباس درباره [[آیه مباهله]]: {{متن قرآن|فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ}} - إلی قوله: - {{متن قرآن|الْكَاذِبِينَ}} [[روایت]] کرد که گفت: این [[آیه]] بر [[رسول خدا]]{{صل}} نازل شد و مراد از نفس او علی{{ع}} است. و مراد از [[زنان]] ما، [[فاطمه]]{{س}} است. و مراد از فرزندان ما، حسن و حسین{{ع}} هستند و [[نفرین]] بر [[دروغگویان]] نیز درباره عاقب، [[سید]]، [[عبدالمسیح]] و [[اصحاب]] آنها نازل شده است<ref>{{عربی|ذِكْرُ النَّوْعِ السَّابِعِ عَشَرَ مِنْ عُلُومِ الْحَدِيثِ: هذَا النَّوْعُ مِنْ هذَا الْعِلْمِ مَعْرِفَةُ أَوْلَادِ الصَّحَابَةِ. فَإِنَّ مَنْ جَهِلَ هذَا النَّوْعَ اِشْتَبَهَ عَلَيْهِ كَثِيرٌ مِنَ الرِّوَايَاتِ. | |||
فَأَوَّلُ مَا يَلْزَمُ الْحَدِيثِيَّ مَعْرِفَتُهُ مِنْ ذلِكَ: أَوْلَادُ سَيِّدِ الْبَشَرِ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى{{صل}} وَ مَنْ صَحَّتِ الرِّوَايَةُ عَنْهُمْ مِنْهُمْ: | |||
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عِيسَى الدِّهْقَانُ بِالْكُوفَةِ، قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ الْحَكَمِ الْحِبَرِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ الْحُسَيْنِ الْعُرَنِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا حِبَّانُ بْنُ عَلِيٍّ الْعَنَزِيُّ عَنِ الْكَلْبِيِّ عَنْ أَبِي صَالِحٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ}} إِلَى قَوْلِهِ {{متن قرآن|الْكَاذِبِينَ}} نَزَلَتْ فِي رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}، وَ عَلِيٍّ نَفْسِهِ، وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ فِي فَاطِمَةَ، وَ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ فِي حَسَنٍ وَ حُسَيْنٍ، وَ الدُّعَاءُ عَلَى الْكَاذِبِينَ نَزَلَتْ فِي الْعَاقِبِ وَ السَّيِّدِ وَ عَبْدِ الْمَسِيحِ وَ أَصْحَابِهِمْ}}؛ معرفة [[علوم الحدیث]]، ص۴۹-۵۰.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۶۱.</ref> | |||
'''روایت ابن شبه نمیری''' | '''روایت ابن شبه نمیری''' | ||
| خط ۱۳۵: | خط ۱۲۹: | ||
همین روایت را با سندی مرفوع، [[واحدی نیشابوری]]، [[حاکم حسکانی]]، ابوحیّان أندلسی و [[بلاذری]] نیز آوردهاند<ref>أسباب النزول، ص۶۷؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۵۶؛ تفسیر البحر المحیط، ج۲، ص۵۰۰؛ فتوح البلدان، ج۱، ص۷۶-۷۷، ش ۱۹۹.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۷۳.</ref> | همین روایت را با سندی مرفوع، [[واحدی نیشابوری]]، [[حاکم حسکانی]]، ابوحیّان أندلسی و [[بلاذری]] نیز آوردهاند<ref>أسباب النزول، ص۶۷؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۵۶؛ تفسیر البحر المحیط، ج۲، ص۵۰۰؛ فتوح البلدان، ج۱، ص۷۶-۷۷، ش ۱۹۹.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۷۳.</ref> | ||
==== روایت حِبَری ==== | |||
[[حسین بن حکم حبری]] (متوفای ۲۸۶) در [[تفسیر]] خود آورده است: | [[حسین بن حکم حبری]] (متوفای ۲۸۶) در [[تفسیر]] خود آورده است: | ||
{{متن حدیث|حَدَّثَنِي إِسْمَاعِيلُ بْنُ أَبَانَ، قَالَ: حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ أَبِي هَارُونَ، عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ، قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ هذِهِ الْآيَةُ {{متن قرآن|تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ}} قَالَ: فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} بِعَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ}}<ref>تفسیر الحبری، ص۲۴۸، ح۱۳.</ref>؛ | {{متن حدیث|حَدَّثَنِي إِسْمَاعِيلُ بْنُ أَبَانَ، قَالَ: حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ أَبِي هَارُونَ، عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ، قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ هذِهِ الْآيَةُ {{متن قرآن|تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ}} قَالَ: فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} بِعَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ}}<ref>تفسیر الحبری، ص۲۴۸، ح۱۳.</ref>؛ | ||
اسماعیل بن أبان، از [[اسحاق بن ابراهیم]]، از ابوهارون، از [[ابوسعید خدری]] نقل کرد: هنگامی که [[آیه مباهله]] {{متن قرآن|تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ}} نازل شد، [[رسول خدا]]{{صل}} به [[همراهی]] علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} برای [[مباهله]] خارج شدند.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۷۴.</ref> | اسماعیل بن أبان، از [[اسحاق بن ابراهیم]]، از ابوهارون، از [[ابوسعید خدری]] نقل کرد: هنگامی که [[آیه مباهله]] {{متن قرآن|تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ}} نازل شد، [[رسول خدا]]{{صل}} به [[همراهی]] علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} برای [[مباهله]] خارج شدند.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۷۴.</ref> | ||
==== روایات طبری ==== | |||
طبری در تفسیرش روایات متعددی را در این باره نقل میکند. وی مینویسد: | طبری در تفسیرش روایات متعددی را در این باره نقل میکند. وی مینویسد: | ||
{{متن حدیث|حَدَّثَنَا ابْنُ حُمَيْدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا عِيسَى بْنُ فَرْقَدٍ، عَنْ أَبِي الْجَارُودِ، عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ، فِي قَوْلِهِ: {{متن قرآن|تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ}} الآيَةَ، قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ{{صل}} وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ}}؛ | {{متن حدیث|حَدَّثَنَا ابْنُ حُمَيْدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا عِيسَى بْنُ فَرْقَدٍ، عَنْ أَبِي الْجَارُودِ، عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ، فِي قَوْلِهِ: {{متن قرآن|تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ}} الآيَةَ، قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ{{صل}} وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ}}؛ | ||
| خط ۱۶۵: | خط ۱۵۷: | ||
[[محمد بن سنان]]، از [[ابوبکر]] [[حنفی]]، از [[منذر بن ثعلبه]]، از [[علباء بن احمر یشکری]] نقل میکند که: چون [[آیه]] {{متن قرآن|فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ}} نازل شد، [[رسول خدا]]{{صل}} کسی را به دنبال علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} فرستاد و [[یهودیان]] شبانه از [[نصارا]] [[دعوت]] کردند، آنگاه [[جوانی]] [[یهودی]] گفت: «وای بر شما! آیا [[عهد]] بستهاید که فردا [[برادران]] شما به میمون و خوک تبدیل شوند؟ بس کنید و با آنان ملاعنه نکنید».<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۷۴.</ref> | [[محمد بن سنان]]، از [[ابوبکر]] [[حنفی]]، از [[منذر بن ثعلبه]]، از [[علباء بن احمر یشکری]] نقل میکند که: چون [[آیه]] {{متن قرآن|فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ}} نازل شد، [[رسول خدا]]{{صل}} کسی را به دنبال علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} فرستاد و [[یهودیان]] شبانه از [[نصارا]] [[دعوت]] کردند، آنگاه [[جوانی]] [[یهودی]] گفت: «وای بر شما! آیا [[عهد]] بستهاید که فردا [[برادران]] شما به میمون و خوک تبدیل شوند؟ بس کنید و با آنان ملاعنه نکنید».<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۷۴.</ref> | ||
==== روایات سیوطی ==== | |||
[[جلال الدین سیوطی]] در زمره [[عالمان]] [[اهل]] سنّتی است که به این روایات در [[تفسیر]] خود اشاره کرده است. وی در تفسیر درّ المنثور برخی از این روایات را آورده است. وی مینویسد: | [[جلال الدین سیوطی]] در زمره [[عالمان]] [[اهل]] سنّتی است که به این روایات در [[تفسیر]] خود اشاره کرده است. وی در تفسیر درّ المنثور برخی از این روایات را آورده است. وی مینویسد: | ||
{{متن حدیث|أَخْرَجَ الْبَيْهَقِيُّ فِي «الدَّلَائِلِ» مِنْ طَرِيقِ سَلَمَةَ بْنِ عَبْدِ يَشُوعَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} كَتَبَ إِلَى أَهْلِ نَجْرَانَ... فَلَمَّا أَصْبَحَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} الْغَدَ بَعْدَمَا أَخْبَرَهُمْ الْخَبَرَ، أَقْبَلَ مُشْتَمِلاً عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ فِي خَمِيلَةٍ لَهُ، وَ فَاطِمَةُ تَمْشِي خَلْفَ ظَهْرِهِ، لِلْمُلَاعَنَةِ، وَ لَهُ يَوْمَئِذٍ عِدَّةُ نِسْوَةٍ...}}؛ | {{متن حدیث|أَخْرَجَ الْبَيْهَقِيُّ فِي «الدَّلَائِلِ» مِنْ طَرِيقِ سَلَمَةَ بْنِ عَبْدِ يَشُوعَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} كَتَبَ إِلَى أَهْلِ نَجْرَانَ... فَلَمَّا أَصْبَحَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} الْغَدَ بَعْدَمَا أَخْبَرَهُمْ الْخَبَرَ، أَقْبَلَ مُشْتَمِلاً عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ فِي خَمِيلَةٍ لَهُ، وَ فَاطِمَةُ تَمْشِي خَلْفَ ظَهْرِهِ، لِلْمُلَاعَنَةِ، وَ لَهُ يَوْمَئِذٍ عِدَّةُ نِسْوَةٍ...}}؛ | ||
| خط ۱۸۸: | خط ۱۷۹: | ||
مسلم، [[ترمذی]]، [[ابن منذر]]، [[حاکم]] و [[بیهقی]] (در [[سنن]] خود) از [[سعد بن ابیوقاص]] نقل میکنند که گفت: وقتی [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ}} نازل شد، [[رسول خدا]]{{صل}} علی، فاطمه، حسن و حسین{{عم}} را فراخواندند و عرضه داشتند: «بارالها، اینان [[اهل]] من هستند».<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۷۷.</ref> | مسلم، [[ترمذی]]، [[ابن منذر]]، [[حاکم]] و [[بیهقی]] (در [[سنن]] خود) از [[سعد بن ابیوقاص]] نقل میکنند که گفت: وقتی [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ}} نازل شد، [[رسول خدا]]{{صل}} علی، فاطمه، حسن و حسین{{عم}} را فراخواندند و عرضه داشتند: «بارالها، اینان [[اهل]] من هستند».<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۷۷.</ref> | ||
==== روایت زمخشری ==== | |||
زمخشری [[داستان مباهله]] را با تفصیل بیشتری نقل میکند. وی در کشّاف مینویسد: | زمخشری [[داستان مباهله]] را با تفصیل بیشتری نقل میکند. وی در کشّاف مینویسد: | ||
{{متن حدیث|وَ رُوِيَ أَنَّهُمْ لَمَّا دَعَاهُمْ إِلَى الْمُبَاهَلَةِ قَالُوا: «حَتَّى نَرْجِعَ وَ نَنْظُرَ». فَلَمَّا تَخَالَوْا قَالُوا لِلْعَاقِبِ - وَ كَانَ ذَا رَأْيِهِمْ -: «يَا عَبْدَ الْمَسِيحِ! مَا تَرَى؟». | {{متن حدیث|وَ رُوِيَ أَنَّهُمْ لَمَّا دَعَاهُمْ إِلَى الْمُبَاهَلَةِ قَالُوا: «حَتَّى نَرْجِعَ وَ نَنْظُرَ». فَلَمَّا تَخَالَوْا قَالُوا لِلْعَاقِبِ - وَ كَانَ ذَا رَأْيِهِمْ -: «يَا عَبْدَ الْمَسِيحِ! مَا تَرَى؟». | ||
| خط ۲۳۷: | خط ۲۲۷: | ||
لازم به ذکر است که این [[روایت]] به همان سندی است که در [[صحیح بخاری]] از [[حذیفه]] نقل شده است، لیکن آنچه مربوط به [[اهل بیت]]{{عم}} بود، در نقل [[بخاری]] حذف شده و به جای آن فضیلتی برای [[ابوعبیده]] ذکر شده است! که در مباحث بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۸۶.</ref> | لازم به ذکر است که این [[روایت]] به همان سندی است که در [[صحیح بخاری]] از [[حذیفه]] نقل شده است، لیکن آنچه مربوط به [[اهل بیت]]{{عم}} بود، در نقل [[بخاری]] حذف شده و به جای آن فضیلتی برای [[ابوعبیده]] ذکر شده است! که در مباحث بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۸۶.</ref> | ||
==== روایات ابن کثیر ==== | |||
ابن کثیر در [[تفسیر]] خود در این باره مینویسد: | ابن کثیر در [[تفسیر]] خود در این باره مینویسد: | ||
{{متن حدیث|وَ قَالَ أَبُو بَكْرِ بْنُ مَرْدَوَيْهِ: حَدَّثَنَا سُلَيْمَانُ بْنُ أَحْمَدَ، حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ دَاوُدَ الْمَكِّيُّ، حَدَّثَنَا بِشْرُ بْنُ مِهْرَانَ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ دِينَارٍ، عَنْ دَاوُدَ بْنِ أَبِي هِنْدٍ، عَنِ الشَّعْبِيِّ، عَنْ جَابِرٍ، قَالَ:... فَغَدَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} فَأَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ... قَالَ جَابِرٌ: «وَ فِيهِمْ نَزَلَتْ {{متن قرآن|نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ}}.»... | {{متن حدیث|وَ قَالَ أَبُو بَكْرِ بْنُ مَرْدَوَيْهِ: حَدَّثَنَا سُلَيْمَانُ بْنُ أَحْمَدَ، حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ دَاوُدَ الْمَكِّيُّ، حَدَّثَنَا بِشْرُ بْنُ مِهْرَانَ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ دِينَارٍ، عَنْ دَاوُدَ بْنِ أَبِي هِنْدٍ، عَنِ الشَّعْبِيِّ، عَنْ جَابِرٍ، قَالَ:... فَغَدَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} فَأَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ... قَالَ جَابِرٌ: «وَ فِيهِمْ نَزَلَتْ {{متن قرآن|نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ}}.»... | ||