←مراد از نفس مشابهت و مجانست میان دو نفر است نه تساوی
(←منابع) |
|||
| خط ۴۶۴: | خط ۴۶۴: | ||
اما منظور از «انفسنا» و «انفسکم» در آیه: {{متن قرآن|أَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ}}، یا مردانی است که در دین و نسب از جنس ما هستند و در مقابل، مردانی که از جنس شما هستند، و یا مقصود تنها تجانس در [[قرابت]] است؛ چراکه میفرماید: {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ}}، از آن پس [[اولاد]]، [[زنان]] و مردانی را ذکر میکند که از این مطلب [[استنباط]] میشود که [[نزدیکان]] به ما، مردان، زنان، اولاد و بستگان را [[اراده]] کرده است و بر همین اساس حسن و حسین{{ع}} را از [[فرزندان]]، [[فاطمه]]{{س}} را از زنان و علی{{ع}} را از مردان فرا خواند و نزد [[پیامبر خدا]]{{صل}} در نسبت احدی نزدیکتر از این افراد نبود و آنان کسانی هستند که [[پیامبر]] [[کساء]] را بر سر آنان قرار داد و [[مباهله]]، با نزدیکانِ پیامبر حاصل میشود و در صورتی که با افرادی که از نظر نسب به ایشان دور هستند مباهله میکرد، مقصود حاصل نمیشد، هر چند که آن افراد نزد [[خداوند]] [[افضل]] میبودند. پس منظور فراخواندن نزدیکان خود بود، چنانکه پیامبر نزدیکترین افراد به خود را فرامیخوانَد و [[نفوس]] بر نزدیکان [[دلسوزی]] میکند به گونهای که برای غیر، دلسوزی نمیکند و [[نصرانیان]] میدانستند که [[حضرت محمد]]{{صل}} [[رسول]] خداست و میدانستند که اگر با او مباهله کنند، [[لعنت]] بر خود و نزدیکانشان نازل میشود، از اینرو آنها بر خود و نزدیکانشان ترسیدند و این [[خوف]] در امتناع آنها رساتر بود و الّا [[انسان]] حاضر است که خود را به ورطه [[هلاکت]] بیافکند تا فرزندش زنده بماند و از همین دست است که پیرمردی کهن سال مرگش را [[اختیار]] میکند تا نزدیکانش در [[نعمت]] و [[ثروت]] باقی بمانند که از این موارد فراوان اتفاق افتاده است. به همین جهت است که [[پیامبر]] از آنها خواست که با [[فرزندان]]، [[زنان]]، مردان و نزدیکانشان حاضر شده و [[مباهله]] کنند. | اما منظور از «انفسنا» و «انفسکم» در آیه: {{متن قرآن|أَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ}}، یا مردانی است که در دین و نسب از جنس ما هستند و در مقابل، مردانی که از جنس شما هستند، و یا مقصود تنها تجانس در [[قرابت]] است؛ چراکه میفرماید: {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ}}، از آن پس [[اولاد]]، [[زنان]] و مردانی را ذکر میکند که از این مطلب [[استنباط]] میشود که [[نزدیکان]] به ما، مردان، زنان، اولاد و بستگان را [[اراده]] کرده است و بر همین اساس حسن و حسین{{ع}} را از [[فرزندان]]، [[فاطمه]]{{س}} را از زنان و علی{{ع}} را از مردان فرا خواند و نزد [[پیامبر خدا]]{{صل}} در نسبت احدی نزدیکتر از این افراد نبود و آنان کسانی هستند که [[پیامبر]] [[کساء]] را بر سر آنان قرار داد و [[مباهله]]، با نزدیکانِ پیامبر حاصل میشود و در صورتی که با افرادی که از نظر نسب به ایشان دور هستند مباهله میکرد، مقصود حاصل نمیشد، هر چند که آن افراد نزد [[خداوند]] [[افضل]] میبودند. پس منظور فراخواندن نزدیکان خود بود، چنانکه پیامبر نزدیکترین افراد به خود را فرامیخوانَد و [[نفوس]] بر نزدیکان [[دلسوزی]] میکند به گونهای که برای غیر، دلسوزی نمیکند و [[نصرانیان]] میدانستند که [[حضرت محمد]]{{صل}} [[رسول]] خداست و میدانستند که اگر با او مباهله کنند، [[لعنت]] بر خود و نزدیکانشان نازل میشود، از اینرو آنها بر خود و نزدیکانشان ترسیدند و این [[خوف]] در امتناع آنها رساتر بود و الّا [[انسان]] حاضر است که خود را به ورطه [[هلاکت]] بیافکند تا فرزندش زنده بماند و از همین دست است که پیرمردی کهن سال مرگش را [[اختیار]] میکند تا نزدیکانش در [[نعمت]] و [[ثروت]] باقی بمانند که از این موارد فراوان اتفاق افتاده است. به همین جهت است که [[پیامبر]] از آنها خواست که با [[فرزندان]]، [[زنان]]، مردان و نزدیکانشان حاضر شده و [[مباهله]] کنند. | ||
===== نقد و بررسی ===== | |||
ابن تیمیه دلالت حدیث مباهله را بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} رد میکند، اما در کلام وی [[اضطراب]] و تهافت وجود دارد. | ابن تیمیه دلالت حدیث مباهله را بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} رد میکند، اما در کلام وی [[اضطراب]] و تهافت وجود دارد. | ||