پرش به محتوا

ضرورت حکومت اسلامی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
آیا [[نظم]] [[سیاسی]] و [[حکومت]]، یک [[ضرورت اجتماعی]] است؟ یا اینکه حکومت، مولود شرایط ویژه‌ای است و چون آن شرایط [[تغییر]] بکند از آن رفع نیاز می‌شود؟ [[تاریخ]] [[حیات اجتماعی]] [[بشر]] نشان می‌دهد که سامانه حکومت در همه شرایط، یک ضرورت اجتماعی بوده است و در هیچ دورانی از [[زندگی]] مدنی و [[اجتماعی]]، بشر از حکومت بی‌نیاز نبوده است. از نظر افلاطون، ارتقاء به سطح والای زندگی فرد، بدون یک نظم سیاسی امکان‌پذیر نیست و ارسطو این [[حقیقت]] را از مظاهر طبیعی [[حیات]] بشری شمرد<ref>ارسطو، السیاسه، ترجمه احمد لطفی، صفحه ۹۶.</ref>.
آیا [[نظم]] [[سیاسی]] و [[حکومت]]، یک ضرورت اجتماعی است؟ یا اینکه حکومت، مولود شرایط ویژه‌ای است و چون آن شرایط [[تغییر]] بکند از آن رفع نیاز می‌شود؟ [[تاریخ]] حیات اجتماعی [[بشر]] نشان می‌دهد که سامانه حکومت در همه شرایط، یک ضرورت اجتماعی بوده است و در هیچ دورانی از [[زندگی]] مدنی و [[اجتماعی]]، بشر از حکومت بی‌نیاز نبوده است. از نظر افلاطون، ارتقاء به سطح والای زندگی فرد، بدون یک نظم سیاسی امکان‌پذیر نیست و ارسطو این [[حقیقت]] را از مظاهر طبیعی [[حیات]] بشری شمرد<ref>ارسطو، السیاسه، ترجمه احمد لطفی، صفحه ۹۶.</ref>.


[[حکیم]] ابونصر فارابی، پس از تشبیه [[مدینه]] به ارگانیسم بدن موجود زنده [[معتقد]] است همان طور که در [[انسان]]، نخست [[قلب]] موجود می‌شود و قلب، سبب به وجود آمدن دیگر اعضای بدن می‌گردد و سبب حصول قوت‌های اعضای بدن و تنظیم مراتب آنها می‌شود و هر گاه عضوی از اعضای تن مختل گردد، او است که مدد می‌رساند تا آن اختلال برطرف شود؛ حکومت و [[ریاست]] مدینه نیز این چنین است که ابتدا او موجود می‌شود. سپس او سبب [[تکوین]] مدینه و اجزای آن می‌گردد و سبب حصول [[ملکات]] ارادی است که اجزا را تنظیم و [[نظام]] آنها را مرتب می‌گرداند. حکومت به مثابه قلب است که اگر عضوی از اعضای مدینه مختل بشود، به واسطه او آن اختلال مرتفع می‌شود<ref>ابونصر فارابی، آراء اهل المدینة الفاضله، ص۱۲۰؛ السیاسة المدینه، ص۸۴؛ فصول متنوعه، ص۷۰-۷۱.</ref>.
[[حکیم]] ابونصر فارابی، پس از تشبیه [[مدینه]] به ارگانیسم بدن موجود زنده [[معتقد]] است همان طور که در [[انسان]]، نخست [[قلب]] موجود می‌شود و قلب، سبب به وجود آمدن دیگر اعضای بدن می‌گردد و سبب حصول قوت‌های اعضای بدن و تنظیم مراتب آنها می‌شود و هر گاه عضوی از اعضای تن مختل گردد، او است که مدد می‌رساند تا آن اختلال برطرف شود؛ حکومت و [[ریاست]] مدینه نیز این چنین است که ابتدا او موجود می‌شود. سپس او سبب [[تکوین]] مدینه و اجزای آن می‌گردد و سبب حصول ملکات ارادی است که اجزا را تنظیم و [[نظام]] آنها را مرتب می‌گرداند. حکومت به مثابه قلب است که اگر عضوی از اعضای مدینه مختل بشود، به واسطه او آن اختلال مرتفع می‌شود<ref>ابونصر فارابی، آراء اهل المدینة الفاضله، ص۱۲۰؛ السیاسة المدینه، ص۸۴؛ فصول متنوعه، ص۷۰-۷۱.</ref>.


[[آیت‌الله العظمی خامنه‌ای]] حکومت را در جایگاه قلب و مغز نسبت به [[بدن انسان]] قرار می‌دهد که نقش حیاتی و [[رهبری]] را در مجموعه اندام‌ها بر عهده دارد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در این تشبیه می‌فرمایند: «در نظام اسلامی حکومت ستون فقرات و قلب و مغز و اداره کننده اندام‌ها و فرمان دهنده به سلسله اعصاب است». حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۰/۱۱/۱۳۶۴.</ref>. مهم‌ترین و حساس‌ترین و تعیین کننده‌ترین مسأله هر ملتی، همین مسأله حکومت و [[ولایت]] و [[مدیریت]] و [[حاکمیت]] والای بر آن [[جامعه]] است. بسیاری از متفکرین [[اسلامی]]، [[فطری]] بودن [[زندگی اجتماعی]] را برای [[انسان]] دلیل بر [[ضرورت]] [[تعاون]] و [[تشکیل حکومت]] و [[پیروی]] از یک مرکزیت [[سیاسی]] می‌دانند. [[ضرورت تشکیل حکومت]] برای ایجاد [[نظام]] [[عدالت]]، [[امنیت]] و ارتقای [[زندگی]] [[انسانی]] با دید [[عقلی]] و نیز از دیدگاه [[شرع]] و [[اسلام]] از قضایایی است که تصور دقیق آن ما را از [[توسل]] به [[استدلال]] بی‌نیاز می‌سازد؛ زیرا [[تشکیل دولت اسلامی]] از ضروریات [[فلسفه]] [[اجتماعی]] اسلام است؛ بنابراین، اگر چه [[جامعه اسلامی]]، در این زمینه با [[جوامع]] دیگر فرقی ندارد، مع الوصف چون اسلام در [[قیاس]] با سایر [[ادیان]]، بیشترین حجم آموزه‌های فردی و اجتماعی را دارد، برای ایجاد، تنظیم و [[حفظ]] مقررات اجتماعی و روابط و مناسبات داخلی و خارجی خود، احتیاج به [[احکام اجتماعی]] دارد. وجود مسائلی مثل [[وجوب جهاد]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[همکاری]] در اقامه [[تقوا]] در جامعه، [[فتوا]] دادن، [[قضاوت]] و [[داوری]] عادلانه بین [[مردم]]، اجرای [[حدود و تعزیرات]] و [[وجوب اطاعت از ولی امر]]، [[وجوب]] [[اجرای حدود]]، [[وجوب دفاع]] و تجهیز و [[تدارک]] [[قوای نظامی]] برای [[جنگ با دشمنان]] [[خدا]] و همچنین [[احکام]] مربوط به رعایت [[حقوق]] افراد و سایر سیاست‌های [[دینی]] از ضروریات [[شریعت]] و از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین اهدافی است که [[خداوند]] به سبب آن، [[پیامبران]] را [[مبعوث]] کرده است، و چون [[احکام اسلامی]] اعم از [[قوانین]] [[اقتصادی]]، سیاسی و [[حقوقی]] تا [[روز قیامت]] باقی و لازم الاجرا است، این بقا و دوام همیشگی احکام، نظامی را ایجاب می‌کند که اعتبار و سیادت این احکام را تضمین کرده، عهده‌دار اجرای آنها شود؛ چه [[اجرای احکام الهی]] جز از رهگذر [[برپایی حکومت اسلامی]] امکان‌پذیر نیست. در غیر این صورت، جامعه مسلماً به سوی [[هرج و مرج]] رفته، اختلال و بی‌نظمی بر همه امور آن مستولی خواهد شد<ref>امام خمینی، کتاب البیع، ج۲، ص۴۶۱.</ref>. به تعبیر [[امام خمینی]]؛ هر کس [[ضرورت]] [[تشکیل حکومت اسلامی]] را [[انکار]] کند، منکر ضرورت [[اجرای احکام اسلامی]] شده و [[جامعیت]] و [[جاودانگی]] [[دین مبین اسلام]] را انکار کرده است<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ص۳۱.</ref>.
[[آیت‌الله العظمی خامنه‌ای]] حکومت را در جایگاه قلب و مغز نسبت به [[بدن انسان]] قرار می‌دهد که نقش حیاتی و [[رهبری]] را در مجموعه اندام‌ها بر عهده دارد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در این تشبیه می‌فرمایند: «در نظام اسلامی حکومت ستون فقرات و قلب و مغز و اداره کننده اندام‌ها و فرمان دهنده به سلسله اعصاب است». حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۰/۱۱/۱۳۶۴.</ref>. مهم‌ترین و حساس‌ترین و تعیین کننده‌ترین مسأله هر ملتی، همین مسأله حکومت و [[ولایت]] و [[مدیریت]] و [[حاکمیت]] والای بر آن [[جامعه]] است. بسیاری از متفکرین [[اسلامی]]، [[فطری]] بودن زندگی اجتماعی را برای [[انسان]] دلیل بر [[ضرورت]] [[تعاون]] و [[تشکیل حکومت]] و [[پیروی]] از یک مرکزیت [[سیاسی]] می‌دانند. [[ضرورت تشکیل حکومت]] برای ایجاد [[نظام]] [[عدالت]]، [[امنیت]] و ارتقای [[زندگی]] [[انسانی]] با دید [[عقلی]] و نیز از دیدگاه [[شرع]] و [[اسلام]] از قضایایی است که تصور دقیق آن ما را از [[توسل]] به [[استدلال]] بی‌نیاز می‌سازد؛ زیرا [[تشکیل دولت اسلامی]] از ضروریات [[فلسفه]] [[اجتماعی]] اسلام است؛ بنابراین، اگر چه [[جامعه اسلامی]]، در این زمینه با [[جوامع]] دیگر فرقی ندارد، مع الوصف چون اسلام در [[قیاس]] با سایر [[ادیان]]، بیشترین حجم آموزه‌های فردی و اجتماعی را دارد، برای ایجاد، تنظیم و [[حفظ]] مقررات اجتماعی و روابط و مناسبات داخلی و خارجی خود، احتیاج به [[احکام اجتماعی]] دارد. وجود مسائلی مثل [[وجوب جهاد]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[همکاری]] در اقامه [[تقوا]] در جامعه، [[فتوا]] دادن، [[قضاوت]] و [[داوری]] عادلانه بین [[مردم]]، اجرای [[حدود و تعزیرات]] و [[وجوب اطاعت از ولی امر]]، [[وجوب]] [[اجرای حدود]]، [[وجوب دفاع]] و تجهیز و [[تدارک]] قوای نظامی برای جنگ با دشمنان [[خدا]] و همچنین [[احکام]] مربوط به رعایت [[حقوق]] افراد و سایر سیاست‌های [[دینی]] از ضروریات [[شریعت]] و از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین اهدافی است که [[خداوند]] به سبب آن، [[پیامبران]] را [[مبعوث]] کرده است، و چون [[احکام اسلامی]] اعم از [[قوانین]] [[اقتصادی]]، سیاسی و [[حقوقی]] تا [[روز قیامت]] باقی و لازم الاجرا است، این بقا و دوام همیشگی احکام، نظامی را ایجاب می‌کند که اعتبار و سیادت این احکام را تضمین کرده، عهده‌دار اجرای آنها شود؛ چه [[اجرای احکام الهی]] جز از رهگذر [[برپایی حکومت اسلامی]] امکان‌پذیر نیست. در غیر این صورت، جامعه مسلماً به سوی [[هرج و مرج]] رفته، اختلال و بی‌نظمی بر همه امور آن مستولی خواهد شد<ref>امام خمینی، کتاب البیع، ج۲، ص۴۶۱.</ref>. به تعبیر [[امام خمینی]]؛ هر کس [[ضرورت]] [[تشکیل حکومت اسلامی]] را [[انکار]] کند، منکر ضرورت [[اجرای احکام اسلامی]] شده و [[جامعیت]] و [[جاودانگی]] [[دین مبین اسلام]] را انکار کرده است<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ص۳۱.</ref>.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در [[فلسفه سیاسی]]، از دو طریق بر ضرورت [[حکومت اسلامی]] [[استدلال]] نموده‌اند:
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در [[فلسفه سیاسی]]، از دو طریق بر ضرورت [[حکومت اسلامی]] [[استدلال]] نموده‌اند:


=== ضرورت عقلی [[نظم]] [[سیاسی]] ===
== ضرورت عقلی [[نظم]] [[سیاسی]] ==
نیاز [[جامعه]] به [[امنیت]]، نظم و [[قانون]] و پرهیز از [[هرج و مرج]]، [[حفظ حقوق]] افراد و رواج [[عدالت]]، از ضرورت‌های [[زندگی اجتماعی]] است که نیاز به [[حکومت]] را الزامی کرده است. [[جامعه اسلامی]] همانند سایر [[جوامع]]، برای دستیابی به [[اهداف]] [[حیات اجتماعی]] خود نیاز به [[حکومتی]] دارد تا به این اهداف [[جامه]] عمل بپوشاند. در [[اندیشه سیاسی]] حضرت [[آیت‌الله العظمی خامنه‌ای]] به عواملی همانند امنیت، نظم و قانون و پرهیز از هرج و مرج که سبب [[ضرورت وجود حکومت]] هستند، با عباراتی همانند «ضرورت [[زندگی]] [[بشر]]»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با جمعی از فرماندهان و پرسنل نیروی انتظامی، ۲۵/۴/۱۳۷۶.</ref>، «مسأله اساسی و مهم»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با فرماندهان نیروی انتظامی سراسر کشور، به مناسبت عید سعید فطر، ۲۷/۱/۱۳۷۰.</ref>، «پایه و اساس یک مملکت»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا {{ع}} در مشهد مقدس، ۶/۱/۱۳۷۹.</ref>، «شرط حرکت عظیم [[اجتماعی]] یک [[ملت]]»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در اجتماع زنان خوزستان، ۲۰/۱۲/۱۳۷۵.</ref>، «مسأله عمومی و همگانی»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با جمعی از فرماندهان و پرسنل نیروی انتظامی، ۲۵/۴/۱۳۷۶.</ref> اشاره شده و در مجموع، ضرورت حکومت اسلامی مبتنی بر شش مقدمه بیان شده است:
نیاز [[جامعه]] به [[امنیت]]، نظم و [[قانون]] و پرهیز از [[هرج و مرج]]، حفظ حقوق افراد و رواج [[عدالت]]، از ضرورت‌های [[زندگی اجتماعی]] است که نیاز به [[حکومت]] را الزامی کرده است. [[جامعه اسلامی]] همانند سایر [[جوامع]]، برای دستیابی به [[اهداف]] حیات اجتماعی خود نیاز به [[حکومتی]] دارد تا به این اهداف [[جامه]] عمل بپوشاند. در [[اندیشه سیاسی]] حضرت [[آیت‌الله العظمی خامنه‌ای]] به عواملی همانند امنیت، نظم و قانون و پرهیز از هرج و مرج که سبب [[ضرورت وجود حکومت]] هستند، با عباراتی همانند «ضرورت [[زندگی]] [[بشر]]»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با جمعی از فرماندهان و پرسنل نیروی انتظامی، ۲۵/۴/۱۳۷۶.</ref>، «مسأله اساسی و مهم»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با فرماندهان نیروی انتظامی سراسر کشور، به مناسبت عید سعید فطر، ۲۷/۱/۱۳۷۰.</ref>، «پایه و اساس یک مملکت»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا {{ع}} در مشهد مقدس، ۶/۱/۱۳۷۹.</ref>، «شرط حرکت عظیم [[اجتماعی]] یک [[ملت]]»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در اجتماع زنان خوزستان، ۲۰/۱۲/۱۳۷۵.</ref>، «مسأله عمومی و همگانی»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با جمعی از فرماندهان و پرسنل نیروی انتظامی، ۲۵/۴/۱۳۷۶.</ref> اشاره شده و در مجموع، ضرورت حکومت اسلامی مبتنی بر شش مقدمه بیان شده است:


یکم: [[انسان]] از دیدگاه [[اسلام]]، موجودی [[عاقل]]، هوشمند، کمال خواه، آرمان گرا، دارای استعدادها و [[صفات نیک]] [[روحی]] و [[اخلاقی]] و نیز صاحب اختیار و [[مسئول]] [[سرنوشت]] خویش است، [[اشرف مخلوقات]] و [[برتر]] از همه موجودات عالم ماده است.
یکم: [[انسان]] از دیدگاه [[اسلام]]، موجودی [[عاقل]]، هوشمند، کمال خواه، آرمان گرا، دارای استعدادها و صفات نیک [[روحی]] و [[اخلاقی]] و نیز صاحب اختیار و [[مسئول]] [[سرنوشت]] خویش است، اشرف مخلوقات و [[برتر]] از همه موجودات عالم ماده است.


دوم: در عین حال دارای نفس [[سرکش]] حیوانی، هواها، [[شهوات]] و [[تمایلات]] بی‌شمار [[نفسانی]] است. به تنهایی قادر به شکوفایی استعدادهای تعالی بخش خویش و در نتیجه نیل به کمال مطلوب و [[سعادت]] و [[رستگاری]] [[حقیقی]]، آن گونه که [[خداوند]] برایش مقرر کرده، نیست،
دوم: در عین حال دارای نفس [[سرکش]] حیوانی، هواها، [[شهوات]] و [[تمایلات]] بی‌شمار [[نفسانی]] است. به تنهایی قادر به شکوفایی استعدادهای تعالی بخش خویش و در نتیجه نیل به کمال مطلوب و [[سعادت]] و [[رستگاری]] [[حقیقی]]، آن گونه که [[خداوند]] برایش مقرر کرده، نیست،
خط ۲۴: خط ۲۴:
سوم: از سوی دیگر، به خاطر شدت علاقه، [[محبت]] و [[رحمت]] خداوندی به [[انسان]] و حساسیتی که آن ذات [[پاک]] بی‌همتا نسبت به [[سرنوشت انسان]] دارد، او را به حال خود رها نساخته و در معرض طوفان‌های نفس [[سرکش]] قرار نداده است، بلکه [[لطف]] و رحمت ویژه‌اش را مشمول او ساخته و برای شکوفا ساختن آن استعدادها و رساندنش به [[کمالات]] مطلوب [[انسانی]] - [[الهی]]، برنامه کامل [[زندگی]] سعادتمندانه را تحت عنوان «[[دین]]»، توسط [[انسان‌های برگزیده]] و وارسته‌اش، یعنی [[پیامبران]] و جانشینان راستین آنها از فراسوی عالم ماده فرا راه او قرار داده است.
سوم: از سوی دیگر، به خاطر شدت علاقه، [[محبت]] و [[رحمت]] خداوندی به [[انسان]] و حساسیتی که آن ذات [[پاک]] بی‌همتا نسبت به [[سرنوشت انسان]] دارد، او را به حال خود رها نساخته و در معرض طوفان‌های نفس [[سرکش]] قرار نداده است، بلکه [[لطف]] و رحمت ویژه‌اش را مشمول او ساخته و برای شکوفا ساختن آن استعدادها و رساندنش به [[کمالات]] مطلوب [[انسانی]] - [[الهی]]، برنامه کامل [[زندگی]] سعادتمندانه را تحت عنوان «[[دین]]»، توسط [[انسان‌های برگزیده]] و وارسته‌اش، یعنی [[پیامبران]] و جانشینان راستین آنها از فراسوی عالم ماده فرا راه او قرار داده است.


چهارم: بر این اساس، هیچ [[اکراه]] و اجباری در [[پذیرش دین]] و [[عمل به دستورات]] [[دینی]] نیست<ref>{{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى}} «در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بی‌گمان به دستاویز اس[[تورات]]ر چنگ زده است» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref>.
چهارم: بر این اساس، هیچ [[اکراه]] و اجباری در پذیرش دین و [[عمل به دستورات]] [[دینی]] نیست<ref>{{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى}} «در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بی‌گمان به دستاویز اس[[تورات]]ر چنگ زده است» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref>.


پنجم: تنها راه سعادتمندی و [[خوشبختی]] واقعی انسان را، در گرویدن به [[دین حق]] و [[گردن نهادن]] به [[فرامین]] مترقی و انسان‌ساز و بایدها و نبایدهای آن می‌داند.
پنجم: تنها راه سعادتمندی و [[خوشبختی]] واقعی انسان را، در گرویدن به [[دین حق]] و [[گردن نهادن]] به [[فرامین]] مترقی و انسان‌ساز و بایدها و نبایدهای آن می‌داند.


ششم: روشن است که چنین آئین مترقی و دارای برنامه کامل زندگی سعادتمندانه، برای اجراء، بستر مناسب [[سیاسی]] - [[اجتماعی]] را که همان [[تشکیلات حکومتی]] و سازوکارهای سیاسی باشد، نیاز دارد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در جلسه پرسش و پاسخ با مدیران مسئول و سردبیران نشریات دانشجویی، ۴/۱۲/۱۳۷۷.</ref>.
ششم: روشن است که چنین آئین مترقی و دارای برنامه کامل زندگی سعادتمندانه، برای اجراء، بستر مناسب [[سیاسی]] - [[اجتماعی]] را که همان تشکیلات حکومتی و سازوکارهای سیاسی باشد، نیاز دارد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در جلسه پرسش و پاسخ با مدیران مسئول و سردبیران نشریات دانشجویی، ۴/۱۲/۱۳۷۷.</ref>.


پس [[تشکیل حکومت اسلامی]] ضروری خواهد بود و این مهم نیز در متن دین مترقی [[اسلام]] [[پیش بینی]] شده است؛ زیرا که [[دین فطری]] و [[عقلی]] است و دین فطری و عقلی نمی‌تواند نسبت به یکی از مهم‌ترین و ضروری‌ترین نیاز [[فطری]] و عقلی [[بشر]] یعنی [[حکومت]] و [[تشکیلات سیاسی]] - [[حکومتی]] بی‌تفاوت باشد<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[نظام سیاست اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «نظام سیاست اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]]، ص ۷۸۵.</ref>.
پس [[تشکیل حکومت اسلامی]] ضروری خواهد بود و این مهم نیز در متن دین مترقی [[اسلام]] پیش بینی شده است؛ زیرا که [[دین فطری]] و [[عقلی]] است و دین فطری و عقلی نمی‌تواند نسبت به یکی از مهم‌ترین و ضروری‌ترین نیاز [[فطری]] و عقلی [[بشر]] یعنی [[حکومت]] و تشکیلات سیاسی ـ [[حکومتی]] بی‌تفاوت باشد<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[نظام سیاست اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «نظام سیاست اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]]، ص ۷۸۵.</ref>.


=== الزامات [[اعتقادی]] ===
== الزامات [[اعتقادی]] ==
باورمندی به [[اسلام]]، و مجموعه مقررات و [[احکام اجتماعی]] آن، این [[ضرورت]] را به وجود می‌آورد که [[زندگی]] متدینانه فردی و [[اجتماعی]] تنها زمانی به طور کامل میسر است که [[جامعه دینی]]، تحت [[حاکمیت]] یک [[دولت اسلامی]] قرار داشته باشد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در چهارمین کنفرانس اندیشه اسلامی پیرامون حکومت اسلامی تاریخ ۱۰/۱۱/۱۳۶۴.</ref>. بنابراین، [[حکومت]] از احکام اولیه است و [[احکام]] [[حاکم اسلامی]] هم حکم اولی است و [[واجب الاطاعه]] است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه، ۲/۱۱/۱۳۶۶.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[نظام سیاست اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «نظام سیاست اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]]، ص ۷۸۹.</ref>
باورمندی به [[اسلام]]، و مجموعه مقررات و احکام اجتماعی آن، این [[ضرورت]] را به وجود می‌آورد که [[زندگی]] متدینانه فردی و [[اجتماعی]] تنها زمانی به طور کامل میسر است که [[جامعه دینی]]، تحت [[حاکمیت]] یک [[دولت اسلامی]] قرار داشته باشد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در چهارمین کنفرانس اندیشه اسلامی پیرامون حکومت اسلامی تاریخ ۱۰/۱۱/۱۳۶۴.</ref>. بنابراین، [[حکومت]] از احکام اولیه است و [[احکام]] [[حاکم اسلامی]] هم حکم اولی است و [[واجب الاطاعه]] است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه، ۲/۱۱/۱۳۶۶.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[نظام سیاست اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «نظام سیاست اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]]، ص ۷۸۹.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۳٬۸۲۱

ویرایش