←معناشناسی
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
«تصمیمگیری» از اهمیت بسیار و جایگاه ویژه در [[مدیریت]] برخوردار است؛ تا جایی که برخی پژوهشگران و صاحبنظران بزرگ «تصمیمگیری» و «مدیریت» را هممعنا و مترادف | «تصمیمگیری» از اهمیت بسیار و جایگاه ویژه در [[مدیریت]] برخوردار است؛ تا جایی که برخی پژوهشگران و صاحبنظران بزرگ «تصمیمگیری» و «مدیریت» را هممعنا و مترادف دانستهاند و معتقدند که مدیریت چیزی جز تصمیمگیری نیست. تصمیمگیری کانون اصلی مدیریت را تشکیل میدهد و انجام دادن وظایفی مثل [[برنامهریزی]]، [[سازماندهی]] و یا کنترل در واقع همان تصمیمگیری در مورد نحوه انجام دادن این فعالیتها است. بنابراین تصمیمگیری پایه و اساس تمام وظایفی است که [[مدیر]] در [[سازمان]] انجام میدهد. [[مدیران]] تصمیم [[تصمیمات]] متعددی را در موضوعات مختلفی که برای سازمان پیش میآید، اتخاذ میکنند. برخی از این موضوعات بسیار مهم و حیاتیاند، و اگر تصمیمات خوب، بهجا و بهموقع گرفته نشود، ممکن است خسارتها و شکستهای بزرگ و غیر قابل جبرانی به وجود آورد. در چنین مواردی [[ضرورت]] اتخاذ تصمیمات عاقلانه و منطقی بیشتر نمایان میشود. تنها اینگونه تصمیمگیریهاست که سازمان را از [[مشکلات]] [[نجات]] میدهد و موجب پیمودن راه تکامل میشود؛ همانگونه که [[امام علی]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|رَأْيُ الْعَاقِلِ يُنْجِي}}<ref>آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ح۵۴۲۴.</ref>؛ «تصمیم و رای [[انسان]] [[خردمند]] نجاتبخش است». | ||
واقعیت این است که تصمیمگیری منطقی و صحیح و خردمندانه تأثیری عمیق بر امور مختلف سازمان داشته و میتواند سازمان را در دستیابی به اهداف خود [[یاری]] دهد. تصمیمگیری آنگاه که با [[دوراندیشی]] و ژرفنگری همراه باشد، دستیابی به اهداف سازمانی و [[موفقیت]] و اثربخشی سازمان را تا حد زیادی تضمین میکند<ref>خدمتی، ابوطالب، و همکاران، مدیریت علوی، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، قم، چاپ دوم، ۱۳۸۲، ص۱۵.</ref>. | واقعیت این است که تصمیمگیری منطقی و صحیح و خردمندانه تأثیری عمیق بر امور مختلف سازمان داشته و میتواند سازمان را در دستیابی به اهداف خود [[یاری]] دهد. تصمیمگیری آنگاه که با [[دوراندیشی]] و ژرفنگری همراه باشد، دستیابی به اهداف سازمانی و [[موفقیت]] و اثربخشی سازمان را تا حد زیادی تضمین میکند<ref>خدمتی، ابوطالب، و همکاران، مدیریت علوی، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، قم، چاپ دوم، ۱۳۸۲، ص۱۵.</ref>. | ||