آیه واسأل من ارسلنا در تفسیر و علوم قرآنی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۴۲: خط ۴۲:
[[ظاهر آیه]] یاد شده حکایت از این‌ دارد‌ کـه‌ [[مأمور]] به سؤال ([[سائل]])، خود شخص [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و ([[مسئول]]) خود [[ذات]] [[انبیا]] باشد؛ اما [[مفسران]] در‌ بسیاری‌ از‌ [[تفاسیر]] از ظاهر آیه پا را فراتر گذاشته و دست بـه تـأویل آن زده‌ و نظرات‌ تفسیری‌ گوناگونی را مطرح نموده‌اند که می‌‌توان آنها را در 4 مورد کلی دسته‌بندی و خلاصه‌ کرد‌:
[[ظاهر آیه]] یاد شده حکایت از این‌ دارد‌ کـه‌ [[مأمور]] به سؤال ([[سائل]])، خود شخص [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و ([[مسئول]]) خود [[ذات]] [[انبیا]] باشد؛ اما [[مفسران]] در‌ بسیاری‌ از‌ [[تفاسیر]] از ظاهر آیه پا را فراتر گذاشته و دست بـه تـأویل آن زده‌ و نظرات‌ تفسیری‌ گوناگونی را مطرح نموده‌اند که می‌‌توان آنها را در 4 مورد کلی دسته‌بندی و خلاصه‌ کرد‌:


'''دیدگاه اول:'''
==== دیدگاه اول: ====
 
تعدادی از مفسران، سؤال در این [[آیه]] را حمل بر مجاز کرده‌اند. بر‌ اساس‌ نظر این مفسران، مأمور به سؤال، شخص [[پیامبر]]{{صل}} اسـت امـا مـنظور از سؤال پرسیدن از‌ انبیای گذشته‌ [[حقیقی]] نیست بلکه از باب مجاز و به معنای [[دقت]] و [[تأمل]] در ادیـان‌ آن انبیا و فحص از [[علما]] و [[ملل]] و کتاب‌های آنهاست. از بررسی تعداد زیادی از تفاسیر این نتیجه به دست می‌‌آید کـه اکـثریت مفسران آیه را به این صورت تـفسیر نـموده‌اند.<ref>بر این اساس معنای آیه چنین است: {{عربی|وَ سْئَلْ‏ يا رسول اللّه مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ‌ مـِنْ‌ رُسـُلِنا كنـوح و إبراهيم و موسى و عيسى و غيرهم{{عم}} و هذا مجاز يراد به‌ الفحص‌ عن مقالاتهم، كما يقال سـل الأطـباء عن‌ هذا‌ المرض‌، أي راجع كتبهم}}، حسینی شیرازی، سید محمد، ۱۴۲۴، تقریب القرآن الی الاذهان، ج‏‌۵، ص۶۸‌؛{{عربی|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مـِنْ قـَبْلِكَ مـِنْ رُسُلِنا ليس المراد بسؤال الرسل حقيقة‌ السؤال‌، لإحالته، بل في الكلام مضاف‌ مقدّر‌، تقديره: و اسأل‌ أممهم‌ و عـلماء‌ دينـهم. فـإذا سألهم فكأنّه سأل الأنبياء‌}}، کاشانی‌، ملافتح الله،۱۴۲۳، زبده التفاسیر، ج‏۶، ص۲۵۶؛ {{عربی|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مـِنْ رُسـُلِنا}} يعنى‌ از‌ مؤمنين اهل كتاب كه پيامبرانى را‌ براى آنان فرستاده‌‏ايم بپرس‌ كه‌ آيا پيامبران جز پيام توحيد‌ چيز‌ ديگرى بـراى آنـان آورده‌‏اند؟ و تقدير چنين است: {{عربی|سل امما من ارسلنا او اتباع من‌ ارسلنا‌}} كه مضاف حـذف و مـضاف اليه‌ بجاى‌ آن‌ قرار گرفته است‌. طـبرسی‌، فضل بن حسن، ۱۳۶۰، مجمع البیان فی‌ تفسیر‌ القـرآن‌، ج۲۲، ص۲۳۲‌؛ {{عربی|واسـأل‌ من أرسلنا من الرسل قبلك، أجعلنا مـن دون الرحـمن آلهة يعبدون فالمسئولون هم الرسل‌ و لذلك‌ فالآية مكية، و قيل: المسئول أمم الرسل‌، و على‌ ذلك فـالآية‌ مـدنية‌، و نص‌ القرآن يحتمل هذا و ذاك‌ و ليس المـقصود عـلى الرأيين نفس السـؤال بـل المـراد انظر في أديانهم و ابحث عن مـللهم و ادرس كتبهم‌ التي لم تحرف لترى [[جواب]] هذا‌ السؤال‌، و أن‌ الأديان‌ كلها‌ متفقة عـلى التـوحيد‌ الخالص‌ البري‏ء و على نفى [[عبادة]] غـير [[اللّه]]}} حجازی، محمد محمود، ۱۴۱۳، التفسیر الواضح‌، ج‏۳، ص۳۹۷؛ {{عربی|و هذا الكلام أيضـا داخـل فى قبيل‌ الاستعارة‌. لأن‌ مـسألة الرسـل الذين درجت قرونهم و خلت أزمانهم‌ غير‌ ممكنة‌ و إنما‌ المراد‌- و اللّه‌ أعلم- و اسأل أصحاب مـن أرسـلنا من قبلك من رسلنا، أو اسـتعلم مـا فـى كتبهم، و تعرّف حـقائق سـننهم. و ذلك على مثال: وَ سْئَلِ الْقـَرْيَة}}، سـیدرضی، محمد بن حسین، تـلخیص البیان عن مجازات القرآن، ص۳۰۲</ref>
تعدادی از مفسران سؤال در این [[آیه]] را حمل بر مجاز کرده‌اند. بر‌ اساس‌ نظر این مفسران، مأمور به سؤال، شخص [[پیامبر]]{{صل}} اسـت امـا مـنظور از سؤال پرسیدن از‌ انبیای گذشته‌ [[حقیقی]] نیست بلکه از باب مجاز و به معنای [[دقت]] و [[تأمل]] در ادیـان‌ آن انبیا و فحص از [[علما]] و [[ملل]] و کتاب‌های آنهاست. از بررسی تعداد زیادی از تفاسیر این نتیجه به دست می‌‌آید کـه اکـثریت مفسران آیه را به این صورت تـفسیر نـموده‌اند.<ref>بر این اساس معنای آیه چنین است: {{عربی|وَ سْئَلْ‏ يا رسول اللّه مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ‌ مـِنْ‌ رُسـُلِنا كنـوح و إبراهيم و موسى و عيسى و غيرهم{{عم}} و هذا مجاز يراد به‌ الفحص‌ عن مقالاتهم، كما يقال سـل الأطـباء عن‌ هذا‌ المرض‌، أي راجع كتبهم}}، حسینی شیرازی، سید محمد، ۱۴۲۴، تقریب القرآن الی الاذهان، ج‏‌۵، ص۶۸‌؛{{عربی|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مـِنْ قـَبْلِكَ مـِنْ رُسُلِنا ليس المراد بسؤال الرسل حقيقة‌ السؤال‌، لإحالته، بل في الكلام مضاف‌ مقدّر‌، تقديره: و اسأل‌ أممهم‌ و عـلماء‌ دينـهم. فـإذا سألهم فكأنّه سأل الأنبياء‌}}، کاشانی‌، ملافتح الله،۱۴۲۳، زبده التفاسیر، ج‏۶، ص۲۵۶؛ {{عربی|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مـِنْ رُسـُلِنا}} يعنى‌ از‌ مؤمنين اهل كتاب كه پيامبرانى را‌ براى آنان فرستاده‌‏ايم بپرس‌ كه‌ آيا پيامبران جز پيام توحيد‌ چيز‌ ديگرى بـراى آنـان آورده‌‏اند؟ و تقدير چنين است: {{عربی|سل امما من ارسلنا او اتباع من‌ ارسلنا‌}} كه مضاف حـذف و مـضاف اليه‌ بجاى‌ آن‌ قرار گرفته است‌. طـبرسی‌، فضل بن حسن، ۱۳۶۰، مجمع البیان فی‌ تفسیر‌ القـرآن‌، ج۲۲، ص۲۳۲‌؛ {{عربی|واسـأل‌ من أرسلنا من الرسل قبلك، أجعلنا مـن دون الرحـمن آلهة يعبدون فالمسئولون هم الرسل‌ و لذلك‌ فالآية مكية، و قيل: المسئول أمم الرسل‌، و على‌ ذلك فـالآية‌ مـدنية‌، و نص‌ القرآن يحتمل هذا و ذاك‌ و ليس المـقصود عـلى الرأيين نفس السـؤال بـل المـراد انظر في أديانهم و ابحث عن مـللهم و ادرس كتبهم‌ التي لم تحرف لترى [[جواب]] هذا‌ السؤال‌، و أن‌ الأديان‌ كلها‌ متفقة عـلى التـوحيد‌ الخالص‌ البري‏ء و على نفى [[عبادة]] غـير [[اللّه]]}} حجازی، محمد محمود، ۱۴۱۳، التفسیر الواضح‌، ج‏۳، ص۳۹۷؛ {{عربی|و هذا الكلام أيضـا داخـل فى قبيل‌ الاستعارة‌. لأن‌ مـسألة الرسـل الذين درجت قرونهم و خلت أزمانهم‌ غير‌ ممكنة‌ و إنما‌ المراد‌- و اللّه‌ أعلم- و اسأل أصحاب مـن أرسـلنا من قبلك من رسلنا، أو اسـتعلم مـا فـى كتبهم، و تعرّف حـقائق سـننهم. و ذلك على مثال: وَ سْئَلِ الْقـَرْيَة}}، سـیدرضی، محمد بن حسین، تـلخیص البیان عن مجازات القرآن، ص۳۰۲</ref>
 
'''دیدگاه دوم:'''


==== دیدگاه دوم: ====
جماعتى از مفسرين با [[تمسک]] به [[ظاهر آیه]] و استناد به [[روایات]]، [[مأمور]] به را خود‌ پیـامبر{{صل}} و [[مسئول]] را [[انبیای گذشته]] معرفی کرده‌اند و [[نزول آیه]] را در [[شب معراج]] دانسته‌اند. به عنوان نمونه: علی بن ابراهيم قمى چنين روايت‌ مي‌‌كند که [[راوی]] گويد: با ابى جعفر مـحمّد بـاقر{{ع}}[[ حج]] را به جا آوردیم و نافع بن ازرق با من بود. نافع چون جماعتى را ديد که دور شخصى را گرفته‌‏اند سؤال كرد كه اين‌ كیست؟ هشام‌ گفت: اين مـحمد بن على بن الحسين بن على بن ابیطالب{{ع}} اسـت. نـافع گفت: من نزد وى رفته و از او سؤالاتى می‌پرسم كه [[جواب]] آنها را‌ مگر شخص نبى يا وصى او نمی‌دانند. وقتى [[خدمت]] حضرت رسید، گـفت سـؤالاتى دارم، حضرت فرمود: بپرس. گفت: بين حضرت عيسى{{ع}} با محمد چقدر فاصله بـود؟ حضرت فـرمود: بـه عقيده‌ تو‌ بگويم‌ يا به رأى خودم؟ گفت: هر‌ دو‌. [[امام]] فرمود‌: به رأى من پانصد سال و به رأى تو شـشصد سال. گفت: پس این قول خدای تعالى به چه معناست؟ که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ‌}} ابى‌ جـعفر‌{{ع}} اين آيه را [[تلاوت]] نـمود: {{متن قرآن|سـُبْحانَ‌ الَّذِي‌ أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ...}} و فرمود: از جمله آيات الهى كه در آن شب بر‌ حضرتش‌ نمودار‌ گرديد اين بود كه وقتى به بيت المقدس رسيد تمام انبيا‌ و مرسلين{{عم}} در آنجا [[اجتماع]] نمودند و جبرئيل [[اذان]] گفت و تـمام پيمبران به نبى خاتم{{صل}} [[اقتدا]] کردند؛ آن [[وقت]] [[خطاب]] رسيد اى محمد، از اين پيمبران بپرس‌ {{متن قرآن|أَ‌جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً}} تا آخر حديث كه مفصل است و محل [[شاهد]] ما اين آيه‌ بود‌ كه بـنا بر اين حديث لازم نمى‏‌آيد چيزى در تقدير گرفت و آيه به‌ ظاهر‌ خود‌ باقى است. زيرا كه آيه در شب معراج نازل گرديده وقتى كه بنا بر‌ اخبار‌ بسيار‌ هفتاد نفر از انبيا{{عم}}كه از جمله آنها موسى و عـيسى‌{{عم}} حاضر بودند و اين [[خطاب]] براى تذكر [[اهل كتاب]] است كه همه پيمبران‌ متفقا‌ به امت‌ خود گفتند: خداى يگانه را بپرستيد و در [[عبادت]] كسى را با [[خدا]] شريك نگردانيد‌ و گر‌ نه پيمبر اكرم{{صل}} مـحتاج بـه سئوال نبود از آن رابطه معنوى و حضور روحانى كه‌ با‌ پيغمبران‌ داشته مى‏‌دانست كه هيچ پيغمبرى براى [[امت]] خود غير از خداى يكتا [[اله]] و معبودى تعيين‌ ننموده‏‌ است<ref>بانو [[امین]]، [[سیده]] [[نصرت]]، ۱۳۶۱، مـخزن العـرفان، ج‏۱۳،ص۳۳؛ [[سبزواری]] نجفی،[[ محمد]]، ۱۴۰۶، الجـدید فـی [[تفسیر القرآن]]، ج۶،ص۳۵۸؛ صادقی تهرانی‌، محمد، ۱۳۶۵‌، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن‌، ج۲۶‌،ص۳۲۹؛ عـروسی حـویزی، عبدعلی، ۱۴۱۵، [[نور الثقلین]]، ج۴، ص۶۰۶</ref>.<ref>شریفی، عباس، بازخوانی آراء تفسیری مفسران قرآن ازآیه ۴۵ سوره زخرف با تکیه بر سیاق، فصلنامه قرآنی کوثر، پاییز و زمستان ۱۳۹۸، شماره ۶۵، صفحه ۶۵ به بعد</ref>
جماعتى از مفسرين با [[تمسک]] به [[ظاهر آیه]] و استناد به [[روایات]]، [[مأمور]] به را خود‌ پیـامبر{{صل}} و [[مسئول]] را [[انبیای گذشته]] معرفی کرده‌اند و [[نزول آیه]] را در [[شب معراج]] دانسته‌اند. به عنوان نمونه: علی بن ابراهيم قمى چنين روايت‌ مي‌‌كند که [[راوی]] گويد: با ابى جعفر مـحمّد بـاقر{{ع}}[[ حج]] را به جا آوردیم و نافع بن ازرق با من بود. نافع چون جماعتى را ديد که دور شخصى را گرفته‌‏اند سؤال كرد كه اين‌ كیست؟ هشام‌ گفت: اين مـحمد بن على بن الحسين بن على بن ابیطالب{{ع}} اسـت. نـافع گفت: من نزد وى رفته و از او سؤالاتى می‌پرسم كه [[جواب]] آنها را‌ مگر شخص نبى يا وصى او نمی‌دانند. وقتى [[خدمت]] حضرت رسید، گـفت سـؤالاتى دارم، حضرت فرمود: بپرس. گفت: بين حضرت عيسى{{ع}} با محمد چقدر فاصله بـود؟ حضرت فـرمود: بـه عقيده‌ تو‌ بگويم‌ يا به رأى خودم؟ گفت: هر‌ دو‌. [[امام]] فرمود‌: به رأى من پانصد سال و به رأى تو شـشصد سال. گفت: پس این قول خدای تعالى به چه معناست؟ که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ‌}} ابى‌ جـعفر‌{{ع}} اين آيه را [[تلاوت]] نـمود: {{متن قرآن|سـُبْحانَ‌ الَّذِي‌ أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ...}} و فرمود: از جمله آيات الهى كه در آن شب بر‌ حضرتش‌ نمودار‌ گرديد اين بود كه وقتى به بيت المقدس رسيد تمام انبيا‌ و مرسلين{{عم}} در آنجا [[اجتماع]] نمودند و جبرئيل [[اذان]] گفت و تـمام پيمبران به نبى خاتم{{صل}} [[اقتدا]] کردند؛ آن [[وقت]] [[خطاب]] رسيد اى محمد، از اين پيمبران بپرس‌ {{متن قرآن|أَ‌جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً}} تا آخر حديث كه مفصل است و محل [[شاهد]] ما اين آيه‌ بود‌ كه بـنا بر اين حديث لازم نمى‏‌آيد چيزى در تقدير گرفت و آيه به‌ ظاهر‌ خود‌ باقى است. زيرا كه آيه در شب معراج نازل گرديده وقتى كه بنا بر‌ اخبار‌ بسيار‌ هفتاد نفر از انبيا{{عم}}كه از جمله آنها موسى و عـيسى‌{{عم}} حاضر بودند و اين [[خطاب]] براى تذكر [[اهل كتاب]] است كه همه پيمبران‌ متفقا‌ به امت‌ خود گفتند: خداى يگانه را بپرستيد و در [[عبادت]] كسى را با [[خدا]] شريك نگردانيد‌ و گر‌ نه پيمبر اكرم{{صل}} مـحتاج بـه سئوال نبود از آن رابطه معنوى و حضور روحانى كه‌ با‌ پيغمبران‌ داشته مى‏‌دانست كه هيچ پيغمبرى براى [[امت]] خود غير از خداى يكتا [[اله]] و معبودى تعيين‌ ننموده‏‌ است<ref>بانو [[امین]]، [[سیده]] [[نصرت]]، ۱۳۶۱، مـخزن العـرفان، ج‏۱۳،ص۳۳؛ [[سبزواری]] نجفی،[[ محمد]]، ۱۴۰۶، الجـدید فـی [[تفسیر القرآن]]، ج۶،ص۳۵۸؛ صادقی تهرانی‌، محمد، ۱۳۶۵‌، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن‌، ج۲۶‌،ص۳۲۹؛ عـروسی حـویزی، عبدعلی، ۱۴۱۵، [[نور الثقلین]]، ج۴، ص۶۰۶</ref>.<ref>شریفی، عباس، بازخوانی آراء تفسیری مفسران قرآن ازآیه ۴۵ سوره زخرف با تکیه بر سیاق، فصلنامه قرآنی کوثر، پاییز و زمستان ۱۳۹۸، شماره ۶۵، صفحه ۶۵ به بعد</ref>


برخی مفسران اهل سنت نیز همین دیدگاه را پذیرفته و معتقدند: وقتی پیامبر اکرم{{صل}} به [[معراج]] رفتند،[[انبیا]] را دور آن حضرت گرد آوردند و حضرتش برایشان به عنوان [[امام جماعت]]، [[نماز]] خواندند. سپس [[جبرئیل]] عرضه داشت: {{متن قرآن|وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا}} و آنگاه پیامبر{{صل}} فرمودند: «نمی‌پرسم و اکتفا کردم». این [[حدیث]] را [[عطاء]] از [[ابن عباس]] [[روایت]] می‌کند و این قول [[سعید بن جبیر]]، [[زهری]] و [[ابن زید]] است که گفتند: پیامبران در [[شب معراج]] پیرامون [[رسول اکرم]]{{صل}} گردآورده شدند و پیامبر آنان را [[ملاقات]] فرمودند و امر به سؤال از آنان شدند. آنان نیز [[شک]] نکردند و سؤالی نپرسیدند.
برخی مفسران اهل سنت نیز همین دیدگاه را پذیرفته و معتقدند: وقتی پیامبر اکرم{{صل}} به [[معراج]] رفتند،[[انبیا]] را دور آن حضرت گرد آوردند و حضرتش برایشان به عنوان [[امام جماعت]]، [[نماز]] خواندند. سپس [[جبرئیل]] عرضه داشت: {{متن قرآن|وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا}} و آنگاه پیامبر{{صل}} فرمودند: «نمی‌پرسم و اکتفا کردم». این [[حدیث]] را [[عطاء]] از [[ابن عباس]] [[روایت]] می‌کند و این قول [[سعید بن جبیر]]، [[زهری]] و [[ابن زید]] است که گفتند: پیامبران در [[شب معراج]] پیرامون [[رسول اکرم]]{{صل}} گردآورده شدند و پیامبر آنان را [[ملاقات]] فرمودند و امر به سؤال از آنان شدند. آنان نیز [[شک]] نکردند و سؤالی نپرسیدند.


'''دیدگاه سوم:'''
==== دیدگاه سوم: ====
 
تـعداد دیـگری از مـفسران بیان داشته‌‌اند‌ کـه هرچند [[ظاهر آیه]] دلالت بر سؤال پرسیدن شخص [[پیامبر]]{{صل}} دارد اما منظور خود پیامبر نیست بلکه هـمه امـت [[اسلام]] و حتی مخالفان از [[مشرکان]] منظور هـستند و مـسئول هـم [[ذات]] انـبیاء نیست بلکه هـمچون دیدگاه اول، [[پیروان]] [[انبیای گذشته]] هستند. سؤال كننده هر چند پيامبر اسلام{{صل}} است، ولى منظور تمام [[امت]] و حـتى مـخالفان او‌ هـستند‌ و كسانى كه مورد سؤال واقع‌ مى‏‌شوند‌، پيروان انبياى پيشـينند، پيروان راسـتين و مـورد اطـمينان آنـها و حـتى افراد عادى آنها، چرا كه از مجموعه سخنان آنها "[[خبر متواتر]]" به دست مى‏‌آيد كه‌ بيانگر‌ مكتب توحيدى انبيا است‌. <ref>مکارم‌ شیرازی، ناصر، ۱۳۷۴، تفسیر نمونه، ج‏۲۱، ص۷۵</ref>.<ref>{{عربی|و السؤال من النبىّ لرسل اللّه هنا، ليس سـؤالا مباشرا، بحيث يسأل الرسل و يتلقى الجواب منهم.. و إنما هو سؤال بالنظر فيما قصّ اللّه سبحانه و تعالى على‌ الرسول‌ من قصص الرسل، و محامل رسالاتهم إلى أقوامهم...و ليس الرسول{{صل}}- فى حاجة إلى أن يسـأل عـن أمر هو عالم به، و لكن هذا السؤال منه، هو دعوة إلى هؤلاء‌ المشركين‌ أن يشاركوا‌ فى هذا السؤال، و أن يتلقوا الجواب عليه، حتى يكون لهم من ذلك علم يصححون به معتقداتهم الفاسدة‌، التي جاء رسـول اللّه{{صل}}لعلاج ما بها من‌ أدواء‌، كما‌ جاء رسل اللّه جميعا بدواء تلك الأدواء}}، خطیب، عبدالکریم، تفسیر القرآنی للقرآن، بی‌تا، ج‏۱۳، ص۱۳۹</ref> بر این اساس می‌‌‌‌توان‌ بیان داشـت کـه [[آیه]] دارای مجاز از نوع کنایه بـه مـعنای {{عربی|ایاک اعنی‌ و اسمعی‌ یا‌ جاره}} است. بر اساس این [[تفسیر]] [[خطاب]] در آیه هر چند به ظاهر به شخص‌ [[رسول الله]]{{صل}} است اما در [[حقیقت]] از باب کـنایه بـه مشرکان و [[اهل کتاب‌]] اسـت کـه با رجوع‌ به‌ [[علمای اهل کتاب]] و [[ملل]] و [[کتاب‌های آسمانی]] گذشته متذکر شوند و [[خدای یگانه]] را بپرستند <ref>معرفت، محمد هادی، ۱۴۱۲، التمهید‌ فی‌ علوم‌ القرآن، ج۱،ص۲۱۴</ref> به عبارت دیگر  خطاب در آیه به شنوندگان [[آیات الهی]] است که می‌خواهند درباره [[ادیان]] تحقیق و تفحص کنند؛ از این‌رو [[خداوند]] در این [[آیه]] به آنها می‌گوید که از [[پیروان]] [[پیامبران پیشین]] درباره دینشان بپرس که آیا پیامبرانشان برای [[تبلیغ]]، [[عبادت]] چیزی غیر از [[خدا]] را آورده‌اند؟ در این صورت پیروان پیامبران پیشین به تو خبر می‌دهند که چنین چیزی رخ نداده است و ممکن نیست [[پیامبری]] چنین چیزی آورده باشد.<ref>ر.ک: اندلسی، ابوحیان، تفسیر البحر المحیط، ج۸، ص۲۰.</ref>  
تـعداد دیـگری از مـفسران بیان داشته‌‌اند‌ کـه هرچند [[ظاهر آیه]] دلالت بر سؤال پرسیدن شخص [[پیامبر]]{{صل}} دارد اما منظور خود پیامبر نیست بلکه هـمه امـت [[اسلام]] و حتی مخالفان از [[مشرکان]] منظور هـستند و مـسئول هـم [[ذات]] انـبیاء نیست بلکه هـمچون دیدگاه اول، [[پیروان]] [[انبیای گذشته]] هستند. سؤال كننده هر چند پيامبر اسلام{{صل}} است، ولى منظور تمام [[امت]] و حـتى مـخالفان او‌ هـستند‌ و كسانى كه مورد سؤال واقع‌ مى‏‌شوند‌، پيروان انبياى پيشـينند، پيروان راسـتين و مـورد اطـمينان آنـها و حـتى افراد عادى آنها، چرا كه از مجموعه سخنان آنها "[[خبر متواتر]]" به دست مى‏‌آيد كه‌ بيانگر‌ مكتب توحيدى انبيا است‌. <ref>مکارم‌ شیرازی، ناصر، ۱۳۷۴، تفسیر نمونه، ج‏۲۱، ص۷۵</ref>.<ref>{{عربی|و السؤال من النبىّ لرسل اللّه هنا، ليس سـؤالا مباشرا، بحيث يسأل الرسل و يتلقى الجواب منهم.. و إنما هو سؤال بالنظر فيما قصّ اللّه سبحانه و تعالى على‌ الرسول‌ من قصص الرسل، و محامل رسالاتهم إلى أقوامهم...و ليس الرسول{{صل}}- فى حاجة إلى أن يسـأل عـن أمر هو عالم به، و لكن هذا السؤال منه، هو دعوة إلى هؤلاء‌ المشركين‌ أن يشاركوا‌ فى هذا السؤال، و أن يتلقوا الجواب عليه، حتى يكون لهم من ذلك علم يصححون به معتقداتهم الفاسدة‌، التي جاء رسـول اللّه{{صل}}لعلاج ما بها من‌ أدواء‌، كما‌ جاء رسل اللّه جميعا بدواء تلك الأدواء}}، خطیب، عبدالکریم، تفسیر القرآنی للقرآن، بی‌تا، ج‏۱۳، ص۱۳۹</ref> بر این اساس می‌‌‌‌توان‌ بیان داشـت کـه [[آیه]] دارای مجاز از نوع کنایه بـه مـعنای {{عربی|ایاک اعنی‌ و اسمعی‌ یا‌ جاره}} است. بر اساس این [[تفسیر]] [[خطاب]] در آیه هر چند به ظاهر به شخص‌ [[رسول الله]]{{صل}} است اما در [[حقیقت]] از باب کـنایه بـه مشرکان و [[اهل کتاب‌]] اسـت کـه با رجوع‌ به‌ [[علمای اهل کتاب]] و [[ملل]] و [[کتاب‌های آسمانی]] گذشته متذکر شوند و [[خدای یگانه]] را بپرستند <ref>معرفت، محمد هادی، ۱۴۱۲، التمهید‌ فی‌ علوم‌ القرآن، ج۱،ص۲۱۴</ref> به عبارت دیگر  خطاب در آیه به شنوندگان [[آیات الهی]] است که می‌خواهند درباره [[ادیان]] تحقیق و تفحص کنند؛ از این‌رو [[خداوند]] در این [[آیه]] به آنها می‌گوید که از [[پیروان]] [[پیامبران پیشین]] درباره دینشان بپرس که آیا پیامبرانشان برای [[تبلیغ]]، [[عبادت]] چیزی غیر از [[خدا]] را آورده‌اند؟ در این صورت پیروان پیامبران پیشین به تو خبر می‌دهند که چنین چیزی رخ نداده است و ممکن نیست [[پیامبری]] چنین چیزی آورده باشد.<ref>ر.ک: اندلسی، ابوحیان، تفسیر البحر المحیط، ج۸، ص۲۰.</ref>  


خط ۶۰: خط ۵۷:
اما اگر چنین باشد که زمخشری می‌گوید، آیا امر به پرسش [[لغو]] نیست؟ به عبارت دیگر اگر مراد از آیه، دستور به جستجو و بررسی احوال امم [[پیامبران پیشین]] باشد، در حالی که احوال این [[امت‌ها]] در [[قرآن]] نیز بیان شده است، [[دستور خداوند]] به پیامبرش [[لغو]] خواهد بود.
اما اگر چنین باشد که زمخشری می‌گوید، آیا امر به پرسش [[لغو]] نیست؟ به عبارت دیگر اگر مراد از آیه، دستور به جستجو و بررسی احوال امم [[پیامبران پیشین]] باشد، در حالی که احوال این [[امت‌ها]] در [[قرآن]] نیز بیان شده است، [[دستور خداوند]] به پیامبرش [[لغو]] خواهد بود.


'''دیدگاه چهارم:'''
==== دیدگاه چهارم: ====
 
گروهی دیگر از [[مفسران]] [[سنی]] در سخنان عجیب گفته‌اند که [[مخاطب]] خداوند [[رسول خدا]]{{صل}} است و امر به [[پرسش]] نیز [[حقیقی]] است؛ لیکن «[[مسئول]]» خود خداوند است، یعنی خداوند به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دستور می‌دهد که از او درباره پیامبرانی که پیشتر فرستاده بپرسد.
گروهی دیگر از [[مفسران]] [[سنی]] در سخنان عجیب گفته‌اند که [[مخاطب]] خداوند [[رسول خدا]]{{صل}} است و امر به [[پرسش]] نیز [[حقیقی]] است؛ لیکن «[[مسئول]]» خود خداوند است، یعنی خداوند به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دستور می‌دهد که از او درباره پیامبرانی که پیشتر فرستاده بپرسد.


۱۴٬۸۵۲

ویرایش