آیه واسأل من ارسلنا در تفسیر و علوم قرآنی: تفاوت میان نسخهها
←دیدگاه دوم:
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
جماعتى از مفسرين با [[تمسک]] به [[ظاهر آیه]] و استناد به [[روایات]]، [[مأمور]] به را خود پیـامبر{{صل}} و [[مسئول]] را [[انبیای گذشته]] معرفی کردهاند و [[نزول آیه]] را در [[شب معراج]] دانستهاند. | جماعتى از مفسرين با [[تمسک]] به [[ظاهر آیه]] و استناد به [[روایات]]، [[مأمور]] به را خود پیـامبر{{صل}} و [[مسئول]] را [[انبیای گذشته]] معرفی کردهاند و [[نزول آیه]] را در [[شب معراج]] دانستهاند. | ||
به عنوان نمونه: علی بن ابراهيم قمى چنين روايت ميكند که [[راوی]] گويد: با ابى جعفر مـحمّد بـاقر{{ع}}[[ حج]] را به جا آوردیم و نافع بن ازرق با من بود. نافع چون جماعتى را ديد که دور شخصى را گرفتهاند سؤال كرد كه اين كیست؟ هشام گفت: اين مـحمد بن على بن الحسين بن على بن ابیطالب{{ع}} اسـت. نـافع گفت: من نزد وى رفته و از او سؤالاتى میپرسم كه [[جواب]] آنها را مگر شخص نبى يا وصى او نمیدانند. وقتى [[خدمت]] حضرت رسید، گـفت سـؤالاتى دارم، حضرت فرمود: بپرس. گفت: بين حضرت عيسى{{ع}} با محمد چقدر فاصله بـود؟ حضرت فـرمود: بـه عقيده تو بگويم يا به رأى خودم؟ گفت: هر دو. [[امام]] فرمود: به رأى من پانصد سال و به رأى تو شـشصد سال. گفت: پس این قول خدای تعالى به چه معناست؟ که میفرماید: {{متن قرآن|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ}} ابى جـعفر{{ع}} اين آيه را [[تلاوت]] نـمود: {{متن قرآن|سـُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ...}} و فرمود: از جمله آيات الهى كه در آن شب بر حضرتش نمودار گرديد اين بود كه وقتى به بيت المقدس رسيد تمام انبيا و مرسلين{{عم}} در آنجا [[اجتماع]] نمودند و جبرئيل [[اذان]] گفت و تـمام پيمبران به نبى خاتم{{صل}} [[اقتدا]] کردند؛ آن [[وقت]] [[خطاب]] رسيد اى محمد، از اين پيغمبران بپرس {{متن قرآن|أَجَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً}} تا آخر حديث كه مفصل است | به عنوان نمونه: علی بن ابراهيم قمى چنين روايت ميكند که [[راوی]] گويد: با ابى جعفر مـحمّد بـاقر{{ع}}[[ حج]] را به جا آوردیم و نافع بن ازرق با من بود. نافع چون جماعتى را ديد که دور شخصى را گرفتهاند سؤال كرد كه اين كیست؟ هشام گفت: اين مـحمد بن على بن الحسين بن على بن ابیطالب{{ع}} اسـت. نـافع گفت: من نزد وى رفته و از او سؤالاتى میپرسم كه [[جواب]] آنها را مگر شخص نبى يا وصى او نمیدانند. وقتى [[خدمت]] حضرت رسید، گـفت سـؤالاتى دارم، حضرت فرمود: بپرس. گفت: بين حضرت عيسى{{ع}} با محمد چقدر فاصله بـود؟ حضرت فـرمود: بـه عقيده تو بگويم يا به رأى خودم؟ گفت: هر دو. [[امام]] فرمود: به رأى من پانصد سال و به رأى تو شـشصد سال. گفت: پس این قول خدای تعالى به چه معناست؟ که میفرماید: {{متن قرآن|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ}} ابى جـعفر{{ع}} اين آيه را [[تلاوت]] نـمود: {{متن قرآن|سـُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ...}} و فرمود: از جمله آيات الهى كه در آن شب بر حضرتش نمودار گرديد اين بود كه وقتى به بيت المقدس رسيد تمام انبيا و مرسلين{{عم}} در آنجا [[اجتماع]] نمودند و جبرئيل [[اذان]] گفت و تـمام پيمبران به نبى خاتم{{صل}} [[اقتدا]] کردند؛ آن [[وقت]] [[خطاب]] رسيد اى محمد، از اين پيغمبران بپرس {{متن قرآن|أَجَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً}} تا آخر حديث كه مفصل است. | ||
محل [[شاهد]] ما اين آيه بود كه بـنا بر اين حديث لازم نمىآيد چيزى در تقدير گرفت و آيه به ظاهر خود باقى است. زيرا كه آيه در شب معراج نازل گرديده وقتى كه بنا بر اخبار بسيار هفتاد نفر از انبيا{{عم}} كه از جمله آنها موسى و عـيسى{{عم}} حاضر بودند و اين [[خطاب]] براى تذكر [[اهل كتاب]] است كه همه پيغمبران متفقا به امت خود گفتند: خداى يگانه را بپرستيد و در [[عبادت]] كسى را با [[خدا]] شريک نگردانيد و گر نه پيغمبر اكرم{{صل}} مـحتاج بـه سئوال نبود از آن رابطه معنوى و حضور روحانى كه با پيغمبران داشته مىدانست كه هيچ پيغمبرى براى [[امت]] خود غير از خداى يكتا [[اله]] و معبودى تعيين ننموده است<ref>بانو [[امین]]، [[سیده]] [[نصرت]]، ۱۳۶۱، مـخزن العـرفان، ج۱۳،ص۳۳؛ [[سبزواری]] نجفی،[[ محمد]]، ۱۴۰۶، الجـدید فـی [[تفسیر القرآن]]، ج۶،ص۳۵۸؛ صادقی تهرانی، محمد، ۱۳۶۵، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۲۶،ص۳۲۹؛ عـروسی حـویزی، عبدعلی، ۱۴۱۵، [[نور الثقلین]]، ج۴، ص۶۰۶</ref>.<ref>شریفی، عباس، بازخوانی آراء تفسیری مفسران قرآن از آیه ۴۵ سوره زخرف با تکیه بر سیاق، فصلنامه قرآنی کوثر، پاییز و زمستان ۱۳۹۸، شماره ۶۵، صفحه ۶۵ به بعد</ref> | |||
برخی مفسران اهل سنت نیز همین دیدگاه را پذیرفته و معتقدند: وقتی پیامبر اکرم{{صل}} به [[معراج]] رفتند،[[انبیا]] را دور آن حضرت گرد آوردند و حضرتش برایشان به عنوان [[امام جماعت]]، [[نماز]] خواندند. سپس [[جبرئیل]] عرضه داشت: {{متن قرآن|وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا}} و آنگاه پیامبر{{صل}} فرمودند: «نمیپرسم و اکتفا کردم». این [[حدیث]] را [[عطاء]] از [[ابن عباس]] [[روایت]] میکند و این قول [[سعید بن جبیر]]، [[زهری]] و [[ابن زید]] است که گفتند: پیامبران در [[شب معراج]] پیرامون [[رسول اکرم]]{{صل}} گردآورده شدند و پیامبر آنان را [[ملاقات]] فرمودند و امر به سؤال از آنان شدند. آنان نیز [[شک]] نکردند و سؤالی نپرسیدند. | برخی مفسران اهل سنت نیز همین دیدگاه را پذیرفته و معتقدند: وقتی پیامبر اکرم{{صل}} به [[معراج]] رفتند،[[انبیا]] را دور آن حضرت گرد آوردند و حضرتش برایشان به عنوان [[امام جماعت]]، [[نماز]] خواندند. سپس [[جبرئیل]] عرضه داشت: {{متن قرآن|وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا}} و آنگاه پیامبر{{صل}} فرمودند: «نمیپرسم و اکتفا کردم». این [[حدیث]] را [[عطاء]] از [[ابن عباس]] [[روایت]] میکند و این قول [[سعید بن جبیر]]، [[زهری]] و [[ابن زید]] است که گفتند: پیامبران در [[شب معراج]] پیرامون [[رسول اکرم]]{{صل}} گردآورده شدند و پیامبر آنان را [[ملاقات]] فرمودند و امر به سؤال از آنان شدند. آنان نیز [[شک]] نکردند و سؤالی نپرسیدند. | ||