آیه واسأل من ارسلنا: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۴: خط ۳۴:
اما در ظاهر امر چنین سؤال و پرسشی از [[رسولان الهی]] چندان منطقی به نظر نمی‌رسد؛ از این‌رو [[مفسران]] [[سنی]] ـ علی‌رغم وجود [[حدیث صحیح]] در [[تفسیر آیه]]، صرفا بدان جهت که مضمون [[حدیث]] برای آنان ناخوشایند است ـ در تفسیر این آیه دچار [[اضطراب]] شدید شده و اقوال مختلفی را مطرح کرده‌اند و حتی گاهی جهت [[تسلیم نشدن]] در برابر [[حقیقت]] دست از معنای ظاهری [[آیه]] کشیده و آن‌ را مجاز شمرده‌اند.
اما در ظاهر امر چنین سؤال و پرسشی از [[رسولان الهی]] چندان منطقی به نظر نمی‌رسد؛ از این‌رو [[مفسران]] [[سنی]] ـ علی‌رغم وجود [[حدیث صحیح]] در [[تفسیر آیه]]، صرفا بدان جهت که مضمون [[حدیث]] برای آنان ناخوشایند است ـ در تفسیر این آیه دچار [[اضطراب]] شدید شده و اقوال مختلفی را مطرح کرده‌اند و حتی گاهی جهت [[تسلیم نشدن]] در برابر [[حقیقت]] دست از معنای ظاهری [[آیه]] کشیده و آن‌ را مجاز شمرده‌اند.


از مجموع مباحثی که مطرح شد این نتیجه متعین است که دست برداشتن از معنای ظاهری [[آیه]] و حمل آن بر مجاز هیچ وجهی نداشته و بلکه جایز نیست و مقتضای قاعده «اصالة الحقیقه» و نیز به مقتضای [[پایبندی]] به [[تفسیر قرآن]] براساس [[سنت]] صحیح، باید آیه به معنای ظاهری آن حمل شود.
برای روشن شدن معنای آیه، ابتدا لازم است به چند مسئله پاسخ داده شود:
# نخست: اینکه [[پرسش]] از [[پیامبران]] پیشینی که درگذشته‌ بوده‌اند، چگونه ممکن است؟
# دوم: آیا [[رسول خدا]]{{صل}} حقیقتاً به سؤال از آنان امر شده است یا این دستور مجازی است؟ و آیا [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به این دستور عمل کرده و از [[رسولان]] پیشین سؤال پرسیده است یا خیر؟
# سوم: اگر سؤال [[حقیقی]] بوده و [[پیامبر]] به این دستور عمل کرده است، پرسش پیامبر از [[رسولان الهی]] چه بوده است؟
 
=== دیدگاه مفسران فریقین ===
[[ظاهر آیه]] یاد شده حکایت از این‌ دارد‌ کـه‌ [[مأمور]] به سؤال ([[سائل]])، خود شخص [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و ([[مسئول]]) خود [[ذات]] [[انبیا]] باشد؛ اما [[مفسران]] در‌ بسیاری‌ از‌ [[تفاسیر]] از ظاهر آیه پا را فراتر گذاشته و دست بـه تـأویل آن زده‌ و نظرات‌ تفسیری‌ گوناگونی را مطرح نموده‌اند که می‌‌توان آنها را در 4 مورد کلی دسته‌بندی و خلاصه‌ کرد‌:
 
==== دیدگاه اول: ====
تعدادی از مفسران، سؤال در این [[آیه]] را حمل بر مجاز کرده‌اند. بر‌ اساس‌ نظر این مفسران، مأمور به سؤال، شخص [[پیامبر]]{{صل}} اسـت امـا مـنظور از سؤال پرسیدن از‌ انبیای گذشته‌ [[حقیقی]] نیست بلکه از باب مجاز و به معنای [[دقت]] و [[تأمل]] در ادیـان‌ آن انبیا و فحص از [[علما]] و [[ملل]] و کتاب‌های آنهاست. از بررسی تعداد زیادی از تفاسیر این نتیجه به دست می‌‌آید کـه اکـثریت مفسران آیه را به این صورت تـفسیر نـموده‌اند.<ref>بر این اساس معنای آیه چنین است: {{عربی|وَ سْئَلْ‏ يا رسول اللّه مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ‌ مـِنْ‌ رُسـُلِنا كنـوح و إبراهيم و موسى و عيسى و غيرهم{{عم}} و هذا مجاز يراد به‌ الفحص‌ عن مقالاتهم، كما يقال سـل الأطـباء عن‌ هذا‌ المرض‌، أي راجع كتبهم}}، حسینی شیرازی، سید محمد، ۱۴۲۴، تقریب القرآن الی الاذهان، ج‏‌۵، ص۶۸‌؛{{عربی|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مـِنْ قـَبْلِكَ مـِنْ رُسُلِنا ليس المراد بسؤال الرسل حقيقة‌ السؤال‌، لإحالته، بل في الكلام مضاف‌ مقدّر‌، تقديره: و اسأل‌ أممهم‌ و عـلماء‌ دينـهم. فـإذا سألهم فكأنّه سأل الأنبياء‌}}، کاشانی‌، ملافتح الله،۱۴۲۳، زبده التفاسیر، ج‏۶، ص۲۵۶؛ {{عربی|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مـِنْ رُسـُلِنا}} يعنى‌ از‌ مؤمنين اهل كتاب كه پيامبرانى را‌ براى آنان فرستاده‌‏ايم بپرس‌ كه‌ آيا پيامبران جز پيام توحيد‌ چيز‌ ديگرى بـراى آنـان آورده‌‏اند؟ و تقدير چنين است: {{عربی|سل امما من ارسلنا او اتباع من‌ ارسلنا‌}} كه مضاف حـذف و مـضاف اليه‌ بجاى‌ آن‌ قرار گرفته است‌. طـبرسی‌، فضل بن حسن، ۱۳۶۰، مجمع البیان فی‌ تفسیر‌ القـرآن‌، ج۲۲، ص۲۳۲‌؛ {{عربی|واسـأل‌ من أرسلنا من الرسل قبلك، أجعلنا مـن دون الرحـمن آلهة يعبدون فالمسئولون هم الرسل‌ و لذلك‌ فالآية مكية، و قيل: المسئول أمم الرسل‌، و على‌ ذلك فـالآية‌ مـدنية‌، و نص‌ القرآن يحتمل هذا و ذاك‌ و ليس المـقصود عـلى الرأيين نفس السـؤال بـل المـراد انظر في أديانهم و ابحث عن مـللهم و ادرس كتبهم‌ التي لم تحرف لترى [[جواب]] هذا‌ السؤال‌، و أن‌ الأديان‌ كلها‌ متفقة عـلى التـوحيد‌ الخالص‌ البري‏ء و على نفى [[عبادة]] غـير [[اللّه]]}} حجازی، محمد محمود، ۱۴۱۳، التفسیر الواضح‌، ج‏۳، ص۳۹۷؛ {{عربی|و هذا الكلام أيضـا داخـل فى قبيل‌ الاستعارة‌. لأن‌ مـسألة الرسـل الذين درجت قرونهم و خلت أزمانهم‌ غير‌ ممكنة‌ و إنما‌ المراد‌- و اللّه‌ أعلم- و اسأل أصحاب مـن أرسـلنا من قبلك من رسلنا، أو اسـتعلم مـا فـى كتبهم، و تعرّف حـقائق سـننهم. و ذلك على مثال: وَ سْئَلِ الْقـَرْيَة}}، سـیدرضی، محمد بن حسین، تـلخیص البیان عن مجازات القرآن، ص۳۰۲</ref>
 
برخی مفسران اهل سنت نیز این دیدگاه را پذیرفته‌اند؛ به عنوان نمونه: [[زمخشری]] و به تبع او برخی دیگر از [[مفسران]] همچون [[نسفی]]، به این قول قائل‌اند. زمخشری پس از تصریح به این قول می‌نویسد: «[[اندیشه]] و نظر در کتاب معجِز و مصدّق خداوند که در دست پیامبر بود، برای بررسی [[امت]] رسولان پیشین او را کفایت کرد و خداوند در [[قرآن]] خبر داده است که آنان به جای خدا، چیزی را [[عبادت]] می‌کنند که هیچ حجتی بر آنان نازل نشده است. و این آیه به خودی خود کافی است و به آیه‌ای دیگر نیازی نخواهد بود»<ref>الکشاف عن حقائق التنزیل، ج۳، ص۴۹۰؛ همچنین ر.ک: تفسیر النسفی، ج۴، ص۱۱۵.</ref>.
 
اما اگر چنین باشد که زمخشری می‌گوید، آیا امر به پرسش [[لغو]] نیست؟ به عبارت دیگر اگر مراد از آیه، دستور به جستجو و بررسی احوال امم [[پیامبران پیشین]] باشد، در حالی که احوال این [[امت‌ها]] در [[قرآن]] نیز بیان شده است، [[دستور خداوند]] به پیامبرش [[لغو]] خواهد بود.
 
==== دیدگاه دوم: ====
تـعداد دیـگری از مـفسران بیان داشته‌‌اند‌ کـه هرچند [[ظاهر آیه]] دلالت بر سؤال پرسیدن شخص [[پیامبر]]{{صل}} دارد اما منظور خود پیامبر نیست بلکه هـمه امـت [[اسلام]] و حتی مخالفان از [[مشرکان]] منظور هـستند و مـسئول هـم [[ذات]] انـبیاء نیست بلکه هـمچون دیدگاه اول، [[پیروان]] [[انبیای گذشته]] هستند. سؤال كننده هر چند پيامبر اسلام{{صل}} است، ولى منظور تمام [[امت]] و حـتى مـخالفان او‌ هـستند‌ و كسانى كه مورد سؤال واقع‌ مى‏‌شوند‌، پيروان انبياى پيشـينند، پيروان راسـتين و مـورد اطـمينان آنـها و حـتى افراد عادى آنها، چرا كه از مجموعه سخنان آنها "[[خبر متواتر]]" به دست مى‏‌آيد كه‌ بيانگر‌ مكتب توحيدى انبيا است‌. <ref>مکارم‌ شیرازی، ناصر، ۱۳۷۴، تفسیر نمونه، ج‏۲۱، ص۷۵</ref>.<ref>{{عربی|و السؤال من النبىّ لرسل اللّه هنا، ليس سـؤالا مباشرا، بحيث يسأل الرسل و يتلقى الجواب منهم.. و إنما هو سؤال بالنظر فيما قصّ اللّه سبحانه و تعالى على‌ الرسول‌ من قصص الرسل، و محامل رسالاتهم إلى أقوامهم...و ليس الرسول{{صل}}- فى حاجة إلى أن يسـأل عـن أمر هو عالم به، و لكن هذا السؤال منه، هو دعوة إلى هؤلاء‌ المشركين‌ أن يشاركوا‌ فى هذا السؤال، و أن يتلقوا الجواب عليه، حتى يكون لهم من ذلك علم يصححون به معتقداتهم الفاسدة‌، التي جاء رسـول اللّه{{صل}}لعلاج ما بها من‌ أدواء‌، كما‌ جاء رسل اللّه جميعا بدواء تلك الأدواء}}، خطیب، عبدالکریم، تفسیر القرآنی للقرآن، بی‌تا، ج‏۱۳، ص۱۳۹</ref>
 
بر این اساس می‌‌‌‌توان‌ بیان داشـت کـه [[آیه]] دارای مجاز از نوع کنایه بـه مـعنای {{عربی|ایاک اعنی‌ و اسمعی‌ یا‌ جاره}} است. بر اساس این [[تفسیر]] [[خطاب]] در آیه هر چند به ظاهر به شخص‌ [[رسول الله]]{{صل}} است اما در [[حقیقت]] از باب کـنایه بـه مشرکان و [[اهل کتاب‌]] اسـت کـه با رجوع‌ به‌ [[علمای اهل کتاب]] و [[ملل]] و [[کتاب‌های آسمانی]] گذشته متذکر شوند و [[خدای یگانه]] را بپرستند <ref>معرفت، محمد هادی، ۱۴۱۲، التمهید‌ فی‌ علوم‌ القرآن، ج۱،ص۲۱۴</ref> به عبارت دیگر  خطاب در آیه به شنوندگان [[آیات الهی]] است که می‌خواهند درباره [[ادیان]] تحقیق و تفحص کنند؛ از این‌رو [[خداوند]] در این [[آیه]] به آنها می‌گوید که از [[پیروان]] [[پیامبران پیشین]] درباره دینشان بپرس که آیا پیامبرانشان برای [[تبلیغ]]، [[عبادت]] چیزی غیر از [[خدا]] را آورده‌اند؟ در این صورت پیروان پیامبران پیشین به تو خبر می‌دهند که چنین چیزی رخ نداده است و ممکن نیست [[پیامبری]] چنین چیزی آورده باشد.<ref>ر.ک: اندلسی، ابوحیان، تفسیر البحر المحیط، ج۸، ص۲۰.</ref>
 
==== دیدگاه سوم: ====
جماعتى از مفسرين با [[تمسک]] به [[ظاهر آیه]] و استناد به [[روایات]]، [[مأمور]] به را خود‌ پیـامبر{{صل}} و [[مسئول]] را [[انبیای گذشته]] معرفی کرده‌اند و [[نزول آیه]] را در [[شب معراج]] دانسته‌اند. بر این اساس سوال در آیه حقیق خواهد بود و نه مجازی.
 
به عنوان نمونه: علی بن ابراهيم قمى چنين روايت‌ مي‌‌كند که [[راوی]] گويد: با ابى جعفر مـحمّد بـاقر{{ع}}[[ حج]] را به جا آوردیم و نافع بن ازرق با من بود. نافع چون جماعتى را ديد که دور شخصى را گرفته‌‏اند سؤال كرد كه اين‌ كیست؟ هشام‌ گفت: اين مـحمد بن على بن الحسين بن على بن ابیطالب{{ع}} اسـت. نـافع گفت: من نزد وى رفته و از او سؤالاتى می‌پرسم كه [[جواب]] آنها را‌ مگر شخص نبى يا وصى او نمی‌دانند. وقتى [[خدمت]] حضرت رسید، گـفت سـؤالاتى دارم، حضرت فرمود: بپرس. گفت: بين حضرت عيسى{{ع}} با محمد چقدر فاصله بـود؟ حضرت فـرمود: بـه عقيده‌ تو‌ بگويم‌ يا به رأى خودم؟ گفت: هر‌ دو‌. [[امام]] فرمود‌: به رأى من پانصد سال و به رأى تو شـشصد سال. گفت: پس این قول خدای تعالى به چه معناست؟ که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ‌}} ابى‌ جـعفر‌{{ع}} اين آيه را [[تلاوت]] نـمود: {{متن قرآن|سـُبْحانَ‌ الَّذِي‌ أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ...}} و فرمود: از جمله آيات الهى كه در آن شب بر‌ حضرتش‌ نمودار‌ گرديد اين بود كه وقتى به بيت المقدس رسيد تمام انبيا‌ و مرسلين{{عم}} در آنجا [[اجتماع]] نمودند و جبرئيل [[اذان]] گفت و تـمام پيمبران به نبى خاتم{{صل}} [[اقتدا]] کردند؛ آن [[وقت]] [[خطاب]] رسيد اى محمد، از اين پيغمبران بپرس‌ {{متن قرآن|أَ‌جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً}} تا آخر حديث كه مفصل است.
 
بـنا بر اين حديث لازم نمى‏‌آيد چيزى در تقدير گرفت و آيه به‌ ظاهر‌ خود‌ باقى است.<ref>بانو [[امین]]، [[سیده]] [[نصرت]]، ۱۳۶۱، مـخزن العـرفان، ج‏۱۳،ص۳۳؛ [[سبزواری]] نجفی،[[ محمد]]، ۱۴۰۶، الجـدید فـی [[تفسیر القرآن]]، ج۶،ص۳۵۸؛ صادقی تهرانی‌، محمد، ۱۳۶۵‌، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن‌، ج۲۶‌،ص۳۲۹؛ عـروسی حـویزی، عبدعلی، ۱۴۱۵، [[نور الثقلین]]، ج۴، ص۶۰۶</ref>.<ref>شریفی، عباس، بازخوانی آراء تفسیری مفسران قرآن از آیه ۴۵ سوره زخرف با تکیه بر سیاق، فصلنامه قرآنی کوثر، پاییز و زمستان ۱۳۹۸، شماره ۶۵، صفحه ۶۵ به بعد</ref>
 
برخی مفسران اهل سنت نیز همین دیدگاه را پذیرفته و معتقدند: وقتی پیامبر اکرم{{صل}} به [[معراج]] رفتند،[[انبیا]] را دور آن حضرت گرد آوردند و حضرتش برایشان به عنوان [[امام جماعت]]، [[نماز]] خواندند. سپس [[جبرئیل]] عرضه داشت: {{متن قرآن|وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا}} و آنگاه پیامبر{{صل}} فرمودند: «نمی‌پرسم و اکتفا کردم». این [[حدیث]] را [[عطاء]] از [[ابن عباس]] [[روایت]] می‌کند و این قول [[سعید بن جبیر]]، [[زهری]] و [[ابن زید]] است که گفتند: پیامبران در [[شب معراج]] پیرامون [[رسول اکرم]]{{صل}} گردآورده شدند و پیامبر آنان را [[ملاقات]] فرمودند و امر به سؤال از آنان شدند. آنان نیز [[شک]] نکردند و سؤالی نپرسیدند.
 
==== دیدگاه چهارم: ====
گروهی دیگر از [[مفسران]] [[سنی]] در سخنان عجیب گفته‌اند که [[مخاطب]] خداوند [[رسول خدا]]{{صل}} است و امر به [[پرسش]] نیز [[حقیقی]] است؛ لیکن «[[مسئول]]» خود خداوند است، یعنی خداوند به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دستور می‌دهد که از او درباره پیامبرانی که پیشتر فرستاده بپرسد.
 
این قول به قدری عجیب است که [[ابو حیان اندلسی]] پس از نقل آن، چنین معنایی را بعید شمرده است و آلوسی هم نتوانسته از اظهار [[تعجب]] خویش خوداری ورزد. وی پس از عجیب خواندن این قول می‌نویسد: «از کسی که تازه خواندن الف، باء، را یاد گرفته بپرس که آیا به این [[کلام]] [[راضی]] می‌شود و تفسیر [[کلام الله مجید]] را به این معنا می‌پسندد؟»<ref>تفسیر آلوسی، ج۲۵، ص۸۶.</ref>
 
از بررسی آراء مطرح شده این نتیجه متعین است که دست برداشتن از معنای ظاهری [[آیه]] و حمل آن بر مجاز هیچ وجهی نداشته و بلکه جایز نیست و مقتضای قاعده «اصالة الحقیقه» و نیز به مقتضای [[پایبندی]] به [[تفسیر قرآن]] براساس [[سنت]] صحیح، باید آیه به معنای ظاهری آن حمل شود.


براساس [[حدیثی]] که توسط [[عالمان شیعه]] و [[سنی]] و متون معتبر حدیثی و به اسانید مختلف از چند تن از [[صحابه]] [[روایت]] شده است، [[رسول خدا]]{{صل}} در شب [[معراج]] از سوی [[خداوند]] [[مأمور]] شد تا از [[پیامبران پیشین]] بپرسند که بر چه چیزی [[مبعوث]] شده‌اید که آنان در پاسخ گفتند: «بر [[ولایت]] تو و [[ولایت علی]] بن‌طالب{{ع}}».
براساس [[حدیثی]] که توسط [[عالمان شیعه]] و [[سنی]] و متون معتبر حدیثی و به اسانید مختلف از چند تن از [[صحابه]] [[روایت]] شده است، [[رسول خدا]]{{صل}} در شب [[معراج]] از سوی [[خداوند]] [[مأمور]] شد تا از [[پیامبران پیشین]] بپرسند که بر چه چیزی [[مبعوث]] شده‌اید که آنان در پاسخ گفتند: «بر [[ولایت]] تو و [[ولایت علی]] بن‌طالب{{ع}}».
خط ۴۱: خط ۷۵:


اما از آنجا که این [[حدیث]] بیان‌گر [[امامت]] و [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است، [[اهل]] [[تعصب]] بدان اهمیت نداده و در راستای [[کتمان]] [[حقیقت]] از [[افتراء]] به [[پیامبر خدا]]{{صل}} نیز ابا نکرده‌اند تا آنجا که در [[تفسیر آیه]] گفته‌اند علی‌رغم [[امر خدا]] به [[رسول اکرم]]{{صل}} آن حضرت [[دستور خدا]] را [[اجرا]] نکرده و سؤالی نپرسیده است!
اما از آنجا که این [[حدیث]] بیان‌گر [[امامت]] و [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است، [[اهل]] [[تعصب]] بدان اهمیت نداده و در راستای [[کتمان]] [[حقیقت]] از [[افتراء]] به [[پیامبر خدا]]{{صل}} نیز ابا نکرده‌اند تا آنجا که در [[تفسیر آیه]] گفته‌اند علی‌رغم [[امر خدا]] به [[رسول اکرم]]{{صل}} آن حضرت [[دستور خدا]] را [[اجرا]] نکرده و سؤالی نپرسیده است!
این در حالی است که حدیث [[ابن مسعود]]، [[تفسیر]] روشنی از [[آیه]] به دست می‌دهد و بزرگان [[حدیث اهل سنت]] این [[روایت]] را به اسانید صحیح روایت کرده‌اند.


هر چند در این [[روایات]] آنچه مربوط به [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است حذف شده، اما دست کم تحقق دیدار پیامبر اکرم{{صل}} و [[پرسش]] پاسخ میان ایشان را ثابت می‌کند و این به معنای بطلان سایر [[تفاسیر]] از [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|واسئل من ارسلنا من قبلک من رسلنا}} است. همچنین آشکار کنندۀ ترفندهای [[متعصبان]] برای [[کتمان]] حقیقت و [[اخفاء]] [[مناقب]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[اهل بیت]]{{ع}} می‌باشد که به روشنی بر امامت و [[خلافت بلافصل امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۹۰ ـ ۹۲.</ref>.
هر چند در این [[روایات]] آنچه مربوط به [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است حذف شده، اما دست کم تحقق دیدار پیامبر اکرم{{صل}} و [[پرسش]] پاسخ میان ایشان را ثابت می‌کند و این به معنای بطلان سایر [[تفاسیر]] از [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|واسئل من ارسلنا من قبلک من رسلنا}} است. همچنین آشکار کنندۀ ترفندهای [[متعصبان]] برای [[کتمان]] حقیقت و [[اخفاء]] [[مناقب]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[اهل بیت]]{{ع}} می‌باشد که به روشنی بر امامت و [[خلافت بلافصل امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۹۰ ـ ۹۲.</ref>.
به هر حال دیدگاه آن دسته از مفسرانی که از ظاهر آیه دست برداشته و آن را حمل بر مجاز کرده‌اند، دچار [[اضطراب]] شدیدی است،؛ چراکه اگر آیه را به معنای ظاهری آن حمل کنند و سؤال را حقیقی بدانند، نمی‌توانند [[جواب]] [[قانع]] کننده‌ای به این سؤال بدهند که «مسئول عنه» چیست؟ و خداوند به پیامبر اکرم{{صل}} درباره چه چیزی دستور داده است تا از [[رسولان]] پیش از خود سؤال کند؟ از این رو برای [[رهایی]] از این مشکل، آیه را بر مجاز حمل کرده‌اند و چون احتمالات فراوانی در معنای مجازی محتمل است، اقوال در این زمینه مختلف شده و چون همه آنها دچار اشکال است به همین جهت هر یک از [[مفسران]]، قول مختار [[مفسّر]] دیگر را مردود دانسته است<ref>شریفی، عباس، مقاله: بازخوانی آراء تفسیری مفسران قرآن از آیه ۴۵ سوره زخرف با تکیه بر سیاق، فصلنامه قرآنی کوثر، پاییز و زمستان ۱۳۹۸، شماره ۶۵</ref>


== دلالت [[آیه]] ==
== دلالت [[آیه]] ==
۱۴٬۸۵۴

ویرایش