آیه واسأل من ارسلنا

آیه واسأل من ارسلنا
پرونده:آیه 45 سوره زخرف.
ترجمه آیه
از کسانی که قبل از تو فرستاده شدند، سوال کن.
مشخصات آیه
بخشی ازآیهٔ ۴۵ سورهٔ زخرف قرآن کریم
محتوای آیه
شأن نزول آیهعلی بن ابی‎طالب(ع)
مصادیق برای آیهامامت علی بن ابی‌طالب(ع)
دلالت آیه
  • امامت امیرالمؤمنین(ع)

مقدمه

آیه﴿وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا[۱]؛ آیه 45 سوره مبارکه زخرف بوده و از جمله آیاتی است که بر افضلیت و امامت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد. این آیه از سویی شاهدی بر تأیید محتوای آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ[۲] است و از سویی دیگر خود به تنهایی دلیلی بر امامت امیرالمؤمنین(ع) می‌باشد. از این رو برخی متکلمان شیعه بااستناد به روایات شأن نزول آیه، پس از استدلال به آیه شریفه: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ[۳] در تحکیم و تأیید آن به آیه ﴿وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا استدلال می‌کند و با استناد به روایات متعددی از شیعه و اهل سنت، مصداق «مسئول عنه» در این آیه را نیز همچون آیه یاد شده، ولایت امیرالمؤمنین(ع) معرفی می‌‌دانند و بر این اساس این آیه را از جمله دلایل امامت امیرالمؤمنین(ع) برمی‌شمارند[۴].[۵]

شأن نزول

در پاره‌ای از روایات متعدد و معتبری که در منابع فریقین آمده، درتفسیر آیه چنین نقل شده که: ﴿وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا آمده است که خداوند در شب معراج پیامبر اسلام(ص) و سایر پیامبران(ع) را گرد هم آورد و به حضرت فرمود: «ای محمّد! از آنها بپرس: برای چه چیزی مبعوث شده‌اید»؟ آنها پاسخ دادند: «برای بیان شهادت لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، اقرار به نبوّت تو و ولایت علیّ‌بن‌ابی‌طالب(ع)»[۶]

شرح و تفسیر آیه

بر اساس ظاهر آیه شریفه، خداوند سبحان به پیامبرش دستور می‌دهد که از پیامبران پیش از خود مطلبی را باز پرسد. بنابراین دستور از جانب خداوند است و پیامبر اکرم(ص) مامور به پرسش است و کسانی که مورد سؤال قرار می‌گیرند رسولانی هستند که پیش پیامبر خاتم(ص) فرستاده شده‌اند. اما می‌دانید که سؤال از مفاهیم ذات اضافه است بدین معنا که جهت تحقق معنا و قوامش در خارج، نیازمند وجود و تحقق سه طرف است و تا اینجا دو طرف آن یعنی سؤال کننده و سؤال شونده مشخص است. اما طرف دیگر یعنی «مسئول عنه» چیست؟

برخی از علمای اهل سنت گفته‌اند: «مسئول عنه» در خود آیه ذکر شده و آن پرسش درباره قرار دادن خدایانی دیگر به غیر از خداوند برای پرستش است؛ یعنی پیامبر اکرم(ص) از سوی خداوند متعال مامور شده است که از پیامبران پیش از خود بپرسد که آیا به غیر از «الرحمن» (خداوند) آلهه دیگری قرار داده است تا پرستش شوند یا خیر؟

اما در ظاهر امر چنین سؤال و پرسشی از رسولان الهی چندان منطقی به نظر نمی‌رسد؛ از این‌رو مفسران سنی ـ علی‌رغم وجود حدیث صحیح در تفسیر آیه، صرفا بدان جهت که مضمون حدیث برای آنان ناخوشایند است ـ در تفسیر این آیه دچار اضطراب شدید شده و اقوال مختلفی را مطرح کرده‌اند و حتی گاهی جهت تسلیم نشدن در برابر حقیقت دست از معنای ظاهری آیه کشیده و آن‌ را مجاز شمرده‌اند.

برای روشن شدن معنای آیه، ابتدا لازم است به چند مسئله پاسخ داده شود:

  1. نخست: اینکه پرسش از پیامبران پیشینی که درگذشته‌ بوده‌اند، چگونه ممکن است؟
  2. دوم: آیا رسول خدا(ص) حقیقتاً به سؤال از آنان امر شده است یا این دستور مجازی است؟ و آیا پیامبر اکرم(ص) به این دستور عمل کرده و از رسولان پیشین سؤال پرسیده است یا خیر؟
  3. سوم: اگر سؤال حقیقی بوده و پیامبر به این دستور عمل کرده است، پرسش پیامبر از رسولان الهی چه بوده است؟

دیدگاه مفسران فریقین

ظاهر آیه یاد شده حکایت از این‌ دارد‌ کـه‌ مأمور به سؤال (سائل)، خود شخص پیامبر اکرم(ص) و (مسئول) خود ذات انبیا باشد؛ اما مفسران در‌ بسیاری‌ از‌ تفاسیر از ظاهر آیه پا را فراتر گذاشته و دست بـه تـأویل آن زده‌ و نظرات‌ تفسیری‌ گوناگونی را مطرح نموده‌اند که می‌‌توان آنها را در 4 مورد کلی دسته‌بندی و خلاصه‌ کرد‌:

دیدگاه اول:

تعدادی از مفسران، سؤال در این آیه را حمل بر مجاز کرده‌اند. بر‌ اساس‌ نظر این مفسران، مأمور به سؤال، شخص پیامبر(ص) اسـت امـا مـنظور از سؤال پرسیدن از‌ انبیای گذشته‌ حقیقی نیست بلکه از باب مجاز و به معنای دقت و تأمل در ادیـان‌ آن انبیا و فحص از علما و ملل و کتاب‌های آنهاست. از بررسی تعداد زیادی از تفاسیر این نتیجه به دست می‌‌آید کـه اکـثریت مفسران آیه را به این صورت تـفسیر نـموده‌اند.[۷]

دیدگاه دوم:

تـعداد دیـگری از مـفسران بیان داشته‌‌اند‌ کـه هرچند ظاهر آیه دلالت بر سؤال پرسیدن شخص پیامبر(ص) دارد اما منظور خود پیامبر نیست بلکه هـمه امـت اسلام و حتی مخالفان از مشرکان منظور هـستند و مـسئول هـم ذات انـبیاء نیست بلکه هـمچون دیدگاه اول، پیروان انبیای گذشته هستند. سؤال كننده هر چند پيامبر اسلام(ص) است، ولى منظور تمام امت و حـتى مـخالفان او‌ هـستند‌ و كسانى كه مورد سؤال واقع‌ مى‏‌شوند‌، پيروان انبياى پيشـينند، پيروان راسـتين و مـورد اطـمينان آنـها و حـتى افراد عادى آنها، چرا كه از مجموعه سخنان آنها "خبر متواتر" به دست مى‏‌آيد كه‌ بيانگر‌ مكتب توحيدى انبيا است‌. [۸].[۹]

بر این اساس می‌‌‌‌توان‌ بیان داشـت کـه آیه دارای مجاز از نوع کنایه بـه مـعنای ایاک اعنی‌ و اسمعی‌ یا‌ جاره است. بر اساس این تفسیر خطاب در آیه هر چند به ظاهر به شخص‌ رسول الله(ص) است اما در حقیقت از باب کـنایه بـه مشرکان و اهل کتاب‌ اسـت کـه با رجوع‌ به‌ علمای اهل کتاب و ملل و کتاب‌های آسمانی گذشته متذکر شوند و خدای یگانه را بپرستند [۱۰] به عبارت دیگر خطاب در آیه به شنوندگان آیات الهی است که می‌خواهند درباره ادیان تحقیق و تفحص کنند؛ از این‌رو خداوند در این آیه به آنها می‌گوید که از پیروان پیامبران پیشین درباره دینشان بپرس که آیا پیامبرانشان برای تبلیغ، عبادت چیزی غیر از خدا را آورده‌اند؟ در این صورت پیروان پیامبران پیشین به تو خبر می‌دهند که چنین چیزی رخ نداده است و ممکن نیست پیامبری چنین چیزی آورده باشد.[۱۱]

دیدگاه سوم:

جماعتى از مفسرين با تمسک به ظاهر آیه و استناد به روایات، مأمور به را خود‌ پیـامبر(ص) و مسئول را انبیای گذشته معرفی کرده‌اند و نزول آیه را در شب معراج دانسته‌اند. بر این اساس سوال در آیه حقیق خواهد بود و نه مجازی و لازم نمى‏‌آيد چيزى در آیه در تقدير گرفت و آيه به‌ ظاهر‌ خود‌ باقى است.[۱۲].[۱۳]

دیدگاه چهارم:

گروهی دیگر از مفسران سنی در سخنان عجیب گفته‌اند که مخاطب خداوند رسول خدا(ص) است و امر به پرسش نیز حقیقی است؛ لیکن «مسئول» خود خداوند است، یعنی خداوند به پیامبر اکرم(ص) دستور می‌دهد که از او درباره پیامبرانی که پیشتر فرستاده بپرسد.

این قول به قدری عجیب است که ابو حیان اندلسی پس از نقل آن، چنین معنایی را بعید شمرده است و آلوسی هم نتوانسته از اظهار تعجب خویش خوداری ورزد. وی پس از عجیب خواندن این قول می‌نویسد: «از کسی که تازه خواندن الف، باء، را یاد گرفته بپرس که آیا به این کلام راضی می‌شود و تفسیر کلام الله مجید را به این معنا می‌پسندد؟»[۱۴]

جمع بندی آراء مفسران

از بررسی آراء مطرح شده این نتیجه متعین است که دست برداشتن از معنای ظاهری آیه و حمل آن بر مجاز هیچ وجهی نداشته و بلکه جایز نیست و مقتضای قاعده «اصالة الحقیقه» و نیز به مقتضای پایبندی به تفسیر قرآن براساس سنت صحیح، باید آیه به معنای ظاهری آن حمل شود.

براساس حدیثی که توسط عالمان شیعه و سنی و متون معتبر حدیثی و به اسانید مختلف از چند تن از صحابه روایت شده است، رسول خدا(ص) در شب معراج از سوی خداوند مأمور شد تا از پیامبران پیشین بپرسند که بر چه چیزی مبعوث شده‌اید که آنان در پاسخ گفتند: «بر ولایت تو و ولایت علی بن‌طالب(ع)».

بنابراین امر به سؤال کردن حقیقی است نه مجازی. «مسئول» نیز انبیاء فرستاده شده پیش از خاتم الانبیاء(ص) هستند، نه خداوند و نه امت‌های انبیاء پیشین. همچنین پیامبر اکرم(ص) از امتثال امر خداوند سرباز نزده است، بلکه فرمان خدا را اطاعت کرده و از انبیاء پیشین پرسش کرده و پاسخ شنیده است.

اما از آنجا که این حدیث بیان‌گر امامت و ولایت امیرالمؤمنین(ع) است، اهل تعصب بدان اهمیت نداده و در راستای کتمان حقیقت از افتراء به پیامبر خدا(ص) نیز ابا نکرده‌اند تا آنجا که در تفسیر آیه گفته‌اند علی‌رغم امر خدا به رسول اکرم(ص) آن حضرت دستور خدا را اجرا نکرده و سؤالی نپرسیده است![۱۵].

دلالت آیه

امامت امام علی(ع)

با عنایت به روایات صادره در شأن نزول این آیه که حاکی از آن است که انبیا(ع) در پاسخ به این سوال پیامبر اسلام(ص) در شب معراج که بر چه چیزی برانگیخته شده‌اند، گفتند: بر پذیرش نبوت پیامبر و ولایت و امامت امام علی(ع)، این آیه به روشنی بر امامت آن حضرت دلالت دارد؛ چراکه روشن است که وقتی بعث انبیا مشروط به پذیرش ولایت و امامت امام علی(ع) باشد، پس قطعا ولایت آن حضرت و اطاعت از او در دنیا بر ایشان واجب بوده است و اگر چنین باشد پس به طریق اولی اطاعت از آن حضرت بر پیروان انبیا و به ویژه پیروان پیامبر اسلام واجب خواهد بود و وجوب اطاعت از آن حضرت به معنای امامت آن حضرت است[۱۶].

افضلیت امام علی(ع)

وقتی بعث انبیا مشروط به پذیرش ولایت و امامت امام علی(ع) باشد، این بدان معناست که آن حضرت افضل از همه انبیا به جز پیامبر اسلام است، کسی که افضل از انبیا باشد بر سایر مخلوقات اعم از انسان‌ها و ملائکه نیز برتر خواهد بود. پس از اثبات افضلیت آن حضرت،امامت آن حضرت از طریق حکم عقل به قبح تقدیم مفضول بر فاضل به راحتی قابل اثبات است.[۱۷].

خلاصه و نتیجه

از مجموع مباحثی که مطرح شد این نتیجه متعین است که دست برداشتن از معنای ظاهری آیه و حمل آن بر مجاز هیچ وجهی نداشته و بلکه جایز نیست و مقتضای قاعده «اصالة الحقیقه» و نیز به مقتضا پایبندی به تفسیر قرآن براساس سنت صحیح، باید آیه به معنای ظاهری آن حمل شود.

براساس حدیثی که توسط عالمان شیعه و سنی و متون معتبر حدیثی و به اسانید مختلف از چند تن از صحابه روایت شده است، رسول خدا(ص) در شب معراج از سوی خداوند مأمور شد تا از پیامبران پیشین بپرسند که بر چه چیزی مبعوث شده‌اید که آنان در پاسخ گفتند: «بر ولایت تو و ولایت علی بن‌طالب(ع)».

بنابراین امر به سؤال کردن حقیقی است نه مجازی. «مسئول» نیز انبیاء فرستاده شده پیش از خاتم الانبیاء(ص) هستند، نه خداوند و نه امت‌های انبیاء پیشین. همچنین پیامبر اکرم(ص) از امتثال امر خداوند سرباز نزده است، بلکه فرمان خدا را اطاعت کرده و از انبیاء پیشین پرسش کرده و پاسخ شنیده است.

اما از آنجا که این حدیث بیان‌گر امامت و ولایت امیرالمؤمنین(ع) است، اهل تعصب بدان اهمیت نداده و در راستای کتمان حقیقت از افتراء به پیامبر خدا(ص) نیز ابا نکرده‌اند تا آنجا که در تفسیر آیه گفته‌اند علی‌رغم امر خدا به رسول اکرم(ص) آن حضرت دستور خدا را اجرا نکرده و سؤالی نپرسیده است!

این در حالی است که حدیث ابن مسعود، تفسیر روشنی از آیه به دست می‌دهد و بزرگان حدیث اهل سنت این روایت را به اسانید صحیح روایت کرده‌اند.

علاوه بر بزرگانی که روایاتشان پیش از این گذشت، براساس آنچه در کنزالعمال[۱۸] و مجمع الزوائد[۱۹] آمده است، خبر ملاقات پیامبر اکرم(ص) با انبیاء پیشین در شب معراج و نماز خواندن آنان به امامت خاتم پیامبران که حدیثی طولانی بوده است، توسط طبرانی[۲۰]، ابویعی موصلی[۲۱]، بزّاز[۲۲] و حاکم[۲۳] روایت شده است. هیثمی در همین باره تصریح می‌کند که: رجاله رجال الصحیح[۲۴].

در حدیث دیگری نیز آمده است که رسول خدا(ص) فرمود: «پس جبرئیل مرا پیش انداخت و پیشاپیش پیامبران گذشته نماز خواندم و از آنان سؤال پرسیدم و آنان گفتند: «بر توحید مبعوث شده‌ایم»»[۲۵].

هر چند در این روایات آنچه مربوط به ولایت امیرالمؤمنین(ع) است حذف شده، اما دست کم تحقق دیدار پیامبر اکرم(ص) و پرسش پاسخ میان ایشان را ثابت می‌کند و این به معنای بطلان سایر تفاسیر از آیه شریفه ﴿واسئل من ارسلنا من قبلک من رسلنا است. همچنین آشکار کنندۀ ترفندهای متعصبان برای کتمان حقیقت و اخفاء مناقب امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت(ع) می‌باشد که به روشنی بر امامت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارند[۲۶].

علاوه بر اینها سیاق آیات ۴۱ تا‌ ۴۴‌ سوره مبارکه زخرف به‌ اذعان‌ مفسران در مورد تـقويت قـلب و تـسليت خاطر پیامبر اکرم(ص) از آزار كفّار قريش است و از آنجایی که آیـه ۴۵ با واو عطف شروع می‌شود،حکم این آیه هم‌ همانند‌ آیات قبل از برای دلگرمی پیامبر(ص) است.. بـنابراین در آیـه ۴۵ این سوره، نـه مجاز حذف و کنایه به کار رفته است و نه نیازی به تـأویل آیـه وجود دارد و معنای آیه مطابق با‌ ظاهر‌ و سیاق آیات‌ قبل به منظور تقويت قلب و تسليت خاطر پیـامبر اکـرم(ص) از آزار كفـّار قريش است.. همچنین با در‌ نظر گرفتن آیات ۴۶ تا ۵۵ که پیرامون آزار و اذیت‌هـای‌ فـرعون‌ عـلیه‌ موسی(ع) است و هماهنگی که با آیات ۴۱ تا ۴۴ دارد، این بحث قوت پیدا می‌کند.[۲۷]

منابع

پانویس

  1. و از پیامبرانی که پیش از تو فرستاده ایم بپرس که آیا به جای [خدایِ] رحمان معبودانی که پرستش شوند، قرار داده ایم؟!
  2. «و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه 24.
  3. «و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه 24.
  4. شرف الدین، المراجعات، ص۹۲.
  5. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۶۵.
  6. برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت(ع)، ج۱۴، ص۷۶ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۴۷؛ الطرایف، ج۱، ص۱۰۱؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۵۵؛ الصراط المستقیم، ج۱، ص۲۴۴؛ نهج الحق، ص۱۸۳
  7. بر این اساس معنای آیه چنین است: وَ سْئَلْ‏ يا رسول اللّه مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ‌ مـِنْ‌ رُسـُلِنا كنـوح و إبراهيم و موسى و عيسى و غيرهم(ع) و هذا مجاز يراد به‌ الفحص‌ عن مقالاتهم، كما يقال سـل الأطـباء عن‌ هذا‌ المرض‌، أي راجع كتبهم، حسینی شیرازی، سید محمد، ۱۴۲۴، تقریب القرآن الی الاذهان، ج‏‌۵، ص۶۸‌؛وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مـِنْ قـَبْلِكَ مـِنْ رُسُلِنا ليس المراد بسؤال الرسل حقيقة‌ السؤال‌، لإحالته، بل في الكلام مضاف‌ مقدّر‌، تقديره: و اسأل‌ أممهم‌ و عـلماء‌ دينـهم. فـإذا سألهم فكأنّه سأل الأنبياء‌، کاشانی‌، ملافتح الله،۱۴۲۳، زبده التفاسیر، ج‏۶، ص۲۵۶؛ وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مـِنْ رُسـُلِنا يعنى‌ از‌ مؤمنين اهل كتاب كه پيامبرانى را‌ براى آنان فرستاده‌‏ايم بپرس‌ كه‌ آيا پيامبران جز پيام توحيد‌ چيز‌ ديگرى بـراى آنـان آورده‌‏اند؟ و تقدير چنين است: سل امما من ارسلنا او اتباع من‌ ارسلنا‌ كه مضاف حـذف و مـضاف اليه‌ بجاى‌ آن‌ قرار گرفته است‌. طـبرسی‌، فضل بن حسن، ۱۳۶۰، مجمع البیان فی‌ تفسیر‌ القـرآن‌، ج۲۲، ص۲۳۲‌؛ واسـأل‌ من أرسلنا من الرسل قبلك، أجعلنا مـن دون الرحـمن آلهة يعبدون فالمسئولون هم الرسل‌ و لذلك‌ فالآية مكية، و قيل: المسئول أمم الرسل‌، و على‌ ذلك فـالآية‌ مـدنية‌، و نص‌ القرآن يحتمل هذا و ذاك‌ و ليس المـقصود عـلى الرأيين نفس السـؤال بـل المـراد انظر في أديانهم و ابحث عن مـللهم و ادرس كتبهم‌ التي لم تحرف لترى جواب هذا‌ السؤال‌، و أن‌ الأديان‌ كلها‌ متفقة عـلى التـوحيد‌ الخالص‌ البري‏ء و على نفى عبادة غـير اللّه حجازی، محمد محمود، ۱۴۱۳، التفسیر الواضح‌، ج‏۳، ص۳۹۷؛ و هذا الكلام أيضـا داخـل فى قبيل‌ الاستعارة‌. لأن‌ مـسألة الرسـل الذين درجت قرونهم و خلت أزمانهم‌ غير‌ ممكنة‌ و إنما‌ المراد‌- و اللّه‌ أعلم- و اسأل أصحاب مـن أرسـلنا من قبلك من رسلنا، أو اسـتعلم مـا فـى كتبهم، و تعرّف حـقائق سـننهم. و ذلك على مثال: وَ سْئَلِ الْقـَرْيَة، سـیدرضی، محمد بن حسین، تـلخیص البیان عن مجازات القرآن، ص۳۰۲
  8. مکارم‌ شیرازی، ناصر، ۱۳۷۴، تفسیر نمونه، ج‏۲۱، ص۷۵
  9. و السؤال من النبىّ لرسل اللّه هنا، ليس سـؤالا مباشرا، بحيث يسأل الرسل و يتلقى الجواب منهم.. و إنما هو سؤال بالنظر فيما قصّ اللّه سبحانه و تعالى على‌ الرسول‌ من قصص الرسل، و محامل رسالاتهم إلى أقوامهم...و ليس الرسول(ص)- فى حاجة إلى أن يسـأل عـن أمر هو عالم به، و لكن هذا السؤال منه، هو دعوة إلى هؤلاء‌ المشركين‌ أن يشاركوا‌ فى هذا السؤال، و أن يتلقوا الجواب عليه، حتى يكون لهم من ذلك علم يصححون به معتقداتهم الفاسدة‌، التي جاء رسـول اللّه(ص)لعلاج ما بها من‌ أدواء‌، كما‌ جاء رسل اللّه جميعا بدواء تلك الأدواء، خطیب، عبدالکریم، تفسیر القرآنی للقرآن، بی‌تا، ج‏۱۳، ص۱۳۹
  10. معرفت، محمد هادی، ۱۴۱۲، التمهید‌ فی‌ علوم‌ القرآن، ج۱،ص۲۱۴
  11. ر.ک: اندلسی، ابوحیان، تفسیر البحر المحیط، ج۸، ص۲۰.
  12. بانو امین، سیده نصرت، ۱۳۶۱، مـخزن العـرفان، ج‏۱۳،ص۳۳؛ سبزواری نجفی،محمد، ۱۴۰۶، الجـدید فـی تفسیر القرآن، ج۶،ص۳۵۸؛ صادقی تهرانی‌، محمد، ۱۳۶۵‌، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن‌، ج۲۶‌،ص۳۲۹؛ عـروسی حـویزی، عبدعلی، ۱۴۱۵، نور الثقلین، ج۴، ص۶۰۶
  13. شریفی، عباس، بازخوانی آراء تفسیری مفسران قرآن از آیه ۴۵ سوره زخرف با تکیه بر سیاق، فصلنامه قرآنی کوثر، پاییز و زمستان ۱۳۹۸، شماره ۶۵، صفحه ۶۵ به بعد
  14. تفسیر آلوسی، ج۲۵، ص۸۶.
  15. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۹۰ ـ ۹۲.
  16. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
  17. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
  18. کنزالعمال، ج۱۱، ص۳۹۰، ش۳۱۸۴۱.
  19. مجمع الزوائد، ج۱، ص۷۴. همچنین ر.ک: الدرالمنثور، ج۴، ص۱۴۷؛ تاریخ مدینه دمشق، ج۳، ص۵۰۶؛ تاریخ الاسلام، ج۱، ص۲۴۴؛ الخصائص الکبری (سیوطی)، ج۱۰، ص۱۶۳؛ السره الحلبیه، ج۲، ص۸۶؛ سبل الهدی و الرشاد، ج۳، ص۱۱۴؛ جامع الاحادیث، ج۱، ص۳۴۵؛ الجامع الکبیر، ج۱، ص۸۳۵؛ مشکل الآثار، ج۱۱، ص۱۶۷، ش۴۳۷۵؛ حلیة الاولیاء، ج۴، ص۲۳۵ و منابع دیگر.
  20. المعجم الکبیر، ج۱۰، ص۶۹ ـ ۷۰، ح۷۶.
  21. مسند ابی یعلی، ج۸، ص۴۴۹ ـ ۴۵۱، ح۵۰۳۶.
  22. مسند البزّاز، ج۴، ص۴۶۲، ح۱۳۴.
  23. المستدرک علی الصحیحین، ج۴، ص۶۰۶.
  24. مجمع الزوائد، ج۱، ص۷۴.
  25. کنزالعمال، ج۱۱، ص۳۹۷، ح۳۱۸۵۳؛ الدرالمنثور، ج۴، ص۱۴۹؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۱۴؛ الخصائص الکبری (سیوطی)، ج۱، ص۳۰۶؛ جامع الاحادیث، ج۱۲، ص۱۴۶؛ الجامع الکبیر، ج۱، ص۱۱۷۸۰ و منابع دیگر.
  26. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۹۰ ـ ۹۲.
  27. شریفی، عباس، مقاله: بازخوانی آراء تفسیری مفسران قرآن از آیه ۴۵ سوره زخرف با تکیه بر سیاق، فصلنامه قرآنی کوثر، پاییز و زمستان ۱۳۹۸، شماره ۶۵