آیه واسأل من ارسلنا: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[بهمن]]|روز=[[22]]|سال=[[1403]]|کاربر=فرقانی}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی
خط ۲۵: خط ۲۴:


== شأن نزول ==
== شأن نزول ==
در پاره‌ای از روایات متعدد و معتبری که در منابع فریقین آمده، در تفسیر آیه {{متن قرآن|وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا}}<ref>و از پیامبرانی که پیش از تو فرستاده ایم بپرس که آیا به جای [خدایِ] رحمان معبودانی که پرستش شوند، قرار داده ایم؟!</ref> چنین نقل شده که [[خداوند]] در [[شب معراج]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و سایر [[پیامبران]]{{عم}} را گرد هم آورد و به حضرت فرمود: «ای محمّد! از آنها بپرس: برای چه چیزی [[مبعوث]] شده‌اید»؟ آنها پاسخ دادند: «برای بیان [[شهادت]] لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، [[اقرار]] به [[نبوّت]] تو و [[ولایت]] علیّ‌بن‌ابی‌طالب{{ع}}»<ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱۴، ص۷۶ تأویل الآیات الظاهرة، ص۵۴۷؛ الطرایف، ج۱، ص۱۰۱؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۵۵؛ الصراط المستقیم، ج۱، ص۲۴۴؛ نهج الحق، ص۱۸۳.</ref>.
در پاره‌ای از روایات متعدد و معتبری که در منابع فریقین آمده، در تفسیر آیه {{متن قرآن|وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا}}<ref>و از پیامبرانی که پیش از تو فرستاده ایم بپرس که آیا به جای [خدایِ] رحمان معبودانی که پرستش شوند، قرار داده ایم؟!.</ref> چنین نقل شده که [[خداوند]] در [[شب معراج]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و سایر [[پیامبران]]{{عم}} را گرد هم آورد و به حضرت فرمود: «ای محمّد! از آنها بپرس: برای چه چیزی [[مبعوث]] شده‌اید»؟ آنها پاسخ دادند: «برای بیان [[شهادت]] لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، [[اقرار]] به [[نبوّت]] تو و [[ولایت]] علیّ‌بن‌ابی‌طالب{{ع}}»<ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱۴، ص۷۶ تأویل الآیات الظاهرة، ص۵۴۷؛ الطرایف، ج۱، ص۱۰۱؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۵۵؛ الصراط المستقیم، ج۱، ص۲۴۴؛ نهج الحق، ص۱۸۳.</ref>.


== شرح و تفسیر آیه ==
== شرح و تفسیر آیه ==
بر اساس ظاهر [[آیه شریفه]]، [[خداوند سبحان]] به پیامبرش دستور می‌دهد که از [[پیامبران]] پیش از خود مطلبی را باز پرسد. بنابراین دستور از جانب [[خداوند]] است و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} مامور به [[پرسش]] است و کسانی که مورد سؤال قرار می‌گیرند رسولانی هستند که پیش [[پیامبر خاتم]]{{صل}} فرستاده شده‌اند. اما می‌دانید که سؤال از مفاهیم [[ذات]] اضافه است بدین معنا که جهت تحقق معنا و قوامش در خارج، نیازمند وجود و تحقق سه طرف است و تا اینجا دو طرف آن یعنی سؤال کننده و سؤال شونده مشخص است. اما طرف دیگر یعنی '''«[[مسئول]] عنه»''' چیست؟
بر اساس ظاهر [[آیه شریفه]]، [[خداوند سبحان]] به پیامبرش دستور می‌دهد که از [[پیامبران]] پیش از خود مطلبی را باز پرسد. بنابراین دستور از جانب [[خداوند]] است و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} مامور به [[پرسش]] است و کسانی که مورد سؤال قرار می‌گیرند رسولانی هستند که پیش [[پیامبر خاتم]]{{صل}} فرستاده شده‌اند. اما می‌دانید که سؤال از مفاهیم ذات اضافه است بدین معنا که جهت تحقق معنا و قوامش در خارج، نیازمند وجود و تحقق سه طرف است و تا اینجا دو طرف آن یعنی سؤال کننده و سؤال شونده مشخص است. اما طرف دیگر یعنی «[[مسئول]] عنه» چیست؟


برخی از علمای اهل سنت گفته‌اند: '''«مسئول عنه»''' در خود آیه ذکر شده و آن پرسش درباره قرار دادن خدایانی دیگر به غیر از خداوند برای [[پرستش]] است؛ یعنی پیامبر اکرم{{صل}} از سوی [[خداوند متعال]] مامور شده است که از پیامبران پیش از خود بپرسد که آیا به غیر از «[[الرحمن]]» (خداوند) [[آلهه]] دیگری قرار داده است تا پرستش شوند یا خیر؟
برخی از علمای اهل سنت گفته‌اند: «مسئول عنه» در خود آیه ذکر شده و آن پرسش درباره قرار دادن خدایانی دیگر به غیر از خداوند برای [[پرستش]] است؛ یعنی پیامبر اکرم{{صل}} از سوی [[خداوند متعال]] مامور شده است که از پیامبران پیش از خود بپرسد که آیا به غیر از «الرحمن» (خداوند) آلهه دیگری قرار داده است تا پرستش شوند یا خیر؟


اما در ظاهر امر چنین سؤال و پرسشی از [[رسولان الهی]] چندان منطقی به نظر نمی‌رسد؛ از این‌رو [[مفسران]] [[سنی]] ـ علی‌رغم وجود [[حدیث صحیح]] در [[تفسیر آیه]]، صرفا بدان جهت که مضمون [[حدیث]] برای آنان ناخوشایند است ـ در تفسیر این آیه دچار [[اضطراب]] شدید شده و اقوال مختلفی را مطرح کرده‌اند و حتی گاهی جهت [[تسلیم نشدن]] در برابر [[حقیقت]] دست از معنای ظاهری [[آیه]] کشیده و آن‌ را مجاز شمرده‌اند.
اما در ظاهر امر چنین سؤال و پرسشی از [[رسولان الهی]] چندان منطقی به نظر نمی‌رسد؛ از این‌رو [[مفسران]] [[سنی]] ـ علی‌رغم وجود [[حدیث صحیح]] در [[تفسیر آیه]]، صرفا بدان جهت که مضمون [[حدیث]] برای آنان ناخوشایند است ـ در تفسیر این آیه دچار [[اضطراب]] شدید شده و اقوال مختلفی را مطرح کرده‌اند و حتی گاهی جهت [[تسلیم نشدن]] در برابر [[حقیقت]] دست از معنای ظاهری [[آیه]] کشیده و آن‌ را مجاز شمرده‌اند.
خط ۴۰: خط ۳۹:


=== دیدگاه مفسران فریقین ===
=== دیدگاه مفسران فریقین ===
[[ظاهر آیه]] یاد شده حکایت از این‌ دارد‌ کـه‌ [[مأمور]] به سؤال ([[سائل]])، خود شخص [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و ([[مسئول]]) خود [[ذات]] [[انبیا]] باشد؛ اما [[مفسران]] در‌ بسیاری‌ از‌ [[تفاسیر]] از ظاهر آیه پا را فراتر گذاشته و دست بـه تـأویل آن زده‌ و نظرات‌ تفسیری‌ گوناگونی را مطرح نموده‌اند که می‌‌توان آنها را در 4 مورد کلی دسته‌بندی و خلاصه‌ کرد‌:
ظاهر آیه یاد شده حکایت از این‌ دارد‌ کـه‌ [[مأمور]] به سؤال ([[سائل]])، خود شخص [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و ([[مسئول]]) خود ذات [[انبیا]] باشد؛ اما [[مفسران]] در‌ بسیاری‌ از‌ [[تفاسیر]] از ظاهر آیه پا را فراتر گذاشته و دست بـه تـأویل آن زده‌ و نظرات‌ تفسیری‌ گوناگونی را مطرح نموده‌اند که می‌‌توان آنها را در 4 مورد کلی دسته‌بندی و خلاصه‌ کرد‌:


==== دیدگاه اول: ====
==== دیدگاه اول ====
تعدادی از مفسران، سؤال در این [[آیه]] را حمل بر مجاز کرده‌اند. بر‌ اساس‌ نظر این مفسران، مأمور به سؤال، شخص [[پیامبر]]{{صل}} اسـت امـا مـنظور از سؤال پرسیدن از‌ انبیای گذشته‌ [[حقیقی]] نیست بلکه از باب مجاز و به معنای [[دقت]] و [[تأمل]] در ادیـان‌ آن انبیا و فحص از [[علما]] و [[ملل]] و کتاب‌های آنهاست. از بررسی تعداد زیادی از تفاسیر این نتیجه به دست می‌‌آید کـه اکـثریت مفسران آیه را به این صورت تـفسیر نـموده‌اند.<ref>بر این اساس معنای آیه چنین است: {{عربی|وَ سْئَلْ‏ يا رسول اللّه مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ‌ مـِنْ‌ رُسـُلِنا كنـوح و إبراهيم و موسى و عيسى و غيرهم{{عم}} و هذا مجاز يراد به‌ الفحص‌ عن مقالاتهم، كما يقال سـل الأطـباء عن‌ هذا‌ المرض‌، أي راجع كتبهم}}، حسینی شیرازی، سید محمد، ۱۴۲۴، تقریب القرآن الی الاذهان، ج‏‌۵، ص۶۸‌؛{{عربی|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مـِنْ قـَبْلِكَ مـِنْ رُسُلِنا ليس المراد بسؤال الرسل حقيقة‌ السؤال‌، لإحالته، بل في الكلام مضاف‌ مقدّر‌، تقديره: و اسأل‌ أممهم‌ و عـلماء‌ دينـهم. فـإذا سألهم فكأنّه سأل الأنبياء‌}}، کاشانی‌، ملافتح الله،۱۴۲۳، زبده التفاسیر، ج‏۶، ص۲۵۶؛ {{عربی|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مـِنْ رُسـُلِنا}} يعنى‌ از‌ مؤمنين اهل كتاب كه پيامبرانى را‌ براى آنان فرستاده‌‏ايم بپرس‌ كه‌ آيا پيامبران جز پيام توحيد‌ چيز‌ ديگرى بـراى آنـان آورده‌‏اند؟ و تقدير چنين است: {{عربی|سل امما من ارسلنا او اتباع من‌ ارسلنا‌}} كه مضاف حـذف و مـضاف اليه‌ بجاى‌ آن‌ قرار گرفته است‌. طـبرسی‌، فضل بن حسن، ۱۳۶۰، مجمع البیان فی‌ تفسیر‌ القـرآن‌، ج۲۲، ص۲۳۲‌؛ {{عربی|واسـأل‌ من أرسلنا من الرسل قبلك، أجعلنا مـن دون الرحـمن آلهة يعبدون فالمسئولون هم الرسل‌ و لذلك‌ فالآية مكية، و قيل: المسئول أمم الرسل‌، و على‌ ذلك فـالآية‌ مـدنية‌، و نص‌ القرآن يحتمل هذا و ذاك‌ و ليس المـقصود عـلى الرأيين نفس السـؤال بـل المـراد انظر في أديانهم و ابحث عن مـللهم و ادرس كتبهم‌ التي لم تحرف لترى [[جواب]] هذا‌ السؤال‌، و أن‌ الأديان‌ كلها‌ متفقة عـلى التـوحيد‌ الخالص‌ البري‏ء و على نفى [[عبادة]] غـير [[اللّه]]}} حجازی، محمد محمود، ۱۴۱۳، التفسیر الواضح‌، ج‏۳، ص۳۹۷؛ {{عربی|و هذا الكلام أيضـا داخـل فى قبيل‌ الاستعارة‌. لأن‌ مـسألة الرسـل الذين درجت قرونهم و خلت أزمانهم‌ غير‌ ممكنة‌ و إنما‌ المراد‌- و اللّه‌ أعلم- و اسأل أصحاب مـن أرسـلنا من قبلك من رسلنا، أو اسـتعلم مـا فـى كتبهم، و تعرّف حـقائق سـننهم. و ذلك على مثال: وَ سْئَلِ الْقـَرْيَة}}، سـیدرضی، محمد بن حسین، تـلخیص البیان عن مجازات القرآن، ص۳۰۲</ref>
تعدادی از مفسران، سؤال در این [[آیه]] را حمل بر مجاز کرده‌اند. بر‌ اساس‌ نظر این مفسران، مأمور به سؤال، شخص [[پیامبر]]{{صل}} است اما منظور از سؤال پرسیدن از‌ انبیای گذشته‌ [[حقیقی]] نیست بلکه از باب مجاز و به معنای دقت و [[تأمل]] در ادیـان‌ آن انبیا و فحص از [[علما]] و [[ملل]] و کتاب‌های آنهاست. از بررسی تعداد زیادی از تفاسیر این نتیجه به دست می‌‌آید کـه اکـثریت مفسران آیه را به این صورت تـفسیر نـموده‌اند<ref>بر این اساس معنای آیه چنین است: {{عربی|وَ سْئَلْ‏ يا رسول اللّه مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ‌ مـِنْ‌ رُسـُلِنا كنـوح و إبراهيم و موسى و عيسى و غيرهم{{عم}} و هذا مجاز يراد به‌ الفحص‌ عن مقالاتهم، كما يقال سل الأطباء عن‌ هذا‌ المرض‌، أي راجع كتبهم}}، حسینی شیرازی، سید محمد، ۱۴۲۴، تقریب القرآن الی الاذهان، ج‏‌۵، ص۶۸‌؛{{عربی|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مـِنْ قـَبْلِكَ مـِنْ رُسُلِنا ليس المراد بسؤال الرسل حقيقة‌ السؤال‌، لإحالته، بل في الكلام مضاف‌ مقدّر‌، تقديره: و اسأل‌ أممهم‌ و عـلماء‌ دينـهم. فـإذا سألهم فكأنّه سأل الأنبياء‌}}، کاشانی‌، ملافتح الله،۱۴۲۳، زبده التفاسیر، ج‏۶، ص۲۵۶؛ {{عربی|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مـِنْ رُسـُلِنا}} يعنی‌ از‌ مؤمنين اهل كتاب كه پيامبرانی را‌ برای آنان فرستاده‌‏ايم بپرس‌ كه‌ آيا پيامبران جز پيام توحيد‌ چيز‌ ديگری برای آنان آورده‌‏اند؟ و تقدير چنين است: {{عربی|سل امما من ارسلنا او اتباع من‌ ارسلنا‌}} كه مضاف حذف و مضاف اليه‌ به‌جای آن‌ قرار گرفته است‌. طبرسی‌، فضل بن حسن، ۱۳۶۰، مجمع البیان فی‌ تفسیر‌ القـرآن‌، ج۲۲، ص۲۳۲‌؛ {{عربی|واسـأل‌ من أرسلنا من الرسل قبلك، أجعلنا من دون الرحمن آلهة يعبدون فالمسئولون هم الرسل‌ و لذلك‌ فالآية مكية، و قيل: المسئول أمم الرسل‌، و على‌ ذلك فـالآية‌ مـدنية‌، و نص‌ القرآن يحتمل هذا و ذاك‌ و ليس المقصود عـلی الرأيين نفس السـؤال بل المراد انظر في أديانهم و ابحث عن مللهم و ادرس كتبهم‌ التي لم تحرف لتری جواب هذا‌ السؤال‌، و أن‌ الأديان‌ كلها‌ متفقة على التوحيد‌ الخالص‌ البري‏ء و علی نفی عبادة غـير اللّه}}، حجازی، محمد محمود، ۱۴۱۳، التفسیر الواضح‌، ج‏۳، ص۳۹۷؛ {{عربی|و هذا الكلام أيضا داخل فی قبيل‌ الاستعارة‌. لأن‌ مسألة الرسل الذين درجت قرونهم و خلت أزمانهم‌ غير‌ ممكنة‌ و إنما‌ المراد‌- و اللّه‌ أعلم- و اسأل أصحاب مـن أرسلنا من قبلك من رسلنا، أو استعلم ما فـی كتبهم، و تعرّف حقائق سننهم. و ذلك على مثال: وَ سْئَلِ الْقـَرْيَة}}، سیدرضی، محمد بن حسین، تلخیص البیان عن مجازات القرآن، ص۳۰۲.</ref>.


==== دیدگاه دوم: ====
==== دیدگاه دوم ====
تـعداد دیـگری از مـفسران بیان داشته‌‌اند‌ کـه هرچند [[ظاهر آیه]] دلالت بر سؤال پرسیدن شخص [[پیامبر]]{{صل}} دارد اما منظور خود پیامبر نیست بلکه هـمه امـت [[اسلام]] و حتی مخالفان از [[مشرکان]] منظور هـستند و مـسئول هـم [[ذات]] انـبیاء نیست بلکه هـمچون دیدگاه اول، [[پیروان]] [[انبیای گذشته]] هستند. سؤال كننده هر چند پيامبر اسلام{{صل}} است، ولى منظور تمام [[امت]] و حـتى مـخالفان او‌ هـستند‌ و كسانى كه مورد سؤال واقع‌ مى‏‌شوند‌، پيروان انبياى پيشـينند، پيروان راسـتين و مـورد اطـمينان آنـها و حـتى افراد عادى آنها، چرا كه از مجموعه سخنان آنها "[[خبر متواتر]]" به دست مى‏‌آيد كه‌ بيانگر‌ مكتب توحيدى انبيا است‌. <ref>مکارم‌ شیرازی، ناصر، ۱۳۷۴، تفسیر نمونه، ج‏۲۱، ص۷۵</ref>.<ref>{{عربی|و السؤال من النبىّ لرسل اللّه هنا، ليس سـؤالا مباشرا، بحيث يسأل الرسل و يتلقى الجواب منهم.. و إنما هو سؤال بالنظر فيما قصّ اللّه سبحانه و تعالى على‌ الرسول‌ من قصص الرسل، و محامل رسالاتهم إلى أقوامهم...و ليس الرسول{{صل}}- فى حاجة إلى أن يسـأل عـن أمر هو عالم به، و لكن هذا السؤال منه، هو دعوة إلى هؤلاء‌ المشركين‌ أن يشاركوا‌ فى هذا السؤال، و أن يتلقوا الجواب عليه، حتى يكون لهم من ذلك علم يصححون به معتقداتهم الفاسدة‌، التي جاء رسـول اللّه{{صل}}لعلاج ما بها من‌ أدواء‌، كما‌ جاء رسل اللّه جميعا بدواء تلك الأدواء}}، خطیب، عبدالکریم، تفسیر القرآنی للقرآن، بی‌تا، ج‏۱۳، ص۱۳۹</ref>  
تعداد دیگری از مفسران بیان داشته‌‌اند‌ که هرچند ظاهر آیه دلالت بر سؤال پرسیدن شخص [[پیامبر]]{{صل}} دارد اما منظور خود پیامبر نیست بلکه هـمه امـت [[اسلام]] و حتی مخالفان از [[مشرکان]] منظور هـستند و مـسئول هـم ذات انـبیاء نیست بلکه هـمچون دیدگاه اول، [[پیروان]] انبیای گذشته هستند. سؤال کننده هر چند پیامبر اسلام{{صل}} است، ولی منظور تمام [[امت]] و حـتی مـخالفان او‌ هـستند‌ و کسانی که مورد سؤال واقع‌ می‏‌شوند‌، پیروان انبیای پیشـینند، پیروان راسـتین و مـورد اطـمینان آنـها و حـتی افراد عادی آنها، چرا که از مجموعه سخنان آنها "[[خبر متواتر]]" به دست می‏‌آید که‌ بیانگر‌ مکتب توحیدی انبیا است‌<ref>مکارم‌ شیرازی، ناصر، ۱۳۷۴، تفسیر نمونه، ج‏۲۱، ص۷۵.</ref>.<ref>{{عربی|و السؤال من النبیّ لرسل اللّه هنا، لیس سـؤالا مباشرا، بحیث یسأل الرسل و یتلقی الجواب منهم.. و إنما هو سؤال بالنظر فیما قصّ اللّه سبحانه و تعالی علی‌ الرسول‌ من قصص الرسل، و محامل رسالاتهم إلی أقوامهم...و لیس الرسول{{صل}}- فی حاجة إلی أن یسـأل عـن أمر هو عالم به، و لکن هذا السؤال منه، هو دعوة إلی هؤلاء‌ المشرکین‌ أن یشارکوا‌ فی هذا السؤال، و أن یتلقوا الجواب علیه، حتی یکون لهم من ذلک علم یصححون به معتقداتهم الفاسدة‌، التی جاء رسـول اللّه{{صل}}لعلاج ما بها من‌ أدواء‌، کما‌ جاء رسل اللّه جمیعا بدواء تلک الأدواء}}، خطیب، عبدالکریم، تفسیر القرآنی للقرآن، بی‌تا، ج‏۱۳، ص۱۳۹.</ref>  


بر این اساس می‌‌‌‌توان‌ بیان داشـت کـه [[آیه]] دارای مجاز از نوع کنایه بـه مـعنای {{عربی|ایاک اعنی‌ و اسمعی‌ یا‌ جاره}} است. بر اساس این [[تفسیر]] [[خطاب]] در آیه هر چند به ظاهر به شخص‌ [[رسول الله]]{{صل}} است اما در [[حقیقت]] از باب کـنایه بـه مشرکان و [[اهل کتاب‌]] اسـت کـه با رجوع‌ به‌ [[علمای اهل کتاب]] و [[ملل]] و [[کتاب‌های آسمانی]] گذشته متذکر شوند و [[خدای یگانه]] را بپرستند <ref>معرفت، محمد هادی، ۱۴۱۲، التمهید‌ فی‌ علوم‌ القرآن، ج۱،ص۲۱۴</ref> به عبارت دیگر  خطاب در آیه به شنوندگان [[آیات الهی]] است که می‌خواهند درباره [[ادیان]] تحقیق و تفحص کنند؛ از این‌رو [[خداوند]] در این [[آیه]] به آنها می‌گوید که از [[پیروان]] [[پیامبران پیشین]] درباره دینشان بپرس که آیا پیامبرانشان برای [[تبلیغ]]، [[عبادت]] چیزی غیر از [[خدا]] را آورده‌اند؟ در این صورت پیروان پیامبران پیشین به تو خبر می‌دهند که چنین چیزی رخ نداده است و ممکن نیست [[پیامبری]] چنین چیزی آورده باشد.<ref>ر.ک: اندلسی، ابوحیان، تفسیر البحر المحیط، ج۸، ص۲۰.</ref>  
بر این اساس می‌‌‌‌توان‌ بیان داشـت کـه [[آیه]] دارای مجاز از نوع کنایه بـه مـعنای {{عربی|ایاک اعنی‌ و اسمعی‌ یا‌ جاره}} است. بر اساس این [[تفسیر]] خطاب در آیه هر چند به ظاهر به شخص‌ [[رسول الله]]{{صل}} است اما در [[حقیقت]] از باب کـنایه بـه مشرکان و [[اهل کتاب‌]] اسـت کـه با رجوع‌ به‌ علمای اهل کتاب و [[ملل]] و [[کتاب‌های آسمانی]] گذشته متذکر شوند و [[خدای یگانه]] را بپرستند <ref>معرفت، محمد هادی، ۱۴۱۲، التمهید‌ فی‌ علوم‌ القرآن، ج۱،ص۲۱۴.</ref> به عبارت دیگر  خطاب در آیه به شنوندگان [[آیات الهی]] است که می‌خواهند درباره [[ادیان]] تحقیق و تفحص کنند؛ از این‌رو [[خداوند]] در این [[آیه]] به آنها می‌گوید که از [[پیروان]] پیامبران پیشین درباره دینشان بپرس که آیا پیامبرانشان برای [[تبلیغ]]، [[عبادت]] چیزی غیر از [[خدا]] را آورده‌اند؟ در این صورت پیروان پیامبران پیشین به تو خبر می‌دهند که چنین چیزی رخ نداده است و ممکن نیست [[پیامبری]] چنین چیزی آورده باشد.<ref>ر.ک: اندلسی، ابوحیان، تفسیر البحر المحیط، ج۸، ص۲۰.</ref>


==== دیدگاه سوم: ====
==== دیدگاه سوم ====
جماعتى از مفسرين با [[تمسک]] به [[ظاهر آیه]] و استناد به [[روایات]]، [[مأمور]] به را خود‌ پیـامبر{{صل}} و [[مسئول]] را [[انبیای گذشته]] معرفی کرده‌اند و [[نزول آیه]] را در [[شب معراج]] دانسته‌اند. بر این اساس سوال در آیه حقیق خواهد بود و نه مجازی و لازم نمى‏‌آيد چيزى در آیه در تقدير گرفت و آيه به‌ ظاهر‌ خود‌ باقى است.<ref>بانو [[امین]]، [[سیده]] [[نصرت]]، ۱۳۶۱، مـخزن العـرفان، ج‏۱۳،ص۳۳؛ [[سبزواری]] نجفی،[[ محمد]]، ۱۴۰۶، الجـدید فـی [[تفسیر القرآن]]، ج۶،ص۳۵۸؛ صادقی تهرانی‌، محمد، ۱۳۶۵‌، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن‌، ج۲۶‌،ص۳۲۹؛ عـروسی حـویزی، عبدعلی، ۱۴۱۵، [[نور الثقلین]]، ج۴، ص۶۰۶</ref>.<ref>شریفی، عباس، بازخوانی آراء تفسیری مفسران قرآن از آیه ۴۵ سوره زخرف با تکیه بر سیاق، فصلنامه قرآنی کوثر، پاییز و زمستان ۱۳۹۸، شماره ۶۵، صفحه ۶۵ به بعد</ref>
جماعتی از مفسرين با [[تمسک]] به ظاهر آیه و استناد به [[روایات]]، [[مأمور]] به را خود‌ پیـامبر{{صل}} و [[مسئول]] را انبیای گذشته معرفی کرده‌اند و نزول آیه را در [[شب معراج]] دانسته‌اند. بر این اساس سوال در آیه حقیق خواهد بود و نه مجازی و لازم نمی‏‌آيد چيزى در آیه در تقدير گرفت و آيه به‌ ظاهر‌ خود‌ باقی است<ref>بانو امین، سیده نصرت، مخزن العرفان، ج‏۱۳، ص۳۳؛ سبزواری نجفی، محمد، الجدید فـی تفسیر القرآن، ج۶، ص۳۵۸؛ صادقی تهرانی‌، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن‌، ج۲۶‌، ص۳۲۹؛ عروسی حویزی، عبدعلی، نور الثقلین، ج۴، ص۶۰۶.</ref>.<ref>شریفی، عباس، بازخوانی آراء تفسیری مفسران قرآن از آیه ۴۵ سوره زخرف با تکیه بر سیاق، فصلنامه قرآنی کوثر، پاییز و زمستان ۱۳۹۸، شماره ۶۵، صفحه ۶۵ به بعد.</ref>


==== دیدگاه چهارم: ====  
==== دیدگاه چهارم ====  
گروهی دیگر از [[مفسران]] [[سنی]] در سخنان عجیب گفته‌اند که [[مخاطب]] خداوند [[رسول خدا]]{{صل}} است و امر به [[پرسش]] نیز [[حقیقی]] است؛ لیکن «[[مسئول]]» خود خداوند است، یعنی خداوند به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دستور می‌دهد که از او درباره پیامبرانی که پیشتر فرستاده بپرسد.
گروهی دیگر از [[مفسران]] [[سنی]] در سخنان عجیب گفته‌اند که مخاطب خداوند [[رسول خدا]]{{صل}} است و امر به [[پرسش]] نیز [[حقیقی]] است؛ لیکن «[[مسئول]]» خود خداوند است، یعنی خداوند به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دستور می‌دهد که از او درباره پیامبرانی که پیشتر فرستاده بپرسد.


این قول به قدری عجیب است که [[ابو حیان اندلسی]] پس از نقل آن، چنین معنایی را بعید شمرده است و آلوسی هم نتوانسته از اظهار [[تعجب]] خویش خوداری ورزد. وی پس از عجیب خواندن این قول می‌نویسد: «از کسی که تازه خواندن الف، باء، را یاد گرفته بپرس که آیا به این [[کلام]] [[راضی]] می‌شود و تفسیر [[کلام الله مجید]] را به این معنا می‌پسندد؟»<ref>تفسیر آلوسی، ج۲۵، ص۸۶.</ref>
این قول به قدری عجیب است که [[ابو حیان اندلسی]] پس از نقل آن، چنین معنایی را بعید شمرده است و آلوسی هم نتوانسته از اظهار [[تعجب]] خویش خوداری ورزد. وی پس از عجیب خواندن این قول می‌نویسد: «از کسی که تازه خواندن الف، باء، را یاد گرفته بپرس که آیا به این [[کلام]] [[راضی]] می‌شود و تفسیر [[کلام الله مجید]] را به این معنا می‌پسندد؟»<ref>تفسیر آلوسی، ج۲۵، ص۸۶.</ref>


=== جمع بندی آراء مفسران ===
=== جمع بندی آراء مفسران ===
از بررسی آراء مطرح شده این نتیجه متعین است که دست برداشتن از معنای ظاهری [[آیه]] و حمل آن بر مجاز هیچ وجهی نداشته و بلکه جایز نیست و مقتضای قاعده «اصالة الحقیقه» و نیز به مقتضای [[پایبندی]] به [[تفسیر قرآن]] براساس [[سنت]] صحیح، باید آیه به معنای ظاهری آن حمل شود.
از بررسی آراء مطرح شده این نتیجه متعین است که دست برداشتن از معنای ظاهری [[آیه]] و حمل آن بر مجاز هیچ وجهی نداشته و بلکه جایز نیست و مقتضای قاعده «اصالة الحقیقه» و نیز به مقتضای پایبندی به [[تفسیر قرآن]] براساس [[سنت]] صحیح، باید آیه به معنای ظاهری آن حمل شود.


براساس [[حدیثی]] که توسط [[عالمان شیعه]] و [[سنی]] و متون معتبر حدیثی و به اسانید مختلف از چند تن از [[صحابه]] [[روایت]] شده است، [[رسول خدا]]{{صل}} در شب [[معراج]] از سوی [[خداوند]] [[مأمور]] شد تا از [[پیامبران پیشین]] بپرسند که بر چه چیزی [[مبعوث]] شده‌اید که آنان در پاسخ گفتند: «بر [[ولایت]] تو و [[ولایت علی]] بن‌طالب{{ع}}».
براساس [[حدیثی]] که توسط عالمان شیعه و [[سنی]] و متون معتبر حدیثی و به اسانید مختلف از چند تن از [[صحابه]] [[روایت]] شده است، [[رسول خدا]]{{صل}} در شب [[معراج]] از سوی [[خداوند]] [[مأمور]] شد تا از پیامبران پیشین بپرسند که بر چه چیزی [[مبعوث]] شده‌اید که آنان در پاسخ گفتند: «بر [[ولایت]] تو و [[ولایت علی]] بن‌طالب{{ع}}».


بنابراین امر به سؤال کردن [[حقیقی]] است نه مجازی. «[[مسئول]]» نیز [[انبیاء]] فرستاده شده پیش از [[خاتم الانبیاء]]{{صل}} هستند، نه خداوند و نه امت‌های انبیاء پیشین. همچنین [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از [[امتثال امر]] خداوند [[سرباز]] نزده است، بلکه [[فرمان خدا]] را [[اطاعت]] کرده و از انبیاء پیشین [[پرسش]] کرده و پاسخ شنیده است.
بنابراین امر به سؤال کردن [[حقیقی]] است نه مجازی. «[[مسئول]]» نیز [[انبیاء]] فرستاده شده پیش از [[خاتم الانبیاء]]{{صل}} هستند، نه خداوند و نه امت‌های انبیاء پیشین. همچنین [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از [[امتثال امر]] خداوند سرباز نزده است، بلکه [[فرمان خدا]] را [[اطاعت]] کرده و از انبیاء پیشین [[پرسش]] کرده و پاسخ شنیده است.


اما از آنجا که این [[حدیث]] بیان‌گر [[امامت]] و [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است، [[اهل]] [[تعصب]] بدان اهمیت نداده و در راستای [[کتمان]] [[حقیقت]] از [[افتراء]] به [[پیامبر خدا]]{{صل}} نیز ابا نکرده‌اند تا آنجا که در [[تفسیر آیه]] گفته‌اند علی‌رغم [[امر خدا]] به [[رسول اکرم]]{{صل}} آن حضرت [[دستور خدا]] را [[اجرا]] نکرده و سؤالی نپرسیده است!<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۹۰ ـ ۹۲.</ref>.
اما از آنجا که این [[حدیث]] بیان‌گر [[امامت]] و [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است، [[اهل]] [[تعصب]] بدان اهمیت نداده و در راستای [[کتمان]] [[حقیقت]] از [[افتراء]] به [[پیامبر خدا]]{{صل}} نیز ابا نکرده‌اند تا آنجا که در [[تفسیر آیه]] گفته‌اند علی‌رغم [[امر خدا]] به [[رسول اکرم]]{{صل}} آن حضرت [[دستور خدا]] را اجرا نکرده و سؤالی نپرسیده است!<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵]]، ص۹۰ ـ ۹۲.</ref>.


== دلالت [[آیه]] ==
== دلالت [[آیه]] ==
=== [[امامت امام علی]]{{ع}} ===
=== [[امامت امام علی]]{{ع}} ===
با [[عنایت]] به [[روایات]] صادره در [[شأن نزول]] این آیه که حاکی از آن است که انبیا{{عم}} در پاسخ به این سوال پیامبر اسلام{{صل}} در [[شب معراج]] که بر چه چیزی برانگیخته شده‌اند، گفتند: بر پذیرش [[نبوت]] [[پیامبر]] و [[ولایت]] و [[امامت امام علی]]{{ع}}، این آیه به روشنی بر [[امامت]] آن حضرت دلالت دارد؛ چراکه روشن است که وقتی [[بعث]] [[انبیا]] مشروط به [[پذیرش ولایت]] و امامت امام علی{{ع}} باشد، پس قطعا ولایت آن حضرت و [[اطاعت]] از او در [[دنیا]] بر ایشان [[واجب]] بوده است و اگر چنین باشد پس به طریق اولی اطاعت از آن حضرت بر پیروان انبیا و به ویژه پیروان [[پیامبر اسلام]] واجب خواهد بود و [[وجوب اطاعت]] از آن حضرت به معنای امامت آن حضرت است<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.</ref>.
با عنایت به [[روایات]] صادره در [[شأن نزول]] این آیه که حاکی از آن است که انبیا{{عم}} در پاسخ به این سوال پیامبر اسلام{{صل}} در [[شب معراج]] که بر چه چیزی برانگیخته شده‌اند، گفتند: بر پذیرش [[نبوت]] [[پیامبر]] و [[ولایت]] و [[امامت امام علی]]{{ع}}، این آیه به روشنی بر [[امامت]] آن حضرت دلالت دارد؛ چراکه روشن است که وقتی [[بعث]] [[انبیا]] مشروط به [[پذیرش ولایت]] و امامت امام علی{{ع}} باشد، پس قطعا ولایت آن حضرت و [[اطاعت]] از او در [[دنیا]] بر ایشان [[واجب]] بوده است و اگر چنین باشد پس به طریق اولی اطاعت از آن حضرت بر پیروان انبیا و به ویژه پیروان [[پیامبر اسلام]] واجب خواهد بود و [[وجوب اطاعت]] از آن حضرت به معنای امامت آن حضرت است<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>.


=== [[افضلیت امام علی]]{{ع}} ===
=== [[افضلیت امام علی]]{{ع}} ===
وقتی بعث انبیا مشروط به پذیرش ولایت و امامت امام علی{{ع}} باشد، این بدان معناست که آن حضرت [[افضل]] از همه انبیا به جز پیامبر اسلام است، کسی که [[افضل از انبیا]] باشد بر سایر [[مخلوقات]] اعم از [[انسان‌ها]] و [[ملائکه]] نیز [[برتر]] خواهد بود. پس از [[اثبات]] [[افضلیت]] آن حضرت،[[ امامت]] آن حضرت از طریق [[حکم عقل]] به [[قبح]] [[تقدیم مفضول بر فاضل]] به [[راحتی]] قابل اثبات است.<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.</ref>.
وقتی بعث انبیا مشروط به پذیرش ولایت و امامت امام علی{{ع}} باشد، این بدان معناست که آن حضرت [[افضل]] از همه انبیا به جز پیامبر اسلام است، کسی که افضل از انبیا باشد بر سایر [[مخلوقات]] اعم از [[انسان‌ها]] و [[ملائکه]] نیز [[برتر]] خواهد بود. پس از [[اثبات]] [[افضلیت]] آن حضرت،[[ امامت]] آن حضرت از طریق [[حکم عقل]] به قبح [[تقدیم مفضول بر فاضل]] به راحتی قابل اثبات است<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>.


==خلاصه و نتیجه ==
== خلاصه و نتیجه ==
از مجموع مباحثی که مطرح شد این نتیجه متعین است که دست برداشتن از معنای ظاهری [[آیه]] و حمل آن بر مجاز هیچ وجهی نداشته و بلکه جایز نیست و مقتضای قاعده «اصالة الحقیقه» و نیز به مقتضا [[پایبندی]] به [[تفسیر قرآن]] براساس [[سنت]] صحیح، باید آیه به معنای ظاهری آن حمل شود.
از مجموع مباحثی که مطرح شد این نتیجه متعین است که دست برداشتن از معنای ظاهری [[آیه]] و حمل آن بر مجاز هیچ وجهی نداشته و بلکه جایز نیست و مقتضای قاعده «اصالة الحقیقه» و نیز به مقتضا پایبندی به [[تفسیر قرآن]] براساس [[سنت]] صحیح، باید آیه به معنای ظاهری آن حمل شود.


براساس [[حدیثی]] که توسط [[عالمان شیعه]] و [[سنی]] و متون معتبر حدیثی و به اسانید مختلف از چند تن از [[صحابه]] [[روایت]] شده است، [[رسول خدا]]{{صل}} در شب [[معراج]] از سوی [[خداوند]] [[مأمور]] شد تا از [[پیامبران پیشین]] بپرسند که بر چه چیزی [[مبعوث]] شده‌اید که آنان در پاسخ گفتند: «بر [[ولایت]] تو و [[ولایت علی]] بن‌طالب{{ع}}».
براساس [[حدیثی]] که توسط عالمان شیعه و [[سنی]] و متون معتبر حدیثی و به اسانید مختلف از چند تن از [[صحابه]] [[روایت]] شده است، [[رسول خدا]]{{صل}} در شب [[معراج]] از سوی [[خداوند]] [[مأمور]] شد تا از پیامبران پیشین بپرسند که بر چه چیزی [[مبعوث]] شده‌اید که آنان در پاسخ گفتند: «بر [[ولایت]] تو و [[ولایت علی]] بن‌طالب{{ع}}».


بنابراین امر به سؤال کردن [[حقیقی]] است نه مجازی. «[[مسئول]]» نیز [[انبیاء]] فرستاده شده پیش از [[خاتم الانبیاء]]{{صل}} هستند، نه خداوند و نه امت‌های انبیاء پیشین. همچنین [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از [[امتثال امر]] خداوند [[سرباز]] نزده است، بلکه [[فرمان خدا]] را [[اطاعت]] کرده و از انبیاء پیشین [[پرسش]] کرده و پاسخ شنیده است.
بنابراین امر به سؤال کردن [[حقیقی]] است نه مجازی. «[[مسئول]]» نیز [[انبیاء]] فرستاده شده پیش از [[خاتم الانبیاء]]{{صل}} هستند، نه خداوند و نه امت‌های انبیاء پیشین. همچنین [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از [[امتثال امر]] خداوند سرباز نزده است، بلکه [[فرمان خدا]] را [[اطاعت]] کرده و از انبیاء پیشین [[پرسش]] کرده و پاسخ شنیده است.


اما از آنجا که این [[حدیث]] بیان‌گر [[امامت]] و [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است، [[اهل]] [[تعصب]] بدان اهمیت نداده و در راستای [[کتمان]] [[حقیقت]] از [[افتراء]] به [[پیامبر خدا]]{{صل}} نیز ابا نکرده‌اند تا آنجا که در [[تفسیر آیه]] گفته‌اند علی‌رغم [[امر خدا]] به [[رسول اکرم]]{{صل}} آن حضرت [[دستور خدا]] را [[اجرا]] نکرده و سؤالی نپرسیده است!
اما از آنجا که این [[حدیث]] بیان‌گر [[امامت]] و [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است، [[اهل]] [[تعصب]] بدان اهمیت نداده و در راستای [[کتمان]] [[حقیقت]] از [[افتراء]] به [[پیامبر خدا]]{{صل}} نیز ابا نکرده‌اند تا آنجا که در [[تفسیر آیه]] گفته‌اند علی‌رغم [[امر خدا]] به [[رسول اکرم]]{{صل}} آن حضرت [[دستور خدا]] را اجرا نکرده و سؤالی نپرسیده است!


این در حالی است که حدیث [[ابن مسعود]]، [[تفسیر]] روشنی از [[آیه]] به دست می‌دهد و بزرگان [[حدیث اهل سنت]] این [[روایت]] را به اسانید صحیح روایت کرده‌اند.
این در حالی است که حدیث [[ابن مسعود]]، [[تفسیر]] روشنی از [[آیه]] به دست می‌دهد و بزرگان حدیث اهل سنت این [[روایت]] را به اسانید صحیح روایت کرده‌اند.


علاوه بر بزرگانی که روایاتشان پیش از این گذشت، براساس آنچه در [[کنزالعمال]]<ref>کنزالعمال، ج۱۱، ص۳۹۰، ش۳۱۸۴۱.</ref> و [[مجمع الزوائد]]<ref>مجمع الزوائد، ج۱، ص۷۴. همچنین ر.ک: الدرالمنثور، ج۴، ص۱۴۷؛ تاریخ مدینه دمشق، ج۳، ص۵۰۶؛ تاریخ الاسلام، ج۱، ص۲۴۴؛ الخصائص الکبری (سیوطی)، ج۱۰، ص۱۶۳؛ السره الحلبیه، ج۲، ص۸۶؛ سبل الهدی و الرشاد، ج۳، ص۱۱۴؛ جامع الاحادیث، ج۱، ص۳۴۵؛ الجامع الکبیر، ج۱، ص۸۳۵؛ مشکل الآثار، ج۱۱، ص۱۶۷، ش۴۳۷۵؛ حلیة الاولیاء، ج۴، ص۲۳۵ و منابع دیگر.</ref> آمده است، خبر [[ملاقات]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با [[انبیاء]] پیشین در [[شب معراج]] و [[نماز خواندن]] آنان به [[امامت]] [[خاتم پیامبران]] که [[حدیثی]] طولانی بوده است، توسط [[طبرانی]]<ref>المعجم الکبیر، ج۱۰، ص۶۹ ـ ۷۰، ح۷۶.</ref>، ابویعی موصلی<ref>مسند ابی یعلی، ج۸، ص۴۴۹ ـ ۴۵۱، ح۵۰۳۶.</ref>، بزّاز<ref>مسند البزّاز، ج۴، ص۴۶۲، ح۱۳۴.</ref> و [[حاکم]]<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۴، ص۶۰۶.</ref> [[روایت]] شده است. [[هیثمی]] در همین باره تصریح می‌کند که: {{عربی|رجاله رجال الصحیح}}<ref>مجمع الزوائد، ج۱، ص۷۴.</ref>.
علاوه بر بزرگانی که روایاتشان پیش از این گذشت، براساس آنچه در [[کنزالعمال]]<ref>کنزالعمال، ج۱۱، ص۳۹۰، ش۳۱۸۴۱.</ref> و [[مجمع الزوائد]]<ref>مجمع الزوائد، ج۱، ص۷۴. همچنین ر.ک: الدرالمنثور، ج۴، ص۱۴۷؛ تاریخ مدینه دمشق، ج۳، ص۵۰۶؛ تاریخ الاسلام، ج۱، ص۲۴۴؛ الخصائص الکبری (سیوطی)، ج۱۰، ص۱۶۳؛ السره الحلبیه، ج۲، ص۸۶؛ سبل الهدی و الرشاد، ج۳، ص۱۱۴؛ جامع الاحادیث، ج۱، ص۳۴۵؛ الجامع الکبیر، ج۱، ص۸۳۵؛ مشکل الآثار، ج۱۱، ص۱۶۷، ش۴۳۷۵؛ حلیة الاولیاء، ج۴، ص۲۳۵ و منابع دیگر.</ref> آمده است، خبر [[ملاقات]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با [[انبیاء]] پیشین در [[شب معراج]] و [[نماز خواندن]] آنان به [[امامت]] [[خاتم پیامبران]] که [[حدیثی]] طولانی بوده است، توسط [[طبرانی]]<ref>المعجم الکبیر، ج۱۰، ص۶۹ ـ ۷۰، ح۷۶.</ref>، ابویعی موصلی<ref>مسند ابی یعلی، ج۸، ص۴۴۹ ـ ۴۵۱، ح۵۰۳۶.</ref>، بزّاز<ref>مسند البزّاز، ج۴، ص۴۶۲، ح۱۳۴.</ref> و [[حاکم]]<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۴، ص۶۰۶.</ref> [[روایت]] شده است. [[هیثمی]] در همین باره تصریح می‌کند که: {{عربی|رجاله رجال الصحیح}}<ref>مجمع الزوائد، ج۱، ص۷۴.</ref>.
خط ۸۹: خط ۸۸:
در [[حدیث]] دیگری نیز آمده است که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: «پس [[جبرئیل]] مرا پیش انداخت و پیشاپیش [[پیامبران]] گذشته [[نماز]] خواندم و از آنان سؤال پرسیدم و آنان گفتند: «بر [[توحید]] [[مبعوث]] شده‌ایم»»<ref>کنزالعمال، ج۱۱، ص۳۹۷، ح۳۱۸۵۳؛ الدرالمنثور، ج۴، ص۱۴۹؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۱۴؛ الخصائص الکبری (سیوطی)، ج۱، ص۳۰۶؛ جامع الاحادیث، ج۱۲، ص۱۴۶؛ الجامع الکبیر، ج۱، ص۱۱۷۸۰ و منابع دیگر.</ref>.
در [[حدیث]] دیگری نیز آمده است که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: «پس [[جبرئیل]] مرا پیش انداخت و پیشاپیش [[پیامبران]] گذشته [[نماز]] خواندم و از آنان سؤال پرسیدم و آنان گفتند: «بر [[توحید]] [[مبعوث]] شده‌ایم»»<ref>کنزالعمال، ج۱۱، ص۳۹۷، ح۳۱۸۵۳؛ الدرالمنثور، ج۴، ص۱۴۹؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۱۴؛ الخصائص الکبری (سیوطی)، ج۱، ص۳۰۶؛ جامع الاحادیث، ج۱۲، ص۱۴۶؛ الجامع الکبیر، ج۱، ص۱۱۷۸۰ و منابع دیگر.</ref>.


هر چند در این [[روایات]] آنچه مربوط به [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است حذف شده، اما دست کم تحقق دیدار پیامبر اکرم{{صل}} و [[پرسش]] پاسخ میان ایشان را ثابت می‌کند و این به معنای بطلان سایر [[تفاسیر]] از [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|واسئل من ارسلنا من قبلک من رسلنا}} است. همچنین آشکار کنندۀ ترفندهای [[متعصبان]] برای [[کتمان]] حقیقت و [[اخفاء]] [[مناقب]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[اهل بیت]]{{ع}} می‌باشد که به روشنی بر امامت و [[خلافت بلافصل امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۹۰ ـ ۹۲.</ref>.
هر چند در این [[روایات]] آنچه مربوط به [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است حذف شده، اما دست کم تحقق دیدار پیامبر اکرم{{صل}} و [[پرسش]] پاسخ میان ایشان را ثابت می‌کند و این به معنای بطلان سایر [[تفاسیر]] از [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|واسئل من ارسلنا من قبلک من رسلنا}} است. همچنین آشکار کنندی ترفندهای [[متعصبان]] برای [[کتمان]] حقیقت و اخفاء [[مناقب]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[اهل بیت]]{{ع}} می‌باشد که به روشنی بر امامت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین{{ع}} دلالت دارند<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵]]، ص۹۰ ـ ۹۲.</ref>.


علاوه بر اینها [[سیاق آیات]] ۴۱ تا‌ ۴۴‌ [[سوره مبارکه زخرف]] به‌ اذعان‌ [[مفسران]] در مورد تـقويت قـلب و تـسليت خاطر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از [[آزار]] كفّار قريش است و از آنجایی که آیـه ۴۵ با واو عطف شروع می‌شود،[[ حکم]] این [[آیه]] هم‌ همانند‌ [[آیات]] قبل از برای دلگرمی [[پیامبر]]{{صل}} است.. بـنابراین در آیـه ۴۵ این [[سوره]]، نـه مجاز حذف و کنایه به کار رفته است و نه نیازی به تـأویل آیـه وجود دارد و معنای آیه مطابق با‌ ظاهر‌ و [[سیاق]] آیات‌ قبل به منظور تقويت [[قلب]] و تسليت خاطر پیـامبر اکـرم{{صل}} از آزار كفـّار قريش است.. همچنین با در‌ نظر گرفتن آیات ۴۶ تا ۵۵ که پیرامون آزار و اذیت‌هـای‌ فـرعون‌ عـلیه‌ [[موسی]]{{ع}} است و [[هماهنگی]] که با آیات ۴۱ تا ۴۴ دارد، این بحث قوت پیدا می‌کند.<ref>شریفی، عباس، مقاله: بازخوانی آراء تفسیری مفسران قرآن از آیه ۴۵ سوره زخرف با تکیه بر سیاق، فصلنامه قرآنی کوثر، پاییز و زمستان ۱۳۹۸، شماره ۶۵</ref>
علاوه بر اینها سیاق آیات ۴۱ تا‌ ۴۴‌ [[سوره مبارکه زخرف]] به‌ اذعان‌ [[مفسران]] در مورد تـقويت قـلب و تـسليت خاطر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از [[آزار]] كفّار قريش است و از آنجایی که آیـه ۴۵ با واو عطف شروع می‌شود،[[ حکم]] این [[آیه]] هم‌ همانند‌ [[آیات]] قبل از برای دلگرمی [[پیامبر]]{{صل}} است.. بـنابراین در آیـه ۴۵ این [[سوره]]، نـه مجاز حذف و کنایه به کار رفته است و نه نیازی به تـأویل آیـه وجود دارد و معنای آیه مطابق با‌ ظاهر‌ و سیاق آیات‌ قبل به منظور تقويت [[قلب]] و تسليت خاطر پیـامبر اکـرم{{صل}} از آزار كفـّار قريش است.. همچنین با در‌ نظر گرفتن آیات ۴۶ تا ۵۵ که پیرامون آزار و اذیت‌هـای‌ فـرعون‌ عـلیه‌ [[موسی]]{{ع}} است و هماهنگی که با آیات ۴۱ تا ۴۴ دارد، این بحث قوت پیدا می‌کند<ref>شریفی، عباس، مقاله: بازخوانی آراء تفسیری مفسران قرآن از آیه ۴۵ سوره زخرف با تکیه بر سیاق، فصلنامه قرآنی کوثر، پاییز و زمستان ۱۳۹۸، شماره ۶۵.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۲٬۳۰۶

ویرایش