ماریه قبطیه در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←ماریه قبطیه
| خط ۶۵: | خط ۶۵: | ||
==ماریه قبطیه== | ==ماریه قبطیه== | ||
ماریه، [[امالمؤمنین]]، یکی از [[همسران پیامبر اکرم]]{{صل}} و مادر | ماریه، [[امالمؤمنین]]، یکی از [[همسران پیامبر اکرم]]{{صل}} و مادر [[ابراهیم پسر رسول خدا]]{{صل}} است پدرش [[شمعون قبطی]] و مادرش زنی [[رومی]] بود. | ||
[[خاندان]] | [[خاندان]] [[ماریه مصری]] بودند و برخی آنان را [[فرزندان]] [[قبط بن هام بن نوح]]{{ع}} میدانند. | ||
[[رسول الله]]{{صل}} فرمود: «نسبت به [[قبطیان]] خیراندیش باشید که ایشان را [[عهد]] و [[ذمه]] و پیوند [[خویشاوندی]] است»<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۲۴.</ref>. پیوند خویشاوندی آنان از این روست که مادر اسماعیل و مادر ابراهیم پسر رسول الله{{صل}} از ایشان است. | [[رسول الله]]{{صل}} فرمود: «نسبت به [[قبطیان]] خیراندیش باشید که ایشان را [[عهد]] و [[ذمه]] و پیوند [[خویشاوندی]] است»<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۲۴.</ref>. پیوند خویشاوندی آنان از این روست که مادر اسماعیل و مادر ابراهیم پسر رسول الله{{صل}} از ایشان است. | ||
در [[سال هفتم هجری]] [[مقوقس]] [[پادشاه]] اسکندریه در [[جواب]] [[سفیر]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} که او را به [[اسلام]] [[دعوت]] کرده بود، اگرچه اسلام نیاورد، اما ماریه و خواهرش سیرین را همراه هزار مثقال زر و بیست [[جامه]] نرم و استری و الاغی و پیرمرد خواجهای به نام مابورا و معروف به [[جریح]] را به [[رسم]] یادبود به حضور پیامبر اکرم{{صل}} فرستاد. | در [[سال هفتم هجری]] [[مقوقس]] [[پادشاه]] [[اسکندریه]] در [[جواب]] [[سفیر]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} که او را به [[اسلام]] [[دعوت]] کرده بود، اگرچه اسلام نیاورد، اما ماریه و خواهرش سیرین را همراه هزار مثقال زر و بیست [[جامه]] نرم و استری و الاغی و پیرمرد خواجهای به نام مابورا و معروف به [[جریح]] را به [[رسم]] یادبود به حضور پیامبر اکرم{{صل}} فرستاد. | ||
مقوقس همه اینها را همراه [[حاطب بن ابیبلتعه]] روانه کرد. [[حاطب]] اسلام را بر ماریه عرضه داشت و او را به [[مسلمان]] شدن [[تشویق]] کرد. ماریه و خواهرش مسلمان شدند، ولی آن مرد خواجه بر [[آیین]] خویش باقی ماند و سپس در [[مدینه]] مسلمان شد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۲۱.</ref>. | مقوقس همه اینها را همراه [[حاطب بن ابیبلتعه]] روانه کرد. [[حاطب]] اسلام را بر ماریه عرضه داشت و او را به [[مسلمان]] شدن [[تشویق]] کرد. ماریه و خواهرش مسلمان شدند، ولی آن مرد خواجه بر [[آیین]] خویش باقی ماند و سپس در [[مدینه]] مسلمان شد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۲۱.</ref>. | ||