←{{متن قرآن|فَتَلَقَّى}}
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
میدانیم [[شیطان]] به هنگام وسوسه [[انسانها]] به آنها پیشنهاد مستقیم گناه نمیدهد، بلکه [[گناه]] را با رنگ و لباسی دیگر و چهرهای جدید و جذّاب عرضه میکند، به گونهای که گاه [[انسان]] گناه را به عنوان [[عبادت]] و انجام وظیفه [[شرعی]] انجام میدهد! بر این اساس، شیطان برای [[فریب دادن]] آدم به وی گفت: {{متن قرآن|هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ}}<ref>«ای آدم! میخواهی تو را به درخت جاودانگی راهبر شوم» سوره طه، آیه ۱۲۰.</ref>. | میدانیم [[شیطان]] به هنگام وسوسه [[انسانها]] به آنها پیشنهاد مستقیم گناه نمیدهد، بلکه [[گناه]] را با رنگ و لباسی دیگر و چهرهای جدید و جذّاب عرضه میکند، به گونهای که گاه [[انسان]] گناه را به عنوان [[عبادت]] و انجام وظیفه [[شرعی]] انجام میدهد! بر این اساس، شیطان برای [[فریب دادن]] آدم به وی گفت: {{متن قرآن|هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ}}<ref>«ای آدم! میخواهی تو را به درخت جاودانگی راهبر شوم» سوره طه، آیه ۱۲۰.</ref>. | ||
[[بشر]] فطرتاً خواهان [[جاودانگی]] است و از فنا و نیستی هراسان است. آنها که از [[مرگ]] میترسند بدان جهت است که مرگ را فنا و نابودی میدانند، امّا پیروان اسلام و مکتب اهل البیت که مرگ را تنها انتقال از جهانی به [[جهان]] بزرگتر میدانند، از آن هرگز نمیترسند. به هر حال، شیطان با این [[حیله]] که درخت ممنوع باعث جاودانگی در بهشت میشود، آدم را وسوسه کرد. وی از یاد و [[فرمان خداوند]] [[غافل]] شد و از آن درخت خورد! سپس فهمید که شیطان او را فریفته است. [[آدم]] از این کار به [[سختی]] نادم و پشیمان شد و قصد داشت [[توبه]] کند، ولی راه توبه و [[توسّل]] را نمیدانست. {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}، لذا [[خداوند متعال]] راه توسّل را به او نشان داد، کلماتی از [[خداوند]] به او القا شد، آن کلمات را در توسّل و توبه خویش به کار برد و بدین وسیله توبهاش پذیرفته شد و جایگاه قبلیاش را در نزد خداوند منّانِ توبهپذیر به دست آورد و با این توبه و بازگشت، ضربه محکم دیگری به [[شیطان]]، [[دشمن]] دیرینه [[انسان]]، وارد کرد<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.</ref> | [[بشر]] فطرتاً خواهان [[جاودانگی]] است و از فنا و نیستی هراسان است. آنها که از [[مرگ]] میترسند بدان جهت است که مرگ را فنا و نابودی میدانند، امّا پیروان اسلام و مکتب اهل البیت که مرگ را تنها انتقال از جهانی به [[جهان]] بزرگتر میدانند، از آن هرگز نمیترسند. به هر حال، شیطان با این [[حیله]] که درخت ممنوع باعث جاودانگی در بهشت میشود، آدم را وسوسه کرد. وی از یاد و [[فرمان خداوند]] [[غافل]] شد و از آن درخت خورد! سپس فهمید که شیطان او را فریفته است. [[آدم]] از این کار به [[سختی]] نادم و پشیمان شد و قصد داشت [[توبه]] کند، ولی راه توبه و [[توسّل]] را نمیدانست. {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}، لذا [[خداوند متعال]] راه توسّل را به او نشان داد، کلماتی از [[خداوند]] به او القا شد، آن کلمات را در توسّل و توبه خویش به کار برد و بدین وسیله توبهاش پذیرفته شد و جایگاه قبلیاش را در نزد خداوند منّانِ توبهپذیر به دست آورد و با این توبه و بازگشت، ضربه محکم دیگری به [[شیطان]]، [[دشمن]] دیرینه [[انسان]]، وارد کرد<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.</ref>. | ||
از اسناد تلقی کلمات به [[آدم]] استفاده میشود که آدم با [[شوق]] و آگاهانه برای اخذ کلمات برای [[توبه]] به استقبال کلمات و معارف رفت. گرچه این کلمات قبلا در [[تعلیم اسماء]] اجمالا به آدم [[تعلیم]] شده بود، لكن تفصیل آن و فواید و کیفیت استفاده از آن را فعلا فراگرفت. | از اسناد تلقی کلمات به [[آدم]] استفاده میشود که آدم با [[شوق]] و آگاهانه برای اخذ کلمات برای [[توبه]] به استقبال کلمات و معارف رفت. گرچه این کلمات قبلا در [[تعلیم اسماء]] اجمالا به آدم [[تعلیم]] شده بود، لكن تفصیل آن و فواید و کیفیت استفاده از آن را فعلا فراگرفت. | ||