←اشکال دوم: تردید در صحّت نقل
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۹۱: | خط ۹۱: | ||
و این چنین مؤلف (مرحوم [[شرفالدین]]) روایت صحیح و مستند را رد کرده و به [[روایات]] دیگری [[متوسل]] و به آنها [[استشهاد]] کرده است که سندی ندارند؛ برخی از آنها مرسلاند و همه در مقابل روایت صحیح نخست [از اعتبار] ساقط میشوند، با اینکه در متن بعضی از آنها مطالبی هست که به عدم [[صحت]] آن [[شهادت]] میدهد. پس طلحهای که مؤلف به آن اشاره میکند [[مسلمان]] نشد و آنکه به [[دین اسلام]] مشرف شد، [[عثمان بن طلحه]] است<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۷۳-۷۶.</ref>. | و این چنین مؤلف (مرحوم [[شرفالدین]]) روایت صحیح و مستند را رد کرده و به [[روایات]] دیگری [[متوسل]] و به آنها [[استشهاد]] کرده است که سندی ندارند؛ برخی از آنها مرسلاند و همه در مقابل روایت صحیح نخست [از اعتبار] ساقط میشوند، با اینکه در متن بعضی از آنها مطالبی هست که به عدم [[صحت]] آن [[شهادت]] میدهد. پس طلحهای که مؤلف به آن اشاره میکند [[مسلمان]] نشد و آنکه به [[دین اسلام]] مشرف شد، [[عثمان بن طلحه]] است<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۷۳-۷۶.</ref>. | ||
'''نقد و بررسی اشکال دوم''' | |||
# اولا: [[ابن تیمیه]] و همراهان او، احادیثی را که [[امامیه]] در [[تفسیر آیه]] مطرح ساختهاند غیر صحیح معرفی کرده و در مقابل،[[ حدیث]] دیگری را مطرح ساختهاند. اما باید دانست که این کار تجاهلی آشکار در برابر [[حقیقت]] و [[انکار حق]] است؛ زیرا [[حدیثی]] که [[متکلمان امامیه]] مطرح کردهاند، از جمله صحیحترین احادیثی است که در بسیاری از معتبرترین کتابهای مورد [[اعتماد]] سنیان [[روایت]] شده است و مضمون و محتوای آن روشن و مورد قبول [[فریقین]] است. در مقابل، آنچه ابن تیمیه و طرفداران وی به آن استناد کردهاند، تنها نزد سنیان مقبول است؛ از این رو براساس [[قواعد]] و اصول اوّلیه [[مناظره]]، آنها در [[مقام]] [[احتجاج]] برای [[شیعه]] هرگز نمیتوانند به آن استناد و [[استدلال]] کنند. این سادهترین و روشنترین اصلی است که بسیاری از [[اندیشمندان]] مشهور [[سنی]] همچون [[ابن حزم]] اندلسی به آن [[اذعان]] و تصریح کردهاند<ref>ر.ک: الفصل فی الملل والأهواء والنحل، ج۴، ص۹۴.</ref>. | |||
#ثانیا: افزون بر آن، حدیثی که آن دو به نقل از کتاب مسلم آوردهاند، از نظر محتوا ابهام دارد و در آن نام [[مفاخره]] کنندگان ذکر نشده و به جای آن تعابیر، «قال [[رجل]]» و «قال آخر» به کار رفته است. اما در حدیثی که دو عالم [[بزرگوار]] شیعه مطرح کردهاند، به روشنی نام قائلان ذکر شده است و از این جهت نیز [[احادیث]] مورد استناد مرحوم علاّمه و مرحوم [[شرفالدین]] بر آنچه مخالفان آوردهاند [[اولویت]] و ارجحیت دارد؛ زیرا حدیثی که صرفا به انگیزه بیان مفاضله و مفاخره میان افراد نقل شده است، ولی با این وجود نامی از مفاخره کنندگان به آن نیامده، هیچ فایده و ارزشی ندارد. | |||
# ثالثا: میان احادیث مطرح شده از سوی [[عالمان]] بزرگوار شیعه، با آنچه ابن تیمیه و پیرو او مطرح کرده است هیچ تناقض و تعارضی وجود ندارد، بلکه احادیث مورد استناد علمای بزرگوار شیعه همچون [[علامه حلی]] و [[سید شرف الدین]]، را میتوان [[مفسّر]] و [[مبیّن]] [[حدیث]] مبهم مسلم دانست. | |||
[[حدیثی]] را که مرحوم علاّمه و مرحوم [[شرفالدین]] مورد استناد قرار دادهاند، توسّط [[محدّثان]]، مفسرّان و [[اندیشمندان]] مشهور و مورد [[اعتماد]] زیر [[روایت]] شده است: | |||
# عبدالرزاق بن [[همام]] صنعانی<ref>ر.ک: [[تفسیر القرآن]]، ج۲، ص۲۶۹.</ref>؛ | |||
# [[ابوبکر]] بن أبی شیبه<ref>ر.ک: [[المصنف]]، ج۷، ص۵۰۴، ش۶۱.</ref>؛ | |||
# محمّد بن جریر طبری<ref>ر.ک: [[تفسیر]] الطبری، ج۱۰، ص۱۲۴، ش۱۲۸۶۶.</ref>؛ | |||
# ابن أبی حاتم<ref>ر.ک: تفسیر [[ابن أبی حاتم]]، ج۶، ص۱۷۶۸، ش۱۰۰۶۵.</ref>؛ | |||
# [[طبرانی]]؛ | |||
# [[ابن منذر]]؛ | |||
# ابن مردویه<ref>ر.ک: [[مناقب]] [[علی بن أبی طالب]] وما نزل من القرآن فی علی، ص۲۵۷، ش۳۸۴.</ref>؛ | |||
# [[ابن عساکر]] دمشقی<ref>ر.ک: [[تاریخ مدینة دمشق]]، ج۴۲، ص۳۵۷ ـ ۳۵۸.</ref>؛ | |||
# [[ابونعیم]] اصفهانی<ref>ر.ک: الدرّالمنثور، ج۳، ص۲۱۸.</ref>؛ | |||
# [[ابو الشیخ]] اصفهانی<ref>ر.ک: الدرّالمنثور، ج۳، ص۲۱۸.</ref>؛ | |||
# ثعلبی<ref>ر.ک: تفسیر الثعلبی، ج۵، ص۱۹ ـ ۲۰.</ref>؛ | |||
# واحدی<ref>ر.ک: أسباب النزول، ۱۶۴.</ref>؛ | |||
# ابن اثیر<ref>ر.ک: جامع الأصول، ج۸، ص۶۶۳، ش۶۵۱۴.</ref> و دیگران<ref>ر.ک: تفسیر السمعانی، ج۲، ص۲۹۴؛ [[شواهد التنزیل]]، ج۱، ص۳۲۰، ش۳۲۸ و ۳۲۹؛ تفسیر البغوی، ج۲، ص۲۷۵؛ [[زادالمسیر]] فی [[علم]] التفسیر، ج۳، ص۲۷۹؛ تفسیر الجلالین، ص۴۳۸؛ الدرّالمنثور، ج۳، ص۲۱۸؛ تفسیر الرازی، ج۱۶، ص۱۱؛ ربیع الأبرار و [[نصوص]] الأخبار، ج۴، ص۱۸۲.</ref>. | |||
این [[اندیشمندان]]،[[ حدیث]] مذکور را از تعدادی از [[صحابه]] و [[تابعان]] بزرگ و مشهور نقل کردهاند. افرادی همچون [[عبدالله بن عباس]]، [[جابر بن عبدالله]]، بریده، [[انس بن مالک]]، [[شعبی]]، [[حسن بصری]] و دیگران. تمامی این افراد از [[پیشوایان]] مشهور [[حدیث]] و [[تفسیری]] [[اهل]] سنّتاند و [[نقل حدیث]] از سوی آنان، برای [[اثبات]] [[درستی]] نقل کفایت میکند.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۷۶-۷۹.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||