←احادیث عامه
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
این حدیث توسط بسیاری از محدثان و مفسران اهل سنت در منابع معتبر عامه نقل شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره میکنیم: | این حدیث توسط بسیاری از محدثان و مفسران اهل سنت در منابع معتبر عامه نقل شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره میکنیم: | ||
'''[[ابن کثیر]]''' که [[اتباع]] [[ابن تیمیه]] به وی [[اعتماد]] دارند، در ذیل [[آیه]] [[شریف]] مینویسد: «عبدالرزاق گفت: [[ابن عیینه]] از اسماعیل، از [[شعبی]] به ما خبر داد که گفت: آیه درباره علی و عباس نازل شده است، به خاطر گفتگوی آن دو در آن موضوع»<ref>تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۳۵۵.<ref | '''[[ابن کثیر]]''' که [[اتباع]] [[ابن تیمیه]] به وی [[اعتماد]] دارند، در ذیل [[آیه]] [[شریف]] مینویسد: «عبدالرزاق گفت: [[ابن عیینه]] از اسماعیل، از [[شعبی]] به ما خبر داد که گفت: آیه درباره علی و عباس نازل شده است، به خاطر گفتگوی آن دو در آن موضوع»<ref>تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۳۵۵.</ref>. | ||
'''[[عبدالرزاق صنعانی]]''' در [[تفسیر]] خود مینویسد: «معمر از عمرو، از حسن به ما خبر داد که گفت: وقتی آیه {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَاجِّ}} درباره علی، عباس و [[شیبه]] نازل شد، درباره آن [[گفتگو]] میکردند، آن گاه عباس گفت:نظرت درباره اینکه من [[سقایت]] را ترک کنم چیست؟ پس [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: سقایتت را ادامه بده، همانا در آن کار برای شما خیر هست». | '''[[عبدالرزاق صنعانی]]''' در [[تفسیر]] خود مینویسد: «معمر از عمرو، از حسن به ما خبر داد که گفت: وقتی آیه {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَاجِّ}} درباره علی، عباس و [[شیبه]] نازل شد، درباره آن [[گفتگو]] میکردند، آن گاه عباس گفت:نظرت درباره اینکه من [[سقایت]] را ترک کنم چیست؟ پس [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: سقایتت را ادامه بده، همانا در آن کار برای شما خیر هست». | ||
از ابن عیینه، از اسماعیل، از شعبی [نقل شده که] گفت: «درباره علی و عباس نازل شده است، آن گاه که آن دو در این باره گفتگو میکردند»<ref>تفسیر القرآن، ج۲، ص۲۶۹.<ref | از ابن عیینه، از اسماعیل، از شعبی [نقل شده که] گفت: «درباره علی و عباس نازل شده است، آن گاه که آن دو در این باره گفتگو میکردند»<ref>تفسیر القرآن، ج۲، ص۲۶۹.</ref>. | ||
'''[[ابن أبی حاتم]]''' نیز این [[حدیث]] را در تفسیر خود آورده است. وی مینویسد: «پدرم از ابن ابی عمر عدنی، از سفیان، از ابن ابی خالد و [[زکریا]]، از شعبی بر ما حدیث کرد که گفت: علی، عباس و شیبه درباره سقایت و پرده داری [[مکه]] با هم سخن میگفتند تا این که [[خدای تعالی]] این آیه را نازل فرمود: {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَاجِّ}}». | '''[[ابن أبی حاتم]]''' نیز این [[حدیث]] را در تفسیر خود آورده است. وی مینویسد: «پدرم از ابن ابی عمر عدنی، از سفیان، از ابن ابی خالد و [[زکریا]]، از شعبی بر ما حدیث کرد که گفت: علی، عباس و شیبه درباره سقایت و پرده داری [[مکه]] با هم سخن میگفتند تا این که [[خدای تعالی]] این آیه را نازل فرمود: {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَاجِّ}}». | ||
حسن بن محمّد بن صباح، از [[مروان]] بن معاویه [[فزاری]]، از [[اسماعیل بن ابی خالد]]، از شعبی نقل کرد که گفت: آیه {{متن قرآن|سِقَایَةَ الْحَاجِّ}} درباره علی و عباس نازل شد<ref>تفسیر ابن أبی حاتم، ج۶، ص۱۷۶۷ - ۱۷۶۸، ش۱۰۰۶۴ و ۱۰۰۶۵ | حسن بن محمّد بن صباح، از [[مروان]] بن معاویه [[فزاری]]، از [[اسماعیل بن ابی خالد]]، از شعبی نقل کرد که گفت: آیه {{متن قرآن|سِقَایَةَ الْحَاجِّ}} درباره علی و عباس نازل شد<ref>تفسیر ابن أبی حاتم، ج۶، ص۱۷۶۷ - ۱۷۶۸، ش۱۰۰۶۴ و ۱۰۰۶۵</ref>. | ||
'''[[ابن ابی شیبه]]''' در [[المصنف]][[ حدیث]] را به همین صورت و با اندکی تفاوت نقل کرده است<ref>المصنف، ج۷، ص۵۰۴.<ref | '''[[ابن ابی شیبه]]''' در [[المصنف]][[ حدیث]] را به همین صورت و با اندکی تفاوت نقل کرده است<ref>المصنف، ج۷، ص۵۰۴.</ref>. | ||
'''[[سیوطی]]''' نیز در الدرّالمنثور، حدیث را از [[ابو الشیخ]] و [[ابن منذر]] آورده است<ref>ر.ک: الدرّالمنثور، ج۳، ص۲۱۸.<ref | '''[[سیوطی]]''' نیز در الدرّالمنثور، حدیث را از [[ابو الشیخ]] و [[ابن منذر]] آورده است<ref>ر.ک: الدرّالمنثور، ج۳، ص۲۱۸.</ref>. | ||
'''[[ابن جریر طبری]]''' هم در تفسیر خود، حدیث را به این صورت [[روایت]] میکند: «[[یونس]] از [[ابن وهب]]، از ابو [[صخر]]، از محمّد بن کعب [[قرظی]] نقل میکند که گفت: [[طلحه]] بن [[شیبه]] ـ از [[فرزندان]] [[عبدالدار]] ـ، [[عباس بن عبدالمطلب]] و [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} [[تفاخر]] میکردند. طلحه گفت: من ملازم [[خانه]] خدایم و کلید آن همراه مناست؛ اگر بخواهم در آن بیتوته میکنم. عباس گفت: من [[مسئول]] آب رسانی به حجاج و بر پا دارنده آن کارم و اگر بخواهم در [[مسجد الحرام]] بیتوته میکنم. علی{{ع}} گفت: نمیدانم چه میگویید! به تحقیق من شش ماه پیش از همه [[مردم]] به سوی [[قبله]] [[نماز]] خواندم و من صاحب جهادم. پس [[خداوند]] این [[آیه]] را نازل فرمود؛ «آیا آب دادن به [[حاجیان]] و تعمیر مسجد الحرام را در مرتبه کسی قرار میدهید که به [[خدا]] و [[روز واپسین]][[ ایمان]] آورده و در [[راه خدا]] [[اجتهاد]] کرده است. اینان نزد خداوند یکسان نیستند». ([[سدّی]]) گفت: علی، عباس و [[شیبه بن عثمان]] [[تفاخر]] میکردند. عباس گفت: من [[برترین]] شمایم. من به حاجیان [[خانه خدا]] آب میرسانم. [[شیبه]] گفت: من مسجد الحرام را [[عمارت]] میکنم و علی{{ع}} گفت: من همراه [[رسول خدا]]{{صل}} [[مهاجرت]] در راه خدا را برگزیدم و همراه او [[جهاد]] کردم، پس خداوند این آیه را نازل کرد: {{متن قرآن|الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ}} تا {{متن قرآن|نَعِیمٌ مُقِیمٌ}}»<ref>تفسیر الطبری، ج۱۰، ص۱۲۴، ش۱۲۸۶۵ و ۱۲۸۶۷.<ref | '''[[ابن جریر طبری]]''' هم در تفسیر خود، حدیث را به این صورت [[روایت]] میکند: «[[یونس]] از [[ابن وهب]]، از ابو [[صخر]]، از محمّد بن کعب [[قرظی]] نقل میکند که گفت: [[طلحه]] بن [[شیبه]] ـ از [[فرزندان]] [[عبدالدار]] ـ، [[عباس بن عبدالمطلب]] و [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} [[تفاخر]] میکردند. طلحه گفت: من ملازم [[خانه]] خدایم و کلید آن همراه مناست؛ اگر بخواهم در آن بیتوته میکنم. عباس گفت: من [[مسئول]] آب رسانی به حجاج و بر پا دارنده آن کارم و اگر بخواهم در [[مسجد الحرام]] بیتوته میکنم. علی{{ع}} گفت: نمیدانم چه میگویید! به تحقیق من شش ماه پیش از همه [[مردم]] به سوی [[قبله]] [[نماز]] خواندم و من صاحب جهادم. پس [[خداوند]] این [[آیه]] را نازل فرمود؛ «آیا آب دادن به [[حاجیان]] و تعمیر مسجد الحرام را در مرتبه کسی قرار میدهید که به [[خدا]] و [[روز واپسین]][[ ایمان]] آورده و در [[راه خدا]] [[اجتهاد]] کرده است. اینان نزد خداوند یکسان نیستند». ([[سدّی]]) گفت: علی، عباس و [[شیبه بن عثمان]] [[تفاخر]] میکردند. عباس گفت: من [[برترین]] شمایم. من به حاجیان [[خانه خدا]] آب میرسانم. [[شیبه]] گفت: من مسجد الحرام را [[عمارت]] میکنم و علی{{ع}} گفت: من همراه [[رسول خدا]]{{صل}} [[مهاجرت]] در راه خدا را برگزیدم و همراه او [[جهاد]] کردم، پس خداوند این آیه را نازل کرد: {{متن قرآن|الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ}} تا {{متن قرآن|نَعِیمٌ مُقِیمٌ}}»<ref>تفسیر الطبری، ج۱۰، ص۱۲۴، ش۱۲۸۶۵ و ۱۲۸۶۷.</ref>. | ||
'''[[ابن اثیر]]''' نیز [[حدیث]] را از محمّد بن کعب [[قرظی]]، در جامع الأصول [[روایت]] کرده است. وی مینویسد: {{عربی|محمّد بن کعب القرظی قال: افتخر طلحة بن شیبة بن عبدالدار، وعبّاس بن عبدالمطلب، وعلیّ بن أبی طالب، فقال طلحة: أنا صاحب البیت ومعی مفتاحه - وفی روایة: ومعی مفتاح البیت - ولو أشاء بتّ فیه. وقال عبّاس: أنا صاحب السّقایة، ولو أشاء بتّ فی المسجد. وقال علیّ: ما أدری ما تقولان، لقد صلّیت إلی القبلة ستّة أشهر قبل الناس، و أنا صاحب الجهاد. فأنزل الله تعالی: {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ کَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا یَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ}}}}. | '''[[ابن اثیر]]''' نیز [[حدیث]] را از محمّد بن کعب [[قرظی]]، در جامع الأصول [[روایت]] کرده است. وی مینویسد: {{عربی|محمّد بن کعب القرظی قال: افتخر طلحة بن شیبة بن عبدالدار، وعبّاس بن عبدالمطلب، وعلیّ بن أبی طالب، فقال طلحة: أنا صاحب البیت ومعی مفتاحه - وفی روایة: ومعی مفتاح البیت - ولو أشاء بتّ فیه. وقال عبّاس: أنا صاحب السّقایة، ولو أشاء بتّ فی المسجد. وقال علیّ: ما أدری ما تقولان، لقد صلّیت إلی القبلة ستّة أشهر قبل الناس، و أنا صاحب الجهاد. فأنزل الله تعالی: {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ کَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا یَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ}}}}. | ||
{{عربی|و فی روایة: قال: إفتخر علیّ، و عبّاس، و شیبة، فقال عبّاس: أنا أسقی حاجّ بیت الله، و قال شیبة: أنا أعمر مسجدالله، و قال علیّ: أنا هاجرت مع رسول الله{{صل}}، فأنزل [[الله تعالی]] هذه الآیة}}<ref>جامع الأصول، ج۸، ص۶۶۳، ش۶۵۱۴.<ref | {{عربی|و فی روایة: قال: إفتخر علیّ، و عبّاس، و شیبة، فقال عبّاس: أنا أسقی حاجّ بیت الله، و قال شیبة: أنا أعمر مسجدالله، و قال علیّ: أنا هاجرت مع رسول الله{{صل}}، فأنزل [[الله تعالی]] هذه الآیة}}<ref>جامع الأصول، ج۸، ص۶۶۳، ش۶۵۱۴.</ref>. | ||
'''[[ابن عساکر]]''' نیز در [[تاریخ مدینة دمشق]]،[[ حدیث]] را با تفصیل بیشتری آورده است. وی مینویسد: «ابوالقاسم [[علی بن ابراهیم]] [[علوی]] به سند خود از انس [[روایت]] میکند که گفت: عباس و [[شیبه]]، ملازم [[خانه خدا]] نشسته بودند و [[تفاخر]] میکردند. پس عباس به او گفت: من از تو [[شریف]] ترم،؛ چراکه من [[عموی رسول خدا]]{{صل}} و [[وصی]] پدرش و [[ساقی]] [[حاجیان]] هستم. شیبه نیز گفت: من از تو شریف ترم. من [[امین خدا]] بر [[خانه]] و خزانهاش هستم. آیا چنان که [[امین]] شمرده می شوم، تو امین شمرده می شوی؟ | '''[[ابن عساکر]]''' نیز در [[تاریخ مدینة دمشق]]،[[ حدیث]] را با تفصیل بیشتری آورده است. وی مینویسد: «ابوالقاسم [[علی بن ابراهیم]] [[علوی]] به سند خود از انس [[روایت]] میکند که گفت: عباس و [[شیبه]]، ملازم [[خانه خدا]] نشسته بودند و [[تفاخر]] میکردند. پس عباس به او گفت: من از تو [[شریف]] ترم،؛ چراکه من [[عموی رسول خدا]]{{صل}} و [[وصی]] پدرش و [[ساقی]] [[حاجیان]] هستم. شیبه نیز گفت: من از تو شریف ترم. من [[امین خدا]] بر [[خانه]] و خزانهاش هستم. آیا چنان که [[امین]] شمرده می شوم، تو امین شمرده می شوی؟ | ||
| خط ۸۶: | خط ۸۶: | ||
[[[راوی]]] گفت: [علی{{ع}}] به آن دو گفت: بگذارید من هم به شما تفاخر کنم. گفتند: آری. [علی{{ع}}] گفت: پس من از شما دو نفر شریفترم. من نخستین کسی هستم که از میان مردان به [[وعید]] ([[دعوت پیامبر]])[[ ایمان]] آوردم و [[هجرت]] و [[جهاد]] کردم. پس رفتند. | [[[راوی]]] گفت: [علی{{ع}}] به آن دو گفت: بگذارید من هم به شما تفاخر کنم. گفتند: آری. [علی{{ع}}] گفت: پس من از شما دو نفر شریفترم. من نخستین کسی هستم که از میان مردان به [[وعید]] ([[دعوت پیامبر]])[[ ایمان]] آوردم و [[هجرت]] و [[جهاد]] کردم. پس رفتند. | ||
ـ علوی اضافه کرد: هر سه نفرشان ـ به سوی [[پیامبر]]{{صل}} رفته و در مقابل ایشان نشستند و هر یک از ایشان [[افتخار]] خود را بیان کرد. پیامبر{{صل}} در پاسخ آنها چیزی نگفت [[و]] آنها از نزد پیامبر رفتند. درباره آنها پس از چند [[روز]] [[وحی]] نازل شد و [[پیامبر]] به دنبال هر سه نفر آنها فرستاد تا نزد او بیایند. آن گاه [این [[آیه]] را] برای آنها قرائت کرد: {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَاجِّ}}»<ref>تاریخ مدینة [[دمشق]]، ج۴۲، ص۳۵۷-۳۵۸.<ref | ـ علوی اضافه کرد: هر سه نفرشان ـ به سوی [[پیامبر]]{{صل}} رفته و در مقابل ایشان نشستند و هر یک از ایشان [[افتخار]] خود را بیان کرد. پیامبر{{صل}} در پاسخ آنها چیزی نگفت [[و]] آنها از نزد پیامبر رفتند. درباره آنها پس از چند [[روز]] [[وحی]] نازل شد و [[پیامبر]] به دنبال هر سه نفر آنها فرستاد تا نزد او بیایند. آن گاه [این [[آیه]] را] برای آنها قرائت کرد: {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَاجِّ}}»<ref>تاریخ مدینة [[دمشق]]، ج۴۲، ص۳۵۷-۳۵۸.</ref>. | ||
این [[تفسیر]] را بسیاری از [[عالمان اهل سنّت]] به دست دادهاند. بر همین اساس، [[سمعانی]] در تفسیر خود مینویسد: «اکثر [[مفسران]] بر این نظرند که این [[آیه]] درباره علی و عباس نازل شده است»<ref>تفسیر السمعانی، ج۲، ص۲۹۴.<ref | این [[تفسیر]] را بسیاری از [[عالمان اهل سنّت]] به دست دادهاند. بر همین اساس، [[سمعانی]] در تفسیر خود مینویسد: «اکثر [[مفسران]] بر این نظرند که این [[آیه]] درباره علی و عباس نازل شده است»<ref>تفسیر السمعانی، ج۲، ص۲۹۴.</ref>. | ||
== دلالت آیه == | == دلالت آیه == | ||
| خط ۹۵: | خط ۹۵: | ||
و اگر مسأله [[خلافت]] انتخابی هم باشد، عقلاء نیز با وجود «افضل» به سراغ «فاضل» یا «مفضول» نمیروند. بنابراین با [[آیه]] فوق هم میتوان [[ولایت]] حضرت را ثابت کرد<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۹۳ ـ ۲۹۹.</ref>. | و اگر مسأله [[خلافت]] انتخابی هم باشد، عقلاء نیز با وجود «افضل» به سراغ «فاضل» یا «مفضول» نمیروند. بنابراین با [[آیه]] فوق هم میتوان [[ولایت]] حضرت را ثابت کرد<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۹۳ ـ ۲۹۹.</ref>. | ||
=== دلالت بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === | === دلالت بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === | ||