←ازدواج پیامبر اکرم{{صل}} و زینب
(←وفات) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
[[ابنحجر عسقلانی]] به [[ضعیف]] بودن سند برخی از این داستانها اشاره کرده است<ref>ر.ک: الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۶۶۸.</ref>؛ اما باسورث، داستان [[ازدواج پیامبر]] را با [[زینب]] بر اساس همان گزارشهای مغرضانه تبیین نموده است<ref>ر.ک: دائرةالمعارف اسلام، ذیل واژه.</ref>. | [[ابنحجر عسقلانی]] به [[ضعیف]] بودن سند برخی از این داستانها اشاره کرده است<ref>ر.ک: الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۶۶۸.</ref>؛ اما باسورث، داستان [[ازدواج پیامبر]] را با [[زینب]] بر اساس همان گزارشهای مغرضانه تبیین نموده است<ref>ر.ک: دائرةالمعارف اسلام، ذیل واژه.</ref>. | ||
همچنین، [[ازدواج پیامبر اکرم]]{{صل}} با زینب، یکی از مسائل ثابت در متون جدلی [[مسیحیت]] از زمان کهن بوده است<ref>دائرةالمعارف اسلام، ذیل واژه.</ref>. [[خاورشناسان]] و [[مبلغان]] [[مسیحی]] چون مویر، ارفنگ، اشپرنگر، لامنس و غیره در پردههای خیال و [[رؤیا]] این داستان را به شکل عاشقانه و [[دلدادگی]] درآوردهاند. این [[دشمنی]] نسبت به [[اسلام]] است که از قدیم از زمان | همچنین، [[ازدواج پیامبر اکرم]]{{صل}} با زینب، یکی از مسائل ثابت در متون جدلی [[مسیحیت]] از زمان کهن بوده است<ref>دائرةالمعارف اسلام، ذیل واژه.</ref>. [[خاورشناسان]] و [[مبلغان]] [[مسیحی]] چون مویر، ارفنگ، اشپرنگر، لامنس و غیره در پردههای خیال و [[رؤیا]] این داستان را به شکل عاشقانه و [[دلدادگی]] درآوردهاند. این [[دشمنی]] نسبت به [[اسلام]] است که از قدیم از زمان جنگهای صلیبی در وجود آنها ریشه دوانده و برای همین است که هرچه بخواهند، مینویسند؛ لذا متون [[تاریخی]] را پنهان میکنند و به جستجوی ضعیفترین [[روایات]] در این باره میپردازند و با [[نیرنگ]] آنچه میخواهند به حضرت نسبت میدهند، اما به [[حکم]] [[تاریخ]] این [[ازدواج]] از مفاخر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است که او مثال کامل [[ایمان]] میباشد. او شریعتی را وضع نمود که عادات و الگوهای بد [[جاهلی]] را نابود سازد. | ||
احتمالاً نخستین بهرهگیری از این ماجرا در نقد [[پیامبر اسلام]]{{صل}} در [[سنت]] [[مسیحی]]، گفتههای یوحنای دمشقی در کتاب چشمه [[معرفت]] بوده است<ref>ر.ک: ساهاس، ص۹۱؛ هویلند، ص۲۷۶، پانویس ۲.</ref>؛ که پس از آن جزء ثابتی در ادبیات جدلی [[مسیحیت]] بر ضد [[اسلام]] شده و تقریباً در تمام متون جدلی آن دوره، این داستان گاه [[تغییر]] یافته و در مواردی تقریباً به همان صورت [[روایت]] شده در متون [[اسلامی]]، نقل و به آن استناد گردیده است<ref>ر.ک: «رسالة عبدالله بن اسماعیل الهاشمی الی عبد المسیح بن اسحق الکندی یدعوه الی الاسلام و رسالة الکندی الی الهاشمی یرد بها علیه و یدعوه الی النصرانیه»، ص۵۸؛ ساهاس، ص۹۱، پانویس ۳؛ دانیل ۳؛ ص۳۰-۳۱، ۱۱۹، ۱۲۵، ۳۱۳.</ref>. | احتمالاً نخستین بهرهگیری از این ماجرا در نقد [[پیامبر اسلام]]{{صل}} در [[سنت]] [[مسیحی]]، گفتههای یوحنای دمشقی در کتاب چشمه [[معرفت]] بوده است<ref>ر.ک: ساهاس، ص۹۱؛ هویلند، ص۲۷۶، پانویس ۲.</ref>؛ که پس از آن جزء ثابتی در ادبیات جدلی [[مسیحیت]] بر ضد [[اسلام]] شده و تقریباً در تمام متون جدلی آن دوره، این داستان گاه [[تغییر]] یافته و در مواردی تقریباً به همان صورت [[روایت]] شده در متون [[اسلامی]]، نقل و به آن استناد گردیده است<ref>ر.ک: «رسالة عبدالله بن اسماعیل الهاشمی الی عبد المسیح بن اسحق الکندی یدعوه الی الاسلام و رسالة الکندی الی الهاشمی یرد بها علیه و یدعوه الی النصرانیه»، ص۵۸؛ ساهاس، ص۹۱، پانویس ۳؛ دانیل ۳؛ ص۳۰-۳۱، ۱۱۹، ۱۲۵، ۳۱۳.</ref>. | ||