←صفیه و ازدواج با پیامبر{{صل}}
(←مقدمه) |
|||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
صفیه میگوید: "شبی در [[خواب]] دیدم که گویی ماه از [[مدینه]] به سوی من آمد و در دامن من افتاد. این موضوع را به همسرم، [[کنانه]]، گفتم و او چنان سیلی بر صورتم زد که کبود شد. چون نزد [[پیامبر]]{{صل}} وارد شدم و ایشان آن کبودی را دیدند، از من سؤال کردند و من موضوع را برای آن حضرت گفتم. چون شب فرا رسید و پیامبر برگشت، مرا فرا خواند و من در حالی که روبند داشتم و شرمگین بودم، در برابرش نشستم. آن حضرت فرمود: "اگر بخواهی بر [[دین]] خودت باشی، من تو را مجبور به [[مسلمان]] شدن نمیکنم، ولی اگر [[راه خدا]] و [[رسول]] او را [[انتخاب]] کنی، برایت بهتر است". و من [[خدا]] و رسول او و [[آیین خدا]] را برگزیدم. پیامبر{{صل}} مرا [[آزاد]] کردند و به همسری برگزیدند و [[آزادی]] مرا مهریه من قرار دادند. و چون قصد حرکت به [[مدینه]] فرمودند، یارانش گفتند: امروز خواهیم دانست که آیا [[صفیه]] [[همسر]] رسول خداست یا کنیز او؛ اگر همسرش باشد، در [[حجاب]] خواهد بود و پوشیده، و گرنه کنیز است؛ و چون پیامبر حرکت فرمود، دستور داد تا هودجی حاضر کنند و [[مردم]] دانستند که من همسر رسول خدایم"<ref>المغازی، واقدی، ج۲، ص۶۷۴-۶۷۵.</ref>. | صفیه میگوید: "شبی در [[خواب]] دیدم که گویی ماه از [[مدینه]] به سوی من آمد و در دامن من افتاد. این موضوع را به همسرم، [[کنانه]]، گفتم و او چنان سیلی بر صورتم زد که کبود شد. چون نزد [[پیامبر]]{{صل}} وارد شدم و ایشان آن کبودی را دیدند، از من سؤال کردند و من موضوع را برای آن حضرت گفتم. چون شب فرا رسید و پیامبر برگشت، مرا فرا خواند و من در حالی که روبند داشتم و شرمگین بودم، در برابرش نشستم. آن حضرت فرمود: "اگر بخواهی بر [[دین]] خودت باشی، من تو را مجبور به [[مسلمان]] شدن نمیکنم، ولی اگر [[راه خدا]] و [[رسول]] او را [[انتخاب]] کنی، برایت بهتر است". و من [[خدا]] و رسول او و [[آیین خدا]] را برگزیدم. پیامبر{{صل}} مرا [[آزاد]] کردند و به همسری برگزیدند و [[آزادی]] مرا مهریه من قرار دادند. و چون قصد حرکت به [[مدینه]] فرمودند، یارانش گفتند: امروز خواهیم دانست که آیا [[صفیه]] [[همسر]] رسول خداست یا کنیز او؛ اگر همسرش باشد، در [[حجاب]] خواهد بود و پوشیده، و گرنه کنیز است؛ و چون پیامبر حرکت فرمود، دستور داد تا هودجی حاضر کنند و [[مردم]] دانستند که من همسر رسول خدایم"<ref>المغازی، واقدی، ج۲، ص۶۷۴-۶۷۵.</ref>. | ||
این [[ازدواج]] در [[سال هفتم هجرت]] واقع شد. صفیه گفته است، هنگام [[ازدواج با پیامبر]]{{صل}} هنوز وارد هفدهمین سال خود نشده بودم<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۱۰۲.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[صفیه دختر حیی بن اخطب (مقاله)|مقاله «صفیه دختر حیی بن اخطب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵ (کتاب)| دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵]]، ص۴۷۸- | این [[ازدواج]] در [[سال هفتم هجرت]] واقع شد. صفیه گفته است، هنگام [[ازدواج با پیامبر]]{{صل}} هنوز وارد هفدهمین سال خود نشده بودم<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۱۰۲.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[صفیه دختر حیی بن اخطب (مقاله)|مقاله «صفیه دختر حیی بن اخطب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵ (کتاب)| دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵]]، ص۴۷۸-۴۷۹؛ [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص ۱۵۰.</ref> | ||
== بازگشت [[رسول خدا]] از [[خیبر]] == | == بازگشت [[رسول خدا]] از [[خیبر]] == | ||