ام احمد: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (جایگزینی متن - 'پرونده:9030760879.jpg|22px]] محمدزاده، مرضیه، 22px محمدزاده، مرضیه، [[زنان ائمه معصومین')
خط ۲: خط ۲:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[همسر]] [[امام]] [[موسی بن جعفر]] {{ع}} و از [[اصحاب امام رضا]] {{ع}}. این بانوی شایسته و با [[فضیلت]] در [[بیت]] [[حضرت موسی بن جعفر]] {{ع}} راه یافت و در آنجا با نشان‌دادن لیاقت، [[امانتداری]] و فضیلت‌هایش به جایگاه خاصی دست یافت تا آنجا که [[مرحوم مجلسی]] درباره‌اش می‌نویسد: «ام [[احمد]] داناترین، با تقوی‌ترین و ارجمندترین همسر امام موسی بن جعفر {{ع}} بوده است»<ref>مرآة العقول، ج۳، ص۳۶۷.</ref>. از نام ایشان، نام و شرح [[زندگی]] پدر، مادر و دیگر اعضای خانواده‌اش هیچ اطلاعی در دست نیست. تنها می‌دانیم در خانه امام موسی بن جعفر {{ع}} بوده و به او «ام احمد» می‌گفته‌اند، همان‌طور که از [[تاریخ]] ولادتش نیز اطلاعی نداریم. او همسر [[امام کاظم]] {{ع}} و به اندازه‌ای مورد اعتماد آن حضرت بود که ودیعه‌های [[امامت]] را به ایشان سپرده و فرموده بود هر کس از شما آنها را طلب کرد، امام و [[حجت خدا در زمین]]، پس از من است. [[کلینی]] در این‌باره چنین [[روایت]] کرده است: امام [[ابو الحسن]]، موسی بن جعفر {{ع}} هنگامی که [[زندانی]] شد به فرزندش [[علی بن موسی]] {{ع}} [[دستور]] داد تا زمانی که خبر [[آزادی]] و بازگشت او می‌رسد در دهلیزخانه (ام احمد) بخوابد. از این‌رو ما هر شب رختخواب [[امام رضا]] {{ع}} را در دهلیزخانه می‌انداختیم و او هر شب به آنجا آمده و در آنجا می‌خوابید؛ چون صبح می‌شد به منزلش می‌رفت و چهار سال این حالت ادامه یافت اما در یکی از شب‌ها او برخلاف عادت گذشته به [[خانه]] پدرش نیامد. [[خانواده]] امام موسی بن جعفر {{ع}} بسیار نگران شدند و [[ترس]] و نگرانیعظیمی بر ما وارد شد. فردای آن شب آن حضرت نزد خانواده پدرش و نزد ام احمد آمد و گفت: امانت‌هایی که پدرم نزد تو نهاده است را به من برگردان. ام احمد ناله‌ای زد، بر صورتش سیلی زد و گریبان چاک کرد و گفت: [[سوگند]] به [[خدا]] آقایم و مولایم موسی بن جعفر {{ع}} از [[دنیا]] رفت. [[حضرت رضا]] {{ع}} جلو او را گرفت و به ایشان فرمود: در این باره تا زمانی که خبر [[شهادت]] پدرم به [[والی مدینه]] نرسیده چیزی نگو. ام [[احمد]] صندوقچه‌ای و دو هزار [[دینار]] یا چهار هزار دینار به آن حضرت داد و همه اینها را فقط به آن حضرت و نه هیچ‌کس دیگر تحویل داد. ام احمد گفت: در گفت و شنودهای خصوصی و محرمانه‌ای که میان من و همسرم [[حضرت موسی بن جعفر]] {{ع}} بود، به من فرمود: این [[امانت‌ها]] را [[حفظ]] کن و تا من نمرده‌ام به هیچ‌کس درباره آن چیزی نگو. و چون از [[دنیا]] رفتم هر کدام از فرزندانم که آمد و آنها را از تو خواست، آنها را به او بده و بدان که من از این دنیا رفته‌ام. ام احمد ادامه داد: [[سوگند]] به [[خدا]] نشانه‌ای که مولایم [[موسی بن جعفر]] {{ع}} به من داد، همین است که می‌بینم، [[امام رضا]] {{ع}} امانت‌های پدر را از ام احمد گرفت و همه [[خانواده]] را [[دستور]] داد در این‌باره تا زمانی که خبر شهادت پدر بزرگوارش نرسیده است چیزی نگویند. و دیگر هرگز برای خوابیدن مانند گذشته به آنجا نیامد. مدت کمی نگذشت که خبر شهادت آن حضرت رسید و ما با دقت فاصله رسیدن خبر روزی که امام رضا {{ع}} امانت‌ها را خواست بررسی کردیم و متوجه شدیم دقیقاً در همان زمانی که امام رضا {{ع}} امانت‌ها را از ام احمد خواسته است، پدر بزرگوارش به شهادت رسیده است»<ref>الکافی، ج۱، ص۳۸۱ - ۳۸۲؛ مرآة العقول، ج۴، ص۲۴۱.</ref>.
[[همسر]] [[امام]] [[موسی بن جعفر]] {{ع}} و از [[اصحاب امام رضا]] {{ع}}. این بانوی شایسته و با [[فضیلت]] در [[بیت]] [[حضرت موسی بن جعفر]] {{ع}} راه یافت و در آنجا با نشان‌دادن لیاقت، [[امانتداری]] و فضیلت‌هایش به جایگاه خاصی دست یافت تا آنجا که [[مرحوم مجلسی]] درباره‌اش می‌نویسد: «ام [[احمد]] داناترین، با تقوی‌ترین و ارجمندترین همسر امام موسی بن جعفر {{ع}} بوده است»<ref>مرآة العقول، ج۳، ص۳۶۷.</ref>. از نام ایشان، نام و شرح [[زندگی]] پدر، مادر و دیگر اعضای خانواده‌اش هیچ اطلاعی در دست نیست. تنها می‌دانیم در خانه امام موسی بن جعفر {{ع}} بوده و به او «ام احمد» می‌گفته‌اند، همان‌طور که از [[تاریخ]] ولادتش نیز اطلاعی نداریم. او همسر [[امام کاظم]] {{ع}} و به اندازه‌ای مورد اعتماد آن حضرت بود که ودیعه‌های [[امامت]] را به ایشان سپرده و فرموده بود هر کس از شما آنها را طلب کرد، امام و [[حجت خدا در زمین]]، پس از من است. [[کلینی]] در این‌باره چنین [[روایت]] کرده است: امام [[ابو الحسن]]، موسی بن جعفر {{ع}} هنگامی که [[زندانی]] شد به فرزندش [[علی بن موسی]] {{ع}} [[دستور]] داد تا زمانی که خبر [[آزادی]] و بازگشت او می‌رسد در دهلیزخانه (ام احمد) بخوابد. از این‌رو ما هر شب رختخواب [[امام رضا]] {{ع}} را در دهلیزخانه می‌انداختیم و او هر شب به آنجا آمده و در آنجا می‌خوابید؛ چون صبح می‌شد به منزلش می‌رفت و چهار سال این حالت ادامه یافت اما در یکی از شب‌ها او برخلاف عادت گذشته به [[خانه]] پدرش نیامد. [[خانواده]] امام موسی بن جعفر {{ع}} بسیار نگران شدند و [[ترس]] و نگرانی عظیمی بر ما وارد شد. فردای آن شب آن حضرت نزد خانواده پدرش و نزد ام احمد آمد و گفت: امانت‌هایی که پدرم نزد تو نهاده است را به من برگردان. ام احمد ناله‌ای زد، بر صورتش سیلی زد و گریبان چاک کرد و گفت: [[سوگند]] به [[خدا]] آقایم و مولایم موسی بن جعفر {{ع}} از [[دنیا]] رفت. [[حضرت رضا]] {{ع}} جلو او را گرفت و به ایشان فرمود: در این باره تا زمانی که خبر [[شهادت]] پدرم به [[والی مدینه]] نرسیده چیزی نگو. ام [[احمد]] صندوقچه‌ای و دو هزار [[دینار]] یا چهار هزار دینار به آن حضرت داد و همه اینها را فقط به آن حضرت و نه هیچ‌کس دیگر تحویل داد. ام احمد گفت: در گفت و شنودهای خصوصی و محرمانه‌ای که میان من و همسرم [[حضرت موسی بن جعفر]] {{ع}} بود، به من فرمود: این [[امانت‌ها]] را [[حفظ]] کن و تا من نمرده‌ام به هیچ‌کس درباره آن چیزی نگو. و چون از [[دنیا]] رفتم هر کدام از فرزندانم که آمد و آنها را از تو خواست، آنها را به او بده و بدان که من از این دنیا رفته‌ام. ام احمد ادامه داد: [[سوگند]] به [[خدا]] نشانه‌ای که مولایم [[موسی بن جعفر]] {{ع}} به من داد، همین است که می‌بینم، [[امام رضا]] {{ع}} امانت‌های پدر را از ام احمد گرفت و همه [[خانواده]] را [[دستور]] داد در این‌باره تا زمانی که خبر شهادت پدر بزرگوارش نرسیده است چیزی نگویند. و دیگر هرگز برای خوابیدن مانند گذشته به آنجا نیامد. مدت کمی نگذشت که خبر شهادت آن حضرت رسید و ما با دقت فاصله رسیدن خبر روزی که امام رضا {{ع}} امانت‌ها را خواست بررسی کردیم و متوجه شدیم دقیقاً در همان زمانی که امام رضا {{ع}} امانت‌ها را از ام احمد خواسته است، پدر بزرگوارش به شهادت رسیده است»<ref>الکافی، ج۱، ص۳۸۱ - ۳۸۲؛ مرآة العقول، ج۴، ص۲۴۱.</ref>.


چند نکته درباره این [[روایت]] اهمیت دارد: ۱. سند این روایت معتبر است و روایت را «[[حسن]]»<ref>مرآة العقول، ج۴، ص۲۴۱.</ref> دانسته‌اند؛ چون روایت را [[کلینی]] از استادش [[علی بن ابراهیم]] و او از [[محمد بن عیسی]] و او از مسافر، نقل کرده است. «مسافر» را خادم و از [[موالی]] [[امام کاظم]] {{ع}} دانسته‌اند. او از مسائل داخلی [[بیت]] حضرت اطلاع داشته و مورد اعتماد ایشان و [[امام رضا]] {{ع}} بوده است. [[موسی بن جعفر]] {{ع}} و مورد اعتماد ایشان بوده و گروهی از [[عالمان]] دانش رجال او را [[مدح]] کرده‌اند و برخی او را موثق دانسته‌اند<ref>مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۷، ص۴۰۱.</ref> و در صورت پذیرش قول توثیق [[روایت]] صحیحه خواهد بود.
چند نکته درباره این [[روایت]] اهمیت دارد: ۱. سند این روایت معتبر است و روایت را «[[حسن]]»<ref>مرآة العقول، ج۴، ص۲۴۱.</ref> دانسته‌اند؛ چون روایت را [[کلینی]] از استادش [[علی بن ابراهیم]] و او از [[محمد بن عیسی]] و او از مسافر، نقل کرده است. «مسافر» را خادم و از [[موالی]] [[امام کاظم]] {{ع}} دانسته‌اند. او از مسائل داخلی [[بیت]] حضرت اطلاع داشته و مورد اعتماد ایشان و [[امام رضا]] {{ع}} بوده است. [[موسی بن جعفر]] {{ع}} و مورد اعتماد ایشان بوده و گروهی از [[عالمان]] دانش رجال او را [[مدح]] کرده‌اند و برخی او را موثق دانسته‌اند<ref>مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۷، ص۴۰۱.</ref> و در صورت پذیرش قول توثیق [[روایت]] صحیحه خواهد بود.
۱۳۳٬۹۵۶

ویرایش