|
|
| خط ۳۴: |
خط ۳۴: |
|
| |
|
| در [[غایة المرام]] شانزده حدیث در این زمینه از [[طرق شیعه]] و [[اهل سنت]] نقل شده است و [[محدث]] [[بحرانی]] در [[تفسیر البرهان]] از [[محمد بن عباس]] نقل میکند که در این باره سی حدیث از طرق [[عامه]] و [[خاصه]] نقل شده است.<ref>بحرانی، هاشم بن سلیمان،البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۴۷۰</ref> و این فضیلتی است بزرگ برای امیرالمومین{{ع}} بود و به همین دلیل بعد از او در مشکلاتی که برای [[جامعه اسلامی]] در مسائل [[علمی]] پیش میآمد موافقان و مخالفان بهآن حضرت پناه برده و حل مشکل را از ایشان مطلب میکردند.<ref>نک: مکارم شیرازی، ناصر،تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۴۴۳؛ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۹۸؛ همو، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱۰، ص۵۱۹؛ طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ج۱۹، ص۳۹۴؛ فخر رازی، التفسیرالکبیر، ج۳۰، ص۶۲۴؛ حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۴۰۲.</ref>.<ref>فرهنگ نامه فارسی علوم قرآنی، برگرفته از مقاله«آیه گوش».</ref>. | | در [[غایة المرام]] شانزده حدیث در این زمینه از [[طرق شیعه]] و [[اهل سنت]] نقل شده است و [[محدث]] [[بحرانی]] در [[تفسیر البرهان]] از [[محمد بن عباس]] نقل میکند که در این باره سی حدیث از طرق [[عامه]] و [[خاصه]] نقل شده است.<ref>بحرانی، هاشم بن سلیمان،البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۴۷۰</ref> و این فضیلتی است بزرگ برای امیرالمومین{{ع}} بود و به همین دلیل بعد از او در مشکلاتی که برای [[جامعه اسلامی]] در مسائل [[علمی]] پیش میآمد موافقان و مخالفان بهآن حضرت پناه برده و حل مشکل را از ایشان مطلب میکردند.<ref>نک: مکارم شیرازی، ناصر،تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۴۴۳؛ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۹۸؛ همو، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱۰، ص۵۱۹؛ طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ج۱۹، ص۳۹۴؛ فخر رازی، التفسیرالکبیر، ج۳۰، ص۶۲۴؛ حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۴۰۲.</ref>.<ref>فرهنگ نامه فارسی علوم قرآنی، برگرفته از مقاله«آیه گوش».</ref>. |
|
| |
| == شرح و [[تفسیر]] ==
| |
| [[قرآن مجید]] نه تنها در سوره حاقّه، بلکه در بسیاری از سورههای دیگر، داستان [[انبیاء]] و اقوام گذشته را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داده است.
| |
|
| |
| سؤال: چرا [[قرآن]] به بیان [[تاریخ]] امّتهای گذشته پرداخته و داستان انبیاء پیشین را مطرح کرده است؟ آیا قرآن مجید کتاب تاریخ است؟
| |
|
| |
| پاسخ: قرآن، کتاب انسانسازی است و تاریخ نقش مهمّی در [[تعلیم و تربیت]] [[انسان]] دارد. خلاصه [[زندگی]] [[انسان]]، [[تجربه]] است و چه بهتر که [[آدمی]] از تجربه گذشتگان بهره بگیرد؛ نه این که به قول [[شاعر]] دو بار [[عمر]] کند، یکی را تجربه بیندوزد و در عمر دوباره از تجربههایش استفاده کند. [[خداوند متعال]] در آیه ۱۱۱ [[سوره یوسف]] میفرماید: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«به راستی در داستان آنان برای خردمندان پندی (نهفته) است» سوره یوسف، آیه ۱۱۱.</ref>.
| |
|
| |
| در ابتدای سوره حاقّه نیز اشارهای به داستان انبیاء و امّتهای پیشین شده، که به شرح این آیات به صورت گذرا میپردازیم:
| |
|
| |
| {{متن قرآن|وَجَاءَ فِرْعَوْنُ وَمَنْ قَبْلَهُ وَالْمُؤْتَفِكَاتُ بِالْخَاطِئَةِ}}<ref>«و فرعون و کسان پیش از او و (مردم) شهرهای زیر و زبر شده (قوم لوط) خطا کردند» سوره حاقه، آیه ۹.</ref>: [[فرعون]] و کسانی که قبل از او بودند، یعنی [[قوم شعیب]]، [[عاد]]، [[ثمود]] و دیگران، و نیز [[اهل]] شهرهای زیر و رو شده، مرتکب [[گناهان بزرگ]] شدند. «[[مؤتفکات]]» جمع «[[مؤتفکه]]» به معنای شهرهای زیر و رو شده است و اشاره به داستان قوم لوط دارد. هنگامی که [[عذاب الهی]] بر [[قوم]] [[سرکش]] [[لوط]] نازل شد، خانههای آنها بر اثر [[زلزله]] چنان ویران و نابود شد که گویا آن [[شهر]] را زیر و رو کردهاند. و پس از زلزله، بارانی از سنگ بر آن شهر باریدن گرفت و بقایای آن شهر را بهطور کلّی نابود کرد. علّت تمام این عذابها خطاها و [[گناهان]] آنها بود، که در آخر [[آیه]] به آن اشاره شده است (بالخاطئه).
| |
|
| |
| {{متن قرآن|فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رَابِيَةً}}<ref>«با پیامبر پروردگارشان نافرمانی کردند آنگاه (خداوند) آنان را با کیفری بسیار سخت فرو گرفت» سوره حاقه، آیه ۱۰.</ref>: اقوام پیشین با فرستادگان پروردگارشان به مخالفت برخاستند و [[خداوند]] نیز آنها را به [[عذاب]] شدیدی گرفتار ساخت. تعبیر به {{متن قرآن|رَبِّهِمْ}} اشاره به این دارد که خداوند با فرستادن رسولان میخواهد [[مردم]] را [[تربیت]] کند؛ ولی برخی از مردم، که در مسیر [[گناه]] قدم برمیدارند، به نافرمانی از [[دستورات]] [[مربّی]] خویش [[قیام]] میکنند. بدین جهت مستحقّ عذاب و [[مجازات]] هستند.
| |
|
| |
| {{متن قرآن|إِنَّا لَمَّا طَغَى الْمَاءُ حَمَلْنَاكُمْ فِي الْجَارِيَةِ}}<ref>«ما آنگاه که آب سر برکشید، شما را در کشتی (نوح) سوار کردیم» سوره حاقه، آیه ۱۱.</ref>: این آیه اشاره به داستان [[حضرت نوح]]{{ع}} دارد. هنگامی که به [[فرمان خداوند]] آب به شکل سیلاب از [[آسمان]] باریدن گرفت، و از [[زمین]] به صورت چشمههای بزرگی فَوَران کرد، بهطوری که در مدّت زمانی کوتاه آب حتّی [[کوهها]] را هم فراگرفت، خداوند در این هنگام حضرت نوح و [[مؤمنین]] به [[آیین]] او را که سوار بر [[کشتی نوح]] بودند، از خطر غرق شدن [[نجات]] داد.
| |
|
| |
| امّا [[بتپرستان]] و [[مشرکان]]، حتّی [[فرزند حضرت نوح]] که راه [[شرک]] و [[بتپرستی]] را میپیمود، همگی در آب غرق شدند. آری، آنان که روزی حضرت نوح{{ع}} را به خاطر ساختن کشتی در فاصله دور از دریا مسخره میکردند و حتّی نسبت جنون به آن [[پیامبر]] بزرگ [[خدا]] میدادند! به هنگام طوفان و [[باران]] گرفتار چنگال عذاب الهی گشتند و به سزای اعمالشان رسیدند.
| |
|
| |
| {{متن قرآن|لِنَجْعَلَهَا لَكُمْ تَذْكِرَةً وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ}}<ref>«تا آن را برایتان یادکردی کنیم و گوشهای نیوشنده آن را به گوش گیرند» سوره حاقه، آیه ۱۲.</ref>: بیان داستان اقوام گذشته و [[انبیاء]] پیشین در [[قرآن]]، صرفاً جنبه تبیین و تشریح [[تاریخ]] ندارد، بلکه [[هدف]] این است که سرگذشت تلخ آنها موجب تذکّر و [[بیداری]] شما گردد و گوشهای شنوا این داستانها را در خود [[حفظ]] و نگهداری کنند. «وَعْی» قرار دادن چیزی در [[قلب]] است. عربهای عصر ما به [[اندیشه]] عمیق «وعی» میگویند. بنابراین {{متن قرآن|أُذُنٌ وَاعِيَةٌ}} به معنای گوشهای شنوایی است که چیزی را در خود نگهداری و حفظ مینماید.
| |
|
| |
| یعنی آن را فراموش نمیکند و به آن عمل میکند، گوشهایی که مشمول آن ضرب المثل، که میگوید «از یک گوش میشنود و از گوش دیگر بیرون میکند» نیست، بلکه با هر دو گوش میشنود و آن را حفظ مینماید. صاحبان {{متن قرآن|أُذُنٌ وَاعِيَةٌ}} گوشی شنوا، چشمی [[بینا]] و [[قلبی]] دانا دارند.
| |
|
| |
|
| == احادیث مرتبط با آیه == | | == احادیث مرتبط با آیه == |