ام وهب در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۹: خط ۹:
ام وهب (هانیه) دختر عبد از تیره [[نمر بن قاسط]] با همسرش [[عبدالله بن عمیر کلبی]] علیمی کنار چاه جُعد در محله [[بنی‌همدان]] در [[کوفه]] [[زندگی]] می‌کردند. علیم تیره‌ای از [[بنی‌کلب]] بود.
ام وهب (هانیه) دختر عبد از تیره [[نمر بن قاسط]] با همسرش [[عبدالله بن عمیر کلبی]] علیمی کنار چاه جُعد در محله [[بنی‌همدان]] در [[کوفه]] [[زندگی]] می‌کردند. علیم تیره‌ای از [[بنی‌کلب]] بود.
ام‌وهب از [[زنان]] [[شجاع]]، بی‌باک و بلندهمت بود که ضمن [[وفاداری]] به [[همسر]] خویش، شیفته [[امام حسین]]{{ع}} و از [[شیعیان]] [[خالص]] آن حضرت به شمار می‌رفت. شخصیت‌هایی نظیر این [[زن]] نه تنها در تاریخ اسلام و [[شیعه]] بلکه در [[تاریخ]] [[جهان]] که زنان [[فداکاری]] را در خود دیده است، نادر و اندک است. او یکی از زنان نقش‌آفرین در [[حادثه عاشورا]] است که با حماسه‌آفرینی‌های خود، نقش خویش را در تاریخ [[نهضت حسینی]] ماندگار کرد.
ام‌وهب از [[زنان]] [[شجاع]]، بی‌باک و بلندهمت بود که ضمن [[وفاداری]] به [[همسر]] خویش، شیفته [[امام حسین]]{{ع}} و از [[شیعیان]] [[خالص]] آن حضرت به شمار می‌رفت. شخصیت‌هایی نظیر این [[زن]] نه تنها در تاریخ اسلام و [[شیعه]] بلکه در [[تاریخ]] [[جهان]] که زنان [[فداکاری]] را در خود دیده است، نادر و اندک است. او یکی از زنان نقش‌آفرین در [[حادثه عاشورا]] است که با حماسه‌آفرینی‌های خود، نقش خویش را در تاریخ [[نهضت حسینی]] ماندگار کرد.
همسرش عبدالله مکنی به ابووهب از [[اصحاب امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} و نیز از [[یاران امام حسین]]{{ع}} بود. عبدالله مردی قوی‌هیکل با دستانی بلند و چهارشانه، ستبر بازو، بلندقامت، شجاع، جنگجویی سرسخت و رزم‌آشنا و مردی فداکار و دوستدار اهل‌بیت. بود نام او در ردیف [[شجاعان]] و اشراف کوفه آمده است<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۲۴۵.</ref>.
همسرش عبدالله مکنی به ابووهب از [[اصحاب امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} و نیز از [[یاران امام حسین]]{{ع}} بود. عبدالله مردی قوی‌هیکل با دستانی بلند و چهارشانه، ستبر بازو، بلندقامت، شجاع، جنگجویی سرسخت و رزم‌آشنا و مردی فداکار و دوستدار اهل‌بیت. بود نام او در ردیف [[شجاعان]] و اشراف کوفه آمده است<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۲۴۵ ـ ۲۴۷.</ref>.


== چگونگی حضور ام وهب در کربلا ==
== چگونگی حضور ام وهب در کربلا ==
[[عبیدالله بن زیاد]] که از سوی [[یزید]] به [[امارت کوفه]] گمارده شده بود با [[نیرنگ]] و [[دسیسه]] توانست بر [[کوفه]] مسلط گردد و با به [[شهادت]] رساندن نماینده [[امام]]، [[مسلم بن عقیل]] کنترل اوضاع را به دست بگیرد. او به سرعت برای جنگ با [[امام حسین]] {{ع}} آماده می‌‌شد و به همین دلیل محلی را در بیرون [[شهر کوفه]] به نام نخیله لشکرگاه خود ساخته بود. وی گروه زیادی از مردان و [[جوانان]] [[کوفی]] و عشایر و [[قبایل]] مناطق گوناگون [[عراق]] را در آنجا گرد آورده بود و آنان را برای جنگ با امام سامان‌دهی می‌کرد... . مورخان نوشته‌اند: روزی [[عبدالله بن عمیر کلبی]] که [[اهل عراق]] و ساکن کوفه بود و کم و بیش در جریان حوادث آن روزهای کوفه قرار داشت، برای اطلاع بیشتر از اوضاع به لشکرگاه کوفه (نخیله) رفت. وی سپاهیان [[ابن زیاد]] را دید که برای جنگ با امام حسین {{ع}} تجهیز می‌شدند تا به کربلا اعزام گردند. با خود گفت: به [[خدا]] [[سوگند]]! از دیرباز من [[جنگ]] با [[شرک]] و [[جهاد در راه خدا]] را بسیار [[دوست]] می‌داشتم، به نظرم جنگ با دشمنان پسر [[پیامبر]] ثوابش کمتر از [[ثواب]] جهاد با مشرکان نباشد. از این‌رو در همان لحظه تصمیم گرفت که هر چه زودتر به کاروان حسینی بپیوندد.
[[عبیدالله بن زیاد]] که از سوی [[یزید]] به [[امارت کوفه]] گمارده شده بود با [[نیرنگ]] و [[دسیسه]] توانست بر [[کوفه]] مسلط گردد و با به [[شهادت]] رساندن نماینده [[امام]]، [[مسلم بن عقیل]] کنترل اوضاع را به دست بگیرد. او به سرعت برای جنگ با [[امام حسین]] {{ع}} آماده می‌‌شد و به همین دلیل محلی را در بیرون [[شهر کوفه]] به نام نخیله لشکرگاه خود ساخته بود. وی گروه زیادی از مردان و [[جوانان]] [[کوفی]] و عشایر و [[قبایل]] مناطق گوناگون [[عراق]] را در آنجا گرد آورده بود و آنان را برای جنگ با امام سامان‌دهی می‌کرد... . مورخان نوشته‌اند: روزی [[عبدالله بن عمیر کلبی]] که [[اهل عراق]] و ساکن کوفه بود و کم و بیش در جریان حوادث آن روزهای کوفه قرار داشت، برای اطلاع بیشتر از اوضاع به لشکرگاه کوفه (نخیله) رفت. وی سپاهیان [[ابن زیاد]] را دید که برای جنگ با امام حسین {{ع}} تجهیز می‌شدند تا به کربلا اعزام گردند. با خود گفت: به [[خدا]] [[سوگند]]! از دیرباز من [[جنگ]] با [[شرک]] و [[جهاد در راه خدا]] را بسیار [[دوست]] می‌داشتم، به نظرم جنگ با دشمنان پسر [[پیامبر]] ثوابش کمتر از [[ثواب]] جهاد با مشرکان نباشد. از این‌رو در همان لحظه تصمیم گرفت که هر چه زودتر به کاروان حسینی بپیوندد.


از سوی دیگر، همسرش در [[خانه]] تنها بود و حوادث کوفه (آمدن مسلم نماینده [[امام حسین]]، [[بیعت]] و [[بی‌وفایی]] [[مردم]] و کشته شدن مسلم و هانی) را از ذهن خود گذراند... سپس یادش آمد که [[مسلم بن عقیل]] و نیز [[سفیر]] [[امام حسین]] گفته بودند که [[امام]] در راه [[کوفه]] است. خدایا این [[مردم]] با او چه خواهند کرد؟ آیا او را [[یاری]] می‌کنند یا او را نیز همانند مسلم تنها خواهند گذاشت؟... سپس در پاسخ خود گفت: بدون تردید این مردم ترسو و [[دنیاطلب]] با [[حسین بن علی]] نیز بهتر از نماینده او [[رفتار]] نخواهند کرد. چه باید کرد؟ آیا [[همسر]] او نیز همانند بیشتر [[کوفیان]] در برابر این رویداد بزرگ بی‌تفاوت است و قصد یاری حسین را ندارد؟ غرق در چنین اندیشه‌هایی بود که همسرش از راه رسید. ماجرای [[نخیله]] و تصمیم خود را برای یاری امام اعلام کرد. [[ام وهب]] بسیار خوش حال شد و او را در این راه [[تشویق]] کرده از وی خواست که او را نیز همراه خود ببرد. آن دو شبانه کوفه را ترک کرده خود را به امام رساندند<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|نقش زنان در حماسه عاشورا]]، ص۶۲-۶۶؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۶۵؛ [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۳۱۶-۳۱۷؛ [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۲۴۵.</ref>.
از سوی دیگر، همسرش در [[خانه]] تنها بود و حوادث کوفه (آمدن مسلم نماینده [[امام حسین]]، [[بیعت]] و [[بی‌وفایی]] [[مردم]] و کشته شدن مسلم و هانی) را از ذهن خود گذراند... سپس یادش آمد که [[مسلم بن عقیل]] و نیز [[سفیر]] [[امام حسین]] گفته بودند که [[امام]] در راه [[کوفه]] است. خدایا این [[مردم]] با او چه خواهند کرد؟ آیا او را [[یاری]] می‌کنند یا او را نیز همانند مسلم تنها خواهند گذاشت؟... سپس در پاسخ خود گفت: بدون تردید این مردم ترسو و [[دنیاطلب]] با [[حسین بن علی]] نیز بهتر از نماینده او [[رفتار]] نخواهند کرد. چه باید کرد؟ آیا [[همسر]] او نیز همانند بیشتر [[کوفیان]] در برابر این رویداد بزرگ بی‌تفاوت است و قصد یاری حسین را ندارد؟ غرق در چنین اندیشه‌هایی بود که همسرش از راه رسید. ماجرای [[نخیله]] و تصمیم خود را برای یاری امام اعلام کرد. [[ام وهب]] بسیار خوش حال شد و او را در این راه [[تشویق]] کرده از وی خواست که او را نیز همراه خود ببرد. آن دو شبانه کوفه را ترک کرده خود را به امام رساندند<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|نقش زنان در حماسه عاشورا]]، ص۶۲-۶۶؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۶۵؛ [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۳۱۶-۳۱۷؛ [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۲۴۵ ـ ۲۴۷.</ref>.


== شهادت ام وهب و همسرش ==
== شهادت ام وهب و همسرش ==
خط ۳۲: خط ۳۲:
:اگر مرا نمی‌شناسید، بدانید که من از [[خاندان]] کلب هستم. نسب و تیره از «علیم» دارم. من مردی دارای [[استواری]] قدم و [[خشم]] و [[غضب]] می‌باشم. من آن نیستم که در موقع حوادث ناگوار سست و ناپایدار باشم. ای [[ام وهب]] من قول می‌دهم به تو که صادقانه با آنها بجنگم و در نیزه و [[شمشیر]] زدن بر آنها پیش‌دستی کنم و همانند [[انسانی]] که [[ایمان به خدا]] دارد با آنان بجنگم<ref>ابصارالعین، ص۱۸۱؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۳۲۷؛ الارشاد، ص۲۳۶.</ref>.
:اگر مرا نمی‌شناسید، بدانید که من از [[خاندان]] کلب هستم. نسب و تیره از «علیم» دارم. من مردی دارای [[استواری]] قدم و [[خشم]] و [[غضب]] می‌باشم. من آن نیستم که در موقع حوادث ناگوار سست و ناپایدار باشم. ای [[ام وهب]] من قول می‌دهم به تو که صادقانه با آنها بجنگم و در نیزه و [[شمشیر]] زدن بر آنها پیش‌دستی کنم و همانند [[انسانی]] که [[ایمان به خدا]] دارد با آنان بجنگم<ref>ابصارالعین، ص۱۸۱؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۳۲۷؛ الارشاد، ص۲۳۶.</ref>.


زمانی که عبدالله به [[شهادت]] رسید، امّ وهب بالای سر عبدالله رفت. آنگاه خاک و [[خون]] از سر و صورتش [[پاک]] کرد. با او چنین گفت: «[[بهشت]] بر تو گوارا باد! از [[خدا]] می‌خواهم که مرا همراه تو در بهشت قرار دهد»<ref>{{عربی|"هنيئاً لك الجنةُ، أَسألُ الله الذي رَزقَك الجنةَ أن يُصحِبَني معك"}}</ref>. [[شمر]] که این منظره را تماشا می‌کرد، به [[غلام]] خود رستم دستور داد که با عمودی چوبین بر سر امّ وهب بکوبد. او نیز چنین کرد و سر آن [[زن]] را شکافته و او را به شهادت رساند<ref> ابصارالعین، ص۱۸۱؛ بحارالانوار، ج۹۸، ص۲۷۲.</ref>. به این ترتیب، این دو [[انسان]] فداکار و [[وفادار]] در کنار یک دیگر به [[شهادت]] رسیدند<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|نقش زنان در حماسه عاشورا]]، ص۶۲-۶۶؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۶۵؛ [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۳۱۷-۳۱۹؛ [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۲۴۵.</ref>.
زمانی که عبدالله به [[شهادت]] رسید، امّ وهب بالای سر عبدالله رفت. آنگاه خاک و [[خون]] از سر و صورتش [[پاک]] کرد. با او چنین گفت: «[[بهشت]] بر تو گوارا باد! از [[خدا]] می‌خواهم که مرا همراه تو در بهشت قرار دهد»<ref>{{عربی|"هنيئاً لك الجنةُ، أَسألُ الله الذي رَزقَك الجنةَ أن يُصحِبَني معك"}}</ref>. [[شمر]] که این منظره را تماشا می‌کرد، به [[غلام]] خود رستم دستور داد که با عمودی چوبین بر سر امّ وهب بکوبد. او نیز چنین کرد و سر آن [[زن]] را شکافته و او را به شهادت رساند<ref> ابصارالعین، ص۱۸۱؛ بحارالانوار، ج۹۸، ص۲۷۲.</ref>. به این ترتیب، این دو [[انسان]] فداکار و [[وفادار]] در کنار یک دیگر به [[شهادت]] رسیدند<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|نقش زنان در حماسه عاشورا]]، ص۶۲-۶۶؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۶۵؛ [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۳۱۷-۳۱۹؛ [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۲۴۵ ـ ۲۴۷.</ref>.


== نکته‌های برجسته و آموزنده ==
== نکته‌های برجسته و آموزنده ==
۱۳۳٬۴۰۵

ویرایش