←علم امام هم به احکام و هم به موضوعات
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
#روایاتی که از عدم علم امامان(علیهم السلام) حکایت می کنند و این نشان دهندۀ محدودیت علم ایشان است، مانند اینکه در روایتی ابوبصیر از امام صادق(علیه السلام) سؤال کرد:<ref>رجال الكشی (إختیار معرفة الرجال)، ص ۲۹۹</ref> میگویند شما تعداد قطرههای باران، شمار ستارگان، تعداد برگهای درختان، وزن آب دریا و شمار [ذرات] خاک را میدانید!" امام دستان خود را به آسمان بلند کرد و فرمود: «منزه است خداوند! منزه است خداوند! نه؛ به خدا قسم! اینها را جز خداوند نمیداند.»<ref>ر.ک. هاشمی، سید علی، علم امام تام یا محدود؟، وبگاه خبرگزاری فارس؛ موسوی، سید امین، گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص 227 ـ 229</ref> | #روایاتی که از عدم علم امامان(علیهم السلام) حکایت می کنند و این نشان دهندۀ محدودیت علم ایشان است، مانند اینکه در روایتی ابوبصیر از امام صادق(علیه السلام) سؤال کرد:<ref>رجال الكشی (إختیار معرفة الرجال)، ص ۲۹۹</ref> میگویند شما تعداد قطرههای باران، شمار ستارگان، تعداد برگهای درختان، وزن آب دریا و شمار [ذرات] خاک را میدانید!" امام دستان خود را به آسمان بلند کرد و فرمود: «منزه است خداوند! منزه است خداوند! نه؛ به خدا قسم! اینها را جز خداوند نمیداند.»<ref>ر.ک. هاشمی، سید علی، علم امام تام یا محدود؟، وبگاه خبرگزاری فارس؛ موسوی، سید امین، گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص 227 ـ 229</ref> | ||
==احتمالات دربارۀ محدود بودن علم امام== | ==احتمالات دربارۀ محدود بودن علم امام== | ||
*البته در مورد محدودیت علم امامان(علیهم السلام) چندین احتمال و جواب داده شده است، مانند اینکه آنها همه چیز را بالفعل میدانند جز بخش ویژهای که مخصوص ذات پاک خداوند است و یا اینکه آنها همۀ این امور را میدانند اما بالقوه نه بالفعل، یعنی هرگاه اراده کنند چیزی را از اسرار غیب بدانند خداوند به آنها الهام میکند و یا قواعد و اصولی نزد آنها است که با مراجعه به آن قواعد و اصول فتح باب میشود و میتوانند هر چیزی را از اسرار غیب بدانند و ... .<ref>ر.ک. مطهری، منصف علی، علم ائمه از نظر عقل و نقل، 87 ـ 89</ref> | *البته در مورد محدودیت علم امامان(علیهم السلام) چندین احتمال و جواب داده شده است، مانند اینکه آنها همه چیز را بالفعل میدانند جز بخش ویژهای که مخصوص ذات پاک خداوند است و یا اینکه آنها همۀ این امور را میدانند اما بالقوه نه بالفعل، یعنی هرگاه اراده کنند چیزی را از اسرار غیب بدانند خداوند به آنها الهام میکند و یا قواعد و اصولی نزد آنها است که با مراجعه به آن قواعد و اصول فتح باب میشود و میتوانند هر چیزی را از اسرار غیب بدانند و ... .<ref>ر.ک. مطهری، منصف علی، علم ائمه از نظر عقل و نقل، 87 ـ 89</ref> | ||