پرش به محتوا

آیا اعتقاد به علم غیب امام غلو نیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص'
جز (جایگزینی متن - 'ج۱، ص:' به 'ج۱، ص')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص')
خط ۳۶: خط ۳۶:
:::::#علم خدا لایتناهی و غیر محدود است، [[علم امام]] متناهی و محدود است.
:::::#علم خدا لایتناهی و غیر محدود است، [[علم امام]] متناهی و محدود است.
::::::بلی؛ نسبت به علم سایر بشر اگر از [[علم امام]] لایتناهی تعبیر شود مانع ندارد و ممکن است فرق‏‌های دیگری نیز وجود داشته باشد ولی پس از دقت تمامی آنها به فرق‏‌هایی که ذکر شد بر می‏‌گردد. با در نظر گرفتن آنچه از فرق میان علم خدا و [[امام]] نگارش یافت شرک و غلوی در بین تصور کردن ناشی از عدم فهم مطلب و بی‌علمی و از نقطه نظر به واقع نرسیدن است» <ref>[http://ketaab.iec-md.org/barrasihaaye_eslaami/barrasihaaye_eslaami_jeld_1_tabaatabaaei_11.html بررسی‌های اسلامی]</ref>.
::::::بلی؛ نسبت به علم سایر بشر اگر از [[علم امام]] لایتناهی تعبیر شود مانع ندارد و ممکن است فرق‏‌های دیگری نیز وجود داشته باشد ولی پس از دقت تمامی آنها به فرق‏‌هایی که ذکر شد بر می‏‌گردد. با در نظر گرفتن آنچه از فرق میان علم خدا و [[امام]] نگارش یافت شرک و غلوی در بین تصور کردن ناشی از عدم فهم مطلب و بی‌علمی و از نقطه نظر به واقع نرسیدن است» <ref>[http://ketaab.iec-md.org/barrasihaaye_eslaami/barrasihaaye_eslaami_jeld_1_tabaatabaaei_11.html بررسی‌های اسلامی]</ref>.
::::::*جمعی از اشخاص قاصرنظر و کم‌ظرفیت وقتی که می‌شنوند خدا و [[رسول]]{{صل}} و [[ائمه اطهار]]{{عم}} از اعمال ما آگاه‌اند، این اعتقاد را در حق [[پیغمبر]] و [[امام]]{{ع}} غُلُوّ دانسته و تاب تحمل ندارند، ولی این‌گونه اشخاص هنوز معنی غلوّ را ندانسته‌اند. زیرا غلوّ آن است که[[پیغمبر]] و [[امام]]{{ع}} را<ref>فرق میان [[پیغمبر]] و [[امام]]{{ع}} آن است که [[پیغمبر]]{{صل}} در مقام تحدّی و اثبات نبوت خود باید معجزه بیاورد تا نبوت خود را اثبات کرده و روشن نماید که او فرستاده خداوند جلیل می‌باشد و اما [[امام]]{{ع}} با آنکه مثل [[پیغمبر]]{{صل}} دارای قدرت معجزه نشان دادن می‌باشد، ولی لازم نیست که به مقام تحدّی بیاید و در اثبات [[امامت]] خود معجزه نشان داده و کرامت اظهار نماید، زیرا مقام [[امامت]] از طرف نبوّت منصوص است. احتیاج به معجزه ندارد. آری، هرگاه کسی از [[امام]]{{ع}} امر خارق‌العاده درخواست کرد و مصلحت اقتضا نمود، ظاهر کرده و معجزه نشان می‌دهد، برای آنکه [[امام]]{{ع}} داراک کمالاتی است که [[پیغمبر]]{{صل}} به آن دارا بود.</ref> از حدود بشریّت خارج کرده به الوهیت داخل کنیم و یا [[امام]]{{ع}} را به نبوت و رسالت وارد بنماییم و یا آنها را در صفاتی که اختصاص به خدا دارد شریک قرار بدهیم، مثل روزی دادن به مخلوقات و خلق کردن و حیات بخشیدن و قبض روح کردن و یا در یکی از این اوصاف مذکوره [[پیغمبر]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} را مستقل بدانیم، نه اینکه اگر خداوند خودش مخلوقی خلق کرده و آنها را عالم و آگاه بر اعمال بشر نموده و در سائر صفات نیز آنها را به آخرین کمال که از تصوّر ما خارج است نائل کرده و برای اثبات حقّانیت خود قوه اعجاز مرحمت فرموده و با اذن پروردگار می‌توانند زنده کرده و قبض روح نمایند چنانچه [[حضرت عیسی]]{{ع}} انجام داد، غلوّ می‌شود؛ زیرا [[ائمه]]{{عم}} در انجام اینها هیچ‌گونه استقلالی از خودشان ندارند و هر کمالی که به آن رسیده‌اند از ناحیه خداوند جلیل می‌باشد و هر مقام و عظمت که دارند خداوند داده، چنان که اطاعت آنها را در ردیف اطاعت خود قرار داده: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنكُمْ  }}﴾}} <ref> ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید ؛ سوره نساء، آیه: ۵۹.</ref> و بیعت [[رسول]] خود را مانند بیعت خودش کرده: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ}}﴾}} <ref> بی‌گمان آنان که با تو بیعت می‌کنند جز این نیست که با خداوند بیعت می‌کنند ؛ سوره فتح، آیه: ۱۰.</ref> و دست او را از جهت احترام و شرافت، دست قدرت خود قرار داده و فرموده: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ}}﴾}} <ref> دست خداوند بالای دست‌های آنان است ؛ سوره فتح، آیه: ۱۰.</ref> و محبّت خود را بسته به محبّت پیغمبرش دانسته، چنانچه فرموده {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ}}﴾}} <ref> اگر خداوند را دوست می‌دارید از من پیروی کنید تا خداوند شما را دوست بدارد؛ سوره آل عمران، آیه: ۳۱.</ref> و همچنین آنها را آگاه و مطّلع گردانیده بر اعمال بشر و فرموده: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ}}﴾}} <ref> آنچه در سر دارید انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید ؛ سوره توبه، آیه: ۳۱.</ref> در صورتی که آنها مخلوق خدایند و هر کمال و اوصاف که دارند از خداوند به آنها افاضه شده و خداوند واجب الوجود بالذات بوده و صفاتش عین ذات اوست و واجب الوجود بالذّات و من جمیع‌الجهات است امّا آنها مخلوق هستند و حادث و اوصافشان زائد بر ذات آنهاست. پس غلوّی در کار نیست»<ref>[[مقدمه‌ای بر کتاب علم امام (کتاب)|مقدمه‌ای بر کتاب علم امام]]، ص: ۵۲۰.</ref>
::::::*جمعی از اشخاص قاصرنظر و کم‌ظرفیت وقتی که می‌شنوند خدا و [[رسول]]{{صل}} و [[ائمه اطهار]]{{عم}} از اعمال ما آگاه‌اند، این اعتقاد را در حق [[پیغمبر]] و [[امام]]{{ع}} غُلُوّ دانسته و تاب تحمل ندارند، ولی این‌گونه اشخاص هنوز معنی غلوّ را ندانسته‌اند. زیرا غلوّ آن است که[[پیغمبر]] و [[امام]]{{ع}} را<ref>فرق میان [[پیغمبر]] و [[امام]]{{ع}} آن است که [[پیغمبر]]{{صل}} در مقام تحدّی و اثبات نبوت خود باید معجزه بیاورد تا نبوت خود را اثبات کرده و روشن نماید که او فرستاده خداوند جلیل می‌باشد و اما [[امام]]{{ع}} با آنکه مثل [[پیغمبر]]{{صل}} دارای قدرت معجزه نشان دادن می‌باشد، ولی لازم نیست که به مقام تحدّی بیاید و در اثبات [[امامت]] خود معجزه نشان داده و کرامت اظهار نماید، زیرا مقام [[امامت]] از طرف نبوّت منصوص است. احتیاج به معجزه ندارد. آری، هرگاه کسی از [[امام]]{{ع}} امر خارق‌العاده درخواست کرد و مصلحت اقتضا نمود، ظاهر کرده و معجزه نشان می‌دهد، برای آنکه [[امام]]{{ع}} داراک کمالاتی است که [[پیغمبر]]{{صل}} به آن دارا بود.</ref> از حدود بشریّت خارج کرده به الوهیت داخل کنیم و یا [[امام]]{{ع}} را به نبوت و رسالت وارد بنماییم و یا آنها را در صفاتی که اختصاص به خدا دارد شریک قرار بدهیم، مثل روزی دادن به مخلوقات و خلق کردن و حیات بخشیدن و قبض روح کردن و یا در یکی از این اوصاف مذکوره [[پیغمبر]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} را مستقل بدانیم، نه اینکه اگر خداوند خودش مخلوقی خلق کرده و آنها را عالم و آگاه بر اعمال بشر نموده و در سائر صفات نیز آنها را به آخرین کمال که از تصوّر ما خارج است نائل کرده و برای اثبات حقّانیت خود قوه اعجاز مرحمت فرموده و با اذن پروردگار می‌توانند زنده کرده و قبض روح نمایند چنانچه [[حضرت عیسی]]{{ع}} انجام داد، غلوّ می‌شود؛ زیرا [[ائمه]]{{عم}} در انجام اینها هیچ‌گونه استقلالی از خودشان ندارند و هر کمالی که به آن رسیده‌اند از ناحیه خداوند جلیل می‌باشد و هر مقام و عظمت که دارند خداوند داده، چنان که اطاعت آنها را در ردیف اطاعت خود قرار داده: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنكُمْ  }}﴾}} <ref> ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید ؛ سوره نساء، آیه: ۵۹.</ref> و بیعت [[رسول]] خود را مانند بیعت خودش کرده: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ}}﴾}} <ref> بی‌گمان آنان که با تو بیعت می‌کنند جز این نیست که با خداوند بیعت می‌کنند ؛ سوره فتح، آیه: ۱۰.</ref> و دست او را از جهت احترام و شرافت، دست قدرت خود قرار داده و فرموده: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ}}﴾}} <ref> دست خداوند بالای دست‌های آنان است ؛ سوره فتح، آیه: ۱۰.</ref> و محبّت خود را بسته به محبّت پیغمبرش دانسته، چنانچه فرموده {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ}}﴾}} <ref> اگر خداوند را دوست می‌دارید از من پیروی کنید تا خداوند شما را دوست بدارد؛ سوره آل عمران، آیه: ۳۱.</ref> و همچنین آنها را آگاه و مطّلع گردانیده بر اعمال بشر و فرموده: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ}}﴾}} <ref> آنچه در سر دارید انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید ؛ سوره توبه، آیه: ۳۱.</ref> در صورتی که آنها مخلوق خدایند و هر کمال و اوصاف که دارند از خداوند به آنها افاضه شده و خداوند واجب الوجود بالذات بوده و صفاتش عین ذات اوست و واجب الوجود بالذّات و من جمیع‌الجهات است امّا آنها مخلوق هستند و حادث و اوصافشان زائد بر ذات آنهاست. پس غلوّی در کار نیست»<ref>[[مقدمه‌ای بر کتاب علم امام (کتاب)|مقدمه‌ای بر کتاب علم امام]]، ص ۵۲۰.</ref>
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


خط ۷۳: خط ۷۳:
::::::«صفات خداوند متعال "صفات ذاتی" عین ذات الهی بوده و مستفاد از غیر نمی‌باشند، و همچنین به دلیل عینیت با ذات، واجب‌اند و نه ممکن؛ و پیراسته از هر نوع حد و قید می‌باشند. در حالی که همان صفات، در مخلوقات، عرضی و مستفاد از غیر و مغایر با ذات آنها بوده و همانند ذاتشان ممکن الوجود و محدود و مقید می‌باشد. و معلوم است که وقتی صفات الهی را با چنان ویژگی‌هایی در نظر بگیریم، اختصاص به او پیدا کرده و محال است احدی از مخلوقات در آنها شریک وی باشند. و نیز صفات مخلوقات با آن خصوصیات، از اختصاصات آنها بوده و اتصاف خداوند سبحان به آنها ممتنع خواهد بود.  
::::::«صفات خداوند متعال "صفات ذاتی" عین ذات الهی بوده و مستفاد از غیر نمی‌باشند، و همچنین به دلیل عینیت با ذات، واجب‌اند و نه ممکن؛ و پیراسته از هر نوع حد و قید می‌باشند. در حالی که همان صفات، در مخلوقات، عرضی و مستفاد از غیر و مغایر با ذات آنها بوده و همانند ذاتشان ممکن الوجود و محدود و مقید می‌باشد. و معلوم است که وقتی صفات الهی را با چنان ویژگی‌هایی در نظر بگیریم، اختصاص به او پیدا کرده و محال است احدی از مخلوقات در آنها شریک وی باشند. و نیز صفات مخلوقات با آن خصوصیات، از اختصاصات آنها بوده و اتصاف خداوند سبحان به آنها ممتنع خواهد بود.  
::::::[[علم غیب]] نیز همانند سایر صفات از چنین تقسیمی و چنان احکامی برخوردار است. قسمی از [[علم غیب]] با ویژگی‌های خاص، اختصاص به خداوند متعال داشته و قسمی دیگر با ویژگی‌های دیگر، اختصاص به مخلوقات. بنابراین آیاتی که [[علم غیب]] را برای خداوند متعال ثابت می‌نمایند ناظر به [[علم غیب]] از نوع اول‌اند که اختصاص به خداوند سبحان داشته و هیچ شریکی برایش متصور نیست. و نیز آیاتی که [[علم غیب]] را از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و سایر موجودات نفی می‌نمایند هم ناظر به همین قسم از علم غیب‌اند؛ یعنی [[علم غیب]] واجب، ذاتی و غیر مستفاد از غیر، مطلق و غیر محدود به هر نوع قیدی را از غیر خداوند نفی می‌نمایند.
::::::[[علم غیب]] نیز همانند سایر صفات از چنین تقسیمی و چنان احکامی برخوردار است. قسمی از [[علم غیب]] با ویژگی‌های خاص، اختصاص به خداوند متعال داشته و قسمی دیگر با ویژگی‌های دیگر، اختصاص به مخلوقات. بنابراین آیاتی که [[علم غیب]] را برای خداوند متعال ثابت می‌نمایند ناظر به [[علم غیب]] از نوع اول‌اند که اختصاص به خداوند سبحان داشته و هیچ شریکی برایش متصور نیست. و نیز آیاتی که [[علم غیب]] را از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و سایر موجودات نفی می‌نمایند هم ناظر به همین قسم از علم غیب‌اند؛ یعنی [[علم غیب]] واجب، ذاتی و غیر مستفاد از غیر، مطلق و غیر محدود به هر نوع قیدی را از غیر خداوند نفی می‌نمایند.
::::::و بر همین اساس است که هر گونه شائبه غلوّ، از اسناد [[علم غیب]] به هر شخصی که دلیل بر آن اقامه شده باشد، منتفی بوده و وصف آن به صفت "فرا بشری" نارواست»<ref>[[علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت (پایان‌نامه)|علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت]]، ص:۱۱۷.</ref>.
::::::و بر همین اساس است که هر گونه شائبه غلوّ، از اسناد [[علم غیب]] به هر شخصی که دلیل بر آن اقامه شده باشد، منتفی بوده و وصف آن به صفت "فرا بشری" نارواست»<ref>[[علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت (پایان‌نامه)|علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت]]، ص۱۱۷.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


خط ۱۲۹: خط ۱۲۹:
[[پرونده:11213.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[رحیم لطیفی]]]]
[[پرونده:11213.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[رحیم لطیفی]]]]
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[رحیم لطیفی]]''' در مقاله ''«[[علم غیب معصوم ۳ (مقاله)| علم غیب معصوم]]»'' در این باره گفته است:
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[رحیم لطیفی]]''' در مقاله ''«[[علم غیب معصوم ۳ (مقاله)| علم غیب معصوم]]»'' در این باره گفته است:
::::::«ماهیت [[علم غیب]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام]]{{ع}} چنان ترسیم و تصویر شده است که هیچگونه شایبه غلو یا شرک را در پی ندارد [[علم غیب]] عطایی طولی باذن الله با [[علم غیب]] بالذات مستقل الهی اصولاً قابل قیاس نیست، اولین و آخرین مرحله غلو این است که کسی را در هر صفتی یا کمالی در عرض خدا و در کنار خدا جا دهند و گرنه شایبه غلو و شرک منتفی است و این حقیقت را خود [[ائمه]]{{ع}} فرموده‌اند:"درباره ما هر چه می‌خواهید بگویید اما به مرز بندگی نرسید و مبالغه نورزید"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" لَا تَتَجَاوَزُوا بِنَا الْعُبُودِيَّةَ ثُمَّ قُولُوا فِينَا مَا شِئْتُمْ وَ لَنْ تَبْلُغُوا"}}؛الإحتجاج علی أهل اللجاج (للطبرسی)، ج‏۲، ص: ۴۳۹.</ref>؛ "ما را بندگان و مخلوقات قرار دهید سپس هر چه خواستید به ما نسبت دهید"<ref>{{عربی|اندازه=120%|"اجْعَلُونَا عَبِيداً مَخْلُوقِينَ وَ قُولُوا فِينَا مَا شِئْتُمْ ‏"}}؛ بصائر الدرجات، ص:۲۴۱.</ref>؛ "مراقب زیاده‌گویی و غلو نسبت به ما باشید، معتقد باشید که ما بندگانی تربیت شده هستیم سپس در برتری ما هر چه خواستید بگویید"<ref>{{عربی|اندازه=120%|"إِيَّاكُمْ وَ الْغُلُوَّ فِينَا قُولُوا إِنَّا عِبَادٌ مَرْبُوبُونَ وَ قُولُوا فِي فَضْلِنَا مَا شِئْتُمْ"}}؛ الخصال؛ ج:۲، ص:۶۴۱.</ref>. پس نفی سهو و نسیان و اثبات [[علم غیب]] هیچ‌کدام، [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام]]{{ع}} را ربّ و معبود نمی‌سازد، بلکه آنان را بندگانی با علم عالی و [[عصمت]] عالی معرفی می‌کند»<ref>[[علم غیب معصوم ۳(مقاله)|علم غیب معصوم]]، [[معارف (نشریه)|ماهنامه معارف]]، شماره ۴۸، ص۱۰-۱۶.</ref>.
::::::«ماهیت [[علم غیب]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام]]{{ع}} چنان ترسیم و تصویر شده است که هیچگونه شایبه غلو یا شرک را در پی ندارد [[علم غیب]] عطایی طولی باذن الله با [[علم غیب]] بالذات مستقل الهی اصولاً قابل قیاس نیست، اولین و آخرین مرحله غلو این است که کسی را در هر صفتی یا کمالی در عرض خدا و در کنار خدا جا دهند و گرنه شایبه غلو و شرک منتفی است و این حقیقت را خود [[ائمه]]{{ع}} فرموده‌اند:"درباره ما هر چه می‌خواهید بگویید اما به مرز بندگی نرسید و مبالغه نورزید"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" لَا تَتَجَاوَزُوا بِنَا الْعُبُودِيَّةَ ثُمَّ قُولُوا فِينَا مَا شِئْتُمْ وَ لَنْ تَبْلُغُوا"}}؛الإحتجاج علی أهل اللجاج (للطبرسی)، ج‏۲، ص ۴۳۹.</ref>؛ "ما را بندگان و مخلوقات قرار دهید سپس هر چه خواستید به ما نسبت دهید"<ref>{{عربی|اندازه=120%|"اجْعَلُونَا عَبِيداً مَخْلُوقِينَ وَ قُولُوا فِينَا مَا شِئْتُمْ ‏"}}؛ بصائر الدرجات، ص۲۴۱.</ref>؛ "مراقب زیاده‌گویی و غلو نسبت به ما باشید، معتقد باشید که ما بندگانی تربیت شده هستیم سپس در برتری ما هر چه خواستید بگویید"<ref>{{عربی|اندازه=120%|"إِيَّاكُمْ وَ الْغُلُوَّ فِينَا قُولُوا إِنَّا عِبَادٌ مَرْبُوبُونَ وَ قُولُوا فِي فَضْلِنَا مَا شِئْتُمْ"}}؛ الخصال؛ ج:۲، ص۶۴۱.</ref>. پس نفی سهو و نسیان و اثبات [[علم غیب]] هیچ‌کدام، [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام]]{{ع}} را ربّ و معبود نمی‌سازد، بلکه آنان را بندگانی با علم عالی و [[عصمت]] عالی معرفی می‌کند»<ref>[[علم غیب معصوم ۳(مقاله)|علم غیب معصوم]]، [[معارف (نشریه)|ماهنامه معارف]]، شماره ۴۸، ص۱۰-۱۶.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


۲۲۷٬۳۸۰

ویرایش