۳۳٬۷۵۱
ویرایش
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص') |
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=155%|' به '{{عربی|اندازه=100%|') |
||
| خط ۱۳۶: | خط ۱۳۶: | ||
حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمد حسن وکیلی]]''' در مقاله ''«[http://erfanvahekmat.com/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%28%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%84%DB%8C_%D9%88_%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D8%AD%29 علم غیب امام]»'' در این باره گفته است: | حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمد حسن وکیلی]]''' در مقاله ''«[http://erfanvahekmat.com/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%28%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%84%DB%8C_%D9%88_%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D8%AD%29 علم غیب امام]»'' در این باره گفته است: | ||
::::::«با توجّه به این مقدّمات وقتی درباره علم امام یا هر کسی از مخلَصین صحبت میکنیم، چند تعبیر میتوان بهکار برد: | ::::::«با توجّه به این مقدّمات وقتی درباره علم امام یا هر کسی از مخلَصین صحبت میکنیم، چند تعبیر میتوان بهکار برد: | ||
::::#اگر توجه کنیم که وجود [[امام]] وجودی ذومراتب است و هر مرتبه حکمی دارد، باید بگوئیم: {{عربی|اندازه=150%|«الإمام عالم بحسب مرتبه و هو غیر عالم بحسب مرتبه اخری»}}<ref>«همانا امام نسبت به سطحی مطلع میباشد و همو از سطح دیگر مطلع نیست.»</ref> در این بیان روحالقدس مرتبهای از امام و در درون امام است که امام با آن حقایق ملک و ملکوت را مییابد: {{عربی|اندازه= | ::::#اگر توجه کنیم که وجود [[امام]] وجودی ذومراتب است و هر مرتبه حکمی دارد، باید بگوئیم: {{عربی|اندازه=150%|«الإمام عالم بحسب مرتبه و هو غیر عالم بحسب مرتبه اخری»}}<ref>«همانا امام نسبت به سطحی مطلع میباشد و همو از سطح دیگر مطلع نیست.»</ref> در این بیان روحالقدس مرتبهای از امام و در درون امام است که امام با آن حقایق ملک و ملکوت را مییابد: {{عربی|اندازه=100%|«عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیهالسلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْعَالِمِ، فَقَالَ: يَا جَابِرُ إِنَّ فِي الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَوْصِيَاءِ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ: رُوحَ الْقُدُسِ وَ رُوحَ الْإِيمَانِ وَ رُوحَ الْحَيَاةِ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ؛ فَبِرُوحِ الْقُدُسِ يَا جَابِرُ عَرَفُوا مَا تَحْتَ الْعَرْشِ إِلَى مَا تَحْتَ الثَّرَى، ثُمَّ قَالَ: يَا جَابِرُ إِنَّ هَذِهِ الْأَرْوَاحَ يُصِيبُهَا الْحَدَثَانُ، إِلَّا أَنَّ رُوحَ الْقُدُسِ لَا يَلْهُو وَ لَا يَلْعَبُ»}}<ref>«از جابر از امام باقر{{ع}} منقول است: از ایشان{{عم}} نسبت به علم امام پرسش نمودم، پس فرمود: ای جابر همانا در پیامبران و اوصیا پنجگونه روح میباشد: روح القدس و روح الإیمان و روح الحیاة و روح القوة و روح الشهوة؛ پس ای جابر ایشان به وسیله روح القدس نسبت به آنچه در زیر عرش تا زیر زمین وجود دارد مطلع گشتند، سپس فرمود: ای جابر این ارواح دو رخداد برایش روی میدهد، مگر روح القدس که نه سرگرمی و نه بازی در آن راه ندارد.»</ref> | ||
::::#اگر به حقیقت امام که مقام امامت به آن قائم است توجّه کنیم، یعنی همان باطن و قلب امام و همان حقیقت عالم اسماء و صفات کلیه و همان روحالقدس، باید بگوییم امام به همه حقایق عالم واقف است، و بلکه در حقیقت قلب امام {{عربی|اندازه=150%|«مَعْدِنَ حُكْمِ اللَّهِ وَ سِرِّهِ وَ عَيْبَةَ عِلْمِ اللَّهِ وَ خَازِنَه و حَفَظَةً لِسِرِّهِ وَ خَزَنَةً لِعِلْمِهِ وَ مُسْتَوْدَعاً لِحِكْمَتِهِ وَ تَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ وَ أَرْكَاناً لِتَوْحِيدِهِ وَ شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِه»}}<ref>«گنجینه حکم و سر خداوند متعال، و صندوق و مخزن علم خداوند متعال، و نگهبانان راز خداوند و گنجینههای علم او، و محل نگهداری حکمت پروردگار، و مفسران وحی او، و پایههای یکتاپرستی خداوند متعال و گواهان بر خلق او می باشند.»</ref> میباشد و همه علوم از قلب او میجوشد. امثال این روایت را نیز باید حمل بر همین قسم دوّم یا قسم اول نمود: {{عربی|اندازه= | ::::#اگر به حقیقت امام که مقام امامت به آن قائم است توجّه کنیم، یعنی همان باطن و قلب امام و همان حقیقت عالم اسماء و صفات کلیه و همان روحالقدس، باید بگوییم امام به همه حقایق عالم واقف است، و بلکه در حقیقت قلب امام {{عربی|اندازه=150%|«مَعْدِنَ حُكْمِ اللَّهِ وَ سِرِّهِ وَ عَيْبَةَ عِلْمِ اللَّهِ وَ خَازِنَه و حَفَظَةً لِسِرِّهِ وَ خَزَنَةً لِعِلْمِهِ وَ مُسْتَوْدَعاً لِحِكْمَتِهِ وَ تَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ وَ أَرْكَاناً لِتَوْحِيدِهِ وَ شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِه»}}<ref>«گنجینه حکم و سر خداوند متعال، و صندوق و مخزن علم خداوند متعال، و نگهبانان راز خداوند و گنجینههای علم او، و محل نگهداری حکمت پروردگار، و مفسران وحی او، و پایههای یکتاپرستی خداوند متعال و گواهان بر خلق او می باشند.»</ref> میباشد و همه علوم از قلب او میجوشد. امثال این روایت را نیز باید حمل بر همین قسم دوّم یا قسم اول نمود: {{عربی|اندازه=100%|«إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أُعْطِيَ عِلْمَ مَا كَانَ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَوَرِثْنَاهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وِرَاثَة»}}</ref>«به رسول خدا{{صل}} علم گذشته و علم آینده تا روز قیامت داده شده است، پس ما از رسول خدا{{صل}} این علم را به ارث بردهایم.» | ||
::::#اگر امام را به حسب ظاهر مانند دیگر انسانها همین بدن جسمانی و روح و ذهن بشری بدانیم، و درباره مقام بشریت ایشان صحبت کنیم و اصلاً به درجات و مراتب ملکوتی خود ایشان نظر نکنیم، باید بگوییم امام از بسیاری از امور بیاطلاعند و خبری از غیب ندارند، مگر آنکه مَلَکی ایشان را از آن امر مطلع نماید و خبر دهد. روایاتی که سخن از نفی علم غیب امام میگوید همه ناظر به این اعتبار است. در این بیان چون با نگاه بشری به وجود امام نظر کردهایم، آن ملک خبر دهنده و الهام کننده را بیرون امام میبینیم که گویا از جائی بر امام نازل میشود و خبر میآورد. در این بیان روحالقدس روح خود امام و در درون امام نیست، بلکه روحالقدس جبرئیل و ملک وحی بیرون امام است که برای امام خبر میآورد و وی را تعلیم میدهد. مثلاً میفرمایند: {{عربی|اندازه= | ::::#اگر امام را به حسب ظاهر مانند دیگر انسانها همین بدن جسمانی و روح و ذهن بشری بدانیم، و درباره مقام بشریت ایشان صحبت کنیم و اصلاً به درجات و مراتب ملکوتی خود ایشان نظر نکنیم، باید بگوییم امام از بسیاری از امور بیاطلاعند و خبری از غیب ندارند، مگر آنکه مَلَکی ایشان را از آن امر مطلع نماید و خبر دهد. روایاتی که سخن از نفی علم غیب امام میگوید همه ناظر به این اعتبار است. در این بیان چون با نگاه بشری به وجود امام نظر کردهایم، آن ملک خبر دهنده و الهام کننده را بیرون امام میبینیم که گویا از جائی بر امام نازل میشود و خبر میآورد. در این بیان روحالقدس روح خود امام و در درون امام نیست، بلکه روحالقدس جبرئیل و ملک وحی بیرون امام است که برای امام خبر میآورد و وی را تعلیم میدهد. مثلاً میفرمایند: {{عربی|اندازه=100%|«إِذَا وَرَدَ عَلَيْنَا شَيْءٌ لَيْسَ عِنْدَنَا تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُس»}}<ref>«اگر امری بر ما وارد شد که در اختیار ما نباشد، روح القدس آن را به ما می رساند»</ref> این ادبیات در قرآن کریم هم مورد استفاده است که میفرماید: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|قُلْ مَن كَانَ عَدُوًّا لِّجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}﴾}}<ref>«بگو: هر که دشمن جبرئیل است بیگمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست میشمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» بقره، آیه ۹۷.</ref> این ادبیات از دو جهت خوب و مطلوب است؛ اوّلاً در بیانات عمومی کاربرد دارد چون موجب غلو نمیشود و کسی توهّم خدایی از آن نمینماید، ولی ادبیات اول و دوم برای عوام مردم که توان تشخیص مراتب و جهات را ندارند موجب غلو میگردد. ثانیاً مقام اسماء و صفات کلیه الهیه و روحالقدس و ... مقام فناء و اندکاک نفس امام است، و لذا هه اولیاء در آنجا متحد و یکی بوده و کثرتی در آنجا وجود ندارد. از اینرو وقتی میخواهیم به حضرت رسول اکرم از آنجهت که رسول اکرمند و از دیگر أنبیاء و اولیاء متمایز میباشند اشاره کنیم، باید به همین نحوه سخن بگوئیم؛ چون مسلماً تعیّن خاص آن حضرت مادون مقام روحالقدس است و روح القدس بر آن نزول میکند؛ گرچه باطن آن حضرت که مقام ولایت است، عین روحالقدس و به حسابی برتر از آن میباشد. | ||
::::::گاهی همین مطلب را میتوان با ادبیاتی لطیفتر بیان کرد؛ به این کیفیت که ما به مقام بشریت پیامبر و امام اشاره میکنیم، ولی اتصال تام آن به عالم ملکوت و نداشتن حجاب را مدنظر قرار میدهیم و میگوئیم:امام همه چیز را نمیدانند ولی علم همه چیز در نزد وی حاضر است و چون اراده کند آگاه میشود. | ::::::گاهی همین مطلب را میتوان با ادبیاتی لطیفتر بیان کرد؛ به این کیفیت که ما به مقام بشریت پیامبر و امام اشاره میکنیم، ولی اتصال تام آن به عالم ملکوت و نداشتن حجاب را مدنظر قرار میدهیم و میگوئیم:امام همه چیز را نمیدانند ولی علم همه چیز در نزد وی حاضر است و چون اراده کند آگاه میشود. | ||
::::::روشن است که بودن علم در نزد کسی و نداشتن حجاب غیر از تحقق بالفعل آن است. در مثال سابق درباره مریضی که الآن از میزان دقیق درد پایش خبر ندارد میتوان گفت: وی اکنون از میزان دقیق درد بیاطلاع است ولی این آگاهی در نزد او موجود است و با یک التفات و توجّه آن را مییابد. | ::::::روشن است که بودن علم در نزد کسی و نداشتن حجاب غیر از تحقق بالفعل آن است. در مثال سابق درباره مریضی که الآن از میزان دقیق درد پایش خبر ندارد میتوان گفت: وی اکنون از میزان دقیق درد بیاطلاع است ولی این آگاهی در نزد او موجود است و با یک التفات و توجّه آن را مییابد. | ||
::::::در روایاتی چون: {{عربی|اندازه= | ::::::در روایاتی چون: {{عربی|اندازه=100%|«فَقَالَ لَهُ الْمُفَضَّلُ، جُعِلْتُ فِدَاكَ! يَفْرِضُ اللَّهُ طَاعَةَ عَبْدٍ عَلَى الْعِبَادِ، ثُمَّ يَحْجُبُ عَنْهُ خَبَرَ السَّمَاءِ! قَالَ: اللَّهُ أَكْرَمُ وَ أَرْأَفُ بِعِبَادِهِ مِنْ أَنْ يَفْرِضَ عَلَيْهِمْ طَاعَةَ عَبْدٍ يَحْجُبُ عَنْهُ خَبَرَ السَّمَاءِ صَبَاحاً أَوْ مَسَاء}}<ref>«پس مفضل به ایشان گفت، فدای شما شوم! خداوند متعال اطاعت از بندهای را بر بندگان خود لازم مینماید، سپس خبر آسمان را از او پنهان میدارد! امام فرمود: خداوند متعال نسبت به بندگان خود کریم تر و مهربانتر از آن می باشد که اطاعت از بندهای را بر ایشان لازم بداند که خبر آسمان را صبح و شام از او مخفی بدارد.»</ref> | ||
::::::ادبیات قرآن کریم هم که در ادامه بدان میرسیم در برخی از آیات چنین است. قرآن از سوئی میفرماید حقیقت کتاب مبین بر همه چیز مشتمل است، و از سویی میفرماید آن را بر پیامبر نازل کردیم، یا اشاره میکند که حضرت أمیرالمؤمنین (عنده علم الکتاب) میباشند. یعنی کتاب را مرتبهای از نفس حجت خدا قرار نمیدهد ولی حجت خدا را واقف بر همه علوم کتاب قرار داده و با این بیان او را عالم به همه حقائق معرفی میکند. | ::::::ادبیات قرآن کریم هم که در ادامه بدان میرسیم در برخی از آیات چنین است. قرآن از سوئی میفرماید حقیقت کتاب مبین بر همه چیز مشتمل است، و از سویی میفرماید آن را بر پیامبر نازل کردیم، یا اشاره میکند که حضرت أمیرالمؤمنین (عنده علم الکتاب) میباشند. یعنی کتاب را مرتبهای از نفس حجت خدا قرار نمیدهد ولی حجت خدا را واقف بر همه علوم کتاب قرار داده و با این بیان او را عالم به همه حقائق معرفی میکند. | ||
::::::بنابراین در یک بیان کامل باید گفت مقام باطن و قلب امام در سلسله علل همه حقائق هستی قرار دارد، و همواره بر تمام حقائق به علم حضوری واقف است. و مقام ظاهر امام، ذاتاً از بسیاری از علوم خالی است و آگاهی بالفعل وی به آن حقائق متوقف بر نزول آن علوم از باطن به ظاهر است، و نزول این علوم از باطن به ظاهر متوقف بر اراده امام و التفات آن حضرت میباشد. پس میتوان گفت علم فعلی متوقف بر اراده است و این اراده علم را از مرتبهای از مراتب به مرتبهای دیگر تنزل میدهد، و چون ملائکه در این اطلاق از شؤون نفس خود امام هستند، میتوان این تنزل را به ملائکه نسبت داد».<ref>[http://erfanvahekmat.com/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%28%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%84%DB%8C_%D9%88_%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D8%AD%29 علم غیب امام (تبیین دیدگاه اعتدالی و صحیح)، فصلنامه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام]</ref> | ::::::بنابراین در یک بیان کامل باید گفت مقام باطن و قلب امام در سلسله علل همه حقائق هستی قرار دارد، و همواره بر تمام حقائق به علم حضوری واقف است. و مقام ظاهر امام، ذاتاً از بسیاری از علوم خالی است و آگاهی بالفعل وی به آن حقائق متوقف بر نزول آن علوم از باطن به ظاهر است، و نزول این علوم از باطن به ظاهر متوقف بر اراده امام و التفات آن حضرت میباشد. پس میتوان گفت علم فعلی متوقف بر اراده است و این اراده علم را از مرتبهای از مراتب به مرتبهای دیگر تنزل میدهد، و چون ملائکه در این اطلاق از شؤون نفس خود امام هستند، میتوان این تنزل را به ملائکه نسبت داد».<ref>[http://erfanvahekmat.com/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%28%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%84%DB%8C_%D9%88_%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D8%AD%29 علم غیب امام (تبیین دیدگاه اعتدالی و صحیح)، فصلنامه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام]</ref> | ||
| خط ۱۶۳: | خط ۱۶۳: | ||
[[پرونده:11273.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد نظیر عرفانی|عرفانی]]]] | [[پرونده:11273.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد نظیر عرفانی|عرفانی]]]] | ||
::::::آقای '''[[محمد نظیر عرفانی]]''' در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[بررسی علم غیب معصومان (پایاننامه)|بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::آقای '''[[محمد نظیر عرفانی]]''' در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[بررسی علم غیب معصومان (پایاننامه)|بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«اعتقاد ما نسبت به [[علم غیب]] معصومان {{عم}} این است كه آنها با اراده الهی عالم به غیب میباشند و چنین اعتقادی كه علم غیب آنها به صورت استقلالی باشد مورد قبول ما نیست، بنابر این شرك در صورتی بوجود خواهد آمد كه ما علم غیب آنها را مستقل از علم الهی بدانیم و إلا اگر علم غیب معصومان در طول علم الهی و با اذن خداوند باشد هیچ گونه شركی به وجود نخواهد آمد. و لذا حضرت عیسی{{ع}} میفرمایند من مردگان را به اذن خدا زنده میكنم وكور مادر زاد را شفا میبخشم اما تمام اینها با اذن واجازه خداوند است {{عربی|اندازه= | ::::::«اعتقاد ما نسبت به [[علم غیب]] معصومان {{عم}} این است كه آنها با اراده الهی عالم به غیب میباشند و چنین اعتقادی كه علم غیب آنها به صورت استقلالی باشد مورد قبول ما نیست، بنابر این شرك در صورتی بوجود خواهد آمد كه ما علم غیب آنها را مستقل از علم الهی بدانیم و إلا اگر علم غیب معصومان در طول علم الهی و با اذن خداوند باشد هیچ گونه شركی به وجود نخواهد آمد. و لذا حضرت عیسی{{ع}} میفرمایند من مردگان را به اذن خدا زنده میكنم وكور مادر زاد را شفا میبخشم اما تمام اینها با اذن واجازه خداوند است {{عربی|اندازه=100%|«وَأُبْرِئُ الأكْمَهَ وَالأبْرَصَ وَأُحْیی الْمَوْتَی بِإِذْنِ اللَّهِ»}} و اگر اهل بیت {{عم}} در روز قیامت شفاعت مینمایند، بدون اذن الهی صورت نخواهد گرفت: {{عربی|اندازه=150%|«وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَه»}} برخی گمان بردهاند كه اشتراك معصوم با خداوند در داشتن علم غیب موجب غلو در حق معصوم و زمینهساز نوعی شرك میشود، در پاسخ میتوان گفت: اثبات مراحل پائینی برخی صفات الهی برای مخلوقات مایه هیچ گونه شرك و غلو نیست انسانها به قدر وسعت وجودی خود واجد صفات كمالی رحمت، علم، قدرت و.... هستند و این امر هیچگونه شرك را برنمیانگیزد، چون تفاوت میان این داشتن و داشتن الهی، اصولاً قابل مقایسه نیست، همین طور علم غیب معصوم با علم غیب الهی، فرق دارد. مهمترین فرقهای آن از قرار ذیل است: | ||
::::#علم غیب خداوند بالذات است؛ یعنی خارج از ذات نیست. اما [[علم غیب]] امامان و انبیاء{{عم}} بالغیر و مأذون از جانب خداوند است، لذا قرآن مجید به صراحت علم غیب بالذات و مستقل را از غیر خدا نفی میكند. | ::::#علم غیب خداوند بالذات است؛ یعنی خارج از ذات نیست. اما [[علم غیب]] امامان و انبیاء{{عم}} بالغیر و مأذون از جانب خداوند است، لذا قرآن مجید به صراحت علم غیب بالذات و مستقل را از غیر خدا نفی میكند. | ||
::::#علم غیب الهی، قدیم و سابق بر همه مخلوقات و معلومات است، ولی علم غیبی [[انبیا]] و [[ائمه]] {{عم}} در ظرف وجودی خود آنان شكل گرفته و حادث است. | ::::#علم غیب الهی، قدیم و سابق بر همه مخلوقات و معلومات است، ولی علم غیبی [[انبیا]] و [[ائمه]] {{عم}} در ظرف وجودی خود آنان شكل گرفته و حادث است. | ||