اصل دین بودن امامت: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=100%|' به '{{عربی|'
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=150%|' به '{{عربی|')
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=100%|' به '{{عربی|')
خط ۱۰: خط ۱۰:
#اهداف و اغراضی که با [[نبوت]] حاصل می‌شد، با [[امامت]] حقه نیز به دست می‌آید پس همانطور که [[نبوت]] از اصول دین است، [[امامت]] هم چنین می‌باشد.
#اهداف و اغراضی که با [[نبوت]] حاصل می‌شد، با [[امامت]] حقه نیز به دست می‌آید پس همانطور که [[نبوت]] از اصول دین است، [[امامت]] هم چنین می‌باشد.
#با [[امامت]]، اساس شریعت، حفظ می‌شود و نظام اجتماعی، قوام می‌یابد.
#با [[امامت]]، اساس شریعت، حفظ می‌شود و نظام اجتماعی، قوام می‌یابد.
#زندگی بدون معرفت، در واقع زندگی جاهلانه است و نه حیات طیبه‌ای که ادیان، ارمغان‌آور آن هستند. [[حضرت رسول]]: {{عربی|اندازه=100%|"مَنْ‏ مَاتَ‏ وَ لَمْ‏ يَعْرِفْ‏ إِمَامَ‏ زَمَانِهِ‏ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً"}}<ref>[[اسحاق عارفی|عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۷۷.</ref>.
#زندگی بدون معرفت، در واقع زندگی جاهلانه است و نه حیات طیبه‌ای که ادیان، ارمغان‌آور آن هستند. [[حضرت رسول]]: {{عربی|"مَنْ‏ مَاتَ‏ وَ لَمْ‏ يَعْرِفْ‏ إِمَامَ‏ زَمَانِهِ‏ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً"}}<ref>[[اسحاق عارفی|عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۷۷.</ref>.
*'''اولین دلیل: [[امام]] و واسطه فیض:'''هدف عالی انسان، نیل به کمالات ماورای طبیعت و اتصال به عالم غیب و تخلق به "اخلاق الله" است. طریق وصول به این کمال، همان "[[صراط مستقیم]]" است. کسی می‌تواند رهبر رهروان طریق مستقیم باشد که خود، این مسیر را پیموده و لازم است همواره در میان انسان‌ها چنین فرد برگزیده‌ای وجود داشته باشد تا واسطه فیض میان عالم ربوبی و نوع انسانی گردد؛ چنین فرد برگزیده‌ای، در اصطلاح شرع، [[امام]] نامیده می‌شود. پس [[امام]]، مجرای فیوض الهی و واسطه بین انسان و [[عالم غیب]] است. فلاسفه بزرگ، همچون [[ابن سینا]]، در الهیات شفا و... خالی نماندن عالم را از وجود [[امام]] که با مضمون احادث و استمرار فیض و قواعد عقلی دیگر، موافق است با صراحت پذیرفته‌اند<ref>[[اسحاق عارفی| عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۸۵.</ref>.
*'''اولین دلیل: [[امام]] و واسطه فیض:'''هدف عالی انسان، نیل به کمالات ماورای طبیعت و اتصال به عالم غیب و تخلق به "اخلاق الله" است. طریق وصول به این کمال، همان "[[صراط مستقیم]]" است. کسی می‌تواند رهبر رهروان طریق مستقیم باشد که خود، این مسیر را پیموده و لازم است همواره در میان انسان‌ها چنین فرد برگزیده‌ای وجود داشته باشد تا واسطه فیض میان عالم ربوبی و نوع انسانی گردد؛ چنین فرد برگزیده‌ای، در اصطلاح شرع، [[امام]] نامیده می‌شود. پس [[امام]]، مجرای فیوض الهی و واسطه بین انسان و [[عالم غیب]] است. فلاسفه بزرگ، همچون [[ابن سینا]]، در الهیات شفا و... خالی نماندن عالم را از وجود [[امام]] که با مضمون احادث و استمرار فیض و قواعد عقلی دیگر، موافق است با صراحت پذیرفته‌اند<ref>[[اسحاق عارفی| عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۸۵.</ref>.
*'''دومین دلیل: جهان هستی، وابسته به وجود [[امام]]:''' وابستگی هستی و بقای سایر ممکنات به وجود [[امام]] هم از طریق عقل، قابل اثبات است و هم از طریق نقل.
*'''دومین دلیل: جهان هستی، وابسته به وجود [[امام]]:''' وابستگی هستی و بقای سایر ممکنات به وجود [[امام]] هم از طریق عقل، قابل اثبات است و هم از طریق نقل.


*'''دو دلیل عقلی:'''همه ممکنات، این استعداد را ندارند که بدون واسطه، تلقی فیض نمایند، قصور خودشان مانع از رسیدن فیض به طور مستقیم است لذا "[[امام]]" که در جنبه {{عربی|اندازه=100%|"يلي الربّي و يلي الخلقي"}} کامل است، واسطه ایصال برکات می‌باشد، همان‌طور که [[پیامبر اکرم|نبی اکرم]]{{صل}} در دریافت [[وحی]] واسطه است برای مردم.
*'''دو دلیل عقلی:'''همه ممکنات، این استعداد را ندارند که بدون واسطه، تلقی فیض نمایند، قصور خودشان مانع از رسیدن فیض به طور مستقیم است لذا "[[امام]]" که در جنبه {{عربی|"يلي الربّي و يلي الخلقي"}} کامل است، واسطه ایصال برکات می‌باشد، همان‌طور که [[پیامبر اکرم|نبی اکرم]]{{صل}} در دریافت [[وحی]] واسطه است برای مردم.


*'''ادله نقلی:''' [[ابو حمزه ثمالی]] می‌گوید:" به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم: آیا ممکن است زمین، بدون [[امام]] بماند؟ فرمود: اگر زمین، بدون [[امام]] بماند، حتماً فرو می‌ریزد". نسبت به وابستگی جهان هستی به وجود [[امام]]، در زیارت جامعه کبیره چنین آمده:  
*'''ادله نقلی:''' [[ابو حمزه ثمالی]] می‌گوید:" به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم: آیا ممکن است زمین، بدون [[امام]] بماند؟ فرمود: اگر زمین، بدون [[امام]] بماند، حتماً فرو می‌ریزد". نسبت به وابستگی جهان هستی به وجود [[امام]]، در زیارت جامعه کبیره چنین آمده:  
خط ۶۶: خط ۶۶:
*نوع [[نبی]] و [[امام]] عالی و اشرف از سایر انواع انسانی است لذا از نظر رتبه وجودی مقدم بر سایر انواع خواهد بود. پس نوع [[نبی]] و [[امام]]، مقدم بر سایر انواع انسانی در رتبه وجودی است.
*نوع [[نبی]] و [[امام]] عالی و اشرف از سایر انواع انسانی است لذا از نظر رتبه وجودی مقدم بر سایر انواع خواهد بود. پس نوع [[نبی]] و [[امام]]، مقدم بر سایر انواع انسانی در رتبه وجودی است.
*مقدمه دوم، همان قاعده امکان اشرف است که ثابت شده است، اما مقدمه اول باید اثبات شود که آیا نوع نبی و امام، نوع عالی و شریف است یا نه؟
*مقدمه دوم، همان قاعده امکان اشرف است که ثابت شده است، اما مقدمه اول باید اثبات شود که آیا نوع نبی و امام، نوع عالی و شریف است یا نه؟
*از نظر منشأ روحانی، انسان‌ها تحت انواع مختلف قرار دارند و آیه شریفه {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ }}﴾}}<ref> جز این نیست که من هم بشری چون شمایم؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref> ناظر به نشاة اولی است نه دوم. بنابراین نوع [[نبی]] و [[امام]]، اشرف از سایر انواع انسانی است.
*از نظر منشأ روحانی، انسان‌ها تحت انواع مختلف قرار دارند و آیه شریفه {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ }}﴾}}<ref> جز این نیست که من هم بشری چون شمایم؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref> ناظر به نشاة اولی است نه دوم. بنابراین نوع [[نبی]] و [[امام]]، اشرف از سایر انواع انسانی است.
*'''نقد:''' قاعده امکان اشرف، تنها در ابداعیات که وجودشان به ماده قابله و استعداد نیاز ندارد، جاری است، نه در وجودهای زمانی و مادی.
*'''نقد:''' قاعده امکان اشرف، تنها در ابداعیات که وجودشان به ماده قابله و استعداد نیاز ندارد، جاری است، نه در وجودهای زمانی و مادی.
*'''پاسخ:''' حکم انواع و طبایع کلیه، ذاتاً همانند ابداعیات است چرا که نیاز نوع طبیعی به استعداد، ذاتی نیست بلکه عرضی است به دیگر سخن، نوعیت نوع، به ماده نیست هر چند که برای وجود در عالم مادی خارجی، نیاز به ماده دارد<ref>[[عبدالکریم رضایی|رضایی، عبدالکریم]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۴۱.</ref>.
*'''پاسخ:''' حکم انواع و طبایع کلیه، ذاتاً همانند ابداعیات است چرا که نیاز نوع طبیعی به استعداد، ذاتی نیست بلکه عرضی است به دیگر سخن، نوعیت نوع، به ماده نیست هر چند که برای وجود در عالم مادی خارجی، نیاز به ماده دارد<ref>[[عبدالکریم رضایی|رضایی، عبدالکریم]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۴۱.</ref>.