رابطه قلم با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - ']]]] دکتر' به ']]]] آقای دکتر'
جز (ربات: جایگزینی ردهٔ پرسشهای جامع امامت و ولایت با پرسش) |
جز (جایگزینی متن - ']]]] دکتر' به ']]]] آقای دکتر') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
{{جمع شدن|۲. آقای دکتر رستمی و خانم آلبویه.}} | {{جمع شدن|۲. آقای دکتر رستمی و خانم آلبویه.}} | ||
[[پرونده:11522.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[محمد زمان رستمی|رستمی]]]] | [[پرونده:11522.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[محمد زمان رستمی|رستمی]]]] | ||
دکتر '''[[محمد زمان رستمی]]''' (استادیار دانشگاه قم) و خانم '''[[طاهره آلبویه]]''' (پژوهشگر جامعة الزهراء) در کتاب ''«[[علم امام ۲ (کتاب)|علم امام]]»'' در اینباره گفتهاند: | آقای دکتر '''[[محمد زمان رستمی]]''' (استادیار دانشگاه قم) و خانم '''[[طاهره آلبویه]]''' (پژوهشگر جامعة الزهراء) در کتاب ''«[[علم امام ۲ (کتاب)|علم امام]]»'' در اینباره گفتهاند: | ||
:::::«قلم با ماهیت خاص خود یکی از مخازن علم الهی است و [[امام]]{{ع}} در مراحل سیر کمالی خود به این جایگاه دست مییابد و از علوم آن به گونه علم حضوری بهره میگیرد؛ به بیان دیگر، به مقام قلم نایل میشود و با آن عینیت مییابد و وظایف آن بدو سپرده میشود و یا هم ردیف آن میشود و همان را میکند که قلم انجام میدهد. | :::::«قلم با ماهیت خاص خود یکی از مخازن علم الهی است و [[امام]]{{ع}} در مراحل سیر کمالی خود به این جایگاه دست مییابد و از علوم آن به گونه علم حضوری بهره میگیرد؛ به بیان دیگر، به مقام قلم نایل میشود و با آن عینیت مییابد و وظایف آن بدو سپرده میشود و یا هم ردیف آن میشود و همان را میکند که قلم انجام میدهد. | ||
::::::'''قلم و مراتب آن:''' میان احدیّت ذات و واحدیّت او برزخیّت اول است که برزخیّت اکبر نام دارد و میان علم الهی و وجود ممکنات، برزخیت دوم است و آن برزخیت اول، منشأ این برزخیت دوم میباشد و برزخیت دوم، منشأ عقل اول یا روح اعظم که منشأ ارواح است یا قلم اعلی است<ref>فرغانی، مشرف الدراری، ص۶۵۸.</ref>. قلم، اولین مخلوقی است که از صفت قدرت خداوند آفریده شده است<ref>در روایتی از پیامبر اکرم{{صل}} آمده است که اولین آفریده الهی، نور من است: {{عربی|« أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِي»}}. این نور، ارواح جمیع انبیا و اولیا را به جمع احدی در بر دارد و این در مرتبه عقل اول است، سپس ارواح در مرتبه لوح محفوظ تعیّن پیدا کردند و متمیز شدند تا در عالم عنصری یکی پس از دیگری به انوار مختصه خود طلوع کردند؛ حسنزاده آملی، ممد الهمم، ص۶۷۳.</ref>. و محلی برای نفوذ اقتدار الهی است<ref>قلم اعلی از احکام کثرت و امکان منزه است و تنها در نفس خودش ممکن است و به اعتبار وجهی که به سوی پروردگارش دارد، واجب است.</ref>. قلم همان عقل اول است و از این روی قلم نامیده شده است که قلم نسبتی با دست دارد و دست، سنبل قدرت است و اصلیترین صفت عقل اول، قدرت است. عقل اول یا قلم، نخستین سبب از اسباب ایجاد وجود امکانی است. پس از قلم و در مرتبهای پایینتر، [[لوح محفوظ]]<ref>چهار نوع لوح وجود دارد: الف) لوح قضایی که بر لوح محو و اثبات پیشی دارد و آن را لوح عقل اول هم میگویند؛ ب) لوح قدری که عبارت از لوح نفس ناطقه کلیه است که در آن کلیات لوح اول به طور تفصیل آمده و به اسباب آنها تعلق میگیرد و آن لوح محفوظ نامیده میشود؛ ج) لوح نفس جزئی که در آن هرچه که در این عالم است (شکل و هیئت و مقدارش) نقش بسته است و به منزله خیال عالم است، همچنان که اولین لوح، به منزله روح عالم و دومین لوح، به منزله قلب عالم است؛ د) لوح هیولی، که پذیرای صورتها در عالم شهادت است؛ خواجوی، ترجمه فکوک قونوی، ص۱۰۲.</ref>. آفریده شده است که محل تأثیر قلم میباشد و قلم آزاد است و لوح محفوظ، محکوم آن میباشد. قلم آنچه از علم خدا به مخلوقاتش را در خود به اجمال دارد، به تفصیل در لوح ایجاد میکند و نقش میدهد، پس آنچه به تفصیل در [[لوح محفوظ]] قرار دارد، مظهر و تنزل یافته آن چیزی است که به اجمال در قلم موجود است. بعد از لوح، عرش و پس از آن کرسی و بعد از اینها دیگر افلاک یکی پس از دیگری قرار دارند که هر یک مظهر و تنزل یافته دیگری است. انسان میتواند سلوک نموده و به تدریج به تمام این مقامات عالی بالا رفته و سرانجام با عقل اول اتحاد پیدا کرده و سپس از آن هم درگذرد و به آن برزخیتی که از جمله صفات آن وحدانیت است که مرتبه پایین احدیت میباشد اتصال یابد و این رازی است که آیه شریفه {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الأَمْرُ كُلُّهُ}}<ref>سوره هود، آیه۱۲۳</ref>. و کارها تماماً به او بازگشت دارد، اشاره مینماید<ref>قونوی، فکوک، ص۴۵-۶۵.</ref>. | ::::::'''قلم و مراتب آن:''' میان احدیّت ذات و واحدیّت او برزخیّت اول است که برزخیّت اکبر نام دارد و میان علم الهی و وجود ممکنات، برزخیت دوم است و آن برزخیت اول، منشأ این برزخیت دوم میباشد و برزخیت دوم، منشأ عقل اول یا روح اعظم که منشأ ارواح است یا قلم اعلی است<ref>فرغانی، مشرف الدراری، ص۶۵۸.</ref>. قلم، اولین مخلوقی است که از صفت قدرت خداوند آفریده شده است<ref>در روایتی از پیامبر اکرم{{صل}} آمده است که اولین آفریده الهی، نور من است: {{عربی|« أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِي»}}. این نور، ارواح جمیع انبیا و اولیا را به جمع احدی در بر دارد و این در مرتبه عقل اول است، سپس ارواح در مرتبه لوح محفوظ تعیّن پیدا کردند و متمیز شدند تا در عالم عنصری یکی پس از دیگری به انوار مختصه خود طلوع کردند؛ حسنزاده آملی، ممد الهمم، ص۶۷۳.</ref>. و محلی برای نفوذ اقتدار الهی است<ref>قلم اعلی از احکام کثرت و امکان منزه است و تنها در نفس خودش ممکن است و به اعتبار وجهی که به سوی پروردگارش دارد، واجب است.</ref>. قلم همان عقل اول است و از این روی قلم نامیده شده است که قلم نسبتی با دست دارد و دست، سنبل قدرت است و اصلیترین صفت عقل اول، قدرت است. عقل اول یا قلم، نخستین سبب از اسباب ایجاد وجود امکانی است. پس از قلم و در مرتبهای پایینتر، [[لوح محفوظ]]<ref>چهار نوع لوح وجود دارد: الف) لوح قضایی که بر لوح محو و اثبات پیشی دارد و آن را لوح عقل اول هم میگویند؛ ب) لوح قدری که عبارت از لوح نفس ناطقه کلیه است که در آن کلیات لوح اول به طور تفصیل آمده و به اسباب آنها تعلق میگیرد و آن لوح محفوظ نامیده میشود؛ ج) لوح نفس جزئی که در آن هرچه که در این عالم است (شکل و هیئت و مقدارش) نقش بسته است و به منزله خیال عالم است، همچنان که اولین لوح، به منزله روح عالم و دومین لوح، به منزله قلب عالم است؛ د) لوح هیولی، که پذیرای صورتها در عالم شهادت است؛ خواجوی، ترجمه فکوک قونوی، ص۱۰۲.</ref>. آفریده شده است که محل تأثیر قلم میباشد و قلم آزاد است و لوح محفوظ، محکوم آن میباشد. قلم آنچه از علم خدا به مخلوقاتش را در خود به اجمال دارد، به تفصیل در لوح ایجاد میکند و نقش میدهد، پس آنچه به تفصیل در [[لوح محفوظ]] قرار دارد، مظهر و تنزل یافته آن چیزی است که به اجمال در قلم موجود است. بعد از لوح، عرش و پس از آن کرسی و بعد از اینها دیگر افلاک یکی پس از دیگری قرار دارند که هر یک مظهر و تنزل یافته دیگری است. انسان میتواند سلوک نموده و به تدریج به تمام این مقامات عالی بالا رفته و سرانجام با عقل اول اتحاد پیدا کرده و سپس از آن هم درگذرد و به آن برزخیتی که از جمله صفات آن وحدانیت است که مرتبه پایین احدیت میباشد اتصال یابد و این رازی است که آیه شریفه {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الأَمْرُ كُلُّهُ}}<ref>سوره هود، آیه۱۲۳</ref>. و کارها تماماً به او بازگشت دارد، اشاره مینماید<ref>قونوی، فکوک، ص۴۵-۶۵.</ref>. | ||