پرش به محتوا

ساده‌زیستی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ نوامبر ۲۰۱۹
خط ۶: خط ۶:


==سادگی [[خوراک]] [[پیامبر]]{{صل}}==
==سادگی [[خوراک]] [[پیامبر]]{{صل}}==
[[خوراک]] [[رسول اکرم]]{{صل}} بسیار ساده بود. آن [[حضرت]]، هر آن‌چه از [[غذا]] که حاضر بود، می‌خورد؛ اگر دانه‌ای خرما یا نان و یا شوائی<ref>تکه گوشت کباب شده و بریانی و مانند آن.</ref> به دست می‌آورد، آن را می‌خورد و اگر شیری هم می‌یافت، بدان اکتفا می‌کرد<ref>تقی الدین، مقریزی، امتاع الأسماع، ج ۲، ص ۱۹۰ و ابن حزم، جوامع السیرة النبویه، ص ۳۴ و نویری، نهایة ۴الإرب، ج۱۸، ص۲۴۷.</ref>. بیشتر [[خوراک]] ایشان [[آب]] و خرما بود<ref>حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص ۲۹ و وسائل الشیعه، ج ۲۵، ص ۳۵.</ref>؛ اما از همین غذای ساده هم تا زمانی که [[رحلت]] کرده بود، سه شب متوالی سیر [[غذا]] نخورد<ref>بیهقی، السنن الکبری، ج ۲، ص ۱۵۰؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۶، ص ۲۷۷ و البخاری، صحیح، ج ۶ ص ۱۹۶.</ref>. بسا شب‌ها که گرسنه می‌خوابید و خانواده‌اش نیز غذایی برای [[شام]] شبشان نداشتند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۰۶؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۲۵۵؛ قاضی عیاض اندلسی، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۸۱ و ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۱۲۶.</ref>. [[نقل]] شده است که گاه تا سه [[ماه]] در خانه [[پیامبر]]{{صل}} هیچ آتشی برای پختن نان و پختن چیز دیگر برافروخته نمی‌شد و در این مدت، غذایشان فقط [[آب]] بود و خرما و البته اندکی شیر که [[همسایگان]] [[انصاری]] ایشان که شتران و گوسفندان شیرده داشتند، برای آن [[حضرت]] می‌فرستادند<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۰۷: نهایة الأرب، ج ۱۸، ص ۲۸۰ و ابن حجر، فتح الباری، ج ۱۱، ص ۲۵۱.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۰۷-۴۰۸.</ref>.
*[[خوراک]] [[رسول اکرم]]{{صل}} بسیار ساده بود. آن [[حضرت]]، هر آن‌چه از [[غذا]] که حاضر بود، می‌خورد؛ اگر دانه‌ای خرما یا نان و یا شوائی<ref>تکه گوشت کباب شده و بریانی و مانند آن.</ref> به دست می‌آورد، آن را می‌خورد و اگر شیری هم می‌یافت، بدان اکتفا می‌کرد<ref>تقی الدین، مقریزی، امتاع الأسماع، ج ۲، ص ۱۹۰ و ابن حزم، جوامع السیرة النبویه، ص ۳۴ و نویری، نهایة ۴الإرب، ج۱۸، ص۲۴۷.</ref>. بیشتر [[خوراک]] ایشان [[آب]] و خرما بود<ref>حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص ۲۹ و وسائل الشیعه، ج ۲۵، ص ۳۵.</ref>؛ اما از همین غذای ساده هم تا زمانی که [[رحلت]] کرده بود، سه شب متوالی سیر [[غذا]] نخورد<ref>بیهقی، السنن الکبری، ج ۲، ص ۱۵۰؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۶، ص ۲۷۷ و البخاری، صحیح، ج ۶ ص ۱۹۶.</ref>. بسا شب‌ها که گرسنه می‌خوابید و خانواده‌اش نیز غذایی برای [[شام]] شبشان نداشتند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۰۶؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۲۵۵؛ قاضی عیاض اندلسی، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۸۱ و ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۱۲۶.</ref>. [[نقل]] شده است که گاه تا سه [[ماه]] در خانه [[پیامبر]]{{صل}} هیچ آتشی برای پختن نان و پختن چیز دیگر برافروخته نمی‌شد و در این مدت، غذایشان فقط [[آب]] بود و خرما و البته اندکی شیر که [[همسایگان]] [[انصاری]] ایشان که شتران و گوسفندان شیرده داشتند، برای آن [[حضرت]] می‌فرستادند<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۰۷: نهایة الأرب، ج ۱۸، ص ۲۸۰ و ابن حجر، فتح الباری، ج ۱۱، ص ۲۵۱.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۰۷-۴۰۸.</ref>.
*[[روایت]] شده است، [[رسول خدا]]{{صل}} تا هنگام [[رحلت]] دو بار پی در پی از [[غذا]] سیر نخورد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۰۸؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ۱۴۵۰ ج ۱، ص ۳۴۳؛ مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۸، ص ۲۲۰ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۱۲۴.</ref> و تا زنده بود از نان گندم و جو سیر نشد<ref>شیخ صدوق، الامالی، ص ۳۲۰ و محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج ۲، ص۴۵۶.</ref>. هیچ گاه پیش نیامد که سفره‌ای در خانه‌اش جمع شود و غذایی در آن مانده باشد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۰۷؛ الطبرانی، المعجم الاوسط، ج ۸، ص ۳۵۸ و مسند احمد، ج ۶، ص ۱۵۶.</ref>. پیوسته گرسنه بود و چیزی برایش محبوب‌تر از آن نبود که همیشه گرسنه و ترسان از [[خدای متعال]] باشد<ref>کلینی، الکافی، ج ۸، ص ۱۳۰ و ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۲، ص ۱۳۸.</ref>. بسا روزها که [[پیامبر]]{{صل}} از شدت [[گرسنگی]] به خود می‌پیچید و خرمای معمولی هم پیدا نمی‌کرد تا شکم خود را بدان سیر کند<ref>۷. الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۱۱؛ دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۴۳؛ صحیح مسلم، ج ۸، ص ۲۲۰ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۱۲۴.</ref> و از شدت [[گرسنگی]] سنگ به شکم می‌بست<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۰۷؛ جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۳۸۰ و نهایة الإرب، ج ۱۸، ص ۲۷۹.</ref>. امیرالمؤمنین علی{{ع}} در توصیف [[پیامبر]]{{صل}} و [[زندگی]] او فرموده است: "[[رسول خدا]]{{صل}} لاغرترین اهل [[دنیا]] و از نظر خوردن، گرسنه‌ترین آنها بود... او روی [[زمین]] می‌نشست و [[غذا]] می‌خورد و چون برده‌ای ساده بر روی [[زمین]] می‌نشست، با دست خود کفش خود را وصله می‌زد و جامه خود را با دست خود می‌دوخت..."<ref>نهج البلاغه، ص ۲۲۹.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} روی [[زمین]] می‌نشست و [[غذا]] می‌خورد<ref>شیخ طوسی، الامالی، ص ۳۹۳؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۰۸ و احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج ۲، ص۴۴۲.</ref> و موقع خوردن تکیه نمی‌داد<ref>الکافی، ج۶، ص۲۷۲؛ مسند احمد، ج ۵، ص ۱۶۵؛ محمد بن یزید القزوینی، سنن ابن ماجه، ج ۱، ص ۸۹ و فتح الباری، ج۹،‌ ص۴۷۲.</ref> و از شباهت یافتن به [[سلاطین]] کراهت داشت<ref>الکافی، ج۶، ص۲۷۲ و المحاسن، ج۲، ص۴۵۸.</ref>. درخوراک، بر غلامان و کنیزان خود [[برتری]] نداشت و هر آن‌چه آنان می‌خوردند، او نیز می‌خورد<ref>ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۱۴۶-۱۴۷؛ امتاع الأسماع، ج ۲، ص ۱۸۸ و جوامع السیره، ص ۳۵.</ref> [[رسول خدا]]{{صل}} تا زنده بود چون [[ثروتمندان]] بر سفره رنگین [[غذا]] نخورد<ref>مسند احمد، ج ۲۴، ص ۴۳۵؛ صحیح بخاری، ج ۶، ص ۱۹۹ و سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۱۰۹۵.</ref>؛ نان او هیچ‌گاه از سبوس، خالی نبود<ref>صحیح بخاری، ج ۶، ص ۱۹۹؛ روضة الواعظین، ج ۲، ص ۴۵۶؛ مکارم الاخلاق، ص ۲۸ و امتاع الاسماع، ج ۷، ص ۲۶۶.</ref> و در سفرهاش دو نوع [[غذا]] دیده نشد؛ مگر آنکه یکی را می‌خورد و دیگری را در [[راه خدا]] [[صدقه]] می‌داد<ref>مجموعه ورام، ج ۱، ص ۴۸ و المتقی الهندی، کنزالعمال، ج۱۵، ص۴۲۷.</ref>. هنگام [[غذا]] خوردن پاهای خود را جمع و مثل [[نمازگزار]] حالت تشهد به خود گرفته، بر ران چپ خود، تکیه می‌داد و می‌فرمود: "من، [[بنده]] هستم و مانند [[بندگان]] [[غذا]] می‌خورم و مانند آنان می‌نشینم"<ref>الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۱۸۸؛ الطبقات، الکبری ج ۱، ص ۲۸۸ و احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۰، ص۳۷۶.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۰۸-۴۰۹.</ref>.
*[[روایت]] شده است، [[رسول خدا]]{{صل}} تا هنگام [[رحلت]] دو بار پی در پی از [[غذا]] سیر نخورد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۰۸؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ۱۴۵۰ ج ۱، ص ۳۴۳؛ مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۸، ص ۲۲۰ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۱۲۴.</ref> و تا زنده بود از نان گندم و جو سیر نشد<ref>شیخ صدوق، الامالی، ص ۳۲۰ و محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج ۲، ص۴۵۶.</ref>. هیچ گاه پیش نیامد که سفره‌ای در خانه‌اش جمع شود و غذایی در آن مانده باشد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۰۷؛ الطبرانی، المعجم الاوسط، ج ۸، ص ۳۵۸ و مسند احمد، ج ۶، ص ۱۵۶.</ref>. پیوسته گرسنه بود و چیزی برایش محبوب‌تر از آن نبود که همیشه گرسنه و ترسان از [[خدای متعال]] باشد<ref>کلینی، الکافی، ج ۸، ص ۱۳۰ و ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۲، ص ۱۳۸.</ref>. بسا روزها که [[پیامبر]]{{صل}} از شدت [[گرسنگی]] به خود می‌پیچید و خرمای معمولی هم پیدا نمی‌کرد تا شکم خود را بدان سیر کند<ref>۷. الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۱۱؛ دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۴۳؛ صحیح مسلم، ج ۸، ص ۲۲۰ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۱۲۴.</ref> و از شدت [[گرسنگی]] سنگ به شکم می‌بست<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۰۷؛ جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۳۸۰ و نهایة الإرب، ج ۱۸، ص ۲۷۹.</ref>. امیرالمؤمنین علی{{ع}} در توصیف [[پیامبر]]{{صل}} و [[زندگی]] او فرموده است: "[[رسول خدا]]{{صل}} لاغرترین اهل [[دنیا]] و از نظر خوردن، گرسنه‌ترین آنها بود... او روی [[زمین]] می‌نشست و [[غذا]] می‌خورد و چون برده‌ای ساده بر روی [[زمین]] می‌نشست، با دست خود کفش خود را وصله می‌زد و جامه خود را با دست خود می‌دوخت..."<ref>نهج البلاغه، ص ۲۲۹.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} روی [[زمین]] می‌نشست و [[غذا]] می‌خورد<ref>شیخ طوسی، الامالی، ص ۳۹۳؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۰۸ و احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج ۲، ص۴۴۲.</ref> و موقع خوردن تکیه نمی‌داد<ref>الکافی، ج۶، ص۲۷۲؛ مسند احمد، ج ۵، ص ۱۶۵؛ محمد بن یزید القزوینی، سنن ابن ماجه، ج ۱، ص ۸۹ و فتح الباری، ج۹،‌ ص۴۷۲.</ref> و از شباهت یافتن به [[سلاطین]] کراهت داشت<ref>الکافی، ج۶، ص۲۷۲ و المحاسن، ج۲، ص۴۵۸.</ref>. درخوراک، بر غلامان و کنیزان خود [[برتری]] نداشت و هر آن‌چه آنان می‌خوردند، او نیز می‌خورد<ref>ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۱۴۶-۱۴۷؛ امتاع الأسماع، ج ۲، ص ۱۸۸ و جوامع السیره، ص ۳۵.</ref> [[رسول خدا]]{{صل}} تا زنده بود چون [[ثروتمندان]] بر سفره رنگین [[غذا]] نخورد<ref>مسند احمد، ج ۲۴، ص ۴۳۵؛ صحیح بخاری، ج ۶، ص ۱۹۹ و سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۱۰۹۵.</ref>؛ نان او هیچ‌گاه از سبوس، خالی نبود<ref>صحیح بخاری، ج ۶، ص ۱۹۹؛ روضة الواعظین، ج ۲، ص ۴۵۶؛ مکارم الاخلاق، ص ۲۸ و امتاع الاسماع، ج ۷، ص ۲۶۶.</ref> و در سفرهاش دو نوع [[غذا]] دیده نشد؛ مگر آنکه یکی را می‌خورد و دیگری را در [[راه خدا]] [[صدقه]] می‌داد<ref>مجموعه ورام، ج ۱، ص ۴۸ و المتقی الهندی، کنزالعمال، ج۱۵، ص۴۲۷.</ref>. هنگام [[غذا]] خوردن پاهای خود را جمع و مثل [[نمازگزار]] حالت تشهد به خود گرفته، بر ران چپ خود، تکیه می‌داد و می‌فرمود: "من، [[بنده]] هستم و مانند [[بندگان]] [[غذا]] می‌خورم و مانند آنان می‌نشینم"<ref>الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۱۸۸؛ الطبقات، الکبری ج ۱، ص ۲۸۸ و احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۰، ص۳۷۶.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۰۸-۴۰۹.</ref>.


۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش