←زبیر در زمان خلافت امام علی {{ع}}
(←مقدمه) |
|||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
*در زمان [[عثمان]] تسامح و گشادهدستی [[عثمان]] کار را به آنجا کشاند که زبیر به ثروتهای افسانهای دست یافت و مجموع ثروتش ۵۲ میلیون درهم شد. او هنگام [[مرگ]] پنجاه هزار [[دینار]]، یک هزار اسب و یک هزار [[غلام]] و کنیز داشت. اما چون [[عثمان]] [[خانواده]] خود را در انتصابات به [[مقامات]] عالی و اختصاص به ثروتهای بادآورده بر افرادی چون زبیر مقدم میداشت و از آنجا که او عهدهدار [[مقام]] و منصبی در زمان [[عثمان]] نبود و از کسانی بود که سودای [[خلافت]] در سر میپروراند، از [[خلافت]] [[عثمان]] [[خرسند]] نبود، لذا به شورشیانی که علیه [[عثمان]] [[قیام]] کرده بودند، کمک کرد و در [[حقیقت]] خواهان [[قتل عثمان]] بود. [[روایات]] متعددی در دست است که همگی بهطور صریح و غیر صریح به نقش اصحابی مانند [[طلحه]] و زبیر و [[عایشه]] در [[هدایت]] و ترغیب معترضان به [[شورش]] و در نهایت [[قتل عثمان]] دلالت کامل دارد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 435- 440.</ref>. | *در زمان [[عثمان]] تسامح و گشادهدستی [[عثمان]] کار را به آنجا کشاند که زبیر به ثروتهای افسانهای دست یافت و مجموع ثروتش ۵۲ میلیون درهم شد. او هنگام [[مرگ]] پنجاه هزار [[دینار]]، یک هزار اسب و یک هزار [[غلام]] و کنیز داشت. اما چون [[عثمان]] [[خانواده]] خود را در انتصابات به [[مقامات]] عالی و اختصاص به ثروتهای بادآورده بر افرادی چون زبیر مقدم میداشت و از آنجا که او عهدهدار [[مقام]] و منصبی در زمان [[عثمان]] نبود و از کسانی بود که سودای [[خلافت]] در سر میپروراند، از [[خلافت]] [[عثمان]] [[خرسند]] نبود، لذا به شورشیانی که علیه [[عثمان]] [[قیام]] کرده بودند، کمک کرد و در [[حقیقت]] خواهان [[قتل عثمان]] بود. [[روایات]] متعددی در دست است که همگی بهطور صریح و غیر صریح به نقش اصحابی مانند [[طلحه]] و زبیر و [[عایشه]] در [[هدایت]] و ترغیب معترضان به [[شورش]] و در نهایت [[قتل عثمان]] دلالت کامل دارد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 435- 440.</ref>. | ||
==زبیر در زمان [[خلافت امام علی]] {{ع}}== | ==زبیر در زمان [[خلافت امام علی]] {{ع}}== | ||
*بعد از [[قتل عثمان]] همه [[مردم]] از جمله [[طلحه]] و زبیر با [[علی]] {{ع}} [[بیعت]] کردند. بیشتر [[روایات]] زبیر را اولین [[بیعت کننده]] میدانند و مینویسند که در این [[بیعت]]، اجباری در بین نبوده است، همانطور که خود [[حضرت]] در نامهای به [[انصار]] به این امر تصریح کردهاند: شما را از کار [[عثمان]] خبر میدهم، بهگونهای که شنیدنش چون دیدن باشد، [[مردم]] بر او خرده گرفتند و من که مردی از [[مهاجران]] بودم، همواره [[خشنودی]] او را میخواستم و کمتر سرزنش میکردم. ولی [[طلحه]] و زبیر درباره او شیوه دیگری داشتند و آسانترین کارشان، تاختن بر او بو و نرمترین رفتارشان، رفتاری ناهموار، بهناگاه [[عایشه]] بیتأمل بر او [[خشم]] گفت و مردمی بر او شوریدند و او را کشتند. آنگاه [[مردم]] با من [[بیعت]] کردند نه از روی اکراه یا [[اجبار]]، بلکه به [[رضا]] و [[اختیار]]<ref>نهج البلاغه، نامه ۱</ref>. اما این دو قصدشان آن بود که از ارکان [[دولت]] آینده به حساب آیند و وقتی برایشان [[آشکار]] شد که [[علی]] {{ع}} آنان را به کار نمیگمارد شِکوه خود را [[آشکار]] کردند. | *بعد از [[قتل عثمان]] همه [[مردم]] از جمله [[طلحه]] و زبیر با [[علی]] {{ع}} [[بیعت]] کردند. بیشتر [[روایات]] زبیر را اولین [[بیعت کننده]] میدانند و مینویسند که در این [[بیعت]]، اجباری در بین نبوده است، همانطور که خود [[حضرت]] در نامهای به [[انصار]] به این امر تصریح کردهاند: شما را از کار [[عثمان]] خبر میدهم، بهگونهای که شنیدنش چون دیدن باشد، [[مردم]] بر او خرده گرفتند و من که مردی از [[مهاجران]] بودم، همواره [[خشنودی]] او را میخواستم و کمتر سرزنش میکردم. ولی [[طلحه]] و زبیر درباره او شیوه دیگری داشتند و آسانترین کارشان، تاختن بر او بو و نرمترین رفتارشان، رفتاری ناهموار، بهناگاه [[عایشه]] بیتأمل بر او [[خشم]] گفت و مردمی بر او شوریدند و او را کشتند. آنگاه [[مردم]] با من [[بیعت]] کردند نه از روی اکراه یا [[اجبار]]، بلکه به [[رضا]] و [[اختیار]]<ref>نهج البلاغه، نامه ۱: {{متن حدیث|"مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِيٍّ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ إِلَى أَهْلِ الْكُوفَةِ جَبْهَةِ الْأَنْصَارِ وَ سَنَامِ الْعَرَبِ؛ أَمَّا بَعْدُ، فَإِنِّي أُخْبِرُكُمْ عَنْ أَمْرِ عُثْمَانَ حَتَّى يَكُونَ سَمْعُهُ كَعِيَانِهِ: إِنَّ النَّاسَ طَعَنُوا عَلَيْهِ، فَكُنْتُ رَجُلًا مِنَ الْمُهَاجِرِينَ أُكْثِرُ اسْتِعْتَابَهُ وَ أُقِلُّ عِتَابَهُ؛ وَ كَانَ طَلْحَةُ وَ الزُّبَيْرُ أَهْوَنُ سَيْرِهِمَا فِيهِ الْوَجِيفُ وَ أَرْفَقُ حِدَائِهِمَا الْعَنِيفُ، وَ كَانَ مِنْ عَائِشَةَ فِيهِ فَلْتَةُ غَضَبٍ؛ فَأُتِيحَ لَهُ قَوْمٌ [قَتَلُوهُ] فَقَتَلُوهُ، وَ بَايَعَنِي النَّاسُ غَيْرَ مُسْتَكْرَهِينَ وَ لَا مُجْبَرِينَ، بَلْ طَائِعِينَ مُخَيَّرِينَ. وَ اعْلَمُوا أَنَّ دَارَ الْهِجْرَةِ قَدْ قَلَعَتْ بِأَهْلِهَا وَ قَلَعُوا بِهَا وَ جَاشَتْ جَيْشَ الْمِرْجَلِ وَ قَامَتِ الْفِتْنَةُ عَلَى الْقُطْبِ؛ فَأَسْرِعُوا إِلَى أَمِيرِكُمْ وَ بَادِرُوا جِهَادَ عَدُوِّكُمْ، إِنْ شَاءَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ"}}</ref>. اما این دو قصدشان آن بود که از ارکان [[دولت]] آینده به حساب آیند و وقتی برایشان [[آشکار]] شد که [[علی]] {{ع}} آنان را به کار نمیگمارد شِکوه خود را [[آشکار]] کردند. | ||
*زبیر چون امارتی به دست نیاورد و افزون بر آن از امتیازات دوران [[عثمان]] نیز [[محروم]] شد، در برابر [[امام علی]] {{ع}} [[پرچم]] [[اعتراض]] برافراشت. تحریک کننده او در این موضعگیری پسرش [[عبدالله بن زبیر]] بود. زبیر به اتفاق [[طلحه]] با وانمود کردن انجام بهسوی [[مکه]] رفتند و در آنجا با [[عایشه]] و دیگران هماهنگ شدند [[آتش]] [[جنگ جمل]] را افروختند. زبیر پس از گفتوگوی [[امام علی]] {{ع}} با او از [[جنگ]] کناره گرفت، ولی بهدست ابن جرموز [[ترور]] شد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 435- 440.</ref>. | *زبیر چون امارتی به دست نیاورد و افزون بر آن از امتیازات دوران [[عثمان]] نیز [[محروم]] شد، در برابر [[امام علی]] {{ع}} [[پرچم]] [[اعتراض]] برافراشت. تحریک کننده او در این موضعگیری پسرش [[عبدالله بن زبیر]] بود. زبیر به اتفاق [[طلحه]] با وانمود کردن انجام بهسوی [[مکه]] رفتند و در آنجا با [[عایشه]] و دیگران هماهنگ شدند [[آتش]] [[جنگ جمل]] را افروختند. زبیر پس از گفتوگوی [[امام علی]] {{ع}} با او از [[جنگ]] کناره گرفت، ولی بهدست ابن جرموز [[ترور]] شد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 435- 440.</ref>. | ||
==بررسی زمینههای [[انحراف]] و [[فرجام بد]] زبیر== | ==بررسی زمینههای [[انحراف]] و [[فرجام بد]] زبیر== | ||
#'''تأثیرپذیری عمیق زبیر از پسر منحرفش [[عبدالله بن زبیر]]:''' شواهد دلالت دارد بر اینکه یکی از بزرگترین عوامل [[مخالفت]] ناگهانی زبیر نسبت به [[امام علی]] {{ع}} تأثیرپذیری او از پسرش [[عبدالله]] بود، بهطوری که خود [[حضرت]] درباره او فرمود: "زبیر همیشه از ما [[اهل بیت]] بود تا آن زمان که [[فرزند]] نامبارک او [[عبدالله]] بزرگ شد"<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۳</ref>. و این، نشاندهنده [[فتنهانگیزی]] [[عبدالله]] است. | #'''تأثیرپذیری عمیق زبیر از پسر منحرفش [[عبدالله بن زبیر]]:''' شواهد دلالت دارد بر اینکه یکی از بزرگترین عوامل [[مخالفت]] ناگهانی زبیر نسبت به [[امام علی]] {{ع}} تأثیرپذیری او از پسرش [[عبدالله]] بود، بهطوری که خود [[حضرت]] درباره او فرمود: "زبیر همیشه از ما [[اهل بیت]] بود تا آن زمان که [[فرزند]] نامبارک او [[عبدالله]] بزرگ شد"<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۳</ref>. و این، نشاندهنده [[فتنهانگیزی]] [[عبدالله]] است. | ||