آیا عدالت خواهی فطری است؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
←پاسخ نخست
جز (جایگزینی متن - '==پرسشهای وابسته== {{پرسمان' به '{{پرسمان') |
|||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
[[پرونده:15207.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[علی اصغر رضوانی]]]] | [[پرونده:15207.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[علی اصغر رضوانی]]]] | ||
::::::آقای '''[[علی اصغر رضوانی]]'''، در کتاب ''«[[موعودشناسی و پاسخ به شبهات (کتاب)|موعودشناسی و پاسخ به شبهات]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::آقای '''[[علی اصغر رضوانی]]'''، در کتاب ''«[[موعودشناسی و پاسخ به شبهات (کتاب)|موعودشناسی و پاسخ به شبهات]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«در بین [[صاحب نظران]] بحث است که آیا میل به [[عدالت]] با قطع نظر از [[منافع]] شخصی [[انسان]]، فطری است و در نهاد [[انسان]] وجود دارد یا خیر؟ [[اسلام]] [[معتقد]] است که در نهاد [[بشر]] عدالتخواهی وجود دارد، گرچه منافعش را نیز تأمین نکند. اگر [[بشر]] خوب [[تربیت]] شود به جایی میرسد که خودش واقعاً [[عدالت]] خواه میشود. برای اثبات این مطلب می توانیم مواردی را عرضه کنیم که افرادی [[عادل]] و عدالتخواه بوده اند در حالی که منافعشان هم ایجاب نمیکرده است ولی [[عدالت]]، ایده و [[هدف]] و آرزویشان بوده است، بلکه [[عدالت]] را در حدّ یک [[محبوب]] [[دوست]] داشته اند و خودشان را فدای راه [[عدالت]] | ::::::«در بین [[صاحب نظران]] بحث است که آیا میل به [[عدالت]] با قطع نظر از [[منافع]] شخصی [[انسان]]، فطری است و در نهاد [[انسان]] وجود دارد یا خیر؟ [[اسلام]] [[معتقد]] است که در نهاد [[بشر]] عدالتخواهی وجود دارد، گرچه منافعش را نیز تأمین نکند. اگر [[بشر]] خوب [[تربیت]] شود به جایی میرسد که خودش واقعاً [[عدالت]] خواه میشود. برای اثبات این مطلب می توانیم مواردی را عرضه کنیم که افرادی [[عادل]] و عدالتخواه بوده اند در حالی که منافعشان هم ایجاب نمیکرده است ولی [[عدالت]]، ایده و [[هدف]] و آرزویشان بوده است، بلکه [[عدالت]] را در حدّ یک [[محبوب]] [[دوست]] داشته اند و خودشان را فدای راه [[عدالت]] کردهاند. | ||
در مقابل، اکثر [[فیلسوفان]] اروپا معتقدند که در نهاد [[بشر]] چنین [[قوه]] و نیرویی اساساً وجود ندارد، و همین [[فکر]] است که [[دنیا]] را به [[آتش]] [[جنگ]] سوق داده و می دهد. آنان معتقدند که [[عدالت]] اختراع مردان [[زبون]] است؛ زیرا مردان ضعیف و [[زبون]] وقتی در مقابل افراد قوی قرار گرفتند چون [[زور]] نداشتند با آنها [[مبارز]] کنند کلمه [[عدالت]] را اختراع کردند که [[عدالت]] خوب است و [[انسان]] باید [[عادل]] باشد. و دلیلش هم این است که همین شخص طرفدار [[عدالت]] اگر خودش زورمند شود همان کاری را خواهد کرد که آن زورمند سابق می کرد. | ::::::در مقابل، اکثر [[فیلسوفان]] اروپا معتقدند که در نهاد [[بشر]] چنین [[قوه]] و نیرویی اساساً وجود ندارد، و همین [[فکر]] است که [[دنیا]] را به [[آتش]] [[جنگ]] سوق داده و می دهد. آنان معتقدند که [[عدالت]] اختراع مردان [[زبون]] است؛ زیرا مردان ضعیف و [[زبون]] وقتی در مقابل افراد قوی قرار گرفتند چون [[زور]] نداشتند با آنها [[مبارز]] کنند کلمه [[عدالت]] را اختراع کردند که [[عدالت]] خوب است و [[انسان]] باید [[عادل]] باشد. و دلیلش هم این است که همین شخص طرفدار [[عدالت]] اگر خودش زورمند شود همان کاری را خواهد کرد که آن زورمند سابق می کرد. | ||
:::::: "نیچه"، [[فیلسوف]] معروف آلمانی می نویسد: "چقدر زیاد اتفاق افتاده که من خندیده ام وقتی دیده ام ضُعفا دم از [[عدالت]] و [[عدالت]] خواهی می زنند. نگاه می کنم می بینم اینها که می گویند [[عدالت]]، چون چنگال ندارند. می گویم: ای بیچاره! تو اگر چنگال می داشتی هرگز چنین حرفی را نمی زدی".این گروه خود نیز بر دو دستهاند: یک دسته میگوید: [[عدالت]] را به عنوان یک [[آرزو]] نباید به دنبالش رفت، بلکه باید به دنبال [[قوت]] و نیرو رفت. و گروهی دیگر معتقدند که به دنبال [[عدالت]] باید رفت از آن جهت که [[منافع]] فرد در آن است نه از جهت مطلوبیت ذاتی آن؛ برتراند راسل فکرش چنین است. | :::::: "نیچه"، [[فیلسوف]] معروف آلمانی می نویسد: "چقدر زیاد اتفاق افتاده که من خندیده ام وقتی دیده ام ضُعفا دم از [[عدالت]] و [[عدالت]] خواهی می زنند. نگاه می کنم می بینم اینها که می گویند [[عدالت]]، چون چنگال ندارند. می گویم: ای بیچاره! تو اگر چنگال می داشتی هرگز چنین حرفی را نمی زدی".این گروه خود نیز بر دو دستهاند: یک دسته میگوید: [[عدالت]] را به عنوان یک [[آرزو]] نباید به دنبالش رفت، بلکه باید به دنبال [[قوت]] و نیرو رفت. و گروهی دیگر معتقدند که به دنبال [[عدالت]] باید رفت از آن جهت که [[منافع]] فرد در آن است نه از جهت مطلوبیت ذاتی آن؛ برتراند راسل فکرش چنین است. | ||
::::::ولی از همه این اقوال که بگذریم هنگامی که به [[فطرت]] خود باز میگردیم درمی یابیم که موضوع عدالتخواهی از [[امور فطری]] [[بشر]] است. فطری بودن [[عدالت]] خواهی را از چند راه می [[توان]] به اثبات رسانید: | ::::::ولی از همه این اقوال که بگذریم هنگامی که به [[فطرت]] خود باز میگردیم درمی یابیم که موضوع عدالتخواهی از [[امور فطری]] [[بشر]] است. فطری بودن [[عدالت]] خواهی را از چند راه می [[توان]] به اثبات رسانید: | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
:::::#[[رجوع]] به آرای روان شناسان که به فعالیتهای روانی و رفتارهایی که نمودار آنها است میپردازد.»<ref>[[علی اصغر رضوانی|رضوانی، علی اصغر]]، [[موعودشناسی و پاسخ به شبهات (کتاب)|موعودشناسی و پاسخ به شبهات]]، ص۲۶-۲۸.</ref>. | :::::#[[رجوع]] به آرای روان شناسان که به فعالیتهای روانی و رفتارهایی که نمودار آنها است میپردازد.»<ref>[[علی اصغر رضوانی|رضوانی، علی اصغر]]، [[موعودشناسی و پاسخ به شبهات (کتاب)|موعودشناسی و پاسخ به شبهات]]، ص۲۶-۲۸.</ref>. | ||
==پاسخهای دیگر== | |||
{{جمع شدن|۱. آقای کاشانیادیب؛}} | |||
[[پرونده:13681225.jpg|بندانگشتی|right|100px|]] | |||
::::::آقای '''[[وحید کاشانیادیب]]'''، در مقاله ''«[[فضیلت انتظار و جایگاه منتظران در قرآن کریم و روایات (مقاله)|فضیلت انتظار و جایگاه منتظران در قرآن کریم و روایات]]»'' در اینباره گفته است: | |||
::::::«در [[روایات]] ما از [[انتظار فرج]] به عنوان محبوبترین عمل و [[افضل]] [[اعمال]] یاد است. مولای متقیان [[علی]]{{ع}} در پاسخ سؤالی که از ایشان در مورد محبوبترین [[کارها]] شد، فرمودند: "[[انتظار فرج]]"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۵۲، ص۱۲۲.</ref>. ایشان در جای دیگر به [[انتظار فرج]] تأکید میکنند و میفرمایند: "از [[عنایات]] [[الهی]] مأیوس نشوید، همانا محبوبترین [[اعمال]] [[انتظار فرج]] است"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۵۲ ص۱۲۳، به نقل از خصال: {{متن حدیث|قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ {{ع}}: انْتَظِرُوا الْفَرَجَ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ فَإِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ انْتِظَارُ الْفَرَجِ}}.</ref>. | |||
::::::از [[روایت]] اخیر معلوم میگردد که چرا محبوبترین عمل، [[انتظار فرج]] است؛ زیرا [[انتظار فرج]]، نقطه مقابل [[یأس]] از [[رحمت]] و [[عنایات]] [[الهی]] است و [[یأس]] مبغوضترین کار در نزد [[خداوند]] بعد از [[شرک]] است. پس هر عاملی که آن را از بین ببرد، [[محبوب]] [[خدا]] خواهد بود. در [[روایات]] دیگری میبینیم که [[انتظار فرج]] [[برترین]] [[اعمال]] به حساب میآید و از زمره [[عبادات]] شمرده میشود. [[امام جواد]] {{ع}} میفرمایند: "[[برترین]] [[اعمال شیعیان]] ما [[انتظار فرج]] است"<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۷۱ و ۷۲.</ref> و [[علی]] {{ع}} [[عبادت]] بودن [[انتظار]] را به صورت فرض گرفته و [[برترین]] [[عبادت]] یک [[مؤمن]] را [[انتظار فرج]] میداند<ref>المحاسن، ج۱، ص۴۵۳.</ref>. [[روایات]] در این خصوص بسیار است<ref>ر.ک: ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۵۴۶ - ۵۴۷؛ الیقین باختصاص مولانا امیرالمؤمنین بامره المؤمنین، ص۱۷۷؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۲۲ - ۱۲۶، ینابیع الموده، ص۵۹۲.</ref> و وجه اینکه از آن به عنوان [[عبادت]]، [[برترین]] [[عبادت]] و [[برترین]] [[اعمال]] یاد شده است، نیز معلوم است. | |||
::::::در تعریف اصطلاحی [[انتظار]] از [[روایات]] چنین دریافتیم که [[انتظار]] مجموعهای از [[عقاید]] و [[اعمال]] مطابق با [[تعالیم]] [[اهل بیت]] {{ع}} است که با پافشاری و طلب همراه است. این مجموعه با [[ثبات]]، [[بندگی]] دائمی [[خدا]] را برای [[صاحب]] خود به ارمغان میآورد. پس مهیا کننده و به وجود آورنده شرائط [[بندگی]] و [[عبادت]]، بر تمامی [[عبادات]] [[برتری]] دارد»<ref>[[وحید کاشانیادیب|کاشانیادیب، وحید]]، [[فضیلت انتظار و جایگاه منتظران در قرآن کریم و روایات (مقاله)|فضیلت انتظار و جایگاه منتظران در قرآن کریم و روایات]]، ص: ۱۸۰-۱۸۱.</ref>. | |||
{{پایان جمع شدن}} | |||
{{پرسمان برقراری عدل و دفع و رفع ظلم}} | {{پرسمان برقراری عدل و دفع و رفع ظلم}} | ||
==منبعشناسی جامع مهدویت== | ==منبعشناسی جامع مهدویت== | ||
{{پرسشهای وابسته}} | {{پرسشهای وابسته}} | ||