پرش به محتوا

عفت در اخلاق اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'حضرت حق' به 'حضرت حق'
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{ولایت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد)
 
جز (جایگزینی متن - 'حضرت حق' به 'حضرت حق')
خط ۱۷: خط ۱۷:
*این ملکه، چون در [[نفس]] [[راسخ]] شود، عفّتِ دیگر اعضاء را نیز از پی خواهد داشت: عفّت چشم، تا به ناشایست ننگرد؛ عفّت گوش، تا ناشایست را نشنود و عفّت زبان، تا ناشایست را نگوید، در این شمار است؛ هرچند می‌توان عفّت جنسی را نتیجه این مراتب، و نه زمینه آنها نیز دانست<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۲۶.</ref>.
*این ملکه، چون در [[نفس]] [[راسخ]] شود، عفّتِ دیگر اعضاء را نیز از پی خواهد داشت: عفّت چشم، تا به ناشایست ننگرد؛ عفّت گوش، تا ناشایست را نشنود و عفّت زبان، تا ناشایست را نگوید، در این شمار است؛ هرچند می‌توان عفّت جنسی را نتیجه این مراتب، و نه زمینه آنها نیز دانست<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۲۶.</ref>.
*از این رو، عفّت همچون پوششی مردان و [[زنان]] عفیف را از بیگانگان پوشاینده، آنان را- به مقتضای [[فطرت انسانی]]- تنها در مقابل [[همسران]] خود مکشوف می‌دارد و بس؛ چه این ملکه، [[غرائز]] [[انسان]] را تحت کنترل خود درآورده او را از چالاکی در استفاده از [[غرائز]]، محدود می‌نماید.
*از این رو، عفّت همچون پوششی مردان و [[زنان]] عفیف را از بیگانگان پوشاینده، آنان را- به مقتضای [[فطرت انسانی]]- تنها در مقابل [[همسران]] خود مکشوف می‌دارد و بس؛ چه این ملکه، [[غرائز]] [[انسان]] را تحت کنترل خود درآورده او را از چالاکی در استفاده از [[غرائز]]، محدود می‌نماید.
*از این رو، هرکس به این ملکه دست یابد، در شمار عابدان روزگار درآمده خیر [[دنیا]] و [[آخرت]] را نصیب خود خواهد ساخت. [[حضرت]] [[حق]] -جلَّ و علا!- در این زمینه می‌فرماید: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ}}<ref>«بی‌گمان مؤمنان رستگارند همانان که در نماز خویش فروتنند و آنان که از یاوه رویگردانند و آنان که دهنده زکاتند و آنان که پاکدامنند جز با همسران خویش یا کنیزهاشان که اینان نکوهیده نیستند پس کسانی که بیش از این بخواهند تجاوزکارند» سوره مؤمنون، آیه ۱-۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۲۶-۲۲۷.</ref>.
*از این رو، هرکس به این ملکه دست یابد، در شمار عابدان روزگار درآمده خیر [[دنیا]] و [[آخرت]] را نصیب خود خواهد ساخت. [[حضرت حق]] -جلَّ و علا!- در این زمینه می‌فرماید: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ}}<ref>«بی‌گمان مؤمنان رستگارند همانان که در نماز خویش فروتنند و آنان که از یاوه رویگردانند و آنان که دهنده زکاتند و آنان که پاکدامنند جز با همسران خویش یا کنیزهاشان که اینان نکوهیده نیستند پس کسانی که بیش از این بخواهند تجاوزکارند» سوره مؤمنون، آیه ۱-۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۲۶-۲۲۷.</ref>.
*[[امام باقر]]{{ع}} نیز فرموده‌اند: "[[خداوند]] با هیچ چیزی [[برتر]] از عفّت شکم و عفّت جنسی، [[پرستش]] نشده است"<ref>{{متن حدیث| "مَا عُبِدَ اللَّهُ‌ بِشَيْ‌ءٍ أَفْضَلَ‌ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۷۹. </ref>.
*[[امام باقر]]{{ع}} نیز فرموده‌اند: "[[خداوند]] با هیچ چیزی [[برتر]] از عفّت شکم و عفّت جنسی، [[پرستش]] نشده است"<ref>{{متن حدیث| "مَا عُبِدَ اللَّهُ‌ بِشَيْ‌ءٍ أَفْضَلَ‌ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۷۹. </ref>.
*این، اوّلین مرتبه از مراتب این ملکه است، که به کنترل [[غرائز]] جنسی می‌انجامد. مرتبه [[برتر]] آن امّا، عفّت [[قلب]] است؛ که چون این ملکه برای کسی حاصل شود، [[قلب]] که [[حرم]] [[الهی]] است را به صاحبش [[تسلیم]] نموده، هیچ‌کس را در آن راه نمی‌دهد. در این حال حضور [[حضرت]] [[حق]] در تمامی عوالم [[ملک]] و [[ملکوت]] را دریافته، معنای سخن [[حضرت]] [[حق]] را در می‌یابد که: {{متن قرآن|هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ}}<ref>«او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است» سوره حدید، آیه ۳.</ref>. و زان پس، [[خداوند]] تمامی ادراکات و دریافت‌های او را پربرکت فرموده، ثمره‌ای چندان دیگر ادراکات، نصیب آن می‌فرماید؛ همان‌گونه که چون [[حضرت موسی]]{{ع}} و خاندانش به این [[مقام]] نائل شدند، از آن برکتْ بهره‌مند گشتند: {{متن قرآن|فَلَمَّا جَاءَهَا نُودِيَ أَنْ بُورِكَ مَنْ فِي النَّارِ وَمَنْ حَوْلَهَا وَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و چون نزد آن آمد، بانگی برآمد که خجسته باد آن کس که در (کنار این) آتش و آنکه پیرامون آن است و پاکا خداوندی که پروردگار جهانیان است» سوره نمل، آیه ۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۲۷-۲۲۸.</ref>.
*این، اوّلین مرتبه از مراتب این ملکه است، که به کنترل [[غرائز]] جنسی می‌انجامد. مرتبه [[برتر]] آن امّا، عفّت [[قلب]] است؛ که چون این ملکه برای کسی حاصل شود، [[قلب]] که [[حرم]] [[الهی]] است را به صاحبش [[تسلیم]] نموده، هیچ‌کس را در آن راه نمی‌دهد. در این حال حضور [[حضرت حق]] در تمامی عوالم [[ملک]] و [[ملکوت]] را دریافته، معنای سخن [[حضرت حق]] را در می‌یابد که: {{متن قرآن|هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ}}<ref>«او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است» سوره حدید، آیه ۳.</ref>. و زان پس، [[خداوند]] تمامی ادراکات و دریافت‌های او را پربرکت فرموده، ثمره‌ای چندان دیگر ادراکات، نصیب آن می‌فرماید؛ همان‌گونه که چون [[حضرت موسی]]{{ع}} و خاندانش به این [[مقام]] نائل شدند، از آن برکتْ بهره‌مند گشتند: {{متن قرآن|فَلَمَّا جَاءَهَا نُودِيَ أَنْ بُورِكَ مَنْ فِي النَّارِ وَمَنْ حَوْلَهَا وَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و چون نزد آن آمد، بانگی برآمد که خجسته باد آن کس که در (کنار این) آتش و آنکه پیرامون آن است و پاکا خداوندی که پروردگار جهانیان است» سوره نمل، آیه ۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۲۷-۲۲۸.</ref>.
*بدون تردید این [[فضیلت]]، به‌ویژه برای بانوان، در شمار لازم‌ترین [[فضائل]] بوده آنان که از آن محرومند، از حیّات طیّبه خود را [[محروم]] ساخته‌اند؛ چه همان‌گونه که نمودن عورت به نامحرمان ننگین بوده عاقلان از انجام آن پرهیز می‌نمایند، غیر عفیفان نیز از روشی ننگین برخوردار بوده عاقلان را از خود فراری می‌دهند. [[امام باقر]]{{ع}} در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ}}<ref>«ای فرزندان آدم! برای شما جامه‌ای را فرو فرستاده‌ایم که شرمگاه‌های شما را می‌پوشاند و (نیز) جامه‌ای را که زینت است و لباس پرهیزگاری، باری ، بهتر است؛ این از آیات خداوند است باشد که آنان در یاد گیرند» سوره اعراف، آیه ۲۶.</ref>، فرموده‌اند: "مراد از [[لباس]]، همان لباسی که آن را می‌پوشید؛ و مراد از ریاش، همان کالا و [[مالی]] است که با آن [[زندگی]] می‌کنید، و مراد از [[لباس]] [[تقوی]]، عفاف است. [[انسان]] عفیف هیچ امر پوشیدنی‌ای از او ظاهر نمی‌شود هرچند عریان از [[لباس]] باشد، و [[انسان]] [[فاجر]] قبائحش نمایان است، هرچند پوشیده از [[لباس]] باشد. و مراد از [[لباس]] [[تقوی]] که [[برتر]] است، همان عفاف است که [[برترین]] لباس‌ها است"<ref>{{متن حدیث| فَأَمَّا اللِّبَاسُ فَالثِّيَابُ الَّتِي‌ يَلْبَسُونَ‌ وَ أَمَّا الرِّيَاشُ‌ فَالْمَتَاعُ وَ الْمَالُ وَ أَمَّا لِبَاسُ التَّقْوَى‌ فَالْعَفَافُ إِنَّ الْعَفِيفَ لَا تَبْدُو لَهُ عَوْرَةٌ وَ إِنْ كَانَ عَارِياً مِنَ الثِّيَابِ وَ الْفَاجِرُ بَادِي الْعَوْرَةِ وَ إِنْ كَانَ كَاسِياً مِنَ الثِّيَابِ يَقُولُ اللَّهُ‌ وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ يَقُولُ الْعَفَافُ خَيْرٌ}}؛ بحار الأنوار، ج۶۸، ص۲۷۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۲۸.</ref>.
*بدون تردید این [[فضیلت]]، به‌ویژه برای بانوان، در شمار لازم‌ترین [[فضائل]] بوده آنان که از آن محرومند، از حیّات طیّبه خود را [[محروم]] ساخته‌اند؛ چه همان‌گونه که نمودن عورت به نامحرمان ننگین بوده عاقلان از انجام آن پرهیز می‌نمایند، غیر عفیفان نیز از روشی ننگین برخوردار بوده عاقلان را از خود فراری می‌دهند. [[امام باقر]]{{ع}} در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ}}<ref>«ای فرزندان آدم! برای شما جامه‌ای را فرو فرستاده‌ایم که شرمگاه‌های شما را می‌پوشاند و (نیز) جامه‌ای را که زینت است و لباس پرهیزگاری، باری ، بهتر است؛ این از آیات خداوند است باشد که آنان در یاد گیرند» سوره اعراف، آیه ۲۶.</ref>، فرموده‌اند: "مراد از [[لباس]]، همان لباسی که آن را می‌پوشید؛ و مراد از ریاش، همان کالا و [[مالی]] است که با آن [[زندگی]] می‌کنید، و مراد از [[لباس]] [[تقوی]]، عفاف است. [[انسان]] عفیف هیچ امر پوشیدنی‌ای از او ظاهر نمی‌شود هرچند عریان از [[لباس]] باشد، و [[انسان]] [[فاجر]] قبائحش نمایان است، هرچند پوشیده از [[لباس]] باشد. و مراد از [[لباس]] [[تقوی]] که [[برتر]] است، همان عفاف است که [[برترین]] لباس‌ها است"<ref>{{متن حدیث| فَأَمَّا اللِّبَاسُ فَالثِّيَابُ الَّتِي‌ يَلْبَسُونَ‌ وَ أَمَّا الرِّيَاشُ‌ فَالْمَتَاعُ وَ الْمَالُ وَ أَمَّا لِبَاسُ التَّقْوَى‌ فَالْعَفَافُ إِنَّ الْعَفِيفَ لَا تَبْدُو لَهُ عَوْرَةٌ وَ إِنْ كَانَ عَارِياً مِنَ الثِّيَابِ وَ الْفَاجِرُ بَادِي الْعَوْرَةِ وَ إِنْ كَانَ كَاسِياً مِنَ الثِّيَابِ يَقُولُ اللَّهُ‌ وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ يَقُولُ الْعَفَافُ خَيْرٌ}}؛ بحار الأنوار، ج۶۸، ص۲۷۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۲۸.</ref>.
*تأمّل در حکایت [[حضرت یوسف]]{{ع}}، [[عظمت]] سخن [[امام باقر]]{{ع}} را آشکارتر می‌سازد؛ چه آن زنی که به ایشان [[دل]] باخته بود، از تمامی لباس‌ها، کالاها و [[مقامات]] [[دنیوی]] برخوردار بود؛ [[یوسف]] امّا برده‌ای بود که تنها [[لباس]] عفّت را داشت و جز از آن هیچ سرمایه‌ای دیگر در دستانش نبود؛ همین عفّت او را برانگیخت تا با [[حضرت]] [[حق]] [[مناجات]] کند که: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ}}<ref>«(یوسف) گفت: پروردگارا! زندان از آنچه مرا به آن فرا می‌خواند خوش‌تر است» سوره یوسف، آیه ۳۳.</ref>؛ و سرانجام با حذر از سقوط در ورطه شهوات - که ساحت [[انبیاء]] عظام{{عم}} سخت از آن مبرّا است-، به بالاترین [[مقامات]] ظاهری و [[باطنی]] نائل شود<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۲۹.</ref>.
*تأمّل در حکایت [[حضرت یوسف]]{{ع}}، [[عظمت]] سخن [[امام باقر]]{{ع}} را آشکارتر می‌سازد؛ چه آن زنی که به ایشان [[دل]] باخته بود، از تمامی لباس‌ها، کالاها و [[مقامات]] [[دنیوی]] برخوردار بود؛ [[یوسف]] امّا برده‌ای بود که تنها [[لباس]] عفّت را داشت و جز از آن هیچ سرمایه‌ای دیگر در دستانش نبود؛ همین عفّت او را برانگیخت تا با [[حضرت حق]] [[مناجات]] کند که: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ}}<ref>«(یوسف) گفت: پروردگارا! زندان از آنچه مرا به آن فرا می‌خواند خوش‌تر است» سوره یوسف، آیه ۳۳.</ref>؛ و سرانجام با حذر از سقوط در ورطه شهوات - که ساحت [[انبیاء]] عظام{{عم}} سخت از آن مبرّا است-، به بالاترین [[مقامات]] ظاهری و [[باطنی]] نائل شود<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۲۹.</ref>.
*توجّه به این مطلب که گذشته از [[سعادت]] فردی، [[سعادت]] [[جامعه]] نیز در گرو گسترش همین صفت [[پسندیده]] در آن است، [[آدمی]] را بیشتر به اهمیّت آن واقف می‌سازد. ما پیش از این اشاره کردیم که هرچند مفسّران، آیاتی نظیر: {{متن قرآن|وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ}}<ref>«و کشت و پشت را نابود کند» سوره بقره، آیه ۲۰۵.</ref>، و {{متن قرآن|يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ}}<ref>«بی‌گمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دسته‌دسته کرد» سوره قصص، آیه ۴.</ref>، را به معنای نابودی جسمی [[فرزندان]] و به [[بردگی]] گرفتن [[زنان]] دانسته‌اند، امّا به نظر ما همین [[آیات]] را می‌توان به معنای از بین بردن صفت [[غیرت]] در مردان و صفت عفّت در [[زنان]] دانست. چه در این صورت، [[فرعون]] و [[فرعونیان]] به راحتی می‌توانند زمام [[جامعه]] را به دست گرفته، آنچه خود طالب آنند را در آن به انجام رسانند. از این روست که نقش [[اجتماعی]] [[غیرت]] و [[عفت]] را نیز نمی‌توان در این فصول نادیده گرفت.
*توجّه به این مطلب که گذشته از [[سعادت]] فردی، [[سعادت]] [[جامعه]] نیز در گرو گسترش همین صفت [[پسندیده]] در آن است، [[آدمی]] را بیشتر به اهمیّت آن واقف می‌سازد. ما پیش از این اشاره کردیم که هرچند مفسّران، آیاتی نظیر: {{متن قرآن|وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ}}<ref>«و کشت و پشت را نابود کند» سوره بقره، آیه ۲۰۵.</ref>، و {{متن قرآن|يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ}}<ref>«بی‌گمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دسته‌دسته کرد» سوره قصص، آیه ۴.</ref>، را به معنای نابودی جسمی [[فرزندان]] و به [[بردگی]] گرفتن [[زنان]] دانسته‌اند، امّا به نظر ما همین [[آیات]] را می‌توان به معنای از بین بردن صفت [[غیرت]] در مردان و صفت عفّت در [[زنان]] دانست. چه در این صورت، [[فرعون]] و [[فرعونیان]] به راحتی می‌توانند زمام [[جامعه]] را به دست گرفته، آنچه خود طالب آنند را در آن به انجام رسانند. از این روست که نقش [[اجتماعی]] [[غیرت]] و [[عفت]] را نیز نمی‌توان در این فصول نادیده گرفت.
*[[قرآن کریم]]، به‌خاطر اهتمام شگرفی که به این صفت [[اخلاقی]] داشته است، در چندین موضع از [[حضرت مریم]]{{عم}} یاد، و او را به خاطر اتّصاف به بالاترین مراتب این ملکه، لایق دریافت نفخه [[الهی]] دانسته است: {{متن قرآن|وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِنْ رُوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«و آن زن را (یاد کن) که پاکدامن بود و در او از روان خویش دمیدیم و او و پسرش را برای جهانیان نشانه‌ای (شگرف) گرداندیم» سوره انبیاء، آیه ۹۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۲۹.</ref>.
*[[قرآن کریم]]، به‌خاطر اهتمام شگرفی که به این صفت [[اخلاقی]] داشته است، در چندین موضع از [[حضرت مریم]]{{عم}} یاد، و او را به خاطر اتّصاف به بالاترین مراتب این ملکه، لایق دریافت نفخه [[الهی]] دانسته است: {{متن قرآن|وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِنْ رُوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«و آن زن را (یاد کن) که پاکدامن بود و در او از روان خویش دمیدیم و او و پسرش را برای جهانیان نشانه‌ای (شگرف) گرداندیم» سوره انبیاء، آیه ۹۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۲۹.</ref>.
۲۲۷٬۶۸۳

ویرایش