دروغ در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۵٬۵۰۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۷ آوریل ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۹: خط ۱۹:
#'''[[افتراء]] از ریشه "فَرْی":''' به معنای از پیش خود بافتن، [[دروغ]] یا به [[دروغ]] به کسی چیزی نسبت دادن است <ref>لسان العرب، ج۱، ص۲۵۶، «فرا»؛ مجمع البحرین، ج۳، ص۳۹۸، «فری»؛ لغت نامه، ج۲، ص۲۵۹۰، «افترا».</ref> و با [[کذب]] تفاوت دارد: افترا [[دروغ]] بر ضد دیگران است؛ با [[کلامی]] که آنان بدان [[رضایت]] ندارند؛ اما [[کذب]] گاهی در [[حق]] خود و زمانی در [[حق]] دیگران است. افزون بر این، دیگران ممکن است به آن نیز [[خشنود]] باشند؛ مانند [[کلام]] غیر واقعی که در [[مدح]] کسی یا به قصد [[اصلاح]] گفته می‌شود<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۴۴۹-۴۵۰.</ref>. ماده فَرْی و مشتقات آن بیش از ۶۰ بار در [[قرآن]] آمده‌اند؛ مانند {{متن قرآن|افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ}}<ref>«کسانی که بر خداوند دروغ بندند..»سوره آل عمران، آیه ۹۴.</ref> و {{متن قرآن|كَذَبُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ}}<ref>«بنگر چگونه بر خود دروغ بستند و آنچه دروغ می‌بافتند از (چشم) آنان ناپدید گردید» سوره انعام، آیه ۲۴.</ref>.
#'''[[افتراء]] از ریشه "فَرْی":''' به معنای از پیش خود بافتن، [[دروغ]] یا به [[دروغ]] به کسی چیزی نسبت دادن است <ref>لسان العرب، ج۱، ص۲۵۶، «فرا»؛ مجمع البحرین، ج۳، ص۳۹۸، «فری»؛ لغت نامه، ج۲، ص۲۵۹۰، «افترا».</ref> و با [[کذب]] تفاوت دارد: افترا [[دروغ]] بر ضد دیگران است؛ با [[کلامی]] که آنان بدان [[رضایت]] ندارند؛ اما [[کذب]] گاهی در [[حق]] خود و زمانی در [[حق]] دیگران است. افزون بر این، دیگران ممکن است به آن نیز [[خشنود]] باشند؛ مانند [[کلام]] غیر واقعی که در [[مدح]] کسی یا به قصد [[اصلاح]] گفته می‌شود<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۴۴۹-۴۵۰.</ref>. ماده فَرْی و مشتقات آن بیش از ۶۰ بار در [[قرآن]] آمده‌اند؛ مانند {{متن قرآن|افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ}}<ref>«کسانی که بر خداوند دروغ بندند..»سوره آل عمران، آیه ۹۴.</ref> و {{متن قرآن|كَذَبُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ}}<ref>«بنگر چگونه بر خود دروغ بستند و آنچه دروغ می‌بافتند از (چشم) آنان ناپدید گردید» سوره انعام، آیه ۲۴.</ref>.
#'''"افک":''' وارونه کردن و [[دروغ]] گفتن است<ref>العین، ج۵، ص۴۱۶؛ الصحاح، ج۴، ص۱۵۷۲؛ مجمع البحرین، ج، ص۸۱، «افک».</ref>. برخی آن را [[دروغ]] [[قبیح]] همچون [[دروغ بر خدا]]، [[رسول]] و [[قرآن]] دانسته‌اند <ref>معجم الفروق اللغویه، ص۴۵۰.</ref>. این واژه و مشتقات آن بیش از ۳۰ بار در [[قرآن]] آمده‌اند که در برخی [[آیات]] همچون {{متن قرآن|كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ}}<ref>«هر دروغزن بزهکاری» سوره شعراء، آیه ۲۲۲.</ref> و {{متن قرآن|ذَلِكَ إِفْكُهُمْ}}<ref>«این بود دروغ آنان» سوره احقاف، آیه ۲۸.</ref> به معنای مطلق [[دروغ]] است<ref>جامع البیان، ج۱۹، ص۱۵۳؛ ج۲۶، ص۳۸؛ التبیان، ج۸، ص۶۹؛ ج۹، ص۲۵۰، ۲۸۳.</ref>.
#'''"افک":''' وارونه کردن و [[دروغ]] گفتن است<ref>العین، ج۵، ص۴۱۶؛ الصحاح، ج۴، ص۱۵۷۲؛ مجمع البحرین، ج، ص۸۱، «افک».</ref>. برخی آن را [[دروغ]] [[قبیح]] همچون [[دروغ بر خدا]]، [[رسول]] و [[قرآن]] دانسته‌اند <ref>معجم الفروق اللغویه، ص۴۵۰.</ref>. این واژه و مشتقات آن بیش از ۳۰ بار در [[قرآن]] آمده‌اند که در برخی [[آیات]] همچون {{متن قرآن|كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ}}<ref>«هر دروغزن بزهکاری» سوره شعراء، آیه ۲۲۲.</ref> و {{متن قرآن|ذَلِكَ إِفْكُهُمْ}}<ref>«این بود دروغ آنان» سوره احقاف، آیه ۲۸.</ref> به معنای مطلق [[دروغ]] است<ref>جامع البیان، ج۱۹، ص۱۵۳؛ ج۲۶، ص۳۸؛ التبیان، ج۸، ص۶۹؛ ج۹، ص۲۵۰، ۲۸۳.</ref>.
#'''"خَرْص":''' به معنای تخمین زدن<ref>لسان العرب، ج۷، ص۲۱، «خرص»؛ القاموس الفقهی، ص۱۱۵.</ref>، [[دروغ]]<ref>العین، ج۴، ص۱۸۳؛ لسان العرب، ج۷، ص۲۱؛ مجمع البحرین، ج، ص۶۳۶، «خرص».</ref> یا قبیح‌ترین نوع [[دروغ]]<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۲۲۶.</ref> است. این واژه در [[دروغ]] به کار رفته است، چون تخمین‌زنندگان همیشه بی‌تحقیق سخن گفته و امور را تخمین می‌زنند <ref>معجم الفروق اللغویه، ص۲۱۴؛ مفردات، ص۲۷۹، «خرص».</ref>. این کلمه ۵ بار در [[قرآن]] به کار رفته است؛ مانند {{متن قرآن|إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ}}<ref>«شما جز نادرست برآورد نمی‌کنید» سوره انعام، آیه ۱۴۸.</ref> و {{متن قرآن|قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ}}<ref>«مرگ بر آنان که نادرست برآورد می‌کنند!» سوره ذاریات، آیه ۱۰.</ref>.
#'''"خَرْص":''' به معنای تخمین زدن<ref>لسان العرب، ج۷، ص۲۱، «خرص»؛ القاموس الفقهی، ص۱۱۵.</ref>، [[دروغ]]<ref>العین، ج۴، ص۱۸۳؛ لسان العرب، ج۷، ص۲۱؛ مجمع البحرین، ج، ص۶۳۶، «خرص».</ref> یا قبیح‌ترین نوع [[دروغ]]<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۲۲۶.</ref> است. این واژه در [[دروغ]] به کار رفته است، چون تخمین‌زنندگان همیشه بی‌تحقیق سخن گفته و امور را تخمین می‌زنند <ref>معجم الفروق اللغویه، ص۲۱۴؛ مفردات، ص۲۷۹، «خرص».</ref>. این کلمه ۵ بار در [[قرآن]] به کار رفته است؛ مانند:
##{{متن قرآن|إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ}}<ref>شما جز نادرست برآورد نمی‌کنید؛ سوره انعام، آیه ۱۴۸.</ref>؛
##{{متن قرآن|قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ}}<ref>مرگ بر آنان که نادرست برآورد می‌کنند!؛ سوره ذاریات، آیه ۱۰.</ref>؛
##{{متن قرآن|وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ}}<ref> و آنان جز نادرست برآورد نمی‌کنند؛ سوره انعام، آیه:۱۱۶.</ref>؛
##{{متن قرآن|إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ}}<ref>آنان جز از گمان پیروی ندارند و آنان جز نادرست برآورد نمی‌کنند؛ سوره یونس، آیه:۶۶.</ref>؛
##{{متن قرآن|مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ<ref> آنان جز نادرست برآورد نمی‌کنند؛ سوره زخرف، آیه:۲۰.</ref>
#'''"زور":''' به معنای [[دروغ]] و امر [[باطل]] است<ref>الصحاح، ج۲، ص۶۷۲؛ لسان العرب، ج۴، ص۳۳۷؛ مجمع البحرین، ج۲، ص۳۰۴، «زور».</ref>. برخی آن را دروغی دانسته‌اند که در ظاهر [[نیک]] جلوه داده می‌شود، تا دیگران به راست بودن آن [[گمان]] کنند<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۲۶۸، «زور».</ref>. این واژه ۴ بار در [[قرآن]] یاد شده است؛ مانند:
#'''"زور":''' به معنای [[دروغ]] و امر [[باطل]] است<ref>الصحاح، ج۲، ص۶۷۲؛ لسان العرب، ج۴، ص۳۳۷؛ مجمع البحرین، ج۲، ص۳۰۴، «زور».</ref>. برخی آن را دروغی دانسته‌اند که در ظاهر [[نیک]] جلوه داده می‌شود، تا دیگران به راست بودن آن [[گمان]] کنند<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۲۶۸، «زور».</ref>. این واژه ۴ بار در [[قرآن]] یاد شده است؛ مانند:
##{{متن قرآن|اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ}}<ref>«از گفتار دروغ بپرهیزید» سوره حج، آیه ۳۰</ref>؛
##{{متن قرآن|اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ}}<ref>«از گفتار دروغ بپرهیزید» سوره حج، آیه ۳۰</ref>؛
خط ۲۸: خط ۳۳:
*همچنین مفاهیمی دیگر مانند [[اتهام]]، [[نفاق]]، [[مکر]] و [[خدعه]]، [[ریا]] و [[تزویر]]، تدلیس و [[خیانت]] پیوند بسیار نزدیکی با موضوع [[دروغ]] داشته و در [[حقیقت]] نوعی [[دروغ]] به شمار می‌روند؛ ولی برخی از این موضوعات مدخل مستقل دارند و جداگانه بررسی می‌گردند، از این رو در این مدخل از آنها سخنی نیست و تنها از [[دروغ]] به شکل خاص به مباحثی همچون ملاک [[دروغ]]، [[دروغگویان]] و انواع دروغ‌هایشان، ریشه‌های [[دروغ]]، [[انگیزه]] و [[اهداف]] [[دروغ‌گویی]]، آثار و پیامدهای [[دنیایی]] و [[آخرتی]] [[دروغ]] و برخی از [[احکام فقهی]] مرتبط با این موضوع پرداخته می‌شود<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>.
*همچنین مفاهیمی دیگر مانند [[اتهام]]، [[نفاق]]، [[مکر]] و [[خدعه]]، [[ریا]] و [[تزویر]]، تدلیس و [[خیانت]] پیوند بسیار نزدیکی با موضوع [[دروغ]] داشته و در [[حقیقت]] نوعی [[دروغ]] به شمار می‌روند؛ ولی برخی از این موضوعات مدخل مستقل دارند و جداگانه بررسی می‌گردند، از این رو در این مدخل از آنها سخنی نیست و تنها از [[دروغ]] به شکل خاص به مباحثی همچون ملاک [[دروغ]]، [[دروغگویان]] و انواع دروغ‌هایشان، ریشه‌های [[دروغ]]، [[انگیزه]] و [[اهداف]] [[دروغ‌گویی]]، آثار و پیامدهای [[دنیایی]] و [[آخرتی]] [[دروغ]] و برخی از [[احکام فقهی]] مرتبط با این موضوع پرداخته می‌شود<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>.


==ملاک و گستره [[دروغ]]==
*درباره ملاک [[دروغ]] دیدگاه‌ها متفاوت‌اند:
*برخی معتقدند [[دروغ]] تنها گزارش خلاف واقع است و عمد و [[خطا]] یا [[علم]] و [[جهل]] در آن نقشی ندارد<ref>الاذکار النوویه، ص۳۷۸؛ فتح الباری، ج۱، ص۱۷۹؛ مفتاح الکرامه، ج۱۲، ص۲۲۰.</ref> و بر همین اساس، بعضی [[دروغ]] را به دو قسم عمدی و غیر عمدی قسمت کرده‌اند<ref>مختصر المعانی، ص۳۱؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۳۴؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۱۰۷۳.</ref>؛ با این تفاوت که دومی [[گناه]] و نکوهشی ندارد؛ اما اوّلی [[گناه]] و [[جرم]] است و [[دروغگو]] [[نکوهش]] می‌شود<ref>الاذکار النوویه، ص۳۷۸؛ دروغ مصلحت‌آمیز، ص۶۱.</ref>. برخی در [[تأیید]] این نظریه به [[آیات]] {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ... فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ}}<ref>«و برخی از مردم می‌گویند: به خداوند و روز واپسین ایمان آورده‌ایم با آنکه آنان مؤمن نیستند... به دل بیماری‌یی دارند و خداوند بر بیماریشان افزود؛ و برای دروغی که می‌گفتند عذابی دردناک خواهند داشت» سوره بقره، آیه ۸-۱۰.</ref> استناد کرده‌اند که [[خدا]] در آنها [[منافقان]] را از آن رو که تنها به زبان، ادعای [[ایمان]] می‌کردند، [[مذمت]] می‌کند و آنان را [[دروغگو]] می‌شمرد، زیرا ادعای آنان با واقع مطابق نبود<ref>تفسیر سید مصطفی خمینی، ج۳، ص۳۶۳.</ref>.
*در نظریه‌ای دیگر،[[دروغ]] تنها گزارش خلاف [[عقیده]] است<ref>مختصر المعانی، ص۳۱؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۳۳.</ref>. [[دلیل]] این نظریه به [[باور]] برخی [[آیه]] {{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ}}<ref>«چون منافقان نزد تو می‌آیند، می‌گویند: گواهی می‌دهیم که بی‌گمان تو فرستاده خدایی و خداوند می‌داند که تو به راستی فرستاده اویی و خداوند گواهی می‌دهد که منافقان، سخت دروغگویند» سوره منافقون، آیه ۱.</ref> است که [[خدا]] در آن [[منافقان]] را به جهت [[گواهی]] دادن بر [[رسالت پیامبر]]{{صل}} [[دروغگو]] می‌خواند، از آن رو که سخن آنان با اعتقادشان که منکر [[نبوت]] آن [[حضرت]] بودند، مطابقت نداشته است<ref>شرح اصول کافی، ج۱، ص۲۵۱؛ مصباح الفقاهه، ج۱، ص۶۰۹؛ البلیغ، ص۳۷-۳۸.</ref>. از این [[استدلال]] پاسخ داده شده که [[دروغگو]] شمردن [[منافقان]] از آن روست که [[شهادت]] آنان به [[رسالت]]، متضمن خبری [[دروغ]] و خلاف واقع است، بنابراین [[دروغ]]، گزارش خلاف واقع است<ref>مختصر المعانی، ص۳۰-۳۱.</ref>.
*دیدگاه سوم، [[دروغ]] را سخنی مخالف با واقع و [[اعتقاد]] می‌داند<ref>مختصر المعانی، ص۳۱؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۳۳؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج۲، ص۱۰۷۲.</ref>.
*عده‌ای با سازگار کردن این سه دیدگاه، نظریه دیگری به دست داده و گفته‌اند: باید میان [[کلام]] و [[متکلم]] تفاوت نهاد؛ به این [[بیان]] که گاه سخن، راست است و سخنگو [[دروغگو]]؛ همچون سخن [[منافقان]] که به [[رسالت پیامبر]]{{صل}} [[شهادت]] دادند، در حالی که به آن [[اعتقاد]] نداشتند{{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ}}<ref> «چون منافقان نزد تو می‌آیند، می‌گویند: گواهی می‌دهیم که بی‌گمان تو فرستاده خدایی و خداوند می‌داند که تو به راستی فرستاده اویی و خداوند گواهی می‌دهد که منافقان، سخت دروغگویند» سوره منافقون، آیه ۱.</ref> و گاه سخن [[دروغ]] است و گوینده [[راستگو]]؛ مانند کسی که سخن غیر واقعی به زبان آورد و به آن [[اعتقاد]] داشته باشد<ref>المیزان، ج۱۹، ص۲۷۹؛ الاخلاق الاسلامیه، ج۱، ص۵۲۷.</ref>.
*از [[نگاه]] [[قرآن]]، [[دروغ]] به سخنانی گفته می‌شود که برخلاف واقع بر زبان آورده می‌شوند، هرچند گوینده به سخن خود [[اعتقاد]] داشته باشد؛ مانند {{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ}}<ref>«چون منافقان نزد تو می‌آیند، می‌گویند: گواهی می‌دهیم که بی‌گمان تو فرستاده خدایی و خداوند می‌داند که تو به راستی فرستاده اویی و خداوند گواهی می‌دهد که منافقان، سخت دروغگویند» سوره منافقون، آیه ۱.</ref> و [[دروغگو]] شمردن کسانی که به [[فرزند داشتن]] [[خدا]] [[باور]] دارند: {{متن قرآن|وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ}}<ref>«و آنان بی‌گمان دروغگویند خداوند فرزندی نگزیده است» سوره مؤمنون، آیه ۹۰-۹۱.</ref>؛ چه سخن خلاف واقع را با [[آگاهی]] از مخالف بودن آن با واقع بگوید: {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«آنان دانسته بر خداوند دروغ می‌بندند» سوره آل عمران، آیه ۷۸.</ref> یا بی‌آگاهی چنین کند: {{متن قرآن|مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلَا لِآبَائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًا}}<ref>«نه خود و نه پدرانشان، آن (امر) را نمی‌دانند؛ بزرگ سخنی از دهانشان بیرون می‌آید؛ (آنان) جز دروغ نمی‌گویند» سوره کهف، آیه ۵.</ref>.
*افزون بر موارد یاد شده، [[قرآن]] برخی سخنان را نیز که شرایط [[شرعی]] آن رعایت نشده باشند در [[حکم]] [[دروغ]] می‌شمرد و آثار [[دروغ]] را بر آن مترتب می‌کند، هرچند آن سخنان هم مطابق با واقع و [[اعتقاد]] گوینده باشند<ref>احکام القرآن، ج۳، ص۳۹۸؛ ریاض المسائل، ج۱۳، ص۴۴۰؛ المغنی، ج۱۲، ص۷۸.</ref>؛ مانند [[اتهام]] [[زنا]]، بی‌رعایت شرط اثبات آن که آوردن ۴ [[شاهد]] است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ... لَوْلَا جَاءُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُولَئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ}}<ref>«کسانی که [به یکی از همسران پیامبر] آن دروغ  را (وارد) آوردند دسته‌ای از شمایند... چرا بر آن چهار گواه نیاوردند؟ و چون گواه نیاورده‌اند پس آنانند که نزد خداوند دروغگویند» سوره نور، آیه ۱۱، ۱۳.</ref>.
*'''آیا [[دروغ]] تنها در گفتار است یا فراتر از آن؟ دو دیدگاه هست:'''
#برخی [[دروغ]] را تنها در گفتار می‌دانند و هریک از کردارها و نمایش‌های خلاف واقع یا خلاف [[باور]] را مشمول عنوانی دیگر<ref>الموسوعة الفقهیه، ج۳۴، ص۲۰۴؛ دروغ، ص۲۸.</ref>. بعضی با [[تأیید]] این دیدگاه [[دروغ]] را در درجه یکم شامل گفتار خبری دانسته و بالعرض در برگیرنده استفهام، طلب و دیگر جملات انشایی<ref>الذریعه، ص۲۸۴.</ref> و مستند برخی از اینان آیاتی است که [[خدا]] در آنها گفتار را به [[راستی]] [[وصف]] می‌کند<ref>الذریعه، ص۲۸۴.</ref>؛ مانند {{متن قرآن|وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا}}<ref>«و از خداوند راست‌گفتارتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۱۲۲.</ref> و {{متن قرآن|وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا}}<ref>«و از خداوند راستگوتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۸۷.</ref>.
#بسیاری [[دروغ]] را فراتر از گفتار دانسته و [[اعمال]] و امور دیگری را نیز مصداق [[دروغ]] بر می‌شمرند؛ همچون [[دورویی]]، [[غش]] در معامله، آراستن اجناس نامرغوب، نوشتار خلاف واقع،[[ تحریف]][[ سخن]] دیگران، ادعای داشتن اوصافی و در عمل فاقد آنها بودن، عمل نکردن به مفاد [[قرارداد]] زبانی یا نوشتاری، [[تظاهر]] به [[جوانی]] یا [[پیری]] و [[فقر]] یا [[غنا]]<ref>معراج السعاده، ص۵۲۴-۵۲۶؛ دروغ، ص۱۱۸-۲۰۰؛ نک: گناهان کبیره، ج۱، ص۲۸۱-۳۰۰.</ref>.
*بر همین پایه، برخی [[دروغ]] را به اقسام مختلفی مانند [[دروغ]] در گفتار، [[نیت]] و [[اراده]]، [[عزم]] و تصمیم بر [[کار خیر]]، [[وفا]] به [[عزم]]، [[اعمال]]، [[مقامات]] [[دینی]]، [[معاشرت]] و مراودت با [[مردم]] و [[دروغ]] در [[عقاید]] قسمت کرده‌اند<ref>جامع السعادات، ج۲، ص۲۴۷-۲۴۸؛ اطیب البیان، ج۱، ص۳۰۹.</ref>.
*برخی [[آیات قرآن]] این دیدگاه را [[تأیید]] می‌کنند؛ مانند:
:*[[آیه]] {{متن قرآن|لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقِينَ بِصِدْقِهِمْ وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ}}<ref>«تا خداوند راستگویان را برای راستیشان پاداش دهد و دورویان  را اگر خواهد عذاب کند یا از آنان بگذرد» سوره احزاب، آیه ۲۴.</ref> که در آن [[منافقان]] را که ظاهر آنان خلاف [[باطن]] آنان است، در مقابل [[راستگویان]] می‌نهد<ref>دروغ، ص۴۳.</ref>
:*و [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ}}<ref>«منافقان، سخت دروغگویند» سوره منافقون، آیه ۱.</ref> که [[منافقان]] را [[دروغگو]] می‌شمرد<ref>اطیب البیان، ج۱، ص۳۰۸.</ref>
:*و [[آیه]] {{متن قرآن|وَجَاءُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ}}<ref>«و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند» سوره یوسف، آیه ۱۸.</ref> که [[دروغ]] را به عین خارجی ([[خون]]) نسبت می‌دهد<ref>مفردات، ص۷۰۴، «کذب».</ref>
:*و [[آیه]] {{متن قرآن|مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى}}<ref>«دل، آنچه می‌دید، دروغ نگفت» سوره نجم، آیه ۱۱.</ref> که [[دروغ]] را خطای قوای مدرک مانند [[قلب]] می‌خواند<ref>التحقیق، ج۱۰، ص۳۴؛ ارشاد الاذهان، ص۵۳۱.</ref>.
*با توجه به ملاک‌های یاد شده برای [[دروغ]]، برخی [[مبالغه]] در [[کلام]]، استعاره، کنایه و مَثَل را [[دروغ]] نمی‌شمرند<ref>شرح اصول کافی، ج۵، ص۲۶۸؛ گناهان کبیره، ج۱، ص۲۸۶-۲۸۸؛ دروغ، ص۲۴۰-۲۵۰.</ref>، زیرا در این موارد مدلول مطابقی سخن مراد گوینده نیست، تا گفتار خلاف واقع باشد، بلکه مدلول التزامی مقصود آنهاست؛ اما درباره توریه آرای متفاوتی هست: برخی آن را [[دروغ]]<ref>حاشیة المکاسب، ج۱، ص۱۲۲.</ref> یا [[دروغ]] جایز<ref>الروضة البهیه، ج۴، ص۲۳۵؛ ریاض المسائل، ج۹، ص۱۶۲.</ref> دانسته؛ ولی بسیاری [[دروغ]] بودن آن را نفی کرده‌اند <ref>الحدائق، ج۲۵، ص۳۸۷-۳۸۸؛ کتاب البیع، ص۳۸۵؛ کتاب القضاء، ص۲۲۵. </ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>.




۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش