پرش به محتوا

امامت امام علی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۰ آوریل ۲۰۲۰
جز
جایگزینی متن - ']]' به ' [['
جز (جایگزینی متن - 'علی بن ابوطالب' به 'علی بن ابی طالب')
جز (جایگزینی متن - ']]' به ' [[')
خط ۱۶: خط ۱۶:
*در [[مدینه]] در جنگ‌های [[سختی]] چون [[بدر]]، [[احد]]، [[احزاب]] و [[خیبر]] با [[شجاعت]] و [[فداکاری]] تمام [[پیامبر]] را [[یاری]] و [[دشمنان اسلام]] را [[سرکوب]] و [[مأیوس]] کرد، در [[سال نهم هجری]] از سوی [[پیامبر]]{{صل}} [[مأموریت]] یافت تا [[آیات]] اول [[سوره]] [[برائت]] را در [[مکه]] بر [[مشرکان]] فرا خواند. این [[مأموریت]] قبلاً به [[ابوبکر]] سپرده شده بود، ولی مطابق [[فرمان خداوند]] [[علی]]{{ع}} برای انجام این [[مأموریت]] [[برگزیده]] شد. وی در ذی الحلیفه ([[مسجد]] شجره) [[آیات]] را از [[ابوبکر]] گرفت و در [[مکه]] بر [[مشرکان]] فرو خواند. [[پیامبر]]{{صل}} در [[سال دهم هجری]] [[علی]]{{ع}} را به [[یمن]] فرستاد تا [[مردم]] را به [[آیین اسلام]] [[دعوت]] کند. این [[مأموریت]] پس از آن بود که [[خالد بن ولید]] و جمعی از [[مسلمانان]] را برای این [[هدف]] به [[یمن]] فرستاده بود و آنان شش [[ماه]] در آنجا اقامت گزیده بودند، اما به توفیقی در این باره دست نیافته بودند. [[علی]]{{ع}} در [[مأموریت]] خود کامیاب شد و همه [[قبیله]] [[همدان]] [[آیین اسلام]] را پذیرفتند. [[پیامبر]]{{صل}} با [[مسلمانان]] برای انجام [[مناسک]] [[حج]] ([[حجة الوداع]]) رهسپار [[مکه]] گردید و [[علی]]{{ع}} نیز به [[دستور پیامبر]] از [[یمن]] به [[مکه]] رفت و در مراسم شکوهمند [[حج]] شرکت کرد و پس از انجام [[مناسک]] [[حج]] به هنگام بازگشت در سرزمین [[جحفه]] و در کنار [[غدیر خم]] در جمع انبوه [[مسلمانان]] [[علی]]{{ع}} را به [[جانشینی]] خود [[منصوب]] کرد.
*در [[مدینه]] در جنگ‌های [[سختی]] چون [[بدر]]، [[احد]]، [[احزاب]] و [[خیبر]] با [[شجاعت]] و [[فداکاری]] تمام [[پیامبر]] را [[یاری]] و [[دشمنان اسلام]] را [[سرکوب]] و [[مأیوس]] کرد، در [[سال نهم هجری]] از سوی [[پیامبر]]{{صل}} [[مأموریت]] یافت تا [[آیات]] اول [[سوره]] [[برائت]] را در [[مکه]] بر [[مشرکان]] فرا خواند. این [[مأموریت]] قبلاً به [[ابوبکر]] سپرده شده بود، ولی مطابق [[فرمان خداوند]] [[علی]]{{ع}} برای انجام این [[مأموریت]] [[برگزیده]] شد. وی در ذی الحلیفه ([[مسجد]] شجره) [[آیات]] را از [[ابوبکر]] گرفت و در [[مکه]] بر [[مشرکان]] فرو خواند. [[پیامبر]]{{صل}} در [[سال دهم هجری]] [[علی]]{{ع}} را به [[یمن]] فرستاد تا [[مردم]] را به [[آیین اسلام]] [[دعوت]] کند. این [[مأموریت]] پس از آن بود که [[خالد بن ولید]] و جمعی از [[مسلمانان]] را برای این [[هدف]] به [[یمن]] فرستاده بود و آنان شش [[ماه]] در آنجا اقامت گزیده بودند، اما به توفیقی در این باره دست نیافته بودند. [[علی]]{{ع}} در [[مأموریت]] خود کامیاب شد و همه [[قبیله]] [[همدان]] [[آیین اسلام]] را پذیرفتند. [[پیامبر]]{{صل}} با [[مسلمانان]] برای انجام [[مناسک]] [[حج]] ([[حجة الوداع]]) رهسپار [[مکه]] گردید و [[علی]]{{ع}} نیز به [[دستور پیامبر]] از [[یمن]] به [[مکه]] رفت و در مراسم شکوهمند [[حج]] شرکت کرد و پس از انجام [[مناسک]] [[حج]] به هنگام بازگشت در سرزمین [[جحفه]] و در کنار [[غدیر خم]] در جمع انبوه [[مسلمانان]] [[علی]]{{ع}} را به [[جانشینی]] خود [[منصوب]] کرد.
*پس از مدت کوتاهی از این جریان، [[پیامبر]]{{صل}} در حالی که سرش بر دامان [[علی]]{{ع}} بود، به [[ملکوت]] اعلی پیوست و بدین ترتیب فصل جدیدی در [[زندگی]] [[علی]]{{ع}} گشوده شد. با [[ماجرای سقیفه]]، [[رهبری]] [[امت اسلامی]] که [[حق]] او بود از وی باز ستانده شد و این جریان تا ۲۵سال ادامه یافت.
*پس از مدت کوتاهی از این جریان، [[پیامبر]]{{صل}} در حالی که سرش بر دامان [[علی]]{{ع}} بود، به [[ملکوت]] اعلی پیوست و بدین ترتیب فصل جدیدی در [[زندگی]] [[علی]]{{ع}} گشوده شد. با [[ماجرای سقیفه]]، [[رهبری]] [[امت اسلامی]] که [[حق]] او بود از وی باز ستانده شد و این جریان تا ۲۵سال ادامه یافت.
*رعایت [[مصلحت اسلام]] و [[مسلمانان]] [[مانع]] آن شد که [[امام]]{{ع}} برای [[اعمال]] [[حق]] خود به عمل قهرآمیز [[توسل]] جوید، اما در موارد مناسب [[حقیقت]] را [[آشکار]] می‌ساخت و در [[حد ]][[ضرورت]] با [[خلفا]] [[همکاری]] می‌کرد.
*رعایت [[مصلحت اسلام]] و [[مسلمانان]] [[مانع]] آن شد که [[امام]]{{ع}} برای [[اعمال]] [[حق]] خود به عمل قهرآمیز [[توسل]] جوید، اما در موارد مناسب [[حقیقت]] را [[آشکار]] می‌ساخت و در [[حد ]] [[ضرورت]] با [[خلفا]] [[همکاری]] می‌کرد.
*با [[کشته شدن عثمان]] به دست عده‌ای از [[مسلمانان]]، [[مردم]] با [[حضرت علی]]{{ع}} [[بیعت]] کردند و بدین ترتیب شرایط برای [[اعمال]] [[حق]] [[امامت]] او فراهم گردید، اما طولی نکشید که عده‌ای [[پیمان]] شکستند و [[آتش]] [[جنگ جمل]] را برافروختند. [[معاویه]] و هوادارانش [[جبهه]] [[قاسطین]] را در برابر [[امام]] گشودند و [[جنگ صفین]] را پدید آوردند که در جریان آن با نقشه [[شیطنت]] آمیز [[عمرو بن عاص]] و [[معاویه]] از یک سو و [[ساده لوحی]] و سطحی نگری گروهی از [[سپاه امام]]{{ع}} از سوی دیگر، ماجرای تلخ [[حکمیت]] پدید آمد و به [[ظهور]] [[خوارج]] و [[جنگ نهروان]] انجامید<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۴۲.</ref>
*با [[کشته شدن عثمان]] به دست عده‌ای از [[مسلمانان]]، [[مردم]] با [[حضرت علی]]{{ع}} [[بیعت]] کردند و بدین ترتیب شرایط برای [[اعمال]] [[حق]] [[امامت]] او فراهم گردید، اما طولی نکشید که عده‌ای [[پیمان]] شکستند و [[آتش]] [[جنگ جمل]] را برافروختند. [[معاویه]] و هوادارانش [[جبهه]] [[قاسطین]] را در برابر [[امام]] گشودند و [[جنگ صفین]] را پدید آوردند که در جریان آن با نقشه [[شیطنت]] آمیز [[عمرو بن عاص]] و [[معاویه]] از یک سو و [[ساده لوحی]] و سطحی نگری گروهی از [[سپاه امام]]{{ع}} از سوی دیگر، ماجرای تلخ [[حکمیت]] پدید آمد و به [[ظهور]] [[خوارج]] و [[جنگ نهروان]] انجامید<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۴۲.</ref>
*سرانجام در سحرگاه شب نوزدهم [[ماه رمضان]] سال ۴۰هجری هنگامی که [[امام]]{{ع}} در حال [[نماز]] بود [[ابن ملجم مرادی]] با [[شمشیر]] زهرآلود فرق [[مبارک]] پیشوای بزرگ [[فضیلت]] و [[عدالت]] را نشانه گرفت و در پی آن در شب ۲۱ همان [[ماه]] به [[شهادت]] رسید.
*سرانجام در سحرگاه شب نوزدهم [[ماه رمضان]] سال ۴۰هجری هنگامی که [[امام]]{{ع}} در حال [[نماز]] بود [[ابن ملجم مرادی]] با [[شمشیر]] زهرآلود فرق [[مبارک]] پیشوای بزرگ [[فضیلت]] و [[عدالت]] را نشانه گرفت و در پی آن در شب ۲۱ همان [[ماه]] به [[شهادت]] رسید.
خط ۵۶: خط ۵۶:
#[[سلمان فارسی]] [[روایت]] کرده که بر [[پیامبر]]{{صل}} وارد شدم، در حالی که [[حسین]]{{ع}} را بر دامن خود نشانده و او را می‌بوسید و می‌گفت: تو بزرگ و [[فرزند]] بزرگی، تو [[امام]] و [[فرزند]] [[امام]] و [[پدر]] [[امامانی]]، تو [[حجت]]، [[فرزند]] [[حجت]] و [[پدر]] حجت‌های نه‌گانه‌ای که نهمین آنان [[قائم]] آنهاست<ref>{{متن حدیث| أَنْتَ سَيِّدٌ ابْنُ السَّيِّدِ أَنْتَ إِمَامٌ ابْنُ إِمَامٍ أَبُو الْأَئِمَّةِ أَنْتَ حُجَّةٌ ابْنُ حُجَّةٍ أَبُو حُجَجٍ تِسْعَةٍ مِنْ صُلْبِكَ تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ}}</ref>
#[[سلمان فارسی]] [[روایت]] کرده که بر [[پیامبر]]{{صل}} وارد شدم، در حالی که [[حسین]]{{ع}} را بر دامن خود نشانده و او را می‌بوسید و می‌گفت: تو بزرگ و [[فرزند]] بزرگی، تو [[امام]] و [[فرزند]] [[امام]] و [[پدر]] [[امامانی]]، تو [[حجت]]، [[فرزند]] [[حجت]] و [[پدر]] حجت‌های نه‌گانه‌ای که نهمین آنان [[قائم]] آنهاست<ref>{{متن حدیث| أَنْتَ سَيِّدٌ ابْنُ السَّيِّدِ أَنْتَ إِمَامٌ ابْنُ إِمَامٍ أَبُو الْأَئِمَّةِ أَنْتَ حُجَّةٌ ابْنُ حُجَّةٍ أَبُو حُجَجٍ تِسْعَةٍ مِنْ صُلْبِكَ تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ}}</ref>
#[[ابن عباس]] از [[پیامبر]]{{صل}} [[روایت]] کرده که فرمود: "[[علی بن ابی طالب]] [[پیشوای امت]] من و [[جانشین]] من بر آنان پس از من است، و [[مهدی]] [[قائم]] [[منتظر]] از [[فرزندان]] اوست"<ref>{{متن حدیث| إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ إِمَامٍ أُمَّتِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْهِمْ بَعْدِي وَ مِنْ وُلْدِهِ الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرُ الْمَهْدِيِّ }}</ref>
#[[ابن عباس]] از [[پیامبر]]{{صل}} [[روایت]] کرده که فرمود: "[[علی بن ابی طالب]] [[پیشوای امت]] من و [[جانشین]] من بر آنان پس از من است، و [[مهدی]] [[قائم]] [[منتظر]] از [[فرزندان]] اوست"<ref>{{متن حدیث| إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ إِمَامٍ أُمَّتِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْهِمْ بَعْدِي وَ مِنْ وُلْدِهِ الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرُ الْمَهْدِيِّ }}</ref>
*این گونه [[روایات]] در کتاب‌های [[روایی]] [[شیعه]] به اندازه‌ای است که در عالی‌ترین [[حد ]][[تواتر]] قرار دارد<ref>حر عاملی، محمد بن حسن، اثبات الهداه، ج۳، ص۲۱۳-۲۱۵.</ref> چنان که نمونه‌های بسیاری از آنها در [[منابع حدیثی]] و تفسیری و [[تاریخی]] [[اهل سنت]] نیز [[نقل]] شده است که [[حدیث یوم الدار]] از آن جمله است. هنگامی که [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شد. [[خویشاوندان]] خود را که [[چهل]] مرد بودند در خانه [[ابوطالب]] گرد آورد و پس از [[پذیرایی]] از آنان [[نبوت]] خود را به آنها [[ابلاغ]] کرد و فرمود کدام یک از شما در امر [[نبوت]] مرا [[یاری]] می‌کند تا [[برادر]]، [[وصی]] و [[جانشین]] من در میان شما باشد، همگان [[سکوت]] کردند، ولی [[علی]]{{ع}} به [[دعوت پیامبر]]{{صل}} پاسخ مثبت داد، [[پیامبر]]{{صل}} دست بر دوش [[علی]] گذاشت و خطاب به حاضران فرمود: به درستی که این ([[علی]]) [[برادر]]، [[وصی]] و جانشیین من در میان شماست، پس سخن او را بشنوید و از او [[اطاعت]] کنید<ref>{{متن حدیث|إِنَّ هذا أَخِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِيكُمْ، فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوا!!}}؛ طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۲۱۶- ۲۱۷؛ ابن اثیر، عزالدین، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۴۸۷؛ قندوزی، سلیمان، ینابیع الموده، ص۱۰۵؛ کنزالعمال، ج۶، احادیث: ۶۰۰۸، ۶۰۴۵، ۶۱۰۲، ۶۱۵۵؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۲۶۷.</ref>.
*این گونه [[روایات]] در کتاب‌های [[روایی]] [[شیعه]] به اندازه‌ای است که در عالی‌ترین [[حد ]] [[تواتر]] قرار دارد<ref>حر عاملی، محمد بن حسن، اثبات الهداه، ج۳، ص۲۱۳-۲۱۵.</ref> چنان که نمونه‌های بسیاری از آنها در [[منابع حدیثی]] و تفسیری و [[تاریخی]] [[اهل سنت]] نیز [[نقل]] شده است که [[حدیث یوم الدار]] از آن جمله است. هنگامی که [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شد. [[خویشاوندان]] خود را که [[چهل]] مرد بودند در خانه [[ابوطالب]] گرد آورد و پس از [[پذیرایی]] از آنان [[نبوت]] خود را به آنها [[ابلاغ]] کرد و فرمود کدام یک از شما در امر [[نبوت]] مرا [[یاری]] می‌کند تا [[برادر]]، [[وصی]] و [[جانشین]] من در میان شما باشد، همگان [[سکوت]] کردند، ولی [[علی]]{{ع}} به [[دعوت پیامبر]]{{صل}} پاسخ مثبت داد، [[پیامبر]]{{صل}} دست بر دوش [[علی]] گذاشت و خطاب به حاضران فرمود: به درستی که این ([[علی]]) [[برادر]]، [[وصی]] و جانشیین من در میان شماست، پس سخن او را بشنوید و از او [[اطاعت]] کنید<ref>{{متن حدیث|إِنَّ هذا أَخِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِيكُمْ، فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوا!!}}؛ طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۲۱۶- ۲۱۷؛ ابن اثیر، عزالدین، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۴۸۷؛ قندوزی، سلیمان، ینابیع الموده، ص۱۰۵؛ کنزالعمال، ج۶، احادیث: ۶۰۰۸، ۶۰۴۵، ۶۱۰۲، ۶۱۵۵؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۲۶۷.</ref>.
*[[شیخ]] [[سلیم بشری]] گفته است: [[رجال]]، این [[حدیث]] را که در [[مسند]] [[احمد بن حنبل]]<ref>احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۱، ص۱۱۱.</ref> [[روایت]] شده است، مورد بررسی قرار دادم، همگی از ثقات‌اند. طرق دیگر [[نقل]] این [[حدیث]] نیز متضافر است و یکدیگر را [[تأیید]] می‌کنند، بدین جهت به درستی آن [[اعتقاد]] دارم<ref>شرف الدین، سید عبدالحسین، المراجعات، ص۲۳.</ref>.
*[[شیخ]] [[سلیم بشری]] گفته است: [[رجال]]، این [[حدیث]] را که در [[مسند]] [[احمد بن حنبل]]<ref>احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۱، ص۱۱۱.</ref> [[روایت]] شده است، مورد بررسی قرار دادم، همگی از ثقات‌اند. طرق دیگر [[نقل]] این [[حدیث]] نیز متضافر است و یکدیگر را [[تأیید]] می‌کنند، بدین جهت به درستی آن [[اعتقاد]] دارم<ref>شرف الدین، سید عبدالحسین، المراجعات، ص۲۳.</ref>.
*دیگر [[نصوص]] جلی در منابع [[اهل سنت]] در [[کتاب الغدیر]] [[علامه امینی]] و [[غایة المرام]] [[سید هاشم بحرانی]] آمده است<ref>امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۳، ص۱۶۹، ۱۷۴و ۴۷۸؛ ج۵، ص۵۵۰، ۹۶۰؛ ج۹، ص۳۶۴؛ بحرانی، سیدهاشم، غایة المرام، ج۱، ۲، ۳ و ۷.</ref>.
*دیگر [[نصوص]] جلی در منابع [[اهل سنت]] در [[کتاب الغدیر]] [[علامه امینی]] و [[غایة المرام]] [[سید هاشم بحرانی]] آمده است<ref>امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۳، ص۱۶۹، ۱۷۴و ۴۷۸؛ ج۵، ص۵۵۰، ۹۶۰؛ ج۹، ص۳۶۴؛ بحرانی، سیدهاشم، غایة المرام، ج۱، ۲، ۳ و ۷.</ref>.
خط ۶۲: خط ۶۲:


==بررسی اشکالات==
==بررسی اشکالات==
*در هر حال، روایاتی که بر [[امامت علی]]{{ع}} دلالت [[آشکار]] دارند؛ یعنی از آن [[حضرت]] به عنوان [[خلیفه پیامبر]] و [[امام]] یا [[امیرمؤمنان]] یاد شده است، از طریق [[شیعه]] در بالاترین [[حد ]][[تواتر]] [[نقل]] شده است و از طریق [[اهل سنت]] نیز اگر چه در [[حد ]][[تواتر]] نیست، ولی یقیناً در [[حد ]][[روایت مستفیض]] می‌باشد و [[سند]] برخی از آنها نیز مطابق قواعد آنان معتبر است. با این حال، در این خصوص مناقشه‌هایی مطرح شده است:  
*در هر حال، روایاتی که بر [[امامت علی]]{{ع}} دلالت [[آشکار]] دارند؛ یعنی از آن [[حضرت]] به عنوان [[خلیفه پیامبر]] و [[امام]] یا [[امیرمؤمنان]] یاد شده است، از طریق [[شیعه]] در بالاترین [[حد ]] [[تواتر]] [[نقل]] شده است و از طریق [[اهل سنت]] نیز اگر چه در [[حد ]] [[تواتر]] نیست، ولی یقیناً در [[حد ]] [[روایت مستفیض]] می‌باشد و [[سند]] برخی از آنها نیز مطابق قواعد آنان معتبر است. با این حال، در این خصوص مناقشه‌هایی مطرح شده است:  
*۱. گاهی فرضیه [[نسخ]] آن توسط [[پیامبر]]{{صل}} مطرح گردیده است ([[شیخ]] [[سلیم بشری]]) ولی فرضیه [[نسخ]] [[حدیث]] عقلاً و شرعاً مردود است، زیرا از قبیل [[نسخ]] [[حکم]] قبل از فرا رسیدن وقت عمل به آن است. علاوه بر این که هیچ گونه ناسخی از گفتار یا [[رفتار پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] نشده است، بلکه در گفتار و [[رفتار پیامبر]]{{صل}} شواهد فراوانی بر [[تأیید]] و تثبیت آن یافت می‌شود<ref>شرف الدین، سید عبدالحسین، المراجعات، ص۲۴.</ref>.
*۱. گاهی فرضیه [[نسخ]] آن توسط [[پیامبر]]{{صل}} مطرح گردیده است ([[شیخ]] [[سلیم بشری]]) ولی فرضیه [[نسخ]] [[حدیث]] عقلاً و شرعاً مردود است، زیرا از قبیل [[نسخ]] [[حکم]] قبل از فرا رسیدن وقت عمل به آن است. علاوه بر این که هیچ گونه ناسخی از گفتار یا [[رفتار پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] نشده است، بلکه در گفتار و [[رفتار پیامبر]]{{صل}} شواهد فراوانی بر [[تأیید]] و تثبیت آن یافت می‌شود<ref>شرف الدین، سید عبدالحسین، المراجعات، ص۲۴.</ref>.
*۲. گفته شده است تعداد [[شیعه]] در عصر اول و دوره‌های پس از آن اندک بوده و در حدی نبوده است که [[نقل]] [[نصوص امامت]] توسط آنان به [[حد ]][[تواتر]] برسد<ref>مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۲، ص۳۵۱ به نقل از: ابطال نهج الباطل فضل بن روزبهان اشعری.</ref>.
*۲. گفته شده است تعداد [[شیعه]] در عصر اول و دوره‌های پس از آن اندک بوده و در حدی نبوده است که [[نقل]] [[نصوص امامت]] توسط آنان به [[حد ]] [[تواتر]] برسد<ref>مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۲، ص۳۵۱ به نقل از: ابطال نهج الباطل فضل بن روزبهان اشعری.</ref>.
*آگاهان به [[تاریخ]] می‌دانند که [[تشیع]] در [[صدر اسلام]] در سرزمین [[حجاز]] و دیگر [[سرزمین‌های اسلامی]] [[ظهور]] کرد و همواره جمع کثیری از [[امت اسلامی]] در مناطق مختلف دنیای [[اسلام]] پیرو [[مذهب تشیع]] بوده‌اند. [[مکه]]، [[مدینه]] و دیگر شهرهای سرزمین [[حجاز]]، [[کوفه]]، [[بصره]]، [[کربلا]]، [[نجف]]، [[بغداد]] و شهرهای دیگر سرزمین [[عراق]]، [[سوریه]]، [[حلب]]، جبل عامل، بعلبک در منطقه [[شامات]]، [[شهر]] [[مصر]] در [[آفریقا]]، [[یمن]] و شهرهای مختلف [[ایران]] که در گذشته قلمروی بسیار گسترده داشت مهم‌ترین و شناخته شده‌ترین شهرهایی هستند که [[شیعیان]] در آنها [[زندگی]] می‌کرده‌اند ([[تاریخ]] الشیعه) با توجه به کثرت [[شیعه]] و پراکندگی جغرافیایی آنان می‌توان منشأ و [[علت]] [[تواتر]] [[نصوص امامت علی]]{{ع}} را به دست آورد. خبر [[متواتر]] آن است که ناقلان آن از نظر تعداد و شرایط مکانی و جهانی به گونه‌ای باشد که احتمال [[خطا]] و تبانی بر ساختن آن عادتاً محال باشد.
*آگاهان به [[تاریخ]] می‌دانند که [[تشیع]] در [[صدر اسلام]] در سرزمین [[حجاز]] و دیگر [[سرزمین‌های اسلامی]] [[ظهور]] کرد و همواره جمع کثیری از [[امت اسلامی]] در مناطق مختلف دنیای [[اسلام]] پیرو [[مذهب تشیع]] بوده‌اند. [[مکه]]، [[مدینه]] و دیگر شهرهای سرزمین [[حجاز]]، [[کوفه]]، [[بصره]]، [[کربلا]]، [[نجف]]، [[بغداد]] و شهرهای دیگر سرزمین [[عراق]]، [[سوریه]]، [[حلب]]، جبل عامل، بعلبک در منطقه [[شامات]]، [[شهر]] [[مصر]] در [[آفریقا]]، [[یمن]] و شهرهای مختلف [[ایران]] که در گذشته قلمروی بسیار گسترده داشت مهم‌ترین و شناخته شده‌ترین شهرهایی هستند که [[شیعیان]] در آنها [[زندگی]] می‌کرده‌اند ([[تاریخ]] الشیعه) با توجه به کثرت [[شیعه]] و پراکندگی جغرافیایی آنان می‌توان منشأ و [[علت]] [[تواتر]] [[نصوص امامت علی]]{{ع}} را به دست آورد. خبر [[متواتر]] آن است که ناقلان آن از نظر تعداد و شرایط مکانی و جهانی به گونه‌ای باشد که احتمال [[خطا]] و تبانی بر ساختن آن عادتاً محال باشد.
*با توجه به نکات پیش گفته، این ویژگی‌ها در مورد [[نقل]] [[نصوص امامت]] توسط [[شیعه]] به صورت کامل تحقق دارد. از این رو، در [[تواتر]] این [[نصوص]] مجال کمترین تردیدی وجود نخواهد داشت<ref>سید مرتضی، علی بن الحسین، الشافی فی الإمامة، ج۲، ص۶۸- ۷۸؛ سید مرتضی، علی بن الحسین، الذخیرة فی علم الکلام، ص۴۶۳؛ تلخیص الشافی، ج۲، ص۴۶- ۵۶؛ طوسی، محمد بن حسن، الإقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، ص۳۲۶- ۳۲۸؛ رازی حمصی، سدیدالدین محمود، المنقذ من التقلید، ج۲، ص۳۱۱- ۳۱۴.</ref>.
*با توجه به نکات پیش گفته، این ویژگی‌ها در مورد [[نقل]] [[نصوص امامت]] توسط [[شیعه]] به صورت کامل تحقق دارد. از این رو، در [[تواتر]] این [[نصوص]] مجال کمترین تردیدی وجود نخواهد داشت<ref>سید مرتضی، علی بن الحسین، الشافی فی الإمامة، ج۲، ص۶۸- ۷۸؛ سید مرتضی، علی بن الحسین، الذخیرة فی علم الکلام، ص۴۶۳؛ تلخیص الشافی، ج۲، ص۴۶- ۵۶؛ طوسی، محمد بن حسن، الإقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، ص۳۲۶- ۳۲۸؛ رازی حمصی، سدیدالدین محمود، المنقذ من التقلید، ج۲، ص۳۱۱- ۳۱۴.</ref>.
خط ۸۴: خط ۸۴:
*۱۱. [[آیه]] اولوا الأرحام: {{متن قرآن|وَأُوْلُوا الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ}}<ref>«و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران سزاوارترند» سوره احزاب، آیه ۶.</ref>. یعنی اگر کسی از [[دنیا]] برود [[خویشاوندان]] نزدیک او [[وارث]] او خواهند بود و تا [[خویشاوندان]] نزدیک هستند نوبت به [[خویشاوندان]] مرتبه بعد نمی‌رسد. این که [[برتری]] یاد شده در چه چیز است [[بیان]] نشده است، اگر چه گفته شده است [[شأن نزول]] آن [[وراثت]] در [[مال]] است، ولی مورد مخصص نیست، بنابراین همه آن چیزهایی را که [[وراثت]] پذیر است شامل می‌شود، خواه از مقوله [[مال]] باشد یا غیر [[مال]]. [[مقام امامت]] و [[رهبری]] از اموری است که اگر فردی شرایط آن را داشته باشد می‌تواند [[وارث]] [[امام]] و [[رهبر]] پیش از خود باشد. بر این اساس، [[علی]]{{ع}} [[وارث]] [[مقام امامت]] [[پیامبر]]{{صل}} بوده است، زیرا او هم [[صفات امامت]] را داشت و هم [[خویشاوند]] [[پیامبر]]{{صل}} بود و از طرفی [[ابوبکر]] علاوه بر این که [[شرایط امامت]] را نداشت، [[خویشاوند]] نسبی [[پیامبر]]{{صل}} نیز نبود.
*۱۱. [[آیه]] اولوا الأرحام: {{متن قرآن|وَأُوْلُوا الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ}}<ref>«و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران سزاوارترند» سوره احزاب، آیه ۶.</ref>. یعنی اگر کسی از [[دنیا]] برود [[خویشاوندان]] نزدیک او [[وارث]] او خواهند بود و تا [[خویشاوندان]] نزدیک هستند نوبت به [[خویشاوندان]] مرتبه بعد نمی‌رسد. این که [[برتری]] یاد شده در چه چیز است [[بیان]] نشده است، اگر چه گفته شده است [[شأن نزول]] آن [[وراثت]] در [[مال]] است، ولی مورد مخصص نیست، بنابراین همه آن چیزهایی را که [[وراثت]] پذیر است شامل می‌شود، خواه از مقوله [[مال]] باشد یا غیر [[مال]]. [[مقام امامت]] و [[رهبری]] از اموری است که اگر فردی شرایط آن را داشته باشد می‌تواند [[وارث]] [[امام]] و [[رهبر]] پیش از خود باشد. بر این اساس، [[علی]]{{ع}} [[وارث]] [[مقام امامت]] [[پیامبر]]{{صل}} بوده است، زیرا او هم [[صفات امامت]] را داشت و هم [[خویشاوند]] [[پیامبر]]{{صل}} بود و از طرفی [[ابوبکر]] علاوه بر این که [[شرایط امامت]] را نداشت، [[خویشاوند]] نسبی [[پیامبر]]{{صل}} نیز نبود.
*بر این [[استدلال]] اشکال شده که مقتضای آن این است که [[عباس]] [[عموی پیامبر]]{{صل}} [[وارث]] [[مقام امامت]] او باشد، زیرا وی در [[خویشاوندی]] نسبی بر [[علی]]{{ع}} [[برتری]] داشت، چرا که عمو [[برتر]] از [[پسر عمو]] است. در پاسخ گفته شده است:
*بر این [[استدلال]] اشکال شده که مقتضای آن این است که [[عباس]] [[عموی پیامبر]]{{صل}} [[وارث]] [[مقام امامت]] او باشد، زیرا وی در [[خویشاوندی]] نسبی بر [[علی]]{{ع}} [[برتری]] داشت، چرا که عمو [[برتر]] از [[پسر عمو]] است. در پاسخ گفته شده است:
:#[[علی]]{{ع}} پسر عموی پدری و مادری [[پیامبر]]{{صل}} بود، ولی [[عباس]] تنها عموی [[پدری ]][[پیامبر]]{{صل}} بود و پسر عموی پدری و مادری بر عموی پدری فقط مقدم است.
:#[[علی]]{{ع}} پسر عموی پدری و مادری [[پیامبر]]{{صل}} بود، ولی [[عباس]] تنها عموی [[پدری ]] [[پیامبر]]{{صل}} بود و پسر عموی پدری و مادری بر عموی پدری فقط مقدم است.
:#[[وراثت در امامت]] مشروط به داشتن [[صفات امامت]] است، که [[عصمت]] و [[افضلیت]] از آن جمله است و [[عباس]] فاقد این دو شرط بود. به همین [[دلیل]] بود که [[عباس]] از [[علی]]{{ع}} خواست دستش را پیش آورد تا با او به عنوان [[جانشین پیامبر]]{{صل}} [[بیعت]] کند. این درخواست بیانگر آن است که او [[علی]]{{ع}} را [[شایسته]] [[امامت]] می‌دانست، نه خود را<ref>حلی، حسن بن یوسف، نهج الحق و کشف الصدق، ص۲۰۳؛ فاضل مقداد، جمال الدین، اللوامع الإلهیة، ص۳۴۰؛ مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۲، ص۲۸۷- ۲۹۰؛ جرجانی، میرسید شریف، شرح المواقف، ج۸، ص۳۵۹؛ هیثمی، ابن حجر، الصواعق المحرقة، ص۵۳.</ref>.
:#[[وراثت در امامت]] مشروط به داشتن [[صفات امامت]] است، که [[عصمت]] و [[افضلیت]] از آن جمله است و [[عباس]] فاقد این دو شرط بود. به همین [[دلیل]] بود که [[عباس]] از [[علی]]{{ع}} خواست دستش را پیش آورد تا با او به عنوان [[جانشین پیامبر]]{{صل}} [[بیعت]] کند. این درخواست بیانگر آن است که او [[علی]]{{ع}} را [[شایسته]] [[امامت]] می‌دانست، نه خود را<ref>حلی، حسن بن یوسف، نهج الحق و کشف الصدق، ص۲۰۳؛ فاضل مقداد، جمال الدین، اللوامع الإلهیة، ص۳۴۰؛ مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۲، ص۲۸۷- ۲۹۰؛ جرجانی، میرسید شریف، شرح المواقف، ج۸، ص۳۵۹؛ هیثمی، ابن حجر، الصواعق المحرقة، ص۵۳.</ref>.
*۱۲. [[آیه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}<ref>«و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.</ref>: در روایاتی که از طریق [[شیعه]] و [[اهل سنت]] در [[تفسیر]] این [[آیه]] [[نقل]] شده است، آنچه افراد در [[قیامت]] از آن سؤال می‌شوند، [[ولایت]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است<ref>بحرانی، سیدهاشم، غایة المرام، ج۳، ص۸۶- ۹۱؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۶۰- ۱۶۴؛ هیثمی، ابن حجر، الصواعق المحرقة، ص۱۸۷؛ میلانی، سیدعلی، نفحات الأزهار، ج۲۰، ص۳۷۸۳۷۳.</ref>. [[ابن اسحاق]]، [[اعمش]]، [[شعبی]]، [[ابواسحاق سبیعی]]، [[ابن جریر طبری]]، [[حسین بن حکم حبری]]، [[ابونعیم اصفهانی]]، [[حاکم حسکانی]]، [[ابن شاهین بغدادی]]، [[ابن مردویه اصفهانی]]، [[خطیب خوارزمی]]، [[سبط ابن جوزی]]، [[ابوعبدالله گنجی]]، [[جمال الدین زرندی]]، [[جونی حمونی]]، [[نورالدین سمهودی]]، [[شهاب الدین خفاجی]]، [[شهاب الدین آلوسی]] و [[قندوزی حنفی]] از جمله [[عالمان]] برجسته اهل سنت‌اند که [[نزول]] [[آیه]] مزبور را درباره [[ولایت]] [[علی]]{{ع}} [[نقل]] کرده‌اند. در برخی از نقل‌ها [[ولایت]] [[اهل بیت]] نیز [[روایت]] شده است<ref>هیثمی، ابن حجر، الصواعق المحرقة، ص۱۸۷.</ref>.
*۱۲. [[آیه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}<ref>«و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.</ref>: در روایاتی که از طریق [[شیعه]] و [[اهل سنت]] در [[تفسیر]] این [[آیه]] [[نقل]] شده است، آنچه افراد در [[قیامت]] از آن سؤال می‌شوند، [[ولایت]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است<ref>بحرانی، سیدهاشم، غایة المرام، ج۳، ص۸۶- ۹۱؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۶۰- ۱۶۴؛ هیثمی، ابن حجر، الصواعق المحرقة، ص۱۸۷؛ میلانی، سیدعلی، نفحات الأزهار، ج۲۰، ص۳۷۸۳۷۳.</ref>. [[ابن اسحاق]]، [[اعمش]]، [[شعبی]]، [[ابواسحاق سبیعی]]، [[ابن جریر طبری]]، [[حسین بن حکم حبری]]، [[ابونعیم اصفهانی]]، [[حاکم حسکانی]]، [[ابن شاهین بغدادی]]، [[ابن مردویه اصفهانی]]، [[خطیب خوارزمی]]، [[سبط ابن جوزی]]، [[ابوعبدالله گنجی]]، [[جمال الدین زرندی]]، [[جونی حمونی]]، [[نورالدین سمهودی]]، [[شهاب الدین خفاجی]]، [[شهاب الدین آلوسی]] و [[قندوزی حنفی]] از جمله [[عالمان]] برجسته اهل سنت‌اند که [[نزول]] [[آیه]] مزبور را درباره [[ولایت]] [[علی]]{{ع}} [[نقل]] کرده‌اند. در برخی از نقل‌ها [[ولایت]] [[اهل بیت]] نیز [[روایت]] شده است<ref>هیثمی، ابن حجر، الصواعق المحرقة، ص۱۸۷.</ref>.
خط ۱۰۱: خط ۱۰۱:
*پاسخ اشکال سوم او نیز از مطالب قبل به دست آمد، زیرا دلالت [[ولایت]] و [[محبت]] بر [[امامت]] از نوع دلالت التزامی است، نه دلالت مطابقی، و پاسخ اشکال چهارم این است که پرسش از [[ولایت]] [[علی]]{{ع}} [[خلفا]] را نیز شامل می‌شود، بنابراین، [[علی]]{{ع}} [[امام]] [[خلفا]] نیز خواهد بود<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۵۲-۴۵۳.</ref>.
*پاسخ اشکال سوم او نیز از مطالب قبل به دست آمد، زیرا دلالت [[ولایت]] و [[محبت]] بر [[امامت]] از نوع دلالت التزامی است، نه دلالت مطابقی، و پاسخ اشکال چهارم این است که پرسش از [[ولایت]] [[علی]]{{ع}} [[خلفا]] را نیز شامل می‌شود، بنابراین، [[علی]]{{ع}} [[امام]] [[خلفا]] نیز خواهد بود<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۵۲-۴۵۳.</ref>.
*۱۳. [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}<ref>«تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و هر گروهی رهنمونی دارد» سوره رعد، آیه ۷.</ref>. معنای [[آیه]] با توجه به [[آیات]] دیگر و [[روایات]] این است که همواره از سوی [[خداوند]] هدایت‌گرانی وجود داشته و خواهند داشت، که [[مردم]] را به [[آیین حق]] [[هدایت]] کرده و خواهند کرد. این هدایت‌گران یا پیامبران‌اند و یا جانشینان آنان<ref>طباطبائی، سید محمدحسین، المیزان، ج۱۱، ص۳۰۵.</ref>.
*۱۳. [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}<ref>«تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و هر گروهی رهنمونی دارد» سوره رعد، آیه ۷.</ref>. معنای [[آیه]] با توجه به [[آیات]] دیگر و [[روایات]] این است که همواره از سوی [[خداوند]] هدایت‌گرانی وجود داشته و خواهند داشت، که [[مردم]] را به [[آیین حق]] [[هدایت]] کرده و خواهند کرد. این هدایت‌گران یا پیامبران‌اند و یا جانشینان آنان<ref>طباطبائی، سید محمدحسین، المیزان، ج۱۱، ص۳۰۵.</ref>.
*در [[قرآن کریم]] از [[پیامبران]] با عنوان نذیر و منذر یاد شده است<ref>سبأ: ۳۴؛ فاطر: ۲۴؛ زخرف: ۲۳؛ نجم: ۵۶؛ فرقان: ۵۱؛ ص: ۴ و آیات دیگر.</ref>. بنابراین، [[پیامبر]]{{صل}} یکی از مصادیق منذر ([[پیامبر الهی]])، چنان که [[پیامبران پیشین]] نیز مصادیق دیگر آن بودند، و همه [[پیامبران]] مصادیق [[هادیان الهی]] نیز بوده‌اند، چنان که اوصیای آنان، دیگر مصادیق هادیان [[خداوند]] بوده‌اند. بر این اساس [[اوصیای پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} نیز مصادیق [[هادیان الهی]] خواهند بود که نخستین آنان [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است و این، مطلبی است که در [[روایات]] [[شأن نزول]] [[آیه]] [[بیان]] شده است. در این [[روایات]] که در [[منابع حدیثی]] [[شیعه]] و [[اهل سنت]] در [[حد ]][[متواتر]] [[نقل]] شده آمده است که [[پیامبر]]{{صل}} به [[علی]]{{ع}} اشاره کرد و او را به عنوان مصداق [[هادی]] معین کرد. تعابیری که در این [[روایات]] آمده بیانگر حصر است، مانند: {{متن حدیث|أَنْتَ الْهَادِي بَعْدِي يَا عَلِيُّ، بِكَ يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ}}؛ به ویژه آن که چنین تعبیری درباره دیگر [[صحابه]] وارد نشده است. بر این اساس، مفاد [[روایات]] این است که در میان [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} تنها [[علی]]{{ع}} است که مصداق [[هادی]] [[الهی]] می‌باشد. و این، همان معنای [[امامت]] است. بنابراین معنای این [[سخن پیامبر]]{{صل}} که فرمود: {{متن حدیث|أَنَا الْمُنْذِرُ، وَ عَلِيٌّ الْهَادِي}} این است که من مصداق منذر ([[پیامبر]]) هستم و [[علی]] مصداق [[هدایت‌گری]] است که [[پیامبر]] نیست<ref>طباطبائی، سید محمدحسین، المیزان، ج۱۱، ص۳۲۷.</ref>.
*در [[قرآن کریم]] از [[پیامبران]] با عنوان نذیر و منذر یاد شده است<ref>سبأ: ۳۴؛ فاطر: ۲۴؛ زخرف: ۲۳؛ نجم: ۵۶؛ فرقان: ۵۱؛ ص: ۴ و آیات دیگر.</ref>. بنابراین، [[پیامبر]]{{صل}} یکی از مصادیق منذر ([[پیامبر الهی]])، چنان که [[پیامبران پیشین]] نیز مصادیق دیگر آن بودند، و همه [[پیامبران]] مصادیق [[هادیان الهی]] نیز بوده‌اند، چنان که اوصیای آنان، دیگر مصادیق هادیان [[خداوند]] بوده‌اند. بر این اساس [[اوصیای پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} نیز مصادیق [[هادیان الهی]] خواهند بود که نخستین آنان [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است و این، مطلبی است که در [[روایات]] [[شأن نزول]] [[آیه]] [[بیان]] شده است. در این [[روایات]] که در [[منابع حدیثی]] [[شیعه]] و [[اهل سنت]] در [[حد ]] [[متواتر]] [[نقل]] شده آمده است که [[پیامبر]]{{صل}} به [[علی]]{{ع}} اشاره کرد و او را به عنوان مصداق [[هادی]] معین کرد. تعابیری که در این [[روایات]] آمده بیانگر حصر است، مانند: {{متن حدیث|أَنْتَ الْهَادِي بَعْدِي يَا عَلِيُّ، بِكَ يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ}}؛ به ویژه آن که چنین تعبیری درباره دیگر [[صحابه]] وارد نشده است. بر این اساس، مفاد [[روایات]] این است که در میان [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} تنها [[علی]]{{ع}} است که مصداق [[هادی]] [[الهی]] می‌باشد. و این، همان معنای [[امامت]] است. بنابراین معنای این [[سخن پیامبر]]{{صل}} که فرمود: {{متن حدیث|أَنَا الْمُنْذِرُ، وَ عَلِيٌّ الْهَادِي}} این است که من مصداق منذر ([[پیامبر]]) هستم و [[علی]] مصداق [[هدایت‌گری]] است که [[پیامبر]] نیست<ref>طباطبائی، سید محمدحسین، المیزان، ج۱۱، ص۳۲۷.</ref>.
*[[علامه حلی]] در دو کتاب<ref>حلی، حسن بن یوسف، نهج الحق و کشف الصدق، ص۱۸۰؛ منهاج الکرامة، ص۱۵۱- ۱۵۲.</ref> به این [[آیه]] و [[احادیث]] مربوط به آن، بر [[امامت علی]]{{ع}} [[استدلال]] کرده است. احادیثی که [[هادی]] در [[آیه]] را بر [[علی]]{{ع}} [[تفسیر]] کرده است علاوه بر منابع [[شیعه]]<ref>بحرانی، سیدهاشم، غایة المرام، ج۳، ص۷-۱۲؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۲۷۹- ۲۸۲.</ref>، در منابع معتبر [[اهل سنت]] از تعدادی از [[صحابه]] که [[علی بن ابی طالب]]{{ع}}، [[عبدالله بن عباس]]، [[عبدالله بن مسعود]]، [[جابر بن عبدالله انصاری]]، [[بریده اسلمی]]، [[ابوبرزه أسلمی]]، [[یعلی بن مرة]]، [[ابوهریره]] و [[سعد بن معاذ]] از آن جمله‌اند، [[روایت]] شده است <ref> تفسیر طبری، ج۱۲، ص۷۲؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۲۹؛ تاریخ ابن عساکر، ج۲، ص۱۴۵- ۴۱۷؛ الدر المنثور، ج۴، ص۴۵؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۳۸۱- ۳۹۵.</ref>.
*[[علامه حلی]] در دو کتاب<ref>حلی، حسن بن یوسف، نهج الحق و کشف الصدق، ص۱۸۰؛ منهاج الکرامة، ص۱۵۱- ۱۵۲.</ref> به این [[آیه]] و [[احادیث]] مربوط به آن، بر [[امامت علی]]{{ع}} [[استدلال]] کرده است. احادیثی که [[هادی]] در [[آیه]] را بر [[علی]]{{ع}} [[تفسیر]] کرده است علاوه بر منابع [[شیعه]]<ref>بحرانی، سیدهاشم، غایة المرام، ج۳، ص۷-۱۲؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۲۷۹- ۲۸۲.</ref>، در منابع معتبر [[اهل سنت]] از تعدادی از [[صحابه]] که [[علی بن ابی طالب]]{{ع}}، [[عبدالله بن عباس]]، [[عبدالله بن مسعود]]، [[جابر بن عبدالله انصاری]]، [[بریده اسلمی]]، [[ابوبرزه أسلمی]]، [[یعلی بن مرة]]، [[ابوهریره]] و [[سعد بن معاذ]] از آن جمله‌اند، [[روایت]] شده است <ref> تفسیر طبری، ج۱۲، ص۷۲؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۲۹؛ تاریخ ابن عساکر، ج۲، ص۱۴۵- ۴۱۷؛ الدر المنثور، ج۴، ص۴۵؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۳۸۱- ۳۹۵.</ref>.
*[[محمد بن عباس]] [[معروف]] به حجام در کتاب [[تأویل]] ما أنزل من القرآن الکریم فی النبی{{صل}} از پنجاه طریق [[روایت]] کرده است که [[هادی]] در [[آیه]] مورد بحث بر [[علی]]{{ع}} تطبیق شده است<ref>سعدالسعود، ص۹۹.</ref>. [[حاکم]] نیشابوری بر صحت [[سند حدیث]] تصریح کرده است؛ چنان که [[ضیاء]] مقدسی نیز آن را در کتاب المختاره [[نقل]] کرده است، به گفته [[سیوطی]] وی در این کتاب احادیثی را آورده که ملتزم به صحت آنها بوده است<ref>تدریب الراوی، ج۱، ص۱۱۵.</ref> برخی از محققان درباره صحت اسناد [[حدیث]] از طریق [[اهل سنت]] تحقیق ارزنده‌ای انجام داده و به همه تشکیک‌ها پاسخ داده است<ref>میلانی، سیدعلی، نفحات الأزهار، ج۲۰، ص۳۱۴- ۳۳۶.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۵۳-۴۵۴.</ref>.
*[[محمد بن عباس]] [[معروف]] به حجام در کتاب [[تأویل]] ما أنزل من القرآن الکریم فی النبی{{صل}} از پنجاه طریق [[روایت]] کرده است که [[هادی]] در [[آیه]] مورد بحث بر [[علی]]{{ع}} تطبیق شده است<ref>سعدالسعود، ص۹۹.</ref>. [[حاکم]] نیشابوری بر صحت [[سند حدیث]] تصریح کرده است؛ چنان که [[ضیاء]] مقدسی نیز آن را در کتاب المختاره [[نقل]] کرده است، به گفته [[سیوطی]] وی در این کتاب احادیثی را آورده که ملتزم به صحت آنها بوده است<ref>تدریب الراوی، ج۱، ص۱۱۵.</ref> برخی از محققان درباره صحت اسناد [[حدیث]] از طریق [[اهل سنت]] تحقیق ارزنده‌ای انجام داده و به همه تشکیک‌ها پاسخ داده است<ref>میلانی، سیدعلی، نفحات الأزهار، ج۲۰، ص۳۱۴- ۳۳۶.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۵۳-۴۵۴.</ref>.
خط ۱۰۹: خط ۱۰۹:
:#مفاد {{متن حدیث|أَنَا الْمُنْذِرُ وَ بِكَ يَا عَلِيُّ يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ}} که در برخی از نقل‌های [[حدیث]] آمده این است که [[پیامبر]]{{صل}} فقط منذر است، و [[هدایت‌گری]] به [[علی]]{{ع}} اختصاص دارد، و این سخن [[نادرست]] است، زیرا [[پیامبر]]{{صل}} به [[نص]] [[قرآن کریم]] هدایت‌کننده [[بشر]] به [[صراط مستقیم]] بوده است<ref>ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة، ج۳، ص۱۳۹.</ref> چنین برداشتی از [[روایت]] [[نادرست]] است، مفاد [[روایت]] انحصار [[هدایت]] گری در [[علی]]{{ع}} پس از [[پیامبر]]{{صل}} است؛ چنان که در [[نقل]] دیگر آمده است: {{متن حدیث|بِكَ يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ مِنْ بَعْدِي}}.
:#مفاد {{متن حدیث|أَنَا الْمُنْذِرُ وَ بِكَ يَا عَلِيُّ يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ}} که در برخی از نقل‌های [[حدیث]] آمده این است که [[پیامبر]]{{صل}} فقط منذر است، و [[هدایت‌گری]] به [[علی]]{{ع}} اختصاص دارد، و این سخن [[نادرست]] است، زیرا [[پیامبر]]{{صل}} به [[نص]] [[قرآن کریم]] هدایت‌کننده [[بشر]] به [[صراط مستقیم]] بوده است<ref>ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة، ج۳، ص۱۳۹.</ref> چنین برداشتی از [[روایت]] [[نادرست]] است، مفاد [[روایت]] انحصار [[هدایت]] گری در [[علی]]{{ع}} پس از [[پیامبر]]{{صل}} است؛ چنان که در [[نقل]] دیگر آمده است: {{متن حدیث|بِكَ يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ مِنْ بَعْدِي}}.
:#با توجه به [[حدیث]] {{متن حدیث|أَصْحَابِي كَالنُّجُومِ بِأَيِّهِمُ اقْتَدَيْتُمُ اهْتَدَيْتُمْ}} [[هدایتگری]] [[امت]] پس از [[پیامبر]]{{صل}} به [[علی]]{{ع}} اختصاص ندارد، بلکه عموم [[صحابه پیامبر]]{{صل}} را شامل می‌شود، بنابراین، [[هدایت]] با [[امامت]] ملازمه ندارد<ref>مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۲، ص۹۳ به نقل از التحفة الإثنا عشریة، ص۲۰۷.</ref>.
:#با توجه به [[حدیث]] {{متن حدیث|أَصْحَابِي كَالنُّجُومِ بِأَيِّهِمُ اقْتَدَيْتُمُ اهْتَدَيْتُمْ}} [[هدایتگری]] [[امت]] پس از [[پیامبر]]{{صل}} به [[علی]]{{ع}} اختصاص ندارد، بلکه عموم [[صحابه پیامبر]]{{صل}} را شامل می‌شود، بنابراین، [[هدایت]] با [[امامت]] ملازمه ندارد<ref>مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۲، ص۹۳ به نقل از التحفة الإثنا عشریة، ص۲۰۷.</ref>.
*وجه [[دلالت روایات]] بر حصر [[هدایت]] [[امت]] پس از [[پیامبر]]{{صل}} توسط [[علی]]{{ع}} پیش از این [[بیان]] گردید. و [[حدیث]] مزبور نیز مجعول است، زیرا یقیناً همه [[صحابه پیامبر]]{{صل}} از چنان [[شایستگی]] [[علمی]] و عملی برخوردار نبودند که بتوانند [[هدایتگر]] [[علمی]] و عملی [[امت]] باشند، علاوه بر این که در میان آنان اختلافاتی در [[حد ]][[تعارض]] و تناقض وجود داشت و گفتارها و رفتارهای تناقض آمیز نمی‌توانند راه [[هدایت]] باشند. علاوه بر این، [[محدثان]] و [[عالمان]] [[رجال]] [[اهل سنت]] [[حدیث]] مزبور را مردود دانسته‌اند<ref>میلانی، سیدعلی، نفحات الأزهار، ج۲۰، ص۳۶۳- ۳۶۶.</ref>.
*وجه [[دلالت روایات]] بر حصر [[هدایت]] [[امت]] پس از [[پیامبر]]{{صل}} توسط [[علی]]{{ع}} پیش از این [[بیان]] گردید. و [[حدیث]] مزبور نیز مجعول است، زیرا یقیناً همه [[صحابه پیامبر]]{{صل}} از چنان [[شایستگی]] [[علمی]] و عملی برخوردار نبودند که بتوانند [[هدایتگر]] [[علمی]] و عملی [[امت]] باشند، علاوه بر این که در میان آنان اختلافاتی در [[حد ]] [[تعارض]] و تناقض وجود داشت و گفتارها و رفتارهای تناقض آمیز نمی‌توانند راه [[هدایت]] باشند. علاوه بر این، [[محدثان]] و [[عالمان]] [[رجال]] [[اهل سنت]] [[حدیث]] مزبور را مردود دانسته‌اند<ref>میلانی، سیدعلی، نفحات الأزهار، ج۲۰، ص۳۶۳- ۳۶۶.</ref>.
*۱۴. [[حدیث غدیر]]: بیش از یکصد [[صحابه پیامبر]]{{صل}} [[روایت]] کرده‌اند که [[پیامبر]]{{صل}} در سفر [[حجة الوداع]]، پس از انجام [[مناسک]] [[حج]] و هنگام بازگشت از [[مکه]] به [[مدینه]]، در سرزمین [[جحفه]] و در کنار [[غدیر خم]]، حاجیان را که حدود یکصدهزار نفر بودند، متوقف ساخت و با این که هوا به شدت گرم و سوزان بود [[نماز ظهر]] و عصر را به [[جماعت]] اقامه کرد، آن گاه برای آنان [[سخنرانی]] کرد، و پس از توجه دادن [[مردم]] به [[توحید]]، [[نبوت]] و [[معاد]] و یادآوری این که او به زودی از [[دنیا]] خواهد رفت، و پس از گرفتن [[اقرار]] از آنان که او از جانب [[خداوند]] بر [[مسلمانان]] [[ولایت]] دارد، و زمام [[امور دینی]] و [[دنیوی]] آنان به دست اوست، دست [[علی]]{{ع}} را که در کنار او [[ایستاده]] بود بلند کرد و فرمود: "هر کس من مولای او هستم این [[علی]] مولای اوست"<ref>{{متن حدیث| مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ}}</ref>. اگر چه کلمه [[مولی]]، علاوه بر [[امامت]] و [[رهبری]] کاربردهای دیگری چون [[محبت]] و [[نصرت]] نیز دارد، ولی با توجه به قراین لفظی و غیر لفظی مقصود از آن در [[حدیث غدیر]]، [[امامت]] و [[رهبری]] است. روشن‌ترین قرینه لفظی آن این است که [[پیامبر]]{{صل}} قبل از [[بیان]] جمله یاد شده، با تأکید [[اولویت]] خود در تصمیم گیری نسبت به امور [[مسلمانان]] را یادآور شد و از آنان در این باره [[اقرار]] گرفت، آن گاه بدون فاصله فرمود: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ}} و گویاترین قرینه غیر لفظی این است که متوقف کردن حاجیان در آن سرزمین و در آن هوای بسیار گرم و سوزان که [[مسلمانان]] را در [[مشقت]] و زحمت بسیار قرار داد، آن هم از جانب [[پیامبر]] که در [[رحمت]] و [[مهربانی]] و [[حکمت]] سرآمد همه افراد [[بشر]] به شمار می‌رود، برای [[بیان]] مطلب روشنی چون [[محبت]] و [[نصرت]]، معقول و منطقی به نظر نمی‌رسد، بر خلاف مسئله [[امامت]] که [[پایداری]] و [[استواری]] [[آیین اسلام]] را پس از [[پیامبر]]{{صل}} تضمین می‌کرد<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۵۴-۴۵۵.</ref>.
*۱۴. [[حدیث غدیر]]: بیش از یکصد [[صحابه پیامبر]]{{صل}} [[روایت]] کرده‌اند که [[پیامبر]]{{صل}} در سفر [[حجة الوداع]]، پس از انجام [[مناسک]] [[حج]] و هنگام بازگشت از [[مکه]] به [[مدینه]]، در سرزمین [[جحفه]] و در کنار [[غدیر خم]]، حاجیان را که حدود یکصدهزار نفر بودند، متوقف ساخت و با این که هوا به شدت گرم و سوزان بود [[نماز ظهر]] و عصر را به [[جماعت]] اقامه کرد، آن گاه برای آنان [[سخنرانی]] کرد، و پس از توجه دادن [[مردم]] به [[توحید]]، [[نبوت]] و [[معاد]] و یادآوری این که او به زودی از [[دنیا]] خواهد رفت، و پس از گرفتن [[اقرار]] از آنان که او از جانب [[خداوند]] بر [[مسلمانان]] [[ولایت]] دارد، و زمام [[امور دینی]] و [[دنیوی]] آنان به دست اوست، دست [[علی]]{{ع}} را که در کنار او [[ایستاده]] بود بلند کرد و فرمود: "هر کس من مولای او هستم این [[علی]] مولای اوست"<ref>{{متن حدیث| مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ}}</ref>. اگر چه کلمه [[مولی]]، علاوه بر [[امامت]] و [[رهبری]] کاربردهای دیگری چون [[محبت]] و [[نصرت]] نیز دارد، ولی با توجه به قراین لفظی و غیر لفظی مقصود از آن در [[حدیث غدیر]]، [[امامت]] و [[رهبری]] است. روشن‌ترین قرینه لفظی آن این است که [[پیامبر]]{{صل}} قبل از [[بیان]] جمله یاد شده، با تأکید [[اولویت]] خود در تصمیم گیری نسبت به امور [[مسلمانان]] را یادآور شد و از آنان در این باره [[اقرار]] گرفت، آن گاه بدون فاصله فرمود: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ}} و گویاترین قرینه غیر لفظی این است که متوقف کردن حاجیان در آن سرزمین و در آن هوای بسیار گرم و سوزان که [[مسلمانان]] را در [[مشقت]] و زحمت بسیار قرار داد، آن هم از جانب [[پیامبر]] که در [[رحمت]] و [[مهربانی]] و [[حکمت]] سرآمد همه افراد [[بشر]] به شمار می‌رود، برای [[بیان]] مطلب روشنی چون [[محبت]] و [[نصرت]]، معقول و منطقی به نظر نمی‌رسد، بر خلاف مسئله [[امامت]] که [[پایداری]] و [[استواری]] [[آیین اسلام]] را پس از [[پیامبر]]{{صل}} تضمین می‌کرد<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۵۴-۴۵۵.</ref>.
*۱۵. [[حدیث منزلت]]: [[پیامبر گرامی]]{{صل}} در موارد مختلف، که یکی از آنها در جریان سپردن امور [[مدینه]] به [[علی]]{{ع}} در مدتی که [[رسول خدا]]{{صل}} [[سپاه اسلام]] را در [[غزوه]] [[تبوک]] [[فرماندهی]] می‌کرد، بود، نسبت [[علی]]{{ع}} به خود را به نسبت [[هارون]] به [[موسی]]{{عم}} [[تشبیه]] کرده است. با این تفاوت که [[هارون]] [[پیامبر]] بود، ولی چون [[پیامبری]] با [[رسول خدا]]{{صل}} پایان پذیرفته است [[علی]]{{ع}} [[پیامبر]] نخواهد بود. {{متن حدیث|أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي}}. [[حدیث منزلت]] در [[منابع روایی شیعه]] به صورت [[متواتر]] [[نقل]] شده است<ref>حر عاملی، محمد بن حسن، اثبات الهداة، ج۳؛ بحرانی، سیدهاشم، غایة المرام، ج۲.</ref>.
*۱۵. [[حدیث منزلت]]: [[پیامبر گرامی]]{{صل}} در موارد مختلف، که یکی از آنها در جریان سپردن امور [[مدینه]] به [[علی]]{{ع}} در مدتی که [[رسول خدا]]{{صل}} [[سپاه اسلام]] را در [[غزوه]] [[تبوک]] [[فرماندهی]] می‌کرد، بود، نسبت [[علی]]{{ع}} به خود را به نسبت [[هارون]] به [[موسی]]{{عم}} [[تشبیه]] کرده است. با این تفاوت که [[هارون]] [[پیامبر]] بود، ولی چون [[پیامبری]] با [[رسول خدا]]{{صل}} پایان پذیرفته است [[علی]]{{ع}} [[پیامبر]] نخواهد بود. {{متن حدیث|أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي}}. [[حدیث منزلت]] در [[منابع روایی شیعه]] به صورت [[متواتر]] [[نقل]] شده است<ref>حر عاملی، محمد بن حسن، اثبات الهداة، ج۳؛ بحرانی، سیدهاشم، غایة المرام، ج۲.</ref>.
*نقل‌های [[حدیث]] در منابع [[اهل سنت]] نیز در [[حد ]][[تواتر]] است. مؤلفان [[صحاح]] و مسانید و عموم [[محدثان]] و مورخانی که [[غزوه]] [[تبوک]] را یادآور شده‌اند، [[حدیث منزلت]] را [[روایت]] کرده‌اند<ref>شرف الدین، سید عبدالحسین، المراجعات، ص۲۸.</ref>.
*نقل‌های [[حدیث]] در منابع [[اهل سنت]] نیز در [[حد ]] [[تواتر]] است. مؤلفان [[صحاح]] و مسانید و عموم [[محدثان]] و مورخانی که [[غزوه]] [[تبوک]] را یادآور شده‌اند، [[حدیث منزلت]] را [[روایت]] کرده‌اند<ref>شرف الدین، سید عبدالحسین، المراجعات، ص۲۸.</ref>.
*[[نسائی]] در کتاب خصائص أمیرالمؤمنین{{ع}} ۲۱ [[روایت]] را در این باره [[نقل]] کرده است<ref>ص۸۰-۹۷.</ref>.  
*[[نسائی]] در کتاب خصائص أمیرالمؤمنین{{ع}} ۲۱ [[روایت]] را در این باره [[نقل]] کرده است<ref>ص۸۰-۹۷.</ref>.  
*[[ابن عساکر]] در کتاب [[تاریخ]] [[دمشق]] در معرفی [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} بیش از یکصد و بیست [[حدیث]] را از طرق مختلف که اکثر آنها صحیح‌اند از ۲۱ [[صحابه]] [[روایت]] کرده است.
*[[ابن عساکر]] در کتاب [[تاریخ]] [[دمشق]] در معرفی [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} بیش از یکصد و بیست [[حدیث]] را از طرق مختلف که اکثر آنها صحیح‌اند از ۲۱ [[صحابه]] [[روایت]] کرده است.
خط ۱۳۴: خط ۱۳۴:
*[[پیامبر]]{{صل}} خطاب به [[علی]]{{ع}} فرمود: هیچ چیزی را از [[خداوند]] برای خود نخواسته‌ام، مگر این که برای تو نیز خواسته‌ام، و هر چه از [[خدا]] خواسته‌ام به من عطا کرده است، مگر این که پس از من [[پیامبری]] [[مبعوث]] نخواهد شد.
*[[پیامبر]]{{صل}} خطاب به [[علی]]{{ع}} فرمود: هیچ چیزی را از [[خداوند]] برای خود نخواسته‌ام، مگر این که برای تو نیز خواسته‌ام، و هر چه از [[خدا]] خواسته‌ام به من عطا کرده است، مگر این که پس از من [[پیامبری]] [[مبعوث]] نخواهد شد.
*[[ابوسعید خدری]] گفته است: با جمعی از [[اصحاب]] [[منتظر]] آمدن [[پیامبر]]{{صل}} بودیم، [[پیامبر]] در حالی که بند کفشش پاره شده بود بر ما وارد شد. آن گاه کفش خود را به [[علی]]{{ع}} داد تا آن را [[اصلاح]] کند، سپس فرمود: برخی از شما بر [[تأویل قرآن]] [[جنگ]] خواهد کرد؛ چنان که من بر تنزیل آن [[جنگ]] کردم. هر یک از [[ابوبکر]] و [[عمر]] گفتند: آیا من آن فرد هستم؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: نه، او [[صاحب]] نعل ([[علی]]) است.
*[[ابوسعید خدری]] گفته است: با جمعی از [[اصحاب]] [[منتظر]] آمدن [[پیامبر]]{{صل}} بودیم، [[پیامبر]] در حالی که بند کفشش پاره شده بود بر ما وارد شد. آن گاه کفش خود را به [[علی]]{{ع}} داد تا آن را [[اصلاح]] کند، سپس فرمود: برخی از شما بر [[تأویل قرآن]] [[جنگ]] خواهد کرد؛ چنان که من بر تنزیل آن [[جنگ]] کردم. هر یک از [[ابوبکر]] و [[عمر]] گفتند: آیا من آن فرد هستم؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: نه، او [[صاحب]] نعل ([[علی]]) است.
*مطالب یاد شده و نظایر آنها که بسیار است و علاوه بر [[منابع حدیثی]] و [[تاریخی]] [[شیعه]] در [[صحاح]] و مسانید و کتب [[تاریخ]] و [[سیره]] [[اهل سنت]] [[نقل]] شده است به عنوان نمونه خصائص [[امیرالمؤمنین]] نوشته [[ابوعبدالرحمان نسائی]]؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳؛ [[باب ]][[مناقب]] [[علی]] بن [[ابوطالب]]{{ع}} گویای این واقعیت است که [[رسول]] گرامی{{صل}} نسبت به [[علی]]{{ع}} [[عنایت]] ویژه‌ای داشته‌اند، و او نزد [[پیامبر]]{{صل}} از [[مقام]] و [[منزلت]] بی‌مانندی برخوردار بود. مجموعه این گفتارها و رفتارها از نظر [[عقلای بشر]] به منزله [[نص]] و [[دلیل]] روشن بر [[امامت علی]]{{ع}} به شمار می‌رود<ref>حلبی، ابوالصلاح، تقریب المعارف، ص۱۲۶-۱۲۷.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۵۸.</ref>.
*مطالب یاد شده و نظایر آنها که بسیار است و علاوه بر [[منابع حدیثی]] و [[تاریخی]] [[شیعه]] در [[صحاح]] و مسانید و کتب [[تاریخ]] و [[سیره]] [[اهل سنت]] [[نقل]] شده است به عنوان نمونه خصائص [[امیرالمؤمنین]] نوشته [[ابوعبدالرحمان نسائی]]؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳؛ [[باب ]] [[مناقب]] [[علی]] بن [[ابوطالب]]{{ع}} گویای این واقعیت است که [[رسول]] گرامی{{صل}} نسبت به [[علی]]{{ع}} [[عنایت]] ویژه‌ای داشته‌اند، و او نزد [[پیامبر]]{{صل}} از [[مقام]] و [[منزلت]] بی‌مانندی برخوردار بود. مجموعه این گفتارها و رفتارها از نظر [[عقلای بشر]] به منزله [[نص]] و [[دلیل]] روشن بر [[امامت علی]]{{ع}} به شمار می‌رود<ref>حلبی، ابوالصلاح، تقریب المعارف، ص۱۲۶-۱۲۷.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۵۸.</ref>.


==منابع==
==منابع==
۲۲۴٬۹۶۷

ویرایش