←راز مخفی بودن ولادت
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
===[[راز]] [[مخفی بودن ولادت]]=== | ===[[راز]] [[مخفی بودن ولادت]]=== | ||
*مهمترین [[فلسفه غیبت]]، در [[امان]] ماندن [[حضرت مهدی]]{{ع}} از خطر نابودی است. به این [[بیان]] که [[خداوند متعال]]، میدانست اگر [[امامان]] پیشین ظاهر شوند، از کشته شدن در [[امان]] خواهند بود؛ بر خلاف [[مهدی]] {{ع}} که اگر ظاهر شود، کشته خواهد شد. اگر یکی از [[پدران]] [[مهدی]] کشته میشد،[[ حکمت]] و [[تدبیر الهی]] اقتضا میکرد دیگری به جای او [[نصب]] شود؛ ولی اگر [[مهدی]] {{ع}} کشته شود، [[مصلحت]] و [[تدبیر امور]] [[انسانها]] اقتضا نمیکرد [[امام]] دیگری به جای او [[نصب]] گردد<ref>ر.ک: صافی گلپایگانی، لطف اللّه، منتخب الاثر، ص ۳۵۳؛ خدامراد سلیمیان، فرهنگنامه مهدویت، ص۴۶۹، ۴۷۰.</ref>. | *مهمترین [[فلسفه غیبت]]، در [[امان]] ماندن [[حضرت مهدی]]{{ع}} از خطر نابودی است. به این [[بیان]] که [[خداوند متعال]]، میدانست اگر [[امامان]] پیشین ظاهر شوند، از کشته شدن در [[امان]] خواهند بود؛ بر خلاف [[مهدی]] {{ع}} که اگر ظاهر شود، کشته خواهد شد. اگر یکی از [[پدران]] [[مهدی]] کشته میشد،[[ حکمت]] و [[تدبیر الهی]] اقتضا میکرد دیگری به جای او [[نصب]] شود؛ ولی اگر [[مهدی]] {{ع}} کشته شود، [[مصلحت]] و [[تدبیر امور]] [[انسانها]] اقتضا نمیکرد [[امام]] دیگری به جای او [[نصب]] گردد<ref>ر.ک: صافی گلپایگانی، لطف اللّه، منتخب الاثر، ص ۳۵۳؛ خدامراد سلیمیان، فرهنگنامه مهدویت، ص۴۶۹، ۴۷۰.</ref>. | ||
[[مخفی بودن ولادت]]، دربارۀ برخی از بزرگان [[نقل]] شده است که میتوان از آن جمله به ولادت مخفیانۀ [[ابراهیم خلیل]] {{ع}} از [[ترس]] کشته شدن به دست [[پادشاه]] زمانش و نیز به ولادت پنهانی [[موسی بن عمران]] {{ع}} از [[ترس]] کشته شدن به دست [[فرعون]] اشاره کرد. به همین جهت [[شیخ طوسی]]، ولادت پنهانی [[حضرت مهدی]] {{ع}} را امری عادی و معمولی دانسته، مینویسد: "این نخستین و آخرین حادثه نبوده و در طول [[تاریخ]] بشری، نمونههای فراوان داشته است". | *[[مخفی بودن ولادت]]، دربارۀ برخی از بزرگان [[نقل]] شده است که میتوان از آن جمله به ولادت مخفیانۀ [[ابراهیم خلیل]] {{ع}} از [[ترس]] کشته شدن به دست [[پادشاه]] زمانش و نیز به ولادت پنهانی [[موسی بن عمران]] {{ع}} از [[ترس]] کشته شدن به دست [[فرعون]] اشاره کرد. به همین جهت [[شیخ طوسی]]، ولادت پنهانی [[حضرت مهدی]] {{ع}} را امری عادی و معمولی دانسته، مینویسد: "این نخستین و آخرین حادثه نبوده و در طول [[تاریخ]] بشری، نمونههای فراوان داشته است". | ||
*به عبارتی [[راز]] مخفی نگه داشتن ولادت [[مهدی]] {{ع}} این بود: خلفای [[بنی عباس]]، از طریق روایاتی که [[پیامبر]] {{صل}} و [[ائمه طاهرین]] {{ع}} [[نقل]] شده بود، میدانستند [[دوازدهمین امام]]، همان [[مهدی]] است که [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] میکند و دژهای [[گمراهی]] و [[فساد]] را درهم میکوبد. [[دولت]] [[جباران]] را سرنگون میسازد و [[طاغوت]] را به [[قتل]] میرساند و خود، [[امیر]] [[مشرق]] و [[مغرب]] [[جهان]] میشود. چون این امر را میدانستند، درصدد برآمدند تا این [[نور]] را خاموش کنند و او را به [[قتل]] رسانند. ازاینرو، جاسوسان و مراقبانی چند گماشتند؛ حتی قابلههایی را [[مأمور]] کردند تا داخل منزل [[امام عسکری]] {{ع}} را زیر نظر بگیرند. لیکن [[خداوند]]، در هرحال، [[نور هدایت]] را پاینده خواهد داشت. این بود که [[خدا]] به ارادۀ خویش، دوران بارداری [[مادر]] او را [[پنهان]] ساخت. مورخان گفتهاند: [[معتمد]] [[عباسی]] به قابلهها امر کرده بود تا وقت و بیوقت، سرزده، وارد [[خانه]] [[سادات]] شوند ـ به ویژه [[خانه]] [[امام حسن عسکری]]{{ع}} ـ و در درون [[خانه]] بگردند و تفتیش کنند و از حال [[همسر]] او باخبر گردند و گزارش دهند. اما آنان از هیچ چیز [[آگاه]] نگشتند. [[خداوند]] درباره [[حضرت مهدی]] {{ع}}، همان کار را کرد که درباره [[موسی]] {{ع}} کرد؛ چنانکه [[دشمنان]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} نیز، همان روش [[فرعونی]] و [[سیاست]] [[فرعونی]] را دنبال کردند. [[فرعون]] دانست که زوال [[سلطنت]] او به دست مردی از [[بنی اسرائیل]] خواهد بود. این بود که بازرسانی گماشت تا [[زنان]] حامله [[بنی اسراییل]] را زیر نظر گیرند و کودکانی را که متولد میشوند، تحت [[مراقبت]] شدید قرار دهند و اگر [[کودک]] پسر بود، او را بکشند. بدینگونه [[کودکان]] بسیاری را کشتند تا [[موسی]] پدید نیاید. چنانکه در [[قرآن کریم]][[ ذکر]] شده است و با این همه [[خدای متعال]]، [[پیامبر]] خود [[موسی]] {{ع}} را حفظ کرد و ولادت او را مخفی داشت. در [[احادیث]] بسیاری آمده است که [[حضرت مهدی]] {{ع}} شباهتهایی به [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} و [[حضرت موسی]] {{ع}} دارد<ref>ر.ک: لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص ۳۵۳؛ خدامراد سلیمیان، درسنامه مهدویت، ج۱، ص۱۸۳، ۱۸۴.</ref>. | *به عبارتی [[راز]] مخفی نگه داشتن ولادت [[مهدی]] {{ع}} این بود: خلفای [[بنی عباس]]، از طریق روایاتی که [[پیامبر]] {{صل}} و [[ائمه طاهرین]] {{ع}} [[نقل]] شده بود، میدانستند [[دوازدهمین امام]]، همان [[مهدی]] است که [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] میکند و دژهای [[گمراهی]] و [[فساد]] را درهم میکوبد. [[دولت]] [[جباران]] را سرنگون میسازد و [[طاغوت]] را به [[قتل]] میرساند و خود، [[امیر]] [[مشرق]] و [[مغرب]] [[جهان]] میشود. چون این امر را میدانستند، درصدد برآمدند تا این [[نور]] را خاموش کنند و او را به [[قتل]] رسانند. ازاینرو، جاسوسان و مراقبانی چند گماشتند؛ حتی قابلههایی را [[مأمور]] کردند تا داخل منزل [[امام عسکری]] {{ع}} را زیر نظر بگیرند. لیکن [[خداوند]]، در هرحال، [[نور هدایت]] را پاینده خواهد داشت. این بود که [[خدا]] به ارادۀ خویش، دوران بارداری [[مادر]] او را [[پنهان]] ساخت. مورخان گفتهاند: [[معتمد]] [[عباسی]] به قابلهها امر کرده بود تا وقت و بیوقت، سرزده، وارد [[خانه]] [[سادات]] شوند ـ به ویژه [[خانه]] [[امام حسن عسکری]]{{ع}} ـ و در درون [[خانه]] بگردند و تفتیش کنند و از حال [[همسر]] او باخبر گردند و گزارش دهند. اما آنان از هیچ چیز [[آگاه]] نگشتند. [[خداوند]] درباره [[حضرت مهدی]] {{ع}}، همان کار را کرد که درباره [[موسی]] {{ع}} کرد؛ چنانکه [[دشمنان]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} نیز، همان روش [[فرعونی]] و [[سیاست]] [[فرعونی]] را دنبال کردند. [[فرعون]] دانست که زوال [[سلطنت]] او به دست مردی از [[بنی اسرائیل]] خواهد بود. این بود که بازرسانی گماشت تا [[زنان]] حامله [[بنی اسراییل]] را زیر نظر گیرند و کودکانی را که متولد میشوند، تحت [[مراقبت]] شدید قرار دهند و اگر [[کودک]] پسر بود، او را بکشند. بدینگونه [[کودکان]] بسیاری را کشتند تا [[موسی]] پدید نیاید. چنانکه در [[قرآن کریم]][[ ذکر]] شده است و با این همه [[خدای متعال]]، [[پیامبر]] خود [[موسی]] {{ع}} را حفظ کرد و ولادت او را مخفی داشت. در [[احادیث]] بسیاری آمده است که [[حضرت مهدی]] {{ع}} شباهتهایی به [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} و [[حضرت موسی]] {{ع}} دارد<ref>ر.ک: لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص ۳۵۳؛ خدامراد سلیمیان، درسنامه مهدویت، ج۱، ص۱۸۳، ۱۸۴.</ref>. | ||
===خبر ولادت=== | ===خبر ولادت=== | ||
*بنابر روایتی، [[امام حسن عسکری]] {{ع}} علت [[دشمنی]] [[خلفای عباسی]] با [[خاندان پیامبر]] {{صل}} را [[آگاهی]] آنان از روایاتی میداند که [[ظهور مهدی]] {{ع}} و بر پایی [[عدالت]] به دست او را نوید میدهند. از این رو، [[امام حسن عسکری]] {{ع}}، حمل و ولادت [[فرزند]] خویش را [[پنهان]] داشت؛ اما [[شیعیان]] [[امین]] را از [[تولد]] او [[آگاه]] ساخت و برای رسیدن بدین [[هدف]] از راههای متعددی بهره جست. بنابر [[روایات]]، عمۀ خویش [[حکیمه]] را شب [[تولد حضرت مهدی]] {{ع}} به [[خانه]] خود فرا خواند تا بر این رویداد [[گواه]] باشد. نیز قابلهای [[غیر شیعه]] بر بالین [[همسر]] خویش آورد. از این گذشته، [[فرزند]] خود را به مناسبتهای گوناگون به [[شیعیان]] خاص نشان داد تا [[حجت]] خدای را به چشم خویش ببینند و گفتار [[دشمنان]] را درباره او [[باور]] نکنند. [[امام حسن عسکری]] {{ع}} نامههای فراوانی به مناطق دوردست همانند [[مدینه]]، [[بصره]] و [[قم]] فرستاد و [[شیعیان]] خاص این بلاد را نیز از [[تولد حضرت مهدی]] {{ع}} با خبر ساخت. پس از ولادت [[حضرت قائم]] {{ع}} سیصد گوسفند [[عقیقه]] نمود و میان [[شیعیان]] تقسیم نمود و سیصد من (معادل سه هزار کیلو) گوشت و سیصد من نان قربه الی [[الله]] در میان [[بنی هاشم]] پخش کرد و نامههایی به سوی بعضی از وکلای خود نوشت و [[خبر ولادت حضرت]] را به آنان داد و آنان را امر به [[کتمان]] این خبر نمود و فرمود: ما فقط به کسانی که از [[نزدیکان]] ما و [[دوستان]] ما هستند خبر میدهیم تا همچنان که ما خوشحال شدیم، آنان نیز از ولادتش شادمان شوند. [[امام حسن عسکری]] {{ع}}، در روز سوم ولادت گروهی از [[اصحاب]] را فراخواند و [[حضرت قائم]]{{ع}} را بدانها نمایان کرد و فرمود: «او بعد از من [[امام]] شماست و [[جانشین]] من خواهد بود و او [[قائم آل محمد]] است که همگان بیصبرانه [[انتظار]] او را میکشند»<ref>{{متن حدیث|هَذَا صَاحِبُکُمْ مِنْ بَعْدِی وَ خَلِیفَتِی عَلَیْکُمْ وَ هُوَ الْقَائِمُ الَّذِی تَمْتَدُّ إِلَیْهِ الْأَعْنَاقُ بِالانْتِظَارِ}}؛ کمال الدین، ص ۴۳۱ – ۴۳۴.</ref>. بدینسان [[امام حسن]] {{ع}} از راههای متعدد بهره برد تا هر گونه [[شک]] و [[شبهه]] را درباره [[تولد حضرت مهدی]] {{ع}} از میان برد و مجالی برای شایعه و تردید نگذارد<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۱۳-۲۱۴؛ حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص ۵۹۵.</ref>. | *بنابر روایتی، [[امام حسن عسکری]] {{ع}} علت [[دشمنی]] [[خلفای عباسی]] با [[خاندان پیامبر]] {{صل}} را [[آگاهی]] آنان از روایاتی میداند که [[ظهور مهدی]] {{ع}} و بر پایی [[عدالت]] به دست او را نوید میدهند. از این رو، [[امام حسن عسکری]] {{ع}}، حمل و ولادت [[فرزند]] خویش را [[پنهان]] داشت؛ اما [[شیعیان]] [[امین]] را از [[تولد]] او [[آگاه]] ساخت و برای رسیدن بدین [[هدف]] از راههای متعددی بهره جست. بنابر [[روایات]]، عمۀ خویش [[حکیمه]] را شب [[تولد حضرت مهدی]] {{ع}} به [[خانه]] خود فرا خواند تا بر این رویداد [[گواه]] باشد. نیز قابلهای [[غیر شیعه]] بر بالین [[همسر]] خویش آورد. از این گذشته، [[فرزند]] خود را به مناسبتهای گوناگون به [[شیعیان]] خاص نشان داد تا [[حجت]] خدای را به چشم خویش ببینند و گفتار [[دشمنان]] را درباره او [[باور]] نکنند. [[امام حسن عسکری]] {{ع}} نامههای فراوانی به مناطق دوردست همانند [[مدینه]]، [[بصره]] و [[قم]] فرستاد و [[شیعیان]] خاص این بلاد را نیز از [[تولد حضرت مهدی]] {{ع}} با خبر ساخت. پس از ولادت [[حضرت قائم]] {{ع}} سیصد گوسفند [[عقیقه]] نمود و میان [[شیعیان]] تقسیم نمود و سیصد من (معادل سه هزار کیلو) گوشت و سیصد من نان قربه الی [[الله]] در میان [[بنی هاشم]] پخش کرد و نامههایی به سوی بعضی از وکلای خود نوشت و [[خبر ولادت حضرت]] را به آنان داد و آنان را امر به [[کتمان]] این خبر نمود و فرمود: ما فقط به کسانی که از [[نزدیکان]] ما و [[دوستان]] ما هستند خبر میدهیم تا همچنان که ما خوشحال شدیم، آنان نیز از ولادتش شادمان شوند. [[امام حسن عسکری]] {{ع}}، در روز سوم ولادت گروهی از [[اصحاب]] را فراخواند و [[حضرت قائم]]{{ع}} را بدانها نمایان کرد و فرمود: «او بعد از من [[امام]] شماست و [[جانشین]] من خواهد بود و او [[قائم آل محمد]] است که همگان بیصبرانه [[انتظار]] او را میکشند»<ref>{{متن حدیث|هَذَا صَاحِبُکُمْ مِنْ بَعْدِی وَ خَلِیفَتِی عَلَیْکُمْ وَ هُوَ الْقَائِمُ الَّذِی تَمْتَدُّ إِلَیْهِ الْأَعْنَاقُ بِالانْتِظَارِ}}؛ کمال الدین، ص ۴۳۱ – ۴۳۴.</ref>. بدینسان [[امام حسن]] {{ع}} از راههای متعدد بهره برد تا هر گونه [[شک]] و [[شبهه]] را درباره [[تولد حضرت مهدی]] {{ع}} از میان برد و مجالی برای شایعه و تردید نگذارد<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۱۳-۲۱۴؛ حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص ۵۹۵.</ref>. | ||