برهان در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۶۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۴ ژوئن ۲۰۲۰
خط ۵۳: خط ۵۳:


==گستره [[برهان]]==
==گستره [[برهان]]==
*[[برهان]] در منطق قرآن، به خصوص گفتار واضح و سخن روشنی که یقینی و ملاک رسیدن به واقع است محدود نمی‌گردد، بلکه با توجّه به موارد استعمال آن می‌توان مطلق چیزهای روشن و واضحی را که حقّانیت امری را به طور یقین ثابت می‌کنند و جای هیچ‌گونه تردیدی باقی نمی‌گذارند [[برهان]] شمرد؛ خواه آن چیزها از سنخ قضایای ذهنی و گفتارهای منطقی باشند که در بیشتر موارد چنین است یا از قبیل موجودات عینی و حقایق خارجی، چنان‌که مثلا خدای سبحان در داستان [[حضرت موسی]]{{ع}} و بعثت وی پس از فرمان انداختن عصا و تبدیل آن به اژدها به موسی فرمود: دست خود را به گریبانت ببر و بیرون آور تا بدون هیچ عیب و مرضی چون ماه تابان سفید و روشن گردد، آنگاه با اشاره به اژدها شدن عصا و سفیدی و روشنی دست افزود: این دو نشانه دو [[برهان]] هستند که تو را در ایفای رسالتی که به سوی فرعون و پیروان فاسق وی داری کمک می‌کنند: {{متن قرآن|فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ }} <ref> دو [[برهان]] از پروردگار تو برای فرعون و سرکردگان اوست، بی‌گمان آنان قومی نافرمانند؛ سوره قصص، آیه: ۳۲.</ref>. در آیه ۱۷۴ سوره نساء نیز بنابر بعضی از تفاسیر [[برهان]] بر امری عینی و موجودی خارجی اطلاق شده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا }} <ref> ای مردم! به راستی [[برهان]]  از سوی پروردگارتان برای شما آمده است و نوری آشکار برای شما فرو فرستاده‌ایم؛ سوره نساء، آیه: ۱۷۴.</ref>. برخی از مفسران به طور قطع و برخی دیگر به صورت احتمال گفته‌اند: مراد از [[برهان]] در این آیه شخص [[رسول اللّه]]{{صل}} است که وجودش یگانه [[برهان]] و دلیل قاطعی بر حقانیّت پروردگار عالم است<ref>دائرة‌الفرائد، ج۳، ص۱۶۵؛ المیزان، ج۵‌، ص‌۱۵۲.</ref>. البته محتمل است مراد از [[برهان]] در آیه خود قرآن باشد که بزرگ‌ترین معجزه [[پیامبر]]{{صل}} و اساسی‌ترین [[برهان]] بر حقّانیت وی است<ref>دائرة‌الفرائد، ج‌۳، ص‌۱۶۵.</ref>. در آیه ۲۴ سوره یوسف نیز بر اساس برخی احتمال‌ها [[برهان]] بر امری جز گفتار منطقی اطلاق شده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ }} <ref> و بی‌گمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر [[برهان]] پروردگار خویش را نمی‌دید آهنگ او می‌کرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود؛ سوره یوسف، آیه: ۲۴.</ref>. در بیان مراد از [[برهان]] در این آیه آرایی مطرح شده است که عمده آنها عبارت است از<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>:
*[[برهان]] در [[منطق]] [[قرآن]]، به خصوص گفتار واضح و سخن روشنی که [[یقینی]] و ملاک رسیدن به واقع است محدود نمی‌گردد، بلکه با توجّه به موارد استعمال آن می‌توان مطلق چیزهای روشن و واضحی را که حقّانیت امری را به طور [[یقین]] ثابت می‌کنند و جای هیچ‌گونه تردیدی باقی نمی‌گذارند [[برهان]] شمرد؛ خواه آن چیزها از سنخ قضایای [[ذهنی]] و گفتارهای منطقی باشند که در بیشتر موارد چنین است یا از قبیل موجودات [[عینی]] و حقایق خارجی، چنان‌که مثلا [[خدای سبحان]] در داستان [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[بعثت]] وی پس از [[فرمان]] انداختن [[عصا]] و تبدیل آن به اژدها به [[موسی]] فرمود:[[دست]] خود را به گریبانت ببر و بیرون آور تا بدون هیچ [[عیب]] و [[مرضی]] چون [[ماه]] تابان سفید و روشن گردد، آنگاه با اشاره به اژدها شدن [[عصا]] و سفیدی و روشنی دست افزود: این دو نشانه دو [[برهان]] هستند که تو را در ایفای رسالتی که به سوی [[فرعون]] و [[پیروان]] [[فاسق]] وی داری کمک می‌کنند: {{متن قرآن|فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ }} <ref> دو [[برهان]] از پروردگار تو برای فرعون و سرکردگان اوست، بی‌گمان آنان قومی نافرمانند؛ سوره قصص، آیه: ۳۲.</ref>. در [[آیه]] ۱۷۴ [[سوره نساء]] نیز بنابر بعضی از [[تفاسیر]] [[برهان]] بر امری [[عینی]] و موجودی خارجی اطلاق شده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا }} <ref> ای مردم! به راستی [[برهان]]  از سوی پروردگارتان برای شما آمده است و نوری آشکار برای شما فرو فرستاده‌ایم؛ سوره نساء، آیه: ۱۷۴.</ref>.
#علم به حرمت زنا و عقوبت آن<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۳۰، ۱۳۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
*برخی از [[مفسران]] به طور [[قطع]] و برخی دیگر به صورت احتمال گفته‌اند: مراد از [[برهان]] در این [[آیه]] شخص [[رسول اللّه]]{{صل}} است که وجودش یگانه [[برهان]] و [[دلیل]] قاطعی بر [[حقانیّت]] [[پروردگار]] عالم است<ref>دائرة‌الفرائد، ج۳، ص۱۶۵؛ المیزان، ج۵‌، ص‌۱۵۲.</ref>. البته محتمل است مراد از [[برهان]] در [[آیه]] خود [[قرآن]] باشد که بزرگ‌ترین [[معجزه]] [[پیامبر]]{{صل}} و اساسی‌ترین [[برهان]] بر حقّانیت وی است<ref>دائرة‌الفرائد، ج‌۳، ص‌۱۶۵.</ref>. در [[آیه]] ۲۴ [[سوره یوسف]] نیز بر اساس برخی احتمال‌ها [[برهان]] بر امری جز گفتار منطقی اطلاق شده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref> و بی‌گمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر [[برهان]] پروردگار خویش را نمی‌دید آهنگ او می‌کرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود؛ سوره یوسف، آیه: ۲۴.</ref>. در بیان مراد از [[برهان]] در این [[آیه]] آرایی مطرح شده است که عمده آنها عبارت است از<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>:
# قبح زنا و بدفرجامی زناکار<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۳۰، ۱۳۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
# [[علم]] به [[حرمت]] [[زنا]] و [[عقوبت]] آن<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۳۰، ۱۳۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
#ادلّه عقلی و نقلی بر وجوب و لزوم دوری از گناه<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۳۰، ۱۳۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
# [[قبح]] [[زنا]] و [[بدفرجامی]] زناکار<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۳۰، ۱۳۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
#ادلّه [[عقلی]] و [[نقلی]] بر [[وجوب]] و [[لزوم]] [[دوری از گناه]]<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۳۰، ۱۳۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
#ملکه عفّت<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۳۰، ۱۳۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
#ملکه عفّت<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۳۰، ۱۳۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
#آیات و اموری که بر یوسف ظاهر شد و او را از ارتکاب گناه بازداشت<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۳۰، ۱۳۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
# [[آیات]] و اموری که بر [[یوسف]] ظاهر شد و او را از [[ارتکاب گناه]] بازداشت<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۳۰، ۱۳۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
#نشانه‌های عظمت و کبریایی<ref>انوار درخشان، ج‌۹، ص‌۵۲‌.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
#نشانه‌های [[عظمت]] و کبریایی<ref>انوار درخشان، ج‌۹، ص‌۵۲‌.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
#نوعی علم مکشوف و یقین مشهود که زیربنای عصمت است<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۲۹.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
#نوعی [[علم]] مکشوف و [[یقین]] مشهود که زیربنای [[عصمت]] است<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۲۹.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
#سکینه‌ای که بر پیامبران و مؤمنان نازل می‌شود و آنان را در دو عالم صغیر و کبیر بر دشمنان پیروز می‌گرداند<ref>بیان السعاده، ج‌۲، ص‌۳۵۷.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
#سکینه‌ای که بر [[پیامبران]] و [[مؤمنان]] نازل می‌شود و آنان را در دو عالم صغیر و کبیر بر [[دشمنان]] [[پیروز]] می‌گرداند<ref>بیان السعاده، ج‌۲، ص‌۳۵۷.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
#نور عصمت الهی و لمعه نبوّت یوسفی<ref>مواهب علیّه، ج‌۲، ص‌۲۳۷؛ منهج‌الصادقین، ج‌۵‌، ص‌۳۱.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
# [[نور]] [[عصمت الهی]] و لمعه [[نبوّت]] یوسفی<ref>مواهب علیّه، ج‌۲، ص‌۲۳۷؛ منهج‌الصادقین، ج‌۵‌، ص‌۳۱.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
*بر پایه روایتی از [[امام زین‌ العابدین]]{{ع}} زلیخا هنگام گرفتار کردن یوسف، در خلوت به طرف بت خویش رفت و پارچه‌ای بر آن افکند و در پاسخ یوسف که از راز آن کار پرسید گفت: از بت خود شرم می‌کنم که ما را تنها در این مکان ببیند. یوسف به وی گفت: تو از چیزی که نمی‌بیند و نمی‌فهمد شرم داری؛ ولی من از خدای خود که انسان را آفریده و به او بیان و سخن آموخته شرم نداشته باشم؟<ref>ال[[برهان]]  ج‌۳، ص‌۱۶۹.</ref>. مضمون این روایت از طرق عامّه از علی‌بن ابی‌طالب(علیه السلام)نیز نقل شده است<ref>الدرالمنثور، ج‌۴، ص‌۵۲۴‌.</ref>. امثال این گونه روایات که به جهت ضمایم آنها با علوّ شأن انبیا و عصمت آنان ناسازگار است مجعول بوده، یا بر اثر اینکه از اخبار آحاد است قابل اعتماد نیست، افزون بر اینکه نمی‌توان آنچه را در روایت یاد شده آمده است [[برهان]] ربّ دیدن یوسف خواند. آری ممکن است همزمان با کاری که زلیخا در برابر بت‌خود انجام داد حقایقی از ملکوت بر یوسف کشف شده<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۲۹‌ـ‌۱۳۰.</ref>. و مراد از [[برهان]] ربّ یوسف همین کشف باشد؛ نه آنچه وی همزمان آن را از زلیخا مشاهده کرده است<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
*بر پایه روایتی از [[امام زین‌ العابدین]]{{ع}} [[زلیخا]] هنگام گرفتار کردن [[یوسف]]، در [[خلوت]] به طرف [[بت]] خویش رفت و پارچه‌ای بر آن افکند و در پاسخ [[یوسف]] که از [[راز]] آن کار پرسید گفت: از [[بت]] خود [[شرم]] می‌کنم که ما را تنها در این مکان ببیند. [[یوسف]] به وی گفت: تو از چیزی که نمی‌بیند و نمی‌فهمد [[شرم]] داری؛ ولی من از خدای خود که [[انسان]] را [[آفریده]] و به او بیان و سخن آموخته [[شرم]] نداشته باشم؟<ref>ال[[برهان]]  ج‌۳، ص‌۱۶۹.</ref>. مضمون این [[روایت]] از طرق عامّه از علی‌بن [[ابی‌طالب]]{{ع}}نیز [[نقل]] شده است<ref>الدرالمنثور، ج‌۴، ص‌۵۲۴‌.</ref>. امثال این گونه [[روایات]] که به جهت ضمایم آنها با علوّ [[شأن]] [[انبیا]] و [[عصمت]] آنان ناسازگار است مجعول بوده، یا بر اثر اینکه از [[اخبار]] آحاد است قابل [[اعتماد]] نیست، افزون بر اینکه نمی‌توان آنچه را در [[روایت]] یاد شده آمده است [[برهان]] [[ربّ]] دیدن [[یوسف]] خواند. آری ممکن است همزمان با کاری که [[زلیخا]] در برابر بت‌خود انجام داد حقایقی از [[ملکوت]] بر [[یوسف]] [[کشف]] شده<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۲۹‌ـ‌۱۳۰.</ref>. و مراد از [[برهان]] [[ربّ]] [[یوسف]] همین [[کشف]] باشد؛ نه آنچه وی همزمان آن را از [[زلیخا]] [[مشاهده]] کرده است<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.


==دعوت به دین با [[برهان]] و مطالبه آن از مدعیان==
==دعوت به دین با [[برهان]] و مطالبه آن از مدعیان==
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش