|
|
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| ==نویسنده: آقای ظرافتی== | | ==[[قریش]]== |
| ==مقدمه==
| | از [[قبایل]] معروف [[عرب عدنانی]] و از [[اولاد]] [[حضرت اسماعیل]] [[پیامبر]] است که در [[جاهلیت]] در [[حجاز]] اهمیت یافت و [[پیش از ظهور اسلام]] بر [[مکه]] مسلط شد و تولیت [[خانه کعبه]] را یافت و مناصبی برای [[کعبه]] قرار داد و بر کعبه پرده پوشانید و برای خود در [[مناسک]] ویژگیهای خاصی را نسبت به دیگران قائل گردید و یک بار ساختمان کعبه را تجدید بنا نمود. |
| *در [[روایات]] مربوط به [[ظهور]] [[حضرت]]، از قریش به خوبی یاد نشده است. به فرموده [[امام باقر]] {{ع}}، [[حضرت مهدی]] {{ع}} [[اولین کشتار]] را در [[قبیله قریش]] خواهد داشت و به آنان نخواهد داد مگر [[شمشیر]]. [[حضرت]] کار را به جایی میرساند که بسیاری از [[مردم]] میگویند، این شخص از [[آل محمد]] {{صل}} نیست و اگر از [[اهل بیت]] [[پیامبر]] {{صل}} بود، رحم میکرد<ref>غیبة نعمانی، ص ۲۳۱؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۴.</ref>. [[عبدالله مغیره]] میگوید: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: "هنگامی که [[قائم]] [[آل محمد]] {{صل}} [[ظهور]] کند، پانصد نفر از قریش را [[ایستاده]] اعدام میکند. سپس پانصد نفر دیگر را به همینگونه اعدام مینماید و این کار، شش بار تکرار میشود". [[عبدالله]] میپرسد: آیا تعدادشان به این اندازه میرسد؟ [[حضرت]] فرمود: "آری؛ خودشان و دوستانشان"<ref>ارشاد مفید، ص ۳۶۴؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۸؛ اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۲۷.</ref>.
| | قریش به دو [[قبیله]] عمده تقسیم میشود؛ قریش ابطحی و قریش [[ظواهر]] و در جهت نام این قبایل به قریش گفتهاند: |
| *[[حضرت]] در [[حدیث]] دیگری میفرماید: "آنگاه که [[قائم]] ما [[قیام]] کند، بین او و [[عرب]] و قریش، راهی جز [[شمشیر]] نخواهد بود"<ref>غیبة نعمانی، ص ۱۲۲؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۵.</ref> و نیز فرمود: "هنگامی که [[حضرت]] [[قیام]] کند... قریش را [[هدف]] قرار میدهد. از آنان نمیگیرد مگر [[شمشیر]] و به آنان نمیدهد جز [[شمشیر]]"<ref>غیبة نعمانی، ص ۱۶۵؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۵.</ref>. شاید مراد از "قریش نمیگیرد مگر [[شمشیر]]" این باشد که قریش از [[حضرت]] فرمانبرداری نمیکنند و در اخلالگری و ایجاد مشکلات میکوشند و بهطور مستقیم و غیرمستقیم سبب [[پیکار]] و [[جنگ]] با [[حضرت]] میشوند و [[حضرت]] نیز جز اسلحه، روش دیگری را مناسب نمیبیند<ref>چشماندازی به حکومت مهدی {{ع}}، نجم الدین طبسی، ص ۱۴۱.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۵۶۱.</ref>.
| | # نسبت آنها به قریش [[نضر بن کنانه]] (از [[اجداد پیامبر]]) میرسد. |
| ==قریش در فرهنگنامه آخرالزمان==
| | # مشتق از قرش است به معنی [[تجارت]] که [[شغل]] عمده آنها بوده است. |
| *قریش نام قبیلهای معروف از [[قبایل]] [[عرب]] [[حجاز]] است. آنان در [[مکه]] میزیستند و [[بنی هاشم]] که [[پدران]] [[رسول خدا]]{{صل}} جزو آن [[خانواده]] بودند، یکی از شاخههای قریش است. [[رسول خدا]]{{صل}} بیشترین آزارها را در دوران [[پیامبری]] خود، از قریش متحمل شد. قریش تا سالهای پایانی [[زندگی]] [[رسول خدا]] پیوسته به [[مخالفت]] و [[جنگ]] با [[حضرت محمد]]{{صل}} پرداخت و هیچ گاه به [[پیروی]] از [[رسول خدا]] گردن ننهاد، مگر زمانی که [[لشکر]] [[اسلام]] [[مکه]] را [[فتح]] کرد و آنان مجبور به [[اطاعت]] از [[رسول خدا]] شدند. قریش این [[کینه]] قدیمی را فراموش نکرد و همواره در [[نفاق]] به سر میبرد تا زمانی که پس از [[رسول خدا]] زمینه را برای کارشکنی مهیا دید. سپس سر ناسازگاری و کارشکنی را بنا نهاد و این مخالفتها را از [[خانواده]] [[رسول خدا]] شروع کرد. [[حضرت زهرا]]{{س}} و جناب [[محسن]] بن [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} اولین قربانیان این حادثهها بودند. این [[کینهها]] همیشه ادامه داشت و تمام [[ائمه]]{{عم}} بر اثر این مخالفتها به [[شهادت]] رسیدند. [[بنی امیه]] و [[بنی العباس]] از [[خویشاوندان]] [[قریشی]] [[رسول خدا]]{{صل}} بودند که پس از [[رسول خدا]] [[خلافت]] را موروثی خویش نمودند و جنایاتی را درباره [[بنی هاشم]] مرتکب شدند که گوش از شنیدن آن همه [[شقاوت]] عاجز است. [[شهادت امام حسین]]{{ع}} اوج این جنایات بود که در همیشه [[تاریخ]] جاودانه ماند. از این رو در روایاتی که درباره [[رفتار]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[پس از ظهور]] با [[قریشیان]] وارد شده است، ما [[شاهد]] سختگیریهای فراوانی هستیم.
| | # مأخوذ از تقریش است به معنی مجتمع ساختن؛ زیرا [[قصی بن کلاب]] ([[جد رسول الله]]) افراد قبیله را که در حدود حجاز پراکنده بودند جمع کرد. |
| *[[امام باقر]]{{ع}} به جناب [[محمد بن مسلم]] میفرماید: اگر [[مردم]] میدانستند که [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[پس از ظهور]] خود چه کشتارهایی را انجام خواهد داد، [[آرزو]] میکردند که هیچ گاه آن [[حضرت]] را نمیدیدند. بدانید که [[قائم]]{{ع}} ابتدا سراغ قریش خواهد رفت و [[حق]] را با [[شمشیر]] از آنان میگیرد و با [[شمشیر]] در میان آنان [[اجرا]] میکند. تا جایی که [[مردم]] (از بسیاریِ [[کشتار]] زبان به [[اعتراض]] گشوده و) میگویند: به درستی که اگر این شخص از آل [[محمد بن عبدالله]]{{صل}} بود، رحم مینمود<ref>غیبت نعمانی، ص ۲۳۱.</ref>.
| | قریش ابطحی - یا قریش [[بطحا]] یا قریش [[بطاح]]. قریشیانی بودند که در [[شهر مکه]] و مرکز آن (آن جا که آب [[زمزم]] جمع و بطحا نامیده میشد) [[سکونت]] گزیدند و به [[بازرگانی]] معروف بودند. بطون یا [[طوایف]] مهم قریش بطاح عبارت بودند از ده بطن [[بنی هاشم]]، [[بنی امیه]]، [[بنی نوفل]]، [[بنی زهره]]، [[بنی مخزوم]]، [[بنی اسد]]، [[بنی جمح]]، [[بنی سهم]]، [[بنی عدی]]، [[بنی تیم]]. |
| *در [[حدیثی]] [[امام صادق]]{{ع}} به [[عبدالله]] [[مغیره]] فرمود: زمانی که [[حضرت قائم]]{{ع}} [[قیام]] نماید، پانصد نفر از قریش را به پا داشته و سر از تنشان جدا میکند و این کار را شش بار تکرار میکند، [[راوی]] تعجب نموده و گفت: آیا تعداد آنان به این اندازه میرسد [[حضرت]] فرمود: آری! [[حضرت]] خودشان و [[دوستان]] آنها را خواهد کشت. در روایتی دیگر به همین مضمون [[امام حسین]]{{ع}} به شخصی فرمود: زمانی که [[حضرت قائم]]{{ع}} [[قیام]] نماید پانصد نفر از [[قریشیان]] را پیش کشیده و گردن میزند، و سپس پانصد نفر دیگر و باز پانصد نفر دیگر را نیز به همان گونه خواهد کشت<ref>اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۲۷ و غیبت نعمانی، ص ۲۳۵.</ref><ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]. ص ۴۹۷.</ref>.
| | |
| | قریش ظواهر - قریشیانی بودند که در پشت (خارج) شهر مکه و دامنه و شعب تپههای اطراف آن سکونت داشتند و ظاهراً با بعضی قبایل مجاور مخلوط شده بودند. ظواهر از [[نفوذ]] کمتری برخوردار بودند، اما در [[دلاوری]] و جنگجویی نام و آوازه بیشتری داشتند و تیرههای آن عبارت بودند از [[بنی معیص]]، [[بنی تمیم]]، [[بنی محارب]] و [[بنی حارث]]. |
| | اقدامات ناجوانمردانه قریش؛ سردمداران و گردن کشان این قبیله، بیش از هرکس به وجود [[مقدس]] [[پیغمبر اسلام]]{{صل}} [[اذیت]] و [[آزار]] رساندند و از انواع [[شکنجه]] و اذیت و [[کارشکنی]] درباره آن حضرت کوتاهی نکردند، چه در دورانی که آن حضرت در [[مکه]] بود و چه پس از [[هجرت به مدینه]]، جنگهای خونین مانند [[بدر]] و [[احد]] و [[احزاب]] به وسیله این [[قبیله]] به وقوع پیوست. در [[تاریخ]] نمونههای فراوانی از [[بدرفتاری]] [[قریش]] با [[رسول خدا]]{{صل}} و [[مسلمانان]] وجود دارد که علاقمندان میتوانند به کتب [[تاریخی]] مراجعه نمایند. |
| | |
| | [[معمر بن یزید]] نماینده قریش؛ قریش «معمر بن یزید» را که [[زعیم]] [[بنی کنانه]] بود، برای [[اذیت]] و [[آزار]] رساندن به رسول خدا{{صل}} به کمکطلبیدند و او [[اجابت]] نمود و گفت: من به زودی شما را از وجود او [[آسوده]] خواهم کرد. من بیست هزار مرد [[مسلح]] در [[اختیار]] دارم و [[گمان]] نکنم این قبیله کوچک [[بنی هاشم]] توان مقابله با من را داشته باشند و اگر چنانچه آنها خونبها بخواهند به جای یکی، ده [[دیه]] به آنها میپردازم که [[ثروت]] فراوان دارم. معمر شمشیری حمایل داشت که ده وجب طول و یک وجب عرض آن بود، وی در حالی که [[پیامبر]]{{صل}} در [[حجر اسماعیل]] به [[سجده]] رفته بود به سوی حضرت رفت و چون نزدیک شد پایش بلغزید و پیشانیاش به سنگ خورد و [[خون]] زیادی سرازیر گشت و چنان به [[وحشت]] افتاد که پا به [[فرار]] نهاد و دوید تا به [[بطحاء]] که بیرون [[شهر مکه]] است رسید. چون [[یاران]]، در اطرافش جمع شدند که خون سر و رویش را بشویند، به وی گفتند: تو را چه شد که بدینسان به [[زمین]] خوردی و گریختی؟ وی گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] [[بدبخت]] است کسی که [[فریب]] شما را بخورد، گفتند: مگر چه دیدی؟ گفت: چون به وی نزدیک شدم دو اژدهای مهیب از سمت او به من حملهور شدند که از دهانشان [[آتش]] میجهید<ref>بحارالانوار، ج۱۸، ص۶۵ (به نقل از معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۸، ص۳۰۲).</ref>. |
| | کار [[عداوت]] قریش با [[پیغمبر]]{{صل}} به آنجا کشید که همه [[قبایل قریش]] مقرر داشتند که با قبیله بنی هاشم قطع ارتباط کنند و با آنان زیر یک سقف جمع نگردند و از آنها [[زن]] نستانند و به آنها زن ندهند و با آنها [[داد و ستد]] نکنند و [[تعهد]] مکتوبی تدوین نمودند و سرانجام در شب اول [[ماه محرم]] [[سال هفتم بعثت]]، [[بنی هاشم]] را در [[شعب ابی طالب]] محصور ساختند. مواد غذایی به [[طور]] کلی از آنها قطع شد، جز در [[موسم حج]]، [[حق]] خروج از شعب را نداشتند. سه سال متوالی خانوادههای بنی هاشم در این [[محنت]] بسر بردند<ref>معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۸، ص۳۰۲.</ref>. بنی هاشم در سه سال [[محاصره اقتصادی]] در [[خانه]] و کاشانه خود در [[شعب ابوطالب]] [[زندگی]] میکردند.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۵۱.</ref>. |
|
| |
|
| ==پانویس== | | ==پانویس== |
| {{یادآوری پانویس}} | | {{پانویس}} |
| {{پانویس2}}
| |