←سنت خلافت الهی
| خط ۱۵۰: | خط ۱۵۰: | ||
*[[آفرینش الهی]] و صاحب [[روح]] الوهی بودن [[انسان]] [[جایگاه]] و [[منزلت]] [[الهی]] و ذاتی او را در [[نظام هستی]] نشان میدهد و به ما گوشزد میکند که چنین موجودی [[شایسته]] دریافت [[مقام خلافت الهی]] است، زیرا تنها اوست که مهر و نشان [[الهی]] را بر خود داشته و تصویر [[الوهیت]] بر روی [[زمین]] است علاوه بر [[آفرینش الهی]]، [[اختیار]] و [[اراده]] [[آزاد]] نیز از مهمترین خصوصیات ذاتی [[انسان]] است که نه تنها او را به کلی از دیگر موجودات هستی جدا و متمایز ساخته است بلکه [[منزلت]] خاصی را به او بخشیده است و از [[علل]] [[خلیفةاللهی]] اوست زیرا در پرتو [[اراده]] [[آزاد]] و [[اختیار]] است که [[انسان]] میتواند [[سرنوشت]] خود را [[انتخاب]] کرده و [[سعادت]] یا [[شقاوت]] موقتی یا دائمی را برای خود رقم زند. این واقعیت نشان میدهد که [[انسان]] موجودی ثابت و دارای ماهیتی تغییرناپذیر نیست، بلکه [[عقل]] و [[اختیار]] برای او این امکان را فراهم میسازند تا اوصاف وجودی، [[معرفتی]] و [[اخلاقی]] خود را [[تغییر]] داده و هر آن به شکل جدیدی در آید. از اینرو صیرورت و سیلان وجودی و عدم [[ثبات]] در [[شخصیت]] از ویژگیهای ذاتی [[انسان]] و متمایز کننده او از دیگر موجودات است و دقیقاً همین عامل است که او را در اعلی مرتبه یا پایینترین سطح مخلوقات مینشاند و نیز مبتنی بر این واقعیت است که در [[قرآن]] برای [[انسان]] مراحلی چون [[آزمون]]، [[ابتلا]]، [[سختی]] و شدت تعبیه شده و از او با تعابیری چون [[کافر]] و [[مؤمن]]، [[شاکر]] و غیر [[شاکر]] نام برده شده و سرانجام او با [[پاداش]] و یا [[عقاب]] پیوند خورده است. | *[[آفرینش الهی]] و صاحب [[روح]] الوهی بودن [[انسان]] [[جایگاه]] و [[منزلت]] [[الهی]] و ذاتی او را در [[نظام هستی]] نشان میدهد و به ما گوشزد میکند که چنین موجودی [[شایسته]] دریافت [[مقام خلافت الهی]] است، زیرا تنها اوست که مهر و نشان [[الهی]] را بر خود داشته و تصویر [[الوهیت]] بر روی [[زمین]] است علاوه بر [[آفرینش الهی]]، [[اختیار]] و [[اراده]] [[آزاد]] نیز از مهمترین خصوصیات ذاتی [[انسان]] است که نه تنها او را به کلی از دیگر موجودات هستی جدا و متمایز ساخته است بلکه [[منزلت]] خاصی را به او بخشیده است و از [[علل]] [[خلیفةاللهی]] اوست زیرا در پرتو [[اراده]] [[آزاد]] و [[اختیار]] است که [[انسان]] میتواند [[سرنوشت]] خود را [[انتخاب]] کرده و [[سعادت]] یا [[شقاوت]] موقتی یا دائمی را برای خود رقم زند. این واقعیت نشان میدهد که [[انسان]] موجودی ثابت و دارای ماهیتی تغییرناپذیر نیست، بلکه [[عقل]] و [[اختیار]] برای او این امکان را فراهم میسازند تا اوصاف وجودی، [[معرفتی]] و [[اخلاقی]] خود را [[تغییر]] داده و هر آن به شکل جدیدی در آید. از اینرو صیرورت و سیلان وجودی و عدم [[ثبات]] در [[شخصیت]] از ویژگیهای ذاتی [[انسان]] و متمایز کننده او از دیگر موجودات است و دقیقاً همین عامل است که او را در اعلی مرتبه یا پایینترین سطح مخلوقات مینشاند و نیز مبتنی بر این واقعیت است که در [[قرآن]] برای [[انسان]] مراحلی چون [[آزمون]]، [[ابتلا]]، [[سختی]] و شدت تعبیه شده و از او با تعابیری چون [[کافر]] و [[مؤمن]]، [[شاکر]] و غیر [[شاکر]] نام برده شده و سرانجام او با [[پاداش]] و یا [[عقاب]] پیوند خورده است. | ||
*در [[آیات]]: {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بیگمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است که هرگز گسستن ندارد و خداوند شنوای داناست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref>؛ {{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ}}<ref>«و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند» سوره کهف، آیه ۲۹.</ref> به موارد مذکور اشاره و تأکید میگردد؛ بالاخص اینکه اختیاری و غیر اجباری بودن [[دین]] مبتنی بر مختار و [[عاقل]] بودن [[انسان]] است و اینکه نتیجه [[عقل]] و [[اختیار انسان]] [[تعیین]] [[عاقبت]] خوش یا بد فرجام او در دستان خود اوست؛ یعنی نتیجه [[اعمال]]، ارادی و مبتنی بر [[عقل انسان]] است که هم [[شخصیت]] او را میسازد و هم سرانجام [[زندگی دنیوی]] او را<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۵۶-۶۱.</ref> | *در [[آیات]]: {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بیگمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است که هرگز گسستن ندارد و خداوند شنوای داناست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref>؛ {{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ}}<ref>«و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند» سوره کهف، آیه ۲۹.</ref> به موارد مذکور اشاره و تأکید میگردد؛ بالاخص اینکه اختیاری و غیر اجباری بودن [[دین]] مبتنی بر مختار و [[عاقل]] بودن [[انسان]] است و اینکه نتیجه [[عقل]] و [[اختیار انسان]] [[تعیین]] [[عاقبت]] خوش یا بد فرجام او در دستان خود اوست؛ یعنی نتیجه [[اعمال]]، ارادی و مبتنی بر [[عقل انسان]] است که هم [[شخصیت]] او را میسازد و هم سرانجام [[زندگی دنیوی]] او را<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۵۶-۶۱.</ref> | ||
==قلمرو گستره [[خلافت]]== | |||
*در مورد اینکه محدوده [[جانشینی]] [[انسان]] از [[خداوند]] تا چه اندازه است؟ دو نظر ارائه شده است: | |||
#[[انسان]] [[جانشین]] [[خداوند]] در [[زمین]] است و حدود [[خلافت]] او محدود به [[زمین]] میشود. [[دلیل]] مطلب هم قید {{متن قرآن|فِي الْأَرْضِ}} (در [[زمین]]) است که صریح در این مطلب است. | |||
#[[انسان]] در همه [[عوالم]] هستی [[جانشین]] خداست زیرا [[انسان کامل]]، [[مظهر]] خداوندی است که در هستی و [[کمالات]] خود نامتناهی است و بر همه [[عوالم]] هستی، [[حاکم]] [[علی]] الاطلاق است بنابراین [[خلیفه]] او نیز چنین خواهد بود. | |||
*از [[سیاق آیه]] {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً}}<ref>«میخواهم جانشینی در زمین بگمارم» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref> و نقلهای وارده و همچنین [[سجده فرشتگان]] بر [[آدم]]{{ع}} استفاده میشود که چون [[انسان]] [[مظهر]] خداوندی است که در هستی و کمالهای آن نامتناهی است، به دست میآید که حوزه [[خلافت]] [[انسان کامل]] خصوص [[زمین]] نیست، بلکه [[زمین]] [[مسکن]] و مقر وجود مادی و جسمانی اوست کلمه {{متن قرآن|فِي الْأَرْضِ}} در [[آیه]] به این معناست که در قوس [[صعود]]، مبدأ حرکت تکاملی [[انسان]] [[زمین]] است، نه اینکه محل [[خلافت]] و قلمرو مظهریت او، [[زمین]] باشد و او فقط کارهایی را که [[خداوند]] باید در [[زمین]] انجام دهد انجام میدهد، به بیان فنیتر: کلمه {{متن قرآن|فِي الْأَرْضِ}} قید [[جعل]] است نه قید [[خلافت]]؛ مانند اینکه محل تنفیذ [[حکم]] [[رئیس]] جمهور در پایتخت است اما [[ریاست]] او محدود به پایتخت نیست بلکه [[حاکم]] همه [[کشور]] میشود. به ویژه با توجه به اینکه [[خلیفه]]، کسی است که [[فرشتگان]] [[آسمان]] در برابر او ساجدند و اگر او تنها [[خلیفه خدا]] در [[زمین]] باشد [[فرشتگان]] [[خلیفه خدا]] در [[آسمانها]] خواهند بود و [[سجده]] آنها برای [[انسان کامل]] معنا ندارد و در این صورت، [[انسان]] [[خلیفه]]، به همه [[نظام آفرینش]] نیز [[آگاهی]] دارد. | |||
*به هر حال غرض از [[آیه]] فوق این است که آغاز [[سیر]] [[خلیفةالله]] در قوس [[صعود]]، از [[زمین]] است وگرنه او از [[زمین]] تا {{متن قرآن|وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنْتَهَى}}<ref>«و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست» سوره نجم، آیه ۴۲.</ref> حضور دارد. [[خلیفةالله]] هم زمینی است و هم آسمانی و [[خلافت]] او در همه اسماء و [[شؤون]] است؛ او هم [[معلم]] [[اهل]] [[زمین]] است: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}<ref>«و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref> و هم [[معلم]] [[اهل آسمان]]: {{متن قرآن|يَا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ}}<ref>«ای آدم! آنان را از نامهای اینان آگاه ساز!» سوره بقره، آیه ۳۳.</ref>، بلکه [[تسبیح]] و [[تقدیس]] [[فرشتگان]] نیز به [[تعلیم]] [[خلیفةالله]] بود: {{متن حدیث|فَسَبَّحْنَا فَسَبَّحَتِ الْمَلَائِكَةُ بِتَسْبِيحِنَا}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۴، ص۸۸، ح۳.</ref> و اگر [[فرشتگان]] از چنین چیزی باخبر بودند و تنها جنبه زمینی بودن او را نمیدیدند هرگز درباره [[آفرینش]] وی سؤال نمیکردند و آنگونه سخن نمیگفتند و این خود [[دلیل]] بر پیچیدگی [[آفرینش انسان]] از یک سو و [[محدودیت علم]] [[فرشتگان]] از سوی دیگر است. | |||
*پس [[قرآن]] منشاء [[خلافت]] [[انسان]] را [[علم]] او به [[غیب]] [[آسمانها]] و [[زمین]] معرفی میکند و این نشان میدهد که حوزه [[خلافت]] او همه [[غیب و شهادت]] است؛ و نتیجهاش آن است نازلترین موجودهای مادی تا عالیترین موجودهای مجرد، همه زیر [[پوشش]] [[ولایت و خلافت]] اوست و آنچه در شکافته شدن دریا به دست [[حضرت موسی]] و گلستان شدن [[آتش]] برای خلیلالله و مسخر شدن باد برای [[حضرت سلیمان]] و [[انشقاق قمر]] با اشاره [[رسول اکرم]]{{صل}} به وقوع پیوست، همه صرفاً از آثار [[سیطره]] ولیالله بر عالم [[ملک]] است<ref>عبدالله جوادی آملی، سیره پیامبران در قرآن، ص۱۵۱.</ref>. | |||
*حاصل اینکه، نه موجودی که فقط زمینی است [[خلیفه]] خداست و نه آنکه حوزه خلافتش تنها [[زمین]] است و نه موجودی که فقط آسمانی است، بلکه موجودی [[خلیفه]] [[حق]] است که "کَونِ جامع" بوده، به [[آسمان]] و [[زمین]] و [[ملک]] و [[ملکوت]] احاطه تام دارد و همه مخازن اشیا و [[مفاتیح غیب]] را به [[اذن خدا]] داراست، گرچه وجود عنصری وی به [[زمین]] بسته است. از اینرو هم [[فرشتگان]] باید در برابر او [[سجده]] تکریمی کنند و هم انسانهای عادی او را گرامی دارند<ref>عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۳، ص۱۱۶-۱۱۸.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۶۱-۶۴.</ref> | |||
==مصادیق و مراتب [[خلیفةاللهی]]== | |||
*[[کاملترین]] مصادیق [[خلیفةالله]] ([[خلیفه]] کامل) که در روایاتی؛ مانند [[روایت]] {{متن حدیث|أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِي}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۵، ص۲۴.</ref> که اولین [[ظهور]] [[حق]] را [[حضرت رسول]]{{صل}} معرفی میکند و همچنین [[روایت]] [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} که فرمود: "نشان و آیتی بزرگتر از من برای [[خداوند]] نیست"<ref>{{متن حدیث|مَا لِلَّهِ آيَةٌ أَكْبَرُ مِنِّي}}؛ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۳، ص۲۰۶.</ref> و مضامین بلند [[زیارت جامعه کبیره]] و توصیفاتی که از [[اهلبیت]] در [[قرآن]] آمده است، [[کاملترین]] مصداق [[خلیفةالله]]، [[چهارده معصوم]]{{عم}} معرفی شدهاند. | |||
*همه [[انبیا]] و [[مرسلین]] نیز طبق تحلیل پیش، در مراتب پائینتر از آن وجودهای [[نورانی]]، [[انسان کامل]] و [[خلیفةالله]] هستند. چنانکه در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً}}<ref>«میخواهم جانشینی در زمین بگمارم» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>، از [[حضرت آدم]]{{ع}} و در روایاتی از برخی [[انبیاء]]{{عم}} صراحتاً با واژه [[خلافت]] یاد شده: {{متن حدیث|عَنْ عَلِيٍّ{{ع}} قَالَ: بَيْنَمَا أَنَا أَمْشِي مَعَ النَّبِيِّ{{صل}} فِي بَعْضِ طُرُقَاتِ الْمَدِينَةِ إِذْ لَقِيَنَا شَيْخٌ طُوَالٌ كَثُّ اللِّحْيَةِ بَعِيدُ مَا بَيْنَ الْمَنْكِبَيْنِ، فَسَلَّمَ عَلَى النَّبِيِّ{{صل}} وَ رَحَّبَ بِهِ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيَّ وَ قَالَ: السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَابِعَ الْخُلَفَاءِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ، أَ لَيْسَ كَذَلِكَ هُوَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: بَلَى ثُمَّ مَضَى فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذَا الَّذِي قَالَ لِي هَذَا الشَّيْخُ وَ تَصْدِيقُكَ لَهُ؟ قَالَ: أَنْتَ كَذَلِكَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ، إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ فِي كِتَابِهِ {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً}}<ref>«میخواهم جانشینی در زمین بگمارم» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref> وَ الْخَلِيفَةُ الْمَجْعُولُ فِيهَا آدَمُ{{ع}} وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ}}<ref>«ای داود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کردهایم پس میان مردم به درستی داوری کن» سوره ص، آیه ۲۶.</ref> فَهُوَ الثَّانِي وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ حِكَايَةً عَنْ مُوسَى{{ع}} حِينَ قَالَ لِهَارُونَ: {{متن قرآن|اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ}}<ref>«در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref> فَهُوَ هَارُونُ إِذَا اسْتَخْلَفَهُ مُوسَى{{ع}} فِي قَوْمِهِ وَ هُوَ الثَّالِثُ، وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ}}<ref>«و (این) اعلامی از سوی خداوند و پیامبر او در روز حجّ اکبر به مردم است» سوره توبه، آیه ۳.</ref> فَكُنْتَ أَنْتَ الْمُبَلِّغَ عَنِ اللَّهِ وَ عَنْ رَسُولِهِ وَ أَنْتَ وَصِيِّي وَ وَزِيرِي وَ قَاضِي دَيْنِي وَ الْمُؤَدِّي عَنِّي وَ أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي، فَأَنْتَ رَابِعُ الْخُلَفَاءِ كَمَا سَلَّمَ عَلَيْكَ الشَّيْخُ، أَ وَ لَا تَدْرِي مَنْ هُوَ؟ قُلْتُ: لَا، قَالَ: ذَاكَ أَخُوكَ الْخَضِرُ{{ع}} فَاعْلَمْ}}<ref>علی بن جمعه حویزی، نورالثقلین، ج۱، ص۴۸.</ref>. | |||
*باید توجه داشت که همه [[انبیا]] و [[مرسلین]] و [[ائمه معصومین]]{{عم}} [[انسان کامل]] و [[خلیفه الهی]] هستند و عنوان [[خلیفه]] اسمی است که برای مفرد و مؤنث به کار میرود و جریان [[خلافت]] همانند جریان [[نبوت]]، [[رسالت]]، [[امامت]] و [[ولایت]] مقول به تشکیک است و شمارش چهار نفر از آن ذوات [[مقدس]] و تصریح به چهارمین نفر بودن [[حضرت علی]]{{ع}} فقط ناظر به صراحت به واژه "[[خلافت]]" است وگرنه خود [[رسول اکرم]]{{صل}} از [[کاملترین]] مصادیق [[خلافت الهی]] است. همچنین، چون [[خلیفه]] با واسطه به منزله [[خلیفه]] بیواسطه است، [[حضرت علی]]{{ع}} و نیز سایر [[ائمه معصومین]]{{عم}} [[خلیفةالله]] هستند؛ همانطور که [[حضرت هارون]]{{ع}} [[خلیفةالله]] است؛ زیرا [[خلافت حضرت علی]]{{ع}} از [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} به [[استخلاف]] خداست؛ چنانکه [[خلافت]] جناب [[هارون]]{{ع}} از [[حضرت موسی]]{{ع}} به [[استخلاف]] [[الهی]] بوده است<ref>عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۳، ص۱۵۵.</ref>. | |||
*همچنین در [[آیات]] و [[روایات]]، برخی از [[افعال الهی]] به [[انبیا]] نسبت داده شد؛ مانند شکافته شدن دریا به دست [[موسی]]{{ع}} گلستان شدن [[آتش]] برای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} مسخر شدن باد و غیره برای [[حضرت سلیمان]]{{ع}} شفای [[نابینا]] و احیای [[مردگان]] به دست [[حضرت عیسی]]{{ع}} و مواردی دیگر که به عنوان نمونههایی از [[تصرف]] در عالم، خبر از [[خلافت الهی]] آنان میدهد. | |||
*بعد از رتبه [[چهارده معصوم]] و [[انبیا]] و [[مرسلین]]{{عم}}، برخی از انسانهای [[وارسته]] و [[متدین]] و دارای [[علم]] و [[عمل صالح]] نیز به اندازه [[علم]] و دریافت [[اسمای الهی]]، در مرتبه مادون [[انبیا]] و با واسطه آنان، مصداق [[خلیفةالله]] هستند؛ چنانکه به عنوان نمونه در [[قرآن]]، [[خداوند]]، [[جهاد]] [[رزمندگان]] را به خود نسبت میدهد؛ مانند {{متن قرآن|فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ}}<ref>«پس شما آنان را نکشتید که خداوند آنان را کشت» سوره انفال، آیه ۱۷.</ref> و {{متن قرآن|قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ}}<ref>«با آنان پیکار کنید تا خداوند آنها را به دست شما عذاب کند» سوره توبه، آیه ۱۴.</ref> که در این [[آیات]]، امور فراوانی که به دست [[مجاهدان]] [[پرهیزکار]] ظاهر شده به [[خداوند]] استناد داده شده است. در [[روایات]]، بعضی از [[صحابه]] مانند [[سلمان]] و [[اباذر]] و فضه و... {{متن حدیث|مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۷۰.</ref> [[لقب]] گرفتند که بیانگر [[خلافت]] بدون واسطه آنها از [[اهل بیت]]{{عم}} در حد وسعت وجودی هر یک از آنها و [[خلافت]] با واسطه [[الهی]] آنان است. | |||
*همچنین از بعضی از عرفای کامل و [[اهل]] کرامتی که نام و شرح حال آنان در کتابهای [[تذکره]] نویسان آمده است، میتوان به عنوان مصادیق [[خلیفةالله]] یاد کرد<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۶۴-۶۷.</ref> | |||
==درجات و مراتب [[خلیفةاللهی]]== | |||
*براساس [[آیه]] {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً}}<ref>«میخواهم جانشینی در زمین بگمارم» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref> [[خداوند]] برای خودش [[خلیفه]] قرار داده است. این [[خلافت]] در وهله نخست برای [[حضرت آدم]]{{ع}} به عنوان [[نخستین انسان]] و [[بشر]] مطرح است و سپس برای فرزندانش. | |||
*البته از [[آیات]] و [[روایات]] به دست میآید که برای نوع [[بشر]] به سبب [[کرامت]] تفضیلی [[خداوند]]، یک نوع [[خلافت]] عمومی ثابت است؛ اما [[خلافت]] خاص و [[خلافت]] مطلق تنها برای کسانی است که در [[مراتب ایمان]] و [[تقوا]] و [[یقین]] به مراتب [[برگزیده]] باشد. به نظر میرسد که [[خلافت]] همانند اموری دیگر چون [[ایمان]] و [[تقوا]] و [[یقین]] دارای مراتب و درجات متعدد و متنوع است. از این درجات متعدد و متنوع به مراتب تشکیکی یاد میشود؛ زیرا چنان میان مرتبهای با مرتبهای دیگر تمایز و تفاوت و فرق است که [[انسان]] [[گمان]] میکند که دو چیز متضاد هستند و همانطوری که میان شیر خوراکی و شیر جنگلی تنها در لفظ اشتراک است، در این عنوان [[خلافت]] نیز چنین اشتراک لفظی است. | |||
*از آن جایی که این تفاوت و تمایزها میان درجات و مراتب [[خلافت]]، [[آدمی]] را به [[شک]] میاندازد به این نوع مراتب و درجات متعدد و متنوع، مراتب ودرجات تشکیکی میگویند که [[شک]] انداز است. در حالی که همه اینها یک [[حقیقت]] بیشتر نیستند و میان آنها اشتراک [[معنوی]] وجود دارد و تفاوت آنها همانند تفاوت [[نور]] کرمک شتاب با [[نور]] [[خورشید]] است که یک [[حقیقت]] است، ولی به نظر میرسد که [[نور]] آنها تفاوت ماهوی داشته باشد که البته ندارد. | |||
*[[آیت الله]] [[جوادی آملی]] هم مراتب [[خلافت]] را اینگونه بیان میکنند که [[خلافت الهی]]، مقولهای تشکیکی است و از نظر چگونگی پیوند [[صفات الهی]] با [[روح]] متصف به آن درجات متفاوتی وجود دارد. [[خلافت الهی]]، [[آراستگی]] به [[صفات الهی]] و مظهریت آنها است. در این صورت، دارانده اوصاف کمالی [[خداوند]]، بهطور کلی دارای [[خلافت]] اوست. برای [[خلافت الهی]]، چهار [[درجه]] قابل [[تصور]] است: | |||
#'''[[خلافت]] در حد حال:''' اگر ثبوت صفات کمالی برای کسی در حد "حال" بود که قابل زوال است و قبول زوال آن نیز سریع خواهد بود چنین شخصی [[خلافت]] او از [[خدای سبحان]] در حد "حال" است، نه زاید بر آن. | |||
#'''[[خلافت]] در حد [[ملکه]]:''' اگر ثبوت صفات کمالی برای کسی در حد [[ملکه]] باشد که زوالپذیر است، ولی زوال آن به کندی است، خلافتش نیز در حد [[ملکه]] است. | |||
#'''[[خلافت]] در حد تقویم ماهو:''' اگر به درجهای باریافت که اوصاف کمالی برای وی در حد "تقویم ماهوی" بود، یعنی مقوم ماهیت او شد و یکی از اجزای ماهوی او را تشکیل داد مادامی که آن ماهیت موجود است زوالپذیر نخواهد بود. چنین شخصی [[خلافت]] او از [[خدای سبحان]] در حد "تقویم ماهوی" اوست، نه زاید بر آن. | |||
#'''[[خلافت]] در حد تقویم وجود:''' چنانچه به قله هرم [[تکامل]] نایل آمد به طوری که ثبوت صفات کمالی به صورت عینیت بود، یعنی [[خلافت الهی]] عین [[هویت]] وجودیاش شد، خلافتش در حد تقویم وجودی است. البته میان وی و [[خداوند متعال]] تفاوت مفهومی وجود دارد و بجز این تغایر مفهومی، تغایر دیگری با [[ذات اقدس الهی]] ندارد؛ یعنی در بالاترین مرتبه کمال قرار دارد. چنین [[انسان]] کاملی، در [[نفی]] صفات زائد بر ذات، [[خلیفه خدا]] و آیت اوست و همانند [[خداوند متعال]]، اوصاف کمالی، عین ذات اوست<ref>عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۳، ص۹۴ -۹۵.</ref>. | |||
*[[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} با اشاره [[زیبا]] به این مفهوم از [[انسان کامل]] در [[جهان هستی]]، میفرماید: {{متن حدیث|كَمَالُ الْإِخْلَاصِ لَهُ نَفْيُ الصِّفَاتِ عَنْهُ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱، بند ۴.</ref>؛ [[نفی]] صفات، کمال [[اخلاص]] [[معرفت]] [[توحیدی]] خداست<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۶۷-۶۹.</ref> | |||
==[[سنت خلافت الهی]]== | ==[[سنت خلافت الهی]]== | ||