تواضع: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'مانع' به 'مانع') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[تواضع در قرآن]] | [[تواضع در حدیث]] | [[تواضع در نهج البلاغه]] | [[تواضع در اخلاق اسلامی]] | [[تواضع در سیره پیامبر خاتم]] | [[تواضع در معارف دعا و زیارات]] | [[تواضع در معارف و سیره سجادی]] | [[تواضع در معارف و سیره رضوی]]</div> | : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[تواضع در قرآن]] | [[تواضع در حدیث]] | [[تواضع در نهج البلاغه]] | [[تواضع در اخلاق اسلامی]] | [[تواضع در سیره پیامبر خاتم]] | [[تواضع در معارف دعا و زیارات]] | [[تواضع در معارف و سیره سجادی]] | [[تواضع در معارف و سیره رضوی]]| [[تواضع در فقه سیاسی]]</div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[تواضع (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[تواضع (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | ||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
تواضع، واژهای [[عربی]] از ماده "وضع یضع"، در لسان اهل لغت در معنای "تذلل و [[فروتنی]]" به کار رفته است<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۸، ص ۳۹۷.</ref>. این صفت [[پسندیده]] و [[خوی]] ستوده شده، از ویژگیهای [[انسان]] [[صاحب]] [[[اخلاق نیک]] است و هرچه شخص در درگاه [[خداوند]] ذلیلتر باشد، تواضعش در برابر [[رسول]] خلق نیز بیشتر خواهد بود<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۱۶.</ref>. | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} که در [[بندگی]]، سرآمد روزگار بود، در [[فروتنی]] نیز [[برترین]] به شمار میآمد و با آنکه والاترین [[مقام]] و مرتبه را نزد [[خدای متعال]] و [[مردم]] داشت؛ اما هرگز جز تواضع از او دیده نشد. خود، میفرمود: "[[فروتنی]] جز بر بلندمرتبگی و رفعت [[مقام]] [[آدمی]] نمیافزاید؛ پس [[فروتن]] باشید تا [[خداوند]] به شما بلندمرتبگی بخشد"<ref>کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۱۲۱؛ شیخ مفید، الامالی، ص ۲۳۹ و جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۱، ص ۵۲۳.</ref>. همچنین از ایشان [[نقل]] شده است که میفرمود: {{متن حدیث| لَا حَسَبَ إِلَّا بِتَوَاضُعٍ}}<ref>شیخ صدوق، الخصال، ص ۱۸؛ حسن بن ابی الحسن دیلمی، اعلام الدین، ص ۱۶۹؛ شیخ طوسی، الامالی، ص ۵۹۰ و محمد بن محمد کوفی، الجعفریات، ص ۱۵۰.</ref>؛ [[شرافت]] [[خانوادگی]] جز به تواضع و [[فروتنی]] نیست<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۱۶.</ref>. | |||
==تواضع در [[سیره پیامبر اکرم]]{{صل}} == | ==تواضع در [[سیره پیامبر اکرم]]{{صل}} == | ||
[[سیره رسول اکرم]]{{صل}} جامع تمام نشانههای [[فروتنی]] بود و فروتنیاش در تمام رفتارهای آن [[حضرت]] و [[شئون]] مختلف زندگیاش جلوهای خاص داشت. ایشان گرچه [[پیامبر]]{{صل}} بود و مقامی [[عالی]] داشت؛ اما در [[سلام]] کردن از همه، حتی از [[کودکان]]، [[سبقت]] میگرفت<ref>البخاری، صحیح، ج ۷، ص ۱۳۱؛ ابن ابی شیبه کوفی، المصنّف، ج ۶، ص ۱۴۴ و علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ص ۲۶۰.</ref> و با [[خضوع]] تمام با ثروتمند و [[فقیر]]، صغیر و [[کبیر]] دست میداد و دست خود را نمیکشید تا طرف مقابل، دست خود را بکشد<ref>حسن دیلمی، ارشادالقلوب، ج۱، ص ۱۱۵، شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۵۴ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ج ۴۰.</ref> و روی از او برنمی گرداند تا اینکه طرف مقابل از او روی برمیگرداند و میرفت. ایشان به [[سنت]] [[انبیای گذشته]]، به سبب تواضع با عصا راه میرفت و بر آن تکیه میکرد<ref>حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص ۲۴۴ - ۲۴۵ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۳۲.</ref>. گاه پیرزنی او را متوقف میکرد و مدتی طولانی با او درباره حاجتش صحبت میکرد<ref>قاضی ابرقوه، سیرت رسول اللّه{{صل}}، ج ۲، ص ۱۰۳۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج ۳، ص ۱۱۴؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۲، ص ۵۸۰ و ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۵، ص ۳۳۹.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۱۷.</ref>. | |||
در حد امکان، اسب و استر و الاغ سوار میشد و بسیاری از اوقات بر الاغ سوار میشد<ref>دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۳۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۵؛ ابنسعد، الطبقات الکبری، ص ۲۷۹ و ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۸۲.</ref>؛ و دیگری را نیز بر ترک خود سوار میکرد<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۸۰ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۸۲.</ref>. از حشمتهای ظاهری نفرت داشت؛ از این رو، اگر سواره بود، اجازه نمیداد که کسی پیاده همراه او حرکت کند<ref>ابوسعید خرگوشی نیشابوری، شرف المصطفی، ج ۴، ص ۳۷۲ و مکارم الاخلاق، ص ۲۲.</ref>. سوار شدن بر الاغ برهنه و بیجهاز را [[دوست]] میداشت<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۹.</ref>. از بیماران حتی در دورترین نقاط [[شهر]] [[عبادت]] میفرمود<ref>ابن حزم، جوامع السیرة النبویه، ص ۳۴؛ الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۴۸ و ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۱، ص ۱۴۶.</ref> و در تشییع جنازهها حاضر میشد<ref>مکارم الاخلاق، ص ۱۵؛ الطبقات الکبری، ص ۲۷۹ و تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۲، ص ۲۱۵.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۱۷.</ref>. | |||
ظاهرش با سایر [[مردم]]، فرقی و مجلسش بالا و پایین نداشت و هیچ تفاوتی میان او و اصحابش دیده نمیشد و همگی حلقهوار مینشستند<ref>مکارم الاخلاق، ص ۲۲ و محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۳۶.</ref>؛ از این رو، [[اعراب]] غریبی که به حضور مبارکش میرسیدند، ایشان را در میان جمع نمیشناختند؛ لذا میپرسیدند: "کدام یک [[پیامبر خدا]]{{صل}} هستید؟"<ref>مکارم الاخلاق، ص ۱۶؛ النسائی، السنن الکبری، ج ۳، ص ۴۴۳؛ ابن الاشعث السجستانی، سنن ابی داوود، ج ۲، ص ۴۱۲ و ابن حجر، فتح الباری، ج ۱، ص ۱۰۷.</ref> از [[ابوذر غفاری]] [[روایت]] شده است که [[پیامبر خدا]]{{صل}} برای تواضع، بدون کوچکترین امتیازی میان [[اصحاب]] مینشست؛ به گونهای که اگر بیگانهای وارد میشد، نمیدانست که کدامیک از آنها پیامبرند تا اینکه میپرسید؛ در نتیجه، از حضرتش خواستیم که جایگاهی برایش درست شود تا وقتی غریبی به جلسه وارد میشود، او را بشناسد. پس از کسب اجازه، سکویی از گل و سنگ درست کردیم که آن جناب، روی آن مینشست و ما هم در دو طرف او مینشستیم"<ref>مکارم الاخلاق، ص ۱۶؛ النسائی، السنن الکبری، ج ۳، ص ۴۴۳؛ ابن الاشعث السجستانی، سنن ابی داوود، ج ۲، ص ۴۱۲ و ابن حجر، فتح الباری، ج ۱، ص ۱۰۷.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۱۷-۳۱۸.</ref>. | |||
ایشان از همه متواضعتر بود و آن را بر تمام ثروتهای [[دنیا]] ترجیح میداد. [[روایت]] شده است: روزی فرشتهای [[خدمت]] [[رسول خدا]]{{صل}} آمد و گفت: "همانا [[خداوند]] تو را مخیر کرده است، میان اینکه [[بنده]] [[متواضع]] او باشی، یا اینکه [[پادشاه]] و رسولش باشی"؛ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "[[جبرئیل]] به من نگریست و با دستش اشاره کرد که تواضع کن." پس [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "من [[بندگی]] و تواضع را همراه [[رسالت]] [[انتخاب]] کردم." آن [[فرشته]] نیز در حالی که در دستش کلید گنجهای [[زمین]] بود، گفت: "اگر قبول هم میکردی، از مقامی که نزد [[خدا]] داشتی کم نمیشد"<ref>الکافی، ج ۲، ص ۱۲۲ و وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۷۳ و با اندکی اختلاف در: دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۳۳.</ref>. میفرمود: "تواضع زیباست و از آن زیباتر، تواضع [[ملوک]] و اغنیا است"<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵.</ref>. و خطاب به [[اصحاب]] و نزدیکانش میفرمود: "محبوبترین شما پیش من و نزدیکترین شما در [[قیامت]] به من، کسی است که اخلاقش نیکوتر و تواضعش بیشتر باشد و دورترین فرد شما در [[روز قیامت]] از من، متکبراناند"<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۳۷۸.</ref>. همچنین میفرمود: "[[فروتن]] باشید تا هیچ کس به دیگری زورگویی و [[تجاوز]] نکند"<ref>سنن ابی داوود، ج ۲، ص ۴۵۵.</ref>. روزی به گروهی از [[اصحاب]] خود فرمود: "چه شده است که شیرینی [[عبادت]] را در شما نمیبینم؟" گفتند: "شیرینی [[عبادت]] چیست؟" فرمودند: "تواضع"<ref>ورام بن ابیفراس، مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۰۱.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۱۸-۳۱۹.</ref>. | |||
==رعایت تواضع در خوردن، خوابیدن و نشستن == | ==رعایت تواضع در خوردن، خوابیدن و نشستن == | ||
[[رسول خدا]]{{صل}} بر [[خاک]] مینشست و [[غذا]] میخورد و میفرمود: "من، بندهام و همچون [[بندگان]] [[غذا]] میخورم و همچون آنان مینشینم"<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۸۰؛ نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۱۸؛ الهیثمی، مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۱۹ و عبد الرزاق الصنعانی، المصنّف، ج ۱۰، ص ۴۱۵.</ref>. و میفرمود: "پنج چیز است که تا دم [[مرگ]] از آنها دست برنمی دارم تا آنکه پس از من [[سنّت]] شود: روی [[زمین]] با بردگان [[غذا]] خوردن، بر الاغ بیپالان سوار شدن، شیر بز را با دست خود دوشیدن، [[لباس]] پشمینه پوشیدن و به [[کودکان]] [[سلام]] کردن"<ref>الخصال، ج ۱، ص ۲۷۱؛ شیخ صدوق، علل الشرائع، ج ۱، ص ۱۳۰ و مکارم الاخلاق، ص ۱۱۵.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۱۹.</ref>. | |||
غذایش ساده و لباسش [[خشن]] بود<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۸۰؛ المتقی الهندی، کنزالعمال، ج ۲، ص ۵۲۳ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۳۴.</ref> و در [[خوراک]] و پوشاک بر غلامان و کنیزانش [[برتری]] نمیجست<ref>المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶ - ۱۴۷؛ امتاع الاسماع، ج ۲، ص ۱۸۸ و جوامع السیره، ص ۳۵.</ref>. از آن هنگام که به [[رسالت]] [[برگزیده]] شد، تا زمان رحلتش، به [[علت]] تواضع در برابر [[خدا]] هنگام [[غذا]] خوردن، هرگز به چیزی تکیه نداد<ref>احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۲، ص ۱۶۵؛ محمد بن یزید القزوینی، سنن ابنماجه، ج ۱، ص ۸۹ و فتح الباری، ج ۹، ص ۴۷۲.</ref>. از [[عایشه]]، [[همسر]] [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است که به [[رسول خدا]]{{صل}} گفتم: "جانم فدایت! تکیه دهید که برای شما آساتتر است"؛ فرمود: "من، بندهام و چون [[بندگان]] میخورم و مانند آنان مینشینم"<ref>امتاع الاسماع ، ج ۲، ص ۲۲۱؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۳۷ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۷۴ - ۷۵.</ref>. وقتی برای [[غذا]] خوردن مینشست، زانوها و قدمهای خود را جمع میکرد؛ آن گونه که [[نمازگزار]] مینشیند. آن [[حضرت]] دو زانو مینشستند، با این فرق که یکی از زانوها و قدمها را روی زانوی دیگر مینهاد<ref>مکارم الاخلاق، ص ۲۷ و بحار الانوار، ج ۶۳، ص ۴۱۰.</ref> و میفرمود: "همانا من بندهام و مانند [[بندگان]] [[غذا]] میخورم و مانند آنان مینشینم"<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۸۰؛ مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۱۹ و المصنّف (صنعانی)، ج ۱۰، ص ۴۱۵.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۱۹-۳۲۰.</ref>. | |||
هر نوع لباسی که در دسترسش بود، میپوشید و چه بسا فقط روپوشی به تن میکرد و دو طرف آن را میان دو شانهاش گره میزد و با همان [[لباس]] بر جنازهها [[نماز]] میخواند. گاه همان روپوش را به خود میپیچید و آن را از [[چپ و راست]] بر دوش میافکند و با آن در خانه [[نماز]] میخواند<ref>ملا محسن فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج ۴، ص ۱۴۰ و الغزالی، احیاء علوم الدین، ج ۲، ص ۳۳۱.</ref>. عبای کهنه و وصلهداری داشت که گاه آن را به تن میکرد و میفرمود: "من، بندهام و [[لباس]] [[بندگان]] را میپوشم"<ref>احمد بن محمد قسطلانی، المواهب اللدینه بالمنح المحمدیه، ج ۲، ص ۱۹۲؛ یوسف بن اسماعیل النبهانی، وسائل الوصول الی شمائل الرسول{{صل}}، ص ۱۱۳ و عبداللّه بن سعید عبادی لحجی، منتهی السؤل، ج ۱، ص ۴۶۸</ref>. زیراندازش، عبایش<ref>شیخ صدوق، الامالی، ص ۴۶۶؛ مکارم الاخلاق، ص ۳۸ و الجعفریات، ص ۱۸۴.</ref> و پتویش گاه تکه لباسش بود<ref>المحجة البیضاء، ص۱۴۱ و احیاء علوم الدین، ص۳۳۲.</ref>. بر روی حصیری میخوابید که بر آن پوشش دیگری نبود<ref>دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۳۷</ref>. هرگاه به [[مجلسی]] داخل میشد، در نزدیکترین جا به محل ورود خود مینشست<ref>محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۸، ص ۴۰۵، شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۳۱۸؛ تاریخ مدینه دمشق، ج ۳، ص ۳۵۰؛ مجمع الزوائد، ج۸، ص۲۷۵؛الطبرانی، المعجم الکبیر، ج ۲۲، ص ۱۵۸ و کنزالعمال، ج ۷، ص ۱۶۶.</ref> و میفرمود: "از نشانههای [[فروتنی]] برای [[خدا]] [[رضایت]] دادن به نشستن در پایین مجلس به جای بالای آن است"<ref>المعجم الکبیر، ج۱، ص۱۱۴؛ الجامع الصغیر، ج ۱، ص ۳۷۶ و مجمع الزوائد، ج ۸، ص ۶۰.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۰.</ref>. | |||
نزد [[اصحاب]]، کسی محبوبتر از [[پیامبر خدا]]{{صل}} نبود، با وجود این، آنها هرگاه میدیدند که [[رسول خدا]]{{صل}} به سوی آنها میآید، در برابرش برنمیخاستند؛ زیرا میدانستند که این کار را خوش نمیدارد<ref>الترمذی، سنن، ج۴، ص ۱۸۳ - ۱۸۴؛ فتح الباری، ج ۱۱، ص ۴۵؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۶؛ مسند احمد، ج ۳، ص ۱۳۲ و البخاری، الادب المفرد، ص ۲۰۲.</ref>. آن [[حضرت]]، دستبوسی و پایبوسی را نمیپسندید، با اینکه برخی [[اصحاب]] به سبب ارادت و [[محبت]] این کار را میکردند اما [[رسول اکرم]]{{صل}} به شدت از آن [[نهی]] میکرد و میفرمود: "آن کارهایی که [[عجم]] درباره شاهان خود انجام میدهند، انجام ندهید. من، بندهای از [[بندگان]] خدایم؛ از آنچه آنها میخورند من نیز میخورم و آنجا که [[مردم]] مینشینند من نیز مینشینم"<ref>سید شرف الدین حسینی استر آبادی، تأویل الآیات، ص ۴۷۲ - ۴۷۳ و بحارالانوار، ج ۲۷، ص ۱۳۹.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۰-۳۲۱.</ref>. | |||
==رعایت تواضع در خانه == | ==رعایت تواضع در خانه == | ||
[[پیامبر]]{{صل}} در خانه کمال تواضع را داشت. ایشان در خانه خود، جامههای خود را میدوخت<ref>مسند احمد، ج ۶، ص ۲۵۶؛ دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۲۸ و الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۳۸۸.</ref> و گوشت، قطعه قطعه میکرد و با [[فروتنی]] کنار سفره مینشست و با اینکه آن [[حضرت]]، غلامان و کنیزانی داشت؛ ولی در [[خوراک]] و پوشاک بر آنان [[برتری]] نداشت<ref>محمد حسین طباطبایی، سنن النبی، ص ۳۸.</ref>. [[رسول اکرم]]{{صل}} خود، وسیله [[تطهیر]] خود را در شب، آماده میساخت؛ گوسفندش را میدوشید و [[لباس]] و کفشش را وصله میزد و خانه را جارو میکرد و به شتر آبکش خود علف میداد. آن بزرگوار با خادمان و کنیزانش [[غذا]] میخورد و با خدمتکار خانه در آرد کردن گندم و جو، شرکت و آرد آن را خمیر میکرد<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵؛ المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶ و وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۵۴.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۱.</ref>. | |||
همچنین ایشان از خادمان خود در منزلش پرستاری میکرد. با دست خود به بزها علف میداد و شترش را عقال میبست؛ گوسفندش را میدوشید و نعلین خود را پینه میزد و [[لباس]] رفو میکرد؛ از بازار خرما و آذوقه میخرید و آن را به یک طرف دوش خود میانداخت و به خانه میبرد و [[حیا]] مانع نبود که شخصاً نیازمندیهای خود را از بازار تهیه کند و آن را با دست خویش به خانه ببرد<ref>برگرفته از کتابهای: ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، ج ۱۱، ص ۱۹۶؛ حسن بن ابی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ۵، ص ۵۴ و....</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۱.</ref>. | |||
==رعایت تواضع نسبت به [[فقرا]] و تهیدستان== | ==رعایت تواضع نسبت به [[فقرا]] و تهیدستان== | ||
[[رسول خدا]]{{صل}} همنشین [[فقرا]] بود<ref>جوامع السیره، ص ۳۴: الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۶۳ و المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶.</ref>، با [[مسکینان]] [[غذا]] میخورد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۹؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۱۲ و امالی طوسی، ص ۳۹۳.</ref> و با دست خود به آنان [[غذا]] میداد<ref>المناقب،ج۱، ص۱۴۶.</ref> و به اصحابش میفرمود: "محبوبترین شما پیش من و نزدیکترین شما در [[قیامت]] به من، کسی است که اخلاقش نیکوتر و تواضعش بیشتر باشد و دورترین فرد شما در [[روز قیامت]] از من [[متکبران]] هستند"<ref>وسائل الشیعة ج ۱۵، ص ۳۷۸ و حمیری قمی، قرب الاسناد، ص ۲۲.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[دعوت]] [[بندگان]] را میپذیرفت و هیچ دعوتی را کوچک نمیشمرد<ref>ارشادالقلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۹.</ref> و هرگز کسی را به سبب [[دعوت]] از ایشان [[تحقیر]] نمیکرد<ref>وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۵۴.</ref>؛ بسا [[دعوت]] کنندهای که غذای سفرهاش در نانی جوین و دنبهای بودار خلاصه شده بود<ref>قاضی عیاض اندلسی، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۲۶۵؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۲، ص۴۰۲؛ تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۱۲۱ و الشمائل المحمدیه، ص۱۹۰.</ref>؛ اما با این حال، آن [[حضرت]] با آغوش باز، آن [[دعوت]] را میپذیرفت میفرمود: اگر استخوان شانه و سردستی را به من هدیه دهند، آن را میپذیرم و اگر مرا به خوردن پاچه گوسفندی [[دعوت]] کنند، خواهم پذیرفت"<ref>مسند احمد، ج۲، ص۴۲۴؛ بیهقی، السنن الکبری، ج۶، ص۱۶۹؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۷۹-۲۸۰؛ محییالدین نوی، المجموع، ج ۱۵، ص ۳۶۷ و صحیح البخاری، ج ۶، ص ۱۴۴.</ref>. ایشان پیوسته نزد [[مسکینان]] میرفت و از حالشان جویا میشد<ref>امام مالک، کتاب الموطأ، ج ۱، ص ۲۲۷؛ النسائی، سنن النسائی، ج ۴، ص ۴۰ و کنز العمال، ج ۱۵ ص، ۵۲ ص ۷۲۰.</ref>. بسا اتفاق افتاده بود که بندهای یا [[بنده]] زادهای و یا کنیزی میآمد و ایشان از او جدا نمیشد تا اینکه او را از [[مدینه]] بیرون میبرد و حاجتش را روا میکرد<ref>مسند احمد، ج۳، ص۱۷۴؛ ابویعلی، ج۷، ص۶۱ و ابونعیم الاصفهانی، مسند ابیحنیفه، ص۵۲.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۲.</ref>. | |||
[[نقل]] شده است، روزی زنی نزد [[حضرت]] آمد و گفت: "یا [[رسول]] اللّه حاجتی دارم"؛ فرمود: "ای امفلان! بر هر کوچه و راهی که میخواهی بنشین؛ مرا در آنجا خواهی دید و حاجتت را برآورده میکنم"؛ پس بلند شد و با او رفت تا اینکه حاجتش را برآورده ساخت<ref>مسلم نیشابوری، صحیح، ج۷، ص۷۹-۸۰؛ فتح الباری، ج۹، ص۲۹۱؛ ابن حبان، صحیح، ج۱۰، ص۳۶۸ و دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۳۲.</ref>. گاه پس از [[نماز]]، خآدمی از خادمان [[مدینه]] با ظرفی از [[آب]] میآمد و به آن [[حضرت]] [[آب]] میداد و بسا اتفاق میافتاد که کاسهای نداشت و با [[کف دست]] به آن [[حضرت]] [[آب]] میداد<ref>دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۳۱؛ صحیح مسلم، ج ۷، ص ۷۹؛ مسند احمد، ج ۳، ص ۱۳۷ و الجامع الصغیر، ج ۲، ۳۴۰.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۲-۳۲۳.</ref>. | |||
==تواضع نابجا== | ==تواضع نابجا== | ||
اگرچه تواضع در جای خود از [[آداب]] [[پسندیده]] و از [[صفات]] [[بندگان]] خاص [[خدا]] است<ref>سوره فرقان، آیه ۶۳.</ref>؛ اما تواضع بیجا نیز مفسدههایی دارد. تواضع نابجا، [[حقارت]] فرد را به دنبال دارد و این کار در [[اسلام]]، [[حرام]] است. [[رسول خدا]]{{صل}} میان [[فروتنی]] و [[حقارت]]، مرز قائل شده و [[انسانها]] را از فروتنیهای بیمورد [[نهی]] فرموده است. در [[حدیثی]] از ایشان [[روایت]] شده است: "هرگاه متواضعان [[امت]] مرا دیدید، در مقابلشان تواضع کنید و زمانی که با [[متکبران]] روبرو شدید، بر آنها [[تکبر]] کنید که این [[رفتار]] باعث [[خواری]] [[متکبران]] است" <ref>{{متن حدیث|إِذَا رَأَيْتُمُ الْمُتَوَاضِعِينَ مِنْ أُمَّتِي فَتَوَاضَعُوا لَهُمْ وَ إِذَا رَأَيْتُمُ الْمُتَكَبِّرِينَ فَتَكَبَّرُوا عَلَيْهِمْ فَإِنَّ ذَلِكَ لَهُمْ مَذَلَّةٌ وَ صَغَارٌ}}؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۰۱ و القتنی، تذکرة الموضوعات، ص ۱۹۱.</ref>؛ سیرهنویسان درباره [[سیره رسول خدا]]{{صل}} چنین بیان داشتهاند: "او متواضعی بود که خود را به [[حقارت]] نمیافکند"<ref>ارشاد القلوب، ص ۱۱۵ و وسائل الشیعة، ج ۵، ص ۵۴.</ref>.[[نبی خاتم]]{{صل}} میفرمود: "خوشا به حال کسی که برای [[خدای متعال]] [[فروتنی]] کند، بیآنکه کار او [[کاستی]] و نقصی در پی داشته باشد و خود را ذلیل سازد و در در حال [[خواری]] و مسکنت باشد"<ref>امالی طوسی، ص ۵۳۹، المعجم الکبیر، ج ۵، ص ۷۱؛ بیهقی، سنن الکبری، ج ۴، ص ۱۸۲ و اعلام الدین، ص۲۰۳.</ref>. تواضع در برابر [[کفار]] و نیز تواضع به سبب ثروت<ref>حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص ۲۱۷؛ [[شرح نهج البلاغه]]، ج ۱۱، ص ۲۳۲ و کنز العمال، ج ۳، ص ۲۳۰.</ref> هم از دیگر موارد فروتنیهای نامعقول و نابجا است که آن [[حضرت]] از آن [[نهی]] فرموده است<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۳.</ref>. | |||