|
|
| خط ۱۰: |
خط ۱۰: |
|
| |
|
| ==معنا و مفهوم آزادی== | | ==معنا و مفهوم آزادی== |
| *معانی مختلفی برای کلمه "آزادی" [[نقل]] شده است و میتوان معنای لغوی آزادی را خلاف [[بندگی]]، رقیت، عبودیت، [[اسارت]] و [[اجبار]] دانست<ref>علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ج ۲، ص ۸۶.</ref>. آزادی در اصطلاح نیزبه معنای امکان عملی کردن خواسته ها به صورت فردی یا [[اجتماعی]] و یا [[حق]] [[اقدام]] وانتخاب بدون دخالت دیگران است<ref>حسن انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ج ۱، ص ۸۹.</ref><ref>[[هادی اکبری|اکبری، هادی]] و [[فاطمه پهلوانپور|پهلوانپور، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۸۲.</ref>.
| | معانی مختلفی برای کلمۀ "آزادی" [[نقل]] شده است، منتها میتوان معنای لغوی آنرا خلاف [[بندگی]]، عبودیت، [[اسارت]] و [[اجبار]] دانست<ref>علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ج ۲، ص ۸۶.</ref>. در اصطلاح نیز به معنای امکان عملی کردن خواسته ها به صورت فردی یا [[اجتماعی]] و یا [[حق]] [[اقدام]] و انتخاب بدون دخالت دیگران است<ref>حسن انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ج ۱، ص ۸۹.</ref><ref>[[هادی اکبری|اکبری، هادی]] و [[فاطمه پهلوانپور|پهلوانپور، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۸۲.</ref>. آزادی یعنی مانعی برای بروز استعدادهای هیچ [[انسانی]] وجود نداشته باشد <ref>[[مرتضی مطهری]]، جهاد، ص۵۳.</ref>. انسانهای آزاد، با موانعی که جلوی رشد و تکاملشان قرار میگیرد، [[مبارزه]] میکنند<ref>[[مرتضی مطهری، گفتارهای معنوی، ص۱۲ و ۱۳.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۴۳.</ref> |
| *یکی از ارکان اصلی [[دولت]] [[نبوی]]، آزادی است که در همه زمینهها در [[عصر رسالت]] وجود داشته است؛ زیرا خود [[پیامبر]]{{صل}} پس از دوره [[جهل]] و [[تاریکی]]، [[پیام]] آور آزادی برای تمام [[انسانها]] بود و با تمام [[توان]] کوشید [[روابط اجتماعی]] را عادلانه تنظیم کند تا در [[جامعه]] [[نبوی]] کسی به بهانه آزادی؛ [[حقوق]]، آزادی و [[کرامت]] دیگران را پایمال نکند<ref>حسین ابراهیمی، سیره نبی اعظم لیوان، ص ۴۴۰.</ref><ref>[[هادی اکبری|اکبری، هادی]] و [[فاطمه پهلوانپور|پهلوانپور، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۸۲.</ref>.
| | |
| | |
| | ==آزادی در [[دولت]] [[نبوی]]== |
| | یکی از ارکان اصلی [[دولت]] [[نبوی]]، آزادی است که در همه زمینهها در [[عصر رسالت]] وجود داشته است؛ زیرا خود [[پیامبر]]{{صل}} پس از دوره [[جهل]] و [[تاریکی]]، [[پیام]] آور آزادی برای تمام [[انسانها]] بود و با تمام [[توان]] کوشید [[روابط اجتماعی]] را عادلانه تنظیم کند تا در [[جامعه]] [[نبوی]] کسی به بهانه آزادی؛ [[حقوق]]، آزادی و [[کرامت]] دیگران را پایمال نکند<ref>حسین ابراهیمی، سیره نبی اعظم لیوان، ص ۴۴۰.</ref><ref>[[هادی اکبری|اکبری، هادی]] و [[فاطمه پهلوانپور|پهلوانپور، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۸۲.</ref>. |
|
| |
|
| ==مصادیق آزادی در سیره [[نبوی|پیامبر خاتم]]{{صل}}== | | ==مصادیق آزادی در سیره [[نبوی|پیامبر خاتم]]{{صل}}== |
| خط ۲۹: |
خط ۳۲: |
| ==[[آزادی اقلیتهای مذهبی]]== | | ==[[آزادی اقلیتهای مذهبی]]== |
| ==[[دعوت به آزادی هدفمند]]== | | ==[[دعوت به آزادی هدفمند]]== |
|
| |
| ==آزادی در فرهنگ مطهر==
| |
| فرق است بین [[آزاد]] و آزادیخواه. یکی آزاد است یعنی خودش شخصاً [[مرد]] آزادی است، و یکی آزادیخواه است. یعنی طرفدار آزادی [[اجتماع]] است و آزادی [[هدف]] و ایده [[اجتماعی]] اوست<ref>بیست گفتار، ص۱۲.</ref>.
| |
|
| |
| آزادی یعنی اینکه مانع برای بروز استعدادهای کلی افراد [[بشر]] وجود نداشته باشد و این مربوط به همه [[انسانها]] است<ref>جهاد، ص۵۳.</ref>.
| |
| آزادی یعنی رفع مانع از فعالیت یک [[قوه]] فعال و پیشرو<ref>جهاد، ص۶۵.</ref>.
| |
| آزادی یعنی جلوی راهش را نگیرند، پیش رویش مانع ایجاد نکنند. ممکن است یک موجود زنده [[رشد]] او از نظر عدم موانع مساعد باشد، مانعی در کار نباشد که جلوی رشدش را بگیرد، مثلاً یک [[امنیّت]] داشته باشد، عوامل رشد هم داشته باشد، ولی در عینحال موانع جلوی رشدش را بگیرند. فرض کنید که شما میخواهید گیاهی را رشد بدهید، علاوه بر همه شرایط دیگر باید محیط برای درخت وقتی میخواهد رشد بکند باید جلویش فضای [[بازی]] باشد. اگر شما نهالی را در [[زمین]] بکارید در حالیکه بالای آن یک سقف [[بزرگی]] باشد، ولو این نهال، نهال چنار باشد امکان رشد برای آن نیست. هر موجود زندهای که میخواهد [[راه رشد]] و [[تکامل]] را طی کند، یکی از احتیاجاتش آزادی است. پس آزادی یعنی چه؟ یعنی نبودن مانع. انسانهای آزاد، انسانهایی هستند که با موانعی که در جلوی رشد و تکاملشان هست، [[مبارزه]] میکنند. انسانهایی هستند که تن به وجود مانع نمیدهند. این هم تعریف مختصری از آزادی<ref>گفتارهای معنوی، ص۱۲ و ۱۳.</ref>.
| |
| آزادی یعنی [[انسان]] آن اندازه انسان است که هیچ جبری را [[تحمل]] نکند، محکوم و [[اسیر]] هیچ قدرتی نباشد، همه چیز را خودش آزادانه [[انتخاب]] کند<ref>گفتارهای معنوی، ص۲۳۱.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۴۳.</ref>
| |
|
| |
|
| == پرسشهای وابسته == | | == پرسشهای وابسته == |