الف باب در حدیث: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
جز (جایگزینی متن - '{{یادآوری پانویس}}' به '') |
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار') |
||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
*این امـر نـشان میدهد [[تحمل]] و محقق شدن این [[تعلیم]] و [[تحدیث]] برای هر کس مقدور نـبوده اسـت و ایـن گفت و شنود را گفت و گویی عادی و فقط گفتن و شنیدن نباید به شمار آورد، بلکه انتقال علومی لدنـی و الهـی و با خصوصیات معجزگون بوده است. از نشانههای این امر، آنکه در برخی از [[روایات]]، ویـژگیهایی بـرای ایـن گفت و گو فراتر از صحبت [[نقل]] شده است؛ مانند: قـال [[علی]]{{ع}}:<ref>خصال، ج 2، ص 643، ح 21؛ بصائر الدرجات، ص 313، ح 1 و 2</ref> «حـدثنی بـالف حـدیث یفتح کل [[حدیث]] الف حـدیث حتی عرقت و عرق رسول [[الله]]، فسأل علیّ عرقه و سأل علیه عرقی؛ [[رسول خدا]]{{صل}} به من هـزار حـدیث فرمود که هر یک، هزار سـخن را بـاز و روشـن مـینماید، تـا آنکه من و رسـول خـدا عرق کردیم و عرق ایشان بر من و عرق من بر ایشان جاری شد».<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 168</ref> | *این امـر نـشان میدهد [[تحمل]] و محقق شدن این [[تعلیم]] و [[تحدیث]] برای هر کس مقدور نـبوده اسـت و ایـن گفت و شنود را گفت و گویی عادی و فقط گفتن و شنیدن نباید به شمار آورد، بلکه انتقال علومی لدنـی و الهـی و با خصوصیات معجزگون بوده است. از نشانههای این امر، آنکه در برخی از [[روایات]]، ویـژگیهایی بـرای ایـن گفت و گو فراتر از صحبت [[نقل]] شده است؛ مانند: قـال [[علی]]{{ع}}:<ref>خصال، ج 2، ص 643، ح 21؛ بصائر الدرجات، ص 313، ح 1 و 2</ref> «حـدثنی بـالف حـدیث یفتح کل [[حدیث]] الف حـدیث حتی عرقت و عرق رسول [[الله]]، فسأل علیّ عرقه و سأل علیه عرقی؛ [[رسول خدا]]{{صل}} به من هـزار حـدیث فرمود که هر یک، هزار سـخن را بـاز و روشـن مـینماید، تـا آنکه من و رسـول خـدا عرق کردیم و عرق ایشان بر من و عرق من بر ایشان جاری شد».<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 168</ref> | ||
*دیگر آنکه بعد از پایـان پذیـرفتن ایـن انتقال و [[فراگیری دانش]]، افرادی از محتوای این گـفت و شـنود سـؤال نـمودند، حـضرت امـیر(فرمودند: «حدثنی بالف باب من العلم، یفتح کل باب الی [[الف باب]]»<ref>کافی، ج 8، ص 146؛ بصائر الدرجات، ص 313، ح 1، 2 و ح 3؛ بصائر الدرجات، ص 304، ح 8؛ خصال، ج 2، ص 643، ح 21؛ خصال، ج 2، ص 647</ref> این در حالی است که گفت و گوی عادی و خارج از محدوده [[عصمت]] در باره چنین امر عظیمی با این ویـژگیها بدون [[شک]] به ساعتها بلکه سالها زمان نیاز دارد، و اخذ و دریافت تمام آنها نیز امر ساده و عادی نیست.<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 168</ref> | *دیگر آنکه بعد از پایـان پذیـرفتن ایـن انتقال و [[فراگیری دانش]]، افرادی از محتوای این گـفت و شـنود سـؤال نـمودند، حـضرت امـیر(فرمودند: «حدثنی بالف باب من العلم، یفتح کل باب الی [[الف باب]]»<ref>کافی، ج 8، ص 146؛ بصائر الدرجات، ص 313، ح 1، 2 و ح 3؛ بصائر الدرجات، ص 304، ح 8؛ خصال، ج 2، ص 643، ح 21؛ خصال، ج 2، ص 647</ref> این در حالی است که گفت و گوی عادی و خارج از محدوده [[عصمت]] در باره چنین امر عظیمی با این ویـژگیها بدون [[شک]] به ساعتها بلکه سالها زمان نیاز دارد، و اخذ و دریافت تمام آنها نیز امر ساده و عادی نیست.<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 168</ref> | ||
*همچنین در [[روایات]] بیان گردیده کسی به چنین [[علم]] گستردهای [[آگاه]] و عالم نـیست<ref>خصال، ج 2، ص 648، ح 37</ref> و حضرت امیر میفرماید: اجازه اطلاع دادن و بیان آن را به دیگران ندارد و نام آن [[علم]] را، سرّ [[رسول الله]] مینهند:<ref>بصائر الدرجات، ص 308، ح 6</ref> «فلم اکن لأطلعکما [[علی]] سر [[رسول الله]]»<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 168</ref> بر این ویژگی در دورههای بعد، [[ائمه]]{{ع}} استناد و [[استدلال]] کردهاند. واقـدی میگوید:<ref>دلائل الامامة، ص 105 و 104</ref> هشام بن [[عبدالملک بن مروان]] در مراسم [[حج]] از [[امام باقر]]{{ع}} در حالی که درصدد [[انکار]] [[فضائل]] [[ائمه]] بود، میپرسد: آیا ما و شـما هـمگی فرزندان [[عبد]] مناف نیستیم و یـک نَسَب واحد نداریم؟ [[حضرت]] با [[تأیید]] این مطلب میفرماید: اما [[خداوند بزرگ]]، مکنون سرّش و [[خالص]] علمش را تنها به ما اختصاص داده است. هشام میگوید: چگونه شما وارث آن امـری شدید که دیگران از آن مـحروم شـدند؛ در حالی که [[پیامبر]] برای تمامی [[مردم]] [[مبعوث]] شده بود و چگونه شما از این [[علم]] بهرهمند شدید؛ در حالی که محمد [[خاتم پیامبران]] بوده و شما که [[نبی]] و [[پیامبر]] نیستید؟ [[حضرت]] در [[تبیین]] این موضوع، آیـات قـرآن را [[شاهد]] بر وجود اینگونه علم دانسته و میفرماید: از آیۀ «لاَ تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ»<ref>سورۀ قیامت، آیۀ 16</ref> چنین مطلبی را میگویم. آنچه [[پیامبر]] | *همچنین در [[روایات]] بیان گردیده کسی به چنین [[علم]] گستردهای [[آگاه]] و عالم نـیست<ref>خصال، ج 2، ص 648، ح 37</ref> و حضرت امیر میفرماید: اجازه اطلاع دادن و بیان آن را به دیگران ندارد و نام آن [[علم]] را، سرّ [[رسول الله]] مینهند:<ref>بصائر الدرجات، ص 308، ح 6</ref> «فلم اکن لأطلعکما [[علی]] سر [[رسول الله]]»<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 168</ref> بر این ویژگی در دورههای بعد، [[ائمه]]{{ع}} استناد و [[استدلال]] کردهاند. واقـدی میگوید:<ref>دلائل الامامة، ص 105 و 104</ref> هشام بن [[عبدالملک بن مروان]] در مراسم [[حج]] از [[امام باقر]]{{ع}} در حالی که درصدد [[انکار]] [[فضائل]] [[ائمه]] بود، میپرسد: آیا ما و شـما هـمگی فرزندان [[عبد]] مناف نیستیم و یـک نَسَب واحد نداریم؟ [[حضرت]] با [[تأیید]] این مطلب میفرماید: اما [[خداوند بزرگ]]، مکنون سرّش و [[خالص]] علمش را تنها به ما اختصاص داده است. هشام میگوید: چگونه شما وارث آن امـری شدید که دیگران از آن مـحروم شـدند؛ در حالی که [[پیامبر]] برای تمامی [[مردم]] [[مبعوث]] شده بود و چگونه شما از این [[علم]] بهرهمند شدید؛ در حالی که محمد [[خاتم پیامبران]] بوده و شما که [[نبی]] و [[پیامبر]] نیستید؟ [[حضرت]] در [[تبیین]] این موضوع، آیـات قـرآن را [[شاهد]] بر وجود اینگونه علم دانسته و میفرماید: از آیۀ «لاَ تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ»<ref>سورۀ قیامت، آیۀ 16</ref> چنین مطلبی را میگویم. آنچه [[پیامبر]] آشکار فرموده، بـرای همه [[مردم]] است، اما آنچه که زبانش را به آن تحریک ننمود، خـداوند امـر فـرمود که آن را تنها به ما اختصاص دهد. از همین رو بود که در میان تمامی [[صحابی]]، [[علی]] با او [[نجوا]] مینـمود و خـداوند [[آیه]] «وَ تَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ»<ref>سورۀ حاقه، آیۀ 12</ref>، را نازل کرد. و [[پیامبر]] از میان همه اصحابش بـه عـلی فرمود: [[یا علی]]، از خدا خواستهام این گوش را، [[اذن]] و گوش تو قرار دهد. سپس [[امام باقر]]{{ع}} مـنشأ و ریشههای [[آگاهی امام]] [[علی]]{{ع}} را مطابق [[آیات]] [[تبیین]] نموده و میفرماید: «از همین رو بود که عـلی{{ع}} در [[کوفه]] فرمود: «علمنی رسـول [[الله]] الف بـاب من العلم ینفتح من کل باب [[الف باب]]». این همان مکنون [[علم الهی]] بود که [[پیامبر]] به آن مختص شده بود و [[پیامبر]] آن را مخصوص [[علی]] قرار داد و همین [[علم]] به ما رسیده است و ما آن را به [[ارث]] بردهایم نه [[قوم]] ما».<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 168</ref> | ||
==محتوای [[الف باب]] و موضوعات کلی آن== | ==محتوای [[الف باب]] و موضوعات کلی آن== | ||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
#از [[روایات]] [[الف باب]] روشن میشود [[تعلیم]] [[پیامبر]]{{صل}} به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} تدریجی نبوده بلکه آن [[حضرت]] به شکل دفعی و یکباره همه [[علوم]] را به [[امیرمؤمنان]]{{ع}} به [[وراثت]] [[آموزش]] داده است. ایشان در [[بیماری]] پایان عمرشان، [[علی]]{{ع}} را فراخواند و در مدت کوتاه هزار [[حدیث]] و یا [[هزار باب]] و در از [[دانش]] را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آنها خود هزار در را میگشاید:<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج 1، ص 313</ref> «يَفْتَحُ كُلُّ حَدِيثٍ أَلْفَ بَاب»<ref>ر.ک. [[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، در محضر علامه طباطبایی، مرکز اطلاع رسانی غدیر؛ نجارزادگان، فتح الله، شاکر، محمد تقی، محمدی احمدآبادی، حسن، ظاهر و باطن قرآن و مبادی آگاهی امام از آن، فصلنامه معارف قرآنی، ش 14، ص 48</ref> | #از [[روایات]] [[الف باب]] روشن میشود [[تعلیم]] [[پیامبر]]{{صل}} به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} تدریجی نبوده بلکه آن [[حضرت]] به شکل دفعی و یکباره همه [[علوم]] را به [[امیرمؤمنان]]{{ع}} به [[وراثت]] [[آموزش]] داده است. ایشان در [[بیماری]] پایان عمرشان، [[علی]]{{ع}} را فراخواند و در مدت کوتاه هزار [[حدیث]] و یا [[هزار باب]] و در از [[دانش]] را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آنها خود هزار در را میگشاید:<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج 1، ص 313</ref> «يَفْتَحُ كُلُّ حَدِيثٍ أَلْفَ بَاب»<ref>ر.ک. [[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، در محضر علامه طباطبایی، مرکز اطلاع رسانی غدیر؛ نجارزادگان، فتح الله، شاکر، محمد تقی، محمدی احمدآبادی، حسن، ظاهر و باطن قرآن و مبادی آگاهی امام از آن، فصلنامه معارف قرآنی، ش 14، ص 48</ref> | ||
#عدد هزار در این [[احادیث]] خواه عدد تعداد باشد یا تکثیر، [[دلیل]] بر گسترش فوقالعاده ابواب [[علمی]] است که [[پیامبر]]{{صل}} به [[حضرت علی]]{{ع}} آموخت، و نیز اشاره به آن است که این ابواب مشتمل بر یک سلسله اصول کلی بود که از آنها صدها یا هزاران باب دیگر گشوده میشد.<ref>ر.ک. ضیاء آبادی، سید محمد، تفسیر سورۀ ابراهیم، ص 249 ـ 253</ref> [[روایت]] [[اصبغ بن نباته]] از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت میکند ابواب تعلیمی به آن [[حضرت]]، شامل [[حلال و حرام]] [[الهی]] و آگاهیهایی نسبت به گذشته و [[آینده]] است.<ref>ابنبابویه، محمد بن علی، الأمالی، ج ۲، ص ۶۴۷</ref> این منبع [[دانش]] در کنار [[کتاب]] [[جامعه]] دو منبع اصلی [[آگاهی]] کامل [[امام]] از [[حلال و حرام]] [[الهی]] است.<ref>ر.ک. نجارزادگان، فتح الله، شاکر، محمد تقی، محمدی احمدآبادی، حسن، ظاهر و باطن قرآن و مبادی آگاهی امام از آن، فصلنامه معارف قرآنی، ش 14، ص 48</ref> هرچند باید ادعا نمود طبق [[روایات]]، تعلیمات [[پیامبر]]{{صل}} به [[امام علی]]{{ع}} منحصر به این امور نبوده بلکه علومی گسترده را شامل میشود.<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامه امامت پژوهی، ش 6، ص 175 ـ 177</ref> | #عدد هزار در این [[احادیث]] خواه عدد تعداد باشد یا تکثیر، [[دلیل]] بر گسترش فوقالعاده ابواب [[علمی]] است که [[پیامبر]]{{صل}} به [[حضرت علی]]{{ع}} آموخت، و نیز اشاره به آن است که این ابواب مشتمل بر یک سلسله اصول کلی بود که از آنها صدها یا هزاران باب دیگر گشوده میشد.<ref>ر.ک. ضیاء آبادی، سید محمد، تفسیر سورۀ ابراهیم، ص 249 ـ 253</ref> [[روایت]] [[اصبغ بن نباته]] از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت میکند ابواب تعلیمی به آن [[حضرت]]، شامل [[حلال و حرام]] [[الهی]] و آگاهیهایی نسبت به گذشته و [[آینده]] است.<ref>ابنبابویه، محمد بن علی، الأمالی، ج ۲، ص ۶۴۷</ref> این منبع [[دانش]] در کنار [[کتاب]] [[جامعه]] دو منبع اصلی [[آگاهی]] کامل [[امام]] از [[حلال و حرام]] [[الهی]] است.<ref>ر.ک. نجارزادگان، فتح الله، شاکر، محمد تقی، محمدی احمدآبادی، حسن، ظاهر و باطن قرآن و مبادی آگاهی امام از آن، فصلنامه معارف قرآنی، ش 14، ص 48</ref> هرچند باید ادعا نمود طبق [[روایات]]، تعلیمات [[پیامبر]]{{صل}} به [[امام علی]]{{ع}} منحصر به این امور نبوده بلکه علومی گسترده را شامل میشود.<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامه امامت پژوهی، ش 6، ص 175 ـ 177</ref> | ||
#از نکات دیگری که [[روایات]] به آن اشاره نمودهاند، | #از نکات دیگری که [[روایات]] به آن اشاره نمودهاند، آشکار شدن و [[ظهور]] تنها یک باب یا دو باب از آن ابواب است.<ref>ابن بابویه، همان، ص۶۴۵ و ۶۵۰؛ صفار، همان، ۳۰۷ و ۳۰۸</ref> این امر نیز دلیلی است بر گستردگی و [[عظمت]] این ابواب است.<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۹۷</ref> [[ابن عباس]] که [[راوی]] [[روایت]] "ألف باب" در چند مورد است،<ref>نباطی، صراط المستقيم، ج۲، ص۱۵۱</ref> خود در [[عظمت]] این [[دانش]] و عجز نسبت به [[درک]] و [[فهم]] آن میگوید: «سمعت من [[علی]] حدیثاً لم أدر ما وجهه و لم أنکره، سمعته یقول: ان [[رسول الله]]{{صل}} [[أسر]] إلیّ فی مرضه فعلّمنی مفتاح ألف باب من العلم یفتح کل باب ألف باب».<ref>سلیم بن قیس، كتاب سليم بن قيس، ص۸۰۱</ref> | ||
#درباره اینکه ابواب مترتب بر هر بابی از [[هزار باب]] چگونه محقق شده است، چهار دیدگاه مشهور از قدما مطرح است: الف) توسط خود [[پیامبر اکرم]]{{صل}}؛ ب) با [[تفکر]] و جستجوی [[حضرت علی]]{{ع}}؛ ج) با [[تفکر]] و جستجوی [[حضرت علی]]{{ع}}؛ د) [[شیوه]] [[حکم]] نمودن را به صورت اجمالی [[تعلیم]] داده است<ref>نباطی، صراط المستقيم، ج ۳، ص ۲۰۹</ref>.<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامه امامت پژوهی، ش 6، ص 175 ـ 177</ref> | #درباره اینکه ابواب مترتب بر هر بابی از [[هزار باب]] چگونه محقق شده است، چهار دیدگاه مشهور از قدما مطرح است: الف) توسط خود [[پیامبر اکرم]]{{صل}}؛ ب) با [[تفکر]] و جستجوی [[حضرت علی]]{{ع}}؛ ج) با [[تفکر]] و جستجوی [[حضرت علی]]{{ع}}؛ د) [[شیوه]] [[حکم]] نمودن را به صورت اجمالی [[تعلیم]] داده است<ref>نباطی، صراط المستقيم، ج ۳، ص ۲۰۹</ref>.<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامه امامت پژوهی، ش 6، ص 175 ـ 177</ref> | ||