پرش به محتوا

آیا عدالت خواهی فطری است؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'قوت' به 'قوت'
جز (جایگزینی متن - '{{یادآوری پانویس}}' به '')
جز (جایگزینی متن - 'قوت' به 'قوت')
خط ۲۰: خط ۲۰:
::::::«در بین [[صاحب نظران]] بحث است که آیا میل به [[عدالت]] با قطع نظر از [[منافع]] شخصی [[انسان]]، [[فطری]] است و در نهاد [[انسان]] وجود دارد یا خیر؟ [[اسلام]] [[معتقد]] است که در نهاد [[بشر]] عدالت‌خواهی وجود دارد، گرچه منافعش را نیز تأمین نکند. اگر [[بشر]] خوب [[تربیت]] شود به جایی می‌رسد که خودش واقعاً [[عدالت]] خواه می‌شود. برای اثبات این مطلب می‌‌توانیم مواردی را عرضه کنیم که افرادی [[عادل]] و [[عدالت‌خواه]] بوده‌اند در حالی که منافعشان هم ایجاب نمی‌کرده است ولی [[عدالت]]، ایده و [[هدف]] و آرزویشان بوده است، بلکه [[عدالت]] را در حدّ یک [[محبوب]] [[دوست]] داشته‌اند و خودشان را فدای راه [[عدالت]] کرده‌اند.
::::::«در بین [[صاحب نظران]] بحث است که آیا میل به [[عدالت]] با قطع نظر از [[منافع]] شخصی [[انسان]]، [[فطری]] است و در نهاد [[انسان]] وجود دارد یا خیر؟ [[اسلام]] [[معتقد]] است که در نهاد [[بشر]] عدالت‌خواهی وجود دارد، گرچه منافعش را نیز تأمین نکند. اگر [[بشر]] خوب [[تربیت]] شود به جایی می‌رسد که خودش واقعاً [[عدالت]] خواه می‌شود. برای اثبات این مطلب می‌‌توانیم مواردی را عرضه کنیم که افرادی [[عادل]] و [[عدالت‌خواه]] بوده‌اند در حالی که منافعشان هم ایجاب نمی‌کرده است ولی [[عدالت]]، ایده و [[هدف]] و آرزویشان بوده است، بلکه [[عدالت]] را در حدّ یک [[محبوب]] [[دوست]] داشته‌اند و خودشان را فدای راه [[عدالت]] کرده‌اند.
::::::در مقابل، اکثر [[فیلسوفان]] اروپا معتقدند که در نهاد [[بشر]] چنین [[قوه]] و نیرویی اساساً وجود ندارد، و همین [[فکر]] است که [[دنیا]] را به [[آتش]] [[جنگ]] سوق داده و می‌‌دهد. آنان معتقدند که [[عدالت]] اختراع مردان [[زبون]] است؛ زیرا مردان ضعیف و [[زبون]] وقتی در مقابل افراد [[قوی]] قرار گرفتند چون [[زور]] نداشتند با آنها [[مبارز]] کنند کلمه [[عدالت]] را اختراع کردند که [[عدالت]] خوب است و [[انسان]] باید [[عادل]] باشد. و دلیلش هم این است که همین شخص طرفدار [[عدالت]] اگر خودش زورمند شود همان کاری را خواهد کرد که آن زورمند سابق می‌‌کرد.
::::::در مقابل، اکثر [[فیلسوفان]] اروپا معتقدند که در نهاد [[بشر]] چنین [[قوه]] و نیرویی اساساً وجود ندارد، و همین [[فکر]] است که [[دنیا]] را به [[آتش]] [[جنگ]] سوق داده و می‌‌دهد. آنان معتقدند که [[عدالت]] اختراع مردان [[زبون]] است؛ زیرا مردان ضعیف و [[زبون]] وقتی در مقابل افراد [[قوی]] قرار گرفتند چون [[زور]] نداشتند با آنها [[مبارز]] کنند کلمه [[عدالت]] را اختراع کردند که [[عدالت]] خوب است و [[انسان]] باید [[عادل]] باشد. و دلیلش هم این است که همین شخص طرفدار [[عدالت]] اگر خودش زورمند شود همان کاری را خواهد کرد که آن زورمند سابق می‌‌کرد.
::::::"نیچه"، [[فیلسوف]] معروف آلمانی می‌‌نویسد: "چقدر زیاد اتفاق افتاده که من خندیده ام وقتی دیده ام ضُعفا دم از [[عدالت]] و [[عدالت]] خواهی می‌‌زنند. نگاه می‌‌کنم می‌‌بینم اینها که می‌‌گویند [[عدالت]]، چون چنگال ندارند. می‌‌گویم: ای بیچاره! تو اگر چنگال می‌‌داشتی هرگز چنین حرفی را نمی‌زدی".این گروه خود نیز بر دو دسته‌اند: یک دسته می‌گوید: [[عدالت]] را به عنوان یک [[آرزو]] نباید به دنبالش رفت، بلکه باید به دنبال [[قوت]] و نیرو رفت. و گروهی دیگر معتقدند که به دنبال [[عدالت]] باید رفت از آن جهت که [[منافع]] فرد در آن است نه از جهت مطلوبیت ذاتی آن؛ برتراند راسل فکرش چنین است.  
::::::"نیچه"، [[فیلسوف]] معروف آلمانی می‌‌نویسد: "چقدر زیاد اتفاق افتاده که من خندیده ام وقتی دیده ام ضُعفا دم از [[عدالت]] و [[عدالت]] خواهی می‌‌زنند. نگاه می‌‌کنم می‌‌بینم اینها که می‌‌گویند [[عدالت]]، چون چنگال ندارند. می‌‌گویم: ای بیچاره! تو اگر چنگال می‌‌داشتی هرگز چنین حرفی را نمی‌زدی".این گروه خود نیز بر دو دسته‌اند: یک دسته می‌گوید: [[عدالت]] را به عنوان یک [[آرزو]] نباید به دنبالش رفت، بلکه باید به دنبال قوت و نیرو رفت. و گروهی دیگر معتقدند که به دنبال [[عدالت]] باید رفت از آن جهت که [[منافع]] فرد در آن است نه از جهت مطلوبیت ذاتی آن؛ برتراند راسل فکرش چنین است.  
::::::ولی از همه این اقوال که بگذریم هنگامی که به [[فطرت]] خود باز می‌گردیم درمی یابیم که موضوع عدالت‌خواهی از [[امور فطری]] [[بشر]] است. [[فطری]] بودن [[عدالت]] خواهی را از چند راه می‌‌[[توان]] به اثبات رسانید:
::::::ولی از همه این اقوال که بگذریم هنگامی که به [[فطرت]] خود باز می‌گردیم درمی یابیم که موضوع عدالت‌خواهی از [[امور فطری]] [[بشر]] است. [[فطری]] بودن [[عدالت]] خواهی را از چند راه می‌‌[[توان]] به اثبات رسانید:
:::::#درون کاوی و مطالعه حالات روانی؛ زیرا گرایش‌های [[فطری]] از نهاد [[روح]] و [[جان]] [[انسان]] سرچشمه گرفته و از پدیده‌های روانی اوست.
:::::#درون کاوی و مطالعه حالات روانی؛ زیرا گرایش‌های [[فطری]] از نهاد [[روح]] و [[جان]] [[انسان]] سرچشمه گرفته و از پدیده‌های روانی اوست.
۲۲۵٬۰۱۸

ویرایش