پرش به محتوا

رضایت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'سلب' به 'سلب'
جز (جایگزینی متن - 'قوت' به 'قوت')
جز (جایگزینی متن - 'سلب' به 'سلب')
خط ۴۸: خط ۴۸:
در [[سیاق]] [[آیات جهاد]] نیز [[پیامبر]]{{صل}} [[فرمان]] یافته که اعلام کند هرگز مصیبتی به [[مؤمنان]] نمی‌رسد، مگر آنچه [[خدا]] که مولایشان است، برایشان نوشته است: {{متن قرآن|قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«بگو هیچ‌گاه جز آنچه خداوند برای ما مقرّر داشته است به ما نمی‌رسد، او سرور ماست و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره توبه، آیه ۵۱.</ref> در این [[آیه]]، اگر لامِ {{متن قرآن|لَنَا}} برای انتفاع باشد، بدین معناست که هر حادثه‌ای که از سوی مولا به شخص رسیده، برای او لذیذ و گوارا و مایه [[خشنودی]] است که در این صورت، سالک در [[مقام رضا]] جای گرفته است و چنانچه لامِ اختصاص باشد، معنا چنین است که هرچه [[حضرت حق]] از ازل برای او نگاشته، حتما به وی خواهد رسید، چون ویژه اوست.<ref> تفسیر موضوعی، ج ۸، ص ۱۹۵.</ref>
در [[سیاق]] [[آیات جهاد]] نیز [[پیامبر]]{{صل}} [[فرمان]] یافته که اعلام کند هرگز مصیبتی به [[مؤمنان]] نمی‌رسد، مگر آنچه [[خدا]] که مولایشان است، برایشان نوشته است: {{متن قرآن|قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«بگو هیچ‌گاه جز آنچه خداوند برای ما مقرّر داشته است به ما نمی‌رسد، او سرور ماست و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره توبه، آیه ۵۱.</ref> در این [[آیه]]، اگر لامِ {{متن قرآن|لَنَا}} برای انتفاع باشد، بدین معناست که هر حادثه‌ای که از سوی مولا به شخص رسیده، برای او لذیذ و گوارا و مایه [[خشنودی]] است که در این صورت، سالک در [[مقام رضا]] جای گرفته است و چنانچه لامِ اختصاص باشد، معنا چنین است که هرچه [[حضرت حق]] از ازل برای او نگاشته، حتما به وی خواهد رسید، چون ویژه اوست.<ref> تفسیر موضوعی، ج ۸، ص ۱۹۵.</ref>


از دیدگاه [[عقل]] نیز [[قضای الهی]] و [[احکام ثابت]] در [[لوح محفوظ]] [[حق]]، از مقتضیات ذوات اشیا و انفکاک‌ناپذیر از آنهاست و [[اذعان]] نفس به این [[حقیقت]]، [[راحتی]] کلّی و [[سکینه]] [[الهی]] را در آن پدید می‌آورد، چون [[اطمینان]] دارد هر رزقِ مقدّرِ صوری یا معنوی‌اش را بی‌تردید می‌یابد و هیچ امری نمی‌تواند مانع رسیدن او به آن گردد و خدا در هر حالی آنچه را مناسب استعداد او باشد، از [[خزائن]] غیبش به وی [[عطا]] می‌کند، در نتیجه [[بنده]] همواره مقصود خود را می‌یابد و از قضای الهی شادمان است <ref>تفسیر صدر المتألهین، ج ۸، ص ۳۰۹ ـ ۳۱۰.</ref> و چون عطای حق را به [[قدر]] استعداد خویش می‌بیند، [[اعتراض]] و کراهتی در او پدیدار نشده و از نداشتن کمال ظاهری و [[رزق]] صوری پریشان نمی‌شود.<ref> روح البیان، ج ۲، ص ۲۴۴.</ref> از سوی دیگر، [[سخط]] و [[نارضایتی]] از قضای الهی، افزون بر اینکه پرخاش به [[تدبیر]] و [[حکمت]] خداست، رهاوردی جز رنجش خاطر برای شخص ندارد، زیرا تفاوت‌های موجود در [[ارزاق]] اشخاص، براساس [[حکمت]] و [[علم الهی]] است و با [[سخط]] [[بنده]] دگرگون نمی‌شوند.<ref>الکشاف، ج ۱، ص ۵۰۴؛ روح البیان، ج ۲، ص ۲۴۲ ـ ۲۴۳.</ref> در [[روایات]] نیز سخط به [[قضای الهی]]، از عوامل نابودی [[پاداش]] شمرده شده است.<ref>الکافی، ج ۲، ص ۶۲.</ref> به [[یقین]]، [[باور]] به [[قضا و قدر الهی]] به معنای [[پذیرش]] [[جبر]] و [[سلب]] [[مسئولیت]] از [[انسان]] نیست، زیرا [[اراده]] و [[اختیار انسان]]، خود از تقدیرات [[الهی]] و در طول اراده خداست نه در عرض آن <ref> المیزان، ج ۱، ص ۹۹ـ۱۰۰.</ref> و انسان باید با اراده و [[اختیار]] خویش، [[سعادت]] یا [[شقاوت]] خود را رقم زند.<ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
از دیدگاه [[عقل]] نیز [[قضای الهی]] و [[احکام ثابت]] در [[لوح محفوظ]] [[حق]]، از مقتضیات ذوات اشیا و انفکاک‌ناپذیر از آنهاست و [[اذعان]] نفس به این [[حقیقت]]، [[راحتی]] کلّی و [[سکینه]] [[الهی]] را در آن پدید می‌آورد، چون [[اطمینان]] دارد هر رزقِ مقدّرِ صوری یا معنوی‌اش را بی‌تردید می‌یابد و هیچ امری نمی‌تواند مانع رسیدن او به آن گردد و خدا در هر حالی آنچه را مناسب استعداد او باشد، از [[خزائن]] غیبش به وی [[عطا]] می‌کند، در نتیجه [[بنده]] همواره مقصود خود را می‌یابد و از قضای الهی شادمان است <ref>تفسیر صدر المتألهین، ج ۸، ص ۳۰۹ ـ ۳۱۰.</ref> و چون عطای حق را به [[قدر]] استعداد خویش می‌بیند، [[اعتراض]] و کراهتی در او پدیدار نشده و از نداشتن کمال ظاهری و [[رزق]] صوری پریشان نمی‌شود.<ref> روح البیان، ج ۲، ص ۲۴۴.</ref> از سوی دیگر، [[سخط]] و [[نارضایتی]] از قضای الهی، افزون بر اینکه پرخاش به [[تدبیر]] و [[حکمت]] خداست، رهاوردی جز رنجش خاطر برای شخص ندارد، زیرا تفاوت‌های موجود در [[ارزاق]] اشخاص، براساس [[حکمت]] و [[علم الهی]] است و با [[سخط]] [[بنده]] دگرگون نمی‌شوند.<ref>الکشاف، ج ۱، ص ۵۰۴؛ روح البیان، ج ۲، ص ۲۴۲ ـ ۲۴۳.</ref> در [[روایات]] نیز سخط به [[قضای الهی]]، از عوامل نابودی [[پاداش]] شمرده شده است.<ref>الکافی، ج ۲، ص ۶۲.</ref> به [[یقین]]، [[باور]] به [[قضا و قدر الهی]] به معنای [[پذیرش]] [[جبر]] و سلب [[مسئولیت]] از [[انسان]] نیست، زیرا [[اراده]] و [[اختیار انسان]]، خود از تقدیرات [[الهی]] و در طول اراده خداست نه در عرض آن <ref> المیزان، ج ۱، ص ۹۹ـ۱۰۰.</ref> و انسان باید با اراده و [[اختیار]] خویش، [[سعادت]] یا [[شقاوت]] خود را رقم زند.<ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>


==راه‌های عملی==
==راه‌های عملی==
۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش