تسخیر در قرآن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(←مقدمه) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
[[تسخیر]] و مسخر: این دو کلمه در [[قرآن کریم]] مکرّر آمده است و مفهوم "رام کردن" و "رام شدنها" را دارد. در [[قرآن]] از مسخّر کردن ماه، [[خورشید]]، [[شب]]، [[روز]]، دریا، کوهها (برای [[داود]] [[پیغمبر]])، باد (برای [[سلیمان]]) هر چه در [[آسمان]] و هر چه در [[زمین]] است، (برای [[انسان]]) یاد شده است، [[بدیهی]] است که در همه این موارد مقصود این است که این امور طوری [[آفریده]] شدهاند که رام انسان و مورد استفاده و بهرهبرداری انسان هستند در این [[آیات]] همه سخن از رام بودن اشیاء برای انسان است نه از رام بودن انسان برای اشیاء. ولی در [[آیه]] مورد نظر،سخن از رام بودن و مسخّر بودن انسان برای انسان به صورت طرفینی است. در مفهوم کلمه "تسخیر" معنی اکرام و [[اجبار]] نیامده است. مثلاً [[عاشق]] مسخر معشوش، [[مرید]] مسخّر مراد، متعلّم مسخر معلّم و [[مردم]] عادی غالباً مسخر قهرماناناند، ولی مجبور نیستند. لهذا [[حکمای اسلامی]] هوشمندانه اصطلاح "فاعلیّت با التّسخیر" را از "فاعلیّت بالجبر" تفکیک کردهاند. البته در هر اجباری رام کردن هست. ولی هر رامکردنی اجبار نیست. در اینکه اصطلاح قرآن در مفهوم این کلمه این است شکّی نیست. ولی من اکنون نمیدانم که این اصطلاح، اصطلاح خاصّ قرآن است و قرآن برای تفهیم یک [[حقیقت]] –فوقالعاده [[بدیع]] در جریان [[خلقت]]- که فعّالیّت قوای طبیعی از نوع فاعلیّت تسخیری است، نه جبری و نه به خود واگذاشته - به مفهوم اصلی کلمه تبلور بخشیده است و یا قبل از قرآن هم این اصطلاح رایج بوده است. از اینجا معلوم میشود که تعبیر برخی کتب لغت مانند المنجد که تسخیر را به معنی "تفکیک غیر بدون اجرت" گرفتهاند چقدر نارساست! این لغوییّن اولاً این لغت را تنها در مورد رابطه [[اجتماعی]] و اختیاری [[انسانها]] به کار بردهاند و ثانیاً اجبار و [[اکراه]] را در مفهوم آن الزاماً وارد کردهاند و حال آنکه قرآن در مورد رابطه [[تکوینی]] به کار برده بدون آنکه الزاماً [[اجبار]] و [[اکراه]] را در مفهوم آن وارد کرده باشد<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۱۱۵.</ref><ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۲۴۴.</ref> | [[تسخیر]] و مسخر: این دو کلمه در [[قرآن کریم]] مکرّر آمده است و مفهوم "رام کردن" و "رام شدنها" را دارد. در [[قرآن]] از مسخّر کردن ماه، [[خورشید]]، [[شب]]، [[روز]]، دریا، کوهها (برای [[داود]] [[پیغمبر]])، باد (برای [[سلیمان]]) هر چه در [[آسمان]] و هر چه در [[زمین]] است، (برای [[انسان]]) یاد شده است، [[بدیهی]] است که در همه این موارد مقصود این است که این امور طوری [[آفریده]] شدهاند که رام انسان و مورد استفاده و بهرهبرداری انسان هستند در این [[آیات]] همه سخن از رام بودن اشیاء برای انسان است نه از رام بودن انسان برای اشیاء. ولی در [[آیه]] مورد نظر،سخن از رام بودن و مسخّر بودن انسان برای انسان به صورت طرفینی است. در مفهوم کلمه "تسخیر" معنی اکرام و [[اجبار]] نیامده است. مثلاً [[عاشق]] مسخر معشوش، [[مرید]] مسخّر مراد، متعلّم مسخر معلّم و [[مردم]] عادی غالباً مسخر قهرماناناند، ولی مجبور نیستند. لهذا [[حکمای اسلامی]] هوشمندانه اصطلاح "فاعلیّت با التّسخیر" را از "فاعلیّت بالجبر" تفکیک کردهاند. البته در هر اجباری رام کردن هست. ولی هر رامکردنی اجبار نیست. در اینکه اصطلاح قرآن در مفهوم این کلمه این است شکّی نیست. ولی من اکنون نمیدانم که این اصطلاح، اصطلاح خاصّ قرآن است و قرآن برای تفهیم یک [[حقیقت]] –فوقالعاده [[بدیع]] در جریان [[خلقت]]- که فعّالیّت قوای طبیعی از نوع فاعلیّت تسخیری است، نه جبری و نه به خود واگذاشته - به مفهوم اصلی کلمه تبلور بخشیده است و یا قبل از قرآن هم این اصطلاح رایج بوده است. از اینجا معلوم میشود که تعبیر برخی کتب لغت مانند المنجد که تسخیر را به معنی "تفکیک غیر بدون اجرت" گرفتهاند چقدر نارساست! این لغوییّن اولاً این لغت را تنها در مورد رابطه [[اجتماعی]] و اختیاری [[انسانها]] به کار بردهاند و ثانیاً اجبار و [[اکراه]] را در مفهوم آن الزاماً وارد کردهاند و حال آنکه قرآن در مورد رابطه [[تکوینی]] به کار برده بدون آنکه الزاماً [[اجبار]] و [[اکراه]] را در مفهوم آن وارد کرده باشد<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۱۱۵.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۲۴۴.</ref> | ||
==لغتشناسی== | ==لغتشناسی== | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
برخی گفتهاند: تسخیر، یعنی مقهور ساختن فاعل به فعلش؛ به طوری که فاعل مطابق خواسته تسخیر کننده کار کند. فاعلِ تسخیر شده ممکن است بیقصد و [[اراده]] باشد؛ مانند قلمی که در دست نویسنده تسخیر میشود تا به اراده او بنویسد؛ یا دارای قصد و اراده، چنان که مولا، [[بنده]] خود را در انجام دادن عملی تسخیر کند تا مطابق [[دستور]] او آن را انجام دهد. <ref>المیزان، ج۱۶، ص۲۲۹؛ شرح منظومه، ص۱۱۹</ref> | برخی گفتهاند: تسخیر، یعنی مقهور ساختن فاعل به فعلش؛ به طوری که فاعل مطابق خواسته تسخیر کننده کار کند. فاعلِ تسخیر شده ممکن است بیقصد و [[اراده]] باشد؛ مانند قلمی که در دست نویسنده تسخیر میشود تا به اراده او بنویسد؛ یا دارای قصد و اراده، چنان که مولا، [[بنده]] خود را در انجام دادن عملی تسخیر کند تا مطابق [[دستور]] او آن را انجام دهد. <ref>المیزان، ج۱۶، ص۲۲۹؛ شرح منظومه، ص۱۱۹</ref> | ||
در تسخیر، فاعل [[برتر]]، هر موجودی را در مسیر کمالش [[هدایت]] و [[امداد]] میکند تا [[راه]] مناسب را برای نیل به [[هدف]] لایق و درخور، بپیماید | در تسخیر، فاعل [[برتر]]، هر موجودی را در مسیر کمالش [[هدایت]] و [[امداد]] میکند تا [[راه]] مناسب را برای نیل به [[هدف]] لایق و درخور، بپیماید<ref>تفسیر موضوعی، ج۱۲، ص۱۵۵. </ref>.<ref>[[تسخیر (مقاله)|مقاله «تسخیر»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷.</ref> | ||
==تسخیر در قرآن== | ==تسخیر در [[قرآن=]]= | ||
در [[قرآن کریم]] افزون بر مشتقات ریشه "س ـ خ ـ ر" که بیش از ۲۰ بار به کار رفتهاند و بر تسخیر موجودات دلالت میکنند، از [[آیات]] دیگری نیز همین معنا به دست میآید؛ نظیر آیاتی که [[آفرینش]] موجودات را برای [[انسان]] دانستهاند. {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید آنگاه به (آفرینش) آسمان (ها) رو آورد و آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> البته واژگان دیگری نیز در [[قرآن]]، از مشتقات ریشه یاد شده بر [[استهزا]] و [[تمسخر]] دلالت دارند که از موضوع بحث خارجاند. گفتنی است برخی [[مفسران]]، واژههایی چون {{متن قرآن|ذُلُلًا}}، {{متن قرآن|ذَلُولٌ}}، {{متن قرآن|عِبَادًا}} را به شکلی به مسخر بودن بازگردانده و از آنها تسخیر را فهمیدهاند، بنابراین میتوان مسخر بودن بتها: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«بیگمان کسانی که شما به جای خداوند (به پرستش) میخوانید بندگانی چون خود شمایند؛ بخوانیدشان! پس اگر راست میگویید باید به شما پاسخ دهند» سوره اعراف، آیه ۱۹۴.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۴۱۲. </ref>، [[زنبور عسل]]: {{متن قرآن|ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«سپس از (گل) همه میوهها بخور و راههای هموار پروردگارت را بپوی! (آنگاه) از شکمش شهدی با رنگهای گوناگون برمیآید که در آن برای مردم درمانی است، بیگمان در این، نشانهای است برای گروهی که میاندیشند» سوره نحل، آیه ۶۹.</ref> <ref>جوامع الجامع، ج۲، ص۳۳۶. </ref> و همچنین خصوص [[زمین]]: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ}}<ref>«اوست که زمین را برای شما رام کرد، بر شانههای آن گام نهید و از روزی او بخورید و رستاخیز به سوی اوست» سوره ملک، آیه ۱۵.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۶. </ref> را به موارد یاد شده افزود. | در [[قرآن کریم]] افزون بر مشتقات ریشه "س ـ خ ـ ر" که بیش از ۲۰ بار به کار رفتهاند و بر تسخیر موجودات دلالت میکنند، از [[آیات]] دیگری نیز همین معنا به دست میآید؛ نظیر آیاتی که [[آفرینش]] موجودات را برای [[انسان]] دانستهاند. {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید آنگاه به (آفرینش) آسمان (ها) رو آورد و آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> البته واژگان دیگری نیز در [[قرآن]]، از مشتقات ریشه یاد شده بر [[استهزا]] و [[تمسخر]] دلالت دارند که از موضوع بحث خارجاند. گفتنی است برخی [[مفسران]]، واژههایی چون {{متن قرآن|ذُلُلًا}}، {{متن قرآن|ذَلُولٌ}}، {{متن قرآن|عِبَادًا}} را به شکلی به مسخر بودن بازگردانده و از آنها تسخیر را فهمیدهاند، بنابراین میتوان مسخر بودن بتها: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«بیگمان کسانی که شما به جای خداوند (به پرستش) میخوانید بندگانی چون خود شمایند؛ بخوانیدشان! پس اگر راست میگویید باید به شما پاسخ دهند» سوره اعراف، آیه ۱۹۴.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۴۱۲. </ref>، [[زنبور عسل]]: {{متن قرآن|ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«سپس از (گل) همه میوهها بخور و راههای هموار پروردگارت را بپوی! (آنگاه) از شکمش شهدی با رنگهای گوناگون برمیآید که در آن برای مردم درمانی است، بیگمان در این، نشانهای است برای گروهی که میاندیشند» سوره نحل، آیه ۶۹.</ref> <ref>جوامع الجامع، ج۲، ص۳۳۶. </ref> و همچنین خصوص [[زمین]]: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ}}<ref>«اوست که زمین را برای شما رام کرد، بر شانههای آن گام نهید و از روزی او بخورید و رستاخیز به سوی اوست» سوره ملک، آیه ۱۵.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۶. </ref> را به موارد یاد شده افزود<ref>[[تسخیر (مقاله)|مقاله «تسخیر»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷.</ref> | ||
==[[تسخیر]] [[جهان آفرینش]] برای [[انسان]]== | ==[[تسخیر]] [[جهان آفرینش]] برای [[انسان]]== | ||
از مجموع [[آیات]] تسخیر به خوبی فهمیده میشود که انسان، [[تکامل]] یافتهترین موجود این جهان است و [[خداوند]] همه موجودات دیگر را مسخر او ساخته است: {{متن قرآن|وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و آنچه را در آسمانها و در زمین است که همه از اوست برای شما رام کرد؛ بیگمان در این نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره جاثیه، آیه ۱۳.</ref>.<ref>نمونه، ج۱۰، ص۱۲۱. </ref>؛ {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«آیا ندیدهای که خداوند آنچه را در زمین است و (نیز) کشتیها را که در دریا به فرمان وی روانند، برای شما رام کرده است و آسمان را از فرو افتادن روی زمین- جز به اذن وی- باز میدارد؟ بیگمان خداوند با مردم، مهربانی است بخشاینده» سوره حج، آیه ۶۵.</ref> تا [[شکرگزار]] وی بوده، [[عبادت]] او را به جا آورند و در آنچه به آن امر یا از آن [[نهی]] کرده است، از وی [[اطاعت]] کنند: {{متن قرآن|لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ}}<ref>«تا بر پشت آن قرار گیرید سپس نعمت پروردگارتان را هنگامی که بر آن قرار گرفتید یاد کنید و بگویید: پاکا آن (خداوند) که این را برای ما رام کرد و ما را توان آن نبود» سوره زخرف، آیه ۱۳.</ref>.<ref>جامع البیان، ج۲۵، ص۱۸۶؛ التبیان، ج۹، ص۲۵۲</ref>. | از مجموع [[آیات]] تسخیر به خوبی فهمیده میشود که انسان، [[تکامل]] یافتهترین موجود این جهان است و [[خداوند]] همه موجودات دیگر را مسخر او ساخته است: {{متن قرآن|وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و آنچه را در آسمانها و در زمین است که همه از اوست برای شما رام کرد؛ بیگمان در این نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره جاثیه، آیه ۱۳.</ref>.<ref>نمونه، ج۱۰، ص۱۲۱. </ref>؛ {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«آیا ندیدهای که خداوند آنچه را در زمین است و (نیز) کشتیها را که در دریا به فرمان وی روانند، برای شما رام کرده است و آسمان را از فرو افتادن روی زمین- جز به اذن وی- باز میدارد؟ بیگمان خداوند با مردم، مهربانی است بخشاینده» سوره حج، آیه ۶۵.</ref> تا [[شکرگزار]] وی بوده، [[عبادت]] او را به جا آورند و در آنچه به آن امر یا از آن [[نهی]] کرده است، از وی [[اطاعت]] کنند: {{متن قرآن|لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ}}<ref>«تا بر پشت آن قرار گیرید سپس نعمت پروردگارتان را هنگامی که بر آن قرار گرفتید یاد کنید و بگویید: پاکا آن (خداوند) که این را برای ما رام کرد و ما را توان آن نبود» سوره زخرف، آیه ۱۳.</ref>.<ref>جامع البیان، ج۲۵، ص۱۸۶؛ التبیان، ج۹، ص۲۵۲</ref>. | ||
تسخیر موجودات برای انسان هم شامل اموری میشود که در [[اختیار]] اوست و با میل و ارادهاش آنها را در مسیر [[منافع]] خود به کار میگیرد؛ مانند بسیاری از موجودات زمینی، هم اموری را در برمیگیرد که در [[اختیار انسان]] نیست؛ اما به [[دستور خداوند]] در [[خدمت]] انساناند و به او امکان بهرهگیری میدهند؛<ref>تسنیم، ج۲، ص۶۱۲ ـ ۶۱۵</ref>. مانند [[شب]] و [[روز]]: {{متن قرآن|وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَيْنِ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ}}<ref>«و خورشید و ماه را که همواره روانند و نیز شب و روز را رام شما کرد» سوره ابراهیم، آیه ۳۳.</ref>، ماه، [[خورشید]] و [[ستارگان]]: {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«به راستی پروردگارتان همان خداوند است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت، شب را بر روز میپوشاند- که آن را شتابان میجوید- و خورشید و ماه و ستارگان را رام فرمان خویش آفرید؛ آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ بزرگوار است خداوند پروردگار جهانیان» سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«و شب و روز و خورشید و ماه را رام شما گردانید و ستارگان رامشدگانی به فرمان اویند، به راستی در آن برای گروهی که خرد میورزند نشانههایی است» سوره نحل، آیه ۱۲.</ref> و موجودات [[آسمانها]] و [[زمین]]: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ}}<ref>«آیا ندیدهاید که خداوند آنچه را در آسمانها و در زمین است برای شما رام کرد و نعمتهای آشکار و پنهان خود را بر شما تمام کرد؟ و برخی از مردم بیهیچ دانش و رهنمود و کتاب روشنی درباره خدا چالش میورزند» سوره لقمان، آیه ۲۰.</ref> که هریک به گونهای در [[زندگی]] انسان اثر دارند و از آنها بهرهبرداری میشود <ref>نمونه، ج۱۱، ص۱۷۱</ref>. مراد از تسخیر آسمانها و زمین برای افراد انسان ـ آن هم به صورتی که برای آنها مشهود باشد ـ همان پیوندی است که میان اجزای جهان در [[نظام]] عامی که عالم را عموماً تدبیر و اداره میکند [[مشاهده]] میشود و از آنجا که خصوص انسان به جهت [[شعور]] و ارادهاش [[اشرف]] اجزای این عالم محسوس است، خداوند جهان را به تسخیر وی درآورده است. اسباب مؤثر در عالم، هرچه باشد، با سببیت خاصّی که هریک دارد آن کاری را انجام میدهد که [[خدا]] میخواهد و [[خداوند]] از مجموع آنها نظامی را میخواهد که با آن عالم [[انسانی]] را [[تدبیر]] کند و نیازهای او را برآورده سازد،<ref>المیزان، ج۱۶، ص۲۲۸ ـ ۲۲۹</ref>. بنابراین [[تسخیر]] [[جهان]] برای [[انسان]] بدین معنا نیست که انسان آن را به [[فرمان]] خود درآورده، بر [[نظام آفرینش]] طوری [[حکومت]] کند که بتواند اصول [[حاکم]] بر آن را [[تغییر]] دهد، بلکه او تنها میتواند در محدوده [[نظام]] موجود، [[آسمان]] و [[زمین]] را برای [[هدف]] صحیح خویش وسیله قرار دهد و در [[خدمت]] خود درآورد. در نظامی که ناظم آن خداوند است [[بینظمی]] [[راه]] ندارد و این نظام با [[حفظ]] این شرایط در طول [[اراده الهی]] در [[اختیار انسان]] است،<ref>المیزان، ج۱۶، ص۲۲۸ ـ ۲۲۹؛ تسنیم، ج۲، ص۶۱۴ ـ ۶۱۵. </ref> بر این اساس، [[لام]] در {{متن قرآن|سَخَّرَ لَكُمْ}} لام تعلیل غایی است و تسخیر کننده هم خداست که [[آسمانها]] و زمین را مسخر انسان ساخته است؛ نه اینکه انسان تسخیر کننده باشد. برخی احتمال دادهاند لام یاد شده لام ملکیّت باشد و تسخیر کننده هم خود انسان که به [[مشیت]] خدا موجودات عالم را در مسیر اهداف خویش به خدمت میگیرد؛ ولی این احتمال با جمله {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَوْا}} در [[صدر]] [[آیه]] نمیسازد، چون اگر تسخیر کننده انسان میبود خود، تسخیر و تسخیر شدهاش را میدید و جهت توجّه به آنها به گفتن {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَوْا}} نیاز نبود <ref>المیزان، ج۱۶، ص۲۲۹</ref>. برخی تسخیر آسمانها و زمین را به سبب حکومت اسم [[مذلّ]] دانستهاند که بر اساس آن خداوند بعضی موجودات را مسخَّر بعضی دیگر ساخته است <ref>الفتوحات المکیه، ج۲، ص۴۶۵. </ref>. | تسخیر موجودات برای انسان هم شامل اموری میشود که در [[اختیار]] اوست و با میل و ارادهاش آنها را در مسیر [[منافع]] خود به کار میگیرد؛ مانند بسیاری از موجودات زمینی، هم اموری را در برمیگیرد که در [[اختیار انسان]] نیست؛ اما به [[دستور خداوند]] در [[خدمت]] انساناند و به او امکان بهرهگیری میدهند؛<ref>تسنیم، ج۲، ص۶۱۲ ـ ۶۱۵</ref>. مانند [[شب]] و [[روز]]: {{متن قرآن|وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَيْنِ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ}}<ref>«و خورشید و ماه را که همواره روانند و نیز شب و روز را رام شما کرد» سوره ابراهیم، آیه ۳۳.</ref>، ماه، [[خورشید]] و [[ستارگان]]: {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«به راستی پروردگارتان همان خداوند است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت، شب را بر روز میپوشاند- که آن را شتابان میجوید- و خورشید و ماه و ستارگان را رام فرمان خویش آفرید؛ آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ بزرگوار است خداوند پروردگار جهانیان» سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«و شب و روز و خورشید و ماه را رام شما گردانید و ستارگان رامشدگانی به فرمان اویند، به راستی در آن برای گروهی که خرد میورزند نشانههایی است» سوره نحل، آیه ۱۲.</ref> و موجودات [[آسمانها]] و [[زمین]]: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ}}<ref>«آیا ندیدهاید که خداوند آنچه را در آسمانها و در زمین است برای شما رام کرد و نعمتهای آشکار و پنهان خود را بر شما تمام کرد؟ و برخی از مردم بیهیچ دانش و رهنمود و کتاب روشنی درباره خدا چالش میورزند» سوره لقمان، آیه ۲۰.</ref> که هریک به گونهای در [[زندگی]] انسان اثر دارند و از آنها بهرهبرداری میشود <ref>نمونه، ج۱۱، ص۱۷۱</ref>. مراد از تسخیر آسمانها و زمین برای افراد انسان ـ آن هم به صورتی که برای آنها مشهود باشد ـ همان پیوندی است که میان اجزای جهان در [[نظام]] عامی که عالم را عموماً تدبیر و اداره میکند [[مشاهده]] میشود و از آنجا که خصوص انسان به جهت [[شعور]] و ارادهاش [[اشرف]] اجزای این عالم محسوس است، خداوند جهان را به تسخیر وی درآورده است. اسباب مؤثر در عالم، هرچه باشد، با سببیت خاصّی که هریک دارد آن کاری را انجام میدهد که [[خدا]] میخواهد و [[خداوند]] از مجموع آنها نظامی را میخواهد که با آن عالم [[انسانی]] را [[تدبیر]] کند و نیازهای او را برآورده سازد،<ref>المیزان، ج۱۶، ص۲۲۸ ـ ۲۲۹</ref>. بنابراین [[تسخیر]] [[جهان]] برای [[انسان]] بدین معنا نیست که انسان آن را به [[فرمان]] خود درآورده، بر [[نظام آفرینش]] طوری [[حکومت]] کند که بتواند اصول [[حاکم]] بر آن را [[تغییر]] دهد، بلکه او تنها میتواند در محدوده [[نظام]] موجود، [[آسمان]] و [[زمین]] را برای [[هدف]] صحیح خویش وسیله قرار دهد و در [[خدمت]] خود درآورد. در نظامی که ناظم آن خداوند است [[بینظمی]] [[راه]] ندارد و این نظام با [[حفظ]] این شرایط در طول [[اراده الهی]] در [[اختیار انسان]] است،<ref>المیزان، ج۱۶، ص۲۲۸ ـ ۲۲۹؛ تسنیم، ج۲، ص۶۱۴ ـ ۶۱۵. </ref> بر این اساس، [[لام]] در {{متن قرآن|سَخَّرَ لَكُمْ}} لام تعلیل غایی است و تسخیر کننده هم خداست که [[آسمانها]] و زمین را مسخر انسان ساخته است؛ نه اینکه انسان تسخیر کننده باشد. برخی احتمال دادهاند لام یاد شده لام ملکیّت باشد و تسخیر کننده هم خود انسان که به [[مشیت]] خدا موجودات عالم را در مسیر اهداف خویش به خدمت میگیرد؛ ولی این احتمال با جمله {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَوْا}} در [[صدر]] [[آیه]] نمیسازد، چون اگر تسخیر کننده انسان میبود خود، تسخیر و تسخیر شدهاش را میدید و جهت توجّه به آنها به گفتن {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَوْا}} نیاز نبود <ref>المیزان، ج۱۶، ص۲۲۹</ref>. برخی تسخیر آسمانها و زمین را به سبب حکومت اسم [[مذلّ]] دانستهاند که بر اساس آن خداوند بعضی موجودات را مسخَّر بعضی دیگر ساخته است <ref>الفتوحات المکیه، ج۲، ص۴۶۵. </ref>.<ref>[[تسخیر (مقاله)|مقاله «تسخیر»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷.</ref> | ||
==تسخیر [[عام و خاص]]== | ==تسخیر [[عام و خاص]]== | ||
تسخیر دو دسته است: | تسخیر دو دسته است: | ||
===تسخیر عام=== | ===تسخیر عام=== | ||
بیشتر آیاتی که در آنها واژه سخّر و مشتقات آن آمده است، تسخیری را میرسانند که برای عموم انسانهاست؛ نظیر تسخیر کشتیها و رودها: {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهَارَ}}<ref>«خداوند است که آسمانها و زمین را آفرید و از آسمان آبی فرو فرستاد که با آن از میوهها برای شما روزی بر آورد و کشتی را برای شما رام کرد تا به فرمان او در دریا روان گردد و رودها را برای شما رام گردانید» سوره ابراهیم، آیه ۳۲.</ref>، ماه و [[خورشید]] و [[روز]] و [[شب]]: {{متن قرآن|وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَيْنِ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ}}<ref>«و خورشید و ماه را که همواره روانند و نیز شب و روز را رام شما کرد» سوره ابراهیم، آیه ۳۳.</ref>؛ همچنین آیاتی که میرسانند [[نظام کیهانی]] برای [[انسان]] [[آفریده]] شده است، مانند [[آیه]] {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید آنگاه به (آفرینش) آسمان (ها) رو آورد و آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> با توجّه به برخی از مبادی مطویّ (مقدمات پنهان) بر [[تسخیر]] آن برای انسان دلالت دارند، زیرا معنای "[[آفرینش جهان]] برای انسان" جز این نیست که از آن بهرهبرداری کند و بهرهبرداری از نظام کیهانی بدون تسخیر موجودات برای انسان شدنی نیست،<ref>تسنیم، ج۲، ص۶۱۲. </ref> چنانکه برخی [[مفسران]] در معنای آیه یاد شده تسخیر را اشراب کرده و گفتهاند: همه آنچه را که در [[زمین]] است برای شما آفرید و مسخّر کرد | بیشتر آیاتی که در آنها واژه سخّر و مشتقات آن آمده است، تسخیری را میرسانند که برای عموم انسانهاست؛ نظیر تسخیر کشتیها و رودها: {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهَارَ}}<ref>«خداوند است که آسمانها و زمین را آفرید و از آسمان آبی فرو فرستاد که با آن از میوهها برای شما روزی بر آورد و کشتی را برای شما رام کرد تا به فرمان او در دریا روان گردد و رودها را برای شما رام گردانید» سوره ابراهیم، آیه ۳۲.</ref>، ماه و [[خورشید]] و [[روز]] و [[شب]]: {{متن قرآن|وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَيْنِ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ}}<ref>«و خورشید و ماه را که همواره روانند و نیز شب و روز را رام شما کرد» سوره ابراهیم، آیه ۳۳.</ref>؛ همچنین آیاتی که میرسانند [[نظام کیهانی]] برای [[انسان]] [[آفریده]] شده است، مانند [[آیه]] {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید آنگاه به (آفرینش) آسمان (ها) رو آورد و آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> با توجّه به برخی از مبادی مطویّ (مقدمات پنهان) بر [[تسخیر]] آن برای انسان دلالت دارند، زیرا معنای "[[آفرینش جهان]] برای انسان" جز این نیست که از آن بهرهبرداری کند و بهرهبرداری از نظام کیهانی بدون تسخیر موجودات برای انسان شدنی نیست،<ref>تسنیم، ج۲، ص۶۱۲. </ref> چنانکه برخی [[مفسران]] در معنای آیه یاد شده تسخیر را اشراب کرده و گفتهاند: همه آنچه را که در [[زمین]] است برای شما آفرید و مسخّر کرد<ref>ر. ک: همان؛ جامعالبیان، ج۱، ص۲۳۲. </ref>.<ref>[[تسخیر (مقاله)|مقاله «تسخیر»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷.</ref> | ||
===تسخیر خاص=== | ===تسخیر خاص=== | ||
([[معجزه]]) این نوع از تسخیر ویژه [[انبیا]] و اولیاست، چنانکه در داستان [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[قارون]] زمینی که به تسخیر [[موسی]] درآمده بود، قارون و اموالش را فرو برد: {{متن قرآن|فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِينَ}}<ref>«پس او و خانه او را به زمین فرو بردیم آنگاه هیچ گروهی نداشت که در برابر خداوند یاریش کنند و از کسانی نبود که داد خویش میستانند» سوره قصص، آیه ۸۱.</ref> که این در [[حقیقت]] "شقّالارض" است؛ یا مانند شکافته شدن دریا برای موسی و همراهانش با ضربه [[عصای حضرت موسی]]:{{متن قرآن|فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ}}<ref>«آنگاه به موسی وحی کردیم که با چوبدست خود به دریا بزن! و دریا شکافت و هر پارهای چون کوه سترگ بود» سوره شعراء، آیه ۶۳.</ref> که "شقّ البحر" است و نیز بازشدن سنگ برای دسترسی [[اسباط]] به آب که "شقّالحجر" است: {{متن قرآن|وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که موسی برای مردم خود در پی آب بود و گفتیم: با چوبدست خود به سنگ فرو کوب آنگاه دوازده چشمه از آن فرا جوشید؛ (چنانکه) هر دستهای از مردم آبشخور خویش را باز میشناخت؛ از روزی خداوند بخورید و بنوشید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره بقره، آیه ۶۰.</ref> و دو نیم شدن ماه برای پیامبر اسلام{{صل}} که "شقّ القمر" است: {{متن قرآن|اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ}}<ref>«رستخیز بسی نزدیک شد و ماه از میان شکافت» سوره قمر، آیه ۱.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۳۱۰؛ المیزان، ج۱۹، ص۵۵. </ref> و همچنین تسخیر کوهها و پرندگان برای [[همراهی]] با [[داود]] در [[تسبیح]]: {{متن قرآن|فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ وَكُنَّا فَاعِلِينَ}}<ref>«و آن (داوری) را به سلیمان فهماندیم و به هر یک داوری و دانشی دادیم و کوهها و پرندهها را رام کردیم که همراه با داود نیایش میکردند و کننده (ی این کار) بودیم» سوره انبیاء، آیه ۷۹.</ref> و تسخیر باد با [[نرمی]] برای [[سلیمان]]: {{متن قرآن|فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَيْثُ أَصَابَ}}<ref>«پس ما باد را رام او کردیم که به فرمان او هر جا میخواست به نرمی روان میشد» سوره ص، آیه ۳۶.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ عَاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَكُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عَالِمِينَ}}<ref>«و برای سلیمان، باد تیزپا را (رام کردیم) که به فرمان وی به سرزمینی که ما در آن خجستگی نهاده بودیم میوزید و ما به هر چیزی داناییم» سوره انبیاء، آیه ۸۱.</ref> که همگی بیانگر موارد [[تسخیر]] خاص [[تکوینی]] و جزو [[نظام آفرینش]] عالماند <ref>تسنیم، ج۲، ص۶۱۳ ـ ۶۱۴. </ref> | ([[معجزه]]) این نوع از تسخیر ویژه [[انبیا]] و اولیاست، چنانکه در داستان [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[قارون]] زمینی که به تسخیر [[موسی]] درآمده بود، قارون و اموالش را فرو برد: {{متن قرآن|فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِينَ}}<ref>«پس او و خانه او را به زمین فرو بردیم آنگاه هیچ گروهی نداشت که در برابر خداوند یاریش کنند و از کسانی نبود که داد خویش میستانند» سوره قصص، آیه ۸۱.</ref> که این در [[حقیقت]] "شقّالارض" است؛ یا مانند شکافته شدن دریا برای موسی و همراهانش با ضربه [[عصای حضرت موسی]]:{{متن قرآن|فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ}}<ref>«آنگاه به موسی وحی کردیم که با چوبدست خود به دریا بزن! و دریا شکافت و هر پارهای چون کوه سترگ بود» سوره شعراء، آیه ۶۳.</ref> که "شقّ البحر" است و نیز بازشدن سنگ برای دسترسی [[اسباط]] به آب که "شقّالحجر" است: {{متن قرآن|وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که موسی برای مردم خود در پی آب بود و گفتیم: با چوبدست خود به سنگ فرو کوب آنگاه دوازده چشمه از آن فرا جوشید؛ (چنانکه) هر دستهای از مردم آبشخور خویش را باز میشناخت؛ از روزی خداوند بخورید و بنوشید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره بقره، آیه ۶۰.</ref> و دو نیم شدن ماه برای پیامبر اسلام{{صل}} که "شقّ القمر" است: {{متن قرآن|اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ}}<ref>«رستخیز بسی نزدیک شد و ماه از میان شکافت» سوره قمر، آیه ۱.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۳۱۰؛ المیزان، ج۱۹، ص۵۵. </ref> و همچنین تسخیر کوهها و پرندگان برای [[همراهی]] با [[داود]] در [[تسبیح]]: {{متن قرآن|فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ وَكُنَّا فَاعِلِينَ}}<ref>«و آن (داوری) را به سلیمان فهماندیم و به هر یک داوری و دانشی دادیم و کوهها و پرندهها را رام کردیم که همراه با داود نیایش میکردند و کننده (ی این کار) بودیم» سوره انبیاء، آیه ۷۹.</ref> و تسخیر باد با [[نرمی]] برای [[سلیمان]]: {{متن قرآن|فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَيْثُ أَصَابَ}}<ref>«پس ما باد را رام او کردیم که به فرمان او هر جا میخواست به نرمی روان میشد» سوره ص، آیه ۳۶.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ عَاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَكُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عَالِمِينَ}}<ref>«و برای سلیمان، باد تیزپا را (رام کردیم) که به فرمان وی به سرزمینی که ما در آن خجستگی نهاده بودیم میوزید و ما به هر چیزی داناییم» سوره انبیاء، آیه ۸۱.</ref> که همگی بیانگر موارد [[تسخیر]] خاص [[تکوینی]] و جزو [[نظام آفرینش]] عالماند <ref>تسنیم، ج۲، ص۶۱۳ ـ ۶۱۴. </ref>.<ref>[[تسخیر (مقاله)|مقاله «تسخیر»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷.</ref> | ||
==موارد تسخیر== | ==موارد تسخیر== | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
#'''رودها:''' {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهَارَ}}<ref>«خداوند است که آسمانها و زمین را آفرید و از آسمان آبی فرو فرستاد که با آن از میوهها برای شما روزی بر آورد و کشتی را برای شما رام کرد تا به فرمان او در دریا روان گردد و رودها را برای شما رام گردانید» سوره ابراهیم، آیه ۳۲.</ref> [[انسان]] از آب حیاتبخش آنها زراعتها را آبیاری و خود و دامها را از آن [[سیراب]] میکند و در مواردی از آنها همانند راهی هموار بهره میبرد و کشتیها را از آن عبور میدهد <ref>نمونه، ج۱۰، ص۳۴۹ ـ ۳۵۱. </ref> | #'''رودها:''' {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهَارَ}}<ref>«خداوند است که آسمانها و زمین را آفرید و از آسمان آبی فرو فرستاد که با آن از میوهها برای شما روزی بر آورد و کشتی را برای شما رام کرد تا به فرمان او در دریا روان گردد و رودها را برای شما رام گردانید» سوره ابراهیم، آیه ۳۲.</ref> [[انسان]] از آب حیاتبخش آنها زراعتها را آبیاری و خود و دامها را از آن [[سیراب]] میکند و در مواردی از آنها همانند راهی هموار بهره میبرد و کشتیها را از آن عبور میدهد <ref>نمونه، ج۱۰، ص۳۴۹ ـ ۳۵۱. </ref> | ||
#'''ابرها:''' {{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«بیگمان در آفرینش آسمانها و زمین و در پیاپی آمدن شب و روز و در آن کشتی که برای سود رساندن به مردم در دریا روان است و در آبی که خداوند از آسمان فرو میبارد و زمین را پس از مردن، بدان زنده میدارد و بر آن هرگونه جنبندهای را میپراکند و در گرداندن بادها و ابر فرمانبردار میان آسمان و زمین، برای گروهی که خرد میورزند نشانههاست» سوره بقره، آیه ۱۶۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنْزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}<ref>«و ابر را سایهبان شما کردیم و ترانگبین و بلدرچین برایتان فرو فرستادیم (و گفتیم) از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم، بخورید. و آنان بر ما ستم نکردند بلکه بر خویشتن ستم روا میداشتند» سوره بقره، آیه ۵۷.</ref> [[سحاب]] بخار متراکم و فشردهای است که [[باران]] از آن پدید میآید. <ref>المیزان، ج۱، ص۴۰۵. </ref> ابرها حامل بارانهایی هستند که به [[فرمان خدا]] جاری شده، هرجا او [[اراده]] کند فرود میآیند. <ref>الصافی، ج۱، ص۲۰۸؛ الاصفی، ج۱، ص۷۷</ref>. برخی نیز گفتهاند: مراد از {{متن قرآن|السَّحَابِ الْمُسَخَّرِ }} آن است که [[ابر]] در حرکت و بارش، [[مقهور]] باد و سرما و غیر این دو از عواملی است که خداوند آنها را بر آن چیره کرده است<ref>المیزان، ج۱، ص۴۰۵. </ref> | #'''ابرها:''' {{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«بیگمان در آفرینش آسمانها و زمین و در پیاپی آمدن شب و روز و در آن کشتی که برای سود رساندن به مردم در دریا روان است و در آبی که خداوند از آسمان فرو میبارد و زمین را پس از مردن، بدان زنده میدارد و بر آن هرگونه جنبندهای را میپراکند و در گرداندن بادها و ابر فرمانبردار میان آسمان و زمین، برای گروهی که خرد میورزند نشانههاست» سوره بقره، آیه ۱۶۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنْزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}<ref>«و ابر را سایهبان شما کردیم و ترانگبین و بلدرچین برایتان فرو فرستادیم (و گفتیم) از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم، بخورید. و آنان بر ما ستم نکردند بلکه بر خویشتن ستم روا میداشتند» سوره بقره، آیه ۵۷.</ref> [[سحاب]] بخار متراکم و فشردهای است که [[باران]] از آن پدید میآید. <ref>المیزان، ج۱، ص۴۰۵. </ref> ابرها حامل بارانهایی هستند که به [[فرمان خدا]] جاری شده، هرجا او [[اراده]] کند فرود میآیند. <ref>الصافی، ج۱، ص۲۰۸؛ الاصفی، ج۱، ص۷۷</ref>. برخی نیز گفتهاند: مراد از {{متن قرآن|السَّحَابِ الْمُسَخَّرِ }} آن است که [[ابر]] در حرکت و بارش، [[مقهور]] باد و سرما و غیر این دو از عواملی است که خداوند آنها را بر آن چیره کرده است<ref>المیزان، ج۱، ص۴۰۵. </ref> | ||
#'''کشتیها و [[چارپایان]]:''' خداوند کشتیها و چارپایان را برای جابه جایی بار به [[تسخیر]] انسان درآورده است: {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهَارَ}}<ref>«خداوند است که آسمانها و زمین را آفرید و از آسمان آبی فرو فرستاد که با آن از میوهها برای شما روزی بر آورد و کشتی را برای شما رام کرد تا به فرمان او در دریا روان گردد و رودها را برای شما رام گردانید» سوره ابراهیم، آیه ۳۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالْأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ}}<ref>«و چارپایان را آفرید که در (پوست) آنان برای شما گرما و سودهایی (دیگر) است و از آنها میخورید» سوره نحل، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بَالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و بارهایتان را تا شهری میبرند که جز با دشواری جانکاه بدان نمیرسیدید؛ بیگمان پروردگارتان مهربانی بخشاینده است» سوره نحل، آیه ۷.</ref>.<ref> [[المیزان]]، ج۱۸، ص۸۷ ـ ۸۸. </ref> | #'''کشتیها و [[چارپایان]]:''' خداوند کشتیها و چارپایان را برای جابه جایی بار به [[تسخیر]] انسان درآورده است: {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهَارَ}}<ref>«خداوند است که آسمانها و زمین را آفرید و از آسمان آبی فرو فرستاد که با آن از میوهها برای شما روزی بر آورد و کشتی را برای شما رام کرد تا به فرمان او در دریا روان گردد و رودها را برای شما رام گردانید» سوره ابراهیم، آیه ۳۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالْأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ}}<ref>«و چارپایان را آفرید که در (پوست) آنان برای شما گرما و سودهایی (دیگر) است و از آنها میخورید» سوره نحل، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بَالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و بارهایتان را تا شهری میبرند که جز با دشواری جانکاه بدان نمیرسیدید؛ بیگمان پروردگارتان مهربانی بخشاینده است» سوره نحل، آیه ۷.</ref>.<ref> [[المیزان]]، ج۱۸، ص۸۷ ـ ۸۸. </ref>.<ref>[[تسخیر (مقاله)|مقاله «تسخیر»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷.</ref> | ||
==[[تسخیر]] متقابل [[انسانها]]== | ==[[تسخیر]] متقابل [[انسانها]]== | ||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
برخی [[مفسران]] احتمال داده است که در این [[آیه]] جمله {{متن قرآن|وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ}} عطف [[تفسیری]] برای جمله {{متن قرآن|نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ}} باشد، در نتیجه جمله مذکور بیانی برای تقسیم [[معیشت]] بوده و به بیان [[علل]] آن در مجتمع انسانی میپردازد. به گفته وی احتیاجات بیشمار انسان در [[زندگی دنیا]] او را از برآوردن تمامی آنها به دست خود و به گونهای فردی [[ناتوان]] کرده است و ناگزیر به [[زندگی اجتماعی]] است. در چنین وضعی انسانها اساس [[زندگی]] را بر [[همکاری]] نهاده، طبعاً بعضی از آنها برخی دیگر را به [[خدمت]] میگیرند و از آنان بهره میبرند؛<ref>المیزان، ج۱۸، ص۱۰۱. </ref> بدین معنا که هر گروهی امکانات و استعدادها و آمادگیهای خاصی دارند که در عرصهای از [[زندگی]] میتوانند فعالیت کرده، محصول آن را در [[اختیار]] دیگران بگذارند، همانگونه که نتیجه خدمات دیگران در رشتههای دیگر در اختیار وی قرار میگیرد. <ref>مجمعالبیان، ج۹، ص۷۹؛ نمونه، ج۲۱، ص۵۲. </ref> | برخی [[مفسران]] احتمال داده است که در این [[آیه]] جمله {{متن قرآن|وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ}} عطف [[تفسیری]] برای جمله {{متن قرآن|نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ}} باشد، در نتیجه جمله مذکور بیانی برای تقسیم [[معیشت]] بوده و به بیان [[علل]] آن در مجتمع انسانی میپردازد. به گفته وی احتیاجات بیشمار انسان در [[زندگی دنیا]] او را از برآوردن تمامی آنها به دست خود و به گونهای فردی [[ناتوان]] کرده است و ناگزیر به [[زندگی اجتماعی]] است. در چنین وضعی انسانها اساس [[زندگی]] را بر [[همکاری]] نهاده، طبعاً بعضی از آنها برخی دیگر را به [[خدمت]] میگیرند و از آنان بهره میبرند؛<ref>المیزان، ج۱۸، ص۱۰۱. </ref> بدین معنا که هر گروهی امکانات و استعدادها و آمادگیهای خاصی دارند که در عرصهای از [[زندگی]] میتوانند فعالیت کرده، محصول آن را در [[اختیار]] دیگران بگذارند، همانگونه که نتیجه خدمات دیگران در رشتههای دیگر در اختیار وی قرار میگیرد. <ref>مجمعالبیان، ج۹، ص۷۹؛ نمونه، ج۲۱، ص۵۲. </ref> | ||
بدین شکل، هریک از افراد [[اجتماع]] فراوردههای زاید خود را به دیگران داده، در برابر آن، محصول مورد نیازش را میگیرد و از همین رهگذر، نوعی اختصاص پدید میآید. <ref>المیزان، ج۱۸، ص۱۰۱. </ref> برخی [[مفسران]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِيَاءَ وَجَعَلَكُمْ مُلُوكًا وَآتَاكُمْ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و یاد کن که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! نعمت خداوند را بر خویش فرا یاد آورید که در میان شما پیامبرانی برگمارد و شما را پادشاه کرد و چیزهایی به شما داد که به هیچ کس از جهانیان نداده است» سوره مائده، آیه ۲۰.</ref> از [[تسخیر]] برخی [[انسانها]] به دست بعضی دیگر برای خدمت به آنان سخن گفتهاند <ref>التبیان، ج۳، ص۴۸۱. </ref> | بدین شکل، هریک از افراد [[اجتماع]] فراوردههای زاید خود را به دیگران داده، در برابر آن، محصول مورد نیازش را میگیرد و از همین رهگذر، نوعی اختصاص پدید میآید. <ref>المیزان، ج۱۸، ص۱۰۱. </ref> برخی [[مفسران]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِيَاءَ وَجَعَلَكُمْ مُلُوكًا وَآتَاكُمْ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و یاد کن که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! نعمت خداوند را بر خویش فرا یاد آورید که در میان شما پیامبرانی برگمارد و شما را پادشاه کرد و چیزهایی به شما داد که به هیچ کس از جهانیان نداده است» سوره مائده، آیه ۲۰.</ref> از [[تسخیر]] برخی [[انسانها]] به دست بعضی دیگر برای خدمت به آنان سخن گفتهاند <ref>التبیان، ج۳، ص۴۸۱. </ref>.<ref>[[تسخیر (مقاله)|مقاله «تسخیر»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
# [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|'''فرهنگ مطهر''']] | # [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|'''فرهنگ مطهر''']] | ||
# [[پرونده:000058.jpg|22px]][[تسخیر (مقاله)|مقاله «تسخیر»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۷''']] | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس2}} | {{پانویس2}} | ||