تحریفناپذیری قرآن در قرآن: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'تحقیق' به 'تحقیق'
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار') |
جز (جایگزینی متن - 'تحقیق' به 'تحقیق') |
||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
==ادعای [[تحریف]] از سوی برخی [[مستشرقان]]== | ==ادعای [[تحریف]] از سوی برخی [[مستشرقان]]== | ||
*برخی از [[مستشرقان]] نیز مدعی [[تحریف]] قرآناند؛ [[گرد آرپوئین]] "Gerd R Puin"آلمانی به احیای نسخه خطی از قرآنِ بر روی پوست آهو به دست آمده در سال ۱۹۷۲ میلادی در [[مسجد]] اعظم صنعا پرداخته است و آن را نسخه خطی [[قرن هفتم]] یا هشتم میلادی و قدیمیترین نسخه به دست آمده از [[قرآن]] معرفی میکند. وی میگوید: این نسخه با دستخطی که از [[حجاز]] نشئت گرفته، نگاشته شده است. بر اساس این گزارش پوئین در این | *برخی از [[مستشرقان]] نیز مدعی [[تحریف]] قرآناند؛ [[گرد آرپوئین]] "Gerd R Puin"آلمانی به احیای نسخه خطی از قرآنِ بر روی پوست آهو به دست آمده در سال ۱۹۷۲ میلادی در [[مسجد]] اعظم صنعا پرداخته است و آن را نسخه خطی [[قرن هفتم]] یا هشتم میلادی و قدیمیترین نسخه به دست آمده از [[قرآن]] معرفی میکند. وی میگوید: این نسخه با دستخطی که از [[حجاز]] نشئت گرفته، نگاشته شده است. بر اساس این گزارش پوئین در این تحقیق متوجه تفاوتهای اندکی در متن، ترتیبات غیر قراردادی [[سورهها]] و همین طور روش منحصر به فرد در [[نگارش]] آن نسخه شده و نیز متوجه شده در برخی از قسمتهای این نسخه نوشتههای دیگری آمده است که قدمت آن بیشتر است و آنها عمدتاً محو و زایل شدهاند<ref> The Qura'n as Text, ed , pp.</ref> ۱۰۷ - ۱۱۱.</ref>؛ لکن از این یافتهها هرگز نمیتوان [[تحریف قرآن]] موجود را نتیجه گرفت، بلکه بر عکس بر اساس همین نسخه میتوان بر این نکته تأکید ورزید که [[قرآن]] دستخوش [[تحریف]] نشده است، چون تفاوتهای اندک در متن از سنخ قرائاتاند که [[مسلمانان]] هرگز آن را [[انکار]] نکردهاند و ترتیب [[سورهها]] نیز بر اساس دیدگاه اکثر [[مسلمانان]] اجتهادی<ref> نک: علوم القرآن عند المفسرین، ج۱، ص۴۳۳ ـ ۴۶۰.</ref> و از مقوله [[تحریف قرآن]] بیرون است. روش [[نگارش]] آن نسخه نیز به مسئله خط و کیفیت آن پیوند دارد، افزون بر این پوئین اشاره نمیکند آیا قسمتهایی که محو و زایل شدهاند از سنخ آیاتاند یا شرح [[آیات]] یا اینکه اساساً این نوشتهها بقایای مطالبیاند که بر روی آن پوست بوده و پس از آن، [[قرآن]] را بر روی آن نوشتهاند، از این رو با متن [[قرآن]] رابطهای ندارند. | ||
* به هر حال غیر از این گزارش درون [[قرآنی]] همه [[ادله]] این گروه از [[مستشرقان]]، برون قرآنیاند که بخشی از آنها مستند به گزارشهای [[تاریخی]] درباره جمع [[قرآن]] به دست [[زید بن ثابت]] در [[عهد]] [[ابیبکر]]<ref> آراءالمستشرقین، ج۱، ص۴۶۱ـ۴۶۳؛ دائرةالمعارف الاسلامیه، ج۱۱، ص۱۱۳۰.</ref> و سپس در [[عهد]] [[عثمان]] و استنساخ [[قرآن]] از آن<ref> آراءالمستشرقین، ج۱، ص۴۷۷.</ref> و نیز تفاوت مصاحف [[صحابه]] با [[مصحف]] موجود<ref> تاریخ القرآن، ص۲۵۹ ـ ۲۷۸، مذاهب التفسیر الاسلامی، ص۲۰ ـ ۳۱.</ref>، [[تردید]] در [[وحیانی]] بودن حروف مقطعه<ref> مذاهب التفسیر الاسلامی، ص۳۸.</ref>، جواز قرائت به معنا و قرائتهای شاذّاند<ref> شبهات حول القرآن، ص۵۶ ـ ۵۷؛ آراء المستشرقین، ج۲، ص۵۳۷ ـ ۵۳۹.</ref> و قسمت عمده [[کلام]] آنان نیز مستند به روایاتی است که در ظاهر بر [[تحریف]] دلالت دارند<ref> نک: شبهات حول القرآن، ص۴۶ ـ ۴۷؛ مذاهب التفسیر الاسلامی، ص۳۰۶.</ref> و بالأخره تشبث آنان به سورههای نورین و [[ولایت]] است<ref> مذاهب التفسیر الاسلامی، ص۲۹۴ ـ ۲۹۵.</ref><ref>[[فتحالله نجارزادگان|نجارزادگان، فتحالله]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۳۰۲ - ۳۳۵.</ref>. | * به هر حال غیر از این گزارش درون [[قرآنی]] همه [[ادله]] این گروه از [[مستشرقان]]، برون قرآنیاند که بخشی از آنها مستند به گزارشهای [[تاریخی]] درباره جمع [[قرآن]] به دست [[زید بن ثابت]] در [[عهد]] [[ابیبکر]]<ref> آراءالمستشرقین، ج۱، ص۴۶۱ـ۴۶۳؛ دائرةالمعارف الاسلامیه، ج۱۱، ص۱۱۳۰.</ref> و سپس در [[عهد]] [[عثمان]] و استنساخ [[قرآن]] از آن<ref> آراءالمستشرقین، ج۱، ص۴۷۷.</ref> و نیز تفاوت مصاحف [[صحابه]] با [[مصحف]] موجود<ref> تاریخ القرآن، ص۲۵۹ ـ ۲۷۸، مذاهب التفسیر الاسلامی، ص۲۰ ـ ۳۱.</ref>، [[تردید]] در [[وحیانی]] بودن حروف مقطعه<ref> مذاهب التفسیر الاسلامی، ص۳۸.</ref>، جواز قرائت به معنا و قرائتهای شاذّاند<ref> شبهات حول القرآن، ص۵۶ ـ ۵۷؛ آراء المستشرقین، ج۲، ص۵۳۷ ـ ۵۳۹.</ref> و قسمت عمده [[کلام]] آنان نیز مستند به روایاتی است که در ظاهر بر [[تحریف]] دلالت دارند<ref> نک: شبهات حول القرآن، ص۴۶ ـ ۴۷؛ مذاهب التفسیر الاسلامی، ص۳۰۶.</ref> و بالأخره تشبث آنان به سورههای نورین و [[ولایت]] است<ref> مذاهب التفسیر الاسلامی، ص۲۹۴ ـ ۲۹۵.</ref><ref>[[فتحالله نجارزادگان|نجارزادگان، فتحالله]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۳۰۲ - ۳۳۵.</ref>. | ||
*"گلدزیهر" نیز احتمال داده که [[تفاسیر]] و زیادات شارحه عبارات [[قرآنی]]، بخشی از متن [[قرآن]] بودهاند که از آن جدا شدهاند<ref> مذاهب التفسیر الاسلامی، ص۲۰ ـ ۲۸.</ref> و برخی دیگر با برداشتی نادرست از برخی [[روایات]]، مدعیاند بخشی از [[قرآن]] موجود در [[حقیقت]] کلمات اضافه شده از سوی صحابهاند؛ برای نمونه گفتهاند: جمله {{متن قرآن|وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْناً وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که خانه (کعبه) را برای مردم جای بازگشت و امن کردیم و (گفتیم) از «مقام ابراهیم» نمازگاه گزینید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا برای طوافکنندگان (مسافر) و مجاوران (حرم) و رکوعکنندگان سجدهگزار، پاکیزه بدارید؛ سوره بقره، آیه:۱۲۵.</ref> [[کلام]] [[عمر]] بوده که به [[پیامبر]]{{صل}} گفته و [[پیامبر]]{{صل}} نیز آن را بر [[قرآن]] افزوده و مواردی دیگر که به [[عمر]] نسبت دادهاند<ref> آراء المستشرقین، ج۲، ص۶۴۲؛ قسالاتقان، ج۱، ص۷۴.</ref>. این دیدگاه اخیر صرفاً احتمالی است ناشی از عدم دقت در [[روایات]] موجود<ref> نک: الدرالمنثور، ج۱، ص۲۹۰.</ref>. که با [[نصّ]] [[قرآنکریم]] همچون [[آیات]] ۳۷ ـ ۴۷ [[سوره]] مکی حاقّه در تضاد است، که [[قرآن]] را نازل شده از سوی [[پروردگار]] دانسته، ضمن تهدید شدید، هر نوع دخل و تصرفی را در [[قرآن]] از [[ناحیه]] [[پیامبر]]{{صل}} منتفی میداند<ref>[[فتحالله نجارزادگان|نجارزادگان، فتحالله]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۳۰۲ - ۳۳۵.</ref>. | *"گلدزیهر" نیز احتمال داده که [[تفاسیر]] و زیادات شارحه عبارات [[قرآنی]]، بخشی از متن [[قرآن]] بودهاند که از آن جدا شدهاند<ref> مذاهب التفسیر الاسلامی، ص۲۰ ـ ۲۸.</ref> و برخی دیگر با برداشتی نادرست از برخی [[روایات]]، مدعیاند بخشی از [[قرآن]] موجود در [[حقیقت]] کلمات اضافه شده از سوی صحابهاند؛ برای نمونه گفتهاند: جمله {{متن قرآن|وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْناً وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که خانه (کعبه) را برای مردم جای بازگشت و امن کردیم و (گفتیم) از «مقام ابراهیم» نمازگاه گزینید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا برای طوافکنندگان (مسافر) و مجاوران (حرم) و رکوعکنندگان سجدهگزار، پاکیزه بدارید؛ سوره بقره، آیه:۱۲۵.</ref> [[کلام]] [[عمر]] بوده که به [[پیامبر]]{{صل}} گفته و [[پیامبر]]{{صل}} نیز آن را بر [[قرآن]] افزوده و مواردی دیگر که به [[عمر]] نسبت دادهاند<ref> آراء المستشرقین، ج۲، ص۶۴۲؛ قسالاتقان، ج۱، ص۷۴.</ref>. این دیدگاه اخیر صرفاً احتمالی است ناشی از عدم دقت در [[روایات]] موجود<ref> نک: الدرالمنثور، ج۱، ص۲۹۰.</ref>. که با [[نصّ]] [[قرآنکریم]] همچون [[آیات]] ۳۷ ـ ۴۷ [[سوره]] مکی حاقّه در تضاد است، که [[قرآن]] را نازل شده از سوی [[پروردگار]] دانسته، ضمن تهدید شدید، هر نوع دخل و تصرفی را در [[قرآن]] از [[ناحیه]] [[پیامبر]]{{صل}} منتفی میداند<ref>[[فتحالله نجارزادگان|نجارزادگان، فتحالله]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۳۰۲ - ۳۳۵.</ref>. | ||
| خط ۶۶: | خط ۶۶: | ||
*مدارک و شواهد نشان میدهد برخی از [[صحابه]]، [[تفسیر آیات]] را در مصحفشان ثبت میکردند، بدون آنکه متن [[آیات]] را باشرح و [[تفسیر]] آن، خلط کنند<ref> نک: البرهان فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۳۵-۲۳۸؛ النشر، ج۱، ص۲۲ ـ ۲۳.</ref> و <ref>النشر، ج۱، ص۲۲.</ref>، بنابراین اگر در برخی از [[روایات]] آمده است که در [[مصحف]] [[ابن مسعود]] یا [[ابی بن کعب]] و دیگران، اضافهای در آیهای آمده<ref> نک: الدرالمنثور، ج۲، ص۳۴۰.</ref> که در [[مصحف]] موجود نیست، آن افزوده، شرح و [[تفسیر آیه]] بوده است. به نظر میرسد قول [[عمر بن خطاب]] که در عصر [[خلافت]] خود به برخی از [[صحابه]] میگوید: {{عربی|" جَرِّدُوا الْقُرْآن"}}<ref> نک: تاریخ طبری، ج۴، ص۲۷۳؛ تذکرة الحفاظ، ج۱، ص۷.</ref> ناظر به حذف افزودههای تفسیری از [[قرآن]] باشد<ref>[[فتحالله نجارزادگان|نجارزادگان، فتحالله]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۳۰۲ - ۳۳۵.</ref>. | *مدارک و شواهد نشان میدهد برخی از [[صحابه]]، [[تفسیر آیات]] را در مصحفشان ثبت میکردند، بدون آنکه متن [[آیات]] را باشرح و [[تفسیر]] آن، خلط کنند<ref> نک: البرهان فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۳۵-۲۳۸؛ النشر، ج۱، ص۲۲ ـ ۲۳.</ref> و <ref>النشر، ج۱، ص۲۲.</ref>، بنابراین اگر در برخی از [[روایات]] آمده است که در [[مصحف]] [[ابن مسعود]] یا [[ابی بن کعب]] و دیگران، اضافهای در آیهای آمده<ref> نک: الدرالمنثور، ج۲، ص۳۴۰.</ref> که در [[مصحف]] موجود نیست، آن افزوده، شرح و [[تفسیر آیه]] بوده است. به نظر میرسد قول [[عمر بن خطاب]] که در عصر [[خلافت]] خود به برخی از [[صحابه]] میگوید: {{عربی|" جَرِّدُوا الْقُرْآن"}}<ref> نک: تاریخ طبری، ج۴، ص۲۷۳؛ تذکرة الحفاظ، ج۱، ص۷.</ref> ناظر به حذف افزودههای تفسیری از [[قرآن]] باشد<ref>[[فتحالله نجارزادگان|نجارزادگان، فتحالله]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۳۰۲ - ۳۳۵.</ref>. | ||
===تعبیرهای خاص=== | ===تعبیرهای خاص=== | ||
*اساسیترین منشأ [[لغزش]] کسانی که از [[احادیث]] [[تحریف]] نما [[تحریف]] لفظی [[قرآن]] را برداشت کردهاند، این است که از تعابیری مانند {{عربی|" كُنَّا نَقْرَأُ كذا"}}، {{عربی|"تنزیله کذا"}}، {{عربی|"هَكَذَا نَزَلَتِ الْآيَةُ"}}، {{عربی|"حَرَّفوا کتاب اللّه"}}[[تحریف]] لفظی [[آیات]] را استفاده کردهاند؛ اما این برداشت با معانی اصطلاحی این تعابیر در [[روایات]]، تفاوت فراوانی دارد. با | *اساسیترین منشأ [[لغزش]] کسانی که از [[احادیث]] [[تحریف]] نما [[تحریف]] لفظی [[قرآن]] را برداشت کردهاند، این است که از تعابیری مانند {{عربی|" كُنَّا نَقْرَأُ كذا"}}، {{عربی|"تنزیله کذا"}}، {{عربی|"هَكَذَا نَزَلَتِ الْآيَةُ"}}، {{عربی|"حَرَّفوا کتاب اللّه"}}[[تحریف]] لفظی [[آیات]] را استفاده کردهاند؛ اما این برداشت با معانی اصطلاحی این تعابیر در [[روایات]]، تفاوت فراوانی دارد. با تحقیق در مصادر و [[منابع روایی]] معلوم میشود که در لسان [[صحابه]] و [[تابعین]] و نیز [[معصومان]]{{عم}} سه تعبیر نخست برای انتقال [[معارف]] قرآنْ رایج بوده است و تعبیرهای "[[تفسیر]]" یا "معنا"ی [[آیه]] کمتر به کار میرفته است. اکنون به بررسی این تعبیرها میپردازیم<ref>[[فتحالله نجارزادگان|نجارزادگان، فتحالله]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۳۰۲ - ۳۳۵.</ref>: | ||
# '''قرائت:'''هرچند این کلمه بیشتر درباره [[خواندن]] الفاظ [[قرآن]] به کار میرود؛ لکن در لسان [[احادیث]] به این مورد اختصاصی ندارد و برای [[خواندن]] [[تأویل]] و [[تفسیر قرآن]] نیز به کار رفته است<ref> تفسیر قرطبی، ج۱، ص۸۶.</ref> [[شیخ مفید]] میگوید: گاهی به [[تأویل قرآن]]، "[[قرآن]]" گفته میشود و در این مطلب بین [[مفسران]] خلافی نیست<ref> اوائل المقالات، ص۸۱.</ref>. "اِقراء" نیز که مصدر ثلاثی مزید از همان کلمه است و غالباً به معنای "[[آموختن]] قرائت" به کار رفته است<ref> المعجم الوسیط، ص۷۲۲، «قرأ».</ref> به [[آموختن]] الفاظ [[قرآن]] اختصاص ندارد. آنگونه که [[سید مرتضی عسکری]] گزارش کرده، "اِقراء" در عصر [[نزول وحی]] تا اواسط عصر [[تابعین]]، [[تعلیم]] [[تلاوت]] الفاظ [[قرآن]] همراه با [[تعلیم]] معانی و [[معارف]] آن بوده است<ref> القرآن و روایات المدرستین، ج۱، ص۲۹۶.</ref>، بنابراین اگر در برخی [[روایات]] آمده است که در [[قرائت]] [[اهل بیت]] و [[ابن مسعود]] در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ}}<ref> خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد؛ سوره آل عمران، آیه:۳۳.</ref> "[[آلمحمد]]" پس از کلمه "آلعمران" بوده است<ref> مجمعالبیان، ج۲، ص۲۷۸؛ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۱۵۲؛ اهل البیت فی تفسیر الثعلبی، ص۴۶.</ref>، مراد از قرائت، [[تفسیر]] و [[تأویل]] آلابراهیم است که به طور [[قطع]] تنها [[معصومان]] از [[آل محمد]]{{عم}} خواهند بود که [[شایسته]] [[گزینش]] از [[ناحیه]] [[خدا]] هستند.[[شاهد]] آن احادیثی دیگر است که با صراحت [[آل ابراهیم]] را به [[اهل بیت]] [[پیامبر]] [[تفسیر]] میکند<ref> عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۹۹؛ الامالی، ص۲۲۱ ـ ۲۲۲.</ref> و نیز روایتی دیگر درباره آیه ۶۷ [[سوره]] [[مائده]] از [[ابن مسعود]] که میگوید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref> ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند؛ سوره مائده، آیه:۶۷.</ref> هکذا کنّا نُقرء الآیة [[علی]] عَهْدِ [[رسول الله]]{{صل}}<ref> الدرالمنثور، ج۲، ص۲۹۸؛ کشف الغمه، ج۱، ص۲۱۹.</ref>. مراد [[عبدالله بن مسعود]] این است که این [[آیه شریفه]] را در [[مقام]] [[تعلیم]] الفاظ و [[معانی قرآن]] چنین میخواندیم تا قاری [[قرآن]] آنچه را که در [[فهم]] درست [[آیه]] دخالت دارد بیاموزد<ref>[[فتحالله نجارزادگان|نجارزادگان، فتحالله]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۳۰۲ - ۳۳۵.</ref>. | # '''قرائت:'''هرچند این کلمه بیشتر درباره [[خواندن]] الفاظ [[قرآن]] به کار میرود؛ لکن در لسان [[احادیث]] به این مورد اختصاصی ندارد و برای [[خواندن]] [[تأویل]] و [[تفسیر قرآن]] نیز به کار رفته است<ref> تفسیر قرطبی، ج۱، ص۸۶.</ref> [[شیخ مفید]] میگوید: گاهی به [[تأویل قرآن]]، "[[قرآن]]" گفته میشود و در این مطلب بین [[مفسران]] خلافی نیست<ref> اوائل المقالات، ص۸۱.</ref>. "اِقراء" نیز که مصدر ثلاثی مزید از همان کلمه است و غالباً به معنای "[[آموختن]] قرائت" به کار رفته است<ref> المعجم الوسیط، ص۷۲۲، «قرأ».</ref> به [[آموختن]] الفاظ [[قرآن]] اختصاص ندارد. آنگونه که [[سید مرتضی عسکری]] گزارش کرده، "اِقراء" در عصر [[نزول وحی]] تا اواسط عصر [[تابعین]]، [[تعلیم]] [[تلاوت]] الفاظ [[قرآن]] همراه با [[تعلیم]] معانی و [[معارف]] آن بوده است<ref> القرآن و روایات المدرستین، ج۱، ص۲۹۶.</ref>، بنابراین اگر در برخی [[روایات]] آمده است که در [[قرائت]] [[اهل بیت]] و [[ابن مسعود]] در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ}}<ref> خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد؛ سوره آل عمران، آیه:۳۳.</ref> "[[آلمحمد]]" پس از کلمه "آلعمران" بوده است<ref> مجمعالبیان، ج۲، ص۲۷۸؛ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۱۵۲؛ اهل البیت فی تفسیر الثعلبی، ص۴۶.</ref>، مراد از قرائت، [[تفسیر]] و [[تأویل]] آلابراهیم است که به طور [[قطع]] تنها [[معصومان]] از [[آل محمد]]{{عم}} خواهند بود که [[شایسته]] [[گزینش]] از [[ناحیه]] [[خدا]] هستند.[[شاهد]] آن احادیثی دیگر است که با صراحت [[آل ابراهیم]] را به [[اهل بیت]] [[پیامبر]] [[تفسیر]] میکند<ref> عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۹۹؛ الامالی، ص۲۲۱ ـ ۲۲۲.</ref> و نیز روایتی دیگر درباره آیه ۶۷ [[سوره]] [[مائده]] از [[ابن مسعود]] که میگوید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref> ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند؛ سوره مائده، آیه:۶۷.</ref> هکذا کنّا نُقرء الآیة [[علی]] عَهْدِ [[رسول الله]]{{صل}}<ref> الدرالمنثور، ج۲، ص۲۹۸؛ کشف الغمه، ج۱، ص۲۱۹.</ref>. مراد [[عبدالله بن مسعود]] این است که این [[آیه شریفه]] را در [[مقام]] [[تعلیم]] الفاظ و [[معانی قرآن]] چنین میخواندیم تا قاری [[قرآن]] آنچه را که در [[فهم]] درست [[آیه]] دخالت دارد بیاموزد<ref>[[فتحالله نجارزادگان|نجارزادگان، فتحالله]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۳۰۲ - ۳۳۵.</ref>. | ||
#'''تنزیل:'''تنزیل از ماده "ن ـ ز ـ ل" به معنای فرود آوردن<ref> المعجم الوسیط، ص۹۱۵، «نزل».</ref> و در اصطلاح [[روایات]] به همین معنای لغوی است که شامل فرود آوردن [[وحی]] [[قرآنی]] و [[وحی]] غیر [[قرآنی]] میشود. این واژه در اصطلاح [[روایات]] با توجه به شواهد و قراین، بیشتر برای فرود آوردن معنا و [[تفسیر قرآن]] به کار رفته است<ref> سلامة القرآن من التحریف، ص۵۹.</ref><ref>[[فتحالله نجارزادگان|نجارزادگان، فتحالله]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۳۰۲ - ۳۳۵.</ref>. | #'''تنزیل:'''تنزیل از ماده "ن ـ ز ـ ل" به معنای فرود آوردن<ref> المعجم الوسیط، ص۹۱۵، «نزل».</ref> و در اصطلاح [[روایات]] به همین معنای لغوی است که شامل فرود آوردن [[وحی]] [[قرآنی]] و [[وحی]] غیر [[قرآنی]] میشود. این واژه در اصطلاح [[روایات]] با توجه به شواهد و قراین، بیشتر برای فرود آوردن معنا و [[تفسیر قرآن]] به کار رفته است<ref> سلامة القرآن من التحریف، ص۵۹.</ref><ref>[[فتحالله نجارزادگان|نجارزادگان، فتحالله]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۳۰۲ - ۳۳۵.</ref>. | ||