←منابع
(←منابع) |
(←منابع) |
||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
درباره شرایط [[دعوت]] و ویژگیهای دُعات در [[تفاسیر]] بحثهای زیادی مطرح شده که از حوصله این مقال خارج است<ref>ر.ک: وهبة بن مصطفی زحیلی، التفسیر المنیر، ج۲۴، ص۲۲۸-۲۳۲ و ج۱۱، ص۱۵۲-۱۵۳.</ref>.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۲۸۰-۲۸۲.</ref> | درباره شرایط [[دعوت]] و ویژگیهای دُعات در [[تفاسیر]] بحثهای زیادی مطرح شده که از حوصله این مقال خارج است<ref>ر.ک: وهبة بن مصطفی زحیلی، التفسیر المنیر، ج۲۴، ص۲۲۸-۲۳۲ و ج۱۱، ص۱۵۲-۱۵۳.</ref>.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۲۸۰-۲۸۲.</ref> | ||
==قاعده دعوت== | |||
یکی از رسالتهایی که [[مسلمانان]] بر عهده دارند، [[دعوت]] همگان به [[توحید]] و [[یکتاپرستی]] است. نخستین [[پیام]] [[رسول خدا]] به [[مشرکان]] این بود که {{متن حدیث|قُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ تُفْلِحُوا}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱۸، ص۲۰۲.</ref>؛ “بگویید: معبودی جز [[الله]] نیست تا [[رستگار]] شوید”. رسول خدا، بهعنوان آخرین [[پیامآور الهی]]، [[وظیفه]] داشت تا همگان را به توحید و [[اسلام]] فرابخواند؛ زیرا [[رستگاری]] [[مردم]] در گرو [[گرایش]] به [[ایمان]] بود. مسلمانان در [[صدر اسلام]] برای [[حفظ]] [[عقیده]] و ایمان خویش در برابر [[متجاوزان]] به [[حقوق بشر]] که مانع [[انتخاب]] [[آزاد]] مردم میشدند و اجازه [[ایمان آوردن]] مردم به توحید و اسلام را نمیدادند و هر کسی را که به [[پیامبر]] میگروید، [[آزار]] و [[اذیت]] کرده و با انواع محرومیتها روبهرو میکردند، مجبور به [[جنگ]] و [[جهاد]] میشدند. از همینرو، بسیاری از [[فقیهان]] از [[جهاد ابتدایی]] به “جهاد دعوت” یاد کردهاند، مقصودشان آن است که میتوان برای [[دعوت به توحید]] جهاد کرد. مشرکان در [[حقیقت]] نه تنها [[مؤمنان]] به اسلام را [[شکنجه]] میکردند، بلکه مانع ایمان آوردن دیگران به توحید و یکتاپرستی بودند؛ زیرا ایمان آوردن مردم به پیامبر و اسلام به منزلۀ و پایان [[سیادت]] و [[سروری]] و چپاول [[مردمان]] [[ضعیف]] و بیپناه از سوی آنان بود. مسلمانان به [[حکم عقل]] [[حق]] داشتند تا همگان را به توحید دعوت کنند و دیگران نیز در پذیرش و عدم پذیرش آن آزاد بودند، کسی حق نداشت مانع این دعوت و مانع [[پذیرش اسلام]] توسط مردم شود. جرقه جنگ و [[جهاد در صدر اسلام]] از همین جا زده شد، و به مسلمانان اجازه داده شد تا از عقیده و ایمان و موجودیت خویش [[دفاع]] کنند. {{متن قرآن|أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ}}<ref>«به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل میشود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیدهاند و بیگمان خداوند بر یاری آنان تواناست» سوره حج، آیه ۳۹.</ref>. | |||
[[شهید مطهری]] این [[پرسش]] را مطرح کرده که “آیا [[جنگیدن]] برای [[آزادی]] [[دعوت]] جایز است یا نه؟” به این معنا که ما مجاز باشیم [[پیام]] دعوت خود را به گوش همگان برسانیم و البته آنان در پذیرش و عدم پذیرش آن [[آزاد]] باشند، نه اینکه بخواهیم [[عقیده]] خود را بر آنان [[تحمیل]] نماییم؟ | |||
ایشان با استناد به دو [[حق]] عمومی [[انسانی]] آن را مجاز دانسته است؛ یکی “توحید” که به نظر ایشان حق عمومی انسانی است و دیگری “آزادی” که آن هم حق عمومی انسانی است. هر یک از این دو حق را بپذیریم میتوانیم برای آزادی دعوت بجنگیم. ایشان از این [[جنگ]] به [[جهاد]] برای رفع موانع یاد کردهاند<ref>مطهری، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۰، ص۲۵۰.</ref>. برخی دیگر نیز برای “جهاد ابتدایی” را به همین معنا [[تفسیر]] کردهاند تا با “عدم امکان تحمیل عقیده و ایمان” سازگار باشد<ref>حسینی همدانی، انوار درخشان، ج۲، ص۱۹۱؛ طالقانی، پرتوی از قرآن، ج۲، ص۸۱-۸۳؛ مکارم شیرازی، برگزیده تفسیر نمونه، ج۱، ص۱۷۴.</ref>، البته با توجه به ابزارهایی که امروزه در [[اختیار]] [[بشر]] قرار گرفته، بهگونهای که [[دعوت به توحید]] [[نیازمند]] حضور در میان [[مردمان]] بلاد دیگر و دعوت حضوری نیست، شاید موضوع جهاد به این معنا منتفی شده باشد. امروزه امکان ندارد کسی بتواند مانع دعوت [[ملل]] دیگر عالم به [[توحید]] و [[یکتاپرستی]] شود. در دنیای امروز [[پیروان]] همه مکاتب مادی و [[الهی]] میتوانند دیگران را به عقیده و مرام خویش دعوت کنند. [[پیروان اسلام]] هم با استفاده از ابزارهای جدید بدون آنکه کسی بتواند مانع دعوت دیگران به توحید شود، میتوانند دیگران را به [[اسلام]] فرا بخوانند. | |||
[[قرآن کریم]] برای دعوت دیگران به [[راه هدایت]] [[پروردگار]]، راهکار معین و مؤثری مقرر کرده است: {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ}}<ref>«(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بیگمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>. | |||
بدین وسیله سه راهکار “حکمت”، “موعظه نیکو” و “جدال احسن” برای [[دعوت]] دیگران به [[توحید]] و [[یکتاپرستی]] پیش روی ماست. از این [[آیه]] میتوان به این نکته رسید که [[جهاد]] راهکار [[دعوت به توحید]] شمرده نمیشود، بلکه جهاد راهی برای رفع موانع دعوت به توحید از راهکارهایی سهگانه پیشگفته است؛ هرچند امروزه کسی [[قادر]] به ایجاد مانع برای دعوت دیگران به توحید نیست تا [[نیازمند]] جهاد به معنای رایج آن باشد، گرچه جهاد در عرصههای [[فرهنگی]]، [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] برای مقابله با ترفندهای [[دشمنان اسلام]] همچنان جریان دارد. [[تعیین]] سه راهکار متفاوت نیز بدین خاطر است که [[مردم]] از نظر [[میزان]] [[دانش]]، [[معرفت]]، [[درک]] و [[شعور]]، و ظرفیت یکسان نیستند، از اینرو، باید [[اهل]] [[منطق]] و [[استدلال]] را با “حکمت و برهان”، [[مردمان]] [[جاهل]] و [[غافل]] را با “موعظه و پند” و اهل [[مجادله]] را با “جدال احسن و گفتگو” به توحید فراخواند. | |||
نتیجه آنکه، دعوت به توحید و [[هدایت الهی]] قاعدهای [[ثابت]] و رویکردی همیشگی برای انواع فعالیتهاست. در [[روابط]] خارجی با [[ملتها]] و دولتهای دیگر، هرچند در چارچوب [[منافع ملی]] انجام میشود، نمیتوان از این نکته کلیدی [[غفلت]] ورزید. برای [[گسترش توحید]] و [[اسلام]] باید از همه ابزارهای لازم فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و از طریق سه راهکار یاد شده، استفاده کرد. ابزارهای جدید این رویکرد را تسهیل کردهاند، بهگونهای که برای عمل به [[قاعده دعوت]] موانع کمتری وجود دارد<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۸۷.</ref> | |||
==منابع== | ==منابع== | ||