حسنه در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰۹٬۷۸۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱ مارس ۲۰۲۱
خط ۳۸: خط ۳۸:
#{{متن قرآن|ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ}}<ref>«این همان است که خداوند (آن را) به بندگانی از خویش که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند مژده می‌دهد بگو: برای این (رسالت) از شما مزدی نمی‌خواهم جز دوستداری خویشاوندان (خود) را و هر کس کاری نیک انجام دهد برای او در آن پاداشی نیک بیفزاییم که خداوند آمرزنده‌ای سپاس‌پذیر است» سوره شوری، آیه ۲۳.</ref>.
#{{متن قرآن|ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ}}<ref>«این همان است که خداوند (آن را) به بندگانی از خویش که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند مژده می‌دهد بگو: برای این (رسالت) از شما مزدی نمی‌خواهم جز دوستداری خویشاوندان (خود) را و هر کس کاری نیک انجام دهد برای او در آن پاداشی نیک بیفزاییم که خداوند آمرزنده‌ای سپاس‌پذیر است» سوره شوری، آیه ۲۳.</ref>.
#{{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ}}<ref>«بی‌گمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونه‌ای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند می‌پرستید بیزاریم، شما را انکار می‌کنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است تا زمانی که به خداوند یگانه ایمان آورید؛ جز (این) گفتار ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو از خداوند آمرزش خواهم خواست و من برای تو در برابر خداوند هیچ اختیاری ندارم؛ پروردگارا! ما بر تو توکل داریم و به سوی تو روی می‌آوریم و بازگشت (هر چیز) به سوی توست» سوره ممتحنه، آیه ۴.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۴۸۱.</ref>
#{{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ}}<ref>«بی‌گمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونه‌ای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند می‌پرستید بیزاریم، شما را انکار می‌کنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است تا زمانی که به خداوند یگانه ایمان آورید؛ جز (این) گفتار ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو از خداوند آمرزش خواهم خواست و من برای تو در برابر خداوند هیچ اختیاری ندارم؛ پروردگارا! ما بر تو توکل داریم و به سوی تو روی می‌آوریم و بازگشت (هر چیز) به سوی توست» سوره ممتحنه، آیه ۴.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۴۸۱.</ref>
==حسنه در [[تفاسیر]]==
[[شیخ طایفه]]، [[علی بن حسن طوسی]]: در تفسیرش فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً}}، فرموده: و آن حسنه‌ای را که سؤال کردند، در معنای آن دو قول است: یکی قول قتاده و جبایی و اکثر مفسرین، و آن، عبارت است از: نعمت‌های دنیا و نعمت‌های آخرت، و دیگری قول حسن است، و آن، عبادت در دنیا، و بهشت در آخرت است. نعمت خدای تعالی حسنه نامیده شده است؛ زیرا آن از چیزهایی است که حکمت آن را فرا می‌خواند، و گفته‌اند طاعت و عبادت حسنه است؛ زیرا آن از چیزهایی است که عقل آن را فرا می‌خواند<ref>تبیان، ج۲، ص۱۷۲.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِهَا}}، فرمود: مراد از حسنه در این جا، آن نعمت‌های خداست که در [[الفت]] بین آنان و در [[پیروزی]] آنان به واسطه [[اجتماع]] کلمه متجلی است، و مراد از [[سیئه]]، [[بلا]] و مصیبت‌هایی است که [[دشمن]] به آنان وارد نموده، و آن به واسطه [[اختلاف]] کلمه است، و نیز به سبب چیزهایی است که به [[تفرقه]] منجر می‌گردد<ref>تبیان، ج۲، ص۵۷۵.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا}}، فرموده: {{عربی|و ان تک زنة الذرة الحسنة}}؛ یعنی اگر به مقدار یک ذره حسنه باشد، یا حسنه‌ای برای او انجام داده باشد، آن را مضاعف می‌گرداند و از قِبَل آن، [[اجر]] عظیمی اعطا می‌شود<ref>تبیان، ج۳، ص۱۹۹.</ref>.
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}}، فرموده: و اکثر [[مفسرین]] گفته‌اند: [[سیئه]] مذکور در این [[آیه]]، [[شرک]]، و حسنه مذکور، [[توحید]] و اظهار [[شهادتین]] است<ref>تبیان، ج۴، ص۳۳۲.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ}}، فرموده: مراد از {{متن قرآن|السَّيِّئَةِ}}، و {{متن قرآن|الْحَسَنَةَ}}، در این جا، شدت و [[سختی]] در [[زندگی]]، و وسعت روزی و [[گشایش]] در [[حیات]] است؛ بدین معنا که مراد از {{متن قرآن|السَّيِّئَةِ}}، آن چیزی است که صاحبش را [[اندوهگین]] و ناخوش می‌نماید، و مراد از حسنه، آن چیزی است که اثرش را بر صاحبش خوشایند و [[نیکو]] می‌سازد<ref>تبیان، ج۴، ص۴۵۷.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ}}، فرموده: این خطاب از جانب [[خدای تعالی]] به پیامبرش است به این که هر [[زمان]] که به [[پیامبر]]{{صل}} و [[مؤمنین]] حسنه‌ای می‌رسید؛ یعنی نعمتی از جانب خدای تعالی در [[پیروزی]] بر [[دشمنان]] و در به دست آمدن [[غنیمت]] بر آنان متجلی می‌شد، [[منافقان]] را اندوهگین و محزون می‌ساخت<ref>تبیان، ج۴، ص۴۵۷.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ}}، فرموده: {{متن قرآن|السَّيِّئَةِ}}، [[خوی]] و طینتی است که نفس را اندوهگین و محزون می‌کند، {{متن قرآن|الْحَسَنَةَ}}، خوی و طینتی است که نفس را مسرور و شادمان می‌کند، و گاهی از آن دو، به [[معصیت]] و [[طاعت]] تعبیر شده است<ref>تبیان، ج۶، ص۲۲۱.</ref>.
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}}، فرموده: یعنی البته، برای کسانی که در این [[دنیا]] کار [[نیکی]] انجام می‌دهند، سزای [[کار نیک]] آنان در دنیا، پیش از [[آخرت]]، نیکی و خیر است<ref>تبیان، ج۶، ص۳۷۶.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ}}، هم فرموده و در این جا مراد از {{متن قرآن|السَّيِّئَةِ}} [[عقاب]] است، و آن را [[سیئه]] نامیده‌اند؛ چون در آن [[آلام]] و ناراحتی‌هاست، و به این جهت که آن، سزای [[افعال]] [[زشت]] و [[ناپسند]] است. سیئه، آن [[خوی]] و طینتی است که صاحب آن، هنگامی که آن را می‌یابد، محزون و [[غمگین]] می‌گردد، و نیز سیئه، آن فعل زشت و ناپسندی است که انجام آن برای فاعلش مجاز نیست، و نقیض آن، حسنه است<ref>تبیان، ج۸، ص۹۰.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ}}، فرموده: یعنی به وسیله [[توبه]] نمودن، [[گناهان]] را دفع می‌کنند؛ زیرا [[خدای تعالی]] [[عذاب]] را با توبه کردن ساقط می‌نماید، و گفته‌اند: معنایش این است که با [[کلام]] [[نیکو]] و دلنشین، سخن [[لغو]] و [[بیهوده]] [[کفار]] را دفع می‌کنند<ref>تبیان، ج۸، ص۱۴۴.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}، فرموده: یعنی [[پیروی]] نیکو در جمیع آنچه آن بزرگوار می‌فرماید و آنچه آن [[حضرت]] انجام می‌دهد، هر زمانی که مثل او انجام دادید، آن، نیکو خواهد بود، و مراد از آن، [[ترغیب]] به [[جهاد]] و [[صبر]] بر آن است در [[مصایب]] [[جنگ‌ها]] و [[تسلی دادن]] به آنان در آنچه از مصایب به آنان می‌رساند. البته، [[پیامبر]]{{صل}} در [[جنگ احد]] سر مبارکش نمایان بود و چهار دندان بین ثنایا و انیابش [[شکست]]، و عمویش، حضرت [[حمزه]] [[سیدالشهداء]]، کشته شد. پس پیروی نمودن از او در صبر و [[شکیبایی]] بر جمیع این مصایب، از جمله پیروی‌های نیکوست، و این، دلالت است بر این که پیروی جمیع افعال پیامبر{{صل}}، نیکو و جایز است، مگر این که دلیلی خلاف آن اقامه گردد، و این، دلالت بر [[وجوب]] [[اقتدا]] به آن حضرت در جمیع افعالش ندارد، و البته، آن به [[دلیل]] دیگری معلوم می‌گردد. پس [[اسوه]]، حال صاحب آن است که غیرش او را در آنچه می‌گوید، پیروی کند. بنابراین، اسوه در [[انسان]] می‌باشد، و آن، [[الگو]] بودن ([[سرمشق]] بودن) برای غیر است. پس کسی که به نیکویی آن [[الگو]] و [[سرمشق]] را [[پیروی]] نماید، عمل و فعل او [[حسن]] است<ref>تبیان، ج۸، ص۲۹۷.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}}، فرموده: یعنی برای کسانی که کارهای نیکویی را انجام دهند، و به غیرشان نیکویی کنند، [[پاداش]] آنان بر این [[اعمال]] خیر در این [[دنیا]]، حسنه است؛ یعنی [[ستایش]] [[نیکو]]، [[یادآوری]] [[زیبا]] و [[پسندیده]] و [[مدح]] و [[شکر]] است. گفته‌اند: صحت، [[سلامت]] و [[عافیت]] است<ref>تبیان، ج۹، ص۱۳.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ}}، فرموده: یعنی {{متن قرآن|الْحَسَنَةُ}} و {{متن قرآن|السَّيِّئَةُ}}، مثل هم نیستند، و این که {{متن قرآن|لَا}} در {{متن قرآن|السَّيِّئَةُ}} آمده، برای تأکید است. گفته‌اند: برای این است که در [[حقیقت]] این دو با هم مساوی نیستند. معنای {{متن قرآن|الْحَسَنَةُ}} در این جا، [[مدارا کردن]] و [[نرمی]] نمودن بوده و مراد از {{متن قرآن|السَّيِّئَةُ}}، [[درشت‌خویی]] کردن می‌باشد. پس [[خدای تعالی]] به این نوع [[ادب]] [[تأدیب]] نموده است<ref>تبیان، ج۹، ص۱۲۴.</ref>.
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا}}، فرموده: “اقتراف”، کسب کردن است؛ یعنی کسی که طاعتی را انجام دهد، ما برای او در آن [[طاعت]]، از لحاظ [[نیکی]] فزونی می‌دهیم؛ به این که در برابر آن طاعت، پاداش را برایش [[واجب]] می‌گردانیم<ref>تبیان، ج۹، ص۱۵۷.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ}} هم فرموده: خدای تعالی در حالی که [[مؤمنان]] را در [[برانگیختن]] برای ترک [[یاری]] و [[دوستی]] با [[کفار]]، و ترک جانبداری از [[جنایت]]، مخاطب قرار داده، فرموده: [[ابراهیم خلیل]] الرحمن{{ع}} برای شما الگو و [[رهبر]] نیکو می‌باشد<ref>تبیان، ج۹، ص۵۷۷.</ref>.
شیخ [[ابی علی فضل بن حسن طبرسی]]، در [[مجمع البیان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً}}، فرموده: یعنی ای [[پروردگار]]! در دنیا، نعمت‌های دنیا و در [[آخرت]] نعمت‌های آخرت را به ما اعطا کن. از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[روایت]] است که: آن، وسعت در [[رزق]] و معاش و [[حسن خلق]] در [[دنیا]]، و [[رضوان]] [[خدای تعالی]] و [[بهشت]] در [[آخرت]] است، و گفته‌اند: [[علم]] و [[عبادت]] در دنیا و بهشت در آخرت است، و نیز گفته‌اند: [[مال]] و [[ثروت]] در دنیا، و بهشت در آخرت است، و قولی هم بر آن است که زوجه صالحه در دنیا، و بهشت در آخرت است. از [[علی]]{{ع}} است که از [[پیامبر]]{{صل}} [[روایت]] شده که فرموده: {{متن حدیث|من أوتي قلبا شاكرا، و لسانا ذاكرا، و زوجة مؤمنة تعينه على أمر دنياه و آخرته، فقد أوتي في الدنيا حسنة و في الآخرة حسنة و وقي عذاب النار}}؛ یعنی به کسی که [[قلبی]] [[شکرگزار]]، زبانی مشغول به [[یاد خدا]] و همسری مؤمنه اعطا شود که او را در امر دنیا و آخرتش [[یاری]] کند، مسلماً در دنیا و آخرت به او حسنه اعطا شده و از [[عذاب]] [[آتش دوزخ]] [[حفظ]] شده است<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۲۹۸.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِهَا}}، فرموده: یعنی ای [[مؤمنان]]! اگر بر شما نعمتی از قبیل: اُلفت با همدیگر، [[اجتماع]] کلمه و [[پیروزی بر دشمن]] از جانب خدای تعالی برسد، آنان محزون و [[غمگین]] می‌شوند، و اگر در [[برخورد با دشمن]] به واسطه [[اختلاف]] کلمه و آنچه منجر به [[تفرقه]] و جدایی می‌گردد، [[محنت]] و بلایی به شما برسد، آنان خوشحال می‌شوند<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۴۹۴.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا}}، فرموده: یعنی اگر به مقدار ذره‌ای حسنه باشد، آن را پذیرفته و آن را بسیار زیاد می‌کند، و گفته‌اند: آن را دو برابر می‌کند، و قولی بر آن است که آن را دوام بخشده و منقطع نمی‌کند، و مانند آن است، قوله تعالی: {{متن قرآن|فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ}}<ref>«پس هر کس همسنگ ذره‌ای نیکی ورزد، آن را خواهد دید،» سوره زلزال، آیه ۷.</ref>، و [[غایت]] در هر دو [[آیه]]، [[ترغیب]] به [[طاعت]] و [[نهی]] از [[معصیت]] است<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۴۸.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا}}، فرموده: یعنی هر کس با یک [[خوی]] [[پسندیده]] از [[خلق و خوی]] [[طاعت]] بیاید، برای او ده برابر [[پاداش نیک]] است، و هر کس با یک خوی [[ناپسند]] از خلق و خوی [[شر]] بیاید، [[کیفر]] آن تنها مثل آن خواهد بود، و آن، از [[فضل]] [[عظیم]] [[خدای تعالی]] در [[بخشش]] بر [[بندگان]] است، آنجا که در پاداش نیک دادن، به [[قدر]] [[استحقاق]] اکتفا نمی‌کند، بلکه مزید بر آن، [[ثواب]] می‌دهد، و چه بسیار از [[گناهان]] [[مؤمن]] که بر وجه [[منت]] و [[تفضل]] بر او در می‌گذرد، و اگر او را [[عقوبت]] کند، بر وجه استحقاق و از روی [[عدالت]] کیفر می‌دهد. گفته‌اند: مراد از حسنه، [[توحید]] است، و مراد از [[سیئه]]، [[شرک]] است. بنابراین ریشه [[حسنات]]، توحید، و زشت‌ترین [[سیئات]]، [[کفر]] است<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۳۹۰.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ}}، هم فرموده: یعنی [[گناه]] را برداشته و به جای آن، حسنه قرار می‌دهیم، و سیئه، [[سختی]] و تنگی [[معیشت]] است، و حسنه، وسعت و [[گشایش]] [[زندگی]] است. سیئه نامیده شده؛ چون صاحب آن را محزون و [[غمگین]] می‌سازد. گفته‌اند: در این موضع، بر [[سبیل]] وسعت داشتن و مجاز است<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۴۵۱.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِنْ قَبْلُ}}، فرموده: این خطابی است از جانب خدای تعالی به پیامبرش، و معنایش این است که اگر نعمتی از جانب خدای تعالی و [[فتح]] و غنیمتی به تو برسد، [[منافقین]] محزون و غمگین می‌گردند، و اگر چنانچه سختی در معیشت، و [[رنج]] و [[مصیبت]] و آفت در نفس و [[مال]]، به تو برسد، آنان می‌گویند، ما دوری کردن از چنین مصیبت‌هایی را با نشستن در سر جای خود از قبل از این مصیبت، [[اختیار]] کردیم؛ بدین معنا که امر خودمان را از مواضع [[هلاکت]] فرا گرفتیم، پس از آنچه آنان در آن واقع شدند، سالم ماندیم<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۳۷.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلَاتُ وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقَابِ}}، فرموده: و ای [[پیامبر]]{{صل}}! این [[مشرکین]] پیش از [[رحمت]] در [[عذاب]]؛ یعنی [[کیفری]] که به آنان [[وعده]] داده شده، از تو درخواست [[شتاب]] و [[عجله]] می‌کنند؛ یعنی درخواست [[تعجیل]] دارند به آن کیفری که در صورت [[تکذیب]] به آنان وعده داده شده، پیش از ثوابی که در صورت [[ایمان آوردن]] به آنان وعده داده شده، و این، هنگامی است که گفتند: {{متن قرآن|فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ}}<ref>«بر ما از آسمان سنگ ببار یا بر (سر) ما عذابی دردناک بیاور» سوره انفال، آیه ۳۲.</ref>، و گفته‌اند: از تو درخواست تعجیل می‌کنند به عذابی که به آنان وعده داده شده، پیش از آنکه از روی [[احسان]]، مهلت یابند. البته، برای کسی که عذاب بر او [[واجب]] است، مهلت دادن به او، احسان است، مانند مهلت دادن به کسی تا واجب و قرضش را ادا نماید، و آن را [[سیئه]] نامیدند؛ چون جزای سیئه است. {{متن قرآن|وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلَاتُ}}<ref>«در حالی که (بر کافران) پیش از آنان کیفرها رفته است» سوره رعد، آیه ۶.</ref>؛ یعنی گذشت پیش از آنها کیفرهایی که بر وجه [[عبرت]] واقع گردید، و آن حوادثی بود که در [[زمین]] و [[آسمان]] بر آنان ([[اقوام]] پیشین) وارد آمد، نظیر: [[مسخ]] شدن، [[فرورفتن]] در زمین و [[غرق]] شدن در آب، و روش اینها هم طریقه همان‌هاست، پس چگونه بر [[طلب]] تعجیل در عذاب [[جسارت]] نشان می‌دهند؟<ref>مجمع البیان، ج۶، ص۲۷۸.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ}}، فرموده: و جایز است که این، ابتدای [[کلام]] از جانب [[خدای تعالی]] باشد. معنایش این است که [[پاداش]] [[محسنین]] در این [[دنیا]] حسنه است، و آن، [[ستایش]] و [[مدح]] بر السنه [[مؤمنان]]، و [[هدایت]] و [[توفیق]] برای [[احسان]] است. {{متن قرآن|وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ}}؛ یعنی و آنچه از [[پاداش نیک]] در [[آخرت]] به آنان می‌رسد بهتر از آن چیزی است که در [[دنیا]] به آنان می‌رسد. جایز است که جمیع آن، از [[کلام]] [[متقین]] باشد. گفته‌اند که هر دو وجه می‌تواند باشد<ref>مجمع البیان، ج۶، ص۳۵۸.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ}} هم فرموده: [[صالح]] [[نبی]]{{ع}} برای آن دسته کاذب [[کافر]] گفت: ای [[قوم]] من! برای چه درخواست [[تعجیل]] در [[عذاب]] می‌کنید، پیش از این که [[رحمت]] نازل گردد؛ یعنی چرا گفتید: اگر آنچه را برای ما آوردی، [[حق]] است، پس عذاب بر ما بیاید، و عذاب، سینه نامیده شده، چون در آن، [[آلام]] و [[رنج]] است، و بدان جهت که آن، [[کیفر]] بر [[سیئه]] است، و آن، خصلتی است که صاحبش، محزون گردد<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۲۲۶.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ}}، فرموده: یعنی با [[کلامی]] خوش و [[نیکو]]، سخن [[زشتی]] را که از [[کافران]] می‌شنوند، دفع می‌کنند، و گفته‌اند: یعنی با معروف منکر را دفع می‌کنند، و گفته‌اند: با [[حلم]]، [[جهل]] را دفع می‌کنند؛ به این معنا که با [[نرمی]] و [[مدارا با مردم]]، [[آزار]] و [[اذیت]] آنان را از خودشان دفع می‌کنند، و مثل این معنا از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[روایت]] شده<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۲۵۸.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}، فرموده: ای معاشر [[مکلفین]]! [[پیامبر خدا]]{{صل}} برای شما [[مقتدا]] و [[رهبر]] صالحی است؛ به این معنا که برای شماست که [[پیامبر]]{{صل}} را [[پیروی]] و [[متابعت]] کنید؛ چنان که در [[یاری]] نمودن به او و در [[صبر]] و [[خویشتن‌داری]] کردن در جبهه‌های [[جنگ]]، از او پیروی کردید، همان کاری که آن بزرگوار در [[جنگ احد]]، هنگامی که دندان‌های بین ثنایا و انیابش [[شکست]] و ابروهایش شکافت و عمویش کشته شد، انجام داد، بعد او با همه [[مصایب]] خودش، شما را [[یاری]] کرد. پس [[آگاه]] باشید که مثل آنچه آن بزرگوار انجام داد، شما هم انجام بدهید<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۳۴۹.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}}، فرموده: یعنی آن کسانی که [[اعمال]] [[نیکو]] انجام داده و به غیر خودشان [[نیکی]] نموده‌اند، در این [[دنیا]] برای آنان حسنه است؛ یعنی [[تمجید]] و [[ستایش]]، خوبی و یاد و نامی نیکو، [[مدح]] و [[شکر]]، و [[صحت و سلامت]] است، و گفته‌اند: معنایش این است که برای کسانی که عمل نیکو در این دنیا انجام داده‌اند، [[پاداش]] نیکو در [[آخرت]] است، و آن، جاویدان بودن در [[بهشت]] است<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۴۹۲.</ref>.
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}، فرموده: در معنای آن گفته‌اند: یعنی [[ملت]] حسنه که آن [[اسلام]] است، با ملت [[سیئه]] که آن [[کفر]] است، با هم برابر نیستند، و گفته‌اند: اعمال حسنه و نیکو و اعمال قبیحه و [[زشت]] با هم برابر نیستند، و گفته‌اند: [[خصلت]] حسنه (یعنی [[خلق و خوی]] نیکو)، با خصلت سیئه (یعنی خلق و خوی [[ناپسند]]) با هم برابر نیستند؛ بدین معنا [[صبر]] و [[غضب]]، [[حلم]] و [[جهل]]، [[نرمی]] کردن و [[خشونت]] نمودن، و [[عفو و گذشت]]، با [[بدی]] کردن و [[سخت‌گیری]] نمودن با هم مساوی نیستند. فی قوله: {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}، [[خدای تعالی]] [[پیامبر]]{{صل}} را مخاطب قرار داد و فرمود: با حقی که بر تو هست، [[باطل]] آنان را دفع کن، و با حلم خودت، جهل آنان را [[مرتفع]] کن، و با [[عفو]] و گذشتت، بدی‌های آنان را برطرف ساز. از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[روایت]] شده که فرموده: {{متن حدیث|إِنَّ‏ الْحَسَنَةَ التَّقِيَّةُ وَ السَّيِّئَةُ الْإِذَاعَةُ}}؛ یعنی همانا حسنه [[حفظ]] حیثیت و آبروی [[مردم]] است و آن، [[تقیه]] می‌باشد؛ زیرا با تقیه، آبروی مردم حفظ می‌شود، و نیز آنچه حفظ آن از لحاظ [[عقل]] و [[شرع]] مورد [[تأیید]] است، تحقق می‌پذیرد، و {{متن حدیث|السَّيِّئَةُ الْإِذَاعَةُ}}؛ یعنی منتشر کردن و اشاعه دادن است؛ به این معنا که آنچه از لحاظ [[عقل]] و [[شرع]]، [[ناپسند]] است، با [[سیئه]] افشا می‌گردد<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۱۳.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ}}، فرموده: هر کس طاعتی را انجام دهد، در آن [[طاعت]] برایش [[نیکی]] را افزایش می‌دهیم؛ به این صورت که برای او [[ثواب]] و [[پاداش نیک]] [[واجب]] می‌گردد. [[ابوحمزه ثمالی]] از [[سدی]] [[نقل]] کرده که او گفت: البته، اقتراف حسنه، [[مودت]] [[آل محمد]]{{صل}} است، و [[روایت]] صحیح از [[حسن بن علی]]{{ع}} است که ایشان [[مردم]] را مخاطب قرار داد و در سخنرانی‌اش فرمود: {{متن حدیث|إِنَّا مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ افْتَرَضَ‏ اللَّهُ‏ مَوَدَّتَهُمْ‏ عَلَى‏ كُلِّ‏ مُسْلِمٍ‏ حَيْثُ يَقُولُ‏ {{متن قرآن|لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا}}<ref>«برای این (رسالت) از شما مزدی نمی‌خواهم جز دوستداری خویشاوندان (خود) را و هر کس کاری نیک انجام دهد برای او در آن پاداشی نیک بیفزاییم» سوره شوری، آیه ۲۳.</ref> فَاقْتِرَافُ الْحَسَنَةِ مَوَدَّتَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ}}؛ یعنی من از اهل‌بیتی هستم که [[خدای تعالی]] مودت آنان را بر هر [[مسلمانی]] واجب نمود، پس فرمود: {{متن قرآن|لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا}}، پس اقتراف حسنه، مودت ما [[اهل بیت]] است. [[اسماعیل بن عبدالخالق]] از ابی‌عبداللہ، [[امام صادق]]{{ع}}، روایت کرده که فرمود: {{متن حدیث|إِنَّهَا نَزَلَتْ‏ فِينَا أَهْلَ‏ الْبَيْتِ‏ أَصْحَابَ‏ الْكِسَاءِ}}؛ یعنی البته، آن [[آیه]] درباره ما اهل بیت، [[اصحاب کساء]]، نازل گردید<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۹.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ}}، فرموده: در ترک [[دوستی]] با [[کفار]] خدای تعالی فرمود: به [[درستی]] برای شما در روش [[ابراهیم خلیل]] [[الله]]{{ع}} و نیز آن کسانی که [[ایمان]] به او آورده و از او [[تبعیت]] می‌کردند، و گفته‌اند: از [[پیامبران]]{{عم}} [[پیروی]] کردن و تبعیت نمودن، روش نیکویی است<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۷۰.</ref>.
[[ابوالقاسم جارالله محمود بن عمر زمخشری خوارزمی]]، در [[تفسیر کشاف]]، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً}}، فرموده: حسنتان، آن چیزی است که افراد [[صالح]] آن را در [[دنیا]] [[طلب]] می‌کنند از صحت [[بدن]] و روزی به اندازه [[حاجت]] و [[توفیق]] در خیر، و در [[آخرت]]، خواسته آنان، [[ثواب]] و [[پاداش نیک]] است<ref>کشاف، ج۱، ص۳۵۰.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِهَا}}، فرموده: حسنه، فراخی در [[زندگی]]، فراوانی در [[نعمت]]، و [[نصرت]] و [[غنیمت]] و نظیر آنهاست و [[سیئه]]، چیزهایی ضد آنهاست<ref>کشاف، ج۱، ص۴۵۹.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا}}، فرموده: {{متن قرآن|وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً}}: و اگر به سنگینی ذره‌ای حسنه باشد. [[ضمیر]] مثقال را مؤنث آورده، چون به مؤنث اضافه شده، و بنابراین که “کان” تامه باشد، به رفع خوانده شده. {{متن قرآن|يُضَاعِفْهَا}}: [[پاداش]] آن را مضاعف می‌گرداند؛ برای آنکه در نزد او آن حسنه در هر وقتی از [[زمان]] [[آینده]] نامتناهی، [[استحقاق ثواب]] دارد<ref>کشاف، ج۱، ص۵۲۷.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}}، فرموده: {{متن قرآن|عَشْرُ أَمْثَالِهَا}}، بنا بر [[جانشین کردن]] صفت جنس ممیز، به جای موصوف، و تقدیر آن: {{عربی|عشر حسنات امثالها}}، است. بنا بر [[وصف]]، {{متن قرآن|عَشْرُ أَمْثَالِهَا}} به رفع آن دو جمیعاً قرائت شده، و این مقدار حسنه، کمترین چیزی است که [[وعده]] داده است از دو چندان کردن، و برای یک حسنه هفتصد برابر آن را وعده داد و وعده داد ثواب بدون حساب را، و مضاعف کردن [[حسنات]]، [[فضل]] بوده و مانند و برابر نمودن [[سیئات]]، [[عادل]] است<ref>کشاف، ج۲، ص۶۴.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ}}، فرموده: {{متن قرآن|ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ}}: آنچه از [[بلا]] و [[غم]] در آن بود، برای آنان تبدیل به فراخی در [[زندگی]] نمودیم و صحت [[بدن]] و وسعت را به ایشان اعطا کردیم، مانند قوله تعالی: {{متن قرآن|بَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ}}<ref>«و آنان را با خوشی‌ها و ناخوشی‌ها آزمودیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۸.</ref><ref>کشاف، ج۲، ص۹۷.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِنْ قَبْلُ}}، فرموده: {{متن قرآن|إِنْ تُصِبْكَ}} در برخی از [[جنگ‌ها]]، {{متن قرآن|حَسَنَةٌ}}، [[پیروزی]] و تحصیل [[غنیمت]]. {{متن قرآن|تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ}}، [[خواری]] و [[مصیبت]] و [[سختی]] در بعضی از آن [[غزوات]]، مانند آنچه در [[جنگ احد]] اتفاق افتاد که [[انحراف]] آنان از تو موجب [[خوشحالی]] آنان گردید، {{متن قرآن|يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِنْ قَبْلُ}}؛ یعنی امرمان که ما بدان موسوم هستیم، از [[ترس]]، [[بیداری]] و عمل از روی مآل‌اندیشی، {{متن قرآن|مِنْ قَبْلُ}}، پیش از زمانی است که واقع شود<ref>کشاف، ج۲، ص۱۹۴.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلَاتُ وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقَابِ}}، فرموده: {{متن قرآن|بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ}}، به [[بیماری]] پیش از [[سلامتی]]، و [[احسان]] به آنان، به واسطه [[امهال]] است، و آن به این جهت است که از [[پیامبر خدا]]{{صل}} خواستند که بر آنان [[عذاب]] بیاید، و این خواسته، استهزایی در پاسخ به [[انذار]] او بود<ref>کشاف، ج۲، ص۳۴۹.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی:{{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ}}، فرموده: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا}} و آنچه بعد از آن است، بدل از {{متن قرآن|خَيْرًا}}است، که حکایت: قول {{متن قرآن|لِلَّذِينَ اتَّقَوْا}} می‌باشد، و جایز است [[کلامی]] آغاز شده (مستقل) باشد. {{متن قرآن|حَسَنَةٌ}}، [[پاداش]] در دنیاست به واسطه احسان آنان، و برای ایشان در [[آخرت]]، چیزی بهتر از آن هست، مانند قوله: {{متن قرآن|فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَةِ}}<ref>«پس خداوند به آنان پاداش این جهان و پاداش نیک جهان واپسین را بخشید و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۴۸.</ref><ref>کشاف، ج۲، ص۴۰۷.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ}}، فرموده: اگر بگویی: درخواست [[تعجیل]] آنان به [[بدی]] پیش از [[نیکی]]، چه معنایی دارد؟، و البته، آن هنگامی می‌باشد که [[انتظار]] رود که یکی پیش از دیگری واقع شود. گویم: به سبب [[جهل]] و نادانی‌شان. البته، می‌گفتند: عقوبتی را که [[صالح]]{{ع}} از آن سخن می‌گفت، اگر بنا بر گمانش واقع شود، در آن حال، [[توبه]] و [[استغفار]] می‌کنیم، در حالی که فرض ما این است که در آن موقع، توبه قبول می‌شود، و اگر هم عقوبتی واقع نشود، پس ما بر همین حال که هستیم، خواهیم بود. پس صالح{{ع}} آنان را بر حسب قول و [[اعتقاد]] شان مورد خطاب قرار داد<ref>کشاف، ج۳، ص۱۵۱.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ}}، فرموده: {{متن قرآن|بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ}}: به وسیله [[طاعت]]، [[معصیت]] قبلی را، و به وسیله [[حلم]]، [[آزار]] و [[اذیت]] را<ref>کشاف، ج۳، ص۱۸۵.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}} هم فرموده: بر شماست که با [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[همکاری]] نمایید، پس او را [[یاری]] کنید و با او [[ثابت]] و [[پایدار]] بمانید؛ هم چنان که از او در [[صبر]] و [[شکیبایی]] در [[جهاد]] و [[ثبات]] و [[پایداری]] در جبهه‌های [[جنگ]] [[پیروی]] کردند تا این که در [[جنگ احد]] دندان‌های پیشین او [[شکست]] و پیشانی‌اش زخم بر داشت. پس اگر بگویی: [[حقیقت]] قوله: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}} چیست؟ گویم: در آن، دو وجه است: یکی این که: او فی نفسه [[رهبر]] و اسوه‌ای پیشوای [[نیکو]] است؛ یعنی پیروی شونده، و او مورد [[تأسی]] است؛ یعنی آن کس که به او [[اقتدا]] شود. دوم این که: در او خصلتی است که از [[حق]] آن این می‌باشد که [[اسوه]] قرار گیرد و [[تبعیت]] شود<ref>کشاف، ج۳، ص۲۵۶.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}، فرموده: {{متن قرآن|هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}}، متعلق به {{متن قرآن|أَحْسَنُوا}} است، و معنایش این است که آن کسانی که در این [[دنیا]]، نیکویی می‌کردند، برای آنان در [[آخرت]] حسنه است، که آن داخل شدن در [[بهشت]] است؛ یعنی حسنه‌ای که اصل و منتهای آن، غیر قابل [[وصف]] است<ref>کشاف، ج۳، ص۳۹۰- ۳۹۱.</ref>.
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}} فرموده: یعنی خوبی و [[بدی]] فی‌نفسه دو چیز از هم متفاوتند، پس با به کار گرفتن آن نیکویی که در [[مقام]] [[تعارض]] بین دو نیکویی، بهتر است، بدان دفع کن آن بدی را که از برخی از دشمنانت نسبت به تو وارد می‌گردد<ref>کشاف، ج۳، ص۴۵۳.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا}}، فرموده: {{متن قرآن|وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً}}، از [[سدی]] است که اکتساب و تحصیل حسنه، [[مودت]] [[آل]] [[رسول الله]]{{صل}} است، و {{متن قرآن|نَزِدْ}}، “یزد” قرائت شده؛ یعنی “یزد الله”، و زیادی [[حسن]] آن از ناحیه [[خدای متعال]]، مضاعف نمودن حسنه است، مانند: قوله تعالی: {{متن قرآن|مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً}}<ref>«کیست که به خداوند وامی نیکو دهد تا خداوند آن را برای وی چندین برابر گرداند؟» سوره بقره، آیه ۲۴۵.</ref><ref>کشاف، ج۳، ص۴۶۸.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ}} هم فرموده: یعنی در آنان روش نیکوی پسندیده‌ای است که مورد [[اقتدا]] و [[پیروی]] است<ref>کشاف، ج۴، ص۹۰.</ref>.
[[مولی]] الاجل [[سید عبدالله شبر]] در تفسیرش فی قوله تعالی: {{متن قرآن|رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً}}، گفته: {{متن قرآن|فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً}}، اموری نظیر: صحت، [[امنیت]]، وسعت [[رزق]] و [[حسن خلق]] است. {{متن قرآن|فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً}}؛ یعنی [[خشنودی]] و [[رضایت]] [[خدای تعالی]] و بهشت است، و از [[علی]]{{ع}} [[نقل]] است که حسنه در دنیا، [[همسر]] صالحه است، و در [[آخرت]]، حوریانند<ref>تفسیر شبر، ص۹۷.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِهَا}}، فرموده: اگر به شما نعمتی برسد، [[غمگین]] و محزون گردند، و اگر [[رنج]] و محنتی به شما برسد، آنان خوشحال می‌شوند<ref>تفسیر شبر، ص۱۵۴.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا}}، فرموده: {{متن قرآن|مِثْقَالَ ذَرَّةٍ}}، وزن غله کوچک یا جزئی از اجزای گرد و غبار است. البته، [[خدای تعالی]] به اندازه جزئی از اجزای گرد و غبار [[ظلم]] نمی‌کند؛ زیرا از ظلم کردن [[بی‌نیاز]] است و به [[زشتی]] آن [[علم]] دارد. {{متن قرآن|وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا}}؛ یعنی: و اگر به سنگینی ذره‌ای حسنه باشد، [[پاداش]] آن را مضاعف می‌گرداند.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا}}هم فرموده: حسنه را از لحاظ [[تفضل]] و افزونی آن، ده برابر مثل آن پاداش می‌دهد و [[سیئه]] (یعنی [[بدی]]) را از لحاظ [[عدل]] خدای تعالی، همانند آن [[کیفر]] می‌دهد<ref>تفسیر شبر، ص۱۹۶.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَوْا}}، فرموده: به آنان به جای سیئه (یعنی [[بلا]] و [[مصیبت]])، حسنه (یعنی پاداش به [[عقوبت]]) را اعطا کردیم تا از لحاظ تعداد، یا از جهت مدت آن را زیاد کنند و افزایش دهند<ref>تفسیر شبر، ص۳۵۷.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِنْ قَبْلُ}}، فرموده: اگر فتحی نصیب تو گردد و یا غنیمتی به تو برسد، آنان از روی حسدشان محزون گردند، و اگر به تو رنج و محنتی برسد، می‌گویند ما به واسطه تخلفی که نمو‌دیم. پیش از این که به ما مصیبتی برسد، از آن بر [[حذر]] داشته شدیم. {{متن قرآن|وَيَتَوَلَّوْا وَهُمْ فَرِحُونَ}}؛ یعنی: و از آنچه بدان ندا می‌کنی از تو [[اعراض]] می‌کنند، و این در حالی است که از آنچه به تو می‌رسد، خوشحالند<ref>تفسیر شبر، ص۴۲۱.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلَاتُ}}، فرموده و از روی [[استهزا]] از تو درخواست می‌کنند [[تعجیل]] در [[عذاب]] را پیش از درخواست تعجیل در [[رحمت]]. {{متن قرآن|وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلَاتُ}}؛ یعنی: و محققاً پیش از آنان گذشت کیفرهایی برای کسانی که در [[تکذیب آیات الهی]] شبیه آنان بودند، پس آیا از آنچه بر گذشتگان از آنان گذشت، [[عبرت]] نمی‌گیرند<ref>تفسیر شبر، ص۵۲۱.</ref>.
فی قوله: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ}}هم فرموده: برای کسانی که در این [[دنیا]] [[نیکی]] نمودند، از لحاظ این [[جهان]]، [[کرامت]] است، و البته، [[پاداش]] آنان در [[آخرت]] بهتر از دنیاست، و آن، [[وعده]] است برای کسانی که [[تقوا]] پیشه کرده‌اند، و یا قول [[متقین]] است در [[تفسیر]] خیر<ref>تفسیر شبر، ص۵۶۲.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}، فرموده: [[صالح]] [[نبی]]{{ع}} گفت: ای [[قوم]] من! چرا با گفتن این سخن که: آنچه را وعده می‌دهی، برای ما بیاور، در [[نزول]] عذاب [[عجله]] می‌کنید، پیش از (این که در) پاداش [[نیکو]] ([[شتاب]] کنید)؟ و برای شما امکان توصل به آن و [[مؤمن]] شدن به آن هست. چرا با [[توبه]] نمودن، [[استغفار]] نمی‌کنید، و از [[خدا]] [[طلب آمرزش]] نمی‌کنید، تا خدا شما را عذاب نکند و مورد رحمت قرار دهد؟<ref>تفسیر شبر، ص۷۹۴.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ}}، فرموده: با [[طاعت]] [[معصیت]] را دفع می‌کنند و یا با [[حلم]]، [[جهل]] را<ref>تفسیر شبر، ص۸۱۶.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}} هم فرموده: [[پیامبر خدا]]{{صل}} برای شما [[رهبر]] و مقتدایی است که [[پیروی]] کردن از او در [[پایداری]] و [[استواری]] در [[جنگ]] و غیر آن، نیکو می‌باشد<ref>تفسیر شبر، ص۸۶۹.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}}، فرموده: برای کسانی که در این دنیا [[نیکوکاری]] کردند، در آخرت، برای آنان [[بهشت]] است<ref>تفسیر شبر، ص۹۴۴.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}، فرموده: یعنی حسنه و [[سیئه]] در [[پاداش]] و در [[کیفر]] برابر نیستند، و دفع کن [[بدی]] را با خصلتی که آن، نیکوست؛ مثل این که [[جهل]] را با [[حلم]]، و بدی را با گذشت دفع کنی<ref>تفسیر شبر، ص۹۷۹.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا}}، فرموده: [[روایت]] است که حسنه در این [[آیه]]، [[مودت]] [[آل محمد]]{{صل}} است. بنابراین، معنا چنین می‌شود: هرکس مودت [[آل پیامبر]]{{صل}} را کسب کند، پاداش نیکوی او را چند برابر افزایش می‌دهیم<ref>تفسیر شبر، ص۹۸۹.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ}} هم فرموده: برای شما در [[ابراهیم خلیل]] [[الله]]{{عم}} و در آن کسانی که به او [[ایمان]] آوردند، [[رهبری صالح]]، و مقتدای نیکوست<ref>تفسیر شبر، ص۱۱۱۳.</ref>.
[[علامه]] [[سید محمد حسین طباطبایی]] در [[تفسیر المیزان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِهَا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا}}، فرموده: مَساء بر خلاف [[سرور]] است، و در آیه، دلالتی است بر این که [[امنیت]] بر [[کید]] و [[حیله]] آنان (مراد از آنان، منافقانند)، مشروط به [[صبر]] و تقواست<ref>المیزان، ج۳، ص۴۲۷.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}}، فرموده: آیه در نفس خود، تام است، و آن، کاشف از [[منت الهی]] بر بندگانش است؛ به این که حسنه را به ده برابر مثل آن، پاداش می‌دهد، و برای سیئه به جز یک برابر مثل آن، کیفر نمی‌شد؛ یعنی حسنه ده برابر، و سیئه یک برابر [[محاسبه]] می‌شود، و در [[وفا]] به آن [[ظلم]] نمی‌شود؛ پس نه در آن کمی و [[کاستی]] هست و نه در آن افزایشی، و اگر امکان بر افزایش باشد، افزونی ده برابر است؛ هم چنان که قوله: {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«داستان (بخشش) آنان که دارایی‌های خود را در راه خداوند می‌بخشند چون دانه‌ای است که هفت خوشه بر آورده باشد، در هر خوشه صد دانه و خداوند برای هر که بخواهد (آن را) چند برابر می‌گرداند و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۶۱.</ref>، بر آن دلالت دارد، و اگر ممکن باشد، از [[سیئه]] درگذرد، پس بر آن محاسبه‌ای نمی‌کند، حتی به اندازه یک برابر مانند آن را<ref>المیزان، ج۷، ص۴۱۳.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَوْا وَقَالُوا قَدْ مَسَّ آبَاءَنَا الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ}}، فرموده: و قوله: {{متن قرآن|حَتَّى عَفَوْا}}، از [[عفو]] بوده و به [[کثرت]] [[تفسیر]] شده؛ یعنی [[اموال]] و [[نفوس]] را بسیار کردند، پس از آنکه [[خدای تعالی]] با آزمایش‌ها و امتحانات آنان را تقلیل داد، و قوله: {{متن قرآن|حَتَّى}} در [[آیه]]، برای [[غایت]] است؛ معنا این است که: پس از آن، [[نعمت‌ها]] را به جای کیفرها به آنان اعطا نمودیم، پس [[غرق]] در آن شدند تا آنجا که آنچه بر آن در حال تنگی و [[سختی]] بودند، فراموش کردند و گفتند: همانا، این [[حسنات]] و آن [[سیئات]] بر حسب [[زمان]] و [[روزگار]] است. پس نسبت به آنان ارسال تنگی و سختی به نهایت خود رسید و پس از آن، وسعت و [[گشایش]] نسبت به ایشان به این غایت رسید، و بر آنان سزاوار بود که در این موقع متذکر می‌شده و به مزید [[شکر]] [[هدایت]] می‌گشتند. بعد از [[تضرع]] نمودن و [[زاری]] کردن، اما آنان امر را [[تغییر]] داده، پس این غایت را به جای آن غایتی که پروردگارشان از آنان [[راضی]] می‌شد، قرار دادند. پس خدای تعالی هم به واسطه این کار، [[مُهر]] بر دل‌های آنان زد. پس سخن [[حق]] را نمی‌شنوند. و شاید قوله: {{متن قرآن|الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ}}؛ یعنی سختی و [[تنگدستی]] و [[راحتی]] و گشایش که در آن ضراء مقدم بر [[سراء]] آمده، برای مقابله نمودن با آنچه باشد که در ترتیب قوله: {{متن قرآن|ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ}} است<ref>المیزان، ج۸، ص۲۰۹.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِنْ قَبْلُ وَيَتَوَلَّوْا وَهُمْ فَرِحُونَ}} هم فرموده: به قرینه [[سیاق]]، آنچه متعاقب بر [[جنگ]] و [[جنگیدن]] بر [[اهل]] آن وارد می‌آید، مراد از حسنه، [[فتح]] و [[پیروزی]]، [[غنیمت]] و [[اسیر]] گرفتن است، و مراد از [[سیئه]]، کشته شدن، مجروح شدن و فرار است. پس معنای [[آیه]] این است که این [[منافقان]] خواستشان علیه توست؛ اگر غنیمتی ببری و [[پیروز]] گردی، آنان محزون و [[غمگین]] گردند، و اگر تو کشته بشوی یا زخمی برداری یا مصیبتی ببینی، از هر نوع [[مصیبت]] که باشد، آنان خواهند گفت: ما پیش از این از [[شر]] و [[بدی]] دوری جستیم، و [[اعراض]] کنند در حالی که خوشحال و مسرور باشند<ref>المیزان، ج۹، ص۳۲۰.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلَاتُ}} فرموده: [[ضمیر]] جمع، برای [[کافران]] مذکور در آیه قبل است، و مراد از [[استعجال]] آنان نسبت به سیئه، درخواست [[نزول]] [[عذاب]] است، از جهت [[استهزا]] به [[پیامبر]]{{صل}} پیش از درخواست [[رحمت]] و [[سلامت]]، و [[دلیل]] بر آن، قوله تعالی: {{متن قرآن|وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلَاتُ}}است. معنای آن این است که آنان که [[کفر]] ورزیدند، از تو می‌خواهند که [[کیفر الهی]]، پیش از رحمت و سلامت، بر آنان نازل شود، بعد از آنکه انذارشان را دایر بر عذاب [[خدای تعالی]] از تو استماع کردند. این درخواست از روی استهزا بود، در حالی که آنان به کیفرها و عقوباتی که پیش از آنها بر امم گذشته‌ای که نسبت به پیامبرانشان کفر ورزیدند، نازل گردید، [[آگاه]] بودند<ref>المیزان، ج۱۱، ص۳۳۰.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قَالُوا خَيْرًا لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ}}، فرموده: مراد از حسنه، [[پاداش]] [[نیکو]] است، و البته، [[احسان]] به آنان همان عمل نمودن است به آنچه در [[کتاب آسمانی]] است که به آنان (یعنی [[متقین]]) به طور جمعی روزی داده می‌شود و از روی [[صلاح]] بر آنان [[حکم]] می‌گردد که در آن، رعایت [[عدل]] و احسان است، و [[زندگی پاک]] و پاکیزه‌ای که مبتنی بر [[رشد]] و [[سعادت]] است آنها برای احسانشان به چنین چیز‌هایی به عنوان [[پاداش دنیوی]] می‌رسند، لقوله: {{متن قرآن|لَهُمْ فِي الدُّنْيَا}}، و البته، [[جهان آخرت]] از لحاظ پاداش بهتر است؛ زیرا در آنجا بقا بدون فنا و [[نعمت]] بدون [[زحمت]] است، و سعادتی است که در آن، [[بدبختی]] نیست {{متن قرآن|لَهُمْ فِي الدُّنْيَا}}، و البته، جهان آخرت از لحاظ پاداش بهتر است؛ زیرا در آنجا بدون فنا و نعمت بدون زحمت است، و سعادتی است که در آن، بدبختی نیست<ref>المیزان، ج۱۱، ص۳۳۰.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ}}، فرموده: “درء”، دفع نمودن است. و مراد از {{متن قرآن|بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ}}، را گفته‌اند، سخن نیکو و [[پسندیده]] و سخن [[زشت]] و [[ناپسند]]، و گفته‌اند کار پسندیده و [[کار ناپسند]]، هر دو معروف و منکر است، و گفته‌اند: آن، [[اخلاق نیک]] و [[اخلاق]] بد است، و آن دو، عبارت از [[حلم]] و [[جهل]] است، و [[سیاق آیات]] با معنای اخیر موافقت دارد. پس بازگشت معنا به این است: آنان [[اذیت]] و [[آزار مردم]] را با [[نرمی]] نمودن به آنان دفع می‌کنند<ref>المیزان، ج۱۶، ص۵۴.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی:{{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا}}، فرموده: “اسوه”؛ یعنی [[قدوه]]، و آن، [[پیروی]] نمودن و [[متابعت]] کردن است، و قوله: {{متن قرآن|فِي رَسُولِ اللَّهِ}}؛ یعنی در مورد {{متن قرآن|فِي رَسُولِ اللَّهِ}} و اسوه‌ای که در مورد او ست، و آن، عبارت از تاسی در پیروی نمودن آنان است از او، و در تعبیر به قوله:{{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ}}، دلالت است بر استقرار و استمرار در گذشته، و اشاره می‌باشد به این که آن، تکلیفی [[ثابت]] و مستمر است، و معنای آن این است: و از [[حکم]] [[رسالت پیامبر]] و [[ایمان]] شما به او، [[پیروی]] و [[متابعت]] نمودن شماست از او در گفتار و در فعلش، و شما می‌بینید. آن رنجی را که او در جنب [[خدای تعالی]] و در حضورش در [[جنگ]]، و در جهادش در [[راه]] [[خدای متعال]] به [[حق]] [[جهاد]]، متحمل می‌شود<ref>المیزان، ج۱۶، ص۳۰۵.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}}، فرموده: حسنه را مطلق فرمود و آن را به [[دنیا]] و یا [[آخرت]] [[مقید]] نفرمود و ظاهر آن شامل دنیا است. برای [[مؤمنان]] [[نیکوکار]] در این دنیا، [[پاکی]] نفس، [[سلامت روح]] و مصون ماندن [[نفوس]] است از آنچه کار در آن به سر می‌برند، از قبیل: [[اضطراب]] حال و [[دل]] [[پریشانی]]، پراکندگی دل، فشار سینه، [[خضوع]] نسبت به اسباب خلاهری و فقدان کسی که بشود در هر مصیبتی به او [[امید]] بست و یاریگر باشد در برابر پیشامدها و به سویش در هر بلایی [[آرامش]] یافت. و برای آنان در آخرت [[سعادت]] دایمی و نعمت‌های [[پایدار]] است<ref>المیزان، ج۱۷، ص۴۱۷.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}، فرموده: {{متن قرآن|وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ}}؛ یعنی [[خصلت]] حسنه و [[سیئه]] از حیث [[حسن]] تأثیر در نفوس، برابر نیستند، و {{متن قرآن|لَا}}در {{متن قرآن|وَلَا السَّيِّئَةُ}}، زاید است و برای تأکید در [[نفی]] آمده، و قوله: {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}؛ یعنی به وسیله آن خصلتی که آن، [[بهترین]] است. آن [[بدی]] را که در مقابل و بر ضد آن است، دفع کن. پس با آنچه نزد تو حق است، [[باطل]] آنان را دفع کن، نه با باطلی دیگر، و با [[حلم]] خودت [[جهل]] آنان را، و با گذشت و عفوت، بدی آنان را دفع کن<ref>المیزان، ج۱۷، ص۲۸۵.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا}}، فرموده: “اقتراف”، به معنای اکتساب است، و حسنه، کاری است که [[خدای سبحان]] از آن [[راضی]] و خشنو د گردیده و بر آن، [[پاداش]] [[نیکو]] اعطا می‌کند، و حُسنِ عمل، ملایم بودن آن است برای [[سعادت انسان]] و هدفی که او آن را قصد می‌کند؛ هم چنان که مساءت و [[قبح]] عمل، بر خلاف آن است، و “زیادت [[حُسن]] آن”؛ یعنی اتمام آنچه ناقص است از جهات مختلف آن و از جهات اکمال آن، و از باب آن، زیادت در پاداش آن است؛ هم چنان که فرمود: {{متن قرآن|وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و بهتر از آنچه انجام می‌دادند به آنها پاداش خواهیم داد» سوره عنکبوت، آیه ۷.</ref>، {{متن قرآن|لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ}}<ref>«تا خداوند آنان را بهتر از آنچه انجام داده‌اند پاداش دهد و با بخشش خویش به آنان پاداشی افزون بخشد؛ و خداوند به هر که بخواهد بی‌شمار روزی می‌رساند» سوره نور، آیه ۳۸.</ref>، و معنای آن، این است که هر آن کس حسنه‌ای را به دست آورد، ما در این حسنه برای او [[نیکی]] و خوبی را با رفع نواقص آن و زیادتی در پاداشش، افزایش می‌دهیم، و گفته‌اند: مراد از حسنه، [[مودت]] در اقربای [[پیامبر]]{{صل}} است، و مؤید آن، آنچه است که در [[روایات]] [[ائمه]]، [[اهل بیت]]{{عم}}، آمده که قوله تعالی: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا}} تا پایان چهار [[آیه]] (بعد) که در مودت اقربای پیامبر{{صل}} نازل شده است<ref>المیزان، ج۱۸، ص۴۸ - ۴۹.</ref>.
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ}} فرموده: [[اسوه]]، [[پیروی]] نمودن و [[متابعت]] کردن است، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ مَعَهُ}}، ظاهراً دلالت دارد بر این که با او غیر از همسرش و [[لوط]]{{ع}}، کسانی بودند که به او [[ایمان]] آورده بودند، و معنای آن، این است که: برای شما در [[ابراهیم خلیل]] الرحمن{{ع}}، و کسانی از قومش که به او [[ایمان]] آوردند، [[پیروی]] و [[متابعت]] کردن نیکویی است در [[تبری]] جستن از [[قوم]] و از [[پرستش]] [[بت‌ها]]<ref>المیزان، ج۱۹، ص۲۶۵ - ۲۶۷.</ref>.
در [[تفسیر نمونه]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً}}، فرموده: [[بدیهی]] است، {{متن قرآن|حَسَنَةً}} که به معنای [[نیکی]] است، یک مفهوم وسیع دارد و تمام [[مواهب مادی]] و [[معنوی]] را در بر می‌گیرد، ولی در بعضی از [[احادیث]]، در پاسخ این که: {{متن قرآن|حَسَنَةً}} در [[دنیا]] و [[آخرت]] کدام است؟ [[حدیثی]] از [[پیامبر اسلام]] [[نقل]] نموده است (ما اصل این [[حدیث]] و ترجمه ذیل [[آیه شریفه]] را به نقل از [[مجمع البیان]] در همین فصل ذکر نموده‌ایم) <ref>تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۸.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِهَا}}، فرموده: در این [[آیه]]، یکی از نشانه‌های [[کینه]] و [[عداوت]] آنها بازگو شده است (مراد از آنها، [[منافقان]] هستند) که: اگر [[فتح]] و [[پیروزی]] و پیشامد خوبی برای شما رخ دهد، آنها ناراحت می‌شوند، و چنانچه حادثه [[ناگواری]] برای شما رخ دهد، خوشحال می‌شوند.
و زیر عنوان: “هشدار به مسلمانان”، چنین فرموده: [[خداوند]] در این آیه شریفه به [[مؤمنان]] هشدار داده است تا [[دشمنان]] خود را در جزء خاصان خویش قرار ندهند و رازهای [[مسلمانان]] و [[نیک]] و بد ایشان را در برابر این گروه آشکار نسازند. این اعلام خطر به صورت کلی و عمومی است و باید در هر [[زمان]] و در هر حال، مسلمانان به این هشدار توجه کنند<ref>تفسیر نمونه، ج۳، ص۶۵-۶۶.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا}}، در [[تفسیر]] آن، فرموده: آیه فوق می‌گوید: خداوند حتی به اندازه سنگینی ذره‌ای [[ستم]] نمی‌کند؛ نه تنها ستم نمی‌کند، بلکه اگر کار نیکی انجام شود، آن را مضاعف می‌نماید و [[پاداش]] [[عظیم]] از طرف خود در برابر آن می‌دهد. این آیه در [[حقیقت]] به افراد [[بی‌ایمان]] و [[بخیل]] که حال آنان در [[آیات]] قبل گذشت، می‌گوید: این مجازات‌هایی که دامنگیر شما می‌شود، محصول [[اعمال]] شما است و از ناحیه [[خدا]] هیچ ستمی نخواهد شد، و به عکس، اگر به جای [[بخل]] و [[کفر]]، [[راه خدا]] را پیش می‌گرفتید و [[انتخاب]] می‌کردید، از پاداش‌های مضاعف و [[عظیم]] او برخوردار می‌شدید. ضمناً باید توجه داشت که “ضعف” و “مضاعف” در لغت [[عرب]] به معنای چیزی است که معادل آن یا چند برابر آن را، بر آن بیفزاید، و بنابراین، [[آیه]] فوق با آیاتی که می‌گوید: [[پاداش]] [[انفاق]] گاهی به ده برابر، و گاهی به هفتصد برابر، یا بیشتر آن می‌رسد، هیچ گونه منافاتی ندارد، در هر صورت حکایت از [[لطف خداوند]] نسبت به [[بندگان]] است که گناهانشان را بیش از مقداری که انجام داده‌اند، [[کیفر]] نمی‌دهد، اما به [[حسنات]] آنها، به مراتب بیش از آنچه انجام داده‌اند، پاداش می‌دهد. اما [[دلیل]] بر این که چرا [[خداوند]] [[ظلم]] نمی‌کند؟ روشن است؛ زیرا [[ظلم و ستم]] معمولاً بر اثر [[جهل]] است و یا احتیاج و یا کمبودهای [[روانی]]. کسی که نسبت به همه چیز و به همه کس، عالم، و از همه [[بی‌نیاز]]، و هیچ کمبودی در [[ذات مقدس]] او نیست، ظلم کردن درباره او ممکن نیست، نه این که نمی‌تواند ظلم کند و نه این که ظلم و ستم در مورد او متصور نباشد (آن چنان که [[طایفه]] [[اشاعره]] [[تصور]] کرده‌اند، بلکه در عین [[توانایی]]، به خاطر این که [[حکیم]] و عالم است، از ظلم کردن خودداری می‌نماید، و هر چیزی را در جای خود در این [[جهان]] پهناور هستی قرار می‌دهد، و با هر کسی طبق [[شایستگی]] و اعمالش [[رفتار]] می‌کند<ref>تفسیر نمونه، ج۳، ص۳۹۰.</ref>.
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}}، فرموده: آیه، اشاره به [[رحمت]] و پاداش وسیع خداوند که در [[انتظار]] افراد [[نیکوکار]] است، کرده و تهدیدهای [[آیه]] گذشته را با این تشویق‌ها تکمیل می‌کند و می‌گوید: هر کسی کار [[نیکی]] انجام داد، ده برابر به او [[پاداش]] داده می‌شود. هر کس کار [[بدی]] انجام داد، جز به همان مقدار، [[کیفر]] داده نمی‌شود، و برای تأکید، این جمله را نیز اضافه می‌کند که: به آنها هیچ گونه ستمی نخواهد شد و تنها به مقدار عملشان کیفر ببیند، و در این که منظور از حسنه و “سیئه” در آیه فوق چیست؟ و آیا خصوص “توحید” و “شرک” است، و یا معنای وسیع‌تر دارند؟ میان [[مفسران]] [[گفتگو]] است، ولی ظاهر آیه، هرگونه [[کار نیک]] و [[فکر]] [[نیک]] و [[عقیده]] نیک و یا بد را شامل می‌شود؛ زیرا هیچ گونه دلیلی بر محدود کردن معنای حسنه و [[سیئه]] نیست. در این جا به چند نکته باید توجه داشت:
#منظور از “جاء به”، آن چنان که از مفهوم جمله استفاده می‌شود، آن است که کار نیک یا بد را همراه خود بیاورد؛ یعنی به هنگام ورود در [[دادگاه]] [[عدل الهی]]، [[انسان]] نمی‌تواند دست خالی و تنها باشد؛ یا عقیده و عمل نیکی با خود دارد و یا عقیده و [[اعمال]] سوئی. اینها همواره با او هستند و از او جدا نمی‌شوند و در زندگانی [[ابدی]]، قرین و همدم او خواهند بود. در [[آیات]] دیگر [[قرآن]] نیز این تعبیر به همین معنا به کار رفته است. در آیه ۳۳ [[سوره ق]] می‌خوانیم {{متن قرآن|مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ}}<ref>«همان که از (خداوند) بخشنده در نهان می‌هراسد و دلی بازگردنده (به درگاه ما) می‌آورد» سوره ق، آیه ۳۳.</ref>: [[بهشت]] برای آنها است که [[خدا]] را از طریق [[ایمان به غیب]] بشناسند و از او بترسند و [[قلب]] تو به کار مملو از [[احساس مسئولیت]] با خود در عرصه [[محشر]] بیاورند.
#در آیه فوق می‌خوانیم پاداش حسنه، ده برابر است، در حالی که در بعضی دیگر از [[آیات قرآن]] تنها به عنوان: {{متن قرآن|أَضْعَافًا كَثِيرَةً}} (چندین برابر)، اکتفا شده (مانند: [[آیه]] ۲۴۵ [[سوره بقره]])، و در بعضی دیگر از [[آیات]]، [[پاداش]] پاره‌ای از [[اعمال]] مانند [[انفاق]] را به هفتصد برابر، بلکه بیشتر می‌رساند (آیه ۲۶۱ سوره بقره)، و در بعضی دیگر، [[اجر]] و پاداش بی‌حساب ذکر کرده و می‌گوید: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}<ref>«جز این نیست که پاداش شکیبایان را بی‌شمار، تمام دهند» سوره زمر، آیه ۱۰.</ref>: آنها که [[استقامت]] بورزند، پاداشی بی‌حساب خواهند داشت. روشن است که این آیات هیچ گونه اختلافی با هم ندارند. در [[حقیقت]]، حداقل پاداشی که به [[نیکوکاران]] داده می‌شود، ده برابر است، و همین طور به نسبت اهمیت عمل و [[درجه]] [[اخلاص]] آن، و کوشش‌ها و تلاش‌هایی که در [[راه]] آن انجام شده است، بیشتر می‌شود تا به جایی که هر حد و مرزی را در هم می‌شکند و جز [[خدا]] حد آن را نمی‌داند؛ مثلاً انفاق که فوق‌العاده در [[اسلام]] اهمیت دارد، پاداشش از حد معمول پاداش [[عمل نیک]] که ده برابر است، فراتر رفته و به اضعاف کثیره یا هفتصد برابر و بیشتر رسیده است، و در مورد “استقامت” که ریشه تمام موفقیت‌ها، [[سعادت‌ها]] و خوشبختی‌ها است، و هیچ [[عقیده]] و عمل [[نیکی]] بدون آن پا بر جا نخواهد بود، پاداش بی‌حساب ذکر شده است. از این جا روشن می‌شود که اگر در [[روایات]]، پاداش‌هایی بیش از ده برابر برای بعضی از [[اعمال نیک]] ذکر شده نیز هیچ گونه منافاتی با آیه فوق ندارد، و همچنین اگر در آیه ۸۴ [[سوره قصص]] می‌خوانیم: {{متن قرآن|مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا}}: کسی که عمل نیکی انجام دهد، پاداشی بهتر از این خواهد داشت، مخالفتی با آیه فوق ندارد تا احتمال [[نسخ]] در آن برود؛ زیرا “بهتر بودن” معنای وسیعی دارد که با ده برابر کاملاً سازگار است.
#ممکن است بعضی [[تصور]] کنند که [[واجب]] شدن “شصت روز” به عنوان [[کفاره]] در مقابل خوردن یک [[روز]] [[روزه]] [[ماه مبارک رمضان]] و مجازات‌هایی دیگری در [[دنیا]] و [[آخرت]] از این قبیل، با [[آیه]] فوق که می‌گوید: در برابر کار بد، فقط به اندازه آن [[کیفر]] داده خواهد شد، سازگار نیست، ولی با توجه به یک نکته، پاسخ این ایراد نیز روشن می‌شود، و آن این است که: منظور از [[مساوات]] میان “گناه” و “کیفر”، مساوات عددی نیست، بلکه کیفیت عمل را نیز باید در نظر گرفت؛ خوردن یک روز روزه ماه مبارک رمضان با آن همه اهمیتی که دارد، مجازاتش تنها یک روز [[کفاره]] نیست، بلکه باید آن [[قدر]] روزه بگیرد که به اندازه [[احترام]] آن یک روز ماه [[مبارک]] بشود. به همین [[دلیل]] در بعضی از [[روایات]] می‌خوانیم که کیفر [[گناهان]] در ماه مبارک رمضان بیش از سایر ایام است؛ همان طور که [[پاداش اعمال]] [[نیک]] در آن ایام بیشتر است تا آنجا که مثلاً یک [[ختم قرآن]] در این ماه برابر هفتاد ختم قرآن در ماه‌های دیگر است.
#نکته جالب دیگر این که: آیه فوق نهایت [[لطف]] و [[مرحمت]] [[پروردگار]] را در مورد [[انسان]] مجسم می‌کند، چه کسی را سراغ دارید که تمام ابزار کار را در [[اختیار انسان]] بگذارد، و همه گونه [[آگاهی]] نیز به او بدهد؛ [[رهبران]] معصومی برای [[هدایت]] و [[راهنمایی]] او بفرستد تا با استفاده از نیروی خداداد و [[رهبری]] فرستادگانش کار [[نیکی]] انجام دهد، و تازه در برابر کار او، ده برابر [[پاداش]] [[تعیین]] نماید، اما برای [[لغزش‌ها]] و خطاهایش تنها یک [[جرم]] قایل شود، و این در حالی است که [[راه]] عذرخواهی و [[توبه]] و رسیدن به [[عفو]] و [[بخشش]] را نیز روی او بگشاید؟ [[ابوذر]] گوید: صادق [[مصدق]] (یعنی [[پیامبر]]) فرمود: {{متن حدیث|ان الله تعالی قال: الحسنة عشر و ازید، و السیئة واحدة او اغفر، فالویل لمن غلبت احاده اعشاره}}؛ یعنی [[خداوند]] می‌فرماید: [[کارهای نیک]] و [[حسنات]] را ده برابر پاداش می‌دهم یا بیشتر، و [[سیئات]] را تنها یک [[کیفر]] می‌دهم و یا می‌بخشم. وای به حال کسانی که آحادش بر عشراتش پیشی گیرد (یعنی گناهانش از طاعاتش افزون شود) <ref>این حبه نقل از مجمع البیان، جلد چهارم، صفحه ۳۹ ذکر شده.</ref>و <ref>تفسیر نمونه، ج۶، ص۵۵.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَوْا وَقَالُوا قَدْ مَسَّ آبَاءَنَا الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ}}، [[تفسیر]] فرموده: {{متن قرآن|عَفَوْا}} از ماده [[عفو]] است که گاهی به معنای [[کثرت]] و زیادی آمده است، و گاهی به معنای ترک کردن و [[اعراض]] نمودن، و گاهی نیز به معنای محو آثار چیزی کردن، ولی بعید نیست که ریشه همه آنها، همان ترک کردن بوده باشد، منتها گاهی نیز چیزی را به حال خود رها می‌کنند تا ریشه بدواند و توالد و تناسل کند و افزایش یابد، و گاهی رها می‌کنند تا تدریجاً محو و نابود گردد. از این جهت به معنای افزایش و نابودی نیز آمده است. در [[آیه]] مورد بحث، [[مفسران]] سه احتمال داده‌اند: نخست این که ما به آنها امکانات دادیم تا در افزایش یابند و آنچه را که در دوران [[سختی]] از نفرات و [[ثروت‌ها]] از دست داده بودند، بیابند. دیگر این که: ما آن چنان به آنها [[نعمت]] دادیم که [[مغرور]] شدند و [[خدا]] را فراموش کردند و [[شکر]] او را “ترک” کردند. دیگر این که: ما به آنها نعمت دادیم تا به وسیله آن، آثار دوران نکبت را “محو” کردند و از بین بردند. البته، این [[تفاسیر]] گرچه مفهومش با هم متفاوت است، ولی از نظر نتیجه، چندان با هم تفاوت ندارد. سپس اضافه می‌کند: به هنگام برطرف شدن [[مشکلات]]، به جای اینکه به این [[حقیقت]] توجه کنند که “نعمت” و “نقمت” به دست خداست، و رو به سوی او آورند، برای [[اغفال]] خود، به این [[منطق]] متشبث شدند که اگر برای ما [[مصایب]] و گرفتاری‌هایی پیش آمد، چیز تازه‌ای نیست، “پدران ما نیز گرفتار چنین [[مصایب]] و مشکلاتی شدند”. [[دنیا]] فراز و نشیب دارد و برای هر کسی دوران [[راحتی]] و [[سختی]] بوده است. [[سختی‌ها]] امواجی ناپایدار و زود گذرند: {{متن قرآن|وَقَالُوا قَدْ مَسَّ آبَاءَنَا الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ}}<ref>تفسیر نمونه، ج۶، ص۲۶۳.</ref>.
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِنْ قَبْلُ}}، [[تفسیر]] فرموده: اگر [[نیکی]] به تو رسد، آنها را ناراحت می‌کند، خواه این خیر و نیکی [[پیروزی بر دشمن]] باشد، یا [[غنایم]] [[جنگی]]، و خواه پیشرفت‌های دیگر، و این [[ناراحتی]] [[دلیل]] [[عداوت باطنی]] و فقدان [[ایمان]] آنهاست، چگونه ممکن است کسی که کمترین بهره از ایمان داشته باشد و از [[پیروزی]] [[پیامبر خدا]] و یا حتی یک فرد با ایمان [[شادی]] ناراحت شود؟ ولی در مقابل، اگر مصیبتی به تو برسد و گرفتار مشکلی شوی، با [[خوشحالی]] می‌گویند: ما از جلو [[پیش‌بینی]] چنین مسائلی را می‌کردیم و [[تصمیم]] لازم را گرفتیم و خود را از این پرتگاه [[رهایی]] بخشیدیم<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۴۴۱.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلَاتُ}}، پس از [[تفسیر آیه]] قبل، فرموده: در [[آیه]] بعد، به یکی دیگر از سخنان غیر منطقی [[مشرکان]] پرداخته و می‌گوید: آنها به جای این که از [[خداوند]] به وسیله تو تقاضای [[رحمت]] کنند، درخواست [[تعجیل عذاب]]، [[کیفر]] و [[مجازات]] می‌نمایند. چرا این [[قوم]] این [[قادر]] لجوج و جاهلند؟ چرا آنها نمی‌گویند، اگر راست می‌گویی، [[رحمت خدا]] را چنین و چنان بر مانازل بگردان؟ بلکه می‌گویند: اگر سخن تو راست است، [[عذاب]] [[خدا]] را بر ما فرو فرست. آیا آنها [[فکر]] می‌کنند، مجازات [[الهی]] [[دروغ]] است؟ با این که در گذشته، عذاب‌هایی بر امت‌های [[سرکش]] پیشین نازل گردید که [[اخبار]] آن بر صفحات [[تاریخ]] و در [[دل]] [[زمین]] [[ثبت]] است: {{متن قرآن|وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلَاتُ}}. “مثلات” جمع “مثله” (به [[فتح]] میم و ضم ث)، به معنای [[بلاها]] و کیفرهایی است که بر [[امت‌های پیشین]] وارد شده، آن چنان که “ضرب المثل” گردید<ref>تفسیر نمونه، ج۱۰، ص۱۲۵.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}}، فرموده: هنگامی که به [[پرهیزگاران]] گفته می‌شود، [[پروردگار]] شما چه چیز نازل کرده است؟ می‌گویند: خیر و [[نیکی]]: {{متن قرآن|وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قَالُوا خَيْرًا}} چه تعبیر رسا و [[زیبا]] و جامعی! “خیر” آن هم خیر مطلق، که مفهوم گسترده‌اش همه [[نیکی‌ها]]، [[سعادت‌ها]]، و پیروزی‌های مادی و [[معنوی]] را دربر می‌گیرد؛ خیر در رابطه با [[دنیا]]، خیر در رابطه با [[آخرت]]، خیر برای فرد و خیر برای [[جامعه]]، و خیر در زمینه [[تعلیم و تربیت]] و در زمینه [[سیاست]] و [[اقتصاد]] و [[امنیت]] و [[آزادی]]؛ خلاصه، خیر از هر نظر (زیرا می‌دانیم هنگامی که متعلق یک کلمه را حذف کنیم، مفهوم آن [[عمومیت]] پیدا خواهد کرد). در [[آیه]] مورد بحث، نتیجه اظهارات [[مؤمنان]] به این صورت بیان شده است. برای کسانی که در این دنیا نیکی کردند، نیکی است: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}} جالب این که {{متن قرآن|حَسَنَةٌ}}که [[پاداش]] آنهاست، همانند {{متن قرآن|خَيْرٌ}}که (اظهار) آنها بوده، مطلق گذاشته شده است و انواع [[حسنات]] و نعمت‌های این [[جهان]] را در بر می‌گیرد<ref>تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۲۱۱ - ۲۱۲.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}} [[تفسیر]] فرموده: [[صالح]] به آنها گفت: ای [[قوم]] من! چرا پیش از تلاش و [[کوشش]] برای جلب نیکی‌ها، [[عجله]] برای [[عذاب]] و [[بدی‌ها]] دارید؟ چرا تمام [[فکر]] خود را روی فرا رسیدن [[عذاب الهی]] متمرکز می‌کنید؟ اگر عذاب الهی شما را فرو بگیرد، به حیاتتان خاتمه می‌دهد و مجالی برای [[ایمان]] باقی نخواهد ماند. بیایید [[صدق]] گفتار مرا در [[برکات]] و [[رحمت الهی]] که در سایه ایمان به شما نوید می‌دهد، بیازمایید. چرا از پیشگاه [[خدا]]، تقاضای [[آمرزش گناهان]] خویش را نمی‌کنید تا مشمول [[رحمت]] او واقع شوید؟ چرا فقط دنبال بادی‌ها و تقاضای [[نزول]] [[عذاب]] هستید؟ این [[لجاجت]] و [[خیره]] سری برای چیست؟<ref>تفسیر نمونه، ج۱۶، ص۴۸۹.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ}}، فرموده: آنها به وسیله [[نیکی‌ها]]، [[بدی‌ها]] را دفع می‌کنند. با گفتار [[نیکو]]، سخنان [[زشت]] را، و با معروف، منکر را، و با [[حلم]]، [[جهل]] را، و با [[محبت]]، [[عداوت]] و [[کینه‌توزی]] را، و با پیوند [[دوستی]] و [[صله رحم]]، [[قطع]] پیوند را، خلاصه، آنها سعی می‌کنند به جای این که [[بدی]] را با بدی پاسخ گویند. با [[نیکی]] دفع کنند. این، یک روش بسیار مؤثری است در [[مبارزه]] با [[مفاسد]]، مخصوصاً در برابر گروهی از لجرجان، و [[قرآن]] کراراً روی آن [[تکیه]] کرده است<ref>تفسیر نمونه، ج۱۶، ص۱۱۰.</ref>.
و در ذیل [[آیه]] ۲۲ [[سوره رعد]]: {{متن قرآن|وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ}}، فرموده: آنها به وسیله [[حسنات]]، “سیئات” خود را از میان می‌برند؛ به این معنا که به هنگام ارتکاب یک [[گناه]] و [[لغزش]]، تنها به پشیمان شدن، [[ندامت]] و [[استغفار]] [[قناعت]] نمی‌کنند؛ بلکه عملاً در [[مقام]] جبران بر می‌آیند، و هر اندازه، گناه و لغزش آنها بزرگ‌تر باشد، به همان اندازه حسنات بیشتری انجام می‌دهند تا وجود خود و [[جامعه]] را از لوث گناه با آب حسنات بشویند. {{متن قرآن|يَدْرَءُونَ}}از ماده “درء” (بر وزن زرع)، به معنای دفع کردن است<ref>تفسیر نمونه، ج۱۰، ص۱۹۰.</ref>.
و در ذیل آیه ۹۶ [[سوره مؤمنون]]: {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«بدی را با روشی که نیکوتر است دور کن؛ ما به آنچه وصف می‌کنند داناتریم» سوره مؤمنون، آیه ۹۶.</ref>، فرموده: بدی‌های آنها را با [[عفو]]، گذشت و نیکی دفع کن و آنها را با [[بهترین]] [[منطق]] پاسخ گو.
هم‌چنین زیر عنوان “نکته‌ها” چنین [[تفسیر]] فرمود: یکی از موثرترین طرق مبارزه با [[دشمنان]] سرسخت و لجوج، آن است که بدی‌ها را به نیکی پاسخ دهند. این جاست که [[شور]] و غوغایی از درون [[وجدان]] آنها برمی‌خیزد و شخص [[بدکار]] را سخت تحت ضربات [[سرزنش]] و ملامت قرار می‌دهد و در مقایسه او با طرف مقابل، [[حق]] را به طرف می‌دهد، و همین امر در بسیاری از موارد سبب [[تجدید]] نظر [[دشمن]] در برنامه‌هایش می‌گردد. در [[سیره]] [[پیشوایان]] و روش عملی [[پیامبر]]{{صل}} و [[ائمه هدی]]{{عم}}، بسیار دیده‌ایم که افراد یا جمعیت‌هایی را که مرتکب بدترین جنایات شده‌اند، به [[نیکی]] پاسخ گفته و مشمول محبتشان ساخته‌اند، و همین، سبب [[انقلاب]] و دگرگونی [[روحی]] و بازگشت آنها به طریق حق گردیده. [[قرآن]] بارها و از جمله در [[آیات]] فوق، این امر را به عنوان یک اصل در مبازره با [[بدی‌ها]] به [[مسلمانان]] گوشزد می‌کند، و حتی در [[آیه]] ۳۴ [[سوره فصلت]] می‌گوید: نتیجه این کار، آن خواهد شد که [[دشمنان]] سرسخت، [[دوستان]] گرم و صمیمی شوند: {{متن قرآن|فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ}}<ref>«نیکی با بدی برابر نیست؛ به بهترین شیوه (دیگران را از چالش با خود) باز دار، ناگاه آن کس که میان تو و او دشمنی است چون دوستی مهربان می‌گردد» سوره فصلت، آیه ۳۴.</ref><ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۳۰۶ و ۳۰۸-۳۰۹.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ...}}، فرموده:برای شما در [[زندگی]] [[رسول خدا]]{{صل}} و عملکرد او (در میدان [[احزاب]]) [[سرمشق]] نیکویی بود؛ برای آنها که [[امید به رحمت خدا]] و [[روز رستاخیز]] دارند و [[خدا]] را بسیار یاد می‌کنند. [[بهترین]] [[الگو]] برای شما نه تنها در این میدان که در تمام زندگی، شخص پیامبر{{صل}} است؛ [[روحیات]] عالی او، [[استقامت]] و [[شکیبایی]] او، [[هشیاری]]، [[درایت]]، [[اخلاص]]، [[توجه به خدا]] و [[تسلط]] او بر حوادث و زانو نزدن در برابر [[سختی‌ها]] و [[مشکلات]]، هر کدام می‌تواند الگو و سرمشقی برای [[مسلمین]] باشد، و این ناخدای بزرگ، به هنگامی که سفینه‌اش گرفتار سخت‌ترین طوفان‌ها می‌شود، کمترین [[ضعف]]، [[سستی]] و دستپاچگی [را] به خود [[راه]] نمی‌دهد؛ او هم ناخداست، هم لنگر مطمئن این کشتی؛ هم [[چراغ هدایت]] است و هم مایه [[آرامش]] و راحت [[روح]] و [[جان]] سرنشینان؛ همراه دیگر [[مؤمنان]] کلنگ به دست می‌گیرد؛ [[خندق]] می‌کند، با بیل جمع‌آوری کرده و با ظرف از خندق بیرون می‌برد؛ برای [[حفظ]] [[روحیه]] و خونسردی یارانش با آنها [[مزاح]] می‌کند، و برای گرم کردن [[دل]] و جان، آنها را به خواندن اشعار حماسی [[تشویق]] می‌نماید؛ مرتباً آنان را به [[یاد خدا]] می‌اندازد و به [[آینده]] درخشان و [[فتوحات]] بزرگ نوید می‌دهد؛ از [[توطئه]] [[منافقان]] برحذر می‌دارد و [[هشیاری]] لازم را به آنها می‌دهد؛ از آرایش [[جنگی]] صحیح و [[انتخاب]] [[بهترین]] روش‌های نظامی، لحظه‌ای [[غافل]] نمی‌ماند، و در عین حال، از راه‌های مختلف، برای ایجاد شکاف در میان صفوف دشمان، از پای نمی‌نشیند. آری، او بهترین [[مقتدا]] و [[اسوه]] مؤمنان، در این میدان، و در همه میدان‌هاست. “اسوه” (بر وزن عُروَه)، در اصل به معنای آن حالتی است که [[انسان]] به هنگام [[پیروی]] از دیگری، به خود می‌گیرد، و به تعبیر دیگر، همان [[تأسی]] کردن و [[اقتدا]] نمودن است. بنابراین، معنای مصدری دارد، نه معنای وصفی، و جمله {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}، مفهومش این است که برای شما در [[پیامبر]]{{صل}} تأسی و پیروی خوبی است. می‌توانید با اقتدا کردن به او، خطوط خود را [[اصلاح]]، و در مسیر [[صراط مستقیم]] قرار گیرید. جالب این که: [[قرآن]] در [[آیه]] فوق این [[سوره]] حسنه را مخصوص کسانی می‌داند که دارای سه ویژگی هستند: [[امید]] به [[الله]] و امید به [[روز قیامت]] دارند و [[خدا]] را بسیار یاد می‌کنند. در [[حقیقت]]، [[ایمان]] به [[مبدأ و معاد]]، [[انگیزه]] این حرکت است، و ذکر [[خداوند]] تداوم‌بخش آن؛ زیرا بدون [[شک]]، کسی که از چنین [[ایمانی]] قلبش سرشار نباشد، [[قادر]] به قدم گذاشتن در جای قدم‌های پیامبر نیست، و در ادامه این [[راه]] نیز اگر پیوسته [[ذکر خدا]] نکند و [[شیاطین]] را از خود نراند، قادر به ادامه تأسی و اقتدا نخواهد بود<ref>تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۲۴۲-۲۴۳.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}}، زیر عنوان: “خطوط اصلی [[بندگان]] مخلص” فرموده: در دومین [[دستور]]، به مسأله [[احسان]] و [[نیکوکاری]] در این [[دنیا]] که دار عمل است، پرداخته و از طریق بیان نتیجه احسان، [[مردم]] را به آن [[تشویق]] و تحریص می‌کند و می‌فرماید: برای کسانی که در این دنیا [[نیکی]] کرده‌اند، حسنه و [[پاداش]] نیکوی بزرگی است: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}} [[غالب]] [[مفسران]]، {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}} را متعلق به{{متن قرآن|أَحْسَنُوا}} دانسته‌اند، و بنابراین {{متن قرآن|حَسَنَةٌ}} مطلق خواهد بود و هر گونه [[پاداش نیک]]، در این [[جهان]] و جهان دیگر را شامل می‌شود، و با توجه به این که تنوین در این گونه موارد، [[دلیل]] بر تفخیم و [[عظمت]] است، بزرگی این پاداش مشخص می‌شود. آری، نیکوکاری به طور مطلق در این دنیا در گفتار، در عمل، در طرز [[اندیشه]] و [[تفکر]]، نسبت به [[دوستان]]، و نسبت به [[بیگانگان]]، نتیجه‌اش برخورداری از پاداش [[عظیم]] در هر دو جهان است که نیکی جز نتیجه [[نیک]] نخواهد داشت. در [[حقیقت]]، [[تقوا]] یک عامل بازدارنده است و احسان یک عامل حرکت آفرین، که مجموعاً [[ترک گناه]] و انجام [[فرایض]] و [[مستحبات]] را شامل می‌شود<ref>تفسیر نمونه، ج۱۹، ص۴۰۱.</ref>.
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ...}}، فرموده: نیکی و [[بدی]] یکسان نیست، و در توضیح آن می‌فرماید: در حالی که [[مخالفان]] [[حق]]، سلاحی جز [[بدگویی]]، [[افترا]]، [[سخریه]]، [[استهزا]] و انواع فشارها و [[ستم‌ها]] ندارند، باید [[سلاح]] شما، [[پاکی]]، تقوا، سخن حق، [[نرمش]] و [[محبت]] باشد. آری، [[مکتب]] [[ضلالت]] جز چنان ابزاری را نمی‌پسندد. مکتب حق تنها از چنین وسایلی بهره‌گیری می‌کند، گرچه حسنه و [[سیئه]] مفهوم وسیعی دارد. تمام [[نیکی‌ها]]، [[خوبی‌ها]]، [[خیرات]] و [[برکات]]، در مفهوم حسنه جمع است؛ همان‌گونه که هر گونه [[انحراف]] و [[زشتی]] و [[عذاب]]، در مفهوم سیئه خلاصه شده است، ولی در [[آیه]] مورد بحث، آن شاخه‌ای از حسنه و [[سیئه]] که مربوط به روش‌های [[تبلیغی]] است، منظور می‌باشد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۲۷۹.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا...}} هم [[تفسیر]] فرموده: آن کسی که عمل [[نیکی]] انجام دهد، بر نیکی عملش می‌افزاییم؛ چرا که [[خداوند]] [[آمرزنده]] و [[شکرگزار]] است و به [[اعمال]] [[بندگان]] جزای مناسب می‌دهد. چه حسنه‌ای از این [[برتر]] که [[انسان]] خود را همیشه در زیر [[پرچم]] [[رهبران الهی]] قرار دهد؛ حتی آنها را در [[دل]] گیرد و خط آنها را ادامه دهد؛ در [[فهم]] [[کلام الهی]] آنجا که مسایل برای او ابهام پیدا کند، از آنها توضیح بخواهد؛ عمل آنها را معیار قرار دهد و آنها را [[الگو]] و [[اسوه]] خود سازد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۴۱۰.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ}}، فرموده: برای شما در [[زندگی]] [[ابراهیم]] و کسانی که با او بودند، اسوه خوبی وجود داشت؛ ابراهیم{{ع}}، بزرگ [[پیامبران]]، که زندگی‌اش سرتاسر درس [[بندگی خدا]]، [[جهاد]] فی سیبل [[الله]] و [[عشق]] به ذات [[پاک]] او بود؛ ابراهیم که [[امت اسلامی]] از [[برکات]] دعای او، و مفتخر به نامگذاری او می‌باشد، می‌تواند برای شما [[سرمشق]] خوبی در این زمینه گردد. منظور از تعبیر: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ مَعَهُ}}: (آنها که با ابراهیم بودند)، مؤمنانی است که او را در این [[راه]] [[همراهی]] می‌کردند و هر چند قلیل و اندک بودند، و این احتمال که منظور پیامبرانی است که با او هم‌صدا شدند، یا انبیای معاصر او، چنان که بعضی احتمال داده‌اند، بعید به نظر می‌رسد، به خصوص که مناسب این است که [[قرآن]] در این جا [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را به ابراهیم، و [[مسلمانان]] را به [[اصحاب]] و [[یاران]] او [[تشبیه]] کند. در تواریخ نیز آمده است که گروهی در [[بابل]]، بعد از [[مشاهده]] [[معجزات]] ابراهیم به او [[ایمان]] آوردند، و در [[هجرت]] به سوی [[شام]]، او را همراهی کردند، و این نشان می‌دهد که او یاران [[وفاداری]] داشته است <ref>به نقل از کامل بن اثیر، جلد ۱، صفحه ۱۰۰.</ref> و <ref>تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۱۸.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۴۸۶-۵۱۸.</ref>


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۸۰٬۴۴۹

ویرایش