حسنه در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←پرسشهای وابسته
| خط ۲۰۸: | خط ۲۰۸: | ||
#ابنجریر، از ابیدیلم [[اخراج]] نمود که او گفت: {{متن حدیث|لَمَّا جِيءَ بِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ{{ع}} أَسِيراً فَأُقِيمَ عَلَى دَرَجِ دِمَشْقَ قَامَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي قَتَلَكُمْ وَ اسْتَأْصَلَكُمْ. فَقَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ{{ع}} أَ قَرَأْتَ الْقُرْآنَ قَالَ نَعَمْ قَالَ أ قَرَأْتَ آلَ حم؟ قَالَ: لا. قَالَ: اما قَرَأْتَ {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا}}، قَالَ فَانکم لانتم هُمْ قَالَ نَعَمْ}}<ref>در المنثور، ج۶، ص۷.</ref>. | #ابنجریر، از ابیدیلم [[اخراج]] نمود که او گفت: {{متن حدیث|لَمَّا جِيءَ بِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ{{ع}} أَسِيراً فَأُقِيمَ عَلَى دَرَجِ دِمَشْقَ قَامَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي قَتَلَكُمْ وَ اسْتَأْصَلَكُمْ. فَقَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ{{ع}} أَ قَرَأْتَ الْقُرْآنَ قَالَ نَعَمْ قَالَ أ قَرَأْتَ آلَ حم؟ قَالَ: لا. قَالَ: اما قَرَأْتَ {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا}}، قَالَ فَانکم لانتم هُمْ قَالَ نَعَمْ}}<ref>در المنثور، ج۶، ص۷.</ref>. | ||
# [[ابونعیم]] و دیلمی از طریق [[مجاهد]]، از [[ابنعباس]] اخراج نمودند که او گفت: {{متن حدیث|قال رسول الله{{صل}}: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} ان تحفظونی فی [[اهل]] بیتی و تودو هم بی}}<ref>در المنثور، ج۶، ص۷.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۵۱۸-۵۲۵.</ref> | # [[ابونعیم]] و دیلمی از طریق [[مجاهد]]، از [[ابنعباس]] اخراج نمودند که او گفت: {{متن حدیث|قال رسول الله{{صل}}: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} ان تحفظونی فی [[اهل]] بیتی و تودو هم بی}}<ref>در المنثور، ج۶، ص۷.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۵۱۸-۵۲۵.</ref> | ||
==[[تدبر]] در [[آیات]] حسنه== | |||
قوله تعالی: {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستادهایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.</ref>. | |||
*آنچه از [[خدا]] میرسد، حسنه بوده و نفس است که با [[انحراف]] از [[راه]] صحیح و دخالت [[هوای نفس]]، آن را در [[سیئه]] فعلیت میدهد. | |||
در [[آیه]] ۷۸ [[سوره نساء]] میفرماید: {{متن قرآن|وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}}<ref>«و اگر نیکییی به ایشان رسد میگویند این از سوی خداوند است و اگر بدییی به آنان رسد میگویند این از سوی توست بگو همه (چیز) از سوی خداوند است» سوره نساء، آیه ۷۸.</ref>. | |||
و- در آیه بعد؛ یعنی آیه ۷۹ سوره نساء میفرماید: {{متن قرآن|مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ}}<ref>«(ای آدمی!) هر نیکی به تو رسد از خداوند است و هر بدی به تو رسد از خود توست» سوره نساء، آیه ۷۹.</ref>. | |||
با دقت و [[تدبر]] در این [[آیه]]، به نکاتی برخورد میکنیم، از جمله: | |||
اول این که: آنچه از حسنه میرسد، صرفاً از جانب [[خدای تعالی]] است: {{متن قرآن|مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ}}. | |||
دوم این که: آنچه از [[سیئه]] به تو میرسد، از جانب نفس خویش است: {{متن قرآن|وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ}}. | |||
کلمه {{متن قرآن|كُلٌّ}} در عبارت: {{متن قرآن|كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}} را میتوان با استفاده از آیه دوم به همه اجزای تشکیلدهنده حسنه [[تفسیر]] نمود. بنابراین معنای جمله: {{متن قرآن|كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}}، چنین میشود: همه اجزای تشکیل دهنده حسنه از جانب خدای تعالی است؛ زیرا حسنه از جانب [[خدا]] بوده و سیئه از جانب نفس است. لذا آنچه از خدای تعالی میرسد، حسنه است، و نفس با [[انحراف]] از [[راه]] صحیح و دخالت [[هوای نفس]]، آن را در سیئه فعلیت میدهد. | |||
*برای [[بندگان]] [[مؤمن]]، [[متقی]]، [[نیکوکار]] در این [[دنیا]]، حسنه، و در [[آخرت]]، خیر است. در آیه ۲۰۱ و ۲۰۲ [[سوره بقره]] میفرماید: {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ * أُولَئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌ مِمَّا كَسَبُوا وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}؛ یعنی: و بعضی از آنان کسانی هستند که میگویند: ای [[پروردگار]] ما! به ما در دنیا حسنه، و در آخرت حسنه اعطا کن، و ما را از [[عذاب]] [[آتش]] محفوظ بدار. آنان را بهره و [[نصیبی]] از آنچه کسب کردهاند، باشد، و خدا سریع الحساب است، و در آیه ۳۰ و ۳۱ [[سوره نحل]] میفرماید: {{متن قرآن|وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قَالُوا خَيْرًا لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ *جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ كَذَلِكَ يَجْزِي اللَّهُ الْمُتَّقِينَ}}؛ یعنی به کسانی که [[تقوا]] نمودند، گفته شد، پروردگارتان چه چیز نازل نمود؟ آنان گفتند: خیر را؛ برای کسانی که نیکویی کردند، در این [[دنیا]] حسنه است، و البته، سرای [[آخرت]]، بهتر است، و البته، چه [[نیکو]] ست سرای متقن! باغهای [[جاودانی]] که در آنها داخل میگردند، در حالی که از زیر آنها نهرها جاری است. در آن باغها، از هر چه بخواهند، برای آنان فراهم است. این چنین [[خدای تعالی]] به [[متقین]] [[جزا]] میدهد. در [[آیه]] ۱۰ [[سوره زمر]] میفرماید: {{متن قرآن|قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}؛ یعنی (ای [[پیامبر]]!) بگو: ای [[بندگان]] من که [[ایمان]] آور دید! از پروردگارتان [[تقوا]] داشته باشید. برای کسانی که نیکویی کردند، در این دنیا حسنه است، و [[زمین]] [[خدا]] وسیع است. البته، آنان که [[صابر]] و [[شکیبا]] هستند، پاداششان بدون حساب اعطا میشود. و در آیه ۹۷ [[سوره نحل]] میفرماید: {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref>؛ یعنی هر کس از مرد یا [[زن]]، عمل صالحی انجام دهد، در حالی که [[مؤمن]] باشد، در این دنیا به او [[زندگی پاک]] و [[پاکیزه]] اعطا میکنیم، و مسلماً، [[پاداش]] آنان را به نیکوتر از آنچه عمل نمودند، جزا خواهیم داد. با [[تأمل]] در [[آیات]] فوق، [[تدبر]] میشود که بعضی از آیات و مفردات آن با شرحی که در زیر به [[اجمال]] بیان میگردد، [[مفسر]] بعض دیگر است: | |||
#در آیه ۱۰ سوره زمر، بندههای مزمن را مورد ندا قرار داده، آنان را امر به [[تقوای پروردگار]] میکند: {{متن قرآن|قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ}} بعد از این مقدمه، مسأله [[نیکوکاری]] را بیان میفرماید: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}}، و در [[آیه]] نحل، مورد خطاب، [[متقین]] هستند: {{متن قرآن|وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قَالُوا خَيْرًا}}، و بعد از خطاب و سؤال از آنها و پاسخ آنان، مسأله [[نیکوکاری]] بیان میگردد: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}}. بنابراین با دقت در صدر و ذیل این دو آیه، معلوم میشود: [[ایمان]] و [[تقوا]]، لازمه انجام فعل است تا آن فعل [[نیکو]] محسوب شود و برای فاعل آن حسنه باشد. | |||
#در آیه ۱۰ [[سوره زمر]] بعد از قوله: {{متن قرآن|فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}}، قوله: {{متن قرآن|وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ}}، آمده، و در آیه ۳۰ [[سوره نحل]] بعد از قوله: {{متن قرآن|فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}}، قوله: {{متن قرآن|وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ}}، آمده است و لذا یکی از تفسیرهای آن، در گسترش [[کار نیک]] است؛ به این معنا که: کار نیکو به وسعت [[زمین]] [[خدای تعالی]] و به گستردگی خیر و نعم [[آخرت]]، میتواند از گسترش و نیکویی برخوردار باشد. | |||
#برای [[اجابت]] دعای دعاکنندگان در [[آیات]] ۲۰۱ و ۲۰۲ [[سوره بقره]]، آیه ۱۰ سوره زمر و آیه ۳۰ سوره نحل [[تفسیر]] کننده آن است؛ به این گونه که اولاً، قوله: {{متن قرآن|مِنْهُمْ}} در آیه بقره، به معنای آن است که بعضی آنان که [[دعا]] میکنند، باید افراد [[مؤمن]] و [[متقی]] باشند (تا دعای آنان به اجابت برسد). ثانیاً، از روی ایمان و تقوا، در [[دنیا]] کار نیکو انجام دهند. | |||
# آیه ۹۷ سوره نحل، تفسیرکننده حسنه در دنیا؛ یعنی در [[حیات طیبه]] است، و آیه ۳۱ سوره نحل، [[مفسر]] حسنه در آخرت است؛ یعنی [[بهشت]] جاویدان که در آن نهرها جاری است و هر چه [[بهشتیان]] بخواهند، برایشان فراهم است. | |||
# آیه ۲۰۲ سوره بقره، تناسب حسنه با انجام کار نیکو را بیان میکند؛ یعنی هر چقدر از کار که نیکو با کیفیت و وسعت انجام شود، بهره حسنه او به همان نسبت خواهد بود. | |||
*اگر به [[پیامبر خدا]] و به [[مؤمنان]]، حسنهای برسد، [[منافقان]] بد حال شوند، و اگر به [[پیامبر خدا]] و به [[مؤمنان]] مصیبتی برسد، آنان خوشحال شوند. اما اگر مؤمنان [[صبر]] و [[استقامت]] ورزند و [[تقوا]] داشته باشند، [[حیله]] [[منافقین]] به آنان ضرری نمیرساند؛ زیرا منافقین نمیدانند که [[عزت]] و [[شوکت]]، خاص [[خداوند]]، [[شأن پیامبر]] و مؤمنان است. در [[آیه]] ۱۲۰ [[سوره آل عمران]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِهَا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ}}؛ یعنی اگر به شما (مؤمنان و [[پیامبر]]{{صل}})، حسنهای برسد، آنان (که منافقین [[اهل کتاب]] هستند)، ناراحت شوند، و اگر به شما [[بدی]] برسد، به واسطه آن بدی که به شما میرسد، خوشحال گردند. اما اگر شما صبر و استقامت کنید و تقوا داشته باشید، حیله آنها هیچ ضرری به شما نمیرساند. البته، [[خدای تعالی]] به آنچه آنان انجام میدهند، احاطه دارد. در آیه ۵۰ [[سوره توبه]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِنْ قَبْلُ وَيَتَوَلَّوْا وَهُمْ فَرِحُونَ}}؛ یعنی اگر به تو (پیامبر{{صل}}) حسنهای برسد، آنان (یعنی منافقین) ناراحت میگردند، و اگر مصیبتی به تو برساد، میگویند: قبلاً [[پیشبینی]] کار خودمان را کردهایم و [[اعراض]] میکنند، در حالی که خوشحالند. در آیه ۸ [[سوره]] [[منافقان]] میفرماید: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«با آنکه فراپایگی تنها از آن خداوند و پیامبر او و مؤمنان است امّا منافقان نمیدانند» سوره منافقون، آیه ۸.</ref>؛ یعنی عزت و شوکت، مخصوص خدای تعالی، پیامبر{{صل}} و مؤمنان است، و لکن منافقین نمیدانند. با دقت در [[آیات]] فوق، نکات مهمی در برخوردها و مسایل [[اجتماعی]] [[تدبر]] میشود، از جمله: | |||
#در آیههای ۱۲۰ [[آل عمران]] و ۵۰ سوره توبه، ناراحت شدن منافقان به سبب ایصال پیامبر{{صل}} و مؤمنان به حسنه و خوشحالیشان به مناسبت اصابت بدی و [[مصیبت]] به مؤمنان و پیامبر{{صل}}، [[دلیل]] بر [[قلوب]] [[بیمار]] آنان است که [[مظهر]] آن، در [[عداوت]] و [[کینهتوزی]] نسبت به پیامبر{{صل}} و [[مؤمنان]] [[ظهور]] میکند: {{متن قرآن|فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا}}<ref>«به دل بیمارییی دارند و خداوند بر بیماریشان افزود» سوره بقره، آیه ۱۰.</ref>. | |||
#در [[آیه]] ۱۲۰ [[سوره آل عمران]] که ظهور خطاب به [[جامعه]] [[مسلمانان]] است، {{متن قرآن|سَيِّئَةٌ}} آمده: {{متن قرآن|وَإِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ}}، و در آیه ۵۰ [[سوره توبه]] که ظهور خطاب به [[پیامبر]]{{صل}} است، {{متن قرآن|مُصِيبَةٌ}} آمده است: {{متن قرآن|وَإِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ}}، و این به آن جهت است که {{متن قرآن|سَيِّئَةٌ}}، [[انحراف]] مقدرات حسنه به وسیله [[هوای نفس]] است: {{متن قرآن|وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ}}، و پیامبر{{صل}} مبرای از آن است. | |||
#در ذیل آیه ۱۲۰ سوره آل عمران برای در [[امان]] بودن مؤمنان از [[حیله]] [[منافقان]]، [[شکیبایی]] توأم با [[استقامت]] و [[تقوا]] را توصیه میکند: {{متن قرآن|وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا}}، و در ذیل آیه ۵۰ سوره توبه، قول [[منافقین]] را که برای ایجاد [[تعادل]] [[روانی]] ناشی از بیماریشان است، بیان میکند: {{متن قرآن|يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِنْ قَبْلُ}}، و به عبارت دیگر هم مؤمنان و هم منافقان هر دو [[رنج]] میبرند، اما [[مؤمنین]] از [[کید]] منافقین رنج میبرند، لذا [[خدای تعالی]] به آنان توصیه میکند که: {{متن قرآن|وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا}}، و منافقین از [[قلب]] مریضشان که عامل آن [[نفاق]] است، رنج میبرند، و برای تشفی آن، خودشان میگویند: {{متن قرآن|يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِنْ قَبْلُ}}. خدای تعالی در جای دیگر [[قرآن]] [[شهادت]] میدهد که: منافقان [[دروغ]] میگویند: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ}}<ref>«و خداوند گواهی میدهد که منافقان، سخت دروغگویند» سوره منافقون، آیه ۱.</ref>. | |||
#در آیه ۸ [[سوره منافقون]]، دو موضوع اساسی مطرح است: یکی [[عزت خدا]]، [[رسول]] و مؤمنین، و دیگر عدم [[دانایی]] منافقین، و آنها دو رکن اساسیاند: رکن مثبت و تام برای مؤمنین، و رکن منفی و شکننده برای منافقین: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«با آنکه فراپایگی تنها از آن خداوند و پیامبر او و مؤمنان است امّا منافقان نمیدانند» سوره منافقون، آیه ۸.</ref>. | |||
* [[خدای متعال]] به سنگینی ذرهای [[ظلم]] نمیکند، اگر یک ذره حسنه باشد، آن را مضاعف مینمایند، و [[پاداش]] عظیمی از جانب او اعطا میشود. به کسی که حسنهای را انجام دهد؛ برای او ده برابر مثل آن است، و به کسی که سیئهای را انجام دهد، به جز یک برابر مثل آن، [[جزا]] برایش نخواهد بود، و این در حالی است که به او هم ظلم نمیشود و هر کس حسنهای را تحصیل کند، [[حسن]] و نیکویی را در آن زیاد میگرداند. در [[آیه]] ۴۰ [[سوره نساء]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«خداوند همسنگ ذرّهای ستم نمیورزد و اگر (آن ذرّه) کاری نیک باشد آن را دو چندان میکند و از سوی خود پاداشی سترگ میدهد» سوره نساء، آیه ۴۰.</ref>؛ یعنی البته، [[خدای تعالی]] به سنگینی ذرهای ظلم نمیکند، و اگر حسنهای باشد، آن را مضاعف کرده و از جانب خود او پاداش عظیمی اعطا میشود. و در آیه ۱۶۰ [[سوره انعام]] میفرماید: {{متن قرآن|مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}}<ref>«کسانی که نیکی آورند ده برابر آن (پاداش) دارند و کسانی که بدی آورند جز همانند آن کیفر نمیبینند و به آنان ستم نخواهد شد» سوره انعام، آیه ۱۶۰.</ref>؛ یعنی هر کس حسنهای را انجام دهد، برای او ده برابر مثل آن خواهد بود، و هر کس سیئهای را انجام دهد، جز مانند آن، جزایی برایش نیست و این در حالی است که مورد ظلم هم واقع نمیشود. و در آیه ۲۳ [[سوره شوری]] میفرماید: {{متن قرآن|ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ}}؛ یعنی در آن (روضات جنات و [[فضل]] کبیر) است که [[خدای تعالی]] به بندگانش، آنان که [[ایمان]] آورده، و [[اعمال صالح]] انجام دادهاند، [[بشارت]] میدهد، (ای [[پیامبر]]! به آنان) بگو، بر آن (امر [[عظیم]] [[رسالت]]) از شما درخواستی ندارم، به جز [[دوستی]] و [[محبت]] اقربا، و هر کس حسنهای تحصیل کند، برای او در آن حسنه، [[نیکی]] و [[حسن]] را زیاد میگردانیم. البته، [[خدای متعال]] بسیار [[آمرزنده]] و بسیار سپاسگزار است. دقت در [[آیات]] فوق، نکاتی را در باب حسنه و سینه بیان میدارد که [[اجمال]] آن به شرح زیر است: | |||
#صدر [[آیه]] ۴۰ [[سوره نساء]]، [[تفسیری]] بر ذیل آیه ۱۶۰ [[سوره انعام]] بدین شرح است: هر که سیئهای را انجام دهد، جزای آن، مثل آن [[سیئه]] خواهد بود، و این در حالی است که به آنان [[ظلم]] نمیشود؛ زیرا خدای تعالی ذرهای ظلم نمیکند: {{متن قرآن|وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}}، {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ...}}. | |||
#ذیل آیه ۲۳ [[سوره شوری]] و مفردات آن، تفسیرکننده آیه ۴۰ سوره نساء و مفردات آن است، و صدر آیه ۱۶۰ سوره انعام، معیاری برای آن به لحاظ کمی است؛ بدین شرح که: در ذیل آیه ۴۰ سوره نساء میفرماید: اگر حسنهای باشد، آن حسنه مضاعف میشود، و [[اجر]] عظیمی از بابت آن اعطا میگردد: {{متن قرآن|وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا}}، و در ذیل آیه ۲۳ سوره شوری میفرماید: هرکس حسنهای را تحصیل کند، آن حسنه را از لحاظ حسن میافزاییم؛ زیرا خدای تعالی بسیار درگذرنده از [[گناهان]] و بسیار سپاسگزار است: {{متن قرآن|وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ}}، و در صدر آیه ۱۶۰ سوره انعام میفرماید: هرکس حسنهای را به جا آورد، برای او ده برابر مثل آن است: {{متن قرآن|مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا}}. | |||
#این که در آیه ۲۳ سوره شوری بعد از [[مودت]] در [[قربی]]، اقتراف حسنه را بیان کرده، تفسیری است بر فعلیت یافتن مصداقی از حسنه؛ بدین معنا که اکتساب حسنه، در [[دوستی]] و [[مودت]] [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} [[تجلی]] دارد: {{متن قرآن|لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا}}. | |||
*پس (از [[سختی]] و [[رنج]] [[امتهای پیشین]]) [[خدای تعالی]] [[نعمت]] را به نقمت مبدل نمود، تا سختی را ترک گویند، و آنان نفهمیدند و گفتند: آن نقمت و نعمت را [[پدران]] ما هم لمس کردند. پس [[خدای متعال]] آن را یکدفعه و با [[شتاب]] [[مؤاخذه]] نمود، و از تو [[پیامبر]]{{صل}} پیش از درخواست [[تعجیل]] در [[آمرزش]] و [[مغفرت]]، درخواست تعجیل در [[عذاب]] را میکنند، و پیش از آنان، سرگذشت عبرتآمیز در [[هلاکت]] پیشینیان گذشت... (و [[صالح]] [[نبی]]{{ع}} خطاب به قومش:) فرمود: ای [[قوم]] من! چرا پیش از [[طلب]] تعجیل در مغفرت، درخواست تعجیل در عذاب میکنید؟ چرا از خدای متعال طلب مغفرت نمیکنید تا خدای تعالی شما را مورد [[رحمت]] قرار دهد؟ [[آیات]] [[اعراف]] و رعد و نمل بنا بر [[سیاق]] دو [[آیه]] رعد و نمل و ذکر شدن [[سیئه]] و حسنه در هر سه آیه در بالا، یک جا ترجمه شده و در معانی حسنه و سیئه به شرح زیر [[تدبر]] شده. | |||
#در آیه ۹۵ [[سوره اعراف]]: {{متن قرآن|ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَوْا وَقَالُوا قَدْ مَسَّ آبَاءَنَا الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ فَأَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ}}<ref>«سپس به جای خشکسالی، فراوانی آوردیم تا بسیار شدند و گفتند: به پدران ما (نیز) رنج و شادی رسیده است؛ ناگاه آنان را در حالی که خود آگاه نبودند فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۵.</ref>. سیئه و حسنه به قرینه “ضراء” و “سراء”، نقمت و نعمت معنا شده، و “عفو”، بنا بر [[سیاق آیه]] و اصل لغوی آن، به ترک کردن [[سختیها]] معنا شده است. | |||
#در آیه ۶ [[سوره رعد]] {{متن قرآن|وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلَاتُ وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و بدی (عذاب) را پیش از نیکی (آمرزش) از تو به شتاب میخواهند در حالی که (بر کافران) پیش از آنان کیفرها رفته است و بیگمان پروردگارت با وجود ستم مردم آمرزگار آنهاست و به راستی پروردگارت سخت کیفر است» سوره رعد، آیه ۶.</ref>، به قرینه ذیل [[آیه]]، حسنه به [[مغفرت]]، و [[سیئه]]، به [[عذاب]] معنا شده، و بنا بر [[سیاق آیه]] “مثلات”، به سرگذشت عبرتآمیز در [[هلاکت]] معنا شده. | |||
#در آیه ۴۶ [[سوره نمل]]: {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}، بنا بر سیاق آیه و به قرینه ذیل آن، حسنه به مغفرت، و سیئه، به عذاب معنا شده است. | |||
*به آنان (یعنی [[مؤمنان]] [[اهل کتاب]] که از قبل [[مسلمان]] بودند و به [[قرآن]] [[ایمان]] آوردند) به واسطه [[شکیبایی]] و استقامتشان (در ایمان به [[کتاب آسمانی]] پیش از [[نزول قرآن]] و در [[ایمان به قرآن]] بعد از [[نزول]] آن) دو بار [[پاداش]] اعطا میشود، و (اینان) [[زشتی]] (در سخن، [[رفتار]] و [[اخلاق]]) را با نیکویی (در [[کلام]]، عمل و [[خلق و خوی]]) دفع میکنند، و از آنچه [[خدا]] به آنان روزی داده، [[انفاق]] مینمایند، و [[نیکی]] یکسان نیست؛ زیرا کلام، عمل و خلق و خوی سه وجه متفاوت از آنند، و [[بدی]] هم یکسان نیست؛ چون سخن، رفتار و اخلاق سه وجه متفاوت از آن میباشند. بدی را با آنچه نیکوتر است، دفع کن. پس در این صورت است که آن کس که بین تو و بین او [[کینه]] و [[دشمنی]] است، به مانند [[دوست]] صمیمی خواهد شد (ترجمه فوق از [[آیات]] ۵۴ [[قصص]] و ۳۴ فصلت است). درباره حسنه و سیئه نکاتی [[تدبر]] میشود، از جمله: | |||
#در آیه ۵۴ [[سوره قصص]]: {{متن قرآن|أُولَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ}}، بنا بر سیاق آیه، حسنه به معنای نیکویی، و سیئه به معنای بدی و زشتی است. | |||
#در آیه ۳۴ [[سوره فصلت]]: {{متن قرآن|وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ}}، اولاً صدر [[آیه]]: {{متن قرآن|وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ}}، تفسیرکننده نوع حسنه و نوع [[سیئه]] در آیه ۵۴ [[سوره قصص]] است. ثانیاً، کلمه {{متن قرآن|لَا تَسْتَوِي}} و تکرار {{متن قرآن|لَا}} در {{متن قرآن|لَا السَّيِّئَةُ}}، دلالت بر [[وجوهات]] [[کلامی]]، [[رفتاری]] و [[اخلاقی]] در هر یک از حسنه و سیئه دارد؛ با این معنا با توجه به اینکه حسنه، از لحاظ [[حسن]] بودن، و سیئه در سیئه بودن، وجههای گوناگونی دارند، معنا چنین میشود که: هر یک از وجوهات سیئه از [[زشتی]] در [[کلام]]، یا ناپسندی در [[رفتار]] و یا [[بدی]] در [[اخلاق]] را با آن وجهی که نیکوتر است، دفع کن. | |||
*محققاً برای شما [[مسلمانان]]، آنان که همواره به [[خدای متعال]] و به [[روز قیامت]] امیدوارند و [[خدا]] را بسیار یاد میکنند، در [[پیامبر خدا]]{{صل}} و در [[ابراهیم خلیل]] الرحمن{{ع}} و [[یاران]] او، [[اسوه حسنه]] و الگوی خوبی باشد. در آیه ۲۱ [[سوره احزاب]] میفرماید: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا}}؛ یعنی برای شما، آن کسانی که همواره به [[خدای تعالی]] و به روز قیامت [[امیدوار]] بوده و بسیار خدا را یاد میکنند، در [[تأسی]] به پیامبر خدا{{صل}} الگوی نیکویی است. در [[آیات]] ۴ و ۶ ممتحنه میفرماید: {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ * لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَمَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ}}<ref>یعنی برای شما در تأسی به ابراهیم خلیل الرحمن{{ع}}، و به کسانی که به او ایمان آوردند، الگوی خوبی است، آن زمانی که خودشان چنین گفتند: ما از شما و از آنچه به جز خدای تعالی پرستش میکنید، بیزار، و از شما روی گردانیم. دشمنی و کینه میان ما و شما تا زمانی که تنها به خدای یگانه ایمان بیاورید، دائماً آشکار خواهد بود، به جز این گفته ابراهیم{{ع}} خطاب به پدر (یعنی عمویش آذر): حتماً برای تو طلب آمرزش میکنم و من از جانب خدای تعالی برای تو چیزی را مالک نیستم. پروردگارا! بر تو توکل میکنیم، و بازگشت همه به سوی توست. البته، محققاً در تأسی به آنان (یعنی ابراهیم خلیل الرحمن و مؤمنان به او) الگوی خوبی است، برای شما، کسانی که همواره به خدای تعالی و به روز قیامت امیدوارند، و هر کس روی بگرداند، البته، خدای تعالی تنها او است و بینیاز ستوده است</ref>. در [[آیات]] فوق، معیارهای مهمی [[تدبر]] میشود، از جمله: | |||
#در [[قرآن کریم]] {{متن قرآن|أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}} منحصراً در سه [[آیه]] مذکور در آیات فوق: ۲۱ [[احزاب]] و ۴ و ۶ ممتحنه آمده است، و در آن الگوی خوب بودن و [[اسوه]] بودن از نظر [[قرآن]]، در وجود [[مبارک]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[ابراهیم خلیل]] الرحمن و [[مؤمنان]] به او متجلی است. لذا این [[بهترین]] [[هدایت]] است برای کسانی که میخواهند [[راه]] خود را در [[زندگی]] بیابند: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}، {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ}}، {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}. | |||
# [[تأسی]] به پیامبر{{صل}} خاص مسلمانانی است که مستمراً [[رجا]] به [[خدای تعالی]] و به [[روز قیامت]] دارند، و [[خدای متعال]] را بسیار یاد میکنند {{متن قرآن|لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا}}، و لازمه تأسی به [[ابراهیم]]{{ع}} و مؤمنان به او، [[استمرار]] در رجا داشتن به خدای تعالی و به روز قیامت است: {{متن قرآن|لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ}}. | |||
# تأسی نمودن به [[اسوه حسنه]] اگرچه در [[آیات]] مذکور از لحاظ لفظ مشترک است، اما در معنا اشتراک ندارد؛ زیرا در [[آیه]] ممتحنه مفردات آیه نسبت به قوله: {{متن قرآن|ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا}}، ناقص است، و در آیه [[احزاب]] نسبت به قوله: {{متن قرآن|ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا}}، تام است: {{متن قرآن|لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ}}،{{متن قرآن|لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا}}.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۵۲۵.</ref> | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||