جز
جایگزینی متن - 'خروج' به 'خروج'
(←منابع) |
جز (جایگزینی متن - 'خروج' به 'خروج') |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
*[[استقامت]] نیز چون مصدر باب استفعال است و معنای طلب دارد به معنای طلب [[قیام]] و استدعای [[ظهور]] همه آثار و [[منافع]] است. نمایان شدن همه ویژگیها و آثار هر پدیدهای نیز به حسب [[توانایی]] و شخصیت ذاتی آن گوناگون است؛ بهطور مثال، [[استقامت]] طریق عبارت است از برخورداری آن از هر چیزی که برای "راه" لازم است؛ مانند: همواری، وضوح و به [[گمراهی]] نینداختن رهرو، و [[استقامت]] [[انسان]] در امری آن است که شخص [[قیام]] به آن امر و [[اصلاح]] آن را از خود طلب کند، بهگونهای که کامل شود و [[فساد]] و [[نقص]] در آن راه نیابد، بنابراین، معنای [[استقامت]] در هر آیهای با توجه به زمینهای که [[استقامت]] در آن مطرح شده، متفاوت است؛ مانند [[قیام]] به [[حق]] [[توحید]] در [[عبودیت]]: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}}<ref>«بگو: من تنها بشری همانند شمایم، به من وحی میشود که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید» سوره فصلت، آیه ۶.</ref>، و [[ثبات]] بر [[ربوبیت]] [[حق]] در همه [[شئون]] [[زندگی]] و محافظت بر [[توحید]] در همه امور [[باطنی]] و ظاهری: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}<ref>«آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref> و [[قیام]] به [[وظایف دینی]]: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار!» سوره روم، آیه ۳۰.</ref><ref>المیزان، ج۱۱، ص۴۷-۴۸.</ref> و شاید به همین جهت [[مفسران]]، تفسیرهای گوناگونی از [[استقامت]] در [[آیات]] مربوط ارائه کردهاند<ref>المیزان، ج۱۰، ص۱۱۶؛ ج۱۷، ص۳۸۹؛ ج۲۰، ص۴۶.</ref>. | *[[استقامت]] نیز چون مصدر باب استفعال است و معنای طلب دارد به معنای طلب [[قیام]] و استدعای [[ظهور]] همه آثار و [[منافع]] است. نمایان شدن همه ویژگیها و آثار هر پدیدهای نیز به حسب [[توانایی]] و شخصیت ذاتی آن گوناگون است؛ بهطور مثال، [[استقامت]] طریق عبارت است از برخورداری آن از هر چیزی که برای "راه" لازم است؛ مانند: همواری، وضوح و به [[گمراهی]] نینداختن رهرو، و [[استقامت]] [[انسان]] در امری آن است که شخص [[قیام]] به آن امر و [[اصلاح]] آن را از خود طلب کند، بهگونهای که کامل شود و [[فساد]] و [[نقص]] در آن راه نیابد، بنابراین، معنای [[استقامت]] در هر آیهای با توجه به زمینهای که [[استقامت]] در آن مطرح شده، متفاوت است؛ مانند [[قیام]] به [[حق]] [[توحید]] در [[عبودیت]]: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}}<ref>«بگو: من تنها بشری همانند شمایم، به من وحی میشود که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید» سوره فصلت، آیه ۶.</ref>، و [[ثبات]] بر [[ربوبیت]] [[حق]] در همه [[شئون]] [[زندگی]] و محافظت بر [[توحید]] در همه امور [[باطنی]] و ظاهری: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}<ref>«آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref> و [[قیام]] به [[وظایف دینی]]: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار!» سوره روم، آیه ۳۰.</ref><ref>المیزان، ج۱۱، ص۴۷-۴۸.</ref> و شاید به همین جهت [[مفسران]]، تفسیرهای گوناگونی از [[استقامت]] در [[آیات]] مربوط ارائه کردهاند<ref>المیزان، ج۱۰، ص۱۱۶؛ ج۱۷، ص۳۸۹؛ ج۲۰، ص۴۶.</ref>. | ||
*براساس این [[تفسیر]]، [[استقامت]] مفهومی جامعتر از آنچه دیگر [[مفسران]] در معنای آن گفتهاند دارد، زیرا چیزی را برپا داشتن بهگونهای که همه آثار آن ظاهر گردد مستلزم [[اعتدال]]، [[صبر]] و [[ثبات]] در آن است، ازاینرو هر یک از این تعریفها را میتوان تعریف به لازم [[استقامت]] و آنها را به لحاظ مفهومی، مستقل از [[استقامت]] دانست، زیرا [[صبر]] در لغت به معنای حبس [[نفس]] و [[بردباری]] در [[ناملایمات]] است و جنبه سلبی در آن لحاظ شده است، برخلاف [[استقامت]] که ویژگی اثباتی و ایجابی دارد و همچنین الزاماً در [[ناملایمات]] به کار گرفته نمیشود. شاید بتوان گفت با توجه به موارد کاربرد [[استقامت]] و [[صبر در قرآن]]، [[استقامت]] به معنای پافشاری و [[پایداری]] در اصل [[دین]] و [[ارزشهای دینی]] و عدم [[انحراف]] از راه [[حق]] به بیراهههای [[کفر]] و [[شرک]] و [[نفاق]] است که بیشتر بعد [[فکری]] و [[عقیدتی]] در آن لحاظ شده است و [[صبر]] به معنای [[شکیبایی]] در برابر سختیهای [[اطاعت]] و دشواریهای [[مصائب]] و عدم تمکین در برابر [[طغیان]] شهوات است که بیشتر در [[مقام عمل]] متصور است<ref>مجمع البحرین، ج۲، ص۵۷۷؛ بصائر ذوی التمییز، ج۳، ص۳۷۱.</ref>، افزون بر این، کاربرد [[استقامت]] و [[صبر]] در [[روایات]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶.</ref> بهصورت قسیم یکدیگر و بهصورت دو مفهوم جدا از هم، بر [[استقلال]] مفهومی هریک دلالت دارد. [[اعتدال]] هم در لغت به معنای مراعات تساوی و حد وسط بین دو چیز<ref>لسان العرب، ج۹، ص۸۳؛ القاموس المحیط، ج۲، ص۱۳۶۱؛ تاج العروس، ج۱۵، ص۱۴۷، «عدل».</ref> و [[ثبات]] به معنای دوام شئ است<ref>التحقیق، ج۲، ص۵.</ref>. | *براساس این [[تفسیر]]، [[استقامت]] مفهومی جامعتر از آنچه دیگر [[مفسران]] در معنای آن گفتهاند دارد، زیرا چیزی را برپا داشتن بهگونهای که همه آثار آن ظاهر گردد مستلزم [[اعتدال]]، [[صبر]] و [[ثبات]] در آن است، ازاینرو هر یک از این تعریفها را میتوان تعریف به لازم [[استقامت]] و آنها را به لحاظ مفهومی، مستقل از [[استقامت]] دانست، زیرا [[صبر]] در لغت به معنای حبس [[نفس]] و [[بردباری]] در [[ناملایمات]] است و جنبه سلبی در آن لحاظ شده است، برخلاف [[استقامت]] که ویژگی اثباتی و ایجابی دارد و همچنین الزاماً در [[ناملایمات]] به کار گرفته نمیشود. شاید بتوان گفت با توجه به موارد کاربرد [[استقامت]] و [[صبر در قرآن]]، [[استقامت]] به معنای پافشاری و [[پایداری]] در اصل [[دین]] و [[ارزشهای دینی]] و عدم [[انحراف]] از راه [[حق]] به بیراهههای [[کفر]] و [[شرک]] و [[نفاق]] است که بیشتر بعد [[فکری]] و [[عقیدتی]] در آن لحاظ شده است و [[صبر]] به معنای [[شکیبایی]] در برابر سختیهای [[اطاعت]] و دشواریهای [[مصائب]] و عدم تمکین در برابر [[طغیان]] شهوات است که بیشتر در [[مقام عمل]] متصور است<ref>مجمع البحرین، ج۲، ص۵۷۷؛ بصائر ذوی التمییز، ج۳، ص۳۷۱.</ref>، افزون بر این، کاربرد [[استقامت]] و [[صبر]] در [[روایات]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶.</ref> بهصورت قسیم یکدیگر و بهصورت دو مفهوم جدا از هم، بر [[استقلال]] مفهومی هریک دلالت دارد. [[اعتدال]] هم در لغت به معنای مراعات تساوی و حد وسط بین دو چیز<ref>لسان العرب، ج۹، ص۸۳؛ القاموس المحیط، ج۲، ص۱۳۶۱؛ تاج العروس، ج۱۵، ص۱۴۷، «عدل».</ref> و [[ثبات]] به معنای دوام شئ است<ref>التحقیق، ج۲، ص۵.</ref>. | ||
*برخی گفتهاند: [[ثبات]] ویژه [[امور مادی]] و [[استقامت]] مربوط به امور [[معنوی]] است<ref>تفسیر قرطبی، مج ۴، ج۸، ص۲۴۰.</ref>. ویژگیهای معنایی واژه [[استقامت]] به همراه مفهوم [[قرآنی]] آنکه از زمینه طرح [[استقامت]] در [[آیات]] شکل میگیرد، [[پیوستگی]] این مفهوم را با مجموعهای گسترده از [[آیات]] و مفاهیم [[قرآن]] نشان میدهد، زیرا تحقق [[استقامت]] در هر زمینهای، افزون بر [[همراهی]] بااعتدال و [[صبر]] و [[ثبات]]، پرهیز از هرگونه زیغ، ضلل، [[عوج]]، [[الحاد]]، [[فسق]] و [[فساد]] را میطلبد، ازاینرو [[مفسران]] "[[عدل]]"{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ...}}<ref> «ای مؤمنان! چون مرگ یکی از شما در رسد گواه گرفتن میان شما هنگام وصیت، (گواهی) دو (مرد) دادگر از شما (مسلمانان) است» سوره مائده، آیه ۱۰۶.</ref> و "حنف"{{متن قرآن|إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> «من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آوردهام که آسمانها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم» سوره انعام، آیه ۷۹.</ref> را به [[استقامت]] معنا کردهاند<ref>المیزان، ج۶، ص۱۹۶؛ ج۷، ص۱۹۱؛ غریبالقرآن، ص۳۸۸.</ref> و برخی، [[صبر]] و [[ثبات]] را در [[آیات]]، مرادف [[استقامت]] دانستهاند<ref>نمونه، ج۳، ص۱۲۲؛ ج۴، ص۲۳۴؛ راهنما، ج۶، ص۱۹۲، ص۱۹۶.</ref> و زیغ<ref>المیزان، ج۳، ص۲۳.</ref>، [[فساد]]<ref>مفردات، ص۶۳۶، «فسد».</ref>، [[فسق]]<ref>تاج العروس، ج۱۳، ص۴۰۱ ۴۰۲، «فسق».</ref>، [[عوج]] و [[الحاد]]<ref>مجمع البیان، ج۶، ص۶۹۳.</ref> را به | *برخی گفتهاند: [[ثبات]] ویژه [[امور مادی]] و [[استقامت]] مربوط به امور [[معنوی]] است<ref>تفسیر قرطبی، مج ۴، ج۸، ص۲۴۰.</ref>. ویژگیهای معنایی واژه [[استقامت]] به همراه مفهوم [[قرآنی]] آنکه از زمینه طرح [[استقامت]] در [[آیات]] شکل میگیرد، [[پیوستگی]] این مفهوم را با مجموعهای گسترده از [[آیات]] و مفاهیم [[قرآن]] نشان میدهد، زیرا تحقق [[استقامت]] در هر زمینهای، افزون بر [[همراهی]] بااعتدال و [[صبر]] و [[ثبات]]، پرهیز از هرگونه زیغ، ضلل، [[عوج]]، [[الحاد]]، [[فسق]] و [[فساد]] را میطلبد، ازاینرو [[مفسران]] "[[عدل]]"{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ...}}<ref> «ای مؤمنان! چون مرگ یکی از شما در رسد گواه گرفتن میان شما هنگام وصیت، (گواهی) دو (مرد) دادگر از شما (مسلمانان) است» سوره مائده، آیه ۱۰۶.</ref> و "حنف"{{متن قرآن|إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> «من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آوردهام که آسمانها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم» سوره انعام، آیه ۷۹.</ref> را به [[استقامت]] معنا کردهاند<ref>المیزان، ج۶، ص۱۹۶؛ ج۷، ص۱۹۱؛ غریبالقرآن، ص۳۸۸.</ref> و برخی، [[صبر]] و [[ثبات]] را در [[آیات]]، مرادف [[استقامت]] دانستهاند<ref>نمونه، ج۳، ص۱۲۲؛ ج۴، ص۲۳۴؛ راهنما، ج۶، ص۱۹۲، ص۱۹۶.</ref> و زیغ<ref>المیزان، ج۳، ص۲۳.</ref>، [[فساد]]<ref>مفردات، ص۶۳۶، «فسد».</ref>، [[فسق]]<ref>تاج العروس، ج۱۳، ص۴۰۱ ۴۰۲، «فسق».</ref>، [[عوج]] و [[الحاد]]<ref>مجمع البیان، ج۶، ص۶۹۳.</ref> را به خروج از [[استقامت]] تعریف کردهاند. مفهوم [[قرآنی]] [[استقامت]] نیز بدان سبب که همه [[آیات]] (جز یک [[آیه]]) در یک نگاه کلی [[استقامت]] را در زمینه "[[توحید]] و [[باور]] به [[ربوبیت خداوند]] و سیر به سوی او بر اساس این [[باور]]"، مطرح کرده و میتوان از آن به "[[استقامت در دین]]" تعبیر کرد، با مفاهیمی چون [[صراط مستقیم]]، [[هدایت]]، [[عبودیت]]، [[ایمان]]، [[عمل صالح]]، [[تقوا]] و هرآنچه لازمه [[دینداری]] است، پیوند دارد، زیرا [[استقامت]] در این مفهوم پس از پذیرش [[دین]] مطرح میشود: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}<ref>«آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند». سوره فصلت، آیه ۳۰؛ سوره احقاف، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref> و [[استقامت]] به کمال رساندن مؤلفههای لازم [[دینداری]] چون [[هدایت]]، [[ایمان]]، [[عبودیت]]، [[تقوا]] و [[عمل صالح]] است؛ اما برای روشن شدن پیوند این مفهوم با موضوع "[[صراط مستقیم]]" باید توجه داشت که [[انسانها]] همگی در مسیری به سوی [[خداوند]] در تکاپو و حرکتاند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ}}<ref>«ای انسان! بیگمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشندهای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست» سوره تغابن، آیه ۳.</ref> و این سیر و حرکت نیز در یکی از سه راه [[نعمت]] یافتگان: {{متن قرآن|أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ}}<ref>«راه آنان که به نعمت پروردهای» سوره فاتحه، آیه ۷.</ref>، [[غضب]] شدگان: {{متن قرآن|ْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ}}<ref>«راه آنان که بر ایشان خشم آوردهای» سوره فاتحه، آیه ۷.</ref> و [[گمراهان]]: {{متن قرآن|الضَّالِّينَ}}<ref>«آنان که گمراهاند» سوره فاتحه، آیه ۷.</ref> واقع میگردد<ref>المیزان، ج۱، ص۲۸-۲۹.</ref>. چون راه [[بندگان]] [[نعمت]] یافته [[خدا]] همان "[[صراط مستقیم]]" است که به سبب [[هدایت الهی]] حاصل میشود: {{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پروردهای؛ که نه بر ایشان خشم آوردهای و نه گمراهاند» سوره فاتحه، آیه ۶-۷.</ref> و [[صراط مستقیم]] نیز چیزی جز [[بندگی خدا]] و [[دین]] نیست: {{متن قرآن|اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.</ref>، {{متن قرآن|هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا}}<ref>«بگو: بیگمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار» سوره انعام، آیه ۱۶۱.</ref> و استقامتکنندگان نیز بخشی از [[جامعه]] انسانیاند که بر مدار [[باور]] و راه [[توحیدی]] که همان [[عبودیت]] و [[دین حق]] است در حرکتاند، میتوان گفت [[صراط مستقیم]] راه اهل [[استقامت]] است که [[خداوند]] آنان را [[بندگان]] [[نعمت]] یافته شناسانده است: {{متن قرآن|الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پروردهای» سوره فاتحه، آیه ۶-۷.</ref>، بنابراین، [[شناخت]] ویژگیهای [[صراط مستقیم]] و رهروان آن{{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref> «و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم» سوره انعام، آیه ۸۷</ref>؛ {{متن قرآن|عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«بر راه راست» سوره یس، آیه ۴</ref>؛ {{متن قرآن|وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> «و هر دو را به راه راست رهنمون شدیم» سوره صافات، آیه ۱۱۸.</ref> ما را به [[شناخت]] اهل [[استقامت]] میرساند، ازاینرو [[پیامبران]]، [[صدّیقان]]، [[شهیدان]] و [[صالحان]] که [[بندگان]] [[نعمت]] یافته خدایند اهل استقامتاند و هرکس پیرو [[خدا]] و [[رسول]] او باشد با آنان همراه میگردد و از استقامتکنندگان به شمار میآید: {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ}}<ref>«و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نساء، آیه ۶۹.</ref><ref>المیزان، ج۱، ص۳۱-۳۲.</ref>. این ویژگیهای مفهومی و گستردگی ارتباط با مفاهیمی بنیادین چون [[هدایت]] و [[عبودیت]]، [[استقامت]] را در [[تعالیم قرآن]] و [[روایات]] [[دینی]] در [[جایگاه]] ویژهای نشانده است، چنانکه در [[قرآن]] دو بار به [[پیامبر اسلام]] [[فرمان]] به [[استقامت]] داده شده است: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref> و در ادامه یکی از این دو خطاب [[پیروان]] [[پیامبر]] نیز به [[استقامت]] [[مکلف]] شدهاند: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند)» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref>. | ||
*از [[موسی]] و [[هارون]]{{ع}} نیز [[استقامت]] خواسته شده است: {{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref> «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref>. | *از [[موسی]] و [[هارون]]{{ع}} نیز [[استقامت]] خواسته شده است: {{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref> «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref>. | ||
*افزون بر این موارد در [[قرآن]] آثاری چند برای [[استقامت]] بازگو شده که نشان اهمیت آن است. در [[روایات]] [[دینی]] هم [[دعوت]] به [[استقامت]] [[جایگاه]] گستردهای دارد<ref>الخصال، ج۲، ص۴۰۴؛ معجم الفاظ غررالحکم، ص۹۵۱.</ref>. | *افزون بر این موارد در [[قرآن]] آثاری چند برای [[استقامت]] بازگو شده که نشان اهمیت آن است. در [[روایات]] [[دینی]] هم [[دعوت]] به [[استقامت]] [[جایگاه]] گستردهای دارد<ref>الخصال، ج۲، ص۴۰۴؛ معجم الفاظ غررالحکم، ص۹۵۱.</ref>. | ||
| خط ۱۰۴: | خط ۱۰۴: | ||
[[علامه طباطبایی]]، در [[تفسیر المیزان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمَا}}، فرموده: استقامت، عبارت است از ثابت بودن در امر، و آن درباره آن دو [[برادر]] ([[موسی]] و [[هارون]]{{ع}}) است و (معنای این در آیه) عبارت است از ثابت بودن بر [[دعوت]] به سوی [[خدای متعال]] و بر احیای کلمه حق<ref>المیزان، ج۱۰، ص۱۱۷.</ref>. | [[علامه طباطبایی]]، در [[تفسیر المیزان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمَا}}، فرموده: استقامت، عبارت است از ثابت بودن در امر، و آن درباره آن دو [[برادر]] ([[موسی]] و [[هارون]]{{ع}}) است و (معنای این در آیه) عبارت است از ثابت بودن بر [[دعوت]] به سوی [[خدای متعال]] و بر احیای کلمه حق<ref>المیزان، ج۱۰، ص۱۱۷.</ref>. | ||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}} هم فرموده: بر [[دین]]، ثابت و پابرجا باش، در حالی که حق آن را ادا مینمایی، مطابق آنچه تو نسبت به آن. [[امر]] به استقامت شدهای، و مراد از {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ}} الخ، [[امر]] به آشکار نمودن [[ثبات]] و [[پایداری]] در [[عبودیت]] و [[لزوم]] [[قیام]] به [[حق]] آن است. پس از آن، [[نهی]] از [[تعدی]] در این استقامت و نهی از [[استکبار]] از [[خضوع]] برای [[خداوند متعال]] و | فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}} هم فرموده: بر [[دین]]، ثابت و پابرجا باش، در حالی که حق آن را ادا مینمایی، مطابق آنچه تو نسبت به آن. [[امر]] به استقامت شدهای، و مراد از {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ}} الخ، [[امر]] به آشکار نمودن [[ثبات]] و [[پایداری]] در [[عبودیت]] و [[لزوم]] [[قیام]] به [[حق]] آن است. پس از آن، [[نهی]] از [[تعدی]] در این استقامت و نهی از [[استکبار]] از [[خضوع]] برای [[خداوند متعال]] و خروج از آن به [[زندگی]] عبودیت است که فرمود: {{متن قرآن|وَلَا تَطْغَوْا}}<ref>المیزان، ج۱۱، ص۴۹.</ref>. | ||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ}}، فرموده: چون به جز [[خدای یکتا]] که هیچ شریکی برای او نیست، خدایی نیست، (پس) به سوی توحیدش و [[نفی]] شرکا از او آراسته شوید و نسبت به آنچه از [[شرک]] و [[گناه]] از شما گذشته است، [[استغفار]] و [[طلب آمرزش]] کنید<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۶۱.</ref>. | نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ}}، فرموده: چون به جز [[خدای یکتا]] که هیچ شریکی برای او نیست، خدایی نیست، (پس) به سوی توحیدش و [[نفی]] شرکا از او آراسته شوید و نسبت به آنچه از [[شرک]] و [[گناه]] از شما گذشته است، [[استغفار]] و [[طلب آمرزش]] کنید<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۶۱.</ref>. | ||