تفاوت آزادی عقیده با آزادی اندیشه چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۶: خط ۲۶:
::::::دومین نکته خلاف، در کیفیت واکنش در برابر عقاید دیگران است. بعد از [[شناخت]] و تفکیک عقیده از اندیشه، ممکن است بعضی بر [[بی‌تفاوتی]] مطلق و عدم اتخاذ موضع مثبت یا منفی رو آورند، برخی دیگر تنها قائل به [[تذکر]] و [[نصیحت]] باشند و عده‌ای دیگر از سر دلسوزانه و توجه به اهمیت و عمق خطا و [[عاقبت]] آن در موارد ضروری به راهکار‌های فیزیکی رو آورند. بنابراین در بحث [[آزادی عقیده]] باید محل بحث را دقیقاً روشن کرد.
::::::دومین نکته خلاف، در کیفیت واکنش در برابر عقاید دیگران است. بعد از [[شناخت]] و تفکیک عقیده از اندیشه، ممکن است بعضی بر [[بی‌تفاوتی]] مطلق و عدم اتخاذ موضع مثبت یا منفی رو آورند، برخی دیگر تنها قائل به [[تذکر]] و [[نصیحت]] باشند و عده‌ای دیگر از سر دلسوزانه و توجه به اهمیت و عمق خطا و [[عاقبت]] آن در موارد ضروری به راهکار‌های فیزیکی رو آورند. بنابراین در بحث [[آزادی عقیده]] باید محل بحث را دقیقاً روشن کرد.


:::::*'''ترجیح [[آزادی]] [[اندیشه]] بر [[عقیده]]''': برای پاسخ به این سؤال که آیا [[فقه اسلامی]] [[معتقد]] به آزادی اندیشه است یا عقیده، باید در اصل و گوهر [[انسانیت]] [[تأمل]] کرد. پیشتر گفته شد که [[انسان]] مرکب از دو عنصر مادی و فرامادی است و [[هدف آفرینش انسان]]، تعالی و [[تکامل]] عنصر [[معنوی]] “روح” است و [[حیات]] و [[سعادت]] اصلی و [[جاودانه]] انسان در عالم دیگر تأمین خواهد شد. [[آفریدگار]] [[متعال]] برای رسیدن مخلوق خویش به [[غایت]] خود، دو [[حجت]] و نیرو در [[اختیار]] او قرار داده که از آن به [[پیامبر]] بیرونی ([[انبیا]]) و پیامبر درونی ([[عقل]] و [[فطرت]]) یاد می‌شود. [[ارسال رسل]] از سوی [[خداوند]] در واقع به این معناست که او [[راضی]] به اتخاذ و عقیده صواب یا ناصواب از سوی [[بندگان]] نیست، بلکه با فرستادن سفیران، [[مردم]] را از دایره [[عقاید]] خود به سوی حوزه اندیشه‌های صواب رهنمون می‌کند.
:::::*'''ترجیح [[آزادی]] [[اندیشه]] بر [[عقیده]]''': برای پاسخ به این سؤال که آیا [[فقه اسلامی]] [[معتقد]] به آزادی اندیشه است یا عقیده، باید در اصل و گوهر [[انسانیت]] [[تأمل]] کرد. پیشتر گفته شد که [[انسان]] مرکب از دو عنصر مادی و فرامادی است و [[هدف آفرینش انسان]]، تعالی و [[تکامل]] عنصر [[معنوی]] “روح” است و [[حیات]] و [[سعادت]] اصلی و [[جاودانه]] انسان در عالم دیگر تأمین خواهد شد. [[آفریدگار متعال]] برای رسیدن مخلوق خویش به [[غایت]] خود، دو [[حجت]] و نیرو در [[اختیار]] او قرار داده که از آن به [[پیامبر]] بیرونی ([[انبیا]]) و پیامبر درونی ([[عقل]] و [[فطرت]]) یاد می‌شود. [[ارسال رسل]] از سوی [[خداوند]] در واقع به این معناست که او [[راضی]] به اتخاذ و عقیده صواب یا ناصواب از سوی [[بندگان]] نیست، بلکه با فرستادن سفیران، [[مردم]] را از دایره [[عقاید]] خود به سوی حوزه اندیشه‌های صواب رهنمون می‌کند.
::::::بر این اساس، هر امر و راهکاری که موجب دوری انسان از غایت نهایی‌اش گردد، محکوم و غیرمشروع خواهد بود؛ از این رو [[انتخاب]] عقیده‌ای [[باطل]]، مثلاً [[بت‌پرستی]]، ستاره‌پرستی یا [[تحریف]] در [[دین الهی]]، به دلیل اینکه موجب دوری انسان از غایت نهایی می‌شود، با [[مخالفت]] و مقابله [[پیامبران]] روبه‌رو می‌شد، زیرا اصل [[حرمت]] انسانیت انسان و سعادت [[جاودانگی]] او بر هر امری، هر چند عقیده خود انسان، ترجیح دارد. به تقریر دیگر، [[برگزیدن]] دین الهی و اصل [[توحید]] یکی از [[حقوق]] طبیعی و [[فطری]] [[انسانی]] است و انتخاب عقیده منافی آن در [[حقیقت]] به معنای [[تعدی]] به [[حق]] طبیعی انسانی بوده و محکوم است و هرگونه مقابله با چنین عقیده‌ای [[مشروع]] است. تا با زوال آن، اندیشه بتواند جایگزین آن شود. “دیو چو بیرون رود [[فرشته]] درآید”. در این خصوص دیدگاه دو متفکر [[مسلمان]] [[علامه طباطبائی]] و [[استاد مطهری]] را ذکر می‌کنیم.
::::::بر این اساس، هر امر و راهکاری که موجب دوری انسان از غایت نهایی‌اش گردد، محکوم و غیرمشروع خواهد بود؛ از این رو [[انتخاب]] عقیده‌ای [[باطل]]، مثلاً [[بت‌پرستی]]، ستاره‌پرستی یا [[تحریف]] در [[دین الهی]]، به دلیل اینکه موجب دوری انسان از غایت نهایی می‌شود، با [[مخالفت]] و مقابله [[پیامبران]] روبه‌رو می‌شد، زیرا اصل [[حرمت]] انسانیت انسان و سعادت [[جاودانگی]] او بر هر امری، هر چند عقیده خود انسان، ترجیح دارد. به تقریر دیگر، [[برگزیدن]] دین الهی و اصل [[توحید]] یکی از [[حقوق]] طبیعی و [[فطری]] [[انسانی]] است و انتخاب عقیده منافی آن در [[حقیقت]] به معنای [[تعدی]] به [[حق]] طبیعی انسانی بوده و محکوم است و هرگونه مقابله با چنین عقیده‌ای [[مشروع]] است. تا با زوال آن، اندیشه بتواند جایگزین آن شود. “دیو چو بیرون رود [[فرشته]] درآید”. در این خصوص دیدگاه دو متفکر [[مسلمان]] [[علامه طباطبائی]] و [[استاد مطهری]] را ذکر می‌کنیم.
::::::علامه طباطبائی با توصیف [[اسلام]] و توحید به [[حق]] [[فطری]] و [[انسانی]]، [[دفاع]] از آن را یک حق فطری دیگر می‌داند که در بعضی مواقع با [[جهاد]] تحقق می‌یابد، و از آنجا که [[شرک]] و [[کفر]] از موجبات نابودی [[انسانیت]] و [[فطرت]] است، جهاد به این منظور [[مشروع]] و در واقع در [[حکم]] [[دفاع از حق]] انسانی و فطری خواهد بود<ref>{{عربی|أن الإسلام و دين التوحيد مبني على أساس الفطرة... فإقامته و التحفظ عليه أهم حقوق الإنسانية المشروعة... الدفاع عن هذا الحق الفطري المشروع حق آخر فطري... أن القتال سواء كان بعنوان الدفاع عن المسلمين أو عن بيضة الإسلام أو كان قتالاً ابتدائيا كل ذلك بالحقيقة دفاع عن حق الإنسانية في حياتها ففي الشرك بالله سبحانه هلاك الإنسانية و موت الفطرة... و ينبغي أن يكون للإسلام حكم دفاعي في تطهير الأرض من لوث مطلق الشرك و إخلاص الإيمان}} (المیزان، ج۲، ص۶۹).</ref>.
::::::علامه طباطبائی با توصیف [[اسلام]] و توحید به [[حق]] [[فطری]] و [[انسانی]]، [[دفاع]] از آن را یک حق فطری دیگر می‌داند که در بعضی مواقع با [[جهاد]] تحقق می‌یابد، و از آنجا که [[شرک]] و [[کفر]] از موجبات نابودی [[انسانیت]] و [[فطرت]] است، جهاد به این منظور [[مشروع]] و در واقع در [[حکم]] [[دفاع از حق]] انسانی و فطری خواهد بود<ref>{{عربی|أن الإسلام و دين التوحيد مبني على أساس الفطرة... فإقامته و التحفظ عليه أهم حقوق الإنسانية المشروعة... الدفاع عن هذا الحق الفطري المشروع حق آخر فطري... أن القتال سواء كان بعنوان الدفاع عن المسلمين أو عن بيضة الإسلام أو كان قتالاً ابتدائيا كل ذلك بالحقيقة دفاع عن حق الإنسانية في حياتها ففي الشرك بالله سبحانه هلاك الإنسانية و موت الفطرة... و ينبغي أن يكون للإسلام حكم دفاعي في تطهير الأرض من لوث مطلق الشرك و إخلاص الإيمان}} (المیزان، ج۲، ص۶۹).</ref>.
۲۲۷٬۳۷۹

ویرایش