رجعت: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
بسیاری از اندیشمندان، اعتقاد به رجعت را از ضروریات مذهب تشیع و برخی، انکار آن را موجب خروج از مذهب میدانند<ref>حق القین: ج۲ ص۳۵۴.</ref>. احتمالاً کثرت احادیث این باب به حد تواتر، است و نیز اعتبار شماری از این احادیث، موجب شده است که اعتقاد به رجعت، از ضروریات مذهب شود. اما برخی معاصران، منکر ضروری بودن آن هستند و اعتقاد به آن را به اثبات احادیث مربوط، وابسته دانستهاند<ref>مانند علامه سید محسن امین در کتاب نقض الوشیعة ص۴۷۳ و محمد جواد مغنیه در الجوامع و الفوارق بین السنة و الشیعة ص۳۰۲ و محمد رضا مظفر در عقائد الامامیة ص۸۴.</ref>. البته گویا مقصود آنان، این بوده که اعتقاد به رجعت، مانند عدل و امامت از اصول مذهب نیست<ref>چنان که مرحوم مغنیه در الجوامع و الفوارق بین السنة و الشیعة ص۳۰۲ به این موضوع تصریح میکند.</ref>، و گرنه با توجه به کمیت و کیفیت احادیث رجعت، باید آن را از ضروریات مذهب دانست، هر چند از فروع اعتقادی است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۶</ref>. | بسیاری از اندیشمندان، اعتقاد به رجعت را از ضروریات مذهب تشیع و برخی، انکار آن را موجب خروج از مذهب میدانند<ref>حق القین: ج۲ ص۳۵۴.</ref>. احتمالاً کثرت احادیث این باب به حد تواتر، است و نیز اعتبار شماری از این احادیث، موجب شده است که اعتقاد به رجعت، از ضروریات مذهب شود. اما برخی معاصران، منکر ضروری بودن آن هستند و اعتقاد به آن را به اثبات احادیث مربوط، وابسته دانستهاند<ref>مانند علامه سید محسن امین در کتاب نقض الوشیعة ص۴۷۳ و محمد جواد مغنیه در الجوامع و الفوارق بین السنة و الشیعة ص۳۰۲ و محمد رضا مظفر در عقائد الامامیة ص۸۴.</ref>. البته گویا مقصود آنان، این بوده که اعتقاد به رجعت، مانند عدل و امامت از اصول مذهب نیست<ref>چنان که مرحوم مغنیه در الجوامع و الفوارق بین السنة و الشیعة ص۳۰۲ به این موضوع تصریح میکند.</ref>، و گرنه با توجه به کمیت و کیفیت احادیث رجعت، باید آن را از ضروریات مذهب دانست، هر چند از فروع اعتقادی است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۶</ref>. | ||
==تاریخچه بحث رجعت== | |||
اعتقاد به رجعت از قرن اول هجری میان علمای شیعه معروف بوده است. احادیثی از امام زین العابدین {{ع}} نقل شده است بر این اعتقاد دلالت دارند. در قرنهای دوم و سوم، احادیث بیشتری نقل شده است. در این دوره اعتقاد به رجعت، از شعائر شیعه بوده، به طوری که مخالفان نیز این را به خوبی میدانستند و گاه با استناد به اعتقاد یک راوی به رجعت، از نقل احادیث او پرهیز میکردند. [[فضل بن شاذان]] از بزرگان اصحاب [[امام رضا]] {{ع}} و [[امام جواد]] {{ع}}، دو کتاب در موضوع رجعت نوشته است<ref>کتاب اثبات الرجعة و کتاب الرجعة: [[نجاشی]] از [[کنجی]] نقل میکند که هر دو کتاب را در میان دهها کتاب دیگر وی دیده است؛ رجال النجاشی: ج۲ ص۱۶۸ ش۸۳۸، [[شیخ طوسی]] نیز از بزرگی او یاد میکند و کتاب إثبات الرجعة او را نام میبرد؛ الفهرست، طوسی: ص۱۹۷، ش۵۶۳.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۹</ref>. | |||
ثقة الاسلام [[کلینی]] در انتهای قرن سوم، احادیث رجعت را در الکافی آورده است<ref>الکافی: ج۱ ص۱۹۶-۱۹۷ و ۲۸۳ و ۴۳۵ و ج۳ ص ۱۳۱ و ۵۳۶ و ج۸ ص۵۰-۵۱ و ۲۰۶ و ۲۴۷ و ۳۳۷.</ref>. شیخ صدون در قرن چهارم، ضمن آوردن برخی احادیث رجعت در کتابهای حدیثیاش <ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}: ج۲، ص۲۰۱، الخصال: ص۱۰۸، معانی الأخبار: ص۳۶۵.</ref>، اعتقاد به آن را حق دانسته و به آیات متعددی از قرآن و نیز به برخی احادیث اهل سنت دربارۀ بازگشت مسیح در [[آخر الزمان]] و نماز خواندن وی به امامت امام {{ع}} استناد کرده است<ref>الإعتقادات: ص۶۰-۶۳.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۹</ref>. | |||
[[شیخ مفید]] در انتهای قرن چهارم، اعتقاد به رجعت در [[آخر الزمان]] را بین امامیّه اجماعی دانسته و ادلهای بر آن آورده و به شبهات مخالفان، پاسخ داده است.<ref>أوائل المقالات: ص۴۶ و ۷۶-۷۷، الفصول المختارة: ص۱۵۳-۱۵۶، المسائل السروریة: ص۳۲ و ۳۵-۳۶.</ref>. [[سید مرتضی]] در قرن پنجم، ضمن اجماعی دانستن مسئله میان علمای شیعه، بر اعتبار اجماع در این گونه مسائل تأکید نموده و به اشکالات مخالفان پاسخ داده است<ref>رسائل الشریف المرتضی: ج۱ ص۱۲۵-۱۲۶.</ref>. [[طبرسی]] در قرن ششم، ضمن بیان فراوانی اخبار در باب رجعت، ادلۀ مخالفان را رد کرده است<ref>مجمع البیان: ج۷ ص۳۶۷، جوامع الجامع: ج۲ ص۷۲۴.</ref>. این اعتقاد همچنان در میان علمای شیعه در قرنهای بعدی ادامه داشته است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۰</ref>. | |||
[[علامه مجلسی]] دربارۀ کمیت و کیفیت احادیث رجعت و تعداد راویان و عالمانی که دربارۀ رجعت کتاب نوشتهاند، چنین مینویسد: چگونه ممکن است کسی به صدق گفتار [[ائمه]] [[اهل بیت]] {{عم}} ایمان داشته باشد اما احادیث متواتر رجعت را نپذیرد؟ احادیث صریحی که شماره آنها به حدود دویست حدیث میرسد و چهل و چند نفر از راویان ثقه و علمای اعلام در بیش از پنجاه کتاب آوردهاند... . اگر این احادیث متواتر نباشد، چه در حدیثی متواتر است؟<ref>بحار الأنوار: ج۵۳ ص۱۲۲-۱۲۳.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۰</ref>. | |||
در مجموع باید گفت: رجعت، از ضروریات مذهب است، بدین معنا که اگر کسی متون مذهب تشیع را ببیند، بیتردید، رجعت را جزء اعتقادات شیعی به حساب میآورد. البته این که رجعت از محکمات اعتقادات شیعی است، به معنای آن نیست که مانند عدل و امامت، جزء اصول اعتقادی است. ممکن است کسی از متون مذهبی، اطلاع کافی نداشته باشد و بر اثر این بیاطلاعی، اعتقاد به رجعت نداشته باشد. چنین کسی از دایره تشیع خارج نیست؛ اما اگر کسی با وجود آگاهی کافی از متون دینی و مذهبی، به رجعت اعتقاد نورزد، از دایره تشیع خارج میشود<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۱</ref>. | |||
==زمان رجعت== | ==زمان رجعت== | ||