رجعت: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۵۱۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۴ مارس ۲۰۱۷
خط ۹۲: خط ۹۲:


==ادلۀ اثبات رجعت==
==ادلۀ اثبات رجعت==
برای اثبات رجعت، به چهار دلیل: قرآن، احادیث، عقل و اجماع، تمسک جسته‌اند. مهم‌ترین ادلۀ رجعت، ادله قرآنی و حدیثی است. به همین سبب، این ادله را مقدم می‌آوریم.
برای اثبات رجعت، به چهار دلیل: قرآن، احادیث، عقل و اجماع، تمسک جسته‌اند. مهم‌ترین ادلۀ رجعت، ادله قرآنی و حدیثی است. به همین سبب، این ادله را مقدم می‌آوریم<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۲.</ref>.


*ادلۀ قرآنی رجعت؛
*ادلۀ قرآنی رجعت؛
ادلۀ متعددی از قرآن کریم بر وقوع، و به طریق اولی بر امکان رجعت دلالت دارند که برخی از آنها در بحث از تاریخ رجعت گذشت. البته برای اثبات رجعت، کافی است که به ادلۀ معاد که در قرآن فراوان‌اند مراجعه شود؛ زیرا ماهیت رجعت و معاد، یکی است و تنها ظرف آنها تفاوت دارد. بنابراین، قابلیت قابل، وجود دارد. در واقع به قدرت خدا کفر ورزیده است.  بنابراین، استبعادهای جمعی از مخالفان، از بی‌خبری است و یا از سر لجاجت.
ادلۀ متعددی از قرآن کریم بر وقوع، و به طریق اولی بر امکان رجعت دلالت دارند که برخی از آنها در بحث از تاریخ رجعت گذشت. البته برای اثبات رجعت، کافی است که به ادلۀ معاد که در قرآن فراوان‌اند مراجعه شود؛ زیرا ماهیت رجعت و معاد، یکی است و تنها ظرف آنها تفاوت دارد. بنابراین، قابلیت قابل، وجود دارد. در واقع به قدرت خدا کفر ورزیده است.  بنابراین، استبعادهای جمعی از مخالفان، از بی‌خبری است و یا از سر لجاجت<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۲.</ref>.


آیاتی که به نوعی بر رجعت دلالت دارند، فراوان‌اند و در این جا، تنها تعدادی را که با صراحت بیشتری بر رجعت در آینده دلالت دارند. و قابل تأویلِ دیگر نیستند، خواهیم آورد، هر چند مفسران [[اهل سنت]]، به دلیل مخالفت جدی با رجعت تلاش‌های زیادی برای تأویل آنها کرده‌اند:
آیاتی که به نوعی بر رجعت دلالت دارند، فراوان‌اند و در این جا، تنها تعدادی را که با صراحت بیشتری بر رجعت در آینده دلالت دارند. و قابل تأویلِ دیگر نیستند، خواهیم آورد، هر چند مفسران [[اهل سنت]]، به دلیل مخالفت جدی با رجعت تلاش‌های زیادی برای تأویل آنها کرده‌اند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۲.</ref>:


# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ}}﴾}}<ref> می‌گویند: پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده گرداندی، اینک ما به گناهان خویش اعتراف کرده‌ایم، آیا راه بیرون شدی از اینجا هست؟؛ سوره غافر، آیه ۱۱.</ref>  
# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ}}﴾}}<ref> می‌گویند: پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده گرداندی، اینک ما به گناهان خویش اعتراف کرده‌ایم، آیا راه بیرون شدی از اینجا هست؟؛ سوره غافر، آیه ۱۱.</ref>  


این آیه از دو بار مردن و زنده شدن یاد می‌کند. با توجّه به این که مرگ، تنها در جایی معنا دارد که پیش از آن زندگی باشد، نمی‌توان برخی تفاسیر  را که مرگ اوّل را مربوط به نبودن قبل از خلقت معنا کرده‌‌اند، پذیرفت. جملۀ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمَتَّنَا}}﴾}}، بر این دلالت دارد که گوینده، هویتی دارد و دو مرگ را درک کرده است، در حالی که پیش از به وجود آمدن، هویتی برای گوینده متصور نیست تا بگوید {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمَتَّنَا}}﴾}}. پس از بازگشت به زندگی در قیامت نیز دیگر مرگی نیست. حتی اگر نبود قبل از خلقت را مرگ به حساب آوریم، اما میراندن به حساب نمی‌آید؛ زیرا در میراندن، شرط است که فرد، قبل از مردن، زنده باشد. این آیه، از میراندن سخن می‌گوید، نه از مرگ. پس این تفاسیر نمی‌تواند درست باشد.
این آیه از دو بار مردن و زنده شدن یاد می‌کند. با توجّه به این که مرگ، تنها در جایی معنا دارد که پیش از آن زندگی باشد، نمی‌توان برخی تفاسیر  را که مرگ اوّل را مربوط به نبودن قبل از خلقت معنا کرده‌‌اند، پذیرفت. جملۀ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمَتَّنَا}}﴾}}، بر این دلالت دارد که گوینده، هویتی دارد و دو مرگ را درک کرده است، در حالی که پیش از به وجود آمدن، هویتی برای گوینده متصور نیست تا بگوید {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمَتَّنَا}}﴾}}. پس از بازگشت به زندگی در قیامت نیز دیگر مرگی نیست. حتی اگر نبود قبل از خلقت را مرگ به حساب آوریم، اما میراندن به حساب نمی‌آید؛ زیرا در میراندن، شرط است که فرد، قبل از مردن، زنده باشد. این آیه، از میراندن سخن می‌گوید، نه از مرگ. پس این تفاسیر نمی‌تواند درست باشد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۳.</ref>.


[[سُدّی]]<ref>اسماعیل ابن عبدالرحمن (م۱۲۷ هـ ق) یکی از مفسران قرن دوم است.</ref>، مرگ اول را در دنیا و زنده شدن اول را در قبر می‌داند که در آنجا مورد خطاب قرار می‌گیرد، سپس می‌میرد و مجدداً در قیامت زنده می‌شود. ابن کثیر ضمن بیان گفتۀ سدی، نظر ابن زید را نیز نقل می‌کند که بر اساس آن، یک زندگی در عالم ذَر است و یکی در عالم دنیا و دو مرگ نیز در پی هر زندگی است. وی هر دو را رد می‌کند و می‌گوید لازمۀ آنها، این است که سه زندگی و مرگ داشته باشند.  البتّه استدلال وی مخدوش است؛ زیرا با این حساب، سه زندگی و دو مرگ درست شود، نه سه مرگ؛ زیرا پس از آخرین زندگی، یعنی حیات اخروی، دیگر مرگی در کار نیست.
[[سُدّی]]<ref>اسماعیل ابن عبدالرحمن (م۱۲۷ هـ ق) یکی از مفسران قرن دوم است.</ref>، مرگ اول را در دنیا و زنده شدن اول را در قبر می‌داند که در آنجا مورد خطاب قرار می‌گیرد، سپس می‌میرد و مجدداً در قیامت زنده می‌شود. ابن کثیر ضمن بیان گفتۀ سدی، نظر ابن زید را نیز نقل می‌کند که بر اساس آن، یک زندگی در عالم ذَر است و یکی در عالم دنیا و دو مرگ نیز در پی هر زندگی است. وی هر دو را رد می‌کند و می‌گوید لازمۀ آنها، این است که سه زندگی و مرگ داشته باشند.  البتّه استدلال وی مخدوش است؛ زیرا با این حساب، سه زندگی و دو مرگ درست شود، نه سه مرگ؛ زیرا پس از آخرین زندگی، یعنی حیات اخروی، دیگر مرگی در کار نیست<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۳.</ref>.


[[فخر رازی]] نیز از جمع زیادی از عالمان و مفسران  یاد می‌کند که معتقدند این آیه بر این دلالت دارد که پس از مرگ و قبل از قیامت، زندگی دیگری در قبر وجود دارد که پس از آن دوباره در قبر می‌میرد<ref>مفاتیح الغیب: ج۲۷ ص۴۹۴.</ref>. تفسیر مرگ در قبر، پذیرفتنی نیست؛ زیرا قبر، جایگاه مرگ انسان است و با خود مرگ، در واقع، حیات برزخی آغاز می‌شود، نه این که ابتدا مرده باشد و سپس حیاتی دیگر پیدا کند<ref>حدیث معروف از پیامبر خدا{{صل}} که می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|«متن قرآن|مَنْ مَاتَ فَقَدْ قَامَتْ قِيَامَتُه‏»}} کسی که بمیرد، قیامتش برپا شده است نیز مؤید این مطلب است.؛ بحار الأنوار: ج۶۱ ص۷.</ref>. البته خود وی، این تفسیر را نمی‌پذیرد؛ اما نشان می‌دهد که از منظر بسیاری از مفسران [[اهل سنت،]] این آیه بر حیاتی دیگر قبل از قیامت دلالت دارد. این، نوعی رجعت است، هر چند با رجعت [[شیعه]] تفاوت دارد.
[[فخر رازی]] نیز از جمع زیادی از عالمان و مفسران  یاد می‌کند که معتقدند این آیه بر این دلالت دارد که پس از مرگ و قبل از قیامت، زندگی دیگری در قبر وجود دارد که پس از آن دوباره در قبر می‌میرد<ref>مفاتیح الغیب: ج۲۷ ص۴۹۴.</ref>. تفسیر مرگ در قبر، پذیرفتنی نیست؛ زیرا قبر، جایگاه مرگ انسان است و با خود مرگ، در واقع، حیات برزخی آغاز می‌شود، نه این که ابتدا مرده باشد و سپس حیاتی دیگر پیدا کند<ref>حدیث معروف از پیامبر خدا{{صل}} که می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|«متن قرآن|مَنْ مَاتَ فَقَدْ قَامَتْ قِيَامَتُه‏»}} کسی که بمیرد، قیامتش برپا شده است نیز مؤید این مطلب است.؛ بحار الأنوار: ج۶۱ ص۷.</ref>. البته خود وی، این تفسیر را نمی‌پذیرد؛ اما نشان می‌دهد که از منظر بسیاری از مفسران [[اهل سنت،]] این آیه بر حیاتی دیگر قبل از قیامت دلالت دارد. این، نوعی رجعت است، هر چند با رجعت [[شیعه]] تفاوت دارد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۴.</ref>.


در مجموع باید پذیرفت که از این آیه، سه زندگی فهمیده می‌شود. زندگی اول را باید ملاک ساختِ هویت انسان دانست، که زمینه‌ساز دو مرگ و دو احیای پس از مرگ می‌شود. در آیه نیز ابتدا دو مرگ و پس از آن، دو احیا آمده است. بنابراین، تنها باید پذیرش رجعت می‌توان دو مرگ را به خوبی تفسیر کرد. این تفسیر از [[امام صادق]] {{ع}} نیز نقل شده است<ref>علی بن ابراهیم دربارۀ سخن خداوند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ}}﴾}} می‌گوید: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: «ذَلِكَ فِي الرَّجْعَةِ »؛ تفسیر القمی: ج۲ ص۲۵۶.</ref>.
در مجموع باید پذیرفت که از این آیه، سه زندگی فهمیده می‌شود. زندگی اول را باید ملاک ساختِ هویت انسان دانست، که زمینه‌ساز دو مرگ و دو احیای پس از مرگ می‌شود. در آیه نیز ابتدا دو مرگ و پس از آن، دو احیا آمده است. بنابراین، تنها باید پذیرش رجعت می‌توان دو مرگ را به خوبی تفسیر کرد. این تفسیر از [[امام صادق]] {{ع}} نیز نقل شده است<ref>علی بن ابراهیم دربارۀ سخن خداوند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ}}﴾}} می‌گوید: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: «ذَلِكَ فِي الرَّجْعَةِ »؛ تفسیر القمی: ج۲ ص۲۵۶.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۴.</ref>.
#{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الأَشْهَادُ }}﴾}}<ref> ما پیامبران خویش و مؤمنان را در زندگی این جهان و در روزی که گواهان (به گواهی) برخیزند یاری می‌کنیم.؛ سوره غافر، آیه ۵۱.</ref>
 
بسیاری از فرستادگان و اولیای خداوند، در زندگی دنیا یاری نشدند. آنان، یا کشته شدند و یا به اهداف متعالی‌شان در زندگی دست نیافتند؛ اما از سوی دیگر، خداوند، وعده نموده که آنان را در دنیا و آخرت یاری کند.
 
مفسران [[اهل سنت]] در تفسیر این آیه، راه‌های مختلفی رفته‌اند و تأویل‌های گوناگونی ارائه کرده‌اند. [[فخر رازی]] ناچار شده است برای این که با وجود کشته شدن و شکست ظاهری رسولان و مؤمنان، یاری شدن دنیوی آنان را درست کند، به هفت تأویل دست بزند. این هفت تأویل، عبارت اند از: کمک شدن با حجت و استدلال، یاری شدن با زنده ماندن نام آنان، انتقام گرفتن خون آنان، مدح و ستایش مردمان، نورانیت و یقین باطنی آنان، کوتاه بودن دولت باطل، محظورات و مشکلات پیش آمده برای آنان، به دلیل این که موجب افزایش مقام و مرتبت آنان می‌گرد<ref>مفتاح الغیب: ج۲۷ ص۵۲۳-۵۲۴. </ref>.
 
غالب مفسران [[اهل سنت]]، یک یا چند تأویل از این تأویلات را انتخاب کرده‌اند.
 
<ref>مانند: [[عبدالکریم خطیب]] در التفسیر القرآنی للقرآن؛ ج۱۲، ص۱۲۴۶، [[بروسوی]] در روح البیان؛ ج،۸ ص۱۹۴، [[مراغی]] در تفسیر المراغی؛ ج۲۴، ص۸۲، [[مظهری]] در التفسیر المظهری؛ ج۸، ص۲۶۴، [[زحیلی]] در التفسیر المنبر فی العقیدة و الشریعة و المنهج؛ ج۲۴، ص۱۴۲، [[حجازی]] در التفسیر الواضح؛ ج۳ ص۳۱۰، [[طنطاوی]] در التفسیر الوسیط؛ ج۱۲، ص۲۹۸، [[سورآبادی]] در تفسیر سورآبادی؛ ج۴ ص۲۲۰۲ [[آل سعدی]] در تفسیر الکریم الرحمن؛ ج۱1 ص۸۹۰، [[قرطبی]] در الجامع لأحکام القرآن؛ ج۱۵، ص۳۲۲، [[سیوطی]] در الدّرّ المنثور؛ ج۵، ص۳۵۲ و دیگران.</ref>
 
 
 
برخی نیز تأویلاتی دیگر افزوده‌اند، از جمله: نگریستن به عاقبت کار جهان،  اقتدای مردمان به سیرۀ آنان  و کفایت نصرت غالب رسولان.


==زمان رجعت==
==زمان رجعت==
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش