رجعت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۷ مارس ۲۰۱۷
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۹: خط ۳۹:
اعتقاد به حقانیت رجعت به معنای خاص آن، از مختصات و ضروریات مذهب [[شیعه]] است <ref>حق الیقین؛ ج ۲، ص ۳۳۵.</ref> هرچند برخی آن را از اصول مذهب [[شیعه]] ندانسته و بر این باورند که هر کس برایش ثابت شود، [[ایمان]] می‌‏آورد و هر کس برایش ثابت نشود آن را رد می‌‏نماید و خللی در [[شیعه]] بودن وی وارد نمی‌آید <ref>امام شناسی؛ ج‏۱۴، ص۲۶۴. </ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903  پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.
اعتقاد به حقانیت رجعت به معنای خاص آن، از مختصات و ضروریات مذهب [[شیعه]] است <ref>حق الیقین؛ ج ۲، ص ۳۳۵.</ref> هرچند برخی آن را از اصول مذهب [[شیعه]] ندانسته و بر این باورند که هر کس برایش ثابت شود، [[ایمان]] می‌‏آورد و هر کس برایش ثابت نشود آن را رد می‌‏نماید و خللی در [[شیعه]] بودن وی وارد نمی‌آید <ref>امام شناسی؛ ج‏۱۴، ص۲۶۴. </ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903  پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.


البته از سخنان و نوشته‌های بعضی از قدمای علمای [[شیعه]] برمی‏آید که اقلیت بسیار کوچکی از [[شیعه]] رجعت را به معنی بازگشت دولت و [[حکومت اهل بیت]] {{عم}} تفسیر می‏‌کردند، نه بازگشت اشخاص و زنده شدن مردگان؛ ولی مخالفت آنها طوری است که لطمه‏‌ای به اجماع نمی‏‌زند. <ref> تفسیر نمونه؛ ج۱۵ ،ص ۵۵۵ - ۵۶۰. </ref> در مقابل این گروه که رجعت را خاص عترت می‌دانند، برخی از فیلسوفان و عرفا معتقد به وجوب رجعت هم برای عترت است و هم برای امت مؤمنان حتی مؤمنان از امت‌های سابق <ref>رشحات البحار؛ ص ۹۴، ۹۹</ref>. دلیل این گروه این است که مؤمنان استعداد و استدعای تکمیل نفوس خود بوسیله [[پیامبران]] و [[امامان]] {{عم}} را دارند، این استعداد و استدعا برای خیلی از کسانی که [[انبیاء]] و [[امامان]] {{عم}} را ندیدند وجود دارد و حکمت خداوند به فعلیت رساندن همه استعدادها است، پس باید رجعتی برای هم عترت و هم امت باشد. <ref>رشحات البحار، ص ۸۹- ۱۱۰</ref> بنابراین، ضرورت دارد اولیای مقرب قبل از مرگ امت و خروج انان از دنیا، بر آن‌ها ظهور نمایند؛ زیرا در این حالت قابلیت امت برای این امر، اعتقاد آن‌ها به این موضوع، و فاعلیت [[نبوت]] و [[ولایت]] برای این کار به اوج خود رسیده است. البته همه این موارد برای کامل کردن دایره سعادت مؤمنان است‏. <ref>رشحات البحار؛ ص ۲۸۹. </ref> ناگفته نماند که این گروه بخلاف متکلمان که معتقدند ارواج به اجسام دنیوی بر می‌گردند، بر این باورند که ارواح رجعت کنندگان به بدن‌های برزخی آنان تعلق می‌گیرد و نه به بدن‌های دنیوی "مُلکی" ایشان <ref>رشحات البحار؛ ص ۳۰۸.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903  پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.
البته از سخنان و نوشته‌های بعضی از قدمای علمای [[شیعه]] برمی‏آید که اقلیت بسیار کوچکی از [[شیعه]] رجعت را به معنی بازگشت دولت و [[حکومت اهل بیت]] {{عم}} تفسیر می‏‌کردند، نه بازگشت اشخاص و زنده شدن مردگان؛ ولی مخالفت آنها طوری است که لطمه‏‌ای به اجماع نمی‏‌زند. <ref> تفسیر نمونه؛ ج۱۵ ،ص ۵۵۵ - ۵۶۰. </ref> در مقابل این گروه که رجعت را خاص عترت می‌دانند، برخی از فیلسوفان و عرفا معتقد به وجوب رجعت هم برای عترت است و هم برای امت مؤمنان حتی مؤمنان از امت‌های سابق <ref>رشحات البحار؛ ص ۹۴، ۹۹</ref>. دلیل این گروه این است که مؤمنان استعداد و استدعای تکمیل نفوس خود بوسیله [[پیامبران]] و [[امامان]] {{عم}} را دارند، این استعداد و استدعا برای خیلی از کسانی که [[انبیاء]] و [[امامان]] {{عم}} را ندیدند وجود دارد و حکمت خداوند به فعلیت رساندن همه استعدادها است، پس باید رجعتی برای هم عترت و هم امت باشد. <ref>رشحات البحار، ص ۸۹- ۱۱۰</ref> بنابراین، ضرورت دارد اولیای مقرب قبل از مرگ امت و خروج انان از دنیا، بر آن‌ها ظهور نمایند؛ زیرا در این حالت قابلیت امت برای این امر، اعتقاد آن‌ها به این موضوع، و فاعلیت [[نبوت]] و [[ولایت]] برای این کار به اوج خود رسیده است. البته همه این موارد برای کامل کردن دایره سعادت مؤمنان است‏. <ref>رشحات البحار؛ ص ۲۸۹. </ref> ناگفته نماند که این گروه بخلاف متکلمان که معتقدند ارواج به اجسام دنیوی بر می‌گردند، بر این باورند که ارواح رجعت‌کنندگان به بدن‌های برزخی آنان تعلق می‌گیرد و نه به بدن‌های دنیوی "مُلکی" ایشان <ref>رشحات البحار؛ ص ۳۰۸.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903  پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.


درباره احکام رجعت، همچون امکان وقوع و یا وجوب رجعت در متون کلامی بحث‌هایی مطرح شده است. پیرامون امکان رجعت گفته شده: احیای مردگان و رجوع مجدد آنان به نشئه دنیا نه محذور عقلی و نه منع نقلی دارد. بنابراین، اصل رجعتِ فرد یا گروهی به دنیا نه ممتنع عقلی است و نه ممنوع شرعی؛ <ref>تفسیر قرآن کریم؛ ج ۴، ص ۴۹۸ .</ref> و به همین لحاظ گفته شده: خداوند قادر بر چنین کاری هست <ref>رسائل المرتضی؛ ج۱، ص ۳۰۲ - ۳۰۳. </ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903  پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.
درباره احکام رجعت، همچون امکان وقوع و یا وجوب رجعت در متون کلامی بحث‌هایی مطرح شده است. پیرامون امکان رجعت گفته شده: احیای مردگان و رجوع مجدد آنان به نشئه دنیا نه محذور عقلی و نه منع نقلی دارد. بنابراین، اصل رجعتِ فرد یا گروهی به دنیا نه ممتنع عقلی است و نه ممنوع شرعی؛ <ref>تفسیر قرآن کریم؛ ج ۴، ص ۴۹۸ .</ref> و به همین لحاظ گفته شده: خداوند قادر بر چنین کاری هست <ref>رسائل المرتضی؛ ج۱، ص ۳۰۲ - ۳۰۳. </ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903  پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.
خط ۷۳: خط ۷۳:
اما جای این پرسش وجود دارد که چرا [[اهل سنت]]، رجعت به هنگام ظهور [[امام زمان]] {{ع}} را قبول ندارند؟ این، در حالی است که آنها اصل ظهور [[امام مهدی]] {{ع}} را قبول دارند و امکان رجعت را با توجه به روایاتشان نیز می‌پذیرند. شاید بتوان حدس زد که قبول رجعت در [[آخر الزمان]]، به دلیل متضمن بودن رجعت [[امامان]] [[اهل بیت]] {{عم}} و انتقام‌گیری آنان از دشمنانشان به بحث امامت بر می‌گردد. هنگامی که آنها اصلش را قبول ندارند، نمی‌توان انتظار داشت که فرع آن را بپذیرند، و گرنه با توجه به ادلۀ متعدد و محکم رجعت، جایی برای انکار آن وجود ندارد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۷</ref>.
اما جای این پرسش وجود دارد که چرا [[اهل سنت]]، رجعت به هنگام ظهور [[امام زمان]] {{ع}} را قبول ندارند؟ این، در حالی است که آنها اصل ظهور [[امام مهدی]] {{ع}} را قبول دارند و امکان رجعت را با توجه به روایاتشان نیز می‌پذیرند. شاید بتوان حدس زد که قبول رجعت در [[آخر الزمان]]، به دلیل متضمن بودن رجعت [[امامان]] [[اهل بیت]] {{عم}} و انتقام‌گیری آنان از دشمنانشان به بحث امامت بر می‌گردد. هنگامی که آنها اصلش را قبول ندارند، نمی‌توان انتظار داشت که فرع آن را بپذیرند، و گرنه با توجه به ادلۀ متعدد و محکم رجعت، جایی برای انکار آن وجود ندارد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۷</ref>.


==رجعت کنندگان هنگام ظهور==
==رجعت‌کنندگان هنگام ظهور==
همان طور که گذشت، دربارۀ رجعت کنندگان، چند نظر وجود دارد؛ اما مشهورتر از همه، آن است که رجعت به کسانی اختصاص دارد که در کفر یا ایمان، خالص بوده‌اند. احادیث فراوانی از رجعت [[انبیا]]، اولیای خدا، بویژه [[امام حسین]] {{ع}}، [[امام علی]] {{ع}} و [[اهل بیت]] {{عم}}، هنگام ظهور [[امام مهدی]] {{ع}} سخن گفته‌اند. در برخی احادیث نیز از رجعت جمعی از اصحاب خاص [[پیامبر]] {{صل}} و [[امام علی]] {{ع}} گفتگو شده است. رجعت شهدا، با عنوان کشته شدگان در راه خدا، نیز مورد تأکید برخی احادیث است. در کنار اینها، از رجعت کافران و منافقان مهم هم یاد شده است. تمام این موارد، قابل درج در عنوان مشهور خالصان در کفر و ایمان هستند، چنان که در ناحیۀ کافران، اختلافی وجود ندارد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۷.</ref>.
همان طور که گذشت، دربارۀ رجعت‌کنندگان، چند نظر وجود دارد؛ اما مشهورتر از همه، آن است که رجعت به کسانی اختصاص دارد که در کفر یا ایمان، خالص بوده‌اند. احادیث فراوانی از رجعت [[انبیا]]، اولیای خدا، بویژه [[امام حسین]] {{ع}}، [[امام علی]] {{ع}} و [[اهل بیت]] {{عم}}، هنگام ظهور [[امام مهدی]] {{ع}} سخن گفته‌اند. در برخی احادیث نیز از رجعت جمعی از اصحاب خاص [[پیامبر]] {{صل}} و [[امام علی]] {{ع}} گفتگو شده است. رجعت شهدا، با عنوان کشته شدگان در راه خدا، نیز مورد تأکید برخی احادیث است. در کنار اینها، از رجعت کافران و منافقان مهم هم یاد شده است. تمام این موارد، قابل درج در عنوان مشهور خالصان در کفر و ایمان هستند، چنان که در ناحیۀ کافران، اختلافی وجود ندارد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۷.</ref>.


در برخی از احادیث، از رجعت برخی اقوام یا گروهی از هر امت و مانند آن سخن گفته شده؛ اما اجمال یا ابهام در این تعابیر را باید با احادیث دیگری که آن اقوام یا گروه را توضیح داده‌اند، برطرف کرد. نتیجه همان است که پیش‌تر گفته شد؛ یعنی خالصان از هر دسته، رجعت خواهند کرد.
در برخی از احادیث، از رجعت برخی اقوام یا گروهی از هر امت و مانند آن سخن گفته شده؛ اما اجمال یا ابهام در این تعابیر را باید با احادیث دیگری که آن اقوام یا گروه را توضیح داده‌اند، برطرف کرد. نتیجه همان است که پیش‌تر گفته شد؛ یعنی خالصان از هر دسته، رجعت خواهند کرد.
خط ۱۰۹: خط ۱۰۹:
# '''اختیار دادن به مؤمن برای بازگشت'''. برخی احادیث از با خبر کردن مؤمن در قبر از ظهور [[امام زمان]] {{ع}} و اختیار دادن به او در انتخاب بازگشت به دنیا یا ماندن در برزخ حکایت دارند<ref>از جمله روایت [[مفضّل بن عمر]] که [[امام صادق]] {{ع}} از احوال مردگان در زمان غیبت سؤال می‌کند و ایشان پاسخ می‌دهند که هنگام ظهور از مؤمن در قبرش سؤال می‌کند که: ای فلانی! صاحب تو ظهور کرده است. اگر می‌خواهی به او ملحق شوی، بشو و اگر نمی‌خواهی در کرامت الهی باقی بمانی، بمان؛ الغیبة، ص۴۵۸ ح۴۷۰، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۹۱ ح۹۸. این روایت، قابل اعتماد نیست.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۵.</ref>.  
# '''اختیار دادن به مؤمن برای بازگشت'''. برخی احادیث از با خبر کردن مؤمن در قبر از ظهور [[امام زمان]] {{ع}} و اختیار دادن به او در انتخاب بازگشت به دنیا یا ماندن در برزخ حکایت دارند<ref>از جمله روایت [[مفضّل بن عمر]] که [[امام صادق]] {{ع}} از احوال مردگان در زمان غیبت سؤال می‌کند و ایشان پاسخ می‌دهند که هنگام ظهور از مؤمن در قبرش سؤال می‌کند که: ای فلانی! صاحب تو ظهور کرده است. اگر می‌خواهی به او ملحق شوی، بشو و اگر نمی‌خواهی در کرامت الهی باقی بمانی، بمان؛ الغیبة، ص۴۵۸ ح۴۷۰، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۹۱ ح۹۸. این روایت، قابل اعتماد نیست.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۵.</ref>.  
# '''جنگ با دجّال'''. [[ابوحمزۀ قمالی]] در حدیثی از [[امام باقر]] {{ع}} نقل می‌کند که [[امیر مؤمنان]] {{ع}} می‌فرمود: «هر کس می‌خواهد با پیروان دجّال بجنگد، با کسانی بجنگد که بر خون عثمان می‌گریند یا بر اهل نهروان (خوارج) می‌گریند...» و اگر مرده باشند، خداوند آنها را زنده ‌می‌کند تا دجّال را درک کنند<ref>سند این حدیث قوی و راویان آن از بزرگان اصحاب‌اند؛ مختصر بصائر الدرجات: ص۱۹، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۹۰ ح۹۲.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۵.</ref>.
# '''جنگ با دجّال'''. [[ابوحمزۀ قمالی]] در حدیثی از [[امام باقر]] {{ع}} نقل می‌کند که [[امیر مؤمنان]] {{ع}} می‌فرمود: «هر کس می‌خواهد با پیروان دجّال بجنگد، با کسانی بجنگد که بر خون عثمان می‌گریند یا بر اهل نهروان (خوارج) می‌گریند...» و اگر مرده باشند، خداوند آنها را زنده ‌می‌کند تا دجّال را درک کنند<ref>سند این حدیث قوی و راویان آن از بزرگان اصحاب‌اند؛ مختصر بصائر الدرجات: ص۱۹، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۹۰ ح۹۲.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۵.</ref>.
# '''نام و نشان رجعت کنندگان'''. در پاره‌ای از احادیث، به نام و تعداد کسانی که از برخی مناطق رجعت می‌کنند، اشاره شده است. [[مفضّل بن عمر]] که از بزرگان اصحاب [[امام صادق]] {{ع}} است، از این امام روایت کرده که ۲۵ نفر از کوفه و ۷ نفر اصحاب کهف و برخی دیگر از بزرگان مانند [[سلمان]] و تعدادی از قوم [[موسی]] {{ع}} بازگشت می‌کند. به نام برخی پیامبران نیز اشاره شده است <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۵.</ref>.
# '''نام و نشان رجعت‌کنندگان'''. در پاره‌ای از احادیث، به نام و تعداد کسانی که از برخی مناطق رجعت می‌کنند، اشاره شده است. [[مفضّل بن عمر]] که از بزرگان اصحاب [[امام صادق]] {{ع}} است، از این امام روایت کرده که ۲۵ نفر از کوفه و ۷ نفر اصحاب کهف و برخی دیگر از بزرگان مانند [[سلمان]] و تعدادی از قوم [[موسی]] {{ع}} بازگشت می‌کند. به نام برخی پیامبران نیز اشاره شده است <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۵.</ref>.
# '''بازگشت انبیا و اولیا'''. [[فیض بن ابی شبیه]] از [[امام صادق]] {{ع}} نقل می‌کند با قرائت آیۀ: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ}}﴾}} فرموده: همۀ [[انبیا]] از [[آدم]] به بعد، به [[پیامبر خدا]] ایمان می‌آورند و به دنیا باز ‌می‌گردند و در رکاب [[امیر مؤمنان]] {{ع}} خواهند جنگید <ref>مختصر بصائر الدرجات: ص۲۵، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۴۱ ح۹.</ref> سند این حدیث، قوی و قابل اعتماد است. راویان آن یا از اصحاب اجماع‌اند یا از بزرگان اصحاب امامان {{عم}}، [[محمد بن سنان ظاهری]] نیز بر اساس تحقیق آیة الله [[شبیری زنجانی]] ثقه و قابل اعتماد است؛ <ref>ر.ک: نرم افزار درایة النور.</ref>. این حدیث صحیح، هم به اصل رجعت اشاره دارد و هم رجعت انبیای الهی و [[امیر مؤمنان]] {{ع}} را بیان می‌کند. در برخی احادیث، بر رجعت [[پیامبر خدا]] {{صل}} و [[امام علی]] {{ع}}، تصریح خاص شده است<ref>ر.ک: رجعت [[پیامبر خدا]] و [[اهل بیت]] او؛ ص ۱۱ و رجعت [[پیامبران]] و اوصیای آنان؛ ص ۱۵ و مختصر بصائر الدرجات: ص۲۴. این حدیث، راویانی موثق و بلند مرتبه دارد و [[بکیر بن اعین]]، آن را از [[امام باقر]] {{ع}} نقل کرده است.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۶.</ref>.
# '''بازگشت انبیا و اولیا'''. [[فیض بن ابی شبیه]] از [[امام صادق]] {{ع}} نقل می‌کند با قرائت آیۀ: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ}}﴾}} فرموده: همۀ [[انبیا]] از [[آدم]] به بعد، به [[پیامبر خدا]] ایمان می‌آورند و به دنیا باز ‌می‌گردند و در رکاب [[امیر مؤمنان]] {{ع}} خواهند جنگید <ref>مختصر بصائر الدرجات: ص۲۵، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۴۱ ح۹.</ref> سند این حدیث، قوی و قابل اعتماد است. راویان آن یا از اصحاب اجماع‌اند یا از بزرگان اصحاب امامان {{عم}}، [[محمد بن سنان ظاهری]] نیز بر اساس تحقیق آیة الله [[شبیری زنجانی]] ثقه و قابل اعتماد است؛ <ref>ر.ک: نرم افزار درایة النور.</ref>. این حدیث صحیح، هم به اصل رجعت اشاره دارد و هم رجعت انبیای الهی و [[امیر مؤمنان]] {{ع}} را بیان می‌کند. در برخی احادیث، بر رجعت [[پیامبر خدا]] {{صل}} و [[امام علی]] {{ع}}، تصریح خاص شده است<ref>ر.ک: رجعت [[پیامبر خدا]] و [[اهل بیت]] او؛ ص ۱۱ و رجعت [[پیامبران]] و اوصیای آنان؛ ص ۱۵ و مختصر بصائر الدرجات: ص۲۴. این حدیث، راویانی موثق و بلند مرتبه دارد و [[بکیر بن اعین]]، آن را از [[امام باقر]] {{ع}} نقل کرده است.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۶.</ref>.
# '''شبهات به حقانیت رجعت'''. گروهی دیگر از احادیث، به زیارت‌های امامان {{عم}} مربوط‌اند. در بسیاری از زیارت‌نامه‌ها شهادت می‌دهیم که رجعت امامان {{عم}}، حق است و از خداوند متعال درخواست می‌کنیم که ما را نیز در رجعت آنها شریک سازد و به دنیا باز گرداند. از جملۀ این احادیث، زیارت جامعه کبیره است با این مضمون:{{عربی|اندازه=150%|«وَ جَعَلَنى‏ مِمَّنْ يَقْتَصُّ آثارَكُمْ، وَيَسْلُكُ‏ سَبيلَكُمْ، وَيَهْتَدى‏ بِهُديكُمْ، وَيُحْشَرُ فى‏ زُمْرَتِكُمْ، وَيَكِرُّ فى‏ رَجْعَتِكُمْ، وَيُمَلَّكُ فى‏ دَوْلَتِكُمْ وَ يُشَرَّفُ فى‏ عافِيَتِكُمْ، وَيُمَكَّنُ‏ فى‏ اَيَّامِكُمْ، وَتَقِرُّ عَيْنُهُ غَداً بِرُؤْيَتِكُمْ»}}<ref> مرا به زمرۀ کسانی در آورد که در پی شما گام می‌سپارند، و به راه شما می‌روند، و در پرتو هدایت شما راه می‌جویند، و در جمع شما محشور می‌شوند، و در رجعت شما برای پیکار بر ضدّ دشمنانتان باز می‌گردند، و در دولت شما به حکومت می‌رسند، و در جوی از سلامت و عافیت شما به شرف و علوّ مقام نائل می‌شوند، و در ایام شما عزت و ثبات می‌یابند، و فردا چشمشان به دیدار شما روشن می‌گردد؛ ر.ک: عیون أخبار الرضا {{ع}}: ج۲ ص۲۷۲ ح۱.</ref> برخی دیگر از این زیارت‌ها عبارت‌اند از: زیارت [[امام حسین]] {{ع}}، زیارت [[امام علی]] {{ع}}، زیارت عسکریین، زیارت‌های [[امام زمان]] <ref>منقول در المزار الکبیر: ص۳۰۵ و ۵۷۰ و ۵۸۸، بحار الأنوار: ج۱۰۰ ص۳۴۷ ح۳۴ و ج۹۴ ص۳۶ ح۲۳ و ج۵۳ ص۹۵ ح۱۰۹، مصباح المتهجد: ص۸۲۱، کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۲ ص۶۰۹ ح۳۲۱۲.</ref> برخی از این احادیث، اسنادی صحیح یا قوی دارند، مانند روایت کتاب من لایحضره الفقیه که در آن به امامان {{عم}} خطاب می‌کنیم و از خداوند می‌خواهیم که در دولت امامان عدل، امکان عمل پیدا کنیم و همراه آنان به دنیا باز گردیم <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۶.</ref>.
# '''شبهات به حقانیت رجعت'''. گروهی دیگر از احادیث، به زیارت‌های امامان {{عم}} مربوط‌اند. در بسیاری از زیارت‌نامه‌ها شهادت می‌دهیم که رجعت امامان {{عم}}، حق است و از خداوند متعال درخواست می‌کنیم که ما را نیز در رجعت آنها شریک سازد و به دنیا باز گرداند. از جملۀ این احادیث، زیارت جامعه کبیره است با این مضمون:{{عربی|اندازه=150%|«وَ جَعَلَنى‏ مِمَّنْ يَقْتَصُّ آثارَكُمْ، وَيَسْلُكُ‏ سَبيلَكُمْ، وَيَهْتَدى‏ بِهُديكُمْ، وَيُحْشَرُ فى‏ زُمْرَتِكُمْ، وَيَكِرُّ فى‏ رَجْعَتِكُمْ، وَيُمَلَّكُ فى‏ دَوْلَتِكُمْ وَ يُشَرَّفُ فى‏ عافِيَتِكُمْ، وَيُمَكَّنُ‏ فى‏ اَيَّامِكُمْ، وَتَقِرُّ عَيْنُهُ غَداً بِرُؤْيَتِكُمْ»}}<ref> مرا به زمرۀ کسانی در آورد که در پی شما گام می‌سپارند، و به راه شما می‌روند، و در پرتو هدایت شما راه می‌جویند، و در جمع شما محشور می‌شوند، و در رجعت شما برای پیکار بر ضدّ دشمنانتان باز می‌گردند، و در دولت شما به حکومت می‌رسند، و در جوی از سلامت و عافیت شما به شرف و علوّ مقام نائل می‌شوند، و در ایام شما عزت و ثبات می‌یابند، و فردا چشمشان به دیدار شما روشن می‌گردد؛ ر.ک: عیون أخبار الرضا {{ع}}: ج۲ ص۲۷۲ ح۱.</ref> برخی دیگر از این زیارت‌ها عبارت‌اند از: زیارت [[امام حسین]] {{ع}}، زیارت [[امام علی]] {{ع}}، زیارت عسکریین، زیارت‌های [[امام زمان]] <ref>منقول در المزار الکبیر: ص۳۰۵ و ۵۷۰ و ۵۸۸، بحار الأنوار: ج۱۰۰ ص۳۴۷ ح۳۴ و ج۹۴ ص۳۶ ح۲۳ و ج۵۳ ص۹۵ ح۱۰۹، مصباح المتهجد: ص۸۲۱، کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۲ ص۶۰۹ ح۳۲۱۲.</ref> برخی از این احادیث، اسنادی صحیح یا قوی دارند، مانند روایت کتاب من لایحضره الفقیه که در آن به امامان {{عم}} خطاب می‌کنیم و از خداوند می‌خواهیم که در دولت امامان عدل، امکان عمل پیدا کنیم و همراه آنان به دنیا باز گردیم <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۶.</ref>.
# '''اولین رجعت کنندگان'''. برخی احادیث، اولین رجعت کننده را [[امام حسین]] {{ع}} معرفی کرده‌اند<ref>ر.ک: مختصر بصائر الدرجات؛ ص۱۳ ح۱۴۲۵. همۀ راویان این حدیث، از اصحاب برجسته و مورد وثوق [[امامان]] {{عم}} هستند. همچنین در پاره‌ای از احادیثِ مربوط به بازگشت [[انبیا]] و [[اولیا]]، ترتیب آمدن آنها نیز ذکر شده است. احادیث دیگری وجود دارند که از مضاعف بودن عمر افراد در رجعت سخن می‌گویند؛ مختصر بصائر الدرجات: ص۱۸ و بحار الأنوار: ج۵۳ ص۶۳ ح۵۶. برخی راویان این حدیث، مجهول‌اند. </ref> یا از تعجب میان جمادی و رجب به دلیل ملاقات مردگان با زندگان<ref>الهدایة الکبری: ص۳۶۲، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۷۷-۷۸. هر دو حدیث، راویانی مجهول دارند.</ref>. این احادیث، ضعیف‌اند و ما در استدلال بر رجعت نیازی به استناد به آنها نداریم<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۷.</ref>.
# '''اولین رجعت‌کنندگان'''. برخی احادیث، اولین رجعت کننده را [[امام حسین]] {{ع}} معرفی کرده‌اند<ref>ر.ک: مختصر بصائر الدرجات؛ ص۱۳ ح۱۴۲۵. همۀ راویان این حدیث، از اصحاب برجسته و مورد وثوق [[امامان]] {{عم}} هستند. همچنین در پاره‌ای از احادیثِ مربوط به بازگشت [[انبیا]] و [[اولیا]]، ترتیب آمدن آنها نیز ذکر شده است. احادیث دیگری وجود دارند که از مضاعف بودن عمر افراد در رجعت سخن می‌گویند؛ مختصر بصائر الدرجات: ص۱۸ و بحار الأنوار: ج۵۳ ص۶۳ ح۵۶. برخی راویان این حدیث، مجهول‌اند. </ref> یا از تعجب میان جمادی و رجب به دلیل ملاقات مردگان با زندگان<ref>الهدایة الکبری: ص۳۶۲، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۷۷-۷۸. هر دو حدیث، راویانی مجهول دارند.</ref>. این احادیث، ضعیف‌اند و ما در استدلال بر رجعت نیازی به استناد به آنها نداریم<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۷.</ref>.


===سایر ادله رجعت===
===سایر ادله رجعت===
خط ۱۲۰: خط ۱۲۰:
===ادله و شبهات مخالفان رجعت===
===ادله و شبهات مخالفان رجعت===
مخالفان رجعت، سعی کرده‌اند برای موضع خود، ادله‌ای بیاورند. شیخ [[حر عاملی]]، شبهات آنان را به تفصیل نقل کرده و پاسخ داده است.  برخی از آنها صرفاً استبعاد  است و برخی دیگر، استناد به ادلۀ نقلی و برخی دیگر، ادّعای نداشتن دلیل بر اثبات رجعت؛ اما چنان که پیش‌تر ملاحظه شد، با وجود ادلۀ قرآنی بر وقوع رجعت، نه جایی برای استبعاد وجود دارد و نه ادعای بی دلیلی پذیرفتنی است. بنابراین، تنها باید دید آیا دلیلی بر نفی رجعت وجود دارد که با ادلۀ اثبات رجعت، تعارض کند یا نه. مهم‌ترین استدلال‌های مخالفان به شرح زیر است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۹.</ref>:
مخالفان رجعت، سعی کرده‌اند برای موضع خود، ادله‌ای بیاورند. شیخ [[حر عاملی]]، شبهات آنان را به تفصیل نقل کرده و پاسخ داده است.  برخی از آنها صرفاً استبعاد  است و برخی دیگر، استناد به ادلۀ نقلی و برخی دیگر، ادّعای نداشتن دلیل بر اثبات رجعت؛ اما چنان که پیش‌تر ملاحظه شد، با وجود ادلۀ قرآنی بر وقوع رجعت، نه جایی برای استبعاد وجود دارد و نه ادعای بی دلیلی پذیرفتنی است. بنابراین، تنها باید دید آیا دلیلی بر نفی رجعت وجود دارد که با ادلۀ اثبات رجعت، تعارض کند یا نه. مهم‌ترین استدلال‌های مخالفان به شرح زیر است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۹.</ref>:
# خدای متعال، تقاضای بازگشت عده‌ای را هنگام مرگ رد می‌کند. چگونه می‌توان پذیرفت که پس از مرگ باز گردند. قرآن می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}﴾}}<ref> هنگامی که مرگ هر یک از آنان فرا رسد می‌گوید: پروردگارا! مرا باز گردانید! ... شاید من در آنچه وا نهاده‌ام، (بتوانم) کاری نیکو انجام دهم؛ هرگز! این سخنی است که او گوینده آن است و پیشاروی آنان تا روزی که برانگیخته گردند برزخی خواهد بود؛ سوره مؤمنون، آیه ۹۹ - ۱۰۰.</ref> قرآن ادعای درخواست کنندگان بازگشتن را تکذیب می‌کند و می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}﴾}}<ref> و اگر بازگردانده شوند به همان چیزهایی که از آن نهی شده بودند باز می‌گردند و بی‌گمان آنان دروغ پردازند؛ سوره انعام، آیه ۲۸.</ref> '''پاسخ:''' با استفاده از آیات ذکر شده و توجّه به معنای رجعت، می‌توان فهمید که میان رجعت اصطلاحی و این آرزوی کافران، دست کم، چهار تفاوت وجود دارد:'''یک.''' درخواست بازگشت کافران هنگام مرگ، برای از سرگیری عمل است؛ امّا رجعت کافران در [[آخر الزمان]]، برای عمل نیست و هیچ فرصتی برای اصلاح اعمال به آنان داده نمی‌شود. حتی اگر کافران بخواهند آن زمان ایمان بیاورند، این ایمان، مفید نیست؛ زیرا به فرمودۀ قرآن: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لاَ يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ}}﴾}}<ref> روزی که برخی نشانه‌های پروردگارت آید کسی که از پیش ایمان نیاورده یا در ایمان خویش کار نیکویی انجام نداده باشد ایمانش او را سودی نخواهد داد؛ بگو چشم به راه باشید که ما نیز چشم به راهیم؛ سوره انعام، آیه ۱۵۸.</ref> ظهور [[امام مهدی]] {{ع}}، یکی از آیات پروردگار است که پس از آن، دیگر ایمان کافران، پذیرفته نخواهد شد. بر این موضوع در تعدادی از احادیث اسلامی، تأکید گردیده است '''دو.''' اراده کننده در رجعت، خداوند است؛ اما درخواست بازگشت کافران، از سوی خود آنهاست. به عبارت دیگر، در هنگام دیدن نشانه‌های مرگ، کافران می‌خواهند فرصتی دیگر باره بیابند تا شاید در زندگی دنیا کاری نیک کنند و توشه‌ای برای آخرت برچینند؛ اما در رجعت، آنان هیچ تمایل به بازگشت ندارند؛ زیرا در این بازگشت، فرصتی برای عمل ندارند؛ بلکه به هدفی دیگر باز گردانده می‌شوند '''سه.''' هدف در رجعت، مجازات کافران است؛ اما هدف کافران از تقاضای بازگشت به دنیا در هنگام دیدن نشانه‌های مرگ، رهایی از مجازات برزخ و آخرت است '''چهار.''' در تحقّق هدف رجعت، تخلفی نیست؛ ولی در تحقق هدف کافران، تخلف هست؛ یعنی آنان دورغ می‌گویند و چنان که قرآن می‌گوید، اگر باز گردند، به وعده‌هایشان عمل نمی‌کنند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۱.</ref>.
# خدای متعال، تقاضای بازگشت عده‌ای را هنگام مرگ رد می‌کند. چگونه می‌توان پذیرفت که پس از مرگ باز گردند. قرآن می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}﴾}}<ref> هنگامی که مرگ هر یک از آنان فرا رسد می‌گوید: پروردگارا! مرا باز گردانید! ... شاید من در آنچه وا نهاده‌ام، (بتوانم) کاری نیکو انجام دهم؛ هرگز! این سخنی است که او گوینده آن است و پیشاروی آنان تا روزی که برانگیخته گردند برزخی خواهد بود؛ سوره مؤمنون، آیه ۹۹ - ۱۰۰.</ref> قرآن ادعای درخواست‌کنندگان بازگشتن را تکذیب می‌کند و می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}﴾}}<ref> و اگر بازگردانده شوند به همان چیزهایی که از آن نهی شده بودند باز می‌گردند و بی‌گمان آنان دروغ پردازند؛ سوره انعام، آیه ۲۸.</ref> '''پاسخ:''' با استفاده از آیات ذکر شده و توجّه به معنای رجعت، می‌توان فهمید که میان رجعت اصطلاحی و این آرزوی کافران، دست کم، چهار تفاوت وجود دارد:'''یک.''' درخواست بازگشت کافران هنگام مرگ، برای از سرگیری عمل است؛ امّا رجعت کافران در [[آخر الزمان]]، برای عمل نیست و هیچ فرصتی برای اصلاح اعمال به آنان داده نمی‌شود. حتی اگر کافران بخواهند آن زمان ایمان بیاورند، این ایمان، مفید نیست؛ زیرا به فرمودۀ قرآن: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لاَ يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ}}﴾}}<ref> روزی که برخی نشانه‌های پروردگارت آید کسی که از پیش ایمان نیاورده یا در ایمان خویش کار نیکویی انجام نداده باشد ایمانش او را سودی نخواهد داد؛ بگو چشم به راه باشید که ما نیز چشم به راهیم؛ سوره انعام، آیه ۱۵۸.</ref> ظهور [[امام مهدی]] {{ع}}، یکی از آیات پروردگار است که پس از آن، دیگر ایمان کافران، پذیرفته نخواهد شد. بر این موضوع در تعدادی از احادیث اسلامی، تأکید گردیده است '''دو.''' اراده کننده در رجعت، خداوند است؛ اما درخواست بازگشت کافران، از سوی خود آنهاست. به عبارت دیگر، در هنگام دیدن نشانه‌های مرگ، کافران می‌خواهند فرصتی دیگر باره بیابند تا شاید در زندگی دنیا کاری نیک کنند و توشه‌ای برای آخرت برچینند؛ اما در رجعت، آنان هیچ تمایل به بازگشت ندارند؛ زیرا در این بازگشت، فرصتی برای عمل ندارند؛ بلکه به هدفی دیگر باز گردانده می‌شوند '''سه.''' هدف در رجعت، مجازات کافران است؛ اما هدف کافران از تقاضای بازگشت به دنیا در هنگام دیدن نشانه‌های مرگ، رهایی از مجازات برزخ و آخرت است '''چهار.''' در تحقّق هدف رجعت، تخلفی نیست؛ ولی در تحقق هدف کافران، تخلف هست؛ یعنی آنان دورغ می‌گویند و چنان که قرآن می‌گوید، اگر باز گردند، به وعده‌هایشان عمل نمی‌کنند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۱.</ref>.
# بازگشت کافران به دنیا پس از دیدن عذاب‌های برزخ و دیدن آنچه پس از مرگ رخ می‌دهد، موجب می‌شود که آنان فرصتی دیگر برای عمل پیدا کنند و با یقینی که پیدا کرده‌اند، به عمل بپردازند. در این صورت، دیگر جایی برای مجازات آنها باقی نمی‌ماند و تفاوتی با مؤمنان نخواهد داشت و این، بی‌عدالتی است '''پاسخ:''' خداوند متعال، چنین فرصتی را برای کافران و مجرمان فراهم نمی‌سازد. آنان خواهان بازگشت به دنیا برای عمل نیک هستند؛ اما این خواسته اجابت نمی‌شود. خواستۀ آنان، از هنگام دیدن نشانه‌های مرگ آغاز می‌گردد و در صحرای محشر، تکرار می‌شود و می‌گویند: خدایا! اینک چشمان ما گشوده شد و زین پس، گوش به فرمان تو خواهیم بود. ما را باز گردان تا کار نیک کنیم. دیگر یقین آوردیم<ref>{{عربی|اندازه=150%|«وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُؤُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ»}}و کاش گناهکاران را آنگاه که نزد پروردگارشان سرافکنده‌اند می‌دیدی (که می‌گویند:) پروردگارا! دیدیم و شنیدیم اکنون بازمان گردان تا کاری شایسته کنیم که ما (اکنون) یقین داریم؛ سوره سجده، آیه 12.</ref>. در این جا پاسخی به آنان داده نمی‌شود، تا این که آنان را به نزدیکی دوزخ می‌برند و آتش را از نزدیک مشاهده می‌کنند. در این حال به التماس می‌افتند و آرزو ‌می‌کنند که کاش از جملۀ مؤمنان بودند و نشانه‌های پروردگار را انکار نمی‌کردند؛ اما اگر هم باز گردند، به همان کارهایی باز خواهند گشت که از آنها نهی شده‌اند و آنان دروغ می‌گویند<ref>{{عربی|اندازه=150%|«وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ»}} و کاش آنگاه که آنان را بر آتش نگاه داشته‌اند می‌دیدی که می‌گویند: ای کاش بازمان می‌گرداندند و آیات پروردگارمان را دروغ نمی‌شمردیم و از مؤمنان می‌شدیم (چنین نیست) بلکه آنچه از پیش پنهان می‌داشتند برای آنان آشکار گردید و اگر بازگردانده شوند به همان چیزهایی که از آن نهی شده بودند باز می‌گردند و بی‌گمان آنان دروغ پردازند؛ سوره انعام، آیه ۲۷ - ۲۸.</ref>. آنان پس از این که وارد آتش شدند و گرما و غل و زنجیر داغ و آب‌های جوشان را چشیدند، فریادشان بلند می‌شود که: پروردگارا! ما را از این جا خارج ساز. قول می‌دهیم که کارهای نیک کنیم و گذشته را جبران نماییم. به آنان با زبانی خرد کننده خطاب می‌رسد که: ساکت شوید و سخن نگویید. مگر به قدر کفایت به شما عمر ندادیم تا پند گیرید؟! مگر برای شما به قدر کافی انذار دهندگان نیامدند؟! حال بچشید که امروز یاوری برای ستمکاران وجود ندارد <ref> {{عربی|اندازه=150%|«وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ»}} و آنان در آن فریاد سر می‌دهند که پروردگارا! ما را بیرون آور تا کاری شایسته جز آنچه (پیش‌تر) می‌کردیم در پیش گیریم؛ آیا ما به شما عمر (دراز) ندادیم که در آن آن کس که اهل پند است، پند می‌گیرد، و (آیا) هشداردهنده‌ای نزدتان نیامد؟ پس (عذاب را) بچشید که ستمکاران را یاوری نیست ؛ سوره فاطر، آیه ۳۷ و {{عربی|اندازه=150%|«بَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ  قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلا تُكَلِّمُونِ»}} پروردگارا! ما را از آن (دوزخ) بیرون آور، اگر (به گذشته خود) بازگشتیم آنگاه، بی‌گمان ما ستمکاره‌ایم می‌فرماید: در آن (دوزخ) گم شوید و با من سخن مگویید؛ سوره مؤمنون، آیه ۱۰۷ - ۱۰۸.</ref>. بنابراین، بازگشتی برای کافران وجود ندارد و اگر هم باز گردند، اعمال نیک نخواهند کرد و عدالت بر هم نمی‌خورد. افزون بر این، رجعت اصطلاحی اصلاً ربطی به این تقاضای بازگشت کافران ندارد. رجعت، برای مجازات است و آن هم مخصوص عده‌ای اندک از رئوس گم‌راهی و کفر است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۱ - ۷۲.</ref>.
# بازگشت کافران به دنیا پس از دیدن عذاب‌های برزخ و دیدن آنچه پس از مرگ رخ می‌دهد، موجب می‌شود که آنان فرصتی دیگر برای عمل پیدا کنند و با یقینی که پیدا کرده‌اند، به عمل بپردازند. در این صورت، دیگر جایی برای مجازات آنها باقی نمی‌ماند و تفاوتی با مؤمنان نخواهد داشت و این، بی‌عدالتی است '''پاسخ:''' خداوند متعال، چنین فرصتی را برای کافران و مجرمان فراهم نمی‌سازد. آنان خواهان بازگشت به دنیا برای عمل نیک هستند؛ اما این خواسته اجابت نمی‌شود. خواستۀ آنان، از هنگام دیدن نشانه‌های مرگ آغاز می‌گردد و در صحرای محشر، تکرار می‌شود و می‌گویند: خدایا! اینک چشمان ما گشوده شد و زین پس، گوش به فرمان تو خواهیم بود. ما را باز گردان تا کار نیک کنیم. دیگر یقین آوردیم<ref>{{عربی|اندازه=150%|«وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُؤُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ»}}و کاش گناهکاران را آنگاه که نزد پروردگارشان سرافکنده‌اند می‌دیدی (که می‌گویند:) پروردگارا! دیدیم و شنیدیم اکنون بازمان گردان تا کاری شایسته کنیم که ما (اکنون) یقین داریم؛ سوره سجده، آیه 12.</ref>. در این جا پاسخی به آنان داده نمی‌شود، تا این که آنان را به نزدیکی دوزخ می‌برند و آتش را از نزدیک مشاهده می‌کنند. در این حال به التماس می‌افتند و آرزو ‌می‌کنند که کاش از جملۀ مؤمنان بودند و نشانه‌های پروردگار را انکار نمی‌کردند؛ اما اگر هم باز گردند، به همان کارهایی باز خواهند گشت که از آنها نهی شده‌اند و آنان دروغ می‌گویند<ref>{{عربی|اندازه=150%|«وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ»}} و کاش آنگاه که آنان را بر آتش نگاه داشته‌اند می‌دیدی که می‌گویند: ای کاش بازمان می‌گرداندند و آیات پروردگارمان را دروغ نمی‌شمردیم و از مؤمنان می‌شدیم (چنین نیست) بلکه آنچه از پیش پنهان می‌داشتند برای آنان آشکار گردید و اگر بازگردانده شوند به همان چیزهایی که از آن نهی شده بودند باز می‌گردند و بی‌گمان آنان دروغ پردازند؛ سوره انعام، آیه ۲۷ - ۲۸.</ref>. آنان پس از این که وارد آتش شدند و گرما و غل و زنجیر داغ و آب‌های جوشان را چشیدند، فریادشان بلند می‌شود که: پروردگارا! ما را از این جا خارج ساز. قول می‌دهیم که کارهای نیک کنیم و گذشته را جبران نماییم. به آنان با زبانی خرد کننده خطاب می‌رسد که: ساکت شوید و سخن نگویید. مگر به قدر کفایت به شما عمر ندادیم تا پند گیرید؟! مگر برای شما به قدر کافی انذار دهندگان نیامدند؟! حال بچشید که امروز یاوری برای ستمکاران وجود ندارد <ref> {{عربی|اندازه=150%|«وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ»}} و آنان در آن فریاد سر می‌دهند که پروردگارا! ما را بیرون آور تا کاری شایسته جز آنچه (پیش‌تر) می‌کردیم در پیش گیریم؛ آیا ما به شما عمر (دراز) ندادیم که در آن آن کس که اهل پند است، پند می‌گیرد، و (آیا) هشداردهنده‌ای نزدتان نیامد؟ پس (عذاب را) بچشید که ستمکاران را یاوری نیست ؛ سوره فاطر، آیه ۳۷ و {{عربی|اندازه=150%|«بَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ  قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلا تُكَلِّمُونِ»}} پروردگارا! ما را از آن (دوزخ) بیرون آور، اگر (به گذشته خود) بازگشتیم آنگاه، بی‌گمان ما ستمکاره‌ایم می‌فرماید: در آن (دوزخ) گم شوید و با من سخن مگویید؛ سوره مؤمنون، آیه ۱۰۷ - ۱۰۸.</ref>. بنابراین، بازگشتی برای کافران وجود ندارد و اگر هم باز گردند، اعمال نیک نخواهند کرد و عدالت بر هم نمی‌خورد. افزون بر این، رجعت اصطلاحی اصلاً ربطی به این تقاضای بازگشت کافران ندارد. رجعت، برای مجازات است و آن هم مخصوص عده‌ای اندک از رئوس گم‌راهی و کفر است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۱ - ۷۲.</ref>.
# قرآن می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَحَرَامٌ عَلَى قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> و بر (مردم) شهری که ما نابودشان کرده‌ایم حرام (و محال) است که (در رستخیز) بازنگردند؛ (آنان بی‌گمان باز می‌گردند)؛ سوره انبیا، آیه ۹۵.</ref> بنابراین، قرآن به صراحت، رجعت را رد می‌کند. '''پاسخ:''' با توضیحی که پیش‌تر دربارۀ این آیه داده شد، معلوم شد این آیه نه تنها مخالف رجعت نیست، بلکه از بهترین ادله برای اثبات رجعت است؛ زیرا آیه می‌گوید گروهی خاص بازگشت ندارند و لازمه‌اش این است که گروهی دیگر بازگشت دارند. ممکن است گفته شود که رجعت کنندگان، هم از مؤمنان‌اند و هم از کافران. اگر هلاک شدگان، از کافران باشند، آن‌گاه رجعت آنان، براساس این آیه، ناممکن است؛ اما باید توجه داشت که رجعت کافران، به منظور چشیدن عذاب دنیوی است. کسانی که هلاک شده‌اند، یک بار این عذاب را چشیده‌اند و دیگر نیازی به رجعت آنان نیست. همچنین نباید فراموش کرد که همۀ کافران و مشرکان، هلاک نشده‌اند. اقوامی اندک از آنان به هلاک رسیده‌اند. بسیاری مانده‌اند تا دورۀ رجعت آنان فرا برسد و برای مجازات باز گردند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۳.</ref>.
# قرآن می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَحَرَامٌ عَلَى قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> و بر (مردم) شهری که ما نابودشان کرده‌ایم حرام (و محال) است که (در رستخیز) بازنگردند؛ (آنان بی‌گمان باز می‌گردند)؛ سوره انبیا، آیه ۹۵.</ref> بنابراین، قرآن به صراحت، رجعت را رد می‌کند. '''پاسخ:''' با توضیحی که پیش‌تر دربارۀ این آیه داده شد، معلوم شد این آیه نه تنها مخالف رجعت نیست، بلکه از بهترین ادله برای اثبات رجعت است؛ زیرا آیه می‌گوید گروهی خاص بازگشت ندارند و لازمه‌اش این است که گروهی دیگر بازگشت دارند. ممکن است گفته شود که رجعت‌کنندگان، هم از مؤمنان‌اند و هم از کافران. اگر هلاک شدگان، از کافران باشند، آن‌گاه رجعت آنان، براساس این آیه، ناممکن است؛ اما باید توجه داشت که رجعت کافران، به منظور چشیدن عذاب دنیوی است. کسانی که هلاک شده‌اند، یک بار این عذاب را چشیده‌اند و دیگر نیازی به رجعت آنان نیست. همچنین نباید فراموش کرد که همۀ کافران و مشرکان، هلاک نشده‌اند. اقوامی اندک از آنان به هلاک رسیده‌اند. بسیاری مانده‌اند تا دورۀ رجعت آنان فرا برسد و برای مجازات باز گردند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۳.</ref>.
# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> آیا ندیده‌اند چه بسیار نسل‌ها را پیش از ایشان نابود کردیم که آنان به سویشان باز نمی‌گردند؟؛ سوره یس، آیه ۳۱.</ref>'''پاسخ:''' این آیه نیز مانند آیۀ سابق است که از بازگشت نیافتن گروه‌هایی سخن می‌گوید که هلاک شده‌اند و نمی‌تواند نافی رجعت باشد. در واقع از این دو آیه استنباط می‌شود که نسل‌های هلاک شده، به دلیل این که یک بار عذاب دنیوی شده‌اند، دیگر بازگشتی ندارند تا دوباره عقوبت شوند و تنها برزخ و حساب و کتاب آخرت پیش روی آنان است؛ امّا کسانی که در دنیا عذاب نشده‌اند و سزاوار آن هستند، بازگشت دارند <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۳.</ref>.
# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> آیا ندیده‌اند چه بسیار نسل‌ها را پیش از ایشان نابود کردیم که آنان به سویشان باز نمی‌گردند؟؛ سوره یس، آیه ۳۱.</ref>'''پاسخ:''' این آیه نیز مانند آیۀ سابق است که از بازگشت نیافتن گروه‌هایی سخن می‌گوید که هلاک شده‌اند و نمی‌تواند نافی رجعت باشد. در واقع از این دو آیه استنباط می‌شود که نسل‌های هلاک شده، به دلیل این که یک بار عذاب دنیوی شده‌اند، دیگر بازگشتی ندارند تا دوباره عقوبت شوند و تنها برزخ و حساب و کتاب آخرت پیش روی آنان است؛ امّا کسانی که در دنیا عذاب نشده‌اند و سزاوار آن هستند، بازگشت دارند <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۳.</ref>.
# برخی، اشکالی عقلی مطرح می‌کنند و می‌گویند: برگشت گناهکاران، به یکی از دلایل زیر انجام می‌شود: مجازات، اذیت یا بیان خیانت آنها به مردم. مجازات را در آخرت خواهند کشید و مجازات دنیوی آنها ظلم است. اذیت را در قبر خواهند دید. بیان خیانت آنها نیز در این زمان فایده ندارد، برای مردم زمان خودشان مفید است، نه مردم زمان دیگر<ref>[[ولی الله دهلوی]]، به نقل از تحفۀ اثنی عشریه: ص۴۸۴. </ref>'''پاسخ:''' احادیث باب رجعت، تصریح دارند که باز گرداندن مجرمان، برای مجازات دنیویِ آنان است و مجازات دنیوی، هیچ منافاتی با عذاب آخرت ندارد و ظلم نیست، چنان که اگر قاتلی را در دنیا قصاص کنند، باز هم در آخرت عذاب در انتظارش هست. چشیدن شیرینی اجرای عدالت در دنیا، حق مظلومان است. بنابراین، نباید اجرای این حق را منافی عذاب آخرت دانست. همچنین می‌توان بیان خیانت آنان را برای دیگران، از جمله دلایل رجعت آنها دانست. این بیان، تنها برای مردم زمان خودشان مفید نیست؛ بلکه برای مردم هر زمانی مفید است و می‌تواند درسی عبرت‌آمیز باشد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۴.</ref>.
# برخی، اشکالی عقلی مطرح می‌کنند و می‌گویند: برگشت گناهکاران، به یکی از دلایل زیر انجام می‌شود: مجازات، اذیت یا بیان خیانت آنها به مردم. مجازات را در آخرت خواهند کشید و مجازات دنیوی آنها ظلم است. اذیت را در قبر خواهند دید. بیان خیانت آنها نیز در این زمان فایده ندارد، برای مردم زمان خودشان مفید است، نه مردم زمان دیگر<ref>[[ولی الله دهلوی]]، به نقل از تحفۀ اثنی عشریه: ص۴۸۴. </ref>'''پاسخ:''' احادیث باب رجعت، تصریح دارند که باز گرداندن مجرمان، برای مجازات دنیویِ آنان است و مجازات دنیوی، هیچ منافاتی با عذاب آخرت ندارد و ظلم نیست، چنان که اگر قاتلی را در دنیا قصاص کنند، باز هم در آخرت عذاب در انتظارش هست. چشیدن شیرینی اجرای عدالت در دنیا، حق مظلومان است. بنابراین، نباید اجرای این حق را منافی عذاب آخرت دانست. همچنین می‌توان بیان خیانت آنان را برای دیگران، از جمله دلایل رجعت آنها دانست. این بیان، تنها برای مردم زمان خودشان مفید نیست؛ بلکه برای مردم هر زمانی مفید است و می‌تواند درسی عبرت‌آمیز باشد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۴.</ref>.
۲۲۴٬۹۸۹

ویرایش