رجعت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۸۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۹ مارس ۲۰۱۷
خط ۱۱۰: خط ۱۱۰:
# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> آیا ندیده‌اند چه بسیار نسل‌ها را پیش از ایشان نابود کردیم که آنان به سویشان باز نمی‌گردند؟؛ سوره یس، آیه ۳۱.</ref>'''پاسخ:''' این آیه نیز مانند آیۀ سابق است که از بازگشت نیافتن گروه‌هایی سخن می‌گوید که هلاک شده‌اند و نمی‌تواند نافی رجعت باشد. در واقع از این دو آیه استنباط می‌شود که نسل‌های هلاک شده، به دلیل این که یک بار عذاب دنیوی شده‌اند، دیگر بازگشتی ندارند تا دوباره عقوبت شوند و تنها برزخ و حساب و کتاب آخرت پیش روی آنان است؛ امّا کسانی که در دنیا عذاب نشده‌اند و سزاوار آن هستند، بازگشت دارند <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۳.</ref>.
# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> آیا ندیده‌اند چه بسیار نسل‌ها را پیش از ایشان نابود کردیم که آنان به سویشان باز نمی‌گردند؟؛ سوره یس، آیه ۳۱.</ref>'''پاسخ:''' این آیه نیز مانند آیۀ سابق است که از بازگشت نیافتن گروه‌هایی سخن می‌گوید که هلاک شده‌اند و نمی‌تواند نافی رجعت باشد. در واقع از این دو آیه استنباط می‌شود که نسل‌های هلاک شده، به دلیل این که یک بار عذاب دنیوی شده‌اند، دیگر بازگشتی ندارند تا دوباره عقوبت شوند و تنها برزخ و حساب و کتاب آخرت پیش روی آنان است؛ امّا کسانی که در دنیا عذاب نشده‌اند و سزاوار آن هستند، بازگشت دارند <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۳.</ref>.
# برخی، اشکالی عقلی مطرح می‌کنند و می‌گویند: برگشت گناهکاران، به یکی از دلایل زیر انجام می‌شود: مجازات، اذیت یا بیان خیانت آنها به مردم. [[با وجود مجازات اخروی گناهکاران آیا رجعت آنان ظلم نیست؟ (پرسش)|مجازات را در آخرت خواهند کشید و مجازات دنیوی آنها ظلم است]]. اذیت را در قبر خواهند دید.  [[ با وجود اینکه بیان خیانت گناهکاران به مردم تنها برای مردم زمان خودشان مفید است چه حکمتی برای رجعت آنان منظور است؟ (پرسش)|بیان خیانت آنها نیز در این زمان فایده ندارد، برای مردم زمان خودشان مفید است، نه مردم زمان دیگر]]<ref>[[ولی الله دهلوی]]، به نقل از تحفۀ اثنی عشریه: ص۴۸۴. </ref>'''پاسخ:''' احادیث باب رجعت، تصریح دارند که باز گرداندن مجرمان، برای مجازات دنیویِ آنان است و مجازات دنیوی، هیچ منافاتی با عذاب آخرت ندارد و ظلم نیست، چنان که اگر قاتلی را در دنیا قصاص کنند، باز هم در آخرت عذاب در انتظارش هست. چشیدن شیرینی اجرای عدالت در دنیا، حق مظلومان است. بنابراین، نباید اجرای این حق را منافی عذاب آخرت دانست. همچنین می‌توان بیان خیانت آنان را برای دیگران، از جمله دلایل رجعت آنها دانست. این بیان، تنها برای مردم زمان خودشان مفید نیست؛ بلکه برای مردم هر زمانی مفید است و می‌تواند درسی عبرت‌آمیز باشد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۴.</ref>.
# برخی، اشکالی عقلی مطرح می‌کنند و می‌گویند: برگشت گناهکاران، به یکی از دلایل زیر انجام می‌شود: مجازات، اذیت یا بیان خیانت آنها به مردم. [[با وجود مجازات اخروی گناهکاران آیا رجعت آنان ظلم نیست؟ (پرسش)|مجازات را در آخرت خواهند کشید و مجازات دنیوی آنها ظلم است]]. اذیت را در قبر خواهند دید.  [[ با وجود اینکه بیان خیانت گناهکاران به مردم تنها برای مردم زمان خودشان مفید است چه حکمتی برای رجعت آنان منظور است؟ (پرسش)|بیان خیانت آنها نیز در این زمان فایده ندارد، برای مردم زمان خودشان مفید است، نه مردم زمان دیگر]]<ref>[[ولی الله دهلوی]]، به نقل از تحفۀ اثنی عشریه: ص۴۸۴. </ref>'''پاسخ:''' احادیث باب رجعت، تصریح دارند که باز گرداندن مجرمان، برای مجازات دنیویِ آنان است و مجازات دنیوی، هیچ منافاتی با عذاب آخرت ندارد و ظلم نیست، چنان که اگر قاتلی را در دنیا قصاص کنند، باز هم در آخرت عذاب در انتظارش هست. چشیدن شیرینی اجرای عدالت در دنیا، حق مظلومان است. بنابراین، نباید اجرای این حق را منافی عذاب آخرت دانست. همچنین می‌توان بیان خیانت آنان را برای دیگران، از جمله دلایل رجعت آنها دانست. این بیان، تنها برای مردم زمان خودشان مفید نیست؛ بلکه برای مردم هر زمانی مفید است و می‌تواند درسی عبرت‌آمیز باشد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۴.</ref>.
# چنان که پس از این خواهد آمد، رجعت [[امامان]] {{عم}} در زمان [[امام زمان]] {{ع}} اتفاق خواهد افتاد. به ادلۀ عقلی و نقلی اثبات شده که ممکن نیست یک چشم به هم زدن زمین، از حجت، خالی بماند، و ممکن نیست غیر افضل بر افضل مقدم شود... با این مقدمات، رجعت معنا ندارد؛ چون لازم می‌آید یا [[امام مهدی]] {{ع}} از [[امامت]] عزل شود، در صورتی که بر حسب ادله، [[امامت]] او تا قیامت ادامه دارد، یا غیر افضل یعنی [[امام زمان]] {{ع}} بر افضل، یعنی [[امیر مؤمنان]] {{ع}} یا [[امام حسین ]]{{ع}} مقدم باشد و یا عدد [[امامان]] {{عم}}از دوازده نفر زیادتر باشد و ریاست [[امام]]، عمومی نباشد<ref>الإیقاظ من الهجعة: ص۴۱۲.</ref>'''پاسخ:''' اولاً اگر [[امامت]] غیر افضل به امر و اجازۀ خود افضل باشد، اشکالی ندارد. ثانیاً ممکن است هر یک از امامان رهبری ناحیه‌ای را به دست گیرند و به نوعی تقسیم کار قائل شویم. ثالثاً ممکن است رجعت سایر [[امامان]] {{عم}}، پس از شهادت [[امام مهدی]] {{ع}} باشد. دلیلی قاطع بر این مطلب نیست که امامت [[امام زمان]] {{ع}} تا قیامت ادامه خواهد داشت، به ویژه این که در برخی احادیث، از رحلت ایشان و کفن و دفنشان به دست [[امام حسین]] {{ع}} سخن رفته است. افزون بر این، حدیثی از رجعت [[امیر مؤمنان]] {{ع}} و امامان دیگر سخن گفته است و [[امامان]] {{عم}} را به عنوان کارگزاران [[علی]] {{ع}} معرفی کرده است<ref>مختصر بصائر الدرجات: ص۲۹، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۷۴ ح۷۵.</ref>. پاسخ‌های دیگری نیز به این اشکال داده‌اند که برای پرهیز از تطویل، از بیان آنها خودداری می‌کنیم<ref>برای دیدن آنها، ر.ک: الإیقاظ من الهجعة: ص۴۱۲-۴۲۱.</ref>؛ اما در هر حال، عدد امامان از دوازده، تجاوز نخواهد کرد و همان امامان قبلی باز خواهند گشت<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۴.</ref>.
# چنان که پس از این خواهد آمد، رجعت [[امامان]] {{عم}} در زمان [[امام زمان]] {{ع}} اتفاق خواهد افتاد. [[ اگر رجعت در زمان امام مهدی رخ می‌دهد آیا خلو زمین از حجت یا تقدم غیر افضل بر افضل لازم نمی‌آید؟ (پرسش)|به ادلۀ عقلی و نقلی اثبات شده که ممکن نیست یک چشم به هم زدن زمین، از حجت، خالی بماند، و ممکن نیست غیر افضل بر افضل مقدم شود... با این مقدمات، رجعت معنا ندارد]]؛ چون لازم می‌آید یا [[امام مهدی]] {{ع}} از [[امامت]] عزل شود، در صورتی که بر حسب ادله، [[امامت]] او تا قیامت ادامه دارد، یا غیر افضل یعنی [[امام زمان]] {{ع}} بر افضل، یعنی [[امیر مؤمنان]] {{ع}} یا [[امام حسین ]]{{ع}} مقدم باشد و یا عدد [[امامان]] {{عم}}از دوازده نفر زیادتر باشد و ریاست [[امام]]، عمومی نباشد<ref>الإیقاظ من الهجعة: ص۴۱۲.</ref>'''پاسخ:''' اولاً اگر [[امامت]] غیر افضل به امر و اجازۀ خود افضل باشد، اشکالی ندارد. ثانیاً ممکن است هر یک از امامان رهبری ناحیه‌ای را به دست گیرند و به نوعی تقسیم کار قائل شویم. ثالثاً ممکن است رجعت سایر [[امامان]] {{عم}}، پس از شهادت [[امام مهدی]] {{ع}} باشد. دلیلی قاطع بر این مطلب نیست که امامت [[امام زمان]] {{ع}} تا قیامت ادامه خواهد داشت، به ویژه این که در برخی احادیث، از رحلت ایشان و کفن و دفنشان به دست [[امام حسین]] {{ع}} سخن رفته است. افزون بر این، حدیثی از رجعت [[امیر مؤمنان]] {{ع}} و امامان دیگر سخن گفته است و [[امامان]] {{عم}} را به عنوان کارگزاران [[علی]] {{ع}} معرفی کرده است<ref>مختصر بصائر الدرجات: ص۲۹، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۷۴ ح۷۵.</ref>. پاسخ‌های دیگری نیز به این اشکال داده‌اند که برای پرهیز از تطویل، از بیان آنها خودداری می‌کنیم<ref>برای دیدن آنها، ر.ک: الإیقاظ من الهجعة: ص۴۱۲-۴۲۱.</ref>؛ اما در هر حال، عدد امامان از دوازده، تجاوز نخواهد کرد و همان امامان قبلی باز خواهند گشت<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۴.</ref>.
# رجعت، مستلزم تناسخ است و تناسخ از نظر اسلام، مردود است. پس رجعت، مردود است'''پاسخ:''' این اشکال از فهم نادرست معنای تناسخ و معنای رجعت ناشی شده است. تناسخ به معنای آن است که روح کسی پس از مرگ، در بدنی دیگر، غیر از بدن خودش وارد شود؛ اما رجعت به معنای بازگشت روح به بدن خود فرد است، دقیقاً مانند همان اتّفاقی که در معاد خواهد افتاد. اگر بازگشت روح به بدن در معاد مستلزم تناسخ است، در رجعت هم هست؛ اما نه در معاد و نه در رجعت، بازگشت به بدنی دیگر نیست؛ بلکه بازگشت به بدن خود فرد است. بنابراین، هیچ امری که محال یا خلاف اسلام باشد اتّفاق نخواهد افتاد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۵.</ref>.
# رجعت، مستلزم تناسخ است و تناسخ از نظر اسلام، مردود است. پس رجعت، مردود است'''پاسخ:''' این اشکال از فهم نادرست معنای تناسخ و معنای رجعت ناشی شده است. تناسخ به معنای آن است که روح کسی پس از مرگ، در بدنی دیگر، غیر از بدن خودش وارد شود؛ اما رجعت به معنای بازگشت روح به بدن خود فرد است، دقیقاً مانند همان اتّفاقی که در معاد خواهد افتاد. اگر بازگشت روح به بدن در معاد مستلزم تناسخ است، در رجعت هم هست؛ اما نه در معاد و نه در رجعت، بازگشت به بدنی دیگر نیست؛ بلکه بازگشت به بدن خود فرد است. بنابراین، هیچ امری که محال یا خلاف اسلام باشد اتّفاق نخواهد افتاد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۵.</ref>.
# کسی که به کمال خاص خود رسیده، اگر پس از مرگ، دوباره به دنیا باز گردد، رجوع از فعل به قوه است و این، محال است؛ نفس انسان با مُردن، تجرد پیدا می‌کند و یک موجود مثالی یا عقلی می‌شود. حال اگر دوباره به دنیا باز گردد، موجودی مادی می‌شود و از فعلیت تجردی به قوه باز می‌گردد '''پاسخ:''' این اشکال وارد نیست؛ زیرا حتی اگر این اصل فلسفی که چیزی از فعل به قوه باز نمی‌گردد، درست باشد، اما زنده شدن موجودی پس از مرگ، از مصادیق آن نیست. انسان پیش از مرگ نیز تجرد دارد. نفس انسانی چه هنگام تعلّق به بدن، چه پس از آن و چه با تعلّق دوباره به بدن، مجرد است. مرتبۀ نفس، در هیچ یک از این حالات تفاوت نمی‌کند و چنین نیست که پیش از مرگ، مادی باشد و پس از مرگ، مجرّد شود و با رجعت، دوباره مادی گردد. بنابراین، چیزی از فعل به قوه باز نمی‌گردد؛ بلکه از فعلیت جدیدی پدید می‌آید<ref>[[علامه طباطبایی]] این پاسخ را داده است؛ ر.ک: المیزان: ج۱ ص۲۰۷.</ref>. در مجموع باید گفت: اگر کسی نخواهد جزئیات رجعت را آن چنان که در پاره‌ای احادیث آمده است، بپذیرد، اما چاره‌ای جز قبول اصل رجعت ندارد. ادلۀ محکم قرآنی و حدیثی در این زمینه قاطع‌اند و نمی‌توان آنها را انکار کرد، هر چند فهم جزئیات رجعت بر برخی دشوار باشد. افزون بر این، باید توجه داشت که اعتقاد به رجعت، از محکمات اعتقادات شیعی است، اما از اصول اعتقادی نیست و ندانستن جزئیات و فروع آن یا احیاناً غفلت از اصل آن، ضرری به ایمان و اعتقاد فرد نمی‌زند. البته اگر کسی آگاهانه و پس از دیدن ادلۀ محکم رجعت، آن را رد کند، مشمول حکم این آیۀ شریف می‌شود که در مقام توبیخ منکران از اهل کتاب می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}}﴾}}<ref> و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود؛ سوره نمل، آیه ۱۴.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۵.</ref>.
# کسی که به کمال خاص خود رسیده، اگر پس از مرگ، دوباره به دنیا باز گردد، رجوع از فعل به قوه است و این، محال است؛ نفس انسان با مُردن، تجرد پیدا می‌کند و یک موجود مثالی یا عقلی می‌شود. حال اگر دوباره به دنیا باز گردد، موجودی مادی می‌شود و از فعلیت تجردی به قوه باز می‌گردد '''پاسخ:''' این اشکال وارد نیست؛ زیرا حتی اگر این اصل فلسفی که چیزی از فعل به قوه باز نمی‌گردد، درست باشد، اما زنده شدن موجودی پس از مرگ، از مصادیق آن نیست. انسان پیش از مرگ نیز تجرد دارد. نفس انسانی چه هنگام تعلّق به بدن، چه پس از آن و چه با تعلّق دوباره به بدن، مجرد است. مرتبۀ نفس، در هیچ یک از این حالات تفاوت نمی‌کند و چنین نیست که پیش از مرگ، مادی باشد و پس از مرگ، مجرّد شود و با رجعت، دوباره مادی گردد. بنابراین، چیزی از فعل به قوه باز نمی‌گردد؛ بلکه از فعلیت جدیدی پدید می‌آید<ref>[[علامه طباطبایی]] این پاسخ را داده است؛ ر.ک: المیزان: ج۱ ص۲۰۷.</ref>. در مجموع باید گفت: اگر کسی نخواهد جزئیات رجعت را آن چنان که در پاره‌ای احادیث آمده است، بپذیرد، اما چاره‌ای جز قبول اصل رجعت ندارد. ادلۀ محکم قرآنی و حدیثی در این زمینه قاطع‌اند و نمی‌توان آنها را انکار کرد، هر چند فهم جزئیات رجعت بر برخی دشوار باشد. افزون بر این، باید توجه داشت که اعتقاد به رجعت، از محکمات اعتقادات شیعی است، اما از اصول اعتقادی نیست و ندانستن جزئیات و فروع آن یا احیاناً غفلت از اصل آن، ضرری به ایمان و اعتقاد فرد نمی‌زند. البته اگر کسی آگاهانه و پس از دیدن ادلۀ محکم رجعت، آن را رد کند، مشمول حکم این آیۀ شریف می‌شود که در مقام توبیخ منکران از اهل کتاب می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}}﴾}}<ref> و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود؛ سوره نمل، آیه ۱۴.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۵.</ref>.
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش